بروز مخاطرت انسانی و طبیعی در مقیاس کروی، تغییر در گفتمان ها، درون مایه و جهت گیری جستارهای سیاسی - امنیتی را در پی داشته است. پایان جنگ سرد آغازی بر طرح مفاهیمی نو در حوزه امنیت شد که بنیاد آن بر همکاری و تعامل میان واحدهای سیاسی استوار است. طرح مفاهیم امنیت انسانی، امنیت زیست محیطی و ... با توجه به نقش فزاینده مخرب انسان در زیست کره و پیامدهای فضایی آن در قالب بحرانهای اجتماعی - سیاسی توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. به نظر می رسد پیامدهای عمدتا ناخوشایند برخاسته از فروسایی محیطی، گرمایش کروی و تغییر اقلیم، اثرات دیرپایی در حوزه معیشت و امنیت پایدار افراد و اجتماعات در سراسر زیست کره بویژه در کشورهای در حال توسعه به دنبال داشته است. در این میان، علوم جغرافیایی که به طور سنتی پیامدهای فضایی ناشی از مناسبات اکولوژیک انسان - محیط را کانون مطالعات خود قرار داده عمدتا در قالب ژئوپلیتیک انتقادی، به تحلیل ابعاد امنیتی مناسبات یاد شده پرداخته است، به طوری که در چارچوب آن، دیگر صرف دولت کانون مطالعات جغرافیای سیاسی نیست بلکه امنیت انسانی فراتر از مرزهای سیاسی در بستر زیست کره محور پژوهش و کانون توجه قرار گرفته است.
با توجه به تغییرات محتوایی و کیفی بسیار زیادی که از چند دهه اخیر در بازارهای جهانی رخ داده و حرکت به سوی جهانی شدن بازارها شروع و به موازات آن دوره تولید محوری در انتهای حیات خود و مشتری محوری در حال نضج گرفتن است. تولیدکنندگان صنعتی با هدف استفاده بهینه از امکانات و جلوگیری از هدر رفتن منابع با ارزش به تمهیداتی اقدام نموده اند که نتیجه آن تغییر ساختار صنعتی است. از مشخصات اصلی این تغییر ساختار، ترویج بیش از پیش صنایع کوچک است. در سال های اخیر توجه فزاینده ای به کوچک سازی شده و روند توسعه بنگاه های کوچک و متوسط افزایش یافته است. با وجود اینکه این بنگاه ها دارای مزایای بسیاری نسبت به صنایع بزرگ می باشند، کوچک بودن و حجم پایین منابع در دسترس موجب ایجاد محدودیت هایی برای این بنگاه ها می شود. بحث های نظری متفاوتی دراین رابطه که چگونه بنگاه های کوچک می توانند بر مشکلات خود غلبه کرده و به توسعه کمک کنند توسط اقتصادانان و صاحب نظران ارائه شده است، اما جالبترین نگرشی که به این بنگاه ها شده است مربوط به پدیده شبکه شدن و خوشه سازی یا به طور کلی تجمیع می باشد. در این مقاله نیز تلاش شده است با بررسی مشکلات صنایع کوچک و متوسط (به ویژه در ایران) به بحث خوشه های صنعتی به عنوان یکی از راه های کمک به بنگاه های کوچک و متوسط برای حل مشکلات آنها و مزایای این پدیده پرداخته شود.
رشد و توسعه جامعه مرهون بررسی، برنامه ریزی مسائل، و مشکلات موجود و ارائه راهکارهای موجود به منظور پاسخ گویی به نیازهای جامعه است. بدیهی است سازمان ها و مؤسسات اجتماعی در زمینه های گوناگونی به فعالیت مشغول اند؛ مانند آموزش و پژوهش، آموزش عالی، بهداشت و درمان، محیط زیست. با توجه به تنوع، تعدد، و کلان بودن مسائل جامعه، مسئولان سازمان ها و قانون گذاران، پاسخ گویی به دغدغه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را، در قالب خط مشی ها و برنامه های پنج ساله فراگیر، تنظیم و تدوین کرده اند.
بعد از اجرای هر برنامه، ضروری است برای بررسی عملکرد اجرایی گذشته و متغیرهای مرتبط با توجه به برنامه های اجراشده و درک وضعیت و ابعاد مشکلات و چشم اندازهای بلند مدت اثربخشی خط مشی اجراشده ارزیابی های جامعی صورت گیرد که دست اندرکاران با توانمندی بیشتری بتوانند نارسایی های محتمل را برطرف کنند و خلأ بین وضعیت مورد بررسی و اهداف پیش بینی شده را پر کنند و آن ها را به تحقق برسانند.
در این پژوهش، که درباره دورة کارشناسی رشتة تحصیلی مدیریت دولتی است، در ابتدا مسائل آموزش عالی و جایگاه آن در پیشبرد علم و حل مشکلات جامعه بحث و بررسی می شود. در ادامه، اثربخشی سازمانی ارزیابی برنامة آموزش و نقش آن در بهبود عملکرد آموزشی و کیفیت آن تحلیل خواهد شد
هدف این پژوهش تعیین اثر بخشی زوج درمانگری شناختی- رفتاری، اسلامی و تحلیل رفتار متقابل بر خودشناسی زوج های ناسازگار بود. طرح این پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. آزمودنی های این پژوهش شامل 90 زوج (180 نفر) به عنوان گروه آزمایشی و 30 زوج (60 نفر) به عنوان گروه کنترل بودند که به صورت تصادفی از میان زوج های ناسازگار مراجعه کننده به دادگاه خانواده یا مراکز و کلینیک های مشاوره شهر تبریز انتخاب شدند. گروه آزمایشی به مدت 12-10 جلسه تحت زوج درمانی شناختی- رفتاری، اسلامی و تحلیل رفتار متقابل قرار گرفتند. نتایج پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش رویکردهای زوج درمانی شناختی- رفتاری، اسلامی و تحلیل رفتار متقابل خودشناسی زوج های ناسازگار را افزایش می دهند و در این راستا زوج درمانگری اسلامی نسبت به زوج درمانگری شناختی - رفتاری و تحلیل رفتار متقابل اثر بخش تر است.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه دبیران در خصوص محتوای کتاب های درسی مهارت های اجتماعی- اقتصادی در دوره راهنمایی تحصیلی پیش حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی است. روش: در پژوهش حاضر به روش سر شماری تعداد 35 نفر از دبیران کتاب های درسی مهارت های اجتماعی- اقتصادی دوره راهنمایی تحصیلی پیش حرفه ای استان های قزوین، گیلان و مازندران بهعنوان گروه نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه محققساخته را تکمیل کر دند. داده ها به کمک آزمون خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که دبیران مورد مطالعه، کتاب های درسی مهارت های اجتماعی- اقتصادی دوره راهنمایی تحصیلی پیش حرفه ای را در مؤلفه های هدف ها، محتوا، اصول سازماندهی محتوا، زمان در نظرگرفته شده برای تدریس، نقش تصاویر در فهم مفاهیم کتاب، ویژگیهای ظاهری کتاب، ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و روش های تدریس فعال «کاملاً مناسب» و در مؤلفه کاربرد عملی از مفاهیم کتاب در زندگی روزمره «تا حدی مناسب» ارزیابی کردند. نتایج آزمون خی دو بیانگر عدم وجود تفاوت معنادار بین دیدگاه دبیران پایه های اول، دوم و سوم در ارزیابی محتوای کتاب های درسی مهارت های اجتماعی اقتصادی بود. اصالت/ارزش: برای ارتقاء مهارت های اجتماعی و اقتصادی دانش آموزان کمتوان ذهنی به کتابهای درسی مناسب نیاز است. پژوهش حاضر با بررسی نظرات دبیران شاغل به تدریس کتابهای درسی مهارتهای اجتماعی- اقتصادی میتواند به مؤلفان و برنامهریزان کتابهای درسی به ویژه برای دانش آموزان کم توان ذهنی کمک کند.
امروزه فناوری های ارتباطی با حجم فراوانی زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده اند، به گونه ای که انسان امروز بدون این فناوری های جدید نمی تواند به زندگی اش ادامه دهد. پیشرفت و گسترش فناوری های ارتباطی علاوه بر تأثیرات مثبتی که در زندگی انسان ها دارد، دارای تأثیرات منفی نیز هست که بر همین اساس نظریه پردازان علوم ارتباطات با توجه به آثار و پیامدهای فناوری های ارتباطی به دو گروه تقسیم می شوند: عده ای اعتقاد به تأثیرات مثبت فناوری های ارتباطی دارند و برخی دیگر توجه خود را بر روی آثار منفی فناوری های ارتباطی متمرکز کرده اند.
در این مقاله بر آنیم که به بررسی این دو دیدگاه مثبت و منفی درباره فناوری ها و همچنین پیامدها و تأثیرات سیاسی و اقتصادی فناوری های ارتباطی و اثرات آن بر پدیده جهانی شدن بپردازیم.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه «رضامندی زناشویی» با «الگوهای ارتباطی زوجین» انجام گرفت. حجم نمونه که با روش خوشه ای چندمرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شد شامل 121 زوج (242 نفر) از دانشگاه تربیت معلم و حوزه علمیه شهر اصفهان بود. «پایبندی مذهبی» نیز متغیر تعدیل کننده بود.برای اندازه گیری متغیرهای پژوهشی از پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سالاوی و پرسشنامه مقیاس رضامندی زناشویی اسلامی جدیری و پرسشنامه پایبندی مذهبی جان بزرگی استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین «الگوی ارتباطی سازنده متقابل» با «رضایت زناشویی» رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0 < p). میان الگوهای ارتباطی «توقع/ کناره گیر، توقع/ کناره گیر مرد/ زن»، «توقع/ کناره گیر زن/ مرد» و «الگوی ارتباطی اجتنابی متقابل» با «رضایت زناشویی» در سطح (01/0< p) رابطه منفی معناداری وجود دارد. پس می توان رضایت زناشویی را از طریق الگوهای ارتباطی پیش بینی نمود؛ پایبندی مذهبی نیز یکی از عوامل پیش بینی کننده رضایت زناشویی است.
عارفان در مسیرسلوک الی الله، منازل و مقاماتی را پشت سر می نهند که فهم آنها برای غیر اهل عرفان، خالی از صعوبت نیست. به همین دلیل اغلب متفکران می کوشند تا با تکیه بر مبانی فکری و نظری خویش، تبیین (explanation) یا توضیحی فهم پذیر از حالات و تجربه های عرفانی به دست دهند. اما توفیق این تبیین ها کاملا تحت تأثیر قوت و توانمندی مبانی مذکور قرار دارد. یکی از مقامات عرفانی که فهم خردپسند آن برای غیر اهل عرفان بسیار دشوار بوده و به همین دلیل نظریه های مختلفی در تبیین آن مطرح شده است، مقام یا حال «فنا» است. دستاوردهای مختلف علمی و فلسفی، دستمایه های درخوری برای تبیین فنا در اختیار می نهند که در جای خود ارزشمندند, اما این نوشتار کوشیده است تا نشان دهد تنها تبیین موفق در این مسئله، تبیینی است که بر پایهٴ اصول حکمت متعالیه و عرفان نظری ارائه شده است.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و مدیریت تعارض مدیران با روش همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری کلیه معاونان مدارس متوسطه شهر تهران در سال 1388 به تعداد 1732 نفر و نمونه آماری تعداد 313 نفر با روش تصادفی سیتماتیک با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان انتخاب گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، یکی پرسشنامه هوش هیجانی پیترایذر و فارنهایم و دیگری پرسشنامه محقق ساخته جهت سنجش میزان تعارض در سازمان تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که بین هوش هیجانی و مدیریت تعارض مدیران رابطه معناداری وجود دارد.