تهران از سال 1348 دارای طرح جامع بوده است. قبل از آن نیز به صورت پراکنده از طرح های موضعی و موضوعی برخوردار بوده است؛ مانند فعالیت های شهرسازی دوران قاجار (حصارزدایی یا ایجاد حصار جدید و توسعه شهری، خیابان کشی های دوره رضاشاه و غیره) اما آنچه در تهران به آن توجه نشده یا کمتر مدنظر بوده است، ایجاد فضاهای مطلوب شهری است. اگر تهران را نه با کلان شهرهای بزرگ دنیا بلکه با دیگر شهرهای ایران مقایسه کنیم، آن را در مراتبی بسیار پایین می یابیم. به عنوان مثال مطلوبیت فضاهای شهری اصفهان (مجموعه کارهای دوران صفوی و حتی اقدامات چند دهه اخیر در فضاهای اطراف رودخانه، مصالح و نماهای ابنیه و غیره) مرتبه ای بسیار بالاتر از تهران به خود می گیرد. شاید این امر ناشی از مسائل حاد و روزمره تهران (نظیر امنیت، ترافیک، ساخت و ساز بی رویه، نیاز به بودجه سنگین و پناه بردن به اقداماتی نظیر تراکم فروشی) باشد که توجه به فضای شهری مطلوب را تحت شعاع قرار داده است.
موضوع و ارزش کیفیت فضاهای عمومی شهری در ادبیات امروز طراحی شهری به گونه ای است که نزدیکی بسیاری بین مفهوم کیفیت و پایداری وجود دارد. بررسی تطبیقی معیارهای کیفیت و پایداری در فضاهای عمومی شهری نمایانگر آن است که یک فضای عمومی زمانی در مسیر پایداری گام بر می دارد که فرایند ارتقای کیفیت آن در طول زمان جریان داشته باشد. متخصصین مختلفی نظیر «جیکوبز»، «لینچ»، «بنتلی»، «پانتر»، «کارمونا» و مؤسسات مطالعاتی گوناگون، نظریات هنجاری مختلفی در ارتباط با کیفیت طراحی شهری ارایه داده اند. از مهمترین مطالعات مدونی که با هدف بررسی کیفیت در ارتباط با فضاهای عمومی انجام شده، می توان به مطالعه PPS و ODPM اشاره کرد.
اسناد توسعه تهران هریک به نحوی موضوع منظر شهری را مدنظر قرار داده است. طرح جامع جدید تهران (1386) نیز با ارائه چند راهبرد در خصوص وضعیت مدیریت منظر شهری، هفت طرح موضوعی برای این امر پیشنهاد کرده که یکی از این هفت طرح، برنامه راهبردی طراحی شهری و مدیریت منظر شهری تهران است. این طرح در سه مرحله برنامه ریزی شده و تاکنون یک مرحله از آن مورد مطالعه و تدوین قرار گرفته است. نوشته حاضر روایتی از این طرح با رویکرد محتوایی است. که در انتها، سه نکته را در ارزیابی طرح مذکور بیان می دارد.