شاید اولین بار دورکیم مفهوم همبستگی اجتماعی را وارد جامعه شناسی کرد. وی از درون تقسیم کار در نظام اجتماعی، مفهوم همبستگی اجتماعی را به دست آورد. دورکیم دستگاه مفهومی و تحلیلی خاصی را طراحی می کند که اضلاع چهارگانه آن عبارتند از: تقسیم کار اجتماعی، وجدان جمعی، همبستگی اجتماعی و حقوق.
از سوی دیگر، قرآن کریم ضمن پاسداشت همبستگی اجتماعی، نقطه عزیمت متفاوتی را برمی گزیند تا به جای دستگاهی لرزان بر بنیان های اعتباری، نظریه خود در این باره را بر شالوده های فطری و تکوینی استوار سازد. قرآن کریم، اصلی ترین عامل همبستگی را دین الهی قرار می دهد که ریشه آن فطری و تکوینی است. همچنین از مؤلفه های تکوینی و اجتماعی دیگری همچون روابط خانواده و خویشاوندی، نام می برد. هرچند هیچ یک از این عوامل اجتماعی نمی تواند در تراز اسلام و ایمان به خدای واحد قرار گیرد.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و توصیفی، به واکاوی مفهوم همبستگی اجتماعی در قرآن می پردازد.
این پژوهش با هدف مقایسه، شناخت و تحلیل جامعه شناختی مداحی های سنتی و مدرن در یک دهه اخیر از نظر محتوا، ادبیات، سبک اجرا تدوین یافته است. چارچوب نظری، ترکیبی از نظریه های جامعه شناسی مناسک دینی دورکیم، گیرتز و برگر می باشد. روش تحقیق اسنادی، تکنیک تحلیل محتوا و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه معکوس است. براساس یافته ها، مداحی های مدرن دارای درون مایه احساسی و عاطفی، ادبیات عامیانه، عاشقانه، تحقیرآمیز و محتوایی با مضمون عشق زمینی و اظهار ارادت به مولا و مراد، سبک شور، هیجان آفرینی بسیار زیاد، سیستم نورپردازی و صوتی حرفه ای و مدیریت صحنه حرفه ای مداح می باشند. در حالی که، مداحان سنتی بیشتر بر توصیف مظلومیت اهل بیت(ع) تأکید دارند و اغلب از ادبیات رسمی، درون مایه احساسی و اخلاقی، سبک واحد و زمینه استفاده می کنند. در مجموع، هر دو نوع مداحی عاری از غنای محتوایی هستند و در مقابل صورت گرا، هیجان آفرین و نمایش محور هستند.
حکمت متعالیه در زمرة گنجینه های اسلامی است که دلالت ها و لوازم فراوانی برای طرح ریزی فلسفة علوم اجتماعی دارد تا از این مسیر بتوان به تغییر در علوم اجتماعی نایل شد. هنگامی می توان به چنین هدفی دست یافت که پرسش هایی از سنخ فلسفة علوم اجتماعی طراحی کنیم و به این نظام حکمی عرضه داریم تا از این طریق دلالت ها و لوازم آن را بر مبنای حکمت متعالیه به دست آوریم. این پژوهش، از روش تحلیلی ـ برهانی سود جسته است. حکمت متعالیه، هستی ای فراتر از فهم انسان باور دارد و جهان اجتماعی نیز همان سپهر معنایی است که انسان به واسطة حرکت جوهری در پرتو اتحاد علم و عالِم و معلوم، به آن سپهر معنایی دست می یابد. این سپهر معنایی اگر با نظام معنایی توحیدی هم سان باشد، جامعة فاضله را در تاریخ خود محقق می سازد؛ در غیر این صورت، جوامع غیرفاضله را وارد تاریخ ساخته است.
علم و پیشرفت های علمی نیازمند بستری از تعاملات، میان رشته های علمی مختلف است. در عصر حاضر با توجه به تخصصی شدن حوزه های موضوعی، روابط بین رشته ای در هر مطالعه ای اجتناب ناپذیر می نماید. کتابداری و اطلاع رسانی رشته ای است که همانند سایر رشته ها، مبانی و اصول نظری خاص خود را دارد. به نظر می رسد بسیاری از نظریات و اصول مطرح شده در این علم از سایر رشته های علمی به وام گرفته شده است؛ از این رو پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی و مطالعه نظریات موجود در این رشته، ریشه ها و خاستگاه های این نظریات را کشف کرده و بدین ترتیب ماهیت میان رشته ای کتابداری و اطلاع رسانی را مشخص کند.
اندیشه های کوهن و دیدگاه پارادایمی، انگاره های پیشرفت و انباشتی بودن علم را به چالشی ویرانگر کشید و پس از آن «پارادایم» بارها در علوم اجتماعی هم به کارگرفته شد و اقبالی گسترده یافت.
نوشتار پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است که آیا در مطالعات میان رشته ای می توان از رویکردهای چند/فرا پارادایمی بهره گرفت یا گفتگو و پل زدن میان پارادایم ها ناشدنی است. در این پژوهش نخست مفهوم پارادایم و دیدگاه های گوناگون آن واکاوی می شود که مفهوم ناهمسنگی پارادایم ها در آن نقش پررنگی دارد و سپس امکان گفتگوی پارادایم ها در مطالعات میان رشته ای بررسی می شود. رویکرد پژوهش توصیفی- تطبیقی است و با ژرف کاوی پژوهش های پیشین درباره رویکردهای پارادایمی دنبال می شود.در پایان نشان داده می شود که یکی از دشواری های بحث درباره پارادایم ها و به ویژه رویکرد چند/فرا پارادایمی، کاربست باز و سست مفهوم پارادایم است و گنگی آن با پیش چشم داشتن زمینه کاربرد تا اندازه زیادی کاسته می شود. همچنین نتیجه می گیریم رویکرد چند/فرا پارادایمی مفهومی ناسازنماست که ویژگی اساسی پارادایم ها را نادیده می گیرد و در مطالعات میان رشته ای نمی توان هم هنگام از چند پارادایم در بررسی پدیده ها بهره گرفت.
این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشتهای در مطالعات شرق شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشتهای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی میپردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیلهای شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشتههای مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق شناسی اساساً بر رویکرد چند رشتهای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشتهای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرتهای استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین میپردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشتهای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار میدهد.
پیامک خبری پدیده ای نوظهور در عرصة اطلاع رسانی به شمار می رود. این پدیده که در طیفی وسیع در سازمان های رسانه ای و عمومی در کشور به کار گرفته شده ، دارای مسائل عمده ای است که وجهی از آن، مربوط به فرآیندهای انتشار اطلاعات و بخشی دیگر به پیامدهای آن در سطح جامعه مربوط می شود. این مقالة حاضر می کوشد با مروری بر تاریخچة این فناوری در جهان و ایران و شناسایی فهرستی از مسائل عمده، راهکار و سیاست هایی کاربردی بر رفع آنها را پیشنهاد کند. بخش عمدة این مباحث، مرتبط با سازوکارهای ارسال پیامک از سوی یک واحد رسانه ای است.
جابه جایی و پراکندگی گروه های انسانی در طول تاریخ در راستای اهداف و مطالع سیاسی- نظامی صورت گرفته است که به اصطلاح امروزی دیاسپورا نامیده می شود.در دوران ساسانی افراد و گروه های انسانی زیادی جابه جا و تبعید شدند.این مهاجران اجباری قربانی سیاست های مصلحت گرایانه دولت ساسانی بودند، ولی آنچه زمینه ساز این بحران اجتماعی گشت، رقابت های توسعه طلبانه و گرایش به قدرت نمایی دو امپراتوری ساسانی و بیزانس در منطقه بود.ساسانیان سیاست دیاسپورا و تبعید را در داخل و خارج ادامه دادند.زمینه این تبعیدها در اثر فشارهای سیاسی و سرکوب خشونت بار ایجاد شد.هدف ساسانیان از تداوم این روند، تضعیف قوای نظامی ملت ها و محروم کردن رقبا از حمایت پایه های قومی- و تا حدودی شاید استفاده از توانمندی و مهارت تبعیدیان در امور عمرانی و اقتصادی- بود که کاملاً هوشمندانه و آگاهانه صورت می گرفت.ولی بُعد دیگر این پدیده افزایش فعالیت مسیحیان و گسترش این آیین در قلمرو ساسانیان و به دنبال آن، نارضایتی روحانیان زرتشتی بود؛ به همین دلیل این پژوهش بر آن است که به بررسی این بحران اجتماعی و نقش شاهان ساسانی در راستای تداوم این سیاست و نتایج و پیامدهای آن بپردازد.
با وجود آنکه بدون طهارت شرعی نباید آیات قرآن کریم را لمس کرد، آیات قرآن بر سکه های اسلامی در عصر عبدالملک بن مروان (حک:65 -86 هـ) ضرب شد و این اقدام واکنش هایی را در میان برخی قرّاء، فقها و علمای دین برانگیخت.مسأله این پژوهش آن است که حکومت اموی چگونه و با استفاده از چه شیوه هایی این واکنش ها را به انفعال کشاند واین سکه ها چرا و چگونه در بین مسلمانان رایج شد؛ به گونه ای که از آن زمان ضرب آیات قرآن به ویژه سوره مبارکه اخلاص و آیه سی وسوم سوره مبارکه توبه در بیشتر سکه های اسلامی رایج گشت.با جست وجو در منابع و بهره گیری از تحلیل تاریخی، روشن شد که شدت عمل عبدالملک بن مروان و دیگر خلفای مروانی در کنار کار تبلیغی، دو عامل اصلی مؤثر در تثبیت رواج این سکه ها بوده است.
دولت در اسفند 1309 به موجب قانون، انحصار بازرگانی خارجی کشور را در دست گرفت. در پژوهش های جدیدی که در مورد تاریخ و اقتصاد ایران صورت گرفته، توجه چندانی به این مسأله نشده؛ یا ارزیابی ها شتاب زده و نآاگاهانه بوده و دلایل و پیامد های این اقدام مغفول مانده است. در این مقالهضمن اشاره به برخی از این دیدگاه های ساده انگارانه، تحولات بین المللی بعد از جنگ جهانی اول، اثرات بحران اقتصادی 1930 و نیز سلطه بازرگانی شوروی بر اقتصاد کشاورزی ایران، در تدوین این قانون بررسی شده است. یافته های این تحقیق نشانگر آن است که تحولات سیاسی و اقتصادی بعد از جنگ اول جهانی، در ایران نیز همانند سایر کشور های دیگر، لزوم دخالت دولت در اقتصاد را به وجود آورد. بحران اقتصاد جهانی1930، دولتی شدن بازرگانی خارجی روسیه و پایین آمدن ارزش نقره به عنوان واحد پول ایران، این امر را تا حد زیادی تشدید و الزام آور نمود. این اقدام دولت، حاصل یک برنامه ریزی اقتصادی بلندمدت نبود، بلکه نتیجه شرایط سیاسی و اقتصادی آن زمان بود و با آزمایش و خطا همراه شد. اما دست کم در کوتاه مدت باعث بهبود صادرات و تنظیم درآمد های دولت گردید. همچنین صنعتی سازی جایگزین واردات با دخالت دولت سرعت یافت، شرکت های بازرگانی و شرکت های سهامی جایگزین بازرگانی سنتی گردید و تغیرات متفاوتی در الگوی کشاورزی و صادرات آن به وجود آمد.
ایالت سغد به عنوان مهم ترین ایالت ماوراءالنهر، به ویژه دو شهر بزرگ آن یعنی سمرقند و بخارا از تمدنی کهن و میراث فرهنگی درخشان برخوردار بود. هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، کوشانیان، هیاطله ، ترکان و ساسانیان در این منطقه حکومت کرده اند. در فاصله سقوط ساسانیان (652م) و فتح ماوراء النهر توسط مسلمانان (نیمه دوم قرن اول هجری)، دولت شهرهای سغدی درخشیدند و میراث فرهنگی ساسانیان را به دوش کشیدند. در این زمان، سرزمین سغد به دو بخش سغد بخارا و سغد سمرقند تقسیم می شد. همزمان با ورود اسلام، اداره سرزمین های ماوراء النهر از جمله سغد، در دست فرمانروایان محلی بود که از استقلال نسبی سیاسی بهره مند بودند و به سغدشاه، اخشید، ورخومان، طرخون و غورک نام بردار بودند. با تشکیل حکومت سامانیان (279- 389ق)، ایالت سغد یکپارچه زیر سیطره و امارت آن ها درآمد. سغد تا روزگار مغولان پررونق بود اما پس از حمله مغول، اهمیت و جایگاه خود را از دست داد. عصر فترت حکومت تا برآمدن تیمور نیز ادامه روند خرابی این سرزمین بود .این نوشتار بر آن است تا با بیان جغرافیای تاریخی ایالت سغد، اوضاع طبیعی و پیشینه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن را بررسی کند.
توماس آکوئینی به عنوان یک متللکه مسکی ی، گراگیکرپ و پکدو ح در کوزه مابعدالطبیعه را براپ عالمان الهیات مسی ی ضرورپ می داند و به مین دلیل است که نه به عنوان ی گیلسوف، بلکه به عنوان ی متللکه مسکی ی داراپ آرائکی در وزه مابعدالطبیعه است. البته اعتقاد به تعالیم مسی ی سبب شکده تکا او رویککرد خاصی به تعریف و موضوع مابعدالطبیعه داشته باشکد. از دیکدگاه او، مابعدالطبیعکه علم موجود بما و موجود اسکت ولکی مدکادیو موجکود بمکا کو موجکود تنهکا موجکودات مولکود بکوده و رگکز شکامل خکدا نمکی شکودب بنکابراین، موضکوع مابعدالطبیعه، موجود مولود است. اما از آن جائیکه خداوند، بالذات موجود کاملی است، در علم دیگرپ به عنوان موضوع، مورد ب ک و بررسکی اکرار مکی گیکرد. می نامد و جایگکا ی بکارتر از مابعدالطبیعکه » الهیات مقدس « توماس این علم را براپ آن اائل است. از نظر توماس وجود الهیات مقدس ضرورپ اسکت و دریکل متعددپ براپ اثبات ضرورت آن وجود دارد.
همگی ما تاکنون عبارت "معجزه آسیای جنوب شرقی"را بارها شنیده ایم. در فضایی که نظریه های وابستگی و نظام جهانی، رویکرد قالب داشتند، کشورهای این حوزه سریع ترین رشد اقتصادی تاریخ جهان را تجربه کردند. به باور بسیاری از محققین، کشورهای این منطقه با تقدم بخشیدن به توسعه اقتصادی و به تعویق انداختن سایر جنبه های توسعه به این مهم نایل آمده اند. در این مقاله ما بر آنیم جنبه های مختلف این موضوع را بررسی کرده و نشان دهیم که توسعه اقتصادی در این منطقه نه تنها همراه با توسعه فرهنگی و اصلاحات سیاسی بلکه تا حدود زیاد نیز ناشی از موارد مزبور بوده است. در این راستا، چارچوب وبری توسعه را اتخاذ کرده ایم تا نشان دهیم جنبه های مختلف توسعه کاملا اندرکنش داشته و تنها بر بستری مساعد از فرهنگ توسعه یافته و نظام سیاسی اصلاح ساختار شده، امکانپذیر است.
تحریم به عنوان ابزار فشار و اجبار در پیشبرد اهداف سیاست خارجی کشورها همواره مد نظر بوده و ادبیات آن نیز یکی از بحث انگیزترین و غیرقطعی ترین ادبیات ها در روابط بین الملل است. با توجه به فضای موجود داخلی و بین المللی درباره تحریم ایران، این پژوهش تلاش دارد برخی از این رهیافت ها و دیدگاه های نوین را در ارتباط با کارایی تحریم ها بویژه تحریم اقتصادی از منظر اقتصاد سیاسی - بین المللی بررسی و تبیین کند. تحریم به عنوان ابزار فشار و اجبار در پیشبرد اهداف سیاست خارجی کشورها همواره مد نظر بوده و ادبیات آن نیز یکی از بحث انگیزترین و غیرقطعی ترین ادبیات ها در روابط بین الملل است.