در زبان هایی که ویژگی آرایش نحوی آزاد دارند، قلب نحوی می تواند سازه های مختلف جمله را جابه جا کند. می یاگاوا (2001) مدعی است که در زبان ترکی با اعمال قاعدة قلب نحوی، عناصر غیر فاعلی به مشخصگر گروه زمان حرکت می کنند و فاعل در جایگاه اصلی خود، یعنی مشخصگر گروه فعلی سبک باقی می ماند. در این مقاله می خواهیم با تکیه بر رویکرد مطابقت در مدل کاوشگر- هدف برنامة کمینه گرایی و ارائة مثال های کافی نشان دهیم برخلاف ادّعای می یاگاوا، سازة موجود (فاعل) در مشخصگر گروه فعلی سبک با توجه به نقش دوگانة مطابقت (بازبینی مشخصه های غیر قابل تعبیر عنصر زمان و دریافت حالت فاعلی) باید به مشخصگر گروه زمان حرکت کند و در زبان ترکی آذری با اعمال قاعدة قلب نحوی، عناصر غیر فاعلی مانند مفعول طی عملکرد مطابقت در طول اشتقاق نحوی، به جایگاهی قبل از گروه زمان که از آن به عنوان جایگاه تأکید یاد می شود ارتقاء پیدا می کنند، زیرا مشخصگر گروه زمان توسط فاعل پر می شود. پس قاعدة قلب نحوی در زبان ترکی آذری همان مبتداسازی است و چنانچه در فرایند تولید جمله، به دلایل معنایی و کلامی، نیازی به تأکید یا مبتداسازی باشد، گروه نقش نمای یادشده در جایگاهی قبل از گروه زمان قرار می گیرد.
مدیریت زنجیره عرضه به منظور هماهنگ سازی اعضای زنجیره در عصر جدید، توجه محققان زیادی را به خود جلب کرده است؛ به طوری که آن را یک رویکرد راهبردی برای تقاضا، عملیات، تدارکات و مدیریت فرایند لجستیکی درنظر می گیرند. پژوهش حاضر به بررسی مؤلفه های تأمین در مدیریت زنجیره عرضه می پردازد و تأثیر آنها را بر عملکرد صنایع الکترونیک قطعات خودرویِ ایران بررسی می کند. مدل مفهومی پژوهش از ادغام چندین مدل حاصل شده است و جامعه آماری آن نیز شرکت های تولیدکننده قطعات الکترونیکی خودرو در ایران بوده که با ابزار پرسشنامه و تجزیه و تحلیل های آماری و روش مدل معادلات ساختاری، فرضیه های مدل مفهومی آزمایش شدند. یافته های ناشی از این پژوهش نشان داد که مؤلفه های تأمین در مدیریت زنجیره عرضه با یکدیگر همبستگی داشته و هر یک نیز بر عملکرد سازمانی تأثیرگذارند. بنابراین مدیران ارشد باید برای دست یافتن به مزیت های رقابتی نسبت به رقبای خود، این رویکرد را در سازمان مستقر کرده تا به منفعت های ناشی از آنها دست یابند.
یک روش مؤثر برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین، ایجاد هماهنگی بین اعضای زنجیره تأمین است. این نوشتار موضوع هماهنگی زنجیره تأمین را با استفاده از قرارداد بیمه بررسی می کند. یک تولید کننده و یک خرده فروش، زنجیره تأمین را شکل می دهند که خرده فروش با تقاضای احتمالی و برگشت کالا از مشتری روبه روست. پذیرش کالای برگشتی از ویژگی های بازار رقابتی امروز است و موضوع هماهنگی را تحت تأثیر قرار می دهد. در این نوشتار، پارامترهای قراردادی و قیمت فروش کالای تولید کننده برای رسیدن به هماهنگی کامل و وضعیت برد برد برای هر دو عضو زنجیره تأمین، تعیین می شود. در این پژوهش قرارداد بیمه با قرارداد به اشتراک گذاری درآمد مقایسه می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد، به ازای هر قرارداد به اشتراک گذاری درآمد، یک قرارداد بیمه را می توان تعریف کرد و در صورت انتخاب صحیح پارامترهای قراردادی، سود مورد انتظار تولید کننده با قرارداد بیمه نسبت به قرارداد به اشتراک گذاری بهبود پیدا می کند.
هدف این پژوهش تعیین عوامل مؤثر بر اعتماد و بررسی تأثیر اعتماد در ارتقای نوآوری در شهرها مبتنی بر مطالعه پارک علمی و فناوری پردیس است. روش تحقیق این پژوهش آمیخته تبیینی است که مطالعات کمّی و کیفی را دربر می گیرد و بر مبنای تفکر سیستمی انجام می شود. جامعه آماری این پژوهش شامل 105 نفر از کارشناسان پارک علمی و فناوری پردیس است و در این میان 68 نفر به عنوان نمونه، از طریق نمونه گیری تصادفی، انتخاب شدند. اطلاعات به دست آمده از مطالعات کمّی (پرسشنامه با آلفای کرونباخ 825%) از طریق آنالیز توصیفی و استنباطی و همچنین اطلاعات به دست آمده از مطالعه کیفی (مصاحبه با 8 نفر از کارشناسان پارک) از طریق کُدبندی و آنالیز موضوعی تحلیل و مدل نهایی مطابق نتایج تحلیل ها ترسیم شد. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان می دهد که عوامل مختلفی، مانند نهاد های قضایی کارآمد، شفافیت اطلاعات در جامعه، جلوگیری از رانت اطلاعاتی، و قوانین حمایتی، بر اعتماد تأثیر بسیار زیادی دارند و همچنین این عوامل، با تقویت اعتماد، در ارتقای برخی از شاخص های نوآوری در شهرها مؤثرند.
این مطالعه به طراحی مدل ساختاری مدیریت منابع انسانی در صنعت خمیرمایه کشور می پردازد. جامعه آماری این مطالعه کلیه کارکنان صنعت خمیرمایه کشور (1145نفر) هستند که 288 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای و بهره گیری از فرمول کوکران برای نمونه انتخاب شدند. داده ها به کمک پرسشنامه گردآوری شد و تجزیه وتحلیل آنها با اجرای آزمون معادلات ساختاری و تحلیل عاملی در نرم افزار آموس انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که بین سیستم های مدیریت منابع انسانی، رضایت شغلی و وفاداری سازمانی، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین رضایت شغلی به منزله عامل واسطه ای بین مدیریت منابع انسانی و وفاداری سازمانی نقش آفرینی می کند. بنابراین به مدیران پیشنهاد می شود در طراحی اهداف راهبردی خود، به نقش مؤثر سرمایه های انسانی در پیشبرد تعالی سازمانی توجه کنند و کارکنان را در امور مختلف تصمیم گیری شریک بدانند تا بدین وسیله تمایل به مشارکت در فعالیت ها و وفاداری سازمانی در آنها ایجاد شده، ثابت بماند.
در این مطالعه، با استفاده از شاخص های اندازه گیری هزینه رفاهی (CV) و با بکارگیری تابع تقاضای LAIDS به بررسی اثر افزایش نرخ ارز و قیمت حامل های انرژی بر روی هزینه رفاهی مصرف کنندگان در ایران می پردازد. داده های به کار گرفته شده شامل قیمت حامل های انرژی (بنزین داخلی، بنزین وارداتی، نفت سفید، نفت گاز، نفت کوره، گاز و سایر فرآورده ها)، مقدار و سهم مصرف آن ها در بازه زمانی 1359- 1387 می باشد. لازم به ذکر است که تأثیر نوسانات نرخ ارز از طریق قیمت بنزین وارداتی مورد بررسی قرار گرفته است. طبیعی است که با افزایش نرخ ارز طی سالیان اخیر قیمت بنزین وارداتی نیز دستخوش نوسانات و تغیراتی شده است. نتایج مدل حاکی از آن است که افزایش در نرخ ارز و به تبع آن قیمت بنزین وارداتی براساس سناریوی اول قیمتی منجر به کاهش 06% رفاه مصرف کنندگان در جامعه می شود و برای جبران درآمد افراد جامعه در راستای نیل به سطح رفاه اولیه در سناریوی بایستی سالانه مبلغ 59 هزار ریال به هر خانوار پرداخت شود.
ساختار داستانی ماهیتی دارد که با تأثیر از عناصر خود، شکلی کُنشی و روایی می پذیرد. نویسنده در پرتو این خصوصیات و عناصر ساختاری مانند: طرح و نقشه، زاویه ی دید، کشمکش، بحران، نقطه ی اوج و گره گشایی، ساختاری داستانی را پی می ریزد. نگریستن به آثار ادبی گذشته از زاویه نظریات معاصر راهی است برای کم کردن فاصله ها با چنین آثاری تا ارزش و راز ماندگاری آن ها بیش از پیش آشکار شود. هم از این رو در این جستار پس از طرح مباحث نظری در باب ادبیات داستانی و هر یک از عناصر سازنده داستان، به تحلیل این عناصر در ماجرای جنگ هفت گردان در شاهنامه پرداخته می شود؛ و پس از تحلیل داده ها به این نتیجه می رسد که، - بدون در نظر گرفتن پاره ای سستی ها- فردوسی در پردازش این داستان توانسته است، به خوبی عناصر داستان را در پیشبرد حوادث به کار بگیرد و طرحی منسجم و استوار مبتی بر روابط عِلّی و معلولی را پی ریزی کند. کنِش-ها و گفت گوهای شخصیت ها در این داستان نتیجه ی طیعی حوادث است و متن داستان، با ساختاری تقریباً پیوسته، مبنی بر شروع از وضعیت پایدار و تغییر وضعیت به سوی موقعیت پایداری متفاوت با وضعیت اول پیروی می کند.
ارزیابی توانهای محیطی امروزه به عنوان یکی از مباحث پایه ای برنامه ریزی های اقتصادی، اجتماعی و طرح های شهری و روستایی مطرح است. دستیابی به توسعه پایدار و استفاده بهینه و کارا از منابع، در گرو شناخت جامع و دقیق از امکانات، توان ها و محدودیت های است که در رسیدن به وضع مطلوب با آن مواجه هستیم. پژوهش حاظر به ارزیابی توان های محیطی بخش سرآسیاب یوسفی شهرستان بهمئی از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد و با هدف شناخت قابلیت های محیطی با تأکید بر گردشگری تهیه گردیده است. روش کار در این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی بوده و داده های مورد نیاز به صورت اسنادی و پیمایشی تهیه گردیده، و در تشخیص و تدوین استراتژی ها و راهبردهای مورد نظر از مدل SWOT(قوت، ضعف، فرصت، تهدید) استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که محدوده، از نظر قابلیت های کشاورزی دارای محدودیت های است، ولی از نظر توانهای محیطی بویژه جنبه اکوتوریستی جهت توسعه گردشگری از استعداد بالایی برخوردار می باشد. بنابراین ضرورت اعمال استراتژی ها و راهکارهای اساسی جهت تأکید بر نقاط قوت، با از بین بردن و کاهش نقاط ضعف و تهدیدها و موانع پیش روی توسعه گردشگری و بهره گیری از عوامل بیرونی به خصوص مجاورت با استان گرم خوزستان به عنوان فرصتی بهینه جهت جذب توریسم آب و هوا ضرورتی اساسی است.
با توجه به رشد روز افزون جمعیت بشر از یک سو و افزایش مصرف و توسعه صنایع از سوی دیگر، تولید انواع پسماندها امری اجتناب ناپذیر جلوه می نماید. هدف اصلی مطالعه جاری، اعمال انواع عملیات تحلیل های مکانی با بهره گیری از فناوری سیستم اطلاعات جغرافیایی به منظور مکانیابی محدوده های بهینه برای دفن زباله های هیر استان اردبیل می باشد. به همین منظور، در مرحله اول، با استفاده از 12 لایه اطلاعاتی که شامل 9 لایه اطلاعاتی طبیعی (زیست محیطی) و 3 لایه اطلاعاتی اجتماعی-اقتصادی مربوط به محدوده بخش، به محیط نرم افزار Arc GIS وارد و پایگاه های اطلاعاتی ویژه دفن زباله تشکیل شد. در مرحله دوم، لایه های رقومی بر اساس استانداردهای موجود 4 سازمان حفاظت از محیط زیست کشور آمریکا EPA، سازمان حفاظت از آب، خاک و هوای کشور کانادا، سازمان مدیریت و برنامه ریزی ایران، سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، با فرایند تحلیل شبکه ای ANP در نرم افزار Super Decisions و نظرات کارشناسی خبرگان و کارشناسان، وزن دهی و طبقه بندی گردید و بر لایه های موجود، اعمال شد. بررسی نتایج اولیه، مبین این واقعیت است که مدل منتج از روش ANP ضمن انتخاب مکان دفن زباله ها در منطقه قابل قبول، مناطق دیگری را نیز پیشنهاد می کند.
شناسایی ساختار وابستگی بین دارایی های مالی و تأثیر آن در سنجه های ریسک همچون ارزش در معرض ریسک دارایی های مالی از موضوعات مورد توجه محققان است. اما، یکی از چالش های موجود بر سر راه این هدف، مدل سازی توزیع های توأم در ادبیات اقتصاد مالی است. کاپولا ها توابع توزیع توأم را به توزیع حاشیه ای تکین هر یک از متغیرها متصل کرده و ساختار وابستگی داده های چندمتغیره را به خوبی توصیف می کنند. در این پژوهش با انواع مختلف توابع کاپولا و مدل های واریانس ناهمسان شرطی تعمیم یافتهْ ساختار وابستگی بین دو شاخص قیمتی محصولات شیمیایی و دارویی بورس تهران در بازه زمانی دی 1383 تا اسفند 1391 ارزیابی می شود و تأثیر ساختار وابستگی در برآورد ارزش در معرض ریسک سبد دارایی متشکل از آن ها بررسی می شود. نتایج تجربی پژوهش نشان می دهد وابستگی ساختاری نامتقارنی بین محصولات شیمیایی و دارویی بورس تهران وجود دارد. همچنین، یافته ها حاکی از دقت و کفایت بیشتر رهیافتCopula-GARCH نسبت به مدل های متداول در پیش بینی ارزش در معرض ریسک سبد دارایی همچون M-GARCH ، DCC-GARCH ، EWMA،و روش های شبیه سازی تاریخی است.
موسیقی یکی از هنرهایی است که برای عرضه محصولاتشان نیازمند طراحی گرافیک هستند؛ چه قبل از اختراع و پیدایش ابزار ضبط و پخش موسیقی که به جلد نت ها و پوسترهای موسیقی محدود بود و چه بعد از آن که طراحی جلد صفحات گرامافون، نوارهای کاست، CDو DVD به آن ها اضافه شد. موضوع این مقاله تأثیر متقابل سبک در موسیقی و گرافیک است. به نظر می رسد که تا دهه 60، داده ها و دریافت های حسی و نحوه بیان آن ها در سبک ها، تأثیر مستقیم و متقابل بر موسیقی و گرافیک داشته است. این هنرها با تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر، در یک راستا در حرکت بوده اند. بدین ترتیب، فرم و فضای موسیقیایی، ریتم و رنگ اصوات کاملاً در اثر گرافیک مربوط به آن سبک مشهود است. از دهه 60، به دلیل گرایش به موسیقی تجاری یا تنوع در زیرشاخه های موسیقی،گرافیک آثار دچار تغییرات شد و این رخداد باعث کاهش حس موسیقیایی در آثار تجسمی و پراکندگی در سبک شده است. در این بررسی، کوشیدیم که سبک های موسیقی و گرافیک را به موازات یکدیگر بررسی کنیم. از فرضیات این پژوهش این است که ویژگی های سبک در هنر موسیقی بر طراحی گرافیکی آن تأثیر می گذارد؛ ازاین رو، در این بررسی آثار مشهور مربوط به سبک هنری در موسیقی را با هنر تجسمی (اثر گرافیکی) مقایسه کردیم. این تحقیق را به شیوه مقایسه ای و تحلیل آثار برجسته دردسترس انجام داده ایم. به نظر می رسد که ویژگی های سبک در موسیقی در عناصر تجسمی (طرح، رنگ، ریتم و ...) اثر تجسمی انعکاس یافته است.
خاقانی (595-520ق) شاعر فارسی اللسان، معروف، وهو صاحب قصائد فخمة وأشعار عمیقة وصعبة ومبهمة، کما یعد أکثر شعراء الأسلوب الأذربیجانی شهرة فی القرن السادس. شعره یزخر بالمواضیع العلمیة والمصطلحات الدینیة، وهو دائرة المعارف فی علوم القرآن والحدیث. إن التسلط على مختلف أنواع العلوم واستخدامها فی شعر هذا الشاعر الکبیر وفکره وإبداعه جعل فهم شعره یبدو معقداً ومبهماً، فقد ضمن شعره الکثیر من مفاهیم الزهد والأخلاق بالاستفادة من الأحادیث النبویة والآیات القرآنیة، ولا شک فی أن الإلمام بالقرآن وتفسیره من مفاتیح حل الکثیر من مشکلات أبیات هذا الشاعر. وسنتناول فی هذه المقالة سبل توظیف القرآن والمضامین الإلهیة فی القصیدة الثانیة – فقط - من دیوان خاقانی. ومن المؤکد أننا سنذکر فی البدایة توضیحات عامة عن الشاعر، وارتباطه بالقرآن ونقدم تعریفا للقصیدة الثانیة التی مطلعها:
ای پنج نوبه کوفته در دار ملک لا لا در چهار بالش وحدت کشد تو را
- أیها الطارق باب ملک ""لا"" خمس مرات إن ""لا"" تقودک إلى مسند التوحید.
إنّ دراسة المدینة کدراسة نقدیة حظیت باهتمام کثیر منذ نهایة القرن الثامن عشر، والمدینة باعتبارها إمّا واقعیة وإمّا خیالیة مثل المدینة الفاضلة أو أرض الأحلام تعدّ من أهمّ البنیات داخل التقنیات السردیة فی روایة القرن العشرین. أمّا فی الفن الروائی، فلعلّ المدینة تعدّ من أهمّ البنیات داخل التقنیات السردیة الحدیثة باعتبار أنّ وعی البطل یتشکل ویتطور داخلها متفاعلا معها ومتأثراً بها وکاشفاً لها فی کثیر من الأحیان.
وتهدف هذه المقالة إلی تقدیم معاییر نظریة جورج ولز الإنجلیزی فی الیوتوبیا وتطبیقها علی روایة ""أصابعنا التی تحترق"". وقد توصلنا فی هذا البحث أنّ سهیل إدریس سعی فی ""أصابعنا التی تحترق"" أن یخلق صورة مدینة فاضلة وفق وجهة النظر الاشتراکیة مثل المعاییر الولزیة لذلک یری أنّ الحب، والأمن، والقانون، واستخدام المال فی الطریق الصحیح، وتکریم المرأة یجب أن تسود البلاد العربیة لکی تقترب من المدینة الفاضلة المنشودة.
تعتبر الصورولوجیا أو علم الصورة فرعٌ من فروع الأدب المقارن وهو البحث عن صورة الآخر الأجنبی فی النصِّ الأدبی. یتیحُ لنا علم الصورة معرفة الإنسان للإنسان وعبر هذه المعرفة یبرز لنا الجوهر المشترک للإنسانیة. وعند ذاک ننطلق إلی عالم الأخوة التی تجمع الأنا بالآخر. ولو تأملنا هذا الجوهر لوجدناه لا یتبلور إلّا بالتفاعل مع الآخرین؛ من هنا تبرز أهمیة الدراسات الأدبیة المقارنة التی تقوِّم علاقاتنا مع الآخر. عبدالوهاب البیاتی یکون من عملاقة الشعراء فی الشعر العربی المعاصر الذی اختص قصائداً کثیرةً فی دیوانه إلی عرض صورة الآخر وفی کم کبیر من هذه القصائد یعرض صورة الفنانین الآخرین وفی ضمن هذه القصائد أنشد ثلاث قصائد فی وصف الفنانین الکردیین: عبدالله کوران، ویاشار کمال، وایلماز غونیه. مناخ التعایش السلمی الذی بدأ یظهر فی العالم، یبرهن لنا أهمیة الدراسات الصورولوجیة إذ لوحظ ان الصور التی تقدمها الآداب القومیة للشعوب الأخرى تشکل مصدراً أساسیاً من مصادر سوء التفاهم بین الأمم والثقافات سلباً وإیجاباً کما قد تمثّل الأنا العربی فی شعر البیاتی منظومة علاقات مع آخر الفنان الکردی فی إطار کلُّه صداقةٌ وودٌّ وتمجیدٌ. تحاول هذه المقالة من خلال المنهج الوصفی – التحلیلی وفی ضوء النقد المقارنی أن تتوقف عند مواقع تصویر البیاتی عن آخر الفنان الکردی المتمثِّلِ فی عبدالله کوران، ویاشار کمال، ویلماز غونیه. والنتائج تدلُّ علی أنَّ الشاعر قد عرض صورة آخر الفنان الکردی فی صورة التسامح؛ وهذا النوع من قرءاة الآخر یُعتبر من أجمل صور قرائته، والحالة الوحیدة للتبادل الحقیقی التی تسود علیها روح الموضوعیة.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی روابط ساختاری سبک های هویت مذهبی و ابعاد دینداری با بهزیستی روان شناختی دانشجویان است. 667 دانشجو (297 پسر و370 دختر) از چهار دانشکده علوم انسانی، فنی مهندسی، علوم پزشکی و کشاورزی دانشگاه تبریز در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد که پرسش نامه های هویت مذهبی بل، ابعاد دینداری گلاک و استارک و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف را تکمیل کنند. داده های به دست آمده از طریق آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر، در تمام متغیرها تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0/p>). همچنین نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش قابل قبولی برخوردار است (05/0P>). ابعاد دینداری و سبک های هویت مذهبی به عنوان متغیرهای پیش بین معنی داری برای بهزیستی روان شناختی جوانان محسوب می شود. ابعاد دینداری به صورت مستقیم و غیر مستقیم با بهزیستی روان شناختی رابطه دارد.
با توجه به اهمیت و نقش گرم کردن، امروزه مربیان روش های مختلف گرم کردن را جهت بهبود عملکرد ورزشکاران خود انجام می دهند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر حاد سه پروتکل مختلف گرم کردن (ماساژ، کشش پویا، حس عمقی) بر عوامل منتخبآمادگی جسمانی در مردان رشته والیبال بود. سی و یک ورزشکار مرد رشته والیبال (میانگین سن 7/1 ± 2/21 سال، وزن 9/8 ± 1/72 کیلوگرم، قد 0/5 ± 5/180 سانتی متر) به صورت تصادفی در 4 گروه ماساژ، کشش پویا، حسی عمقی و کنترل تقسیم شدند. در جلسه ی اول، متعاقب5 دقیقه دویدن آهسته، آزمون های منتخب آمادگی جسمانی (توان بی هوازی، چابکی و انعطاف پذیری) در آزمودنی ها اندازه گیری شد. در جلسه ی دوم، آزمودنی های سه گروه تجربی (متعاقب 15 دقیقه گرم کردن اختصاصی) و گروه کنترل، آزمون های آمادگی جسمانی مربوطه را مجدداً انجام دادند. داده های حاصل با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند (05/0P<). نتایج نشان داد در آزمون چابکی، هر سه گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به طور معنا داری عملکرد بهتری داشتند (05/0P<) و نتایج گروه حس عمقی به طور معنا داری برتر از گروه کشش و ماساژ بود (001/0P=). نتایج آزمون توان بی هوازی نیز در گروه حس عمقی و ماساژ به طور معنا داری بهتر از گروه های کشش پویا و کنترل بود (05/0P<). ضمن بهبود معنا دار انعطاف پذیری در گروه های تجربی نسبت به گروه کنترل، نتایج این آزمون نیز در گروه ماساژ نسبت به دیگر گروه ها به طور معنا داری بهتر بود (05/0P<). به نظر می رسد استفاده از تمرینات تخصصی گرم کردن حس عمقی و ماساژ، نسبت به سایر روش های گرم کردن، می تواند باعث بهبود بیشتری در عملکرد ورزشکاران رشته ی والیبال گردد.