ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲٬۸۱۳ مورد.
۴۱.

ارزیابی میزان بهره مندی از وجوه تعاملی مخاطب در فرایند خوانش آثار معماری در سیستم آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اثر مخاطب خوانش نقد وجوه ارتباطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
چنانچه دانشجویان معماری در فرایند خوانش و ادراک مصادیق معماری بیش از هر چیز، بر شکل و فرم اثر تکیه کنند، آنگاه پیامدهایی چون غفلت از ارزش‌های تاریخی- هویتی، معنا و مفهوم آثار را در پی خواهد داشت. ﺑﻨﺎﺑﺮایﻦ ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﭘﺮﺳﺶ ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ آن اﺳﺖ ﮐﻪ تـوجه دانشجویان به هر­کدام از وجوه ارتباطی اثر- مخاطب در فرایند نقد و مواجهه با اثر به چه میزان است؟ پژوهش پیش رو با هدف سنجش میزان توجه و بهره‌گیری از وجوه ارتباطی از مطالعات میدانی و کتابخانه­ای به دو شیوه­ی کیفی و کمی بهره جسته است، بدین شرح که ابتدا جایگاه و اهمیت مواجهه و نقد در درک و دریافت دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت، در ادامه نیز وجوه ارتباطی اثر –مخاطب به روش تطبیقی و شیوه­ی تحلیل محتوا از تطابق دو رویکرد پدیدارنگر و تفسیر­نگر استنباط گردید و به منظور ارزیابی میزان به کارگیری این وجوه در رابطه با نمونه­ی موردی مسجد شیخ لطف الله در دو دانشگاه هنر اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان، از ادوات آماری چون پرسشنامه و نرم‌افزار spss، استفاده شد. مطابق با نتایج حاصل از آزمون و فاصله اطمینان محاسبه شده می­توان گفت که وجه بیداری خاطرات و وجه نمایشی اثر دارای میانگین بالاتر از حد متوسط بوده­اند و در این بین وجه نمایشی اثر میانگین بالاتری نسبت به سایر وجوه داشته و به این معنی است که وجه نمایشی اثر تأثیر بیشتری داشته است و چنانچه تدابیر لازم در خصوص توجه به آن در فرایند نقد آثار معماری و همچنین فرایند طراحی صورت نپذیرد، نقش تهدید­آمیز آموزشی و تربیتی آن بر فرایند نقد دانشجویان معماری به‌وضوح آشکارتر می‌گردد. همچنین وجه ارزش­شناختی و وجه اصالت­گرای تاریخی، میانگین کمتر از حد متوسط داشته­اند و با توجه به مقادیر میانگین و فواصل اطمینان مربوط به هرکدام می­توان گفت وجه ارزش­شناختی میانگین کمتری نسبت به سایر وجوه داشته و به منزله تأثیر کمتر وجه ارزش­شناختی نسبت به سایر وجوه بر فهم دستاوردهای اثر می­باشد و دلایل آن از سوی اساتید دانشگاه، غفلت از معنا و محتوای اثر در کنار گرایش به سبک­ها و شیوه‌های خاص در معماری گزارش‌شده است.
۴۲.

تبیین مولفه های معماری مدارس سالم، منطبق بر نظریه سالوتوژنیک در بهبود کیفیت روان دانش آموزان دختر دبیرستانی شهرگرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت روان مدرسه سالم مولفه های معماری سالوتوژنیک MAXQDA

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۷۹
استرس، افسردگی و افزایش رفتارهای پرخاشگرانه از جمله مشکلات شایع در بین دانش آموزان دختر است. هدف پژوهش یافتن مولفه های معماری مدارس سالم در طراحی سالوتوژنیک و بررسی ارتباط شاخص های درک دانش آموزان از محیط روانی و کیفیت روان در مطالعات جهانی است. روش پژوهش آمیخته و از جهت نتایج کاربردی است. نمونه پژوهش، 180 نفر از دانش آموزان دختر در دسترس و داوطلب دبیرستانی شهر گرگان(سال تحصیلی، 98-97) بودند. مدل مفهومی با روش پژوهش ترکیبی از مدل تحلیلی با استفاده از روش مدلسازی معادله ساختاری و مدل حاصل از کدگذاری روابط بین متغیری و بررسی محتوایی ارتباط متغیرها در پایگاه اطلاعات علمی گوگل اسکولار از سال 2017 تا 2022 میلادی با استفاده از روش کدگذاری در اسناد علمی، براساس ارتباط عوامل با بیش ترین تکرار در نرم افزار MAXQDA(2018) ترسیم شد. براساس مدلسازی معادله ساختاری به ترتیب فضاهای اجتماعی، فضاهای مابین، توده ساختمان مدرسه، جهت یابی و آسایش بر درک دانش آموزان از محیط روانی اثر گذار است. ادراک دانش آموزان از محیط روانی توسط زیر شاخص های حس تعلق به مدرسه، شفافیت قوانین در مدرسه، گزارش مشکلات و تقاضا کمک، پذیرش تفاوت ها و گوناگونی، روابط همسالان و پشتیبانی معلمان تعیین شد. در ارتباط درک دانش آموزان از محیط روانی و کیفیت روان، تعداد 45 مقاله علمی دارای استناد و 225 کد ارتباطی استخراج شد، بهبود حس تعلق به مدرسه با کاهش علایم افسردگی، شفافیت قوانین در مدرسه و گزارش مشکلات در مدرسه و تقاضای کمک با اولویت اول با کاهش رفتارهای پرخطر ارتباط دارد، بهبود روابط همسالان با کاهش استرس و اضطراب در بین دانش آموزان، پذیرش تفاوت و گوناگونی فرهنگی و مذهبی با بهبود عملکرد تحصیلی و کاهش رفتارهای پرخطر، ارتباط با معلمان و پشتیبانی معلمان از دانش آموزان با کاهش علایم افسردگی ارتباط دارد. بیست و نه مولفه معماری براساس بار عاملی استخراج شد، نسبت بحرانی بیش از 1.96 (96/1CR>) و در سطح معناداری است (P-value<0.05). مولفه ها، منطبق بر ابعاد سه گانه نظریه سالوتوژنیک شامل قابلیت شناسایی، کنترل پذیری و معناداری است و در جهت طراحی پشتیبان روانشناسانه در مدارس سالم می تواند سبب بهبود کیفیت روان دانش آموزان دختر دبیرستانی شود.
۴۳.

شناخت بناهای مهم دوره پهلوی در شهر زاهدان بر اساس ویژگی های معماری در راستای هماهنگی کالبدی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری بناهای پهلوی شهر زاهدان هماهنگی کالبدی شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
بررسی معماری بناها در شهرها از جنبه‌های شکلی، اقلیمی و تاریخی-تکاملی در راستای هماهنگی کالبدی شهری، حائز اهمیت ویژه‌ای است. شهر زاهدان با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی، از بناهای خاصی در دوره پهلوی برخوردار است که سردر این بناها از شاخص ترین بخش های آنها محسوب می‌شود. در این پژوهش هدف بررسی معماری بناهای مهم دوره پهلوی در شهر زاهدان در راستای هماهنگی کالبدی شهری با تمرکز بر تزئینات است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع کمی-کیفی است. اطلاعات از طریق مصاحبه با 10 کارشناس درباره 13 اثر مهم این دوره در شهر زاهدان گردآوری شده است. از طریق ابزار پرسش نامه و با استفاده از روش AHP، ویژگی‌های بناها و همچنین 13 بنای مهم این دوره تاریخی اولویت‌بندی شدند. بررسی نتایج کمی و مقایسه این بناها بر اساس تزیینات نما نشان می دهد که ساختمان دادگستری با وزن نهایی 247/0 نسبت به 12 بنای دیگر به عنوان مهمترین بنای دوره پهلوی با توجه به ویژگی های مختلف معماری شناخته شده است که در رتبه اول این اولویت بندی قرار گرفته است. رتبه دوم این اولویت بندی اهمیت بناها، مربوط به موزه پست زاهدان با وزن 2020/0 می باشد. همچنین خانه ابویی با وزن 113/0 و خانه شمس به وزن نهایی 092/0 در رتبه های سوم و چهارم قرار دارند. بر اساس نتایج، مجموع کوی کارگران با وزن 014/0 و همچنین مجموعه کوی قدس با وزن 017/0 در رتبه های 13 و 12 این اولویت بندی قرار گرفته اند. بنابراین بر اساس نتایج بناهای دادگستری و موزه پست مهمترین بناهای دوره پهلوی در شهر زاهدان شناخته شده اند که به نسبت دیگر بناها از ارزش و معماری قابل توجه ای برخوردار هستند و می توانند به عنوان الگویی جهت طراحی بدنه معابر شهری مورد استفاده قرار بگیرند.
۴۴.

تعامل توسعه و حفاظت، راهبرد حفاظت پایدار در محوطه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حفاظت توسعه پایدار محوطه تاریخی سایت های باستان شناسی گردشگری خلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۴
محوطه های تاریخی و سایت های باستان شناسی از طرفی متاثر از تغییرات و مداخلات ناشی از توسعه های بی ضابطه و از طرفی با حفاظت صرف، بدون ارائه راهکارهای عملیِ تدوام حیات، در معرض پدیده های مخرب هستند. ایجاد تعامل سازنده ما بین توسعه و حفاظت در محوطه های تاریخی، بخصوص محوطه هایی که در مجاورت و یا در فاصله نزدیکی از جوامع محلی واقع شده اند، شرایط را برای حفاظت دائم این میراث و ارتقا کیفیت زندگی جوامع محلی پیرامون فراهم خواهد کرد. این پژوهش تلاش برای تبیین جایگاه حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی و چگونگی رابطه آن ها دارد که درصورت پاسخگویی به پرسش های زیر حاصل خواهد شد. چگونه می توان رابطه ای مکمل میان حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی برقرار کرد؟ چگونه توسعه پایدار می تواند به عنوان ابزاری موثر در حفاظت از محوطه های تاریخی عمل کند؟ این تحقیق با رویکرد کیفی و راهبرد تفسیری-تاریخی، بر اساس مطالعات و تحقیق پیرامون نظریات، منشورها و کنوانسیون ها در زمینه حفاظت، توسعه و محوطه های تاریخی انجام شده است؛ و با مد نظر قراردادن رابطه حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی، سعی بر اثباتِ امکانِ سوق دادنِ رویکرد حفاظت صرف یا توسعه یک جانبه، به حفاظت و توسعه پایدار به صورت توامان دارد، که با ارتباط مناسب و پیشبرد همزمان آن ها در یک راستا با هدفی مشترک، و با مدیریت دقیق تغییرات، محقق خواهد شد؛ که با پررنگ شدنِ نقش جوامع محلی در حفاظت از محوطه های تاریخی، توسعه پایدار محوطه و جامعه محلی از طریق مدیریت دقیق و یکپارچه و توسعه گردشگری خلاق، رقم خواهد خورد، و بدین صورت حفاظت از محوطه تاریخی به امری تداومی تبدیل خواهد شد.
۴۵.

اثربخشی توسعه صنعتی مکان محور بر نرخ مهاجرت (نمونه موردی: روستاهای کوهدشت در استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه صنعتی مهاجرت روستا کوهدشت مکان محوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۳۱
در دهه های اخیر، نواحی روستایی به عنوان بخش حیاتی از ساختار اقتصادی و اجتماعی جوامع، با چالش ها و مسائل جدیدی روبرو شده اند. یکی از بزرگترین چالش ها، ناکارآمدی بخش کشاورزی است که باعث سرازیر شدن سیل مهاجرین روستایی به سمت شهرها شده که تداوم این روند، باعث برهم خوردن تعادل نیروی کار در جوامع روستایی شده و چالش های جدیدی را برای توسعه اقتصادی و اجتماعی این مناطق ایجاد کرده است. در این راستا، موضوع مهاجرت در روستاهای شهرستان کوهدشت واقع در استان لرستان به عنوان یک مسئله جدی و چندوجهی برای توسعه محسوب می شود زیرا منجر به مهاجرت جوانان روستایی به شهرها شده و باعث نقص در ایجاد فرصت های شغلی و درآمدی در نواحی روستایی می شود. هدف از این نوشتار این است که با افزایش میزان و سرعت خروج افراد از یک منطقه به عنوان رکن مهم مکان، یک مسئله اجتماعی ایجاد می شود که باید به فکر راه حلی برای کاهش و یا کندکردن روند آن بود. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع اسنادی و بازدیدهای میدانی از روستاهای شهرستان کوهدشت به بررسی آمار مهاجرت افراد و ارتباط این مهاجرت ها با زیرساخت های موجود در منطقه می پردازد و سعی دارد تأثیر برنامه توسعه صنعتی در ارتباط با ظرفیت مکانی روستاها و پاسخگویی به این مهاجرت ها را مورد بررسی قرار دهد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که صنعتی سازی روستا با توجه به پتانسیل های موجود مکان به عنوان ابزاری جهت متنوع سازی اقتصاد روستا و جلب سرمایه گذاری های مؤثر در مناطق روستایی جهت ایجاد فرصت های شغلی پایدار، افزایش توان رقابت اقتصادی نواحی روستایی و توسعه متوازن بین مناطق روستایی و شهری می تواند کارگر باشد. بنابراین، راهکارهای توسعه صنعتی با توجه به ویژگی های مکان، می توانند اثربخش بر کند کردن روند مهاجرت و حفظ نیروی انسانی به عنوان رکن مهمی از مکان و توسعه پایدار روستایی محسوب شوند.
۴۶.

استحصال روی در ایران باستان: تحلیل ژئوشیمی و پتروگرافی میخ های سفالی و سرباره های کوره های ذوب بهاباد، یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهاباد میخ سفالی سرباره روی فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
محوطه ذوب فلز روی بهاباد، واقع در ۷۱ کیلومتری شمال بهاباد در استان یزد ایران با مساحت ۲۲۰ مترمربع و در کمربند فلز_زایی طبس-پشت بادام، یکی از مراکز متالورژی باستانی محسوب می شود. این پژوهش با هدف شناسایی نوع فلز استخراج شده، بررسی فرآیندهای متالورژیکی و بازسازی فناوری های به کاررفته، از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی میخ های سفالی و سرباره های کوره انجام شده است. از محوطه، ۳۰ نمونه میخ سفالی و ۲۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که از هر گروه، پنج نمونه برای مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش(ICP-OES) انتخاب شدند. نتایج پتروگرافی نشان داد که میخ های سفالی، ساخته شده از خاک رس پخته، دارای بافت پورفیری با حدود ۲۰ % کوارتز و مقادیر اندک کلسیت هستند، در حالی که سرباره ها حاوی فایالیت (Fe₂SiO₄)، ملیلیت، پیروکسن و وستیت (FeO) بوده و شرایط احیایی و دمای بالای ذوب را تأیید می کنند. آنالیز شیمیایی، حضور میانگین ۱.۲۱ % ZnO در میخ ها را نشان داد که نقش آن ها را در جمع آوری بخارات روی به صورت توتیا (ZnO) پس از قرن ها تأیید می کند. سرباره ها با میانگین ۳.۷۴ % ZnO، بیانگر استخراج ناکامل روی هستند. غلظت پایین سرب (۶۶۹ ppm در میخ ها و ۳۱۵ ppm در سرباره ها) و گوگرد (۱۰۵۳ ppm در میخ ها و ۳۶۱ ppm در سرباره ها) استفاده از کانی های اکسیدی مانند اسمیتسونیت (ZnCO₃) یا همی مورفیت را به جای سولفیدهایی نظیر اسفالریت (ZnS) نشان می دهد که با کمربند فلز_زایی سرب-روی کانسارهای اکسیدی منطقه هم خوانی دارد. برای استحصال روی، از کوره های دوطبقه استفاده می شد که شامل طبقه زیرین برای حرارت دهی به سنگ معدن و طبقه بالایی با صفحه ای مشبک از جنس رس بود. روی این صفحه، میخ های سفالی (با طول ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی متر) قرار می گرفتند و فرآیند تقطیر صعودی را تسهیل می کردند. این فناوری در مقایسه با روش تقطیر نزولی هند (با استفاده از اسفالریت و کوره های مربعی شکل) و روش تقطیر صعودی چین (با کندانسور و کوره های مستطیلی) متمایز است و نوآوری بومی ایران را با بهره گیری از زغال چوب به عنوان سوخت و میخ های سفالی به عنوان ابزار اصلی نشان می دهد. این پژوهش بر انطباق این فناوری با شرایط محلی و اهمیت آن در تاریخ متالورژی جهانی تأکید دارد.
۴۷.

استحکام بخشی اسناد کاغذی با استفاده از نانو ذرات کتیرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کتیرا صمغ کتیرا استحکام بخشی اسناد کاغذی نانو ذرات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۳۶
هدف از این نوآوری، ارزیابی نانو ذرات صمغ کتیرا، بهینه سازی جهت استحکام بخشی و بازگرداندن قوای مکانیکی و پایداری به اسناد کاغذی تاریخی است. روش و رویکرد پژوهش، کاربردی بوده و به روش تحلیلی- مقایسه ای است که شامل یافته اندوزی و گردآوری اطلاعات از طریق آزمایش های مرتبط با موضوع پژوهش چون آزمون های pH سنجی، مقاومت مکانیکی، آنالیز SEM، آنالیز پتانسیل زتا جهت بررسی عمق نفوذ و پایداری بالا و رنگ سنجی روی نمونه ها بوده است. نانو ذرات کتیرا با درصدهای وزنی مختلف استحصال شده و جهت بالابردن میزان pH آن، هیدرواکسیدکلسیم و جهت افزایش انعطاف پذیری، گلیسرول به آن افزوده شد. تیمار حاصل روی نمونه های کاغذی اسپری شده و سپس تحت پیرسازی رطوبت- دما به شماره استاندارد 4706- ISIRI به مدت 12 روز کامل و پیرسازی نور به شماره استاندارد 3e02-6819 ASTM Dبه مدت 6 روز کامل قرار داده شد. نتایج نشان داد که در آزمونpH سنجی، pH نمونه های تیمار شده قبل و بعد از پیرسازی نسبت به نمونه شاهد افزایش یافته و در محدوده قلیایی قرار گرفته و به عبارتی تا 40% افزایش داشته است. آنالیز SEM، پیوند فیزیکی الیاف شکسته را گزارش داد. آنالیز مقاومت مکانیکی نمونه ها قبل و بعد از پیرسازی، در نمونه های روزنامه، افزایش نیروی 3 تا 15% بسته به میزان صمغ مصرفی را نشان داد. نتیجه آنالیز رنگ سنجی، عدم تغییرات رنگ و کدورت ماده استحکام بخش را اعلام نموده است. در آنالیز پتانسیل زتا، اندازه ذرات ماده، 4.5 تا 5 نانومتر به دست آمده که عمق نفوذ بالا و پایداری را در جهت استحکام بخشی نشان می دهد.
۴۸.

معرفی اثر «تصویرسازی متریک بنای خانه کلاهدوزهای یزد (موزه آب یزد)»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مستندسازی تصویرسازی متریک خانه کلاهدوزها یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۴۰
مستندسازی ابنیه تاریخی یکی از فرایندهای بسیار مهم و کاربردی در امر مطالعه، حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی است. از گذشته تاکنون روش های مختلفی برای مستندسازی بناهای تاریخی به کار گرفته شده است. یکی از این روش های رایج، برداشت نقشه های معماری یا رولوه بنای تاریخی است. رولوه، با استفاده از روش های سنتی و دستی تا روش های مدرن و دیجیتال اجرا می شود و فهم ما از الگوی معماری بنا را ارتقا می دهد، اما نمی تواند گویای بسیاری از اطلاعات، از جمله تنوع رنگی، جنس و بافت مصالح، نور و اشیاء درون فضا باشد. از این رو در کنار این روش، تمایل به استفاده از دیگر روش هایی که می تواند اطلاعات کاملتری از بنا را ثبت کند افزایش یافته است. در این نوشتار تصویرسازی متریک ابنیه تاریخی به عنوان یکی از این روش ها معرفی شده است. منظور از تصویرسازی متریک، تصویرسازی از بنای تاریخی مبتنی بر نقشه های فنی و برداشت دقیق از بنا است. نمونه ای از این تصویرسازی که به صورت نما برش در موزه آب یزد انجام شده است به عنوان مطالعه کاربردی موردی ارائه شده است.
۴۹.

طراحی و ترسیم خودکار پلان های معماری با ترکیب الگوریتم های تکاملی، یادگیری ماشین و مبتنی بر نمونه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تولید خودکار پلان الگوریتم ژنتیک یادگیری ماشین مبتنی برنمونه کی مینز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
اکنون ایجاد ادراک در نرم افزارهای رایانه ای از مهم ترین چالش های معماری دیجیتال است. چرا که نرم افزارهای رایانه ای از مهم ترین ادوات معماران و یا طراحان به شمار رفته و به صورت گسترده در زمینه طراحی پروژه ها، به کار گرفته می شوند. در طراحی به کمک نرم افزارهای دیجیتالی، رسیدن به طرح و چیدمان بهینه یکی از مراحل مهم و تأثیرگذار به شمار می رود. اما نرم افزارهای رایانه ای هیچ شهود ذاتی در مورد فرایند طراحی ندارند و این علت اصلی عدم واگذاری فرایندهای طراحی به رایانه ها است. ازاین رو هدف این پژوهش تبیین روشی محاسباتی مبتنی بر نمونه داده های کمی و کیفی برای ایجاد شهود نسبی در ماشین ها از طریق ترکیب الگوریتم های تکاملی و یادگیری ماشین است. روش پژوهش کمی و کیفی در بستر الگوریتم های ژنتیک (Genetics)، یادگیری ماشین (k-means clustering) و همچنین یادگیری مبتنی بر نمونه (instance based) است. نتایج این پژوهش نشان می دهد برخلاف روش های مبتنی بر ترکیب الگوریتم های ژنتیک و برنامه نویسی ژنتیک می توان با ترکیب سه الگوریتم ژنتیک، یادگیری ماشین و مبتنی علاوه بر ایجاد شهود نسبی در ماشین ها، دقت و سرعت تولید نقشه ها را افزایش داد. همچنین ویژگی دیگر روش پیشنهادی، نرخ یادگیری نزدیک به نود درصد در شناسایی و ارائه طرح ها است. البته تولید پلان توسط رایانه ها در گام های اولیه خود است و هنوز فرایند طولانی لازم دارد تا این گام توسط رایانه ها به طور کامل برداشته شود.
۵۰.

بازیابی ویژگی های معماری پل خواجو و منظر و محیط پیرامون براساس اسناد تصویری و توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پل خواجو اصفهان تغییرات کالبدی اسناد توصیفی و تصویری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
یکی از راهکارهایی که می تواند سیر تحول کالبدی بناهای تاریخی را آشکار سازد، بهره گیری از اسنادی است که این تغییرات را نمایش می دهد. پل خواجو بر روی زاینده رود تنها پلی است که افزون بر پل جنبه های استفاده دیگری نیز داشته است. به همین دلیل کالبد این پل با دیگر پل ها اندکی تفاوت دارد. در اینجا این سؤال مطرح می شود که فرم ساختمانی پل خواجو در زمان های مختلف چگونه بوده است؟ این مقاله با اتکا به اسناد توصیفی و تصویری سعی بر آن دارد تا کالبد پل خواجوی اصفهان را در دوره های زمانی متفاوت بازسازی کند. جهت انجام این پژوهش با بررسی اسناد توصیفی و اسناد تصویری که از بازه های زمانی گوناگونی باقی مانده، کالبد پل بازسازی می شود. فرایند انجام این پژوهش به صورت مدل سازی تصاویر باقی مانده و تحلیل های متناظر با آن جهت شناخت پل و محیط وابسته به آن است. این پژوهش با به کارگیری روش مطالعات مقایسه ای و براساس مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. این پژوهش برای نخستین بار بر آن است تا کالبد اولیه پل خواجو و تغییرات فرمی آن را در طول زمان آشکار سازد. تحلیل ها آشکار کرد که ساختار پل و بناهای پیرامون وابسته به آن در دوره های گوناگون تغییراتی داشته است از جمله ساخت نیم طبقه ای بر روی پل و تخریب دیوار کشی سرتاسری پل در دوره قاجار و تخریب ساختمانی صفوی. با نام باغ برج در جبهه شمال شرقی و ساخت کاخی در زمان پهلوی تنها بخش کوچکی ازتغییرات بسیار پل بوده است.
۵۱.

عوامل شکل دهنده به معماری نمای حیاط خانه های تاریخی قاجاریه (مورد پژوهی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری نما حیاط میانی خانه های تاریخی قاجاریه ایران قزوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
معماری نمای خانه­های تاریخی درونگرای فلات مرکزی ایران بیش­تر در حیاط میانی جلوه­گر شده است. به نظر می­رسد در شکل­گیری معماری نمای حیاط خانه­های تاریخی قاجاریه، عوامل موثر گوناگونی وجود دارد که ضروریست به گونه­ای همه جانبه شناسایی و از جهت تاثیر بالا تا اندک، رده­بندی شوند. پژوهش به دنبال این است که چه عامل­ها و زیرعامل­هایی در شکل­گیری معماری نمای حیاط میانی خانه­های تاریخی دوره قاجار در آب و هوای گرم و خشک فلات مرکزی ایران (با مطالعه موردی شهر قزوین) تاثیرگذارند؟ رده­بندی این عامل­ها و زیرعامل­ها در شکل­گیری معماری نمای حیاط بر حسب میزان تاثیر چیست؟ این پژوهش بنیادی در پاسخ به پرسش کلان به صورت پیمایش نظریه­های پایه و بازدید میدانی از خانه­های تاریخی قاجاریه شهر قزوین و گفتگوی محلی و گفتگو با نخبگان صورت گرفته است. در پاسخ به پرسش جزیی برای رده­بندی میزان تاثیر هر یک از عوامل و زیرعامل­ها از روش دلفی و بر پایه دیدگاه کارشناسان و متخصصان آشنا با معماری خانه قاجاریه و نما بهره گرفته شده است. در ادامه یک الگوی نظری پیشنهاد شد و در مورد پژوهی ده خانه تاریخی قاجاری قزوین این الگو مورد بازخوانی و آزمون قرار گرفت. در شکل­گیری معماری نمای حیاط خانه­های قاجاریه ایران، هشت عامل اصلی و سی و سه زیرعامل شناسایی شد. هشت عامل اصلی به ترتیب تاثیرگذاری شامل: اقتصادی، اقلیمی، فناوری ساخت، فرهنگی-اجتماعی، زیبایی­شناسانه، فضایی، سیاسی و شهرسازی می­شود. هر یک از این عوامل به نسبتی در شکل­گیری معماری نمای حیاط میانی موثر بوده­اند. با توجه به دیدگاه متخصصین و نظریه­های پایه و آزمون الگوی نظری ارائه شده، موثرترین، «عامل اقتصادی» و کم تاثیرترین، «عامل شهرسازی» است. در رده­بندی سی و سه زیرعامل­ موثر، موثرترین زیرعامل «تابش» و کم ­تاثیرترین زیرعامل، «معماری شهری» تشخیص داده شد.
۵۲.

بررسی قوانین، روش ها و ابزار مستندسازی در اسناد بین المللی مرتبط با حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مستندسازی میراث فرهنگی اسناد بین المللی ابزار و روش های مستندسازی حفاظت و مدیریت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی به عنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگی ها و ارزش های مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بین المللی (همچون منشورها، کنوانسیون ها، آیین نامه ها و توصیه نامه ها) مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظام مند میراث فرهنگی و از بین رفتن داده ها نه تنها منجر به خسارت های جبران ناپذیر به دانش میراث فرهنگی می شود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه می سازد؛ بنابراین این مقاله تلاش می کند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روش های آن را بررسی نماید. اگرچه بهره برداری از این چارچوب ها در سطح ملی و محلی اغلب با چالش هایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومی سازی شده، کمبود تخصص در بهره گیری از فناوری های پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روش شناسی، این مقاله بر تحلیل نظام مند اسناد بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روش ها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوب های نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد. نتایج تحقیق نشان می دهد به طور کلی، اسناد بین المللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی به عنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاری های بین المللی را تسهیل می کند، به ویژه در مواقعی که آثار فرهنگی به خاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید می شوند. برخی از این اسناد مستندسازی را به عنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسل های آینده می دانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزش ها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا می کند و به تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های مرتبط با میراث فرهنگی یاری می رساند.
۵۳.

مطالعه و تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته در محوطه میراث جهانی تخت جمشید با استفاده از مدل سازی سه بعدی و پردازش تصویر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مستندسازی فتوگرامتری پردازش تصویر فن شناسی نقوش برجسته سنگی تخت جمشید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
تخت جمشید به عنوان یکی از برجسته ترین محوطه های باستان شناختی ایران، نماد عظمت فرهنگی و هنری دوره هخامنشی است. هنر حجاری و آرایه های معماری این دوره با بهره گیری از تجربیات و دانش فرهنگ های گوناگون، شیوه ای نوین و هنرمندانه را خلق کرده است که در نقوش برجسته سنگی تخت جمشید نمود یافته اند. این نقوش به دلیل ظرافت و دقت اجرا، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده و پرسش هایی در خصوص ارزش های هنری و روش های اجرایی آن ها مطرح ساخته است. این پژوهش با هدف تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته تخت جمشید، به مستندسازی نمونه هایی از این نقوش در پلکان شرقی کاخ آپادانا و پلکان شمالی کاخ شورا پرداخته است. برای مستندسازی و تهیه مدل های سه بعدی نقوش برجسته، از روش های پیشرفته فتوگرامتری، با تأکید ویژه بر فناوری فتو اسکن، استفاده شد و تصاویر به وسیله نرم افزارهای تخصصی Agisoft، 3D Zephyr و Reality Capture پردازش گردید. نتایج این پژوهش بخشی از فرایند خلق این آثار هنری را آشکار می کند که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین، کارایی روش مستندسازی مبتنی بر فتوگرامتری در استخراج داده های دقیق فنی و هنری مورد تأیید قرار گرفت. این روش نه تنها امکان تحلیل دقیق تر جزئیات نقوش برجسته و تناسبات هندسی آن ها را فراهم می سازد، بلکه به درک عمیق تری از ارزش های هنری این آثار و جایگاه آن ها در تاریخ هنر کمک می کند. این رویکرد می تواند الگویی ارزشمند برای پژوهش های آینده در زمینه مستندسازی و استحصال داده های فنی و هنری نقوش برجسته تاریخی باشد.
۵۴.

ارزیابی تأثیر عایق رطوبتی جذبی نانو بر کاهش جذب آب ملاط ماسه سیمان مورداستفاده در مرمت های گذشته تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخت جمشید حفاظت سنگ فناوری نانو ملاط سیمان ضدآب کردن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۳
بنای تخت جمشید تحت تأثیر عوامل مختلف در معرض فرسایش و تخریب ناشی از رطوبت است و ملاط های سیمانی مورد استفاده در مرمت های گذشته، یکی از چالش های حفاظت این مجموعه فاخر سنگی است. این ملاط ها با گذشت زمان، به دلیل جذب آب بیشتر نسبت به سنگ، موجب تشدید نتایج مخرب رطوبت و بروز آسیب های جدی اما تدریجی و غیرقابل جبران شده اند. از آنجا که حذف این ملاط ها و جایگزین کردن اقدامات مرمتی گذشته به منظور بهبود وضعیت موجود کار بسیار دشواری است و ممکن است پیامدهای آسیب زایی برای این آثار ارزشمند داشته باشد، در این پژوهش تلاش شده است تا با انجام مطالعات جامع پیرامون وضعیت موجود این آثار و مرمت های انجام شده باسیمان، تأثیر عایق های رطوبتی نانو بر کاهش جذب رطوبت ملاط های سیمانی استفاده شده، ارزیابی شود؛ بنابراین، هدف از این پژوهش ارزیابی راه کاری نوین بدون نیاز به حذف ملاط سیمانی و با مداخله محدودتر، برای حفاظت از این آثار است. در این مطالعه از روش تحقیق کاربردی و ترکیبی بهره گرفته شده و با در نظر گرفتن مفاهیم نظری درقالب مطالعات آزمایشگاهی انجام شده است. در این فرایند، آزمون های مویینگی و درصد جذب آب نمونه های شاهد ملاط سیمانی و دو نوع عایق رطوبتی نانو ایرانی و خارجی با نام های فراز سیل1 و زایکوسیل مکس2 بر روی نمونه های شاهد ملاط سیمان مشابه اعمال شده و نفوذپذیری و میزان جذب آب آن ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بررسی ها نشان داد که هر دو عایق رطوبتی در کاهش جذب آب ملاط سیمانی مؤثر هستند. زایکوسیل مکس با عملکرد ۶۰.۵ درصد و فراز سیل با عملکرد ۴۸.۰۲ درصد، جذب آب ملاط سیمانی را کاهش دادند و زایکوسیل مکس عملکرد بهتری از فرازسیل نشان داد؛ اما با توجه به عدم دستیابی به درصد جذب آب نزدیک به نمونه سنگ های تخت جمشید و اختلاف بیش از ۱۰ برابری درصد جذب آب، هیچ یک از مواد مورد مطالعه برای ضدآب سازی ملاط سیمانی مورد استفاده در مرمت بنای تخت جمشید پیشنهاد نمی شوند.
۵۵.

نقدی بر تهیه فرایند طرح هادی از مرحله برنامه ریزی تا اقدام با رویکرد منظرین (نمونه موردی: روستای پای آستان در منطقه کوهدشت استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرح هادی مکان منظر توسعه پایدار رویکرد عامل و غیرعامل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
طرح هاد ی که از آن به عنوان طرح تغییر و تحول د ر ساختار فیزیکی- کالبد ی روستاها یاد می شود ، بخشی از فرایند توسعه روستایی به شمار می رود که تهیه و اجرای آن د ر چارچوب نظام برنامه ریزی، د ارای معیارها و ضوابطی است که بر کالبد روستا به ویژه ارزشمند ی زمین اثر می گذارد . تعیین و تثبیت محد ود ه قانونی برای روستا و همچنین ضرورت ساخت و ساز د ر آن سبب شد ه است که قیمت زمین د ر روستاها د چارتغییر شود و روستا به عنوان کالایی سرمایه ای با هد ایت سازمان های د ولتی با سیاست تمرکزمحور بر امر توسعه د چار تغییر و تحولات اساسی شود . د ر سایه تمرکزگرایی د ولت بر طرح های هاد ی و نگاه عاملیتی و خطی بر تد وین آن که منجر به یکسان سازی اکثر طرح ها شد ه و همچنین عد م مشارکت مرد م د ر طرح های توسعه، مشکلات زیاد ی از مرحله برنامه ریزی تا اقد ام د ر طرح ها ایجاد شد ه است. روش پژوهش د ر این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوه مید انی و حاصل سفر چهار روزه به منطقه کوهد شت استان لرستان است. د ر تد وین این پژوهش از روش کتابخانه ای استفاد ه شد ه است. این پژوهش به د نبال این است که چرا جامعه امروزی با وجود طرح های هاد ی، شاهد عد م کیفیت محیطی د ر حوزه کالبد و غیر کالبد و عد م رضایتمند ی د ر توسعه روستا است؟ طی بازد ید مید انی به عمل آمد ه از روستای پای آستان د ر منطقه کوهد شت لرستان، به نظر می رسد عد م تحقق برنامه های توسعه د ر مرحله اقد ام عمد تاً ناشی از ناتوانی د ر د رک و شناسایی ویژگی های محیطی و ارزش های سرزمینی روستا د ر مرحله تد وین برنامه است. مسیر تحقق پذیری طرح های هاد ی مستلزم شناخت د قیق مکان و توجه به لایه های منظر د ر فرایند برنامه ریزی است. لازمه این امر قرارگیری مرحله ای د ر شرح خد مات تد وین اسناد برنامه ریزی فضایی تحت عنوان خوانش لایه های منظر است که ضمن آن با کمک متخصص منظر و مشارکت جامعه محلی، لایه های منظر کشف و پس از ارزیابی، ارزش های سرزمینی هوید ا می شود . این روند منجر به تهیه یک برنامه مبتنی بر مکان (مکان محور) خواهد بود که امر توسعه پاید ار روستا را تضمین می کند .
۵۶.

استنساخ کتیبه های سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آق قویونلو کتیبه سنگی عمارت نصریه حسن پادشاه فتوگرامتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
نقش برجسته ها و کتیبه ها از مهم ترین مستندات تاریخی هستند که به شکلی حامل روایات متنوعی اعم از جنگ، پیروزی، فتح، وقوع رویدادی خاص و یا یادواره می باشند که به طور بی واسطه و شفاف، نمایانگر برهه خاصی از تاریخ هستند. در طول زمان بشر با دانستن خاصیت مقاومت و شکل پذیری سنگ، گزارش وقایع را به شیوه های متنوعی، بر روی این ماده ارزشمند ثبت کرده است. این فرایند به طور ابتدایی با ترسیم نقوش ابتدایی در صخره های طبیعی آغاز شده و سپس با هدف ثبت وقایع زمان به صورت حجاری ادامه یافته است. در ابتدا به صورت صخره کند در طبیعت بکر و با خطوطی مانند میخی انجام شده و سپس با پیشرفت مهارت و ابزار، با جزئیات و هنرنمایی بیشتر، در قالب کتیبه ها یا نقوش کنده تزئیناتی در آمده است. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه سردر مجموعه مسجد و مدرسه حسن پادشاه واقع در بخش مرکزی شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی در میدان صاحب الامر و زیر مجموعه بازار جهانی سرپوشیده است که بر بدنه سنگی مربوط به اواخر سده ی هشت ه.ق نقر شده است. بر روی این کتیبه نقوشی با خط ثلث کنده کاری شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیب هایی شده است. مهم ترین سؤالات این پژوهش عبارت است از: متن و نوشته های کتیبه سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ این کتیبه چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ استنساخ این کتیبه با هدف دریافت بیشترین اطلاعات از آن چگونه انجام می شود؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستان شناسی، بررسی های میدانی، روش های نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال انجام شد. پس از انجام مراحل ذکر شده و خوانش متن کتیبه، روند تغییرات صورت گرفته در طول زمان بررسی و مطالعه شد.
۵۷.

بررسی آسایش حرارتی فضای باز در دوره گرم سال در ساختمان های سنتی احیاء شده، (نمونه موردی: دانشکده هنر و معماری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسایش حرارتی اقلیم گرم و خشک حیاط مرکزی ساختمان آموزشی شاخص دمای معادل فیزیولوژیک (PET)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
تعیین محدوده آسایش حرارتی در فضای باز پیچیده بوده و از آنجاکه وجود آسایش حرارتی بر حضور بیشتر افراد در فضای باز کمک می کند، امری مهم است. در پژوهش حاضر سعی شده است محدود آسایش حرارتی افراد در فضای باز بناهای سنتی و احیا شده، در اقلیم گرم و خشک شهر یزد تعیین گردد. به این منظور در پنج حیاط مرکزی از مجموعه دانشکده هنر و معماری شهر یزد به عنوان بناهایی که از کاربری مسکونی به آموزشی تغییر کاربری داده اند، یک پایش میدانی در فصل گرم سال انجام شده، که شامل اندازه گیری اطلاعات اقلیمی همزمان با تکمیل 389 پرسشنامه آسایش حرارتی توسط دانشجویان دانشکده بوده است؛ سپس به کمک نرم افزار Ray Man و SPSS اطلاعات به دست آمده تحلیل و پس از بررسی نمودارهای رگرسیون خطی، محدوده آسایش حرارتی برای افراد در حیاط های مرکزی دانشکده به عنوان یک خرد اقلیم در منطقه گرم و خشک شهر یزد بین بازه 28-16/5 درجه سانتی گراد براساس شاخص دمای معادل فیزیولوژیک (PET) به دست آمد و به علت اینکه ترکیب عوامل اقلیمی و جغرافیایی برای هر منطقه ی خاص منجربه درک متفاوت از شرایط آسایش حرارتی برای افراد آن جامعه خواهد شد، این بازه آسایش با محدوده های آسایش در مناطق دیگر که در پژوهش های متعدد تعیین گردیده است، متفاوت می باشد. از مقایسه حیاط های مورد مطالعه نیز چنین برآمد که هرچه حیاط دارای نسبت ارتفاع به عرض بیشتر و محصورتر باشد، میزان دریافت سایه و درنهایت آسایش حرارتی در طول شبانه روز برای ایام گرم سال بیشتر خواهد بود.
۵۸.

بررسی کیفیت سالمندپذیری در گونه های مختلف زیستی (مورد پژوهش: گونه های ویلایی، آپارتمانی و خانه سالمندان منطقه 3 شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سالمندان خانه سالمندان عوامل کالبدی سالمندپذیری فضای اقامت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
با نظر به جایگاه سالمندی در فرهنگ دینی و با توجه به تاثیر معماری فضای زندگی سالمندان بر سلامت روحی و جسمی، در پژوهش حاضر تاثیر ویژگیهای کالبدی- فضایی در کیفیت سالمندپذیری فضا(فضای مطلوب سالمندان) مورد بررسی قرار گرفته است. عوامل کالبدی و مولفه های سالمندپذیری در قالب دو پرسشنامه طراحی گردیده است. نمره روایی پرسشنامه سالمندپذیری 841/0 و پرسشنامه عوامل کالبدی 501/0است. جامعه آماری سالمندان بالای 65 سال منطقه 3 شهر شاهرود و ساکنین خانه سالمندان ثامن الأئمه شاهرود هستند. تحلیل 120پرسشنامه با نرم افزار spss صورت گرفته است. آزمون کولموگروف-اسمیرنوف برای سنجش نرمال بودن متغیرها و آزمون های همبستگی پیرسون، Tمستقل،Tوابسته، Fلوین، تحلیل واریانس یک راهه، تعقیبی توکی و رگرسیون اجراگردیده است. ارتباط معنادار بین عوامل کالبدی- فضایی و میزان سالمندپذیری تایید شد اما واریانس تبیین شده در دامنه مطلوب قرار ندارد که به دلیل محدودیت های ذهنی و وضعیت جسمی ساکنین این مرکز قابل پیش بینی بود. نتیجه رگرسیون چنین نشان می دهد که مولفه امید به زندگی و سپس عدم تنهایی،کرامت، حس خانه و خودکارآمدی، بیشترین تاثیر را از کیفیت فضایی می گیرند، بنابراین با تامین ویژگی های کالبدی مورد سنجش می توان حس امید به زندگی را در بین سالمندان افزایش ارتقا داد. همچنین بر اساس نتیجه رگرسیون، منظر مناسب، دسترسی و عوامل عملکردی بیشترین ارتباط و تاثیر را برایجاد فضای مناسب برای اقامت سالمندان دارند. ارتباط معناداری نیز بین میزان مولفه های سالمندپذیری و محل اقامت سالمندان در سه دسته؛ خانه شخصی ویلایی، آپارتمانی و خانه سالمندان وجود دارد و خانه شخصی ویلایی نسبت به آپارتمان و خانه سالمندان، فضای مناسب تری برای سکونت سالمندان ارزیابی شده است.
۵۹.

استفاده از میکرو حفاری به عنوان یک روش کم تهاجم در بررسی وضعیت بناهای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بناهای تاریخی میکرو حفاری مقاومت حفاری سایش مته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
استفاده از روش میکرو حفاری علاوه بر برآورد پارامترهای مقاومتی مصالحی همچون بتن و سنگ، می تواند جهت بررسی کمی و کیفی مقاومت نسبی بناهای تاریخی و ارزیابی کیفی مصالح ساختمانی مختلف به صورت عمقی و برجا بکار گرفته شود. این روش می تواند به عنوان یک روش تقریباً کم تهاجم، غیر مخرب، سریع و مطمئن در حوزه مرمت و بازسازی بناهای تاریخی استفاده شود. در این روش با حفاری در ابعاد میلی متری از سطح بنا و اندازه گیری هم زمان پارامترهای مختلف حفاری همچون نیروی بار پشت مته، گشتاور، نرخ نفوذ و سرعت چرخش مته امکان بررسی وضعیت عمقی بناهای تاریخی از نظر میزان فرسایش و هوازدگی ناشی از عوامل متعدد آب و هوایی و محیطی فراهم می شود. همچنین بررسی کیفیت ترمیم قبل و بعد از ترمیم نیز وجود دارد. به رغم پژوهش های مختلف در این روش با عنوان مقاومت حفاری، در کشور ما هنوز استفاده نشده است. اکنون که ساخت این نوع تجهیزات با قابلیت بیشتر در کشور فراهم شده است. اندازه گیری هم زمان چند پارامتر حفاری و استفاده از داده های آن می تواند مزیت های نسبی بیشتری از جمله کنترل تأثیر سایش مته در این روش فراهم کند. از این رو ما با ساخت و توسعه دستگاهی با این قابلیت این امکان را فراهم کردیم. استفاده از این روش برای اندازه گیری مقاومت حفاری متأثر از سایش مته است که در این مقاله سعی می شود ضمن معرفی این روش، روشی جهت برآورد مقاومت حفاری قابل اعتماد و قابل مقایسه ارائه شود و اصول استفاده از این روش در این راستا مورد بررسی قرار گیرد.
۶۰.

تحلیلی جامع بر مفاهیم و کاربردهای هوش مصنوعی در میراث فرهنگی و هنر: از رویای باستان شناسان تا واقعیت متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میراث فرهنگی هوش مصنوعی یادگیری ماشین بینایی کامپیوتری پردازش زبان طبیعی حفاظت دیجیتال متاورس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
میراث فرهنگی و هنری، به عنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالش های متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگی های مستندسازی و استخراج داده روبه رو است. فناوری های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به عنوان ابزارهای تحول آفرین، راه حل های نوآورانه ای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه داده اند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظام مند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیل ها، محدودیت ها و جهت گیری های آتی این رویکردها را بررسی می کند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل داده های عددی و طیفی برای شناسایی پدیده ها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه می باشد. روش شناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتم های محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان می دهد هوش مصنوعی نه تنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش می دهد، بلکه تجربه های تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیل های مولکولی-ژنتیکی تقویت می کند. با وجود چالش هایی همچون کیفیت ناکافی داده ها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینه های بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوری ها محدود شده است. این مقاله فناوری های نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیش بینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سه بعدی هوشمند را به عنوان جهت گیری های آتی برجسته می کند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاری های بین رشته ای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهره برداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید می کند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاست گذاران در این زمینه ارائه می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان