در مطالعه حاضر با اتخاذ استراتژی تحقیق پیمایشی به بررسی تأثیر ابعاد گرایشات فرهنگی بر قصد و رفتار خرید افراد از طریق عرق ملی پرداخته شد. جامعه آماری مطالعه شامل مشتریان محصولات بلوریجات در شهر مشهد بودند که از بین آنها 310 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه در تحقیق انتخاب گردید. داده های به دست آمده توسط پرسشنامه و به کمک نرم افزار پی.ال.اس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد، مدل معادلات ساختاری به کار گرفته شده، مدل نظری قوی برای پیش بینی قصد و رفتار خرید از طریق گرایشات فرهنگی و عرق ملی است، تمامی ابعاد گرایشات فرهنگی، به استثنای بعد مردانگی بر عرق ملی مشتری تأثیر معناداری داشت، عرق ملی مشتری بر قصد خرید محصولات خارجی از اثری منفی برخوردار بود و کیفیت محصولات خارجی بر قصد خرید این محصولات، تأثیر مثبت داشت. بر این اساس می توان گرایشات فرهنگی را به عنوان یک عامل تأثیرگذار بر قصد و رفتار خرید مشتریان محسوب نمود و با تقویت آن، خرید از محصولات داخلی را افزایش داد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سرمایه روان شناختی در محیط کار کارکنان (خوش بینی، سرزندگی، اعتماد سازمانی و عاطفه مثبت) با شور و شوق کاری آنان در کارمندان سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان در بهار سال 1391 بود. روش پژوهش حاضر از نظر بورگ و گال (1383) طرح علی پس از وقوع که نوعی تحقیق میدانی و از نوع رابطه ای است، بود. این تحقیق از نظر ماهیت، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارمندان سازمان آموزش و پرورش اصفهان در سال 1391 و نمونه شامل 150 نفر از کارمندان که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند، است. برای جمع آوری داده ها از 6 پرسش نامه خوش بینی، سرزندگی، عاطفه مثبت، اعتماد سازمانی، شور کاری و شوق کاری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از spss19 استفاده گردید. نتایج نشان داد بین خوش بینی، سرزندگی، اعتماد سازمانی و عاطفه مثبت بطور کلی (01/0≥P) با شور و شوق کاری و عاطفه مثبت آینده (05/0>P) با شوق کاری رابطه مثبت معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد بین متغیرهای سرزندگی، اعتماد سازمانی، خوش بینی و عاطفه مثبت بطور کلی با شور و شوق کاری رابطه معناداری وجود دارد که میزان آن برای شور کاری 26/0 و برای شوق کاری 40/0 است. هم چنین نتایج رگرسیون با روش ورود (Enter) نشان داد خوش بینی و سرزندگی توان پیش بینی شور کاری و خوش بینی، اعتماد سازمانی و سرزندگی توان پیش بینی شوق کاری (01/0>P) را دارد. نکته جالب توجه آن است که همبستگی میان مجموع عوامل روان شناختی مثبت با شور و شوق کاری قوی تر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده آن است و این بدان معناست که عوامل سرمایه روان شناختی در محیط کار دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع یافته ها نشان داد متغیرهای سرمایه روان شناختی در محیط کار هم چون خوش بینی، عاطفه مثبت و سرزندگی از آن جهت که می توانند رفتارهای انگیزشی و کاری کارکنان را پیش بینی نمایند، عامل مهمی در بالا بردن عملکرد کاری و میزان شور و شوق کارکنان است. هم چنین از آن جایی که در واقع تمام روابط سازمانی بر مبنای اعتماد ایجاد می شود. افزایش اعتماد در سطح سازمان ها باعث افزایش بهبود کارها و آسایش کارکنان می گردد. هم چنین با توجه به خاصیت سرایت عاطفی توجه به سرمایه روان شناختی در محیط کار باعث افزایش شور و شوق کاری در آن ها خواهد شد.
کشور ایران نظیر بسیاری از کشورهای در حال توسعه با مشکل تمرکز جمعیت و فعالیت در چند نقطه روبرو است. روند رو به رشد شهر نشینی در دهه های اخیر، همگام با مهاجرت های شدید روستا- شهری و همزمان با سیر تحولات اقتصادی - اجتماعی و سیاسی از مهم ترین عوامل ایجاد الگوی نظام نامتوازن شهری در ایران بوده که می توان ریشه آن را در نحوه توزیع منابع در سطح این مناطق جستجو کرد. منطقه زاگرس شامل استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و همدان، با مسائلی همچون مهاجرت شدید روستا - شهری، پراکندگی سکونتگاهها و نارسایی توزیع تأسیسات و تجهیزات زیربنایی، عدم یکپارچگی فضایی و عدم وجود سلسله مراتب سکونتگاهی منظم و کارآمد دست به گریبان است. در این مقاله جهت تحلیل چگونگی توزیع جمعیت در طبقات مختلف شهری از منحنی لورنز و ضریب جینی استفاده شده است که نتایج از نامناسب بودن توزیع جمعیت در طبقات مختلف شهرها حکایت دارد. همچنین با بهره گیری از شاخص موریس به تعیین و تحلیل سطوح برخورداری شهرهای منطقه در زمینه های مختلف فرهنگی- اجتماعی، آموزشی، بهداشتی- درمانی، زیربنایی و کالبدی پرداخته شده است که نتایج بیانگر تفاوت زیاد در سطوح برخورداری شهرهاست.
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت کیفی دوره های تحصیلات تکمیلی رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی در 22 دانشکده و گروه تربیت بدنی دانشگاه های دولتی کشور انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق 563 دانشجوی دوره های تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی تربیت بدنی و علوم ورزشی)، 95 عضو هیئت علمی این دوره ها و 43 مدیر دوره های تحصیلات تکمیلی بود. اهداف پژوهش، شناسایی موارد زیر بوده است: 1) میزان روشن بودن اهداف و رسالت های دوره های تحت بررسی؛ 2) کیفیت فعالیت های آموزشی که مشتمل بر روش های تدریس، محتوای آموزشی، مدیریت کلاس ها و ارزیابی آموزشی است؛ 3) ارتباط با محیط خارج از دانشگاه؛ 4) کیفیت مدیریت و برنامه ریزی این دوره ها؛ 5) کیفیت فضاهای کالبدی، تجهیزات و امکانات آموزشی؛ 6) کیفیت جوّ سازمانی؛ 7) کیفیت فعالیت های پژوهشی و 8) نمادهای انگیزشی در درون دانشگاه ها. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسشنامه محقق¬ساخته بود. روایی پرسشنامه ها با نظرخواهی از 13 عضو هیئت علمی با گرایش مدیریت ورزشی و مدیریت و برنامه ریزی در آموزش عالی تأیید و اصلاحات لازم اعمال شد. با توجه به حجم محدود سه جامعه تحت مطالعه، شیوه نمونه گیری سرشماری (تمام شماری) بود. روش تحقیق این مطالعه، توصیفی از نوع پیمایشی بود و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری S-plus و SPSS استفاده شد و به اقتضای مراحل تحلیل از آماره های آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی شاخص ها و سؤالات ابزار جمع آوری اطلاعات (در مرحله پیش¬آزمون)، از همبستگی برای پایایی و همچنین تبیین ارتباط بین متغیرها و از آمار توصیفی برای توضیح وضعیت کیفیت دوره ها استفاده شد. همچنین، برای بررسی تفاوت معنی دار بین گروه های مختلف تحقیق از آزمون t دو نمونه ای و آنالیز واریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد از نظر شاخص های آگاهی از اهداف و رسالت ها، کیفیت فعالیت های آموزشی، کیفیت ارتباط با محیط، کیفیت مدیریت و برنامه ریزی، کیفیت تجهیزات و فضاهای آموزشی، کیفیت پژوهش و کیفیت نمادهای انگیزشی تفاوت معنی¬داری در سطح 99% اطمینان میان سه گروه تحقیق وجود دارد.
هدف: هدف تحقیق حاضر، مقایسه میزان سرمایه اجتماعی در بین جوانان معتاد و غیر معتاد شهر مشهد بود. روش: روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی بوده است. نمونه پژوهش شامل160 نفر معتاد و 160 نفر غیرمعتاد بودند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. افراد غیرمعتاد با توجه به سن و وضعیت تأهل با گروه معتاد همتا شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته سرمایه اجتماعی بود. یافته ها: نتایج نشان داد که سرمایه اجتماعی جوانان معتاد به طور معناداری پایین تر از جوانان غیرمعتاد است. همچنین، میزان مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و شبکه روابط اجتماعی جوانان معتاد به طور معناداری پایین تر از جوانان غیرمعتاد بود. از دیگر نتایج این پژوهش این بود که شاخص روابط خانوادگی و دوستانه بیشترین قابلیت تمییز را در بین جوانان معتاد و غیرمعتاد دارد. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مثبت مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و شبکه روابط اجتماعی برافراد غیرمعتاد باید شرایط و بستر های مناسب برای سوق دادن جوانان معتاد به درگیر شدن در رویدادهای اجتماعی مانند گسترش سازمان ها و انجمن های داوطلبانه و غیر دولتی نظیر انجمن های مردم نهاد بهای بیشتری داده شود.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر یک جلسه فعالیت تداومی روی نوارگردان بر سطوح HSP72 و TAC هیپوکامپ موش های صحرایی نر بود. به این منظور، 20 سر موش صحرایی نر ویستار (وزن 1±165 گرم و سن 6 تا 8 هفته) به طور تصادفی در چهار گروه (هر گروه 5 سر) کنترل و سه گروه تمرین استقامتی حاد (گروه های 1، 2 و 3 که به ترتیب 30 دقیقه، 4 ساعت و 24 ساعت پس از ورزش کشته شدند) تقسیم شدند. پروتکل مورد استفاده، دویدن روی نوارگردان ویژة جوندگان بود که با سرعت 10 متر در دقیقه آغاز شد و به تدریج به 18 متر در دقیقه رسید. مدت زمان دویدن روی نوارگردان 60 دقیقه بود. برای مقایسة متغیرهای چهار گروه، از آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه (One-way ANOVA) و متعاقب آن از آزمون توکی (05 /0P≤) استفاده شد. برای اندازه گیری مقادیر HSP72 و TAC به ترتیب از روش ساندویچ الایزا و رنگ سنجی استفاده شد. متعاقب فعالیت تداومی حاد، تغییر معناداری در مقدار HSP72 گروه 1 (30 دقیقه) و 2 (4 ساعت) نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد؛ اما سطوح HSP72 در گروه 3 (24 ساعت) نسبت به گروه کنترل (019 /0=P) و همچنین گروه 1 (30 دقیقه) (015 /0=P) افزایش معناداری را نشان داد. مقدار ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) هیپوکامپ در تمامی گروه های تمرینی، در مقایسه با گروه کنترل، به طور معناداری افزایش یافت (000 /0=P) . به طور کلی فعالیت ورزشی حاد تأثیر مفیدی بر سطوح HSP72 و TAC و افزایش نقش محافظتی آنها در هیپوکامپ موش های صحرایی دارد.
اخیراً نقش میوستاتین در کنترل مقاومت به انسولین مشخص شده است. هدف از این تحقیق، تعیین پاسخ حاد و تأخیری میوستاتین و مقاومت به انسولین به فعالیت مقاومتی دایره ای بود. به این منظور، 12 مرد سالم داوطلب، انتخاب شدند و در دو جلسه فعالیت مقاومتی و کنترل به فاصلة یک هفته شرکت کردند. بعد از یک جلسه آشنایی با فعالیت مقاومتی و اندازه گیری
1-RM، برنامة فعالیت مقاومتی دایره ای شامل هفت حرکت با شدت 55 درصد 1-RM در 3 دور با 15 تکرار اجرا شد. در هر جلسه، نمونه های خون قبل، بلافاصله بعد، یک ساعت بعد و 24 ساعت بعد از فعالیت، به منظور اندازه گیری غلظت میوستاتین، گلوکز و انسولین پلاسما جمع آوری و مقاومت به انسولین محاسبه شد. براساس نتایج آزمون تحلیل واریانس مکرر 4×2، زمان فعالیت تأثیر غیر معنی داری بر غلظت میوستاتین پلاسما داشت. این در حالی است که غلظت میوستاتین پلاسما بلافاصله بعد از فعالیت افزایش و یک ساعت و 24 ساعت بعد از فعالیت به تدریج کاهش یافت. زمان فعالیت تأثیر معنی داری بر غلظت گلوکز و انسولین پلاسما و مقاومت به انسولین داشت. به طوری که، غلظت گلوکز و انسولین پلاسما و مقاومت به انسولین بلافاصله بعد از فعالیت افزایش و یک ساعت و 24 ساعت بعد از فعالیت به تدریج کاهش یافت. تعامل جلسه و زمان تأثیر غیرمعنی داری بر غلظت میوستاتین و گلوکز پلاسما و تأثیر معنی داری بر غلظت انسولین پلاسما و مقاومت به انسولین داشت. بنابراین، فعالیت مقاومتی دایره ای نمی تواند تأثیر قابل توجهی بر پاسخ حاد و تأخیری میوستاتین و مقاومت به انسولین داشته باشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر حاد تمرین مقاومتی همراه با مکمل اسید آمینة شاخه دار بر غلظت اسیدهای آمینة پلاسما، پاسخ های هورمونی و شاخص های آسیب عضلانی در زنان جوان سالم بود. 10 دانشجوی فعال دختر که حداقل دو جلسه فعالیت ورزشی منظم در طول هفته داشته و سابقة مصرف هیچ نوع مکملی نداشتند، به صورت داوطلب در یک طرح مقطعی دوسوکور شرکت کردند. طرح تحقیق در دو جلسه با فاصلة 6 هفته انجام گرفت. فعالیت مقاومتی شامل هفت حرکت (دو حرکت پایین تنه و پنج حرکت بالاتنه) با شدت 50 درصد 1RM در 5 ست، 15-12 تکرار بود. درهر جلسه نیمی از آزمودنی ها به صورت تصادفی مکمل (5 /4 گرم BCAA به صورت محلول) و نیمی دیگر دارونما (به همان مقدار دکستروز) مصرف کردند. نمونه های خونی قبل از فعالیت (ناشتا)، بلافاصله بعد از فعالیت، 3 ساعت بعد از فعالیت و همچنین در روز بعد (مشابه نمونة اول) جمع آوری شد. نتایج نشان داد مکمل سازی BCAA موجب افزایش چشمگیر اسیدهای آمینة شاخه دار پس از فعالیت شد (05 /0 P<). همچنین پس از فعالیت و سه ساعت پس از آن، افزایش معناداری در مقادیر لوسین و ایزولوسین در شرایط مصرف مکمل (در مقایسه با شرایط دارونما) دیده شد (05 /0 P<). این در حالی بود که متیونین در هر دو شرایط، بلافاصله پس از فعالیت کاهش یافت (05 /0 P<)، اما گلوتامین و فنیل الانین تنها در شرایط مکمل و آن هم بلافاصله پس از فعالیت کاهش معناداری داشتند. علاوه بر این، لاکتات دهیدروژناز (05 /0 P>) و کراتین کیناز (05 /0 P<) به عنوان شاخص های آسیب سلولی در هر دو شرایط
به دنبال فعالیت افزایش یافتند. تغییرات هورمون های انسولین و کورتیزول نیز در هر دو شرایط مکمل و دارونما الگوی مشابهی داشت. به نظر می رسد تنها یک بار مصرف مکمل قبل از شروع فعالیت مقاومتی حاد بر غلظت اسیدهای آمینة شاخه دار پلاسما تأثیر مثبتی داشته باشد، درحالی که مکمل موجب کاهش غلظت گلوتامین، فنیل الانین و متیونین شد. در هر حال، شاخص های آسیب سلولی (LDH ، CK) و هورمون های انسولین و کورتیزول تحت تأثیر دریافت قبل از فعالیت مکمل قرار نگرفتند.
دنیای کنونی، عصر دانایی است. مواهب و دارایی های طبیعی و مشهود کلید کامیابی جوامع و سازمان ها نیستند، بلکه برخورداری و مدیریت سرمایه های نامشهود موجود در عرصه ی پرتلاطم و چالش برانگیز سازمان ها، رمز موفقیت آن ها محسوب می شود. سازمان هایی که بتوانند این دارایی های نامشهود را به خوبی تشخیص دهند و آن ها را مدیریت کنند، نسبت به رقبایشان از عملکرد بهتری برخوردار خواهند بود. جهت مدیریت این دارایی ها، لازم است سازمان ها از وضعیت کنونی خود مطلع شده و برای رفع نقص و کمبودهایشان اقدامات لازم را به عمل آورند. هدف از این مقاله، بررسی و مقایسه ی اجزا و مدل های متداول سرمایه ی فکری در سازمان بود. این پژوهش با استفاده از مرور کتابخانه ای و اینترنتی منابع فارسی و لاتین به مقایسه ی اجزا و مدل های متداول سرمایه ی فکری پرداخت.
سرمایه ی انسانی شامل دانش، مهارت و تجربه های کارکنان، مدیران و پاسخ مؤثر آن ها به آینده است و منبع بازسازی استراتژیک، نوآوری و خلاقیت می باشد. سرمایه ی ساختاری به یادگیری و دانش مقرر در فعالیت های روزمره اطلاق می گردد و زیرساختار حمایتی سرمایه ی انسانی محسوب می شود. سرمایه ی رابطه ای نشان دهنده ی روابط رسمی و غیر رسمی یک سازمان با ذی نفعان خارجی و ادراک آن ها درباره ی سازمان و نیز تبادل اطلاعات بین سازمان و آن ها است و عنصر افزایش دهنده ی ارزش آفرینی برای سازمان می باشد. امروزه مدل های متنوعی برای شناخت و اندازه گیری سرمایه ی فکری در سازمان ها به کار می روند، مانند مدل کارت امتیازی (تبدیل رسالت و استراتژی به معیارهای عملکرد، جهت سیستم مدیریت و اندازه گیری استراتژیک سازمان)، حسابرسی سرمایه ی فکری (تعیین جایگاه سرمایه فکری سازمان در ایجاد ارزش مالی)، رهیاب اسکاندیا (تقسیم ارزش بازار یک سازمان به دو دسته ی سرمایه ی مالی و سرمایه ی فکری)، شاخص سرمایه ی فکری (جمع آوری مؤلفه های سرمایه ی فکری در یک شاخص سازمانی) و هدایتگر دارایی های نامشهود (ارزش بازار کل یک سازمان شامل ارزش خالص و مشهود سازمان همراه با سه نوع دارایی ناملموس) که هر یک دارای ویژگی ها و مزایای منحصر به فردی هستند.
در اقتصاد مبتنی بر دانش، محصولات و سازمان ها بر اساس دانش زندگی می کنند. موفق ترین سازمان ها در این میان آن هایی هستند که از دارایی ناملموس به نحو بهتر و سریع تری استفاده می کنند. امروزه از سرمایه ی فکری به منظور خلق و افزایش ارزش سازمانی استفاده می شود و موفقیت یک سازمان به توانایی آن در مدیریت این منبع کمیاب بستگی دارد.
مقدمه: ثبت علت های مرگ به خصوص علت زمینه ای آن، به عنوان مهم ترین داده ها در اصلاح برنامه های بهداشتی و درمانی کشورها به شمار می آید، در نتیجه ضروری است که سیستم های کامپیوتری جامع، بانک های اطلاعاتی مرتبط برای تحلیل و فهم فرایندهای اصلی حوزه ی بهداشت و درمان در نظرگرفته شود. این مطالعه، با هدف ارزیابی سیستم ثبت مرگ و میر بر اساس الزامات در ایران انجام گردیده است.
روش بررسی: این پژوهش، کاربردی و از نوع تحلیلی بود که در سال 1390 در 12 دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. جامعه ی آماری از
2 گروه کاربران و کارشناسان دانشگاه های علوم پزشکی تشکیل شد که مشتمل بر 50 نفر بودند. ابزار گردآوری داده ها 3 پرسش نامه ی محقق ساخته بر اساس طیف لیکرت و یک چک لیست بود. سؤالات پرسش نامه بر اساس 3 الزامات (الزامات کاربری، الزامات عمومی و الزامات امنیتی) و چک لیست جهت سنجش الزامات فنی طراحی شد. روایی ابزار بر اساس روش اعتبار محتوایی (دریافت نظرات استادان و صاحب نظران رشته) تعیین و تأیید شد. برای پایایی ابزار از ضریب Cronbach's alpha استفاده شد و مقدار آن به ترتیب 73 درصد، 83 درصد، 94 درصد برآورد شد. از آمار توصیفی و نرم افزار SPSS نسخه ی 20 برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
یافته ها: از دیدگاه کاربران و کارشناسان دانشگاه های علوم پزشکی تیپ 1، الزامات کاربری، الزامات عمومی و الزامات امنیتی به ترتیب
6/84 درصد، 7/75 درصد، 9/40 درصد موجود بودن الزامات را تأیید کردند. در دانشگاه های علوم پزشکی تیپ 2 به ترتیب 8/34 درصد،
7/66 درصد و 7/22 درصد و در دانشگاه های علوم پزشکی تیپ 3 به ترتیب 7/35 درصد، 3/33 درصد و 7/20 درصد موجودیت الزامات را تأیید نمودند. الزامات فنی از دیدگاه کارشناسان نرم افزار 7/64 درصد به دست آمد. با توجه به نتایج کسب شده، سیستم الکترونیکی ثبت مرگ و میر در ایران از نظر الزامات کاربری با میانگین 7/51 درصد، الزامات عمومی 5/58 درصد و الزامات فنی 7/64 درصد در حد به نسبت مطلوبی بود، ولی از نظر الزامات امنیتی 1/28 درصد در سطح ضعیفی است.
نتیجه گیری: نتایج ضعیف در بخش الزامات امنیتی سیستم، کارا نبودن نرم افزار در این قسمت را نشان می دهد. از این رو لازم است که وزارت بهداشت و درمان به عنوان متولی این سیستم به بهبود عملکرد نرم افزار در حیطه ی الزامات امنیتی توجه ویژه نماید.
نظریه ایجاد دانش سازمانی با هدف نوآوری و خلقِ دانش در سازمان ها، دانش را به ضمنی و آشکار تقسیم می نماید و در یک فرایند چهار مرحله ای تبیین می کند که چگونه با استفاده از فرایند SECI می توان دانشی جدید در سازمان ایجاد کرد. این نظریه در فرایند تبدیل دانش از ضمنی به آشکار و بالعکس، مبتنی بر اندیشه های ایده آلیسم معرفتی می باشد. نگاه هستی شناسانه این نظریه نیز نومینالیستی بوده و حقیقت های عینی را وقعی نمی نهد. از سوی دیگر انسان در این نظریه موجودی فعال در عرصه فهمِ دانش معرفی شده و او را خالق اطلاعات قلمداد می نماید. این نظریه با استفاده از روش شناسی تفسیری، تحلیل گفتمانی و پساساختارگرایی در زمره نظریه های پست مدرن قرار می گیرد.
در معرفت شناسی اسلامی ملاک صدق، مطابقت با واقع است؛ و معیار صدق نیز بر مبناگرایی استوار است؛ در هستی شناسی نیز، با پذیرش واقع-گرایی، قایل به واقعیت نفس الأمری برای محکی قضایا هستند. وانسان در اندیشه اسلامی کاشف اطلاعات و پدیده ها است و صرفاً روابط بین پدیده ها را کشف می کند. روش شناسی اسلامی هر عاملی را در تبیین پدیده ها مؤثر نمی داند و هرگونه عامل درونی یا بیرونی را به صورت مطلق در تبیین نظریه دخالت نمی دهد؛ به عبارت دیگر، عواملی که موجب نسبی شدن پدیده ها و نظریه ها می شوند را فاقد اعتبار دانسته و در روش شناسی و تبیین پدیده ها آن ها را به بازی نمی گیرد.
در نهایت با جایگزینی مبانی و روش شناسی اسلامی در مبانی نظریه، مشاهده خواهیم نمود که فرایند SECI که دانش را از ضمنی به آشکار و بالعکس تبدیل می کند تا دانش جدیدی در سازمان ایجاد شود، ...
تلاش برای رسیدن به اهداف چشم انداز ۲۰ ساله و ایجاد ظرفیت های جدید درجهت توسعه صادرات غیرنفتی همواره از جمله راهبردهای بلند مدت کشور در عرصه اقتصاد در طول سال های اخیر بوده است. هرچند که در طول برنامه های اول ، دوم و سوم توسعه اقتصادی کشور ، وضعیت صادرات غیرنفتی ایران از رقم پیش بینی شده کم تر بود ، اما در سال نخست چهارمین برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور این میزان از رقم پیش بینی شده نیز فراتر رفت. از سوی دیگر، صنعت نساجی ایران با وجود حمایت های گسترده دولت از جمله اعطای وام های کم بهره از محل حساب ذخیره ارزی، همچنان درگیر معضلات و مشکلات پرشماری است. گفته می شود استمرار بحران های این صنعت، می رود تا یکی از کهن ترین رشته های صنعتی فلات دیرپای ایران را از مدار توجیه اقتصادی و مزیت سنجی خارج کند. هر چند بررسی این موضوع که صنعت نساجی چرا به شرایط فعلی رسیده است، نیازمند گزارشی مفصل تر است، اما تردیدی نیست که در شرایط فعلی نیز راهکارهای مؤثری برای برون رفت پایدار از بحران و رسیدن به ساحل ثبات، برای صنعت نساجی وجود دارد. یکی از این راه کارها که همواره مورد توجه کشورهای توسعه یافته نیز بوده است، راهبرد توسعه صادرات است. در این راستا، این مقاله به تحلیل و اولویت بندی مؤلفه های موثر بر توسعه صادرات محصولات نساجی خواهد پرداخت. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که کیفیت محصولات نساجی و نگرش راهبردی برای حضور در بازارهای جهانی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر توسعه صادرات این محصولات می باشد.
ارزیابی عملکرد، خود یکی از مقوله های مدیریت عملکرد شهری است و فرآیندی است که از طریق آن می توان اطلاعات مفید و سودمندی در خصوص میزان موفقیتارائه خدمات شهری و چگونگی اجرا و انجام مؤثر فعالیت ها از جمله فعالیت های اجتماعی ـفرهنگی شهرداری ها و توفیق پاسخگوییبه انتظارات شهروندان به دست آورد.این مقاله برگرفته از یک پروژه تحقیقاتی که هم اینک پس از استقرار آزمایشی، در شهرداری تهران عملیاتی شده و بصورت مکانیزه به اجرا درآمده است. هدف از اجرای این پروژه طراحی و استقرار آزمایشی نظام نوین ارزیابی عملکرد امور اجتماعی و فرهنگی با استفاده از AHPو آنتروپی در شهرداری تهران بوده است. مدل تحلیلی تحقیق با بهره گیری از مطالعات پایه، اکتشافی، میدانی و تطبیقی، طراحی و پس از تأیید، برای استقرار آزمایشی به کارگرفته شد. جامعه آماری پروژه تحقیقاتی را مدیران کل و کارشناسان ادارات کل و سازمان های معاونت امور اجتماعی و فرهنگی و نیز معاونین اجتماعی و فرهنگی مناطق 22 گانه تشکیل می دادندکه از میان آنان در دو مرحله تعداد 196 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و 60 نفر با استفاده از روش غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از روش گروه های کانونی و دو پرسش نامه جمع آوری شد. یافته های پژوهش براساس کاربرد آمار توصیفی نشاندهنده عارضه ها و شکاف های عملکردی در ابعاد ساختارسازمان، منابع، فناوری، ارزش ها، فرهنگ سازمانی و مدیریت می باشد. و عناصر درون و برون سازمانی مؤثر بر عملکرد معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران شامل سیاست ها، اهداف، راهبردها، محیط، ارزش ها، ساختار، فناوری، منابع و سرمایه های انسانی، فرهنگ سازمانی، رهبری و مدیریت، فرایندها، رضایت مشتری، نتایج، اثربخشی و کارکردها شناسایی شدند. آزمون آماری t و مقایسه وF در این رابطه تفاوت معنی داری میان نظرات مدیران و کارشناسان نشان نداد. با استفاده از فنون تصمیم گیری چندمعیاره AHP و Anthropyنیز مشخص شد که در بخش ستادی به ترتیب اهمیت، عوامل و شاخص های مدیریتی، تخصصی، پشتیبانی و شهروندمداری و در بخش عملیاتی و اجرایی مناطق 22 گانه، عوامل و شاخص های تخصصی، مدیریتی، شهروندمداری و پشتیبانی بیشترین اولویت و ضریب ترجیحات را به خود اختصاص داده اند.
شواهد فراوانی وجود دارد مبنی بر اینکه سیستم خدمتی که خوب طراحی و توسعه یافته نماینده ی کیفیت زندگی در جامعه است. بسیار اهمیت دارد که به جهت حظور و ادامه بقای در بازار، سازمانهای خدماتی بطور موفقیت آمیزی خدمات جدیدشان را مدیریت کنند. توسعه خدمت جدید(NSD) به عنوان یک زمینه تحقیقاتی مهم در مدیریت عملیات خدماتی بروز کرده است و مطالعات متعددی در دو دهه اخیر، بسیاری از عوامل موفقیت و شکست آنرا را مشخص نموده اند.
در این تحقیق با هدف توسعه خدمات جدید شهری، عوامل بحرانی موفقیت(CSF) موثر در پروژه های توسعه خدمت جدید (NSD)شهرداری بوسیله مطالعه ادبیات تحقیق شناسایی و رتبه بندی گردیدند. در این راستا با استفاده از آزمون های آماری 35 شاخص بحرانی تایید و شناسایی گردید و سپس بوسیله روش تحلیل رابطه خاکستری این شاخص ها رتبه بندی شدند. سه عامل بکارگیری مهندسین و نیروی انسانی شایسته، توجه به پاکیزگی و سرسبزی فضای شهری و هدفمندی خدمات جدید شهرداری اولویت های اول تا سوم را کسب نموده اند.
اهداف: راه اندازی کتابخانه ملی دیجیتال پزشکی یکی از سرمایه گذاری های علمی کلان طی سال های گذشته است. هدف از انجام این مطالعه پی بردن به اثربخشی این مداخله علمی از طریق بررسی الگوی استنادی در پایان نامه های دانشجویان پزشکی طی سال های 1386 تا 1389 (یک سال قبل تا دو سال بعد از دسترسی) بود.
روش ها: این مطالعه مقطعی تحلیلی در سال 1390 روی 219 پایان نامه دانشجویان پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی بابل، دفاع شده از فروردین 1386 تا اسفند 1389 به اجرا درآمد و همه موارد به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، رونوشتی از بخش منابع و ماخذ پایان نامه های موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهیه شد. اطلاعات کتاب شناختی استنادها براساس نوع منبع، زبان و زمان نشر اثر در برگه های ورود اطلاعات ثبت شد. داده ها با کمک نرم افزار آماری SPSS 16 و آزمون های آنالیز واریانس و T مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: منابع مورد استفاده و مورد استناد توسط دانشجویان در مجموع 219 پایان نامه مورد بررسی 10916 منبع بود. میانگین تعداد منابع مورد استفاده در پایان نامه های دانشجویان پزشکی طی سال های 1386 تا 1389 افزایش داشت. میزان استفاده از کل منابع و همچنین تعداد مجلات مورد استفاده در پایان نامه ها بین سال های 1386 تا 1389 از اختلاف آماری معنی داری برخوردار بود (05/0>p).
نتیجه گیری: افزایش میانگین تعداد منابع مورد استفاده، افزایش سهم مجلات و افزوده شدن بر تعداد منابع انگلیسی در پایان نامه های پزشکی طی سال های مذکور، نشان دهنده اثرات مثبت بهره برداری از کتابخانه ملی دیجیتال پزشکی ایران بر رفتار استنادی دانشجویان پزشکی است.
«ساختار زمانی» نظریهای است که به چگونگی شکلگیری ساختار داستان به تأثیرپذیری از زمان می پردازد. در رمان چشمهایش، ارتباط علی و معلولی بین وقایع، با استفاده از عامل زمان برقرار می شود. بر هم خوردن توالی قراردادی زمان، باعث شده است این رمان شروعی از میانه داشته باشد. بازگشت های مکرر به گذشته در خاطرات فرنگیس، زمانی غیرخطی و مدور در رمان ایجاد کرده است. هر حادثة این رمان، مانند حلقه ای است که از یک نقطه شروع می شود (زمان حال و محیط مادی؛ اتاق فرنگیس) و پس از شرح ماجرا (بازگشت به گذشته) به همان نقطة آغاز (زمان حال) باز میگردد. به این ترتیب، نویسنده به نوعی در زمان داستانی، سنتشکنی میکند. هدف این پژوهش، بررسی «ساختار زمانی (زمان غیرخطی)»، در رمان چشمهایش است و هدف از انتخاب این موضوع، انطباق این نظریه بر گونة ادبی رمان است.