فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۰٬۴۸۱ تا ۲۸۰٬۵۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
یادنامة طالب زادة تبریزی (معروف به طالب اوف)
حوزههای تخصصی:
روزنامه اختر و تغییر خط فارسى
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی روش های فروش بیمه عمر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی اثربخشی روش های فروش بیمة عمر می پردازد. فروشندگان به منظور فروش خدمات بیمه، نیازمند تجهیز به روش ها و تکنیک های اثربخش هستند. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، نخست شناسایی روش های فروش و شاخص-هایی به منظور سنجش اثربخشی آنها و سپس ارزیابی اثربخشی روش های فروش و رتبه بندی آنهاست. به منظور دستیابی به اهداف مذکور فرضیات پژوهش مطرح و از روش تحقیق توصیفی – پیمایشی استفاده شده است. جامعة مورد بررسی دربرگیرندة دو طبقه رؤسای شعبه های بیمه و نمایندگان و کارگزاران برتر شرکت های بیمه در شهر تهران بوده، که از طبقة اول 60 نفر و از طبقة دوم 85 نفر و در کل 145 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که روش-های فروش مشتری گرا، مشاوره ای، مشارکتی، رابطه ای، انطباقی، سیستمی و متقاطع با شاخص های اثربخشی ارتباط مثبت و معنی داری دارند. تحلیل رگرسیون نیز نشان داده که از میان هفت روش فروش مرتبط با شاخص های اثربخشی، تنها دو روش فروش مشاوره ای و مشارکتی، بیشترین تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند که از میان آنها، فروش مشاوره ای مهم تر از دیگری است.
اثرات یکپارچگی منطقه ای و جهانی برسرمایه گذاری مستقیم خارجیدر کشورهای حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرایند جهانی شدن روابط تجاری و سرمایه گذاری بین کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه در قالب یکپارچگی های منطقه ای و جهانی گسترش یافته که اثرات متفاوتی در مناطق محتلف جهان حاصل شده است. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر یکپارچگی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس بوده که عمدتا نفت خیز هستند. بدین لحاظ یک الگوی اقتصاد سنجی سرمایه گذاری خارجی در محیط داده های تابلویی تصریح شده است که در برآورد آن از داده های اقتصادی این کشورها طی دوره 2008-2001 استفاده شده است. نتایج تجربی نشان می-دهند که یکپارچگی های منطقه ای سبب افزایش جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس می شود. همچنین نتایج حاکی از اثرگذاری منفی تفاوت های فرهنگی و زبانی بر جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای حوزه خلیج فارس است.
متناقض نما در دیوان کبیر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع آشنایی زدایی در زبان، انتخاب بیان پارادوکسی است که از قوانین شناخته شده رستاخیز کلمات به شمار می رود و در حوزه بوطیقاهای جدید و زبان شناسی قرار می گیرد.ادیبان تاری زبان در بهره گیری از این ترفند ادبی غافل نمانده اند.آنان به ویژه در ادبیات عرفانی، غنی ترین جلوه های پارادوکسی زبان را به کار گرفته اند.آمیختگی عرفان با ادب و تحول تکاملی ادبیات از سادگی به ژرفایی را می توان مهم ترین عامل گسترش متناقض نما در ادب عربی برشمرد. با واکاوی دیوان کبیر محی الدین بن عربی، عارف قرن ششم هجری در می یابیم که بسامد متناقض نمایی در عرفان زاهدانه نسبت به عرفان عاشقانه بیش تر است و هر چه فاصله دو سویه متناقض در دیوان ابن عربی کم تر می شود، بر بلاغت سخن او افزوده می گردد و پایه و مایه سخنش بالاتر می رود.
رساله قشیریه و تأثیر آن بر یکی از متون صوفیانه قرن دهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استاد امام عبدالکریم بن هوازن قشیری(376-465 هـ.ق) یکی از بزرگ ترین عالمان، عارفان و متکلمان بزرگ قرن پنجم هجری قمری است که آثار فراوانی به او نسبت داده شده است.مهم ترین اثر عرفانی او، کتاب الرساله القشیریه است.این کتاب چه در زمان مؤلف و چه پس از او از مهم ترین متون صوفیه بوده که همواره مورد توجه عارفان و صوفیان قرار می گرفته است.از سوی دیگر، یکی از عارفان و عالمان بزرگ کُرد در قرن دهم هجری به نام سیدمحمدحسن، مشهور به مصنّف(909-1014 هـ.ق) که دارای تألیفات فراوانی است، اثری به نام سراج الطریق دارد.این اثر که در محتوای عرفان اسلامی به نگارش درآمده، به نظر می رسد به تأثیر از رساله قشیریه نوشته شده است. نگارنده در این مقاله که به روش تحلیلی- توصیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای نوشته شده، قصد دراد با مقایسه دو اثر، میزان تأثیرپذیری سراج الطریق از رساله قشیریه را مورد بررسی قرار دهد.نتیجه ای که از این پژوهش گرفته می شود این است که سراج الطریق نه تصنیف و نه تألیف است؛ بلکه می توان آن را در عداد تحریری دیگر از رساله قشیریه و یا دگر بیانی به شمار آورد.
گزینش مخاطب درون متنی شعر مشروطه (بر پایة نگرش های اجتماعی- سیاسی)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگیهای ادبیات مشروطه، تغییر حیطة مخاطب است. مقاله حاضر بر آن است تا به اثبات این نظریه بپردازد که تغییر حیطة مخاطب در ادبیات مشروطه، تنها محدود به مخاطب برونمتنی نبوده، مخاطب درونمتنی را نیز شامل میشود. پرسشی که این پژوهش میکوشد به آن پاسخ دهد این است: نگرشهای جدید اجتماعی- سیاسی در روزگار مشروطه چه نقشی در گزینش مخاطب درون متنی و شیوة خطاب داشته است؟ به منظور دستیابی به پاسخ، نگرشهای نوین اجتماعی- سیاسی عصر مشروطه در هفت بررسی شده و در هر بخش تأثیر محورهای یاد شده بر گزینش مخاطب درونمتنی در دیوان چند شاعر برجستة دورة مشروطه، تحلیل شده است. حاصل پژوهش بیانگر آن است که در بحبوحة انقلاب مشروطه، تحولات اجتماعی- سیاسی، منجر به ظهور مخاطبان جدیدی در عرصة شعر شد و شیوة رویارویی با بعضی مخاطبان را تغییر داد؛ اما ناکام ماندن این انقلاب و بازگشت دوباره به حکومت فردی (دیکتاتوری رضاخان) باعث گرایش شاعران به سوی مخاطبان شناخته شدة ادبیات کلاسیک گردید.
مزارات بیلانکوه تبریز
حوزههای تخصصی:
بیلانکوه یا ولیانکوی از محلات تاریخی شهر تبریز است. اشتهار این محله به نام «بیلانکوه» را به وجود مدفن اکابر اولیاء و عرفای تبریز در آن منسوب می کنند. مزارات بیلانکوه همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند، مرقد و مزار بزرگانی چون : اخی سعدالدین (عارف نامدار قرن ششم هجری)، کمال الدین مسعود خجندی (شاعر و عارف قرن هشتم هجری) کمال الدین بهزاد هراتی (نگارگر بزرگ قرن دهم هجری) و جز آن در این محله واقع شده اند. در دوره ایلخانی، بنیانگذاری شهرک دانشگاهی ربع رشیدی، توسط خواجه رشید الدین فضل الله همدانی بر اهمیت آن افزود و از این رو قرن هشتم هجری دوره رونق و شکوفایی بیلانکوه محسوب می شود. این منطقه از تبریز در ادوار بعدی نیز همواره مورد توجه بوده است. وجود آثار ارزشمند و متعدد مربوط به دوره های مختلف تاریخی نشان از اهمیت و جایگاه این محله تاریخی تبریز دارد. توجه و عنایت اکابر اولیاء و عرفا – به ویژه از قرن ششم هجری به بعد - به بیلانکوه، موجب شکل گیری زوایا و خانقاه ها و مقابر ایشان در این محله شده است؛ از این رو ارائه نتایج بررسی های میدانی درباره آثار و بقایای مقابر و مزارات بیلانکوه یکی از محور های این مقاله است.
تحلیل و اثبات قیاس مساوات با تکیه بر مبحث نسب اربعه در منطق قدیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«دو چیز مساوی با یک چیز، خود با هم مساوی اند»؛ این جملة معروف از دوران یونان باستان و شاید پیش از آن به مثابة اصلی بدیهی، در میان عام و خاص پذیرفته شده است. با ورود منطق به حوزة اسلامی، ابن سینا و پس از او اغلب منطق دانان مسلمان می کوشند تا آن را به مدد قیاس ارسطویی و یا روش های دیگر اثبات کنند، که به نظر می آید کوشش آن ها چندان ثمری نداشته است و مورد نقد و ایراد است. بحث پیرامون این قیاس و انواع مشابه آن که به تدریج مطرح شد، در میان معاصران نیز ادامه دارد. به نظر می آید عدم توجه به محتوای مقدمات این قیاس موجب ناکام ماندن تلاش ها بوده است. با بهره گیری از مبحث نسب اربعه، در تحلیل آن مقدمات، قیاس مساوات به راحتی اثبات می شود، با این پیش فرض که حدود وارد شده در این قیاس، مفاهیمی کلی هستند. علاوه بر این از درهم آمیختن دو مبحث قیاس و نسب اربعه، علاوه بر حل قیاس مساوات، قیاس های متعدد دیگری که متضمن نسبت هستند پدید می آیند که همگی با روش قبلی و در داخل منطق قدیم قابل اثبات هستند.