پژوهش در حوزه ی پزشکی به سرمایه گذاری های کلان نیاز دارد و سرمایه گذاران خصوصی و دولت ها همواره به دنبال راهی برای اطمینان از مؤثر بودن سرمایه گذاری خود بوده اند. به همین علت طی چند دهه ی گذشته محققان راه هایی را برای سنجش اثر تحقیقات حوزه ی سلامت ابداع کرده اند. هدف این پژوهش، شناسایی، مرور و مقایسه ی الگوها و چارچوب های موجود برای سنجش اثر پژوهش در حوزه ی سلامت و پزشکی بوده است. این مطالعه، از دسته ی مطالعات مروری- نقلی (Non-systematic-narrative) است که با انجام جستجوهای جامع در متون، الگوهای مطرح برای سنجش اثر پژوهش شناسایی شد و پس از معرفی مورد مقایسه قرار گرفت.
سیزده چارچوب و الگو و ابزار برای سنجش اثر پژوهش شناسایی شد. بررسی ویژگی ها و مقایسه ی الگوها و چارچوب ها نشان داد که از نظر سطح سنجش، از نظر اقلام مورد سنجش و از نظر نوع اثر مورد سنجش (علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) تفاوت هایی میان آن ها وجود دارد. تنها الگویی که هر چهار نوع اثر را در بر می گیرد، چارچوب کیفیت پژوهش در بریتانیا است.
بررسی روش های مورد استفاده برای سنجش اثر پژوهش و مرور تحقیقات انجام شده در این حوزه نشان داد که هنوز یک روش استاندارد تثبیت شده برای این کار وجود ندارد، اما از میان چند الگویی که برای سنجش اثر پژوهش وجود دارد، الگوی بازگشت سرمایه که یکی از قدیمی ترین هاست، بیش از سایر الگوها مورد توجه و استفاده قرار گرفته است. در استفاده از کلمات اثر و دستاورد در متون، ابهام وجود دارد و مرز میان آن ها گاه چندان مشخص نیست.
مقدمه: تصویر مطلوب در بازار، دارایی پر ارزشی برای محسوب می شود و عوامل مختلفی بر شکل گیری آن تأثیرگذارند. مدیران بیمارستان ها به عنوان یکی از مهم ترین نیروهای یک جامعه می بایست جهت ایجاد تصویری مطلوب از سازمان خود در اذهان مشتریان تلاش نمایند. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر ادراک مشتریان از سرمایه ی انسانی (به طور خاص دانش و تخصص و مهارت های ارتباطی منابع انسانی) سازمان بر شکل گیری تصویر ذهنی آنان از بیمارستان می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی است و جامعه ی آماری آن بیماران بستری در بخش های مختلف بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی در شهر اصفهان در پاییز 1388 بودند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه بوده است و روایی آن با استفاده از تحلیل عاملی و پایایی با محاسبه Cronbach’s Alpha مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: سرمایه ی انسانی بر شکل گیری تصویر ذهنی مطلوب تأثیر مثبت و معنی داری (594/0 = B، 001/0 > P) دارد. در این میان تأثیر مؤلفه ی دانش و تخصص (622/0 = B، 001/0 > P) پررنگ تر از بعد مهارت های ارتباطی (548/0 = B، 001/0 < P) می باشد. در پایان مقاله رتبه های هر یک از مؤلفه های مورد بررسی سرمایه ی انسانی به تفکیک گروه های مورد بررسی (پزشکان، پرستاران، کارکنان، خدمه) ارایه گردید.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت ادراک مشتریان از دانش و تخصص منابع انسانی و مهارت های ارتباطی آنان بر شکل گیری تصویر ذهنی مشتریان از بیمارستان تأثیرگذار است؛ بنابراین لازم است که مدیران بیمارستان ها در راستای مدیریت بیمارستان و بازاریابی خدمات بیمارستان توجه به منابع انسانی موجود در بیمارستان و تبدیل آنان به سرمایه ی انسانی را مورد توجه قرار دهند.
مقاله حاضر به بررسی جامعه شناختی تمایزهای نظری میان دو مفهوم زیارت و سیاحت به عنوان دو نوع کنش اجتماعی و دو مفهوم دارای قرابت با سبک های متمایز زندگی می پردازد و دو پدیده زائر و سیاح را به عنوان دو هویت گفتمانی مورد مطالعه قرار می دهد و بر این اساس به جستجوی این تمایز در تجربیات سه نسل از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی می پردازد و می کوشد تفاوت های نسلی موجود در تجربه زیسته این سه نسل را درخصوص زیارت و سیاحت آشکار سازد. برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش از تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شده و به این منظور با 15 نفر از کارمندان سه نسل این دانشگاه مصاحبه هایی انجام گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که کاهشی محسوس در گرایش نسل سوم پاسخگویان به مقوله زیارت در مقایسه با نسل های اول و دوم حاصل شده است. همچنین در ذهنیت های پاسخگویان تمایزی مفهومی میان سیاحت و زیارت اماکن مذهبی خارج از کشور وجود دارد. این تمایز میان سیاحت و سفرهای زیارتی داخل کشور کمتر به چشم می خورد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انگیزش تحصیلی (درونی و بیرونی)، خودکارآمدی تحصیلی و رویکردهای مطالعه (عمیق، سطحی و راهبردی)در پیشرفت ریاضی دانش آموزان است. بدین منظور پژوهش حاضر با روش همبستگی انجام شد و از میان 1232 دانش آموز پایه های دوم، سوم و چهارم رشته های ریاضی و علوم تجربی شهر قاین 310 دانش آموز(155 دختر، 155 پسر و144 دانش آموز ریاضی، 166 دانش آموز تجربی) به صورت تصادفی و با روش خوشه ای چند مرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های انگیزش تحصیلی هارتر، خودکارآمدی تحصیلی مورگان- جینکز و رویکردهای مطالعه استفاده شد. اطلاعات مربوط به پیشرفت ریاضی (نمره ریاضی ترم قبل) نیز جمع آوری شد . اعتبار سازه ای این پرسشنامه ها به روش تحلیل عاملی با چرخش واریماکس انجام شد و ضرایب آلفای کرونباخ نشان از همسانی درونی مؤلّفه های آن ها داشت. داده ها با روش های آماری مدلیابی معادلات ساختاری و همبستگی تجزیه و تحلیل شدند . نتایج حاصل نشانه آن بود که خودکارآمدی تحصیلی و پس از آن انگیزش درونی بالاترین نقش را در پیشرفت ریاضی داشتند، به علاوه مقدار جالب توجهی از اثر خودکارآمدی و انگیزش درونی بر پیشرفت ریاضی با واسطه رویکردها به ویژه رویکرد عمیق انجام می شود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی وآگاهی از مهارت ها و عادات مطالعه دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی انجام گرفته است. پرسشنامه حاوی 27 سؤال در قالب سه بخش شامل یک بخش اطلاعات جمعیت شناختی و دو بخش مهارت ها و عادات مطالعه است که هر کدام در 10 حیطه با مقیاس لیکرت 5 درجه ای از خیلی کم تا خیلی زیاد نمره گذاری شده است. سطح معنی داری 05/0P≤ در نظر گرفته شد. به منظور انجام آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون مجذور کا و آزمون تی و برای تحلیل آن ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، عمده مشکلات دانشجویان به ترتیب در زمینه عدم غلبه بر عوامل مداخله گر و استرس زا حین مطالعه، نداشتن مطالعه کاربردی و خلاقانه، عدم توانایی در مدیریت زمان، عدم توانایی در مطالعه انتقادی و دقیق خوانی و مطالعه باری به هر جهت بود. در نهایت، به نظر رسید دانشجویان در زمینه های درک مطلب، عادات مطالعه و یادداشت برداری حین مطالعه در مقایسه با سایر موارد وضعیت مناسب تری دارند. اصالت/ارزش: از دلایلی که بعضی دانشجویان از تلاش خود نتیجه مطلوبی به دست نمی آورند، نداشتن آگاهی از شیوه مطالعه و مهارت های مربوط به آن است. اصول اصلی مطالعه شامل مواردی هستند که با دانستن و به کارگیری آن ها می توان بازده مطالعه را بالا برد. این پژوهش با توجه به اهمیت تعیین مهارت های مطالعه دانشجویان و ارتباط آن با امور تحصیلی دانشجویان انجام گرفته است.
انجام مطالعات شهری با دیدگاه عدالت اجتماعی در سال های اخیر به عنوان یکی از رویکردهای مهم شناخته شده است. در این رویکرد به شاخص های مختلفی پرداخته می شود که میزان دسترسی به خدمات شهری و ارزش افزوده زمین، از جمله مهمترین آنهاست. یکی از روش های بهینه ارائه خدمات برای تحقق این امر، تقسیم یک شهر به عنوان یک سیستم به مناطق مختلف و ارائه خدمات شهری متناسب با ویژگی جمعیتی است. روش این پژوهش، بر اساس هدف کاربردی و براساس ماهیت توصیفی- موردی و تحلیلی است. ابزار جمع آوری اطلاعات با از استفاده منابع موجود و برداشت های میدانی بوده و ابزار سنجش اطلاعات با استفاده از داده های آماری مدل های اسکالوگرام، تاکسنومی، موریس، ضریب ویژگی، استاندارد سازی داده های مختلف الجنس و شاخص مرکزیت مکانی تجزیه و تحلیل شده است. یافته های این پ ژوهش نشان می دهد که نواحی شهر یاسوج از نظر میزان دسترسی به امکانات و خدمات شهری تفا وت زیادی با هم نداشته، قیمت زمین و در نتیجه ارزش افزوده زمین در آن به طور معناداری از شاخص های مورد بحث پیروی می کند و خدمات ارائه شده بنا به موقعیت و نحوه توسعه شهر به شکل عادلانه تقسیم شده است و در نتیجه آن، ابتدا نواحی 2 و1 شهری و سپس مناطق3 و4 به امکانات توسعه و ارزش افزوده دست یافته اند.
هدف پژوهش حاضر، شناسایی استفاده کنندگان گزارش های مالی شهرداری، نیازهای اطلاعاتی آنها و اهدافی است که گزارش های مالی برای تحقق آن اهداف استفاده می شود. برای این منظور، پرسشنامه ای حاوی سؤال های مربوط به حوزه های موضوع پژوهش تنظیم و در اختیار نمونه های انتخابی از بین سه گروه به عنوان جامعه آماری قرار داده شد. آزمودنی هایی که در این پژوهش مشارکت داشتند، در سه گروه طبقه بندی شدند: گروه اول شامل معاونان اداری مالی، مدیران مالی، رؤسای حسابداری، رؤسای درآمد و مدیران حسابرسی شاغل در مناطق شهرداری شهرهایی با جمعیتی بیش از 000/500 نفر، گروه دوم اعضای شورای اسلامی این شهرها و گروه سوم نیز شامل دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری و اعضای هیأت علمی حسابداری پنج دانشگاه هستند که از آنها به عنوان نماینده شهروندان استفاده شد.
اطلاعات برگرفته از234 پرسشنامه دریافتی با استفاده از آزمون های آماری مناسب بررسی و تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش، بیانگر آن است که به ترتیب اعضای شورای اسلامی شهر، مدیران ارشد شهرداری، مشاوران و تحلیلگران و وزارت کشور از گزارش های مالی شهرداری بیشتر استفاده می کنند و نیازمند اطلاعاتی برای ارزیابی کارایی و اثربخشی فعالیت های شهرداری هستند. این یافته ها نشان می دهد که استفاده کنندگان بیشتر با هدف ارزیابی مسؤولیت پاسخگویی مالی و عملیاتی فعالیت های شهرداری این گزارش ها را استفاده می کنند.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل میزان دانش و مهارت مربیان در پاسخ گویی به پرسش های کودکان پیش دبستانی و دبستانی دربارة خداست. این پژوهش بر روی 44 نفر از طلاب حوزة علمیة قم که مربی کودک بودند و مربیان دینی دو مدرسة غیرانتفاعی در شهر تبریز و قم اجرا شد. روش تحقیق این پژوهش، توصیفی ـ میدانی است. ابزار پژوهش نیز مصاحبة نیمه سازمان یافته است. در تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. واحد تحلیل در این پژوهش، فرد می باشد و از آمار توصیفی، مثل فراوانی و درصد، و از شاخص های مرکزی همچون میانگین، بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهد که میزان دانش و مهارت مربیان در مجموع مقولات، بین متوسط و خوب می باشد. مربیان در مقولة آشنایی با اصول و روش آموزش مفهوم خدا و ویژگی مربی موفق، بالاترین نمره را به دست آورده اند و در دو مقولة آشنایی با تحول دین داری کودک و پرسش های خاص کودکان دربارة خدا، پایین ترین نمره را کسب کرده اند.
دنیا و آخرت به مثابه دو نظام احسن با قوانینی متفاوت هستند که انسان به عنوان یک موجود عاقل، صاحب اراده و مسئول در آنها حاضر می شود. او باید در این جهان میان دو نوع زندگی دست به انتخاب بزند؛ انتخابی که موقعیت وجودی او را رقم می زند: یا این زندگی را آن طور که در واقع هست، به زندگی جهان دیگر متصل بداند یا آنها را بریدهٔ از هم دانسته، تنها به این سرا معتقد شود. او در مقام عمل باید یا این زندگی را با قوانین جهان آخرت به مثابه جهان اخلاق اداره کند یا تنها با قوانین این جهان که قوانین طبیعت است، حیات خود را سامان بخشد. این انتخاب و تصمیم گیری، پایه در جدالی در وجود انسان دارد که «ستیز عقل و نفس» نام گرفته است. نفس از این جهان است و عقل از آن جهان و هر کدام انسان را با اعمال قوانین خود به جهان مناسب آن می کشانند.
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات دایره ای ویژه و عمومی- متداول یا کلاسیک- آماده سازی بر آمادگی جسمانی و فیزیولوژیکی بازیکنان تمرین کرده بسکتبال مرد بود که محقق به منظور رسیدن به این هدف تعداد 12 نفر از بازیکنان بزرگسال دعوت شده به اردوی آمادگی تیم بسکتبال ذوب آهن غرب کشور (تیم اسدآباد- همدان دسته یک کشور) را انتخاب و به طور تصادفی به دوگروه شش نفره تمرین ویژه و عمومی 29/5± 08/26 سال، قد77/6± 91/185 سانتی متر، وزن00/8± 66/77 کیلوگرم تقسیم کرد. هردو گروه تمرین ویژه و عمومی آماده سازی به مدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هرجلسه 40 دقیقه به صورت متناوب خارج از فصل مسابقات به تمرین پرداختند. گفتنی است که هردو گروه تمرینات بسکتبال را نیز در کنار این تمرینات، یعنی تمرینات وی ژه و عمومی آماده سازی انجام دادند. تأثیر اجرای تمرینات آمادگی ویژه و عمومی بر متغیرهای وابسته تحقیق، یعنی حداکثر توان بی هوازی، حداقل توان بی هوازی، میانگین توان بی هوازی و شاخص خستگی (توسط آزمون RAST)، توان انفجاری پاها (توسط آزمون پرش عمودی سارجنت)، حداکثر سرعت دویدن (توسط آزمون یویو)، درصد خستگی و زمان کلی تکرار دوهای سرعتی (توسط آزمونRHIET )، سرعت دویدن (توسط آزمون 20 متر سرعت) و توان هوازی (توسط آزمون چندمرحله ای 20 متر رفت وبرگشت ) طی مراحل پیش آزمون و پس آزمون، اندازه گیری شد. نتایج آزمون های آماری درصد ضریب تأثیر کوهن و تی مستقل در سطح 05/0≥ P نشان داد که در مورد متغیرهای توان هوازی، شاخص و درصد خستگی به نفع گروه تمرینی وی ژه، حداکثر و میانگین توان بی هوازی، توان انفجاری پاها و سرعت دویدن به نفع گروه تمرینی عمومی، اختلاف میانگین های بین دو گروه تمرین ویژه و عمومی آماده سازی معنی دار بود، ولی در باب حداکثر سرعت دویدن، حداقل توان بی هوازی و زمان کلی تکرار دوهای سرعتی اختلاف میانگین های دو گروه قابل ملاحظه نبود. به طور کلی، از یافته های تحقیق برمی آید که بهتر است مربیان رشته ورزشی بسکتبال جهت بهبود برخی شاخص های فیزیکی و فیزیولوژیکی و آماده سازی بازیکنان این رشته ورزشی از جمله توان هوازی، شاخص و درصد خستگی از تمرینات ویژه بسکتبال (تمرین دایره ای ویژه) و برای بهبود حداکثر و میانگین توان بی هوازی، توان انفجاری پاها و سرعت دویدن از تمرینات عمومی در کنار هم استفاده کنند