ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۶۴۱ تا ۱۱٬۶۶۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۱۶۴۱.

مهریز قَصَبه دیروز، باغ شهر امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۳۰۵
شهر مهریز امروزه در نزدیکی مسیر ارتباطی یزد به کرمان و در فاصله 25 کیلومتری جنوبی شهر یزد واقع شده است. با توجه به شرایط اقلیمی و توپوگرافی حاکم بر این محدوده سکونتگاه های موجود از تنوع بسیاری برخوردار هستند. اغلب بافت های شهری و روستایی منطقه مهریز در پیرامون کوهپایه های شیرکوه، طبق فرایندی ارگانیک و بر اساس تعامل انسان، معماری و طبیعت برپا شده و توسعه یافته است. شهر تاریخی مهریز با دارا بودن قنوات و باغات متعدد از نظر ریخت کالبدی از نمونه های منحصر به فرد در اقلیم گرم و خشک می باشد و نسبت به شهرهای دیگر منطقه یزد از منظر طبیعی وسیع تری برخوردار است، به طوری که در مطالعات پایه و ابتدایی در ساختار شهر این گونه به نظر می رسد که روند شکل گیری و گسترش آن، بر مبنای الگوی باغ شهر پایه ریزی شده است. بر این اساس پژوهش و مطالعه جهت شناخت دقیق روند تغییرات و تثبیت هویت شهری مهریز آغاز شده و با تأکید بر شفاف سازی روند تاریخی موضوع و همچنین خوانا سازی تغییرات کالبدی در محلات تاریخی شهر مهریز دنبال شده است. با توجه به نتایج بدست آمده از مطالعات میدانی و کتابخانه ای، پاسخ این سؤال کلیدی که شهر امروزی مهریز از ابتدا بر اساس ساختار باغ محله ای به وجود آمده و یا از تجمع کالبدی چند قریه نزدیک به هم شکل گرفته و الگوی موجود متأثر از تغییرات ساختاری در این مناطق می باشد، روشن شده است. در واقع می توان گفت مهریز امروز که از نظر ساختار و منظر شهری همانند یک باغ، شهر به نظر می رسد، دستاورد توسعه و تجمیع کالبدی بافت سکونتگاه های روستایی موجود در منطقه و پیرامون قَصَبه کهن مهریجرد می باشد.
۱۱۶۴۲.

شناسایی اولویت های کوچک سازی مسکن به منظور بهبود کیفیت کالبدی محلات حاشیه نشین شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
در شهر مشهد 8 پهنه عمده و 42 محله حاشیه نشین وجود دارد. براساس آمار سال 1385 این محلات 804000 نفر جمعیت و 6354 هکتار وسعت دارد که 33% از جمعیت و 22% از وسعت شهر مشهد را شامل می شود. ارزیابی شرایط کیفی مسکن در این محلات حکایت از وضعیت نامناسب آن دارد. این در حالی است که در بررسی تجربیات جهانی در خصوص ارتقای کالبدی محلات حاشیه نشین و بهبود شرایط کیفی و کمی مسکن، موضوع کوچک سازی مسکن اهمیت ویژه ای دارد. کوچک سازی مسکن عبارتست از فضایی که با حداقل امکانات، شرایط مناسب زیستی- سکونتی را جهت رشد مادی و معنوی ساکنان خود فراهم می سازد. منتهی موفقیت چنین رویکردی می بایست با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و طبیعی هر مکان انجام گیرد. با توجه به این مسئله در این مطالعه با هدف بررسی و اولویت بندی محلات حاشیه نشین شهر مشهد در خصوص کوچک سازی مسکن، ضمن تشکیل مدل مفهومی تحقیق، اقدام به انتخاب 14 شاخص از ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و طبیعی محلات حاشیه نشین شد. تعدد محلات و وسعت بالای آن، توجه به این اولویت بندی را ضرورت می بخشد. طی دهه های مختلف روش های گوناگونی به منظور شناسایی مناطق دارای ولویت مطرح شده اند. در این میان روش های مبتنی بر سیستم پشتیبانی فضایی چند معیاره (MC-SDSS) به دلیل تلفیق مدل های تشخیص چند معیاره و سیستم اطلاعات جغرافیایی دارای اهمیت ویژه ای می باشند که در این مطالعه مورد تأکید قرار گرفته است. بهره گیری از این روش به منظور شناسایی اولویت های کوچک سازی مسکن در دو سطح دارای اهمیت است. اول: در سطح محلات و مقایسه و اولویت بندی آن ها و دوم؛ در سطح هر محله و اولویت بندی واحدهای مسکونی آن. این مطالعه به طور خاص به اولویت بندی محلات حاشیه نشین شهر مشهد می پردازد. یافته ها نشان می دهد که محلات گلشهر، کوی شیخ حسن، بازه شیخ و شهرک شهید رجایی دارای اولویت های نخست کوچک سازی مسکن در شهر مشهد می باشند.
۱۱۶۴۸.

نقش اقلیم در معماری بافت های مختلف شهری مطالعه ی موردی،شهر سبزوار

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری اقلیم شهری
تعداد بازدید : ۳۵۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۹۹
پیشینه ی طراحی و ساخت و ساز با توجه به معیارها و ویژگی های طبیعی و اقلیمی در معماری سنتی ایران به صدها سال می رسد و از شاهکارهای معماری در جهان به شمار می آید. رشد تکنولوژی و دستیابی به انرژی های فسیلی موجب شد تا رعایت معیارهای اقلیمی در ساخت ساز مسکن به بوته فراموشی سپرده شود. این پژوهش سعی دارد، که با مطالعه وضعیت زیست اقلیم شهر سبزوار با استفاده از مدل ماهانی به ارایه راهکارهایی جهت طراحی ساختمانی که همساز با اقلیم این منطقه باشد بپردازد، و با بررسی ویژگی های مساکن بافت های قدیم، میانی و جدید این شهر میزان سازگاری بافت های سه گانه با شرایط آب و هوایی شهر سبزوار مورد ارزیابی قرار گیرد. لذا جهت نیل به این هدف مساکن موجود براساس قدمت و ویژگی های معماری به سه بافت قدیم، میانی و جدید تقسیم شدند، و با توجه به ویژگی های معماری ساختمان ها پرسشنامه ای با 195 نمونه از بافت های معماری در مناطق مختلف شهر سبزوار انتخاب و تکمیل شد. در ادامه آمار و اطلاعات ایستگاه سینوپتیک شهر سبزوار در یک دوره آماری 30 ساله شامل دما، رطوبت، باد و بارندگی استخراج و با استفاده از مدل ماهانی وضعیت زیست اقلیمی این شهر مورد بررسی قرار گرفت و پیشنهادات زیر برای طراحی ساختمان ها ارایه گردید: جهت شمالی- جنوبی ساختمان ها، فاصله گذاری ساختمان ها به صورت فشرده، اختصاص 40-25 درصد مساحت دیوار به بازشوها، انتخاب مصالح سنگین ساختمانی برای دیوارهای داخلی و خارجی و کف و طراحی مکانی برای استراحت در فضای آزاد. مقایسه نتایج حاصل از پرسشنامه ها در هریک از بافتهای مختلف شهری وتطبیق آن با پیشنهادات بهینه مدل ماهانی نشان داد در شهر سبزوار الگوی معماری بافت قدیم بیشترین سازگاری را با شرایط اقلیمی این شهرنشان می دهد و دربافت جدید این سازگاری درکمترین حد خود قرار دارد.
۱۱۶۵۰.

تأملاتی در تعامل با فرهنگ ها در زمینه نظریه ها و اصطلاحات، نمونه: فضا و مکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۲۰
یکی از مهم ترین موضوعاتی که در دوران جهانی شدن و سرعت تبادلات اطلاعات، فرهنگ جوامع و به تبع آن شیوه زیست و آثار آنان را تحت تأثیر خود قرار داده است، نحوه تأثیرپذیری آن ها از جوامع قدرتمند و پیشرفته صنعتی می باشد. نکته اساسی در تعاملات فرهنگی به میزان و نوع تأثیرگذاری جوامع بر فرهنگ یکدیگر بستگی دارد که به تبع آن، سلطه پذیری ها و سلطه گری ها به منصه ظهور می رسند. این سلطه ها الزاماً از طریق قوّه قهریه نبوده و از راه تبلیغ و ترویج تا تقلید و تکرار الگوهای فرهنگی و شیوه زیست و به تبع آن تحولات فکری نتیجه می شوند. ده ها سال است که جوامع در حال توسعه یا عقب مانده صنعتی (به هر دلیلی) جوامع توسعه یافته صنعتی را به عنوان الگوی خویش پذیرفته و سعی در تکرار و تقلید آرا و نظریه ها و اعمال و شیوه زیست آن ها دارند. بدون ورود در همه مباحثی که ممکن است در این مقوله قابل طرح باشند، در این مجال، به موضوع زمینه ها و معادل گزینی برخی تعابیر اشاره می شود. در واقع سؤال اصلی این است که در تعاملات با سایر جوامع، در قلمرو نظریات و آرای مطروحه و همچنین در کاربرد تعابیر و اصطلاحات، چه موضوعاتی را باید مدّ نظر قرار داد تا ضمن بهره گیری از دستاوردهای دانش بشری از سلطه پذیری فکری و فرهنگی و عملی جامعه تا حدّ امکان پیشگیری شود. در انجام تحقیق نیز روش استقرایی مدّ نظر قرار گرفته و با تحلیل مواردی خاص و مشخص از موضوعات مطرح، نتیجه ای عمومی استنتاج شده و سپس درباره دو نمونه خاص (فضا و مکان) توضیحاتی ارائه خواهد شد. اهم نتایج و دستاوردهای مقاله عبارت اند از: تبیین فرایند تحولات فضا و تبدیل آن به مکان در شهر و ارائه تعاریف مراتب مختلف مکان، معرفی انواع طبقه بندی مکان، تبیین اشکالات ترجمه های جاری و لزوم ارائه تفسیر یا توضیح موضوعات به تناسب فرهنگ جامعه ایرانی و معرفی نسبت های مفاهیم واژگان ظاهراً معادل در دو زبان به نسبت فرهنگ های متفاوت آن ها.
۱۱۶۵۱.

طراحی شهری آبکنار با رویکرد توسعه پایدار (مورد مطالعه: رودخانه مهاباد)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری توسعه پایدار شهری
تعداد بازدید : ۲۶۸۹ تعداد دانلود : ۵۰۲۱
محیط های طبیعی درون شهری از مهم ترین ساختارهای بوم شناختى شهرها به شمار می آیند که اگر به درستی و در ارتباط با ساختارهای بوم شناختى فرا شهری برنامه ریزی شوند، ضمن خلق فضاهای عمومی و پویای شهری موجب استمرار فرایندهای طبیعى از جمله جریان آب و هوا و حرکت موجودات در درون شهرها می شوند. در این میان مسیل ها و رودخانه های شهری، به عنوان فضاهای پنهان ، فرصت هایی هستند که بی توجه رها شده اند و با توجه به کمبود فضاهای سبز و باز در شهرها و به رغم پتانسیل های فراوانی که دارند استفاده کامل و درخوری از آنها نمی شود. متأسفانه در اغلب شهرهای ایران بطور شایسته به این عامل توجه کافی نشده و عرصه رودخانه ها با پتانسیل های بالا برای کاربری های متناسب با بافت مجاور، بدون استفاده باقی مانده است و لذا ضرورت توجه به ارتباط و توازن میان محیط طبیعی و محیط انسان ساخت بیش از پیش احساس می گردد. همچنین، بی توجهی و مدیریت ناصحیح، اینگونه فضاها را به زباله دانی شهر و فضایی متروک تبدیل کرده و بدین ترتیب مشکلات فراوانی برای شهر به ارمغان آورده است. در حالیکه امروزه در کشورهای پیشرفته اقدامات مناسبی در مورد اینگونه فضاها صورت می گیرد. یکی از راه های برون رفت از این وضعیت کنونی توجه کافی به اصول طراحی شهری پایدار و دخالت دادن آن در طراحی محوطه های کناره رودخانه هاست. با توجه به مطالعات صورت گرفته در محدوده حاشیه رودخانه ها دارای پتانسیل بسیار بالایی جهت بهبود سیما و منظرشهری می باشد و همچنین قابلیت خلق فضاهایی برای بروز تعاملات اجتماعی را دارا می باشد. با توجه به مطالعات صورت گرفته در محدوده حاشیه رودخانه ها دارای پتانسیل بسیار بالایی جهت بهبود سیما و منظرشهری می باشد و همچنین قابلیت خلق فضاهایی برای بروز تعاملات اجتماعی را دارا می باشد. این پژوهش درصد «باز زنده سازی» حاشیه رودخانه شهری مهاباد واقع در شهرستان مهاباد از توابع استان آذربایجان غربی با رویکرد پایداری از منظر طراحی شهری می باشد. در این خصوص کیفیت بخشیدن به فضاهای جمعی و دارای سرزندگی، تشویق به دوباره زنده کردن شهرها با توجه به هویت شهری، ایجاد انگیزه ای برای مشارکت مردم از جمله اهداف پژوهش می باشد. در این پروژه برای جمع آوری اطلاعات از دو روش، میدانی (تکنیک مکان سنجی)، سوات (SWOT) و کتابخانه ای استفاده شده است. در روش نظری (تحقیقات اسنادی وکتابخانه ای) با رجوع به منابع فارسی و انگلیسی موجود (کتب، نشریات، نتایج همایش ها وکنفرانس ها) و همچنین پایگاه هاى شبکه پردازش مربوطه اطلاعات لازم گردآوری گردید. در روش میدانی با استفاده از تکنیک مکان سنجی (در این روش تعدادی از سؤالات مرتبط با موضوع مطرح و پس از پخش در میان مردم و ارزیابی، دیدگاه آنان را مبنای طراحی قرار می دهیم.) در روشSWOT، به نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت، در ابعاد کالبد- فضایی، اجتماعی، زیست محیطی، عملکردی، حمل و نقل و ترافیک، اقتصادی و ادراکی و بصری محدوده مورد نظر پرداخته شده است. یافته های پژوهش در نهایت به صورت دستورالعمل های اقدامی می باشد که در راستای بهبود بخشیدن به کیفیت فضا است. این پژوهش در زمینه زیست محیطی، کالبدی- اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، معیارها و زیر معیارهایی طراحی ارائه می دهد.
۱۱۶۵۲.

تبیین میزان تطابق الگوی منظر باغ ایرانی و باغ های چهارگانه درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۹ تعداد دانلود : ۱۹۴۲
هدف طراحی باغ های درمانی، ایجاد محیطی خاص به منظور ارتقاء تندرستی از طریق انجام فعالیت های درمانی است. این باغ ها ارتقادهنده هر سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی تندرستی هستند؛ بر این اساس باغ های درمانی به چهار دسته باغ های مدیتیشن متمرکز بر بهبود روح و روان، باغ های شفابخش متمرکز بر به دست آوردن مجدد تندرستی به وسیله تجربه حسی طبیعت، باغ های ترمیمی متمرکز بر بهبود تندرستی اجتماعی و باغ های تواناسازی متمرکز بر ارتقاء تندرستی جسمانی؛ تقسیم می شود. در این پژوهش، با در نظر گرفتن نقش شفابخش و درمانگر طبیعت و در راستای ارائه راهکار عملی همسو با ارزش های فرهنگی_بومی ایرانیان و با فرض اینکه الگوی منظر باغ ایرانی قابلیت تطبیق با شاخصه های باغ های درمانی را دارا است، به بررسی میزان تطابق الگوی منظر باغ ایرانی و باغ های چهارگانه درمانی پرداخته شده است. حال این سؤال ها مطرح می شود که: الگوی چهارگانه باغ های درمانی در کدام شاخصه ها با الگوی منظر باغ ایرانی شباهت بیشتری دارد و در صورت بکارگیری الگوی باغ ایرانی به عنوان باغ درمانی، در کدام شاخصه ها باید تقویت شود؟ و کدام یک از الگوهای چهارگانه باغ های درمانی با الگوی منظر باغ ایرانی شباهت بیشتری دارد؟فرآیند استنتاج متشکل از سه مرحله است؛ نخست استخراج شاخصه ها و ویژگی های باغ های چهارگانه درمانی بر مبنای تطبیق پارامترها در تعاریف آنها، سپس بررسی قابلیت تطبیق شاخصه ها در باغ ایرانی بر اساس مرور ادبیات و به صورت کتابخانه ای و درنهایت بررسی سؤال پژوهش از طریق نظرسنجی متخصصین. الگوی منظر باغ ایرانی، بر اساس ارزیابی ادبیات موضوع و تحلیل آراء متخصصان، به ترتیب بیشترین میزان تطابق را با باغ شفابخش، پس از آن باغ مدیتیشن، باغ ترمیمی و کمترین میزان تطابق را با باغ تواناسازی دارا است؛ و بیشترین میزان انطباق مربوط به ویژگی خوانایی و پس از آن ایجاد آرامش و عدم وجود هرگونه تنش جسمی و روانی در محیط است. درصورت بکارگیری الگوی منظر باغ ایرانی به عنوان باغ های چهارگانه درمانی؛ می بایست امکان ایجاد فرصت تعاملات اجتماعی در باغ ها، امکان مداخله و مشارکت کاربران در انجام فعالیت های باغبانی درمانی و ایجاد راحتی در انجام این فعالیت ها توسط طراحان و با نوآوری های متعهدانه تقویت شود.
۱۱۶۵۵.

تبیین جلوه های تصویری آیات قرآن با تکیه بر نظریه سید قطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۶۸
مضامین قرآن کریم دارای بیان بصری خاصی است وسرتاسر آیات این کتاب آسمانی به مثابه والاترین معجزه مکتوب، پوشیده از تصویر است. یکی از وجوه سادگی و قابل فهم بودن بیان قرآن، همین تصویری و ملموس بودن مفاهیم ذهنی آن است. از آنجا که قرآن کریم به زبان عربی نازل شده و زبان عربی نیز به خودی خود زبانی تصویری است بنابراین ویژگی تصویری بودن زبان عربی به ایجاد تصاویر هنری قرآن کریم کمک بسیار می نماید. سید قطب در قالب نظریه «تصویرپردازی هنری آیات قرآن» معتقد است که قرآن کریم در بیان اغراض گوناگون به بهترین وجه از قاعده «تصویر» بهره برده است به طوری که این قاعده از نگاه او به عنوان ابزار برتر بیان قرآن ویک قاعده عام وفراگیر در آن به شمار می آید .بر این مبنا پژوهش حاضر بر آن است تا با بهره گیری از منابع آرشیوی و اسنادی و به روش تحلیلی-توصیفی با بررسی مولفه های این نظریه و نمود آن در تصویرپردازی هنری آیات قرآن، توجه اهل دل را به این دریای بیکران هنر و اندیشه معطوف نموده و جنبه ای دیگر از جنبه های زیبایی اعجاز قرآن کریم را به مشتاقان درک کلام وحی بنمایاند.
۱۱۶۵۶.

نقش گیاهان اساطیری و مقدس در هنر ساسانی (با تأکید بر نقوش برجسته و فلزکاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰۱ تعداد دانلود : ۳۱۶۹۴
گیاهان در آیین و ادیان مختلفِ باستان اهمیت ویژه ای داشتهو برخی از آن ها به دلایل مختلف جایگاه مقدس و اسطوره اییافته اندکه برگرفته از اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی انسان ها بوده و علاوه بر آن در زندگی عملی آن ها نیز تأثیر بسزایی داشته و بر اساس همین ویژگی ها، در هنر هر دورانی بازتاب یافته اند. در ایرانِ باستان نیز شماری از گیاهان، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و مقدس شمرده می شدند. نخست در دوره ی هخامنشیان که هنر ایران به سبکی منسجم دست یافت و بر اساس تعالیم زرتشت و باورهای اعتقادی، نمادهای گیاهی در هنر آن ها نمود فراوانی پیدا کرد. ساسانیان نیز که خود را وارث هنر هخامنشی می دانستند، این نمادها و اسطوره های گیاهی را همچنان در آثار هنریِ مختلف خود نشان داده و حفظ کردند. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و به شیوه ی کتابخانه ای تنظیم شده است، به شناخت گیاهان اساطیری و مقدس، تعیین خاستگاه این نمادهای اسطوره ای و اهمیت و نقش آن ها در هنر دوران ساسانی پرداخته شدهاست. یافته ها بیانگر این است که استفاده از نقوش گیاهان اساطیری و مقدس در هنر ساسانی ورای جنبه تزیینی، کاربرد نمادین و اعتقادی داشته و به عبارتی ریشه در باورهای مذهبی آن دوره دارد؛ نمادهایی که بیانگر شگون و برکت، خیرخواهی، باروری، جاودانگی و مانایی و همچنین دوام سلطنت و قدرت بوده اند.
۱۱۶۵۷.

آیا «اکولوژی منظر» تعبیر درستی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۲ تعداد دانلود : ۵۴۵
اکولوژی منظر، اصطلاحی است که در دو دهه اخیر رایج شده و تلاش دارد با بسط دامنه مطالعه خود به خواسته های جدید انسان از مکان پاسخ گوید. از سوی دیگر، منظر به عنوان رشته ای جدید که به تبیین ماهیت مکان می پردازد، ویژگی هایی را برای شناخت منظرین معرفی می کند که در چارچوب روش های متعارف اکولوژی نمی گنجد. مقالات زیاد اکولوژیست ها در خصوص منظر تدریجاً تعریف آن را به ابعاد خاص و غالباً کالبدی معطوف می سازد که در کنار روابط اجتماعی و اقتصادی ساکنان اکوسیستم مطالعه می شود. این رویه با عدم پذیرش متخصصان منظر مواجه شده که اکولوژی منظر را علمی که به «آثار منظر» در محیط و نه «خود منظر» می پردازد می شناسند. برای تشریح دقیق مرز میان منظر و اکولوژی منظر و ارزیابی صحت وسقم این اصطلاح تأکید بر کلیدواژه های مرتبط راهگشاست.
۱۱۶۵۸.

معماری کوشک، کوشک های نُه قسمتی در باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۸۷
کوشک مهمترین عنصر معمارانه در باغ های ایرانی و نشان دهنده نهایت ذوق و هنر ایرانی در ترکیب باغ و بناست. معمولا این بناها را در فضای میانی باغ و در محل تلاقی دو محور طولی و عرضی به گونه ای می ساختند که از چهار طرف دیده شده و تاثیر ترکیب هندسی چهارباغ ایرانی را دوچندان کند. اگرچه به لحاظ شکل گیری و دسته بندی ساختاری، گونه های نسبتاً متفاوتی از این فضاهای معمارانه در ترکیب باغ های ایران دیده می شود. با این وجود گونه بناها با تقسیمات نه قسمتی در کوشک باغ های ایرانی استفاده ای پر دامنه ای دارند. این گونه معماری حاصل آمیزش سه خواست اساسی معماری، یعنی توجه به زیبایی، عملکرد و ایستایی است به نحوی که با ترکیب مناسب احجام، به زیبایی هر چه بیشتر آنها افزوده می گردد، وجود سلسله مراتب برای نیل به قدرت بخشی به عملکرد کاخ و همچنین مهار بار های رانشی حجم میانی کمک شایانی به پایداری این فضای ایرانی نموده است. اینکه چرا این گونه از معماری خاص ۹ قسمتی در باغ های ایرانی از اقبال فراوان در طول تاریخ از دوره هخامنشی تا قاجار برخوردار شدند؟ سوالی است که این نوشتار به دنبال پاسخ گویی به آن است. سوال دیگر این است که در شرایط یکسان و در قلب چهارباغ ایرانی چرا این نقشه بعضا به صورت کاملا بسته (چهارصفه) و در پاره ای از مواقع ترکیبی از فضاهای بسته و نیمه باز به صورت نقشه هشت بهشت و در مواردی اندک همانند عمارت مرکزی قصر قاجار در تهران به شکل کاملا نیمه باز (آلاچیقی) اجرا شده است؟ می توان اینگونه نتیجه گرفت که وجود چهار نمای همگن که به محور های چهارباغ باز می شود، به قدرت بخشی توده معماری بر توده منظر و همچنین یکی شدن و ادغام فضایی آن ها کمک شایانی نموده است و اصولا معماری سلسله مراتبی در قلب ساختار چهارباغ، جوابی مناسب تر از فضای نه قسمتی نخواهد یافت. همچنین نحوه استفاده اقلیمی-فصلی از یک سو و توجه به عملکرد زیستی-تشریفاتی و بعضا مراسمی، جهت جوابگویی به خواسته های حکومت ها را می توان از دلایل عمده تفاوت ساختاری این کوشک ها در قلب چهار باغ ایرانی برشمرد.
۱۱۶۵۹.

منظر هندی- ایرانی، باغ های دِکَن در جنوب هند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۵۹۴
این مقاله به بررسی برخی از باغ های هندی-ایرانی قرن شانزدهم و هفدهم در منطقه «دکن»، در جنوب هند می پردازد. مدعای مقاله این است که نوع زمین و شیوه مدیریت آب در جنوب هند گونه ای از منظر را پدید آورده که به طور قابل ملاحظه ای با آنچه در شمال هند و ایران وجود دارد متفاوت است. باغ های دکن که در نزدیکی منابع فراوان آب قرار گرفته اند، پاسخی به بستر جغرافیایی و فرهنگ بومی هستند. عمارت هایی که در میان آب ساخته شده اند و جزئیات استخرهایی که در دوران پادشاهیِ عادل شاهیان در نزدیکی «بیجاپور» ساخته شده اند شاهد این امر هستند. جانمایی کاخ ها بر روی تپه های مشرف بر آب و باغات وسیع نیز پاسخی به بستر جغرافیا و فرهنگ بوده؛ چنانکه در حیدرآباد و «گُلکُندا» در دوران سلسله قطب شاهیان شاهد آن هستیم. در این منطقه و همچنین در بیجاپور، از باغها در فصول بارانی نیز استفاده می شده است. با اینکه زنان، شاه را در بازدید از باغات همراهی می کردند، باغ های ویژه زنان، با نام باغ های «زنانه»، تنها در ارگ وجود داشته است؛ جایی که بتوان حفظ حریم خصوصی آنان را تضمین کرد. مردم، به طور کلی، تنها گاه به گاه و پس از بازدید سلطان بود که می توانستند از باغ های لذتِ شاهی بهره مند شوند. باغ های دکن همچون دیگر باغات شبه قاره هند نه فقط در روز که خصوصاً شبها مورد استفاده بوده است. از آنجا که بسیاری از گل های هندی سفید، بسیار خوشبو و جاذب حشرات شبانه اند و شبها برای گرده افشانی باز می شوند، یک سنت شب نشینی هندی به نام «ماه- باغ» وجود داشته است. به طور سنتی دیرزمانی است که در شبه قاره هند گل های خوشبو با عشق و انگیختگی مرتبط است و عاشق پیشگان در باغ ، خصوصاً در خنکای روز که گل ها عطر خود را می پراکنند محظوظ می شدند. در نتیجه می توان گفت هرچند باغ های دکن از خانواده باغ های هندی-ایرانی بوده و به نوع مشابهی استفاده می شده است، نوع زمین و استفاده از شیوه های هندی در مدیریت و ذخیره آب در منطقه دکن، منظری را رقم زده است که ریشه در خاک هند دارد. اگر این باغ ها به لحاظ سبک، ایرانی هستند اما مزاج و طبعی بسیار هندی دارند.
۱۱۶۶۰.

باغسازی در «ارشاد الزراعه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۲۹۸
یکی از مهم ترین منابع جهت شناخت باغ و باغسازی دوران اسلامی ایران، کتاب «ارشاد الزراعه» ابونصر هروی است که در 921 ه.ق، چند سال پس از سقوط تیموریان، به نگارش درمی آید. این کتاب منبع ارزشمندی جهت آشنایی با مباحث گوناگون باغبانی و باغسازی محسوب می شود و در هشت بخش با عنوان «روضه»، به توصیف مهم ترین ضرورت های باغسازی می پردازد. هدف این مقاله پاسخ گویی به این سؤال است که مهم ترین مؤلفه های سازنده یک باغ در این دوران چه بوده است؟ و نویسنده ارشادالزراعه چه ارکان و اصولی را برای باغسازی و باغ آرایی که جزء جدایی ناپذیری از کشاورزی و زراعت بودند معرفی می کند؟ تحلیل و تفسیر روضه های این کتاب، نشان از پیچیدگی مقوله باغسازی دارند. سه امر گیاه، آب و عمارت، که هریک قواعد خاص خود را می طلبند، در پیوند با شش اصل زراعت و دهقنت، علم سیاق، منطق کاشت، احوال سال دانستن، هندسه کرت ها و هم نشینی و هم جواری گیاهان، چارچوب های سازنده یک باغ ایرانی را تشکیل می دهند. با بازخوانی این کتاب می توان در بررسی و تاریخ نگاری باغ های ایرانی نگاه و تفسیری مجدد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان