فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵۴٬۲۸۱ تا ۲۵۴٬۳۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
درآمدی بر مبانی کلامی «معرفه الله» در کشف المحجوب هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان های موجود در یک دوره تاریخی، با یکدیگر ارتباط دارند و بر هم تأثیر می گذارند. شناخت کامل یک گفتمان، در گرو رجوع به گفتمان های دیگر است. «کلام» و «عرفان»، دو گفتمان قدرتمند در تاریخ تفکر اسلامی به شمار می آیند. این مقاله، کوششی در راستای کاویدنِ منابع کلامیِ بخشی از کتاب کشف المحجوبِ علی بن عثمان هجویری است. چنان که می دانیم، شکل گیری علم کلام بر علم تصوف مقدم بود. برخی از نخستین صوفیان در قرن سوم خود با مباحث کلامی آشنا بودند. از همین رو، ریشه برخی اصطلاحات و اندیشه های صوفیانه را باید در علم کلام جست. این موضوع پژوهشگران را بر آن داشت تا با چنین نظرگاهی به سراغ یکی از متون مهم تصوف در قرن پنجم بروند. هجویری در بخشی از کتابش با عنوان «کشف الحجاب الاول فی معرفه الله» پنج قولِ ذیل را درباره علت معرفت به خداوند ذکر می کند:1 معرفت به حق، عقلی است. 2- معرفت به حق، استدلالی است. 3- صحت عقل و رؤیت آیت، سبب معرفت به حق است نه علت آن. 4- الهام، علت معرفت به حق است. 5- معرفت خداوند، ضروری است. هر کدام از این آراء به جز شماره 4، بازتابِ نگرشی کلامی است. هجویری تمام این آراء را مردود می شمارَد و رأی خود را صائب می خوانَد.
اهداف و ویژگی های تاریخ در قرآن با تأکید بر تاریخ اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کتابی تاریخی نیست، اما به موضوع تاریخ توجه کرده و حتی از آن برای نیل به اهداف خود استفاده کرده است. از این رو گاهی به توصیف تاریخ پرداخته تا در پس تحلیل آن به هدف خود برسد و گاهی به سنت های تاریخ و گاه به تاریخ انبیا، زمانی دیگر تاریخ اسلام یا تاریخ معاصر نزولش را مورد توجه قرار داده است. از این رو اندیشمندان نیز از ابعاد مختلف به تاریخ در قرآن توجه کرده اند. این پژوهش به دنبال پاسخ به سؤال هدف قرآن از پرداختن به تاریخ است؟ نیز ویژ گی های تاریخ مورد نظر قرآن خصوصاً تاریخ اسلام را جستجو می کند. به نظر می رسد قرآن اهداف شش گانه ای را برای تاریخ مطرح کرده است و از نظر روشی و محتوایی دارای ویژگی هایی مشترک با دیگر کتب تاریخی از یک سو و ویژگی های انحصاری از سوی دیگر است. روش این تحقیق تفسیری و تاریخی تحلیلی است.
اهمیت تاریخی و ساختار اقتصادی شهر غَزنه در پرتو حیات سیاسی عصر غزنویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهر غزنه واقع در ایالت زابلستان با برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب، در روزگار باستان تا دوره اسلامی، مرکز حکومت خاندان های قدرتمند و شاهد حوادث گوناگون بوده است. این شهر، به سبب همسایگی با خراسان، سیستان و هند، همچنین قرار گرفتن در مسیر کابل قندهار و ارتباط با مراکز تجاری مهم آن روزگار مانند بامیان، از نظر اقتصادی مهم و قابل توجه حاکمان بود. غزنه در دوره اسلامی، با حضور سلاطین غزنوی (حک: 583 351 ق / 1187 962 م.) و آغاز فتوحات آنان در قلمرو کشورهای همسایه، وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شد. هم زمان با متحول شدن اوضاع سیاسی غزنه، ساختاری اقتصادی آنجا نیز دگرگون گشت. این مقاله با هدف پرداختن به اهمیت تاریخی و اقتصادی شهر غزنه و افزایش این اهمیت در پرتو حیات سیاسی عصر غزنویان نوشته شده که با بهره گیری از متون تاریخی، ادبی و جغرافیایی و همچنین منابع معاصر گردآوری شده است.
بررسی رویکرد روابط خارجی امیر شاه مراد، سل ان منغیت،با ایران براساس متون ماوراءالنهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلسله منغیتیه از بازماندگان مغول بعد از عقب نشینی از مناطق اروپایی روسیه بودند که به نواحی
جنوبی تر آمدند و در ماوراءالنهر خان نشینی را تشکیل دادند که 188 سال دارای قدرت بودند. این
سلسله، سرانجام، با تأسیس جمهوری سوسیالیستی در بخارا و گریختن عالم خان،آخرین امیر آنان، به
افغانستان سقوط کرد. امیر شاه مراد، مشهور، به امیر معصوم از حاکمان این سلسله بود که با جلوس بر
تخت سلطنت، به سرکوبی مخالفان داخلی پرداخت و با برقراری امنیّ ت و اصلاحاتی که انجام داد،
تجارت در عصر او رونق یافت؛ اما از آنجا که فردی قدرت طلب بود برای گسترش قلمرو حکومتی
خود و با استفاده از اوضاع نابسامان ایران چند بار به ایران لشکر کشید.او سرانجام بند مرو را ویران
کرد و چون سنّی متعصبی بود راه عداوت با شیعه و آزار و قتل و غارت آنان را در پی گرفت. این
مقاله، ضمن بیان شرح حال وی، به بررسی رویکرد روابط خارجی او با ایران و جدایی مرو براساس
متون خطی ماوراءالنهری بازمانده از آن دوران خواهد پرداخت.
مذهب در خراسانِ عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان در عصر سلجوقی ترکیب مذهبی خاصی داشت. منازعات مذهبی و درگیری بین مذاهب مختلف، ویژگی
اصلی این دوره است. سیاست های مذهبی حکومت سلجوقیان در تشدید اختلافات فرقه ای تاثیر زیادی داشت.
تعصبات مذهبی عمیدالملک کندری و خواجه نظام الملک طوسی سبب شد تا بین حنفیان و شافعیان رقابت های
شدیدی در بگیرد. حملة غزها به خراسان سبب ویرانی و کشتار شدیدی گردید؛ به دنبال این حملة درگیری های
شدید فرقه ای و مذهبی شکل گرفت. مذهب غالب، شافعی بوده و پس از آن مذهب حنفی، که مذهب پادشاهان
سلجوقی بود، قرار داشت. حنبلیان در چند شهر، به ویژه در هرات پیروانی داشتند. تا آنجا که از منابع برمی آید،
دانشمند برجستة مالکی مذهبی در خراسان حضور نداشته است. شیعیان امامی جایگاه خاصی داشتند و برخی از
دانشمندان برجستة شیعه در این عصر می زیستند. اسماعیلیان در شهرهای مختلف نفوذ زیادی داشتند و همواره
سرگرم منازعات سیاسی شدید با دولت سلجوقیان بودند.
چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان به رهبری محمد دیهیم و رویکرد آن درقبال دولت ملی دکتر مصدق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اشغال ایران در شهریور 1320 توسط متفقین، زمینه ی مناسبی برای تشکیل احزاب و جمعیت های سیاسی در ایران به وجود آمد. با اشغال آذربایجان، گروه ها و جمعیت های مختلفی با گرایش های سیاسی خاص درآذربایجان شکل گرفتند که معمولاً به سه دسته ی چپ طرفدار سوسیالیسم، تجزیه طلب و شاه دوست تقسیم می شدند. یکی از این جمعیت های سیاسی، جمعیت فداکاران آذربایجان بود که در تبریز، با رهبری محمد دیهیم و با گرایش سیاسی شاه دوستی و دفاع از تمامیت ارضی ایران شکل گرفت. چگونگی تشکیل و میزان فعالیت این جمعیت در دوره ی اشغال زیاد برای ما شفاف نیست؛ بعد از 21 آذر سال 1325، به دلیل حمایت حکومت مرکزی ایران از این جمعیت، جمعیت فداکاران شکل منظمی یافت و توانست به یکی از جمعیت های قدرتمند و پایدار آذربایجان تبدیل شود. این جمعیت در طول مبارزات ملی شدن صنعت نفت تا تیرماه 1331، هیچ موضع سختی درقبال دکتر مصدق اتخاذ نکرد؛ ولی با علنی شدن اختلافات شاه و دکتر مصدق، با حمایت از شاه موضع تندی نسبت به دکتر مصدق درپیش گرفت.
مهم ترین مسئله در این مقاله، چگونگی تشکیل جمعیت فداکاران آذربایجان و رویکرد جمعیت به جنبش ملی شدن صنعت نفت و نوع تعامل آن با دولت ملی دکتر مصدق است. در این پژوهش، اسناد و مدارک موجود را به روش تحلیلی و توصیف بررسی می کنیم و می کوشیم تصویر روشنی از عملکرد این جمعیت در دوران حکومت ملی دکتر محمد مصدق ارائه دهیم.
تفکر سیستمی و استقرار مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش شناسی تاریخی ویکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی آراء جیامباتیستا ویکو در مورد ماهیت تاریخ و شیوﮤ درست دستیابی به شناختِ از آن می پردازد. ویکو درصدد تأسیس نوعی «الهیات منطقی مدنی مشیّت الهی» است و این مقاله با مراجعه به آثار اصلی او و نیز بهره گیری از آراء شارحانش نشان خواهد داد که او در محل برخورد دو امتداد نظری، یکی معرفت شناختی و دیگری هستی شناختی، در باب تاریخ قرار دارد. او معتقد است که «مشیّت الهی» بر تاریخ حاکم است، اما لزوماً انسان مسلوب الاختیار نیست، بلکه فعالانه و البته در درون طرح خداوند حاضر است و مشارکت دارد. نظریه مشهور او در باب تحول سه مرحله ای تاریخ، از «الهی» به «قهرمانی» و سپس به «مدنی» که بعدها مورد استفادﮤ اگوست کنت قرار گرفت، محصول همین فکر است. از حیث روش شناختی نیز ویکو گزارﮤ «ساختن، معیار حقیقت است» را جایگزین اصل دکارتیِ «معیار حقیقت، وضوح و تمایز است» کرد، و بدین ترتیب، یقینی ترین علم را نه ریاضی، بلکه تاریخ می داند. از نظر ویکو ماهیت تاریخ، انسان ساخته است، بنابراین، وی در گرایشی آشکار به لاک روش درست شناخت تاریخ را بررسی ساخته های انسانی می داند و میان ساخته های انسانی نیز تولیدات فرهنگی مانند هنرها، اسطوره ها، افسانه ها، حکایات، اشعار و آنچه را که در تاریخ نگاری سنتی «خرافه» دانسته می شد، ارزشمند و مهم قلمداد می کند. استدلال ویکو در مورد تمایز میان شناخت از «طبیعت» و «تاریخ» به مبنای اولیه ای برای بحث های بعدی فیلسوفان نوکانتی بر سر «علوم انسانی» و تاریخی از علوم طبیعی بدل شد.
روابط خارجی ایران و عثمانی در دورة زندیه (قرن هیجدهم میلادی)
حوزههای تخصصی:
با تشکیل حکومت زندیه در سال 1170ه /1757م توسط کریم خان زند با لقب وکیل الرعایا و سقوط سلسله افشاریه، شخص کریم خان تلاش های فراوانی را برای یکپارچه سازی حکومتش در ایران و سامان دادن به اوضاع داخلی آن زمان ایران (که هنوز اثرات سقوط حکومت صفویه و فجایع افغان ها در اذهان مردم باقی بود.) آغاز کرد. و لیکن بعلت ماهیت ایلیاتی حکومت های افشاریه و زندیه، هرگز اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران به ثبات زمان صفویان نرسید.
در حیطة سیاست خارجی نیز عملکرد خاندان زندیه تا حد بسیار ضعیف و به دور از تحولات جهانی و پیشرفت های شکل گرفته در اروپا بود. در مبحث روابط ایران و عثمانی دورة زندیه نیز به مانند گذشته اختلافات مذهبی تشیع و تسنن و مسئله زیارت عتبات و اماکن مقدسه شیعه و مشکلات ایلات و عشایر مرزنشین بوده است. علاوه بر این رقابت تجاری دو کشور و حضور استعمارگران بویژه انگلیس در تشدید این اختلافات تأثیر فراوان داشته است، رقابت تجارت دریایی بنادر ایرانی مانند بندر بوشهر در برابر بندر بصره در خاک عثمانی موجب شد که کریم خان در سال 1189ه /1776م به برادر خود صادق خان دستور دهد تا به بصره حمله نماید که این موجب تنش بیشتر در روابط دو کشور گردید. در کل روابط دو کشور ایران و عثمانی در دورة زندیه با حالتی خصمانه و رقابت آمیز همراه بوده است.
در این پژوهش تلاش می گردد تا به سئوالات زیر پاسخ داده شود.
1- عوامل موثر در شکل گیری روابط خارجی ایران و عثمانی در دوره زندیه چه بوده است؟
2- تجارت دریایی در بندر بوشهر و بصره تا چه میزان در روابط ایران و عثمانی تاثیر گذار بوده است؟
بررسی و تحلیل آرامگاه های منسوب به اخلاف امام کاظم (ع) در رودبارقصران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شمال ری به دلیل کوهستانی و صعب العبور بودن، در آشوب ها پناهگاه ساکنان مناطق رودبارقصران خارج و مخالفان سیاسی خلافت اموی و عباسی قلمداد می شد. اخلاف پیامبر، نوادگان امامان شیعه و علویان، بزرگ ترین گروه مهاجران معارض خلافت به این منطقه بودند. در این ناحیه بیش از سی امامزاده وجود دارد که نیمی از آن ها در رودبارقصران واقع شده اند. در پژوهش حاضر، یازده نمونه از آرامگاه های منسوب به اخلاف امام موسی کاظم (ع) در منطقه ی رودبارقصران را بررسی می کنیم. داده های پژوهش را با روش مطالعات اسنادی و بررسی های میدانی گردآوری کرده ایم. نتایج نشان می دهد که کتب نسب شناسی از یک سو منابع انتساب این امامزادگان به امام موسی کاظم (ع) به شمار می روند و از سوی دیگر سرشار از تناقض هستند. اشتباه در خوانش کلمات و نام جای ها موجب انتساب نادرست برخی امامزاده ها به برخی مناطق شده است. تشابه اسمی امامزادگان نسب شناسی آن ها را با مشکل مواجه کرده و وجود نام های ایرانی نشان دهنده ی تغییرات اساسی در این منابع است.
کارکرد عاطفه ی حسرت در محتوا و فرم غزل حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسین منزوی، شاعر معاصر ایران، با استفاده از زبان، توصیفات، تصاویر و اندیشه های تازه در قالب غزل، یکی از نوآوران این عرصه محسوب می شود. عاطفه ی حسرت در شعر او نمودی چشمگیر و محوری دارد و می تواند از دلایل ماندگاری غزل او به شمار آید. براین اساس، هدف از این پژوهش، بررسی انواع جلوه های حسرت در غزل منزوی، تحلیل دلایل، انگیزه ها و نتایج آن و چگونگی نمود این عاطفه در ساختار و صورت غزل او، با استفاده از روش تحلیل محتوایی و ساختاری است. به طور کلّی، می توان حسرت های منزوی را به دو دسته ی شخصی و اجتماعی تقسیم کرد. پرکاربردترین انگیزه ها و زمینه هایی که باعث به وجود آمدن این عاطفه در شعر منزوی شده اند، عبارتند از: جدایی از معشوق، اندوه از دست دادن برادر، گله از سرنوشت و انسان هایی که به دلایل گوناگون او را آزرده اند، سپری شدن جوانی و عوامل سیاسی- اجتماعی. بارزترین شگردهای فرمی او در این زمینه نیز، علاوه بر استفاده از واژه های حامل مفاهیم حسرتبار، از این قرارند: به کارگیری انواع شیوه های موسیقایی؛ بخصوص کناری، درونی و بیرونی و تصویر آفرینی؛ بویژه در قالب تشبیه، نماد و تلمیح.
بررسی رباعیات خیام از منظر گفتمان شناسی انتقادی با بهره گیری از مؤلفه های جامعه شناختی-معنایی گفتمان مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود روش های متعدد تحلیل گفتمان انتقادی در زبان انگلیسی٬ هنوز چارچوب تحلیلی مناسبی جهت مطالعه منابع غنی شعر و ادب فارسی در این زبان تعبیه نشده است. لذا٬ پژوهش حاضر کوششی است در چارچوب گفتمان شناسی انتقادی به منظور تحلیل گزیده ای از رباعیات خیام با بهره گیری از الگوی تحلیلی پیشنهادی توسط یارمحمدی(۱۳۹۱) که خود برگرفته از الگوی تحلیل گفتمان انتقادی ون لیوون (١٩٩۶) می باشد. در این پژوهش٬ علاوه بر تحلیل کیفی ٤٠ رباعی از رباعیات خیام که بصورت تصادفی انتخاب گردیده اند٬ از روش- های تحلیل کمّی نظیر محاسبه فراوانی و آزمون مربع خی نیز استفاده شده است. نتایج بررسی های کمّی حاکی از آن است که در میان مؤلفه های گفتمان مدار موجود در الگوی مورد نظر٬ اظهار با قرینه فحوایی در مقایسه با اظهار با قرینه لفظی از فراوانی معناداری برخوردار است. همچنین٬ نتایج این پژوهش مؤید کارایی الگوی تحلیل گفتمان انتقادی مذکور در بررسی متون ادبی به ویژه انواع شعر می باشد. امید است نتایج به دست آمده از این پژوهش توانسته باشد با اراﺋﻪ چارچوبی تحلیلی که در زبان فارسی تازگی دارد گام ﻣﺆثری در جهت ارائه الگوهای تحلیل گفتمان شناختی جامع و نظام مند به منظور تحلیل متون مختلف در زبان فارسی بردارد.
بازتاب جنبه هایی از فرهنگ و ادبیات هند در شعر صائب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند فرهنگی و ادبی ایران و هند در طول تاریخ، پیوندی استوار و غیر قابل انکار بوده و با فراز و فرودهای بسیار در گستر ه ی روزگاران استمرار داشته است. این پیوند در عصر صفویان ایران و گورگانیان هند به اوج خود رسیده که شعر و ادبیات این عصر، آیینه ی تمام نمای آن است. شعر صائب که نقطه ی اوج شعر این عصر است، با هنرمندی های بسیار، تعامل فرهنگی و ادبی این دو سرزمین را به تصویر کشیده به گونه ای که در آمیختگی فرهنگ و ادبیات ایران و هند یکی از ویژگی های بارز آن به شمار می آید: استقبال از شعر پارسی گویان هند، بهر ه گیری از سنّت های ادبی این سرزمین، به کارگیری زبان شعری شاعران پارسی گوی هند، تأثیر-پذیری از عاشقانه های ادبیات هند و سرانجام بازتاب فرهنگ، اعتقادات، آداب و رسوم هندوان، از جلوه های بارز پیوند فرهنگی و ادبی ایران و هند در شعر صائب است که درک و فهم شعر او و گر ه گشایی پیچیدگی های آن، بدون آگاهی از موارد مذکور، چندان آسان نیست. این مقاله با جستجو در دیوان صائب و استخراج ابیات مرتبط با موضوع و نقد و تحلیل و دسته بندی موارد استخراج شده و بهره گیری از پژوهش های این حوزه کوشیده است با معرفی برخی از جلو ه های فرهنگ و ادبیات هند در شعر صائب، راهی برای ورود به دنیای پر رمز و راز شعر او بگشاید.
واژ ه های کلیدی: ادبیات، ایران، شعر، صائب، فرهنگ، هند.
سبک شناسی لایه ای: توصیف و تبیین بافتمند سبک نامة شمارة 1 غزالی در دو لایة واژگان و بلاغت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سبک شناسی لایه ای با توجه به بافت موقعیتی به عنوان کلان لایه، متن را به خردلایه هایی تجزیه کرده و با بررسی خردلایه های متنی و تشخیص ویژگی های برجسته یا پربسامد، به مطالعة سبک می پردازیم. واحد تحلیل سبک در سبک شناسی تاریخی- سنتی «جمله» است، حال آنکه در «روش لایه ای»، با توجه به ساختار باز لایه ای متن، نه تنها نوشتار به عنوان واحد تحلیل در نظر گرفته شده، بلکه واحد تحلیل به کلان لایه ها میرسد و مشخصه ها و تمایزات سبکی یک نوشتار، نویسنده، ژانر یا دوره، همچنین سهم هر لایه در کشف ایدئولوژی متن و روابط پنهان قدرت را نیز تبیین می شود. نگارنده این روش را در مطالعة ویژگی های سبکی نامه های امام محمد غزالی با رویکرد انتقادی به کار گرفته و نامة شمارة یک او را مورد بررسی قرار داده است؛ دو لایة «کاربردشناسی» و «نحو» این نامه را در مقاله ای جداگانه ارائه نموده و در مقالة حاضر به ارائة دو لایة «واژگان» و «بلاغت» می پردازد.
تأثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر نیمرخ لیپیدی مردان جوان غیرفعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش شدت فعالیت بدنی با کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی مرتبط است و احتمالاً به این دلیل به بهبود مشخصات لیپوپروتئین های خون منجر می شود. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شش هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر پروفایل لیپیدی مردان جوان غیرفعال است. به این منظور، 18 مرد جوان غیرفعال، داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تجربی (9n=، سن: 41/1±33/24 سال، قد: 91/4±22/176 سانتی متر، وزن: 59/6±27/72 کیلوگرم) و کنترل (9n=، سن: 01/2±27/23 سال، قد: 88/6±22/180 سانتی متر، وزن: 23/7±27/76 کیلوگرم) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تمرین به مدت شش هفته و هر هفته سه جلسه تمرین تناوبی شدید را اجرا کردند. از همه آزمودنی ها قبل و بعد از شش هفته اجرای HIIT در حالت ناشتا خون گیری به عمل آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و t همبسته نشان داد، درصد چربی بدن در گروه تمرین به صورت معناداری کاهش یافت (P=0.019). هرچند غلظت های سرمی تری گلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی پایین، کلسترول تام و نسبت کلسترول تام به لیپوپروتئین با چگالی بالا کاهش و مقادیر لیپوپروتئین با چگالی بالا افزایش یافتند، این تغییرات از نظر آماری معنادار نبودند (P>0.05). این یافته ها نشان می دهد، اجرای شش هفته HIIT به بهبود نسبی غیرمعنادار نیمرخ لیپیدی در مردان جوان غیرفعال منجر شد که با کاهش معنادار درصد چربی در گروه تمرین همراه است. با توجه به این نتایج، احتمالاً اجرای HIIT از نظر تأثیر زمانی عامل کارامدی برای پیشگیری و بهبود عوامل خطرزای بیماری های قلبی عروقی در جوانان غیرفعال است.
تأثیر تمرین مقاومتی فزاینده بر غلظت سرمی امنتین-1 و نیمرخ لیپیدی موش های صحرایی نر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنتین-1 آدیپوکین تازه شناخته شده ای است که اغلب از بافت چربی احشایی ترشح می شود. سطوح در گردش امنتین-1 به طور معکوس با چاقی ارتباط دارد. اطلاعات اندکی در مورد تأثیر تمرینات ورزشی بر غلظت سرمی امنتین-1 وجود دارد. هدف از اجرای این پژوهش بررسی تأثیر چهار هفته تمرین مقاومتی فزاینده بر سطوح سرمی امنتین-1 است. شانزده سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین وزن 19 ± 288 گرم به طور تصادفی به گروه های تمرین (8n=) و کنترل (8n=) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل بالا رفتن از نردبان (8 تکرار در روز، 3 روز در هفته) با وزنه های آویزان شده به دم حیوان، به ترتیب با وزنه هایی معادل 50، 75 ،90 و 100 درصد ظرفیت حمل بیشینه جلسه قبل و افزایش 30 گرمی در تکرارهای بعدی بود. پس از 4 هفته تمرین مقاومتی غلظت سرمی امنتین-1، گلوکز و نیمرخ لیپیدی اندازه گیری شد. چهار هفته تمرین مقاومتی فزاینده موجب افزایش قدرت (ظرفیت حمل بیشینه) موش های صحرایی شد. تفاوت معنا داری در غلظت سرمی امنتین-1، گلوکز و نیمرخ لیپیدی بین گروه ها مشاهده نشد (05/0 P >). تغییرات وزن موش های صحرایی در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل به طور معنا داری کمتر بود (049/0 P =). نتایج این پژوهش حاکی از عدم تغییر سطوح سرمی امنتین-1 و نیمرخ لیپیدی موش های صحرایی با وجود افزایش قدرت و جلوگیری از افزایش وزن در اثر تمرین مقاومتی است. به منظور مشخص شدن تأثیر تمرینات ورزشی و ترکیب بدنی بر سطوح در گردش امنتین-1 تحقیقات بیشتر ضرورت دارد.
بررسی تطبیقی شرح حال نگاری در عصر عباسی (656-132 ه . ق) و ممالیک (923-648 ه . ق)
حوزههای تخصصی:
شرح حال نگاری که با نام های تراجم، سرگذشتنامه نویسی، زندگی نامه نویسی، موالید و وفیات و... شناخته می شود، در میان علوم اسلامی از جمله علومی است که دارای پیشینه ای دیرین است. شرح حال نگاری اسلامی را می توان دنباله فن سیره نویسی پیامبر (ص)، صحابه و تابعین دانست که بعدها به شکل علم مستقلی درآمد. در این علم به ثبت و نگارش خصوصیات زندگی افراد برجسته جامعه از اقشار و طبقات مختلف می پردازند. سال تولد و وفات افراد، مشاغل، محل زندگی، آثار مهم، اشعار و ... از جمله مواردی است که در این گونه کتب به آن پرداخته می شود. در این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی به بررسی تطبیقی این علم در دو دوره عباسی و ممالیک پرداخته می شود و به این منظور دو اثر مهم در زمینه شرح حال نگاری، در هر کدام از این دوره های تاریخی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. این بررسی نشان داد که در شرح حال نگاری عصر عباسی غالباً به نام، نسب، کنیه، اشعار و آثار علمی و برخی از مشخصات ظاهری صاحب شرح حال پرداخته می شد و معمولاً به صورت حوزه ای، منطقه ای یا طبقاتی نگاشته می شد؛ اما این علم در عصر ممالیک سیر تکاملی خود را به اوج رساند و علاوه بر نام و نسب، کنیه، اشعار و آثار علمی، به سیمای زندگی شخصیت صاحب شرح حال پرداخته و ضمن وارد نمودن سیاست به این عرصه، نگارش آن معمولاً به شکل ترتیب حروف الفبایی و بر اساس معجم نگاری صورت می پذیرفت.
بنی عَناز؛ خاندانی حکومت گر در جهان اسلام (381-551 ه . ق/ 991-1017 م)
حوزههای تخصصی:
بنی عَناز سلسله ی بودند که در فاصله سال های 381-551 ه . ق/ 991-1017م در مرزهای بین ناحیه عراق عرب و ایران قرار داشتند. این منطقه حائل میان مرزهای اعراب و ترکان بود. تاریخ فرمانروایی خاندان بنی عناز را می توان به دو دوره تقسیم کرد. در دوره اول، این خاندان از مراکز خارجی قدرت که وجود داشت، تأثیر می گرفتند؛ شاخه ای از بویهیان در بغداد که در رأس آن عضدالدوله دیلمی و همچنین حاکم بویهی شاخه ری، که رکن الدوله بود. آنها در هنگام سقوط آل بویه، مشغول دفاع از موجودیت خود از طریق اتحادیه های گوناگون قبیله ای بودند. در قسمت غرب شاذنجان بصورت دائمی خاندان بنی عناز درگیر مسائلی با قبایل عرب بنی عُقَیل و بنی مَزیَد بودند. در نواحی شرقی نیز، مرزهای آنها از ناحیه ای از قلمرو کردهای بنی حسنویه جدا و متمایز می شدند. در دوره دوم، ظهور و رشد ترکمانان سلجوقی و قبایل ترکمن غز که همراه آنها بودند به گونه ای کامل باعث بی نظمی و آشفتگی حکومت بنی عناز شدند که در نهایت این خاندان به دست حکومت سلجوقی منقرض شد.
بررسی نقش قبیله خزاعه در سه رویداد تاریخی (غزوه مُریسیع، صلح حدیبیه، فتح مکّه)
حوزههای تخصصی:
قبیلهٔ خزاعه یکی از قبایل بزرگ عرب و از شاخه های قحطانی است. این قبیله از فرزندان ربیعه و أفصی پسران حارثه بن عمرو بن عامر بن حارثه بن امریء القیس بن ثعلبه بن مازن بن ازد بودند و به شاخه های متعددی تقسیم می گردند. آن ها پس از مهاجرت در مرالظهران مکه سکونت داشتند و در نزدیکی مکه خیمه و چراگاه داشتند. پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه منوّره، روابط صمیمی و همکاری بین خزاعه و رسول الله(ص) هر روز ابعاد بیشتری می یافت؛ به گونه ای که مسلمان و مشرک آنان، همگی رسول الله(ص) را دوست می داشتند و در مکّه و تهامه هر اتفاقی می افتاد رسول الله(ص) را از آن با خبر می ساختند و از هواداران آن حضرت محسوب می شدند و در هنگام بستن صلح حدیبیه نیز بنی خزاعه پیمان همکاری خود را با رسول خدا(ص) اعلام کردند. در مورد اسلام آوردن خزاعه که همکاری و روابط آنان با رسول خدا(ص) سابقه ای دیرینه داشته، نه تنها نامه آن حضرت به «بدیل بن ورقاء خزاعی» و دعوت او به اسلام بلکه اسلام آوردن تیره های مهمی از خزاعه هم چون بنی مصطلق و أسلم نیز قابل توجه است.
این مقاله بر آن است تا با معرفی این قبیله معروف یمنی به بررسی نقش این قبیله در سه رویداد تاریخی (غزوه مریسیع، صلح حدیبیه و فتح مکه) و چگونگی اسلام آوردن آنها در حیات رسول الله(ص) بپردازد.