هدف از پژوهش جاضر، اولویت بندی سهم عوامل موثر بر توسعه صنعت گردشگری ورزشی از دیدگاه کارشناسان و محققان بوده است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از لحاظ هدف کاربردی می باشد و به صورت میدانی اجرا شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل محققان و کارشناسان حوزه اشتغال و گردشگری می باشند. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بوده است. حجم تقریبی جامعه آماری محققان 1000 نفر و کارشناسان 1600 نفر در نظر گرفته شد و با استفاده از فرمول Qکوکران تعداد 334 نفر تعیین شد که افراد به صورت تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بوده که با استفاده از نظر کارشناسان روایی صوری آن تایید و با تحلیل عاملی اکتشافی، عوامل اصلی مشخص و سپس با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفتند. ضریب آلفای کرونباخ نیز 90/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها ازروش های آمار استنباطی نا پارامتریک ( آزمون فریدمن و یو من ویتنی) در سطح معناداری05/0 و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که از دیدگاه محققان عامل های اسکان و حمل و نقل و از دیدگاه کارشناسان عوامل اقتصاد و رویدادهای ورزشی نقش مهمتری در ایجاد فرصت های شغلی دارند. بنابراین وجود قابلیت ها و توانمندی های کم نظیر ایران در حوزه گردشگری ورزشی از یک سو و وجود درصد بالای جمعیت جوان و جویای کار در کشور، می توان از گردشگری ورزشی به مثابه راهکاری برای اشتغال زایی سود جست.
هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین مهارت های ارتباطی و اخلاق کاری مدیران تربیت بدنی آموزش و پرورش استان-های غرب کشور با رضایتمندی دبیران تربیت بدنی از دیدگاه دبیران بود. روش تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی بود که به شیوه ی پیمایشی انجام شد. نمونه آماری این تحقیق را 380 نفر(جامعه 4321نفر) از معلمان تربیت بدنی که در مقاطع متوسطه اول و دوم مشغول به تدریس بودند تشکیل می داد. ابزار گردآوری اطلاعات سه پرسشنامه ی استاندارد مهارت های ارتباطی بارتون جی، رضایت شغلی مینه سوتا و پرسشنامه اخلاق کار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از بسته ی نرم افزاری SPSS 18 به منظور انجام آمار توصیفی و نرم افزار لیزرل جهت انجام تحلیل عاملی تاییدی و مدل سازی معادله ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج نشان داد که مقدار ضریب اثر مهارت های ارتباطی بر روی اخلاق کاری 30/0 و بر روی رضایت شغلی 10/0 می باشد. همچنین میزان ضریب اثر اخلاق کاری بر روی رضایت شغلی 50/0 به دست آمد. از میان مولفه های مربوط به مهارت های ارتباطی مهارت بازخورد با ضریب اثر 99/0 دارای بیشترین ضریب اثر بود و به ترتیب مهارت شنود با ضریب اثر 59/0 و مهارت کلامی با ضریب اثر 55/0 در مرتبه های بعدی قرار گرفتند. از میان گویه های مربوط به اخلاق کاری "تاکید سازمان آموزش پرورش بر منافع خود" با ضریب اثر 71/0 دارای بیشترین ضریب اثر بود همچنین از میان گویه های مربوط به رضایت شغلی "سربلندی ناشی از انجام دادن خوب کار" با ضریب اثر 69/0 دارای بیشترین ضریب اثر بود.
رسانه ها وسایل ارتباط جمعی مهمی هستند که نقش ممتاز و بسزایی در سامان دهی افکار عمومی دارند. روزنامه یکی از رسانه های موثر است که به دلیل داشتن مخاطب از سطوح مختلف جامعه، نقش خود را در تاثیرگذاری بر فرهنگ و جامعه حفظ نموده است. تیتر روزنامه به دلیل ارایه تصویری کلی از یک ماجرای خبری، اهمیت نسبی و طبقه بندی آن، برداشتی را برای مخاطبین فراهم می سازد. این تحقیق با روش گفتمان شناسی انتقادی و بر پایه چارچوب نظری و مدل سه بعدی نورمن فرکلاف (1992) به بررسی تیتر برخی روزنامه های ورزشی در خصوص مسابقات فوتبال بین ایران و عربستان سعودی می-پردازد. پرسش های اساسی این تحقیق عبارت است از این که نویسنده در انتخاب تیترهای ورزشی از چه راهکارهای زبان-شناختی استفاده نموده است و چه رویکردهای ایدئولوژیک و باورهای فرهنگی و اجتماعی در انتخاب تیترها در سه سطح متن، تعامل و بافت اجتماعی نهفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تیترهای ورزشی هم از حیث استفاده از راهکارهای زبان شناختی و هم از بعد جهت گیری فرهنگی و ایدئولوژیک، سبک ویژه ای دارند.
عرفان و ادبیات عرفانی در قالب زبان و اصطلاحات ویژه ای تجلی یافته است. عارفان با بهره گیری از این زبان، تجربه ها و مکاشفات عرفانی خود را ثبت و بیان کرده اند. سه اصطلاح التباس و تمثّل و منازله با ویژگی های مشترک بسیار، بیان کننده گونه هایی از تجربه رؤیت و کشف و شهود عرفانی اند. این سه اصطلاح تأویل پذیرند و در سطح رمزی یا محاکاتی زبان عرفان قرار می گیرند؛ و پیوند محکمی با مفاهیم محبت و عشق و تجلی الهی دارند. عارفان برخی از مهم ترین اندیشه های خود را در قالب این اصطلاحات بیان کرده اند. عین القضات همدانی مفهوم تمثّل را اسرار بزرگ الهی می خواند و دریافتن عوالم دنیا و آخرت را به درک عالم تمثّل وابسته می داند. روزبهان بقلی با تکیه بر اصطلاح التباس و کشف، حُسن و جمال معشوق زمینی را تجلی جمال حق به شمار می آورد و شاهدبازی و عشق مجازی را جایز و حتی آن را تنها راه درک عشق حقیقی معرفی می کند. ابن عربی نیز در بیان نظریه حضرت خیال و عالم مثال، اصطلاح منازله را در نظام فکری وحدت گرایانه خود برجسته می کند. این اصطلاح بیانگر گونه ای تنزل یا فرود عوالم روحانی و تعالی انسان برای دست یابی به آن عوالم است. این مقاله به طور مقایسه ای این سه اصطلاح را در نظام فکری عین القضات همدانی و روزبهان بقلی و محی الدین بن عربی بررسی می کند.
عشق فردگرا از اساسی ترین مضامین در شعر رمانتیک است. تجدد گرایی که از دوره ی پهلوی در ایران نهادینه می شود این مضمون را نیز تحت الشعاع خود قرار می دهد و به تبع آن، برخی از شاعران دچار نوگرایی در این حوزه می گردند. نیما یوشیج، نادر نادرپور و فروغ فرخزاد از شاعران رمانتی سیسم فردگرا در عصر پهلوی هستند که عشق، در اشعار آنها بسیار برجسته است. نویسندگان، به شیوه ی تحلیل محتوا، ضمن بیان ماهیت عشق، جلوه هایی از عشق مدرن را در سروده هایشان برشمرده و مورد تحلیل قرار داده اند. مهمترین این جلوه ها عبارت است از: برخورد طبیعی با عشق و معشوق و رو آوردن به معشوق طبیعی، نقد عشق کهن، توجه به معشوق درونی (اثیری و افسانه ای)، نقد عشق کهن، اروتیسم، عقده ی عشق، صراحت گفتار در عشق ورزی به مرد، توهم معشوق، مغازله با طبیعت و عشق آزاد.
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد پیش بینی با شرایط انسداد زمانی تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه تکواندوکاران مرد بزرگسال در سال (1394) تشکیل دادند که از میان آن ها 20 نفر انتخاب شدند. از فرم ثبت داده ها و خطاها، نرم افزار شنیداری دیداری ادوب پریمیر و نرم افزار مخزن تصاویر به عنوان ابزار استفاده گردید. تصاویر با انسداد زمانی مشخص (050/0، 100/0 و 150/0 ثانیه) جهت تشخیص و پاسخ به آزمودنی ها ارائه شد. یافته ها نشان دهنده تفاوت معنادار در میانگین پیش بینی تکواندوکاران نخبه و غیرنخبه در شرایط انسداد می باشد. همچنین، پیش بینی در (050/0) ثانیه قبل از ضربه، بهترین زمان جهت تشخیص نوع ضربه است. می توان گفت که با افزایش زمان پیش از ضربه از (050/0) ثانیه به (150/0) هزارم ثانیه، خطای پیش بینی تکواندوکاران غیرنخبه به طور معناداری بیشتر از تکواندوکاران نخبه می شود.
در این جُستار دو سطر از کتاب مرزبان نامهشرح و معنی شده است. علامه محمد قزوینی در برابر این دو سطر، علامتِ پرسش قرار داده و در ضبط برخی واژه ها و نیز معنی آن ها اظهار تردید کرده است. مرحوم خطیب رهبر دو سطرِ مذکور را بی معنی دانسته است و محمد روشن نیز با تغییر واژه ای از این سطرها متن را دچار پیچیدگی بیشتری کرده و البته از معنی دقیق عبارات سخنی نگفته است. آنچه سطرهای مورد بحث را دچار اختلال و پیچیدگی کرده، تصحیف و گشتگی یک واژه در این جمله ها است که شارحان و مصححان مرزبان نامهرا به خطا انداخته است. در این مقاله بر پایه تصحیح یک واژه از همین سطرها، تلاش گردیده چند جمله مبهمِ مرزبان نامهشرح و معنی شود.
تعبیر «حماسه عرفانی» در نیم قرن گذشته و به ویژه در دو دهه اخیر، تداولِ قابلِ توجهی در حوزه پژوهش های ادبی یافته است؛ و حتّی عدّه ای از محققان، فرضِ وجودِ «حماسة عرفانی» را همچون ژانری مستقل در ادب فارسی طرح کرده اند. در پژوهش حاضر کوشیده ایم بر اساس نظریة جدید ژانر نشان دهیم که علی رغم وجود بعضی تشابهات میان جنبه هایی از متون حماسی و بعضی نمونه های ادب صوفیه، نهایتاً از منظرِ نقدِ ژانر نمی توان صحّت چنین فرضی را پذیرفت چرا که لحاظِ چنین ژانری نه با نیّت مؤلفان صوفی، به مثابة عاملی مهم در تعیین ژانر تطابق دارد، نه موجد پیش آگاهیِ راهگشایی برای خواننده است و نه اساساً کمکی به طبقه بندی دقیق تر و معقول تر گونه های ادب فارسی می کند. ضمن آنکه در توضیح مشابهت های موجود، توجّه به پدیدة «وجه»، و فرایندهایی چون «آمیختگی انواع» و ثباتِ فوق العادة صورت های ادبی در شرق ازجمله در ادبیات فارسی، و جریان مهاجرت مضامین و مفاهیم در بین انواع و قوالب مختلف، تبیین و صورت بندی منطقی تری را از موضوع میسر می سازد.
فتنه، یکی از نا هنجاری های سیاسی-اجتماعی در جوامع بشری است که نه تنها نظام سیاسی حاکم در هر کشور، بلکه در سطوح پایین تر توده های مردم را نیز دچار چالش خطیری از جمله سلب امنیت می کند. کلیله و دمنه به عنوان یک اثر منثور کلاسیک که نظام سیاسی حاکم به شکل تمثیلی و شخصیت های آن را حیوانات تشکیل می دهد؛ به تبیین الگوهایی می پردازد که می توان در حوزه امنیت داخلی به عنوان راهبردی برای مقابله با فتنه گران مورد استفاده قرار داد. از جمله این الگوها: بصیرت، دشمن شناسی، مشورت، دور اندیشی و از همه مهم تر وجود یک رهبری مقتدر می باشد. این جستار در سدد ارائه الگوهای راهبردی در حوزه امنیت داخلی برای مقابله با فتنه گران با تأکید بر کتاب کلیله و دمنه است.
مسئولیت اجتماعی مفهوم جدیدی در بازاریابی و مباحث جامعه شناسی است که باشگاه های فوتبال دارای پتانسیل استفاده از آن می باشند؛ ازاین رو، هدف اصلی از پژوهش حاضر تدوین راهبردهای مسئولیت اجتماعی باشگاه های لیگ برتر فوتبال ایران بود. نمونه آماری پژوهش را 19 نفر از نخبگان، مدیران، مربیان و اعضای هیأت علمی تشکیل دادند که به روش مصاحبه و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند. انتخاب خبرگان نیز با حداکثر نوسان انجام گرفت. شایان ذکر است که یافته ها از طریق روش کد گذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. براساس نتایج، 42 نشان در کدگذاری شناسایی گردید که در 14 مقوله شامل: آموزش رسانه ها، آموزش اخلاقی و اجتماعی مدیران، ورزشکاران و ذی نفعان، آموزش شهروندی، جامعه سنجی، برند سازی اجتماعی، مدیر سازی، توسعه مالی، ترویج، توسعه زیربنایی، توسعه داوطلبی، فوتبال سازی نسل چهارم، عقد قرارداد، شبکه سازی برخط، دیپلماسی و مذاکره و شش مؤلفه آموزش، مهندسی اجتماعی، استقلال گرایی، ساختار سازی، تفکر سازی و ارتباطات طبقه بندی شدند. برمبنای نتایج می توان گفت که هر راهبرد می تواند بنا بر موقعیت جامعه محلی و باشگاه فوتبال در اولویت قرار گیرد تا باشگاه و جامعه هر دو منتفع گردند.
مشارکت در فعالیت های ورزشی علی رغم فواید بسیار، همواره با خطرات مختلفی نیز همراه است که در این میان مربیان از نظر حقوقی بیشترین پتانسیل را برای قبول مسئولیت های قانونی در قبال ورزشکاران آسیب دیده دارند. به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف سنجش دانش مربیان رشته های مختلف ورزشی شهر اصفهان از وظایف قانونی خود در قبال ورزشکاران انجام شده است. در این پژوهش از دو روش کمّی ( توصیفی پیمایشی ) و کیفی ( تحلیل محتوای کیفی ) برای تحلیل اطلاعاتِ به دست آمده از ابزار های اندازه گیری استفاده شد. به همین منظور، تعداد 285 نفر از مربیان رشته های مختلف ورزشی با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و به پرسش نامه ای 48 سؤالی در قالب هفت مؤلفه پاسخ دادند. همچنین 35 نفر از مربیان از تمام رشته های ورزشی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه ای نیمه سازمان یافته شرکت کردند. نتایج پژوهش نشان داد مربیان دانش مناسبی از هیچ یک از حیطه های وظایف قانونی خود ندارند که در این میان، عوامل جنسیت و درجة مربیگری نیز بر دانش آنان تأثیری نداشته است. در این ارتباط، سیستم آموزش مربیان با مرجعیت فدراسیون های ورزشی، منابع ارتقای دانش مربیان، فقدان حمایت رسانه ای و به صورت کلی دانش اندک و توجه نامناسب جامعة ورزش به مسائل حقوقی مرتبط با ورزش می تواند از جمله عوامل مؤثر بر دانش نامناسب مربیان از این مباحث باشد.
ادبیات تعلیمی و به ویژه اندرزگویی در ادب فارسی پیشینه ای به دیرینگی تاریخ دارد. این ادبیات، نخست شفاهی و نانوشته بود و بعدها در دورة نویسندگی به رشته تحریر درآمد. ادبیات اندرزی به معنای ویژة آن در عصر ساسانی رواج یافت و از دو سرچشمة سنت های شفاهی و منابع نوشتاری به ادبیات فارسی دری وارد شد. مینوی خردیکی از آثار دورة میانه از زبان های ایرانی و متعلق به دوره ساسانی است که در این پژوهش در مقایسه با آفرین نامةابوشکور بلخی، شباهت های مضمونی و فکری آنها بررسی و تحلیل می شود. در این مقاله به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که آیا آفرین نامهابوشکور بلخی از متون اندرزی در دورة میانه زبان های ایرانی تأثیر پذیرفته است یا خیر. این پژوهش برپایة روش تحلیل مقایسه ای به انجام رسید. هدف از این گفتار، یافتن سرچشمه هایی از مضامین تعلیمی است که در آفرین نامهابوشکور بلخی بیان شده است. در این مقایسه چنین دریافت شد که آفرین نامهابوشکور بلخی تأثیرپذیرفته و الهام گرفته از آثار اندرزی در دوره ساسانی است و شباهت های میان آنها انکارناپذیر است.
این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی نرم افزارهای درسی دانش آموزان در میزان یادگیری انجام شد. روش تحقیق، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان مقطع ششم ابتدایی شهر پاکدشت می باشد که تعداد 100 دانش آموز مقطع ششم ابتدایی در 5 مدرسه ابتدایی و نمونه پژوهش با توجه به جدول مورگان تعداد 80 نفر (40 نفر در گروه آزمایش و 40 نفر در گروه گواه) که از این تعداد 35 نفر پسر و 45 دختر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده نرم افزار آموزشی درسی و آزمون کتبی دروس مربوطه بود. برای بررسی فرضیه پژوهشی و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل، داده ها به روش آزمون تحلیل کوواریانس (ancova) شدند. یافته های پژوهش نشان داد که نرم افزارهای درسی در یادگیری دروس ریاضی، فارسی و قرآن موثر است.
دبیران، کارگزاران اصلی ورود و تعامل موفقیت آمیز فناوری اطلاعات در نظام آموزشی هستند. چنانچه مدیران سازمان های آموزشی با پرورش خلاقیت ها دبیران و ایجاد انگیزه های شغلی، آن ها را در جریان اهمیت استفاده از فناوری قرار دهند، دانش آموزان نیز در آینده نسبت به استفاده از فناوری آگاه و در کاربرد آن انعطاف بیشتری نشان خواهند داد. هدف پژوهش حاضر رابطه بین فناوری اطلاعات با انگیزش شغلی و خلاقیت دبیران مقطع متوسط شهرستان بیضا بود. جامعه مورد مطالعه، شامل تمامی دبیران مقطع متوسط شهرستان بیضا در سال 1392 بودند. با توجه به اینکه تعداد کل معلمان 170 نفر می شدند، حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 108 نفرانتخاب گردید. ابزار اندازه گیری در این تحقیق شامل سه پرسشنامه بوده که در ذیل جزییات هریک آمده است. پرسشنامه خلاقیت تورنس (1978) که توسط مقیمی در سال (1380) به فارسی ترجمه شده است، استفاده گردیده است و یوسفی میانده ( 1389) پایایی را با استفاده از روش آلفای کرونباخ 80/0 بدست آورده است. ضریب پایایی بدست آمده پژوهش حاضر 95/ 0 بوده است و روایی مورد تأیید اساتید و متخصصان قرار گرفته است. پرسشنامه انگیزش حبیبی (1377) با ضریب پایایی به دست آمده توسط ستوده (1387) با استفاده از روش باز آزمایی به ترتیب 69% و 72%، اعتبار آن 77% به دست آمده است. در نهایت پرسشنامه فناوری اطلاعات محقق ساخته آزادمهر (1389) بوده است. تهیه و تنظیم آن با نظر اساتید محترم کامپیوتر بوده است، روایی صوری آن توسط اساتید محترم راهنما تایید شده است. جهت پایایی نیز 30 نفر از دبیران انتخاب شده از روش همسانی درونی به میزان 91% تایید شد. جهت تجزیه و تحلیل از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شده است که نتایج تحقیق نشان داد که بین فناوری اطلاعات و تمامی ابعاد آن با انگیزش شغلی و خلاقیت با ضرایب همبستگی برابر با (424/0 و 364/0) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. مولفه میزان آشنایی با نرم افزارهای رایانه و میزان آشنایی با رایانه، به ترتیب مولفه های پیش بینی کننده قوی تری برای خلاقیت و انگیزش شغلی محسوب می شوند.
اعمال سیاست های پولی و مالی به جهت آثار و تبعات تورمی و کاهش نرخ ارز حقیقی همواره مورد نقد کارشناسی بوده اند. هدف این مقاله، بررسی اثرات تکانه های پولی و مخارج جاری دولت بر متغیرهای کلان اقتصادی بویژه صادرات و واردات در ایران در قالب مدل DSGE اقتصاد باز کینزی جدید است. بدین منظور یک مدل DSGE با توجه به ویژگی های اقتصاد ایران نظیر لحاظ بخش نفت و چسبندگی ها، طراحی شده است. در این مقاله پارامترهای مدل طی دوره 1351 تا 1393 برخی کالیبره و برخی دیگر با استفاده از روش بیزی برآورد شده اند. نتایج حاصل از توابع عکس العمل آنی حاکی از آن است که تکانه مثبت نرخ رشد پایه پولی باعث افزایش واردات، کاهش صادرات و بدتر شدن تراز تجاری غیرنفتی می شود. تورم، تولید، سرمایه گذاری و اشتغال نیز مطابق تئوری افزایش می یابند. تکانه مثبت مخارج جاری دولت نیز با افزایش تورم، موجب کاهش نرخ ارز حقیقی شده که کاهش صادرات غیرنفتی و افزایش واردات را فراهم می آورد و نهایتا تراز تجاری غیرنفتی کشور را بدتر می کند. از سوی دیگر افزایش مخارج دولت، مطابق تئوری موجب افزایش تولید می شود، لیکن به جهت اثر جبرانی بخشی از افزایش در تولید، به دلیل کاهش سرمایه گذاری بخش خصوصی (جایگزینی با مخارج دولت) کاهش می یابد.
شناسایی و اجرای ضوابط حقوق تعهدات همواره میسور نبوده و در مواردی به سبب تفاوت مبانی و یا دشواری در تمییز ریشه تعهد، نمی توان به سادگی قضاوت کرد که آیا مسؤولیت (قراردادی یا مدنی) محقق شده یا خیر؟ از جمله مصادیق مشتبه در این زمینه، شناسایی مسؤولیت ناشی از بیانیه ریسک در قراردادهای آتی است. وجه این دشواری آنجاست که اولاً؛ نظم معاملات در بورس و اوراق بهادار لزوماً قواعد عمومی قراردادها در حقوق مدنی را برنمی تابد. ثانیاً؛ شکل گرایی در معاملات بورسی، ضوابط ویژه ای را اقتضاء خواهد داشت که منجر به تشریفاتی شده که علی رغم مصلحت بازار، در مواردی از عدالت و یا انصاف فاصله می گیرد. نوشتار حاضر با امعان نظر به ریسک بالا در قراردادهای آتی، در مقام تحلیل حقوقی مفاد بیانیه ریسک برآمده و ضمن بررسی این مهم از قالب شرط عدم مسؤولیت، ماهیت، مبانی و مسؤولیت ناشی از التزام به مفاد آن را ارزیابی می کند. نهایتاً، در مقام پاسخ به این پرسش که خوانش حقوقی ناشی از بیانیه مورد بحث چیست، پیش فرض اولیه آن است که فارغ از ابتنای قرارداد آتی بر ریسک فراوان و متشکل بودن بورس کالا، وجود اوصاف حرفه ای در این تشکل خودانتظام، اقتضای تعدیل مسؤولیت ناشی از التزام به بیانیه ریسک در قراردادهای آتی دارد و نمی توان با تمسک به پذیرش ریسک توسط مشتری، ضوابط حقوقی و حرفه ای را نادیده گرفت.
سؤال اصلی پژوهش این است که اوقات فراغت در اخلاق اسلامی چه مفهومی دارد؟ سطوح و گونه های فراغت، و اقسام آن کدام است؟ در این نوشتار با توجه به بهره وری از منابع مختلف کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی، این نتیجه دست داد که از منظر اخلاق اسلامی فراغت بخشی از وقت تحت اختیار فرد است که پس از انجام دادن کلیه تعهّدات اجتماعی و برخی ضرورت های پایه ای چون کار و خواب باقی می ماند، مفاهیم اوقات فراغت، تفریح و بازی دارای مضامین مشترکی بوده و بینشان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. این که فراغت با عناوین متعدّد قابل تقسیم می باشد از جمله فراغت فعال و منفعل، فراغت مثبت و منفی، فراغت سالم و ناسالم، فراغت جدّی و سطحی، فراغت مولّد و غیرمولّد، فراغت گوارا و ناگوار، فراغت واقعی و مجازی، فراغت مؤثر و مخدّر، فراغت خلاق و غیرخلاق، که اکثر آن عناوین در راستای تبیین نکته واحد هستند. در پایان با این نگرش که انسان در گذران اوقات فراغت، آزاد و مختار می باشد، ضروری است تا فراغتش را به شیوه مطلوب طی نماید و آرامش جسمی و روحی، رضایت خاطر، و رفع خستگی ناشی از کار را برای خود و اطرافیانش به ارمغان آورد.
مباحث اخلاقی اسلام بی تردید از ایمان به عنوان بنیادی ترین آموزه دینی، بی بهره نیست، ولی آنچه اهمیت دارد، نگاهی اصولی و مبتنی بر واقعیت به ایمان و اخلاق و انطباق مشترکات و ظرفیت های هر دو مقوله با یکدیگر برای فهم هرچه دقیق تر از ایمان اخلاقی است. در این مقاله ابتدا درصدد فهم برداشتی دقیق از معنای لغوی ایمان خواهیم بود و سپس برخی رویکردهای رایج به ایمان احساسی و عاطفی را از منظر تأثیر آن بر منش ها و کنش های اختیاری، بررسی و نقد می کنیم و در پایان با استنباط هسته بنیادین ایمان در آموزه های دینی، چیستی و چگونگی طرح ایمان در قالب عقلانیت اخلاقی را بررسی می کنیم و به این فرجام خواهیم رسید که ایمان ظرفیت بالایی برای تامین ساختار و محتوای عقلانیت اخلاق اسلامی دارا است.
در این پژوهش تلاش می شود تا نظریه اخلاقی مورد نظر حکیم عمر خیام نیشابوری با توجه به رباعیات منسوب به وی مورد بررسی قرار گیرد و نسبت آن با فلسفه اخلاق اسلامی مورد مدّاقه قرار گیرد. اهمیت مساله با توجه به تاثیر عمیق خیام در ادبیات(شعر، رباعیات) و تفسیرهای متفاوت و بعضا متعارض از فلسفه و نظریه اخلاقی وی مشخص می گردد. بنابراین هدف اصلی ما از این پژوهش تحلیل ابیات وی و استخراج نظریه اخلاقی است که خیام از آن حمایت می کند. از سوی دیگر در این نوشتار به دنبال تعیین نسبت نظریه اخلاقی وی با نظریات اخلاقی معاصر هستیم. بررسی ابیات و رباعیات خیام نمایانگر این است که وی از نوعی لذت گرایی اخلاقی حمایت می کند که با ارضای امیال و خواهش های نفسانی در لحظه قرابت دارد. پرواضح است که چنین نظریه ای با اندیشه متفکران اسلامی همچون ابن سینا و ابن مسکویه که بر لذایذ عقلانی و معنوی تاکید می کنند در تعارض قرار می گیرد. البته این نظریه اخلاقی معلول فلسفه و جهان بینی شکاکانه ای است که از متن اندیشه های خیام قابل استخراج است. اما براساس یافته های این تحقیق از نظر افرادی همچون شهید مطهری و علامه جعفری رباعیاتی که رنگ و بوی شکاکانه و پوچ گرایانه دارد از آن خیام نیست و صرفاً به او نسبت داده شده است. با چنین فرضی مبنای نسبت دادن پوچ گرایی به خیام و در نتیجه لذت گرایی به او متزلزل خواهد شد.