فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۶۱ تا ۲٬۵۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
40 - 58
حوزههای تخصصی:
ﺟﺪاره ﺷﻬﺮی ﻫﻤﻮاره ﺗﺤتﺗأﺛﯿﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ و ﺟﺰﺋﯿﺎت ﻣﺘﻌﺪدی ﻗﺮار دارد. بهﮑﺎرﮔﯿﺮی ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻣﺘﻌﺪد ﺑﺎ ﺟﻨﺲ، رﻧﮓ و ﺑﺎﻓﺖ ﻣﺘﻔﺎوت، اﻏﺘﺸﺎش و آﺷﻔﺘﮕﯽ ﺑﺼﺮی را ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ در ﯾﮏ ﺑﻨﺎ ﺑﻠﮑﻪ در ﺟﺪاره ﺷﻬﺮی ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. در همین راستا هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر مؤلفه های تأثیرگذار بر ارتقا کیفیت کالبدی جداره های شهری است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی از نظر روش تحقیق توصیفی پیمایشی مبتنی بر داده های کمی و پرسش نامه ای است. ابتدا به کمک استدلال استقرایی و جمع آوری نوشتار نظریه پردازان، مؤلفه های طراحی را مشخص می نماید. سپس به کمک مصاحبه ساختاریافته باز به تحلیل روابط بین مؤلفه ها می پردازد تا ابزار دقیق تری برای گزینش نما ها به دست آورد. در پایان به کمک پرسش نامه ساختاریافته از 54 نفر از متخصصین رشته معماری و شهرسازی به اولویت بندی مؤلفه ها می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که: مصالح، رنگ، الگو و تکرار، جزییات طراحی، فرم و شکل نماهای جانبی بر ارتقا کیفیت کالبدی جداره ها شهری تأثیر مثبت و معنادای دارد (p<0.05).اهداف پژوهش: دسته بندی مؤلفه های طراحی نما ها و روش های طراحی برای رسیدن به جداره مطلوب.مشخص کردن میزان کفایت این مؤلفه های طراحی برای رسیدن به کیفیت بصری مطلوب.سؤالات پژوهش: مؤلفه های طراحی نما بر ارتقا کیفیت کالبدی جداره های شهری چه تأثیری دارد؟میزان اهمیت و کفایت هرکدام از مؤلفه های نما، برای طراحی جداره چقدر است؟
طراحی شهری در شهر ایرانی پیش از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
39 - 52
حوزههای تخصصی:
در طرح یک شهر، از فرم و هندسه مطلوب تا چگونگی روابط اجتماعی بروز میابد. این نوشتار با تمرکز بر فرم شهرها شامل پیرامون، شبکه های دسترسی و چینش ساختمان ها، به دنبال آن است که دریابد شهرهای ایران باستان تا چه اندازه پیرو طرح از پیش آماده شده بوده اند؟ و این طرح ها بر چه موضوعاتی تمرکز داشته اند؟. بدین منظور با بکارگیری روشهای مطالعه تطبیقی و تفسیری تاریخی، متون تاریخی و نقشه های موجود در مطالعه ای مقایسه ای تحلیل شده اند. به موازات آن نظریات پژوهشگران معاصر برای درک تطبیق یا عدم تطبیق آن ها با شواهد و نقشه ها بررسی شد. نتیجه آن که، اهمیت تهیه نقشه قبل از احداث شهر در اندیشه ایرانیان باستان، نقش کالبد شهر در نمایش اعتقادات، ظهور هندسه راست گوشه در دوره ی هخامنشیان، عدم تناسب صفت دایره ای برای شهرهای اشکانی، تکرار شبکه شطرنجی در شهرهای ساسانی و دسته بندی کالبد شهرها با توجه به هندسی بودن یا نبودن آن ها در این پژوهش تشریح شده است
مطالعه معماری گوی مچید (مسجد کبود) تبریز برای تطبیق با مرمت های انجام یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال اول زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱
24 - 33
حوزههای تخصصی:
گوی مچید (مسجد کبود) تبریز به عنوان تنها بنای معماری باقیمانده از ارسن مظفریه دوره ترکمانان قره قویونلو، ویژگی های معماری خاصی دارد و در مطالعه تاریخ معماری برای شناخت معماری مساجد ایرانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دیدگاه های متفاوتی به لحاظ تفاوت در فرم معماری و خاستگاه طرح آن ارائه شده و به الگوبرداری از معماری مناطق دیگر تأکید شده است. شناخت ما از معماری بنای اولیه فقط از طریق اسناد تاریخی است چراکه در طول تاریخ عواملی طبیعی و انسانی به کالبد معماری آن آسیب های جدی وارد کرده بود و بنای امروزی حاصل عملیات حفاظتی و مرمتی در طول پنجاه سال گذشته است. بدین منظور سؤالات پژوهش چنین طرح شده است: چه ارتباطی بین فرم و پلان گوی مچید با مساجد ایرانی وجود دارد؟ و روند شکل گیری و انجام عملیات های مرمتی گوی مچید چیست؟ هدف از این پژوهش ارائه دیدگاه هایی در رابطه با خاستگاه معماری گوی مچید و تحلیل و بررسی الگویی از معماری مساجد ایرانی، چهارایوان در پلان مسجد است، که به چگونگی بهره برداری و نمود آن در فرم گوی مچید دست یابیم و همچنین با توجه به ویژگی های بیان شده در اسناد تاریخی روند عملیات مرمتی صورت گرفته با آن ارائه شود. روش تحقیق مورد استفاده روش توصیفی - تحلیلی بود و با مطالعه اسناد، مدارک، تصاویر و یاداشت های باقیمانده از گذشته و مرمتگران آن در کنار بازدیدها و برداشت های میدانی بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که علی رغم تلاش های انجام یافته توسط برخی از پژوهشگران نسبت به انتساب اقتباس ایده اولیه معماری این مسجد به دیگر فرهنگ ها، فرم و پلان گوی مچید خاستگاهی ایرانی دارد، که به گونه ای متفاوت الگوی مساجد ایرانی چهار ایوان در آن ارائه شده است. در تعمیرات و مرمت های انجام شده به منظور حفاظت و نگهداری از گوی مچید عملیات در بخش تزیینات بنا ظاهراً همسو با مبانی به جلو رفته است ولی عدم پیروی از مبانی نظری یکسان، وجود تشتت آرا در مرمت ها دیده می شود. در بخش مرمت معماری، هندسه و تناسبات ویژگی های ساختار اولیه بنا رعایت نشده است و هیچ توجه و مطالعه ای برای آن در نظر مرمتگران نبوده است.
تحلیل ارتباط متن و تصویر در نسخه خطی داستان سیف الملوک و بدیع الجمال بر اساس گفت وگومندی و پیوستاری زمان و مکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۸
143 - 159
حوزههای تخصصی:
هزارویک شب از کهن ترین نمونه های ادبی در جهان به شمار می آید. نسخه خطی داستان سیف الملوک و بدیع الجمال از مجموعه هزارویک شب به زبان فارسی و خط نستعلیق در سال 1033 هجری قمری و زمان پادشاهی جهانگیر در هند تحریر شده که تأثیر عمیق سنت های تصویری فرهنگ و تمدن هند و ایرانی در آن ظهور یافته است. داستان سیف الملوک از این مجموعه، حکایت شاهزاده ای است که عاشق پری زاده ای به نام بدیع الجمال می شود و به جست و جوی او باشخصیت های داستان به گفت وگو می پردازد. هدف پژوهش، تحلیل ارتباط متن و تصویر در نسخه خطی داستان سیف الملوک و بدیع الجمال بر اساس نظریات باختین است. سؤالات تحقیق عبارت اند از: 1. چه ارتباط گفت وگومند و پیوستاری زمان و مکان بین متن و تصویر در نسخه خطی داستان سیف الملوک و بدیع الجمال وجود دارد؟ 2. نمود شباهت ها و تفاوت های گفت وگومندی میان روایت داستان و نوع تصویرگری نگاره های این نسخه، چگونه قابل بررسی است؟ روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای از طریق فیش برداری و تصویر خوانی است. روش تجزیه وتحلیل داده ها کیفی است. نتایج پژوهش نشان داد بیان گفت وگومندی میان عناصر روایی و تصویرپردازی این نسخه از هماهنگی و غنای بسیار برخوردار است و با توجه به سنت های ایرانی و فرهنگ بومی هند، انسان در پیوند با محیط و در مرکز توجه قرار می گیرد که در اصل به طرح گفت وگومندی میان آن ها پرداخته شده است. جهان فردی سیف الملوک به عنوان شاهزاده ای مستقل، بر دیگران برتری ندارد؛ بنابراین تأثیرات چندصدایی در جلوه های گوناگون ظهور یافته است. پیوستاری زمان و مکان نیز در متن و تصویرگری این داستان از نسخه هزارویک شب قابل شناسایی است و هنرمند تصویرگر هم سو با روایت داستان اثری متناسب با گفت وگومندی و پیوستاری زمان و مکان در نظر باختین خلق کرده است.
عوامل کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی از دیدگاه متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
295 - 309
حوزههای تخصصی:
روان شناسان در بررسی مسائل آموزشی، معماری یا فضای فیزیکی مدرسه را به عنوان عاملی زنده و پویا در کیفیت فعالیت های آموزشی و تربیتی دانش آموزان مؤثر می دانند. به علاوه مقطع متوسطه سن بحران رشدی است و همراه با افزایش انواع استرس ها و آسیب پذیری به فشارهای روانی، اجتماعی و زیستی و کاهش مهارت های مقابله ای در برابر این آسیب ها همراه است. لذا بررسی و شناسایی استرس دانش آموزان در این دوره، از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف اصلی پژوهش حاضر ارتقا کیفیت فضاهای آموزشی (مدارس مقطع متوسطه دوم متناظر با مقطع تحصیلی دبیرستان در نظام آموزشی قبل) است که با شناسایی متغیرهای کالبدی و محیطی موثر بر کاهش استرس دانش آموزان قابل دستیابی است. در این پژوهش از روش پژوهش ترکیبی (کیفی- کمی) استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه متخصصین رشته معماری و روانشناسی بوده که از طریق روش نمونه گیری شبکه ای (گلوله برفی)، نمونه مورد نظر انتخاب گردید و حجم نمونه از طریق اشباع نظری که از عوامل استخراج شده است، به دست آمد. همچنین پس از مصاحبه ی بازپاسخ با متخصصین از تکنیک کدگذاری باز و محوری استفاده شد و از روش اکتشافی دلفی توسط 20 نفر از اساتید معماری و روانشناسی دانشگاه ها در شهر شیراز و تهران بهره گرفته شد. بعد از آن نتایج از طریق جدول هدف محتوا به پرسشنامه تبدیل و طی دو مرحله تکمیل گردید. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از پرسشنامه متخصصین، به جهت دسته بندی تفکر آن ها از تحلیل عامل Q که پاسخ دهندگان را دسته بندی می کند، استفاده شد و در نهایت اثرگذارترین عوامل بر کاهش استرس و افزایش سازگاری دانش آموزان در فضاهای آموزشی مشخص شد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که ابعاد اجتماعی، آسایش کالبدی، طراحی معماری، روانشناسی محیط، آسایش محیطی و امنیت محیطی بر کاهش استرس دانش آموزان در فضاهای آموزشی اثرگذار است.
پهنه بندی آب وهوای محلی کلان شهر تهران بر پایه ساختار فیزیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
43 - 54
حوزههای تخصصی:
فضاهای شهری به واسطه درهم آمیختگی عناصر انسان ساخت و عوارض طبیعی، شرایط محیطی متفاوت و پیچیده تری از محیط های طبیعی دارند. امروزه در منطقه بندی اقلیمی فضاهای شهری، رویکرد متخصصان اقلیم شهری بر توجه و استفاده ترکیبی از عوامل شهری و طبیعی است. زون های محلی اقلیم به طبقه بندی آب وهوایی فضاهای شهری با توجه و تمرکز بر ساختار فیزیکی و پوشش سطحی شهر می پردازد. این روش طبقه بندی دارای 17کلاس با ویژگی های پوششی و فیزیکی متفاوت است. برای انجام پژوهش از سه نوع داده های هواشناسی، تصاویر ماهواره ای و لایه های اطلاعات مکانی استفاده شد. تصاویر برای دو دوره زمانی تابستان و زمستان، لایه های اطلاعات مکانی شهر تهران و حومه آن شامل داده های کاربری/پوشش اراضی و طبقات ساختمانی شهر و داده های جوی دما، بارش، سرعت و جهت باد در دوره زمانی 20 ساله از ایستگاه های هواشناسی داخل شهر تهیه شدند. فرایند پردازش داده ها در نرم افزار ساگا-جی آی اسS، نمونه برداری در گوگل ارتس و طبقه بندی و خروجی اطلاعات در آرک/جی آی اس انجام شد. نتایج طبقه بندی اقلیم محلی تهران نشان داد، اقلیم های محلی با بافت متراکم و ارتفاع متوسط(کلاس 2) و متراکم و کوتاه (کلاس 3) غالب هستند. این دو کلاس اقلیم محلی که با بار گرمای محیطی بالا و ظرفیت تهویه ضعیف شناخته می شوند، عموماً در مرکز و مناطقی از شمال شرق تهران متمرکزند. همچنین حومه شمال و شمال شرق با پهنه های پوشش درختی و طبیعی (یعنی طبقات اقلیمی درختان متراکم تا بوته زار) و حومه جنوبی شهر با اراضی کشاورزی و علفزار مشخص شدند؛ این طبقات اقلیمی قابلیت تأمین هوای خنک و مطلوب برای داخل شهر را دارند. در نتیجه تقویت کریدورهای سبز و گذر هوای شمالی جنوبی برای کاهش بار گرمای مرکز شهر و افزایش ظرفیت پویایی آن پیشنهاد می شود.
مقایسه نقوش تزیینی در دوخت پرکار بلوچ های ایران و سوزن دوزی کاسوتی هندوستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹
61 - 71
حوزههای تخصصی:
سوزن دوزی یکی از شیوه های تزیینی پارچه است که درمیان مردمان تمام سرزمین ها ازجمله جوامع شرقی و سنتی به اشکال متنوعی به منصه ظهور رسیده است. هدف این پژوهش، مقایسه صوری و مضمونی برخی از نقوش دوخت پرکار ایرانی با سوزن دوزی کاسوتی هندی است. دوخت های پرکار، زیرمجموعه سوزن دوزی بلوچ قرار می گیرد و سوزن دوزی کاسوتی با ایالت کارناتاکا در جنوب هندوستان ارتباط پیدا می کند. علت اقدام به این مقایسه آن است که به لحاظ بصری و تکنیکی به ویژه در اجرای خطوط محیطی شباهت فراوانی بین نقوش بلوچ دوزی و کاسوتی وجود دارد، به نحوی که در صورت ملاحظه طرح خطی، تشخیص اصالت سوزن دوزی برای بیننده دشوار می نماید و ممکن است نقوش هندی را بلوچی قلمداد کند و بالعکس. در این میان، تفاوت های بارز رنگی و نوع به کارگیری فنون اجرایی در پر کردن زمینه نقش است که در تشخیص صحیح مؤثر واقع می شود. با این نگاه، پرسش آن است: مقایسه صوری و مفهومی نقوش کاربردی در دوخت پرکار بلوچ و سوزن دوزی کاسوتی، مبین چه شباهت ها و تفاوت هایی در شیوه اجرا و مضمون آنهاست؟ این مطالعه توسعه ای با نمونه گیری احتمالی طبقه بندی شده، به شیوه توصیفی - تحلیلی نشان داد: علی رغم تشابه در شیوه دوخت، در مقابل دوخت های پرکار بلوچ ها، کاسوتی، یک سوزن دوزی میان کار است یعنی میزان پوشش سطح پارچه با نخ در دوخت پرکار، بیشتر از دوخت کاسوتی است اما به لحاظ صوری، نقوش در هر دو هنر، انتزاع یافته هستند و البته به صورت تقریبی بر مضامین مشابه دلالت می کنند که این امر بر قرابت فرهنگی مردمان این دو سرزمین صحه می گذارد.
واکاوی تبادل عناصر بصری نقوش آثار شیشه ای سرزمین های ایران، مصر و عثمانی (قرون 13- 15م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
7 - 16
حوزههای تخصصی:
سرزمین های ایران، مصر و عثمانی از پیشگامان هنر و دانش جهان اسلام، تبادلات هنری و فرهنگی بسیاری با یکدیگر داشته و از هنر همدیگر تأثیر پذیرفته اند. هنر شیشه گری به عنوان یکی از هنرهای برجسته، پس از اسلام در سرزمین های مذکور همچنان مورد توجه قرار گرفته و هنرمندان با نوآوری و خلاقیت در ساخت و تزیین ظروف شیشه ای، آثار ارزنده ای را به جای گذاشته اند که شایسته مطالعه و بررسی هستند. لذا هدف پژوهش حاضر مطالعه تبادلات هنری عناصر بصری نقوش آثار شیشه ای باقی مانده از قرون 13-15 میلادی از سرزمین های ایران، مصر و عثمانی است تا به این سؤالات پاسخ دهد که 1. هنر شیشه گری ایران، مصر و عثمانی در قرون مذکور چه تأثیراتی از یکدیگر پذیرفته است؟ و 2. چه اشتراکات و تفاوت هایی در نقوش جانوری و گیاهی آثار شیشه ای موجود است؟ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی است که اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و سایت های معتبر گردآوری شده و 103 اثر به عنوان جامعه آماری، بر اساس آثار موجود و باقیمانده از دوران مذکور در کتب و موزه های معتبر انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل متعددی همچون مهاجرت، تبادل دانش و آثار هنری و فرهنگی، سبب شده تا سرزمین های ایران، ممالیک مصر و عثمانی از فرهنگ و هنر همدیگر متأثر و بهره مند شوند. وجود برخی اشتراکات در تزیینات جانوری و گیاهی موجود روی آثار شیشه ای نیز نمایانگر تأثیرات متقابل هنر شیشه گری در سرزمین های مذکور از همدیگر است.
زیبایی شناسی منظر بر اساس شعر توصیفی دوره غزنوی، ۳۸۰- ۴۳۲ق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
129 - 149
حوزههای تخصصی:
برای درک بهتر منظر و شناخت زیبایی های آن لازم است آن را از زوایای گوناگون و درعین حال متنوع مطالعه کنیم. بررسی ها نشان می دهد که عمده پژوهش های پیشین در باب زیبایی شناسی منظر، یا برگرفته از مطالعات غیرایرانی و لذا بی ارتباط با منابع اولیه هستند و یا به رویکردهای برآمده از سده های میانه و متأخرتر معطوف اند. این مسئله درک ما را از زیبایی منظر فرومی کاهد. برای مثال محدود کردن موضوع زیبایی شناسی منظر به جنبه های صرفاً آسمانی و تأکید بر زیبایی ماورایی ممکن است ادراک وجوه ملموس تر این مقوله را مخدوش نماید. بنابراین، شناخت زیبایی منظر ازطریق عناصر ملموس می تواند به فهم عمیق تر آن کمک نماید. شعر توصیفی فارسی در بازه زمانی 380 432ق به منظر و توصیف زیبایی های آن پرداخته است. بنابراین، می توان از آن به عنوان مرجعی برای پاسخ گویی به این پرسش بهره برد که رویکرد ایرانی به زیبایی منظر دست کم در آن دوره چگونه بوده است؟ برای پیشبرد تحقیق، اشعار عنصری بلخی، فرخی سیستانی و منوچهری دامغانی به عنوان سه شاعر دربار غزنوی بررسی شده و نمونه های مطالعاتی از میان آن ها انتخاب شده است. در ادامه تلاش شده است تا ضمن تفسیر اشعار منتخب، تصویری از منظر پیشِ رو یا منظر ذهنیِ شاعر بازسازی شود. مقایسه تصویرهای بازسازی شده و همچنین نوع ادراک و توصیف شاعران یادشده با یکدیگر، رویکردهای زیبایی شناسی منظر در دوره منتخب را آشکار می کند. این مطالعه که با نگاهی سوبژکتیو به زیبایی منظر در بازه زمانی یادشده صورت گرفته، مبین یک زیبایی شناسی معطوف و متمرکز بر ابعاد مادی و زمینی است . درعین حال و با وجود برخی شباهت ها، رویکردهای سه شاعر منتخب به زیبایی و ادراک آن تفاوت های چشمگیری با یکدیگر دارند. تفاوت ها عمدتاً ناشی از نگاه ساختارگرا و سلسله مراتبی عنصری در برابر رویکرد پویا و مبتنی بر لذت فرخی و همچنین توجه منوچهری به فرایندهای طبیعی و جاری در منظر و اهمیت بُعد زمان است.
تمرین هنر مخالفت: به سوی گونه شناسی فعالیت اعتراضی در ایالات متحده
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
54 - 69
حوزههای تخصصی:
Protest events present portraits of social problems—people, through collectiveaction, send a message to society through their performance of opposition. Thepurpose of this study is to examine the distribution and diversity of specific activitiestaking place at protest events in the United States from 2006 to 2009. We empiricallyexamine these activities by drawing on preliminary data from a sample of nearly 2,500protest events reported in the Los Angeles Times and New York Times. To more clearlyunderstand our contentious repertoire, we build upon coding protocol developed bythe Dynamics of Collective Action Project and examine over 60 specific activitiesutilized by activists. What we show—in addition to the fact that protester actions,while sometimes confrontational, are overwhelmingly nonviolent—is that themajority of all protester activity at protest events during the period under studyinvolves literally symbolic, aesthetic, and sensory qualities. In this article, we present atypology of six broad activity categories and propose directions for future research.
سناریوهای هوشمندسازی شهر و سیاست گذاری برای تحقق سناریوی مطلوب (مورد مطالعه؛ شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف بیش از اندازه منابع طبیعی، روند رو به رشد آلودگی های زیست محیطی و تلاش برای بهبود کیفیت زندگی در ابعاد مختلف موجب ارائه راه حل های جدید برای رفع چالش های شهرهای آینده شده است. در این جهت ایجاد شهرهای هوشمند توجه دانشگاهیان و برنامه ریزان شهری را عمدتاً در چارچوب سیاست های توسعه شهری به خود جلب کرده است. بنابراین هدف اصلی مقاله حاضر معرفی سناریوهای ناشی از فرایند هوشمندسازی با تاکید بر شهر قزوین است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری اطلاعات و روش تجزیه و تحلیل، توصیفی- تحلیلی محسوب می شود. جهت جمع آوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری، از روش اسنادی و جهت جمع آوری داده ها به منظور تجزیه و تحلیل و پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، از روش میدانی استفاده شد. مطابق یافته های این پژوهش، 16 پیشران از روش دلفی شناسایی گردید؛ و در ادامه پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این پیشران ها بر یکدیگر، چهار عدم قطعیت کلیدی هوشمندسازی شهر قزوین شناسایی گردید. با توجه به حالت های مختلف چهار عدم قطعیت کلیدیِ مدیریت پایدار، فناوری های نوین، توسعه نوآوری اجتماعی، اقتصاد بین المللی؛ و با استفاده از روش CIB از طریق نرم افزار سناریو ویزارد 3 سناریو بدیل برای آینده شهر قزوین در راستای هوشمندسازی بدست آمد که سناریوی اوّل سناریوی مطلوب هوشمندسازی شهر قزوین می باشد. طبق نتایج تحقیق در سیاست گذاری شهر هوشمند قزوین بایستی شرکت های بین المللی مبتنی بر فناوری(NTBFs) به منظور موفقیت هرچه بیشتر در زمینه هوشمندسازی شهر قزوین مورد توجه قرار گیرند؛ چراکه فعلیت چهار عدم قطعیتِ مدیریت پایدار، فناوری های نوین، توسعه نوآری اجتماعی، اقتصاد بین المللی را در این شرکت ها می توانیم جویا باشیم.
ارزیابی شاخص های مسکن پایدار در شهر سلماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۱
21 - 37
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به رشد سریع جمعیت جهان و تمرکز آن در شهرها، مفهوم توسعه پایدار شهری به عنوان مؤلفه اساسی تأثیرگذار بر چشم انداز بلند مدت جوامع انسانی مطرح شده است و همچنین مسکن و مس ائل مربوط به آن مسأله ای جهانی است و برنامه ریزان و سیاست گذاران در کشورهای مختلف به دنبال راه حل هایی ب رای ح ل مسائل مربوط به آنند. با توجه به اینکه مسکن یکی از مهمترین کاربری های شهری اس ت، ل زوم طراحی درست محیط مسکونی امری ضروری است در همین راستا در این تحقیق به بررسی مؤلفه های مسکن پایدار در شهر سلماس پرداخته شده است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شده است. نتایج حاصل از بررسی مولفه های مسکن پایدار در شهر سلماس نشان دهنده این است که؛ مولفه ی کالبدی با میانگین 95/2 دارای بیش ترین رتبه بوده است و بعد از آن مؤلفه ی زیست محیطی در رتبه ی دوم با میانگین 91/2 قرار دارد و اجتماعی در رتبه ی سوم با میانگین 76/2 و مؤلفه دسترسی با میانگین 46/2 ودر نهایت مؤلفه ی اقتصادی با میانگین 03/2 آخرین رتبه را به خود اختصاص داده است که این نتایج نشانگر سهم بسزای مؤلفه های کالبدی و زیست محیطی در مسکن پایدار شهر سلماس می باشد و کمترین اثرگذاری در مسکن پایدار این شهر مربوط به مؤلفه ی اقتصادی است. ضمن اینکه در کل میانگین همه مؤلفه ها کمتر از حد مبنا (عدد 3) بوده است.
حوزه های کاربردی حاکمیت امنیت داده اینترنت اشیا در شهر هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۱
59 - 72
حوزههای تخصصی:
شهرهای هوشمند برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان به شدت به فناوری و داده ها متکی هستند. با این حال، این اتکا به فناوری همچنین چالش های مهم امنیتی نظیر تهدیدات امنیت سایبری، حریم خصوصی داده ها، قابلیت همکاری و فقدان استانداردهای لازم را ایجاد می کند. جهت مقابله با این چالش ها و همچنین کاهش تقابل های امنیت و خدمات اینترنت اشیا در شهرهوشمند، لازم است ابتکاراتی درنظر گرفته شود. حاکمیت امنیت داده یک فرایند تضمین امنیت داده ها در عین حفظ کارایی و عملکرد داده ها در حوزه های مورد استفاده است. جهت استفاده موثر از حاکمیت امنیت داده اینترنت اشیا در شهرهوشمند لازم است حوزه های کاربردی آن شناسایی شود. حوزه های کابردی حاکمیت امنیت داده از ابعاد گوناگونی تشکیل می گردد که پیچیدگی های چند بعدی بودن شهرهوشمند را خواهد داشت. این حوزه ها با درنظر گرفتن ساختار شهرهوشمند، اینترنت اشیا، ساختا و موضوع داده ها و همچنین ذینفعان داده ها در شهرهوشمند قابل احصاء است. در این مقاله با مورد مطالعه قرار دادن منابع مختلف و استفاده از ظرفیت نخبگانی 4 حوزه اصلی و 17 زیرحوزه کاربردی حاکمیت امنیت اینترنت اشیا در شهرهوشمند شناسایی شده است. در هر 4 حوزه لازم است عوامل موثر بین حاکمیت امنیت داده و شهر هوشمند شناسایی شوند. لذا پس از شناسایی حوزه ها عوامل موثر بر حاکمیت امنیت داده اینترنت اشیا در شهرهوشمند مورد احصاء شده است.
واکاوی چیستی موزه در عصر رنسانس تا پایان قرن هفدهم
منبع:
مطالعات هنر سال ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲)
109 - 138
حوزههای تخصصی:
برقراری ارتباط عمیق تر با موزه، نیازمند شناخت دقیق تر ماهیت آن است. ماهیت موزه با گذر زمان هم پای تحول جوامع تغییر کرده است. از این رو، برای درک بهتر ماهیت موزه و علت تحولات آن، لازم است ابتدا تحولات جوامع مورد مطالعه قرار گیرد. در این راستا، پژوهش پیشِ رو سعی کرده است به سراغ بازه ای از تاریخ، عصر رنسانس تا پایان قرن هفدهم میلادی، برود و به دو پرسش «سیر تاریخی تحولات موزه در عصر رنسانس تا پایان قرن هفدهم چیست؟» و «چه عواملی سبب این تحولات شده اند؟» پاسخ دهد، تا قدمی در مسیر شناخت دقیق تر ماهیت موزه بردارد. در این راستا، ابتدا به منابعی که تأثیرگذارترین وقایع تاریخی را ذکر کرده و منابعی که هر کدام به نحوی با سیر تاریخی تحول معنای موزه در ارتباط بوده اند، مراجعه شد. سپس وقایع تاریخی مهم و اثرگذار عصر رنسانس ذکر شد و تأثیر این وقایع بر تغییر ماهیت موزه مورد بحث قرار گرفت. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که اگر چه عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، دینی، علمی و هنری هم زمان و دوشادوش یکدیگر بر ماهیت موزه در عصر رنسانس تأثیر گذاشته؛ اما به طورکلی تغییرات اجتماعی و سیاسی در این بازه از تاریخ، بیشترین اثر را در تغییر ماهیت موزه از خود به جا گذاشته است.
مقایسه تطبیقی “ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی” با “ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه”(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی ساختار مطلوب جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه های معماری از ضرورت های یک ساختار آموزشی پیشرو و کارآمد محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر شناسایی میزان انطباق ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی با ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه است. روش تحقیق پژوهش حاضر، اسنادی - پیمایشی و متکی بر فن تحلیل محتوا است. نمونه گیری در این پژوهش به شیوه هدفمند انجام شده است. آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی با توجه به رویکرد نوین آن در امر آموزش معماری به عنوان حجم نمونه مورد نظر انتخاب گردید. در این پژوهش برای تحلیل آماری داده های کمی از نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از شناسایی ده مفهوم یا معیار اصلی در ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی است. نتایج پژوهش نشان دهنده ارتباط مستقیم و معنادار میان ساختار جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی با ساختار پیشنهادی پژوهشگران فعال در این حوزه بر اساس مفاهیم ده گانه شناسایی شده می باشد؛ به این مفهوم که جلسات نقد و کرکسیون در آتلیه پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی برخوردار از چهارچوبی نظام مند و همگرا با ساختارهای موفق جهانی است. لذا به عنوان یک نمونه موفق داخلی با قابلیت تعمیم پیشنهاد می گردد. فرضیه حاکم بر پژوهش میزان این انطباق را در سطح متوسط ارزیابی کرده بود؛ لیکن ضمن اثبات این فرضیه، مقدار ضریب همبستگی 0/674 وجود رابطه مستقیم و در سطح بالاتر از متوسط را نیز تائید می نماید.
بهزیستی اجتماعی سالمندان در فضای باز عمومی شهری؛ نمونه مورد مطالعه: بوستان مصلی و پیاده راه شیخ صفی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
79 - 90
حوزههای تخصصی:
پیش بینی های علمی بیانگر افزایش قابل توجه جمعیت سالمندان در سال های پیش ِرو بوده و بر لزوم توجه به نیازهای متنوع و زندگی اجتماعی آنها تأکید می کند. عدم توجه به نیازهای اجتماعی سالمندان، پتانسیل سالمندان را برای مشارکت در جامعه محدود می کند. مطالعات موجود اغلب به نیازهای کالبدی سالمندان پرداخته و در زمینه نیازهای اجتماعی آنها (به ویژه در فضاهای عمومی )کمبود مطالعات مشهود است. هدف تحقیق ارزیابی عوامل محیطی مؤثر بر بهزیستی اجتماعی سالمندان در کالبد فضاهای عمومی شهری در نمونه موردی تحقیق بود. این مطالعه از نوع توصیفی _ تحلیلی است که در بوستان مصلی و پیاده راه شیخ صفی در شهر اردبیل طی دو مرحله انجام شد. در مرحله نخست تعداد 47 عامل کالبدی درپنج شاخص دسته بندی گردید و 50 نفر از متخصصان معماری عوامل کالبدی مؤثر بر بهزیستی اجتماعی را در دو نمونه موردی تحقیق مقایسه نمودند. در مرحله دوم 74 نفر از سالمندان حاضر به پرسشنامه استاندارد بهزیستی اجتماعی Keyes دارای پنج شاخص پاسخ دادند. در نهایت داده های به دست آمده در نرم افزار26 SPSS آنالیز گردید. در مرحله نخست آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون برای مقایسه عوامل کالبدی بین دو نمونه موردی انجام شد. عوامل کالبدی در پیاده راه شیخ صفی نسبت به بوستان مصلی دارای وضعیت مطلوب تری است و در مرحله دوم آزمون کاکران_ منتل_ هانزل برای به دست آوردن میزان اثر پذیری بهزیستی اجتماعی سالمندان از عوامل کالبدی در نمونه های موردی انجام گردید. طبق نتایج، سالمندان در پیاده راه شیخ صفی از بهزیستی اجتماعی بهتری برخوردارند. یافته ها نشان داد، کیفیت عوامل کالبدی و بهبود این عوامل در فضای باز منجر به تأثیر مثبت در بهزیستی اجتماعی سالمندان می گردد.
احیای ارزش های اسلامی در اشعار ابوالقاسم الشابی و شب نامه های دوران مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
637 - 651
حوزههای تخصصی:
ابوالقاسم الشابی شاعر معاصر کشور تونس نمونه والای قهرمانان عرصه مبارزه با استعمار است که نه تنها در افریقا که در جای جای جهان اسلام به عنوان شاعری دلسوز و متعهد به جامعه و سرنوشت ملت ها شناخته می شود. الشابی برای شعر و شاعر رسالتی فراتر از آنچه در ذهن همگان است، قائل می باشد. در این پژوهش به روش تحلیلی و توصیفی به جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای پرداخته شد. الشابی اعتقاد دارد که شعر باید زندگی انسان را به تصویر بکشد و از نظر او شعر تصویری صادقانه و تعبیری راستین از واقعیت است و به همین دلیل کوشید نه تنها دردها و رنج های ملت خود که دردها و رنج های همه ملت های زخم خورده استعمار را به تصویر بکشد. شابی، تحت تأثیر شرایط اجتماعی، سیاسی تقریباً مشابه به بیان جلوه های بیداری مردمی و اسلامی جوامع خود پرداخته است. او با اینکه سلاح به دست نگرفته است؛ سلاح شعرش از هر سلاحی قدرتمندتر و نابود کننده تر بوده است؛ به طوری که در انقلاب اخیر تونس، نمونه قوی و ملموس آن قابل مشاهده بود و جوانان انقلابی تونسی هم صدا با هم، شعر شابی را در راه رسیدن به هدفشان، یعنی آزادی و مبارزه با ظلم حاکم بر جامعه زمزمه می کردند. در شب نامه های دوران مشروطه نیز پیام های آزادی خواهی به یکی از عناصر محوری در انقلاب مشروطه تبدیل شد. اهداف پژوهش:حاضر بررسی جلوه های بیداری اسلامی در اشعار ابوالقاسم الشابی.بررسی جلوه های بیداری اسلامی در شب نامه های دوران مشروطه.سؤالات پژوهش:جلوه های بیداری اسلامی در اشعار ابوالقاسم الشابی چگونه بازتاب یافته است؟جلوه های بیداری اسلامی در شب نامه های دوران مشروطه چگونه بازتاب یافته است؟
بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر تحولات پیکره بندی فضایی مساجد تهران از دوره مشروطه تا کنون با روش فضای محدب (نحو فضا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
746 - 762
حوزههای تخصصی:
مساجد ایرانی از ورود اسلام تاکنون از نظر کالبدی دچار تغییر و تحولاتی شده اند؛ این تغییرات را می توان ناشی از عوامل فرهنگی-اجتماعی در هر دوره دانست. در این پژوهش، پنج نمونه از مساجد دوره مشروطه تاکنون به عنوان نمونه موردی انتخاب شده است. نمونه ها هریک دارای جایگاه اجتماعی مهمی هستند. روش پژوهش ترکیبی می باشد که از نوع تاریخی همراه با تفسیر و تطبیق، همچنین شبیه سازی یارانه ای صورت گرفته است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است که به کمک ابزار و نمونه برداری انجام شده است. بعد از بررسی اطلاعات اولیه مساجد با استفاده از نرم افزار AUTO-CAD نقشه مساجد به صورت نقشه محدب تعریف و ترسیم می شود سپس با نرم افزار DEPT-MAP مورد تحلیل قرار می گیرد. مؤلفه های عمق متوسط، انتخاب، اتصال، کنترل و هم پیوندی در این فضاها بررسی شده که به طور نسبی و قیاسی تحلیل می شود. خروجی این نرم افزار به صورت داده های گرافیکی و کمی است که به تحلیل هریک پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که قابلیت انتخاب در فضای مساجد از مشروطه تاکنون کاهش یافته است. قابلیت اتصال که نشان دهنده شناخت جمعی و گردش فضایی است؛ همچنین میزان کنترل فضایی در مساجد ثابت بوده است. مساجد نزدیک به دهه های کنونی دارای یکپارچگی کم تر و سهولت در روابط فضایی هستند. همچنین سلسله مراتب در مساجد در ابتدا کم شده و در مساجد کنونی به مرور، مجدداً افزایش یافته است.اهداف پژوهش:ارزیابی ساختار فضایی مساجد پس از مشروطه در تهران با استفاده از روش فضای محدب تحت تأثیر عوامل اجتماعی.مقایسه تأثیر عوامل اجتماعی در فضای محدب از مساجد دوره مشروطه تاکنون در تهران.سؤالات پژوهش:چگونه می توان تأثیر عوامل اجتماعی در مساجد پس از مشروطه تهران را با استفاده از روش فضای محدب ارزیابی کرد؟عوامل اجتماعی از دوره مشروطه تاکنون موجب چه تحولاتی در پیکره فضایی مساجد شده است؟
ارزش های مکان تاریخی در نگرش فرد دلبسته به مکان؛ نمونه موردی: مسجد فرط یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
187 - 201
حوزههای تخصصی:
حفاظت مکان های تاریخی مستلزم شناخت ارزش های آن ها به عنوان بخش اصلی انگیزه این تعهد می باشد. در حال حاضر، این انگیزه و تعهد، کارشناسانه و از پیش تعیین شده پنداشته شده است و تعهد در آن، از نوع روان شناختی وابستگی به مکان است. این نوع تعهد بدون دخالت تجربی انسان بر اساس ارزش های قراردادی مکان محور شکل می گیرد. از سوی دیگر، تعهد از نوع روان شناختی دلبستگی به مکان است که از مسیر عاطفی و تجربه همزمان فرد، او را متعهد به حفاظت مکان تاریخی می کند. بر این اساس، مقاله با رویکرد کیفی، راهبرد نمونه موردی، روش تحلیل محتوای کیفی هدایت شده و شیوه مصاحبه نیمه ساختاریافته از نمونه هدفمند افراد دلبسته به مسجد فرط یزد، درصدد توصیف ارزشمندی یک مکان تاریخی از نگرش افراد دلبسته به مکان تاریخی، به عنوان انگیزه تعهد آن ها نسبت به حفاظت یک مکان تاریخی و تبیین تفاوت آن با نگرش افراد وابسته به مکان می باشد. انتخاب مصاحبه شوندگان از طریق نمونه گیری هدفمند متوالی و با روش «نمونه گیری نظری» صورت گرفته است.یافته ها تفاوت های اساسی را بین ارزش های مکان تاریخی در نگرش فرد وابسته و دلبسته از لحاظ فرایند ارزش گذاری و تشخیص و نوع و اولویت ارزش ها نشان می دهد. منشأ اصلی این تفاوت ها در اصل، به صفر رسیدن زمان در نگرش فرد وابسته و در مقابل، حضور زمان در شکل تجربه همزمان فرد دلبسته و ار زش گذاری مکان تاریخی در نگرش او است. به گونه ای که فرد وابسته، ارزشمندی مکان تاریخی را مبتنی بر ارزش های مکان محور و نیازمحور به صورت قراردادی و با اولویت ارزش روز تعریف می کند؛ در صورتی که فرد دلبسته ارزشمندی مکان تاریخی را در تجربه همزمان خود و مبتنی بر عواطف انسان و تعاملات او با انسان های دیگر و مکان تعریف می کند و اولویت را به تعاملات اجتماعی و گره های عاطفی می دهد.
مطالعه تطبیقی ساختار و نشانه های تصویری سنگ افراشته های قبرستان شادباد مشایخ و خالد نبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۵
195 - 213
حوزههای تخصصی:
گورستان های تاریخی در ایران با ساختار متفاوت و با نقوش بسیار زیبا و سمبلیکی که بر روی برخی از آنها وجود دارد موضوعی است که پژوهشگران بسیاری را در حیطه مردم شناسی، قوم نگاری، باستانشناسی و نیز علاقمندان به تاریخ هنر، مجذوب خود کرده است. امروزه زیباترین و سمبولیک ترین سنگ قبرها را می توان در میان گورستان های باقی مانده در مناطق ترک نشین ایران که روزگاری مقر اصلی ترکان سلجوقی و ایلخانان مغول بوده است، مشاهده کرد. گورستان شادباد مشایخ در استان آذربایجان شرقی و محوطه تاریخی خالد نبی در استان گلستان قرار دارد. دو منطقه مورد نظر در پژوهش پیش رو به جهت جغرافیایی در دو نقطه کاملا متفاوت از یکدیگر قرار گرفته اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو بررسی وجود ارتباط فرهنگی- تاریخی بین سنگ افراشته های استوانه ای شکل موجود در سایت تاریخی منطقه خالد نبی و میل های تدفینی استوانه ای شکل گورستان شادباد مشایخ است. در راستای اهداف پژوهش، سؤال اصلی جستار پیش رو بیانگر این مهم است که – ویژگی های تصویری و ساختاری میل های تدفینی مناطق " شادباد مشایخ و خالد نبی"، متاثر از کدام ویژگی های فرهنگی و مذهبی هستند؟ روش تحقیق در جستار پیش رو به صورت تطبیقی با استناد به برخی داده های باستانشناسی، مطالعات موردی انجام شده به صورت کتابخانه ای و نیز مطالعه میدانی صورت گرفته توسط پژوهشگر بر روی 30 نمونه از سنگ ا فراشته های مناطق مورد پژوهش، انجام شده است. نتایج پژوهش بیان می کند که میل های استوانه ای تدفینی موجود در هر دو گورستان تاریخی- فرهنگی اغلب دارای بدنه ای استوانه ای شکل با کلاهکی مخروطی با ارتفاع متفاوت شکل گرفته اند که بیانگر ویژگی های شاخص معماری ترکان کوچ نشین و بیابانگرد آسیای میانه با نشانه های تاثیرات مذهب بر معماری اسلامی است. اما آنچه میل های تدفینی گورستان شاد بادمشایخ را از محوطه خالدنبی متمایز کرده است، ساختار بسیار ساده و بدوی سنگ افراشته های فاقد هرگونه خوشنویسی و یا تزئینات متاثر از معماری اسلامی، در گورستان خالد نبی در تقابل با تاثیرات مستقیم معماری عصر اسلامی خصوصا تزئینات معماری حاکم بر عصر ایلخانی در طراحی میل های تدفینی گورستان شاد بادمشایخ است.