در جهان امروز، صنعت گردشگری توسعه فراوانی پیدا کرده است. بسیاری از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه جهان توانسته اند وضعیت گردشگری و توریسم خود را بهبود بخشند و با ایجاد مشاغل خدماتی برای گردشگران ، بسیاری از مشکلات شهری، از قبیل بیکاری و پایین بودن سطح درآمد را رفع کنند. با توجه به اهمیت صنعت گردشگری و وجود پتانسیل های گردشگری در استان کردستان، اولویت بندی مناطق مختلف این استان جهت برنامه ریزی های مناسب و کارا به منظور خدمات رسانی بهتر و عدالت اجتماعی و اقتصادی در سطوح مناطق مختلف ضروری می نماید. روش پژوهش توصیفی مقایسه ای و نوع آن کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای اسنادی است. در این پژوهش، با استفاده از مدل Topsis و Vikor به اولویت بندی شهرستان های استان کردستان بر اساس 12 معیار اصلی در 4 سطح (فرابرخوردار، برخوردار، نیمه برخوردار، فرو برخوردار) پرداخته ایم. با توجه به نتایج به دست آمده، شهرستان سنندج در سطح فرابرخوردار و شهرستان های دهگلان و دیواندره در سطح فرو برخوردار (محروم) به لحاظ شاخص های زیرساختی گردشگری قرار گرفته اند. همچنین، طبق نتایج روش ضریب پراکندگی نیز معیارهای: تعداد فروشگاه های صنایع دستی و تعداد دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری و شرکت های حمل و نقل و مسافرتی به طور نابرابری در میان شهرستان های این استان توزیع شده است که توجه مسئولان و مدیران شهرها جهت تقویت و احداث این اماکن در شهرستان های این استان و پیشرفت این صنعت ارزشمند را می طلبد.
توسعه گردشگری را صرفاً نمی توان با مؤلفه های مستقیم اقتصادی و مادی تضمین کرد و برای پیشرفت، شرکت جامعه محلی از جمله نیروهای فکری و یدی گروه های مختلف نیز نیاز است. مقاله حاضر قصد دارد به بررسی مشارکت مردم محلی در فعالیت های گردشگری منطقه 22 شهر تهران بپردازد. روش بررسی، تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی است؛ جامعه آماری با استفاده از فرمول کوکران به ترتیب 170 نفر بازدیدکننده و 150 نفر مردم بومی اند که به صورت نمونه گیری هدفمند و نیز روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شده اند. میانگین جذابیت گردشگری منطقه متوسط است و مردم محلی در فعالیت های مربوط به گردشگری هیچ نقشی ندارند. این در حالی است که آنان علاوه بر نگرش مثبت به گردشگری، برای مشارکت با شهرداری منطقه علاقه دارند. برای پایدار شدن گردشگری منطقه و ارتقای سطح جاذبه ها، استفاده از مشارکت شهروندان یکی از بهترین گزینه هاست، اما هنوز کارهای جدی در این زمینه صورت نگرفته است.
شهرهای مقصد گردشگری شهرهایی هستند که اقتصاد خانوار در اکثر آن ها وابستگی شدیدی به جذب گردشگر دارد؛ به طوری که بسیاری از مشاغل شکل گرفته در این شهرها، به طور مستقیم یا غیرمستقیم، نیازهای گردشگران را برآورده می کنند و از این طریق خانوار ها به امرار معاش می پردازند. به منظور ایجاد بستر مناسب توسعه گردشگری پایدار شهری، به ویژه در شهرهای مقصد گردشگری، حکمرانی خوب شهری و نزدیک شدن به شاخص های آن ضرورتی تردیدناپذیر است. هدف این تحقیق شناخت جامع میزان اهمیت حکمرانی خوب شهری و ارزیابی عملکرد شاخص های حکمرانی خوب شهری در شهر تنکابن، به عنوان یکی از شهرهای مقصد گردشگری، است. روش تحقیق و گردآوری مطالب از نوع پیمایشی و تحلیلی مبتنی بر پرسش نامه است که پس از تأیید روایی پرسش نامه، در اختیار کارشناسان برجسته مهندسان مشاور و اعضای گروه تخصصی شهرسازی نظام مهندسی استان مازندران و همچنین استادان صاحب نظر دانشگاه مازندران، با شرط داشتن تحصیلات دانشگاهی کارشناسی ارشد یا دکترا در زمینه مدیریت شهری، برنامه ریزی شهری و سایر رشته های مرتبط با امور شهری، قرار گرفت. برای تحلیل آماری از روش IPA استفاده شد. مهم ترین شاخص با کمترین عملکرد، شاخص مشارکت شهروندان تعیین شد که سنگ بنای حکمرانی خوب شهری به منزله روش مدیریت مشارکتی است. شاخص امنیت نیز بالاترین عملکرد را در این شهر داشت. درنهایت، نتیجه گیری شد که شاخص های حکمرانی خوب شهری، با وجود اهمیت بالای آن ها، عملکرد پایینی در مدیریت شهر تنکابن داشت که راهکارهایی به منظور ارتقای آن ارائه شد.
در این مقاله به دنبال نشان دادن روش هایی بودیم که اسلام به عنوان کاملترین دین در اختیار بشر نهاده است تا از این طریق بتواند مطابق با فطرت و نیازمندی های خویش، راه و روش چگونگی به دست آوردن یک اقتصاد سالم را یاد گرفته، و در راستای تکامل خویش آن را به کار گیرد. این پژوهش با روش توصیفی و مبتنی بر منابع و اسناد مرتبط با موضوع صورت گرفته است. پرسش اصلی مطرح شده در این نوشتار این است که: «اسلام چه راهکارهایی جهت ایجاد رشد و توسعه اقتصاد سالم به مردم شناسانیده است؟» قلمرو و گستره این پژوهش حول اقتصاد اسلامی مطابق با آیات و روایات می باشد. در مقاله حاضر فرض بر این است که اسلام- به عنوان کاملترین دین- و از آن جایی که نشئت گرفته از وحی آسمانی است، مطابق با نیازمندی ها و فطرت بشری، اموری را به عنوان راهکار ایجاد اقتصاد سالم به مردم معرفی نموده است که این راهکارها حالتی ارزشی و معنوی و نه صرفاً مادی به اقتصاد جوامع اعطا می کند.
دیر زمانی است که نحویان درباره نوع ارتباط بعضی جارومجرورها با فعل و شبه فعل اختلاف نظر دارند یا اظهار نظر کاملی نکردهاند؛ اما بررسی جارومجرورهای مختلف نشان می دهد که ارتباط آنها با فعل و شبه فعل شدت و ضعف یا درجات و مراتب دارد. با این دید، فقط فعلی که همیشه با حرف جر خاصی به کار میرود متعدی با واسطه است و متقابلاً فعلهای دیگری که با یک حرف جر عام و غیر دایمی به کار میروند فقط متمم یا قید گرفتهاند نه مفعول و لزوم و تعدی آنها به وسیله آن حرف جر عام تغییر نکرده است. مقاله حاضر با ادعای تفکیک دقیق دو گونه ارتباط میان فعل با جارومجرور، قایل به دو گونه تعلق عام و تعلق خاص شده و دلایلی برای اثبات این ادعا به دست داده است.
برای درک و تحلیل درست ادبیات فارسی باید به کهن ترین آثار باقی مانده از آن بیشتر توجه کرد. در باب «ترجمه تفسیر طبری» که از کهن ترین کتاب های موجود فارسی است پژوهش هایی چند انجام داده اند. اما این کتاب سرشار از قصه را از منظر قصه پردازی کمتر نگریسته اند. نوشتار حاضر در پی چنین هدفی است. برای نیل به این مقصود نخست نشان داده ایم که این مجموعه که قصه های فراوان در آن آمده است، برآمده از محیط فرهنگی و ادبی قرن چهارم و قابل مقایسه با دیگر آثار قصه پرداز نزدیک به آن دوران - همچون شاهنامه- است. سپس کوشیده ایم تا شیوه قصه پردازی آن کتاب را بهتر بشناسانیم. زیرا به نظر ما طرح کلان قصه گویی این اثر اندیشیده و قاعده مند است و می توان آن قواعد را مطالعه و استخراج کرد. بر این اساس بیشتر قصه های این کتاب حاکی از نزاع نیکان و بدانی است که از آفرینش آدم تا رستاخیز گسترده شده است. در این قصه ها بن مایه ها و درون مایه ها و شخصیت های مشابه پی درپی ظهور می کنند. از دیگر طرح های اندیشیده این اثر، افتتاح کتاب و گشودن باب قصه گویی با قصه مناظره محمد ص با مکیان و جهودان است. این، قصه ای است که عناصر اصلی و بنیادین دیگر قصه ها و خلاصه ای از هرآنچه در کتاب آمده، در آن گنجانده شده است.
هدف: امروزه دانش و سرمایه های فکری سازمان ها یکی از مزیت های اصلی رقابت محسوب می شود و می توان اذعان داشت که دانش، قلب اقتصاد جهانی است و این امر مستلزم شناسایی عوامل کلیدی موفقیت و اقدام عملی برمبنای این عوامل تاثیر گذار در مراحل مختلف طراحی و استقرار سیستم مدیریت دانش است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی مولفه های مدیریت دانش و وضعیت پیاده سازی آنها در دانشگاه کردستان می باشد. روش: روش پژوهش در این مطالعه از نوع کاربردی و به روش پیمایشی – توصیفی بوده است. جامعه آماری اعضای هیات علمی دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 1393-94 بودند. از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار spss و Lisrel بهره گرفته شد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که بین اجرای بهینه تر سیستم مدیریت دانش با مولفه های ( فناوری اطلاعات، شاخص توانمندی ساختار و فرهنگ سازمانی، عنصر توانمندی مدیریتی و عنصر فرایند مدیریت دانش) رابطه معناداری وجود دارد.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی با توجه به نقش واسطه ای یادگیری سازمانی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS2.0 انجام شد. روش: جامعه آماری این تحقیق، مدیران، معاونین و رؤسای بانک اقتصاد نوین، ملی، ملت و صادرات و مهر اقتصاد در استان هرمزگان در سال 1394 می باشند.حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد است که روایی آن با نظر اساتید تأیید شد و پس از تکمیل نمونه اولیه، پایایی پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ پایایی مناسب ابزار را نشان داد. یافته ها: تمامی شاخص ها از بار عاملی قابل قبولی برخوردارند. یافته ها: مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی (81/0) و بر نوآوری سازمانی (39/0) تأثیر مثبت و معناداری داشت؛ یادگیری سازمانی اثر مثبت و معناداری بر نوآوری سازمانی داشت و تأثیر مدیریت دانش بر نوآوری سازمانی از طریق یادگیری سازمانی بیشتری بیش تر می شود. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهد که یادگیری سازمانی می تواند به عنوان یک متغیر واسطه ای بین مدیریت دانش و نوآوری سازمانی نقش آفرینی کند. مدیریت دانش، درست همانند یک سیستم، به عنوان یک ورودی مهم، یادگیری سازمانی به عنوان فرایندی کلیدی، در نتیجه نوآوری سازمانی به عنوان یک خروجی حیاتی برای سازمان های امروزی محسوب می شود. بانک ها می توانند با استفاده از سیستم مدیریت دانش و یادگیری سازمانی باعث بهبود در نوآوری های سازمانشان شوند.
هدف: پژوهش حاضر تعیین رابطه ی فرایندهای مدیریت دانش با عملکرد شغلی کارکنان در دانشگاه تهران می باشد. روش: از نوع کاربردی و به روش پیمایش با رویکرد توصیفی است و نمونه پژوهش شامل 105 نفرازکارکنان دانشگاه تهران( 21مرد و84 زن) از روش نمونه گیری تصادفی ساده به وسیله فرمول کوکران تعیین شد. داده های پژوهش با استفاده ازفهرست وارسی عملکرد وپرسشنامه مدیریت دانش گردآوری شد، تجزیه تحلیل اطلاعات با استفاده از روش های آماری(Tمستقل، تحلیل واریانس، یومن وایتنی ،ضریب همبستگی پیرسون ومیانگین) انجام شد. یافته ها: وضعیت مدیریت دانش در بین کارکنان پایین تر از میانگین فرضی(3) و عملکرد شغلی بالاتراز میانگین می باشند و میزان مدیریت دانش وعملکرد شغلی در بین متغیرهای جمعیت شناختی:(جنس، سن، مدرک تحصیلی و سابقه خدمت)، متغیر سن با مدیریت دانش ؛ وسن وجنسیت با عملکرد شغلی تفاوت معنا داری را نشان داد. نتیجه گیری: بین شاخص های مدیریت دانش با شاخص های عملکرد شغلی، تنها شاخص کسب دانش با شاخص های عملکرد شغلی(عملکرد وظیفه ای وزمینه ای) رابطه معناداری نشان داد وبین دیگر متغیرها رابطه معناداری یافت نشد.
زمینه و هدف: مشارکت و راه کارهای جلب همگانی مردم در پیشگیری از وقوع جرایم و به خصوص جرایم سرقت، همواره مورد توجه اندیشمندان و کارشناسان علوم اجتماعی بوده است. امروزه اغلب نظام های کیفری به دنبال آن هستند که با استفاده از روش های غیر کیفری و با اتخاذ سیاست ها و برنامه های پیشگیرانه، زمینه های جرایم در جامعه را از میان بردارند. این مقاله با هدف دست یابی به شناخت راه های جلب مشارکت همگانی در پیشگیری از سرقت خودرو در استان یزد انجام شده و در پی پاسخ به این سؤال است که چه راه هایی موجب جلب مشارکت همگانی مردم در پیشگیری از سرقت خودرو می شود؟ روش شناسی: مقاله حاضر از نظر نوع و هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل؛ رییس، معاون و کارکنان دایره سرقت پلیس آگاهی و کارکنان پلیس پیشگیری و رؤسای کوپ ها هستند که مجموع حجم جامعه آماری تعداد 95 نفر بوده که با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه تعداد 77 نفر به دست آمده است. در این مقاله به منظور پردازش و تجزیه و تحلیل و هم چنین تلخیص داده های حاصل از پرسش نامه، از نرم افزار SPSS 17 استفاده شده است. در بخش آمار استنباطی برای آزمون سؤالات پژوهش از آزمون های آماری مختلفی مانند آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون t تک نمونه ای، آزمون فریدمن و آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده شده است. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که رسانه ها، معاونت اجتماعی ناجا و شهرداری ها در پیشگیری از سرقت خودرو نقش معناداری دارند و در این بین رسانه ها، رتبه اول و معاونت اجتماعی ناجا، رتبه دوم و شهرداری ها رتبه سوم تأثیر در جلب مشارکت همگانی در پیشگیری از سرقت خودروها را دارند.
«مناظره» سنت غالب و رایج در نگارش آثار فلسفی از سده های میانه تا روزگار دکارت بود و دکارت با به کارگیری »مدیتیشن» در نگارش تأملات، سبکی بدیع در فلسفه ورزی عرضه داشت. این سبک که نخستین بار مارکوس اورلیوس رواقی آن را به کار بسته بود، در اصل، ویژة متون دینی اخلاقی بوده و از آن برای ایجاد حالت توبه نسبت به گذشته و در مرحلة بعد، نهادینه سازی تربیتی تازه در مخاطب بهره می گرفته اند. دکارت نخستین کسی است که در سدة هفدهم، به قصد وضع معنای تازه ای از فلسفه ورزی و تربیت نسل جدیدی از اهل فلسفه، در اصلی ترین اثر فلسفی خود، تأملات در فلسفة اولیاز این سبک بهره می برد. او نخست، می کوشد با بهره مندی از شکاکیت فراگیر در آن دوران، ذهن خواننده را از همة آن چه تا آن روزگار درست می دانسته ، بپیراید. دوم، از روش ترکیب که در آن روزگار در همه متون فلسفی رایج بود و تنها بر اساس حافظه شکل گرفته بود، فاصله می گیرد و با الگوگیری از ریاضیات و هندسه، روش شهودمحور تحلیل را در نگارش به سبک مدیتیشن، اساس کار خود قرار می دهد. او با این کار بستر را برای شهود حقایق فلسفی در ذهن خوانندگان چنان فراهم می آورد که پس از خواندن تأملات شش گانه، انسان هایی تازه با ذهنیتی تازه نسبت به انسان، خدا و جهان تربیت شده باشند. به دیگر سخن، او از حکمت نظری رایج به سوی حکمتی عملی حرکت می کند.
بینایی و ابصار یکی از مفاهیمی است که فلاسفه اسلامی از یک سو و دانشمندان علوم تجربی از سوی دیگر به آن پرداخته و با توجه به مبانی خود به نحوی به شرح آن همت گمارده اند. امروزه بایسته است تا نظریه های طبیعیاتی فلاسفه اسلامی را با دستاوردهای نوین تجربی محک زده تا به صحت و سقم این نظریه ها از یک سو و همچنین صحت و سقم نتایجی که فلاسفه اسلامی بر مبنای این مقدمات طبیعیاتی گرفته اند از سوی دیگر دست یابیم. در این نوشتار به منظور بررسی میزان تطابق آراء فلاسفه اسلامی با دانشمندان علوم تجربی نوین در خصوص ابصار، ابتدا به شرح آراء فلاسفه در این باره پرداخته و سپس به تبیین آراء دانشمندان علوم تجربی نوین نشسته ایم. به منظور تبیین جایگاه دقیق نظرات ناظر به ابصار، به مفاهیمی چون احساس و ادراک و تمایز میان آن ها اشاره شده است. نتایج بررسی آراء فلاسفه اسلامی در باب ابصار نشان می دهد که در خصوص احساس بینایی، نظریه خروج شعاع مورد پذیرش دانشمندان علوم تجربی معاصر نبوده ولی آن ها به کلیات نظریه انطباع رای مثبت می دهند. از سوی دیگر نظریه انشاء نیز که ناظر به ادراک بینایی است، نظریه ای قابل قبول بوده و پس از جمع شدن با نظریه انطباع، به نظریه ای جامع در باب ابصار تبدیل می شود. بنابراین امروزه نتایج فلسفی حاصل از نظریه های انطباع و انشاء با توجه به دستاوردهای نوین تجربی از لحاظ صحت مبانی طبیعیاتی قابل قبول می باشد
پژوهش حاضر به دنبال آن است تا با تأملی در فلسفه هنر والتر بنیامین، مبانی رویکرد غایت شناسانه وی به تاریخ را مورد مطالعه و واکاوی قرار دهد. زیبایی شناسی انتقادی بنیامین که خود مبنای زیبایی شناسی منفی آدورنویی است، بر پایه عنصر تمثیل شکل گرفته است؛ عنصری که نوع تلقی بنیامین از آن، خود محصول تصور خاص وی از زبان است. مفاهیم تجربه، مکاشفه و مسیانیسم که در فلسفه هنر بنیامین جایگاهی ویژه دارند، به گونه ای خاص با مفهوم تمثیل و نیز با یکدیگر پیوند یافته و در نهایت با غایت شناسی تاریخی وی ارتباط می یابند. تاریخ که از نظرگاه بنیامین سراسر پوشیده از تجربه رنج و شکست است، به واسطه تمثیل در اثر هنری به بیان در می آید. اما کار زیبایی شناسی انتقادی توقف در بیان تجربه رنج نیست، بلکه با بیان آن قصد دارد به سوی موقعیتی آرمانی تر رهنمون شود. تمثیل که رگه هایی از بشارت مسیانیستی را در خود حمل می کند، همواره با اشاره ای به رنج، قصد فراروی از آن را دارد و این همان برنامه کلی استاتیک انتقادی در گذر از فاکت ها به سوی بایسته ها است. بدین گونه است که بنیامین در نهایت، امکان گسست تاریخی از پیوستار رنج را بواسطه تمثیل هنری میسر می داند.
به عقیده افلاطون ایده ها مدلول اصلی نامها هستند و دلالت نامها بر اشیاء فقط به نحو ثانوی و به سبب شباهت اشیاء به ایده ها ممکن است. ارسطو که منکر وجود مفارق ایده هاست، برخلاف افلاطون عقیده دارد که نامها در وهله اول بر محسوسات دلالت می کنند و دلالت آنها بر مفاهیم انتزاعی دلالتی ثانوی است. تلفیق آراء افلاطون و ارسطو در فلسفه نوافلاطونی سبب خلط این دو نظریه شد و بر اثر آن بسیاری از نوافلاطونیان به تبعیت از ارسطو نامها را دال بر محسوسات شمردند. فلوطین و پروکلوس تنها نوافلاطونیانی بودند که به این خلط پی بردند و به پیروی از افلاطون ایده ها را مدلول اصلی نامها در نظر گرفتند. اما تفاوت ایده ها و اشیاء چنان زیاد است که افلاطون اطلاق نامها را بر ایده ها و اشیاء به اشتراک لفظی می داند و این باعث بروز مشکلاتی در فلسفه او می شود. علیت مستلزم شباهتی میان علت و معلول است، اما اگر تفاوت ایده ها و اشیاء به حدی باشد که نتوان نامها را به اشتراک معنوی بر آنها اطلاق کرد، چگونه ممکن است که ایده ها علت اشیاء باشند؟ فلوطین و پروکلوس می کوشند تا دلالت نامها را بر ایده ها و اشیاء به نحوی توضیح دهند که شباهت و متعاقباً رابطه علی میان آنها نقض نشود.
شناخت انسان از دغدغه های ذهنی بشر در طول تاریخ تفکر است. این پژوهش در پی آن است که بفهمد از نظر ابن عربی، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمایی است و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی است، انسان در هستی از چه جایگاهی برخوردار بوده و چگونه تجلی پروردگار بوده و چگونه می تواند دارای تمامی صفات الاهی باشد. بر اثر این تحقیق و از رهگذر بررسی اندیشه ابن عربی، مشخص شد که انسان کامل، مظهر اسم جامع «الله» بوده و جامع میان حق و خلق است. وی غایت آفرینش عالم و تنها کسی است که به صورت خداوند آفریده شده و می تواند خداوند را بشناسد.
برهان صدّیقین از براهین مهم و معتبر اثبات وجود خدا در فلسفه و کلام اسلامی بشمار می آید که نخست در فلسفه ابن سینا بطور رسمی مطرح شد و پس از آن، دیگر فلاسفه در تحکیم و ترویج آن سعی وافر نمودند و صورت های مختلفی از آن را ارائه کردند. برهان صدّیقین به سبب اتقان و اعتبار خاصّ خودش با استقبال فیلسوف متکلّمانِ امامی در دوران میانی نیز روبرو شد و دانشورانی همچون خواجه نصیر الدین طوسی و علّامه حلّی تقریرهای مختلفی از آن را در آثار خود بیان کردند. یکی از متکلّمان برجسته ای که تلاش کرد تقریر بدیع و نوینی را از برهان صدّیقین عرضه کند نصیر الدین کاشی (م 755 ق) بود. وی با ابتکار خود، طرح برهان صدّیقینی از گونه ای دیگر را درانداخت که تا پیش از او در فلسفه و کلام اسلامی مطرح نشده بود و با این وصف، تاکنون مورد توجّه قرار نگرفته است. بررسی سیر تاریخیِ تقریرهای مختلف برهان صدّیقین در کلامِ فلسفیِ امامیّه از نصیر الدین طوسی تا نصیر الدین کاشی از یکسو تطوّر و گوناگونیِ این برهان را در دوره یادشده از کلام شیعه نشان می دهد و از سوی دیگر، نحوه مشارکت هر یک از متکلّمان امامی در تقویت و گسترش این برهان در الهیّات اسلامی را بازگو می کند.
چکیده در این مقاله نگارنده سعی می کند روایتی را از آثار شلینگ مطرح کند که در آن شلینگ در تمام دوران کار فلسفی اش به دنبال یافتن تبیین مناسبی برای مسئله بنیادی خویش یعنی رابطه امر مثالی و امر واقعی بوده است. هدف اصلی شلینگ از دنبال کردن این مسئله درک و تبیین واقعیت عینی وجود بود. در این مقاله حرکت تدریجی شلینگ به سوی پاسخ نهایی او برای تبیین مسئله بنیادی رابطه امر مثالی و واقعی دنبال می شود. این پاسخ نهایی همان فلسفه اسطوره است که شلینگ در تفکر متاخر خویش به آن دست پیدا می کند و شلینگ با طرح آن به دنبال تبیین واقعیت عینی وجود است. در سراسر مقاله سعی می شود این پرسش در ذهن مخاطب مطرح شود که آیا شلینگ چنانکه خوانش رسمی تا کنون او را معرفی کرده واقعا فیلسوف ایدئالیستی بوده یا اینکه او همواره سعی کرده از ایدئالیسم آلمانی قرن نوزدهم عبور کند؟
با ظهور جامعه شبکه ای و توسعه شبکه های اجتماعی فیزیکی و مجازی، مناسبات قدرت در جوامع دستخوش تغییرات زیادی شده است. با ظهور شکل های جدید قدرت در جامعه شبکه ای ازجمله قدرت شبکه بندی، قدرت شبکه، قدرت شبکه ای شده و قدرت شبکه ساز، توازن قدیمی قدرت در جوامع به هم خورده و شهروندان بیش از گذشته در فرآیندهای سیاسی و اجتماعی قدرت نقش آفرین شده اند. در شرایط جدید ازجمله مهم ترین مسیرهای قدرت آفرینی شهروندان، شبکه های اجتماعی مجازی و ازجمله اصلی ترین عرصه های این ایفای قدرت در رقابت های انتخاباتی است. این عرصه از سویی فرصت مناسبی برای آینده پژوهی و دیده بانی انتخابات فراهم کرده و از سوی دیگر ضرورت این نوع از پژوهش ها را مشخص ساخته است. تقریباً در تمام پژوهش های آینده پژوهی، دیده بانی (پایش و پویش) مقدمه لازم تلقی می شود. از طریق دیده بانی مناسب وقایعی که احتمال رخ دادن آنها وجود دارد مورد بررسی قرار گرفته و آسیب پذیری و غافل گیری کاهش خواهد یافت. انتخابات، همواره یکی از مهم ترین فضاهای عدم قطعیت در کشور ایران بوده است. هریک از دوره های انتخاباتی ایران پس از انقلاب با شگفتی سازی همراه بوده است و دیده بانی فضای کنونی این احتمال را تقویت می کند که مؤلفه شگفتی ساز انتخابات آتی، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی باشد.
با توجه به نرخ بالای تغییرات در سطح مدیران دولتی که منجر به ظهور تعداد قابل ملاحظه ای از مدیران تازه کار در این بخش شده است، جای خالی الگویی که بتواند راهنمای این مدیران در عرصه پیچیده مدیریت دولتی باشد، به شدت احساس می شود؛ از طرفی به دلیل فقدان مطالعات بومی در این زمینه، پژوهشگران بر آن شدند تا با بهره گیری از تجربه های مدیران دولتی اثربخش، الگویی را تدوین کنند که نخست، بر مبنای داده های واقعی بنا شده باشد و دوم از فضای مدیریت دولتی ایران برخاسته باشد؛ بدین منظور و با علم به اینکه روش های کیفی به ویژه روش نظریه پردازی داده بنیاد می توانند چنین دستاوردهایی را در اختیار قرار دهند، مقرر شد تا بر اساس این شیوه با مدیران دولتی اثربخش (درمجموع 25 نفر) مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شود تا به این پرسش کلیدی پاسخ دهند که «به نظر شما اگر مدیران تازه کار، بخواهند به مدیرانی اثربخش (با عملکرد برتر) تبدیل شوند، باید چگونه عمل کنند؟» پس از تحلیل داده ها و با استفاده از نرم افزار 8 Nvivo مشخص شد که مدیران تازه کار برای تبدیل شدن به مدیرانی اثربخش باید چهار راهبرد را در دستور کار خود قرار دهند که به ترتیب اهمیت عبارت اند از: راهبردهای مدیریت بر خود، راهبردهای مدیریت بر کار، راهبردهای مدیریت بر دیگران و راهبردهای مرتبط با محیط.