مدل تعالی EFQM را میتوان گذار از کثرت به وحدت در الگوها ورویکردهای مختلف متکثر موجود در حوزه بهبود و تعالی سازمانی نامید که مهمترین کارکرد آن، انجام خودارزیابی و شناسایی زمینه های قابل بهبود در یک سازمان است. از آنجا که سازمانها به ویژه آنهایی که از سطح بلوغ پایینتری در مدیریت کیفیت جامع برخوردارند هنگام استفاده از این مدل با انبوهی از زمینههای قابل بهبود مواجه خواهند شد، همواره انتخاب مهمترین و کلیدیترین مسألهها که ارزش تخصیص منابع سازمان را داشته باشند، چالش اصلی آنهاست. بنابراین، سازمانها ناگزیر به غربال مسألههای شناسایی شده برای یافتن مهمترین مسألههای خود هستند. مرور ادبیات وپیشینه این موضوع حاکی از آن است که رویکردی جامع و دقیق که در قالب یک مدل و الگوریتم مشخص به غربال مسألههای شناسایی شده با مدل تعالی EFQM بپردازد موجود نیست. هدف از این مقاله، معرفی یک الگوی غربالگری ریاضی برای انتخاب مسأله های کلیدی در مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا است. از آنجا که فضای تصمیم گیری حاکم بر سازمانهای صنعتی عموماً از نوع فازی است و معمولاً دادهها در فرم مبهم و سربسته مطرح میشوند، لذا برای اینکه این مدل با شرایط حاکم بر سازمانهای صنعتی تطبیق بیشتری داشته باشد، الگوی پیشنهادی در فضای تصمیم گیری فازی طراحی شده تا ضمن در نظر گرفتن زبان طبیعی محیط کسب و کار و استفاده از اطلاعات نادقیق و مبهم موجود، بتوان تصمیمات لازم را برای اولویت بندی زمینه های قابل بهبود اتخاذ کرد.
"کارآفرینی در ایران پدیده جدیدی است و مطالعات بسیار محدودی در این زمینه خصوصاً در رابطه با موضوع کارآفرینی زنان انجام شده است. علی رغم اینکه اخیراً شاهد افزایش علاقهمندی زنان ایرانی به داشتن مشارکت اقتصادی و اجتماعی و خصوصاً تحصیلات عالی هستیم، ولی در بهره مندی از مشارکت آنان در امور اقتصادی جامعه با مشکلاتی مواجهیمم.
از سوی دیگر، استراتژیهای متفاوت زنان و مردان کارآفرین در راه اندازی و مدیریت کسب و کار و رویکرد متفاوت آنان به موفقیت، منشأ تفاوتهایی در کسب و کارهای آنان می باشد.
لذا به منظور دریافت شناختی کلی از زنان کارآفرین تحصیلکرده دانشگاهی و کسب و کارهای آنان، همچنین شناسایی عوامل مؤثر در راه اندازی موفق کسب و کارهای کارآفرینانه توسط این زنان، مطالعه ای وسیع و ملی در جامعه زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی ایران با استفاده از پرسشنامهای که بدین منظور طراحی و با نظر خبرگان کارآفرینی و انجام پیش آزمون، اصلاح گردید، انجام گرفت. این مقاله به بیان قسمتی از نتایج این مطالعه در ارتباط با استراتژیها و رویکرد زنان کارآفرین دانشگاهی به موفقیت میپردازد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که زنان کارآفرین ایرانی، با برنامهریزی و با هدف ارائه محصولات و خدماتی با کیفیت بهتر، کسب و کار خود را راهاندازی میکنند و داشتن برنامه کسب و کار، نقش مهمی در راه اندازی موفق کسب و کار آنان دارد. همنچنین زنان کارآفرین ایرانی، موفقیت خود را در درجه اول در رسیدن به رضایت شخصی و اثبات شایستگیهای خود و سپس در سودآوری می دانند."
"در این مقاله، یک مدل جدید برای مکان یابی مراکز توزیع ارائه شده که هزینه های مربوط به موجودی کالا و ذخیره اطمینان را شامل میشود. دراین مدل، هزینه حمل کالا از تأمین کننده به مراکز توزیع که بیان کننده مقیاس اقتصادی استفاده از اقلام ثابت هزینه میباشد نیز در مدل وارد شده و مسأله به صورت یک مدل برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح صفر و یک فرموله شده است.
از نرم افزار «اکسل» برای مدل سازی و حل مدل استفاده شده و در نهایت در مورد تحلیل حساسیت نتایج به تغییر در پارامترهای کلیدی مدل، چون هزینه های ثابت ایجاد مراکز توزیع و هزینه ثابت سفارش بحث شده است. در نتیجه کاربرد تجارت الکترونیک این نوع هزینهها کاهش چشمگیری داشته است. در این شرایط برای کاهش هزینه کل، باید تعداد مراکز توزیع افزایش یابد."
"از عوامل مهم بقا در محیط پر رقابت امروزی، کاهش هزینههای تولید محصول میباشد. انتخاب تأمینکنندگان مناسب میتواند به شکل قابل ملاحظهای هزینههای خرید را کاهش و قابلیت رقابتپذیری سازمان را افزایش دهد، چرا که در بیشتر صنایع، هزینه مواد خام و اجزای تشکیلدهنده محصول، قسمت عمدهای از بهای تمام شده محصول را در بر میگیرد. هدف از این مقاله ارائه یک روش تصمیمگیری فازی برای مسائل انتخاب تأمینکنندگان در زنجیره تأمین است. در دهه اخیر چگونگی تعیین مناسبترین تأمینکننده بهعنوان یک عامل استراتژیک در زنجیره تأمین موردتوجه قرار گرفته است.
ماهیت این نوع تصمیمها معمولاً پیچیده و فاقد ساختار مشخصی است و بسیاری از معیارهای عملکرد کمی و کیفی از قبیل، کیفیت،قیمت، انعطافپذیری و زمان تحویل باید برای تعیین مناسبترین تأمینکننده مورد توجه قرارگیرد. در این مقاله از عبارتهای کلامی که بهوسیله خبرگان ارائه میشود برای ارزیابی و تعیین عملکرد هر تأمینکننده نسبت به هر معیار و تعیین وزن معیارها استفاده شده است. رتبهبندیهای کلامی بهوسیله اعداد فازی مثلثی و ذوزنقهای بیان شدهاند و در نهایت از روش تصمیمگیری چند معیاره (MCDM) در محیط فازی برای انتخاب تأمینکنندگان استفاده شده و یک روش برای محاسبه وزن و رتبهبندی گزینهها در تکنیکTOPSIS فازی ارائه شده است. در نهایت یک مثال برای نشاندادن فرایند حل ارائه شده است."
"امروزه توسعه قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) موجب گسترش کاربردهای آن در حوزههای گوناگون شده است. از طرفی این امر باعث شده است تا به ICT نه تنها بهعنوان یک ابزار تسهیلکننده بلکه بهعنوان یک توانمندساز در راستای دستیابی به اهداف، نگاه شود. حوزه روستایی از جمله حوزههایی است که طی سالهای اخیر برای توسعه زیرساختهای ICT در کشور مورد توجه قرار گرفته است.
برای این منظور تلاش شده است تا در قالب طرح ICT روستایی، توانمندسازهای این زیرساخت در راستای دستیابی به اهدافی همچون توانمندسازی روستایی، کاهش فقر، افزایش رفاه و کاهش مشکلات حوزه روستایی مورد استفاده قرار گیرد. با اینکه این طرح در بعد سختافزاری و شبکهای از پیشرفت خوبی برخوردار بوده، اما با این حال متدلوژی جامع و برنامه منسجمی برای توسعه برنامههای کاربردی متناسب بر روی این زیرساخت وجود ندارد.
از این رو در پژوهش حاضر با تکیه بر مباحث معماری سازمانی- که دیدگاهی مناسب برای تأمین نیاز فوق را فراهم میآورد- چارچوب معماری خاصی بر پایه زیرساخت ICT روستایی ارائه شده است. از طرفی به دلیل اهمیت زنجیره تأمین محصولات کشاورزی در حوزه روستایی و اتکای معیشتی روستائیان به این فرایند هستهای، چارچوب معماری مربوطه با تأکید بر این فرایند توسعهیافته است. این پژوهش براساس روش تحقیق تئوری مفهومسازی بنیادی به انجام رسیده و چارچوبی سه لایه را برای معماری زنجیره تأمین محصولات ارائه کرده است. در انتها نیز چارچوب معماری بهدست آمده با چارچوبهای معماری مطرح، مقایسه شده است."
اندیشمندان از دیر باز آرزو داشته اند که در جوامع دموکراتیک، یکایک مردم در فرایند تصمیم گیری برای جامعه خویش مشارکت داشته باشند. هر چند سالیان متمادی این آرزو برآورده نشده، ولی این امکان وجود دارد که فناوری ارتباطات و اطلاعات، زمینه مساعدی برای مشارکت تک تک اعضای جامعه در امور مربوط به جامعه خویش فراهم کند. از آن جا که وجود اعتماد، زیربنای وجود دولتهای دموکراتیک است، این مقاله درصدد است تا آثار دولت الکترونیک بر نهادهای اولیه و تأثیر آن بر میزان اعتماد به دولت و دموکراسی در جامعه را تبیین کند. بدین منظور، نظر سه گروه مدیران دولتی، اساتید و دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای تحقیق حاکی از وجود رابطه علی بین دولت الکترونیک، میزان اعتماد عمومی، و دموکراسی الکترونیکی است.