ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۴۱ تا ۱۹٬۱۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۱۹۱۴۱.

شناسایی انواع محوطه های باز و عملکرد آنها در باغهای تاریخی بیرجند (با تمرکز بر باغ های رحیم آباد، امیرآباد، شوکت آباد، بهلگرد و اکبریه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۷۶۵
باغ فضایی باز و گسترده است که بنا به الزاماتی می تواند برخی فضاهای بسته را در خود داشت ه باشد، اما آنگاه که فضاهای باز خردی را با انتظام های تعریف شده در خود جای م یدهد، صورتی از باغ پدید می آید حاکی از یکی از تنوعات باغ ایرانی که موضوعی قابل بررسی است. در باغ های بیرجند، انواعی از فضاهای باز خرد، در درون یا در پیوست باغ همراه شده و ترکیبی تازه پدید آمده است. این باغ ها، با ساختار کلی تقریباً مشابه، ترکیبی از محوطة اصلی منظم و ساده با فضاهای باز کوچکتر هستند؛ ازحیاطی کوچک در قوارة اتاق تا محوطه ای وسیع که خود به تنهایی به باغی می ماند، از فضای کوچک و فرش انداز مهتابی در مقابل عمارت که رو به چش مانداز باغ دارد تا فضای بام که چش ماندازی به گسترة دشت را پیش رو می گذارد. این فضاهای باز که در انواع متعدد به محوطة با غها پیوست شده اند، با نق شهایی مختلف، شامل حیاط اندرونی، حیاط گشوده به باغ، حیاط بارانداز، حیاط ورودی، مهتابی، بام، صفه، شارمی، میدانچه، جلوخان و باغ زراعی هستند. عملکرد و نقش اصلی این فضاها مرتبط با وجه سکونت در باغ است و در عرصة گشودة باغ، محدود ههایی را به قصد مهیا ساختن حریم اندرون شکل داده یا برای فراه مآوردن حوزه های مختلف فعالیت های وابسته به زندگی در باغ، گاه وسعت گرفته و خود مجالی برای آراسته شدن می شوند یا خردفضاهایی کوچ کاند اما به واسطة فراه مکردن امکان نظارة باغ، تکمی لکنندة وجه تفرج باغ بوده اند. برخی از طریق ایجاد سلسله مراتب و امکان گسترش باغ در خود، یا امکان گردهم نشاندن ساختمان های باغ حول خود، ترکیبی خاص به ساختار هندسی باغ م یدهند. این فضاها در باغ های بیرجند بیانگر نوعی از زندگی در باغ هستند و در این مجال مورد بررسی و طبق هبندی قرار م یگیرند. شناخت با غهای بیرجند سرنخی است برای جستجوی بیشتر در باغ های ایرانی به قصد تحقیق در وجوه مشابه یافتن پاسخ برای این پرسش که آیا در سایر باغ های ناشناختة ایران این ترکیب فضایی را می توان سراغ گرفت؟
۱۹۱۴۲.

بررسی چگونگی ترویج پاگانیسم در فیلم های ابرقهرمانی بوسیله استریوتایپ سازی از رنگ ها (طی سال های 1989 تا 2012، با تاکید بر سری فیلم های بتمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۹۹۹
هالیوود همواره، نماینده تفکر غربی بوده است و سعی نموده، تا برای اشاعه فلسفه ماده گرایانه اش، از ترویج پاگانیسم استفاده نماید. در این میان، فیلم های ابرقهرمانی یکی از بهترین ابزارها، می باشند؛ زیرا محبوبیت گسترده آن ها، سبب انتقال راحت تر پیام ها می گردد. یکی از تکنیک های مورد استفاده در این راه، استریوتایپ سازی از رنگ ها می باشد. با دقت در ظاهر ابرقهرمانان هالیوودی مشاهده می نماییم که این شخصیت ها، اغلب با لباس هایی به رنگ قرمز، آبی و زرد معرفی می شوند. ابرقهرمانانی که ادعای دفاع از آزادی های اجتماعی را دارند و در برابر دشمنانی می ایستند که تفکراتی مذهبی دارند و با ظاهری به رنگ های سبز، قهوه ای و بنفش به نمایش در می آیند. بدین شکل، مخاطب با دیدن رنگ هایی خاص و مراجعه به ضمیر ناخودآگاهش، به نوعی پیش داوری دست زده و هر آن که را به عنوان مثال با لباس سبز ببیند، دشمن پنداشته و شنل و یونیفورم قرمز را نماد یک نجات دهنده می پندارد. این تحقیق نیز با هدف شفاف سازی برای فعالان عرصه سینما، ابتدا، به روش توصیفی، پاگانیسم و تاریخچه ابرقهرمانان را بررسی می نماید و سپس به تحلیل و اثبات چگونگی استریوتایپ سازی رنگ ها می پردازد.
۱۹۱۴۵.

بازشناسی اصول طراحی شهری میادین شکل گرفته در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۶۱۱
هر نسلی در زندگی خود به شیوه یا شیوه هایی در شهر و فضاهای آن تصرف می کند و با دانش فنی و تاریخی از یک طرف و تحولات مربوط به زمان خود از طرف دیگر به تولید فضاهای عمومی و خصوصی می پردازد؛ هرگونه مداخله در فضاهای شهری گذشته نیازمند شناخت بیشتر شهرها و سرگذشت آنها در طول تاریخ است. در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی اول به موازات تحولات واقع در غرب، استفاده از روش های طراحی شهریِ متداول در غرب در ترکیب با روش های سنتی رواج یافت و به مرور زمان در دوره پهلوی اول انقطاعی تاریخی در اصول و روش های بومی طراحی شهری صورت گرفت. هدف پژوهش بازشناسی اصول طراحی شهری و زمینه های مرتبط با آنها در شکل گیری میادین دوره پهلوی اول است. راهبرد این پژوهش تفسیری-تاریخی بوده و روش گردآوری داده ها ترکیبی از روش های کتابخانه ای و میدانی است. جامعه آماری این پژوهش میادین ساخته شده در دوره پهلوی اول (1320-1300) است؛ و نمونه آماری 28 میدان از میادین شکل گرفته در دوره پهلوی اول در شهرهای مهم ایران است. در این ارتباط ابتدا زمینه های مؤثر در شکل گیری فضاهای جدید شهری در دوره پهلوی اول مورد بررسی قرار گرفت که عبارتند از زمینه های نوسازی شهری، سبک زندگی، اجتماعی-فرهنگی و تکنولوژی. سپس زبان اصول طراحی شهری براساس ابعاد طراحی شهری کرمونا تدوین شد. نتایج نشان می دهد که زبان طراحی در ارتباط با ابعاد مورد نظر در شکل گیری فضاهای شهری همگام با تحولات رخ داده در زمینه های شکل دهنده آن مرتبط است. در واقع تفاوت تحولات رخ داده، و البته گسسته با تحولات تاریخی پیشتر از آن، موجب تحولات عمده در شکل گیری فضاهای شهری با زبان طراحی جدید شده و به گسست زبان طراحی شهری در دوران پیشتر از خود منجر شده است. البته این گسست نه به طور کامل بلکه می توان تا حدودی زبان طراحی شهری قبل از دوره پهلوی اول را در طراحی جداره های میدان هنوز مشاهده کرد.
۱۹۱۵۰.

بررسی تأثیر و ارتباط دلبستگی به مکان و هویت مکانی در افراد بومی و غیر بومی در سه مقیاس: شهر، محله و خانه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۴۸۵
      دلبستگی مکانی، نوعی پیوند عاطفی است که مردم با مکان های خاص برقرارمی کنند که ترجیح می دهند در آن بمانند و در ان احساس امنیت و آرامش می کنند. با این حال، هویت مکانی،به عنوان جزیی از هویت شخصی تعریف شده و فرایندی ست که توسط آن مردم از طریق تعامل با مکان ها خود را به لحاظ تعلق به مکانی خاص توصیف می کنند. بسیاری از تحقیقات، ارتباط مثبتی را بین این متغیرها در جمعیت هایی که تعاملات مداومی را در مدت زمان طولانی حفظ کرده اند، مشاهده کرده اند. این مقاله مطالعه ای را ارائه خواهد کرد که در آن ها ما به مقایسه دلبستگی مکان و هویت مکان در نمونه هایی پرداخته ایم که بر اساس مکان تولد و طول اقامت و اندازه این پیوندها با مکان های مختلف متفاوت می باشند. با وجود این واقعیت که شدت دلبستگی و هویت که با محل بنا شده فرضا تحت تاثیر اندازه محیط قرار دارد. به منظور کشف تفاوت های رابطه بین این دو پیوستگی و اندازه ی محیط، ما یک مطالعه در محله ها و شهرها و خانه ها انجام داده ایم.  نتایج مطالعه تفاوت های ممکن در دلبستگی مکان و هویت مکان بین ساکنانی که در شهر به دنیا آمدن و ساکنانی که در اصل از شهرهای دیگر هستند را نشان می دهد. همچنین اینکه هویت و دلبستگی مکان برای بومی ها همزمان می باشد در حالیکه افراد مکان های دیگر نمره بالاتری را برای دلبستگی بجای هویت در نظر میگیرند. نمونه ها شامل 208 نفر ( 54.8% بومی و 45.2% از دیگر شهرها ) . نتایج مطالعه ما را قادر می سازد تا در نظر بگیریم که دلبستگی مکانی قبل از هویت مکانی، توسعه میابد و پیوند با خانه قویتر از پیوند با محله می باشد اما دلبستگی و هویت با شهر قوی تر از هرکدام از آنها می باشد. که سطح بیشتری از دلبستگی و هویت در شهر وجود دارد تا در خانه و کمتر  در محله.
۱۹۱۵۱.

کاربست های مدل مفهومی نوسازی متوازن بافت های فرسوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۶۱۲
با توسعه نگرش سیستمی در شهرسازی که سعی دارد فعالیت های مختلف متناسب با ماهیت محیط انسانی و روابط میان آنها را معلوم کند، تکنیک های مختلفی به وجود آمد که یکی از مهم ترین آنها مدل ها هستند. در واقع مدل، بازسازی ساده واقعیت است که پیچیدگی آشکار جهان واقعی را کاهش داده و آن را به حالتی که قابل درک بوده درمی آورد. لذا، مدل های مفهومی و ادراکی برای درک، تفسیر و اصلاح واقعیت ها در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرد. باتوجه به پیچیدگی های مسایل شهری ضرورت امکان بهره برداری از آموزه ها و تجارب گذشته نوسازی بافت های فرسوده با استفاده از مدل ها، به ویژه مدل مفهومی که برخاسته از نظریه ای بومی بوده و با شرایط زمینه ای کشور ما سازگاری داشته باشد بیش از پیش احساس می شود. "نظریه نوسازی متوازن بافت های فرسوده شهری" به عنوان یک نظریه بومی، که با تأکید بر تولید الگوی نوآورانه در جهت پاسخ به نیازِ امروزِ نوسازی بافت های فرسوده شهری ایران ارایه شده است، مدل مفهومی خود را به عنوان مدلی کاربردی، جهت عینیت بخشیدن و تحقق اصول این نظریه ارایه کرده است. مدل مفهومی نوسازی متوازن به عنوان الگوی مدیریت توازن بنیان، با رویکردی پیش نگرانه، پیش گیرانه و توسعه مبنا سعی درهدایت به سمت بازگرداندن توازن و جلوگیری از خروج و عدول از توازن در سیستم نوسازی بافت، محدوده ها و محله های هدف دارد. روش انجام این پژوهش با تأکید بر روش تحقیق علمی، دستیابی به هدف توازن در مسیر بررسی، شناخت و شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر آن است. این امر با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و با شناسایی عوامل تأثیرگذار در شبکه های نه گانه و به روش دوپارگی های متوالی صورت می گیرد. استفاده از ساختار خوشه ای سلسله مراتبی مجموعاً یک سیستم یا سامانه نوسازی بافت یا محله را تشکیل می دهد که به عنوان یک سیستم از سیستمی کلی شهر به حساب می آید. مدل کاربردی قابل استفاده، مدلی دوبعدی شامل عناصر نمایه و اجزای مدل، ضریب توازن، انحراف از توازن، معادله توازن و سرانجام کاربست های سه گانه است.
۱۹۱۵۲.

مقایسه زیبایی شناسی بازتاب منظر آسمان در گنبدها و عکس های عصر حاضر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۲۶
آسمان در تطور تاریخ از زمان اسطوره ای تاکنون، در تمامی ملت ها، بار سنگینی از معانی و رمز و رازها را بر دوش کشیده است. بی کرانگی، وسعت، رفعت، رمزگونگی، گستردگی و غیر قابل دسترس بودن، وجود خورشید به عنوان اصیل ترین منبع نوری و بی شمار عامل دیگر، تصور حضور خدایان را در آسمان قوت بخشیده است. در ایران این باور از دیرزمان در مکتب زرتشت وجودداشته و در دوران اسلامی نیز به نوعی دیگر به حیات خویش ادامه می دهد. آسمان و مفهوم آن در هنر، ادبیات، فلسفه، و هنرهای کاربردی، معماری و دیگر رشته ها بازتاب داشته و توصیفات بسیاری از آن به صور گوناگون متن، تصویر و غیره وجود دارد. آسمان به عنوان بخش از طبیعت که دارای ابعاد وسیعی است در سرشت انسان ریشه دار بوده و چگونگی ترجمان این خلقت در آثار هنری خلق شده توسط انسان، زیبایی شناسی منظر آسمان را پدید می آورد. منظر آسمان به عنوان پدیده ای عینی-ذهنی یکی ازناب ترین، پویاترین و متغیرترین و زیباترین مناظر طبیعی است که بر ادراک انسان از منظر بسیار موثر می باشد. زیبایی شناسی منظر آسمان از خلال بازتاب های آن در هنرها در طول تاریخ به استناد نقوش زیرگنبدها و ایوان ها و در عصر حاضر به استناد عکس های گوگل با توجه به سازو کار موتور جستجوگر گوگل قابل بررسی می باشد. در این مقاله با بررسی 15 نمونه از نقوش گنبدها و ایوان ها، در مقام قیاس با نتایج حاصل از بررسی نمودار درختی حاصل از نام گذاری های عکس های آسمان در گوگل، مشاهده شد که عناصر خورشید، ابر، ستارگان در زیبایی شناسی منظر آسمان نقش دارد که چگونگی آن به تفصیل در مقاله توضیح داده شده است. اما آن چه دراین میان حائز اهمیت است این است که زیبایی شناسی منظر آسمان در نتیجه تغییر نگاه انسان، و کمرنگ شدن وجوه ذهنی در نسبت با عینیت آن، دستخوش تغییراتی نسبت به ویژگی هایش در طول تاریخ شده است.
۱۹۱۵۴.

مطالعه تطبیقی مضامین نگاره های شاهنامه بایسنقری و آثاری از نگارگری حماسی معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۰۴
یکی از منابع اصلی نقاشی ایرانی کتب ادبی بوده و از همه انواع ادبی مانند غنایی، حماسی، مذهبی و... در آثار نقاشی به کار گرفته شده است. از آن جا ادبیات حماسی و به ویژه شاهنامه فردوسی که به شرح دلاوری پادشاهان و قهرمانان ملی و ه مچنین مردم ایران پرداخته، بیش از انواع دیگر ادبی مورد توجه بوده است و در دوره های مختلف، هنرمندان ایرانی از مضامین این کتاب ارزشمند که یکی از ارکان اصلی ادبیات ایران را تشکیل م یدهد بهره برده اند؛ اما مواجهه هنرمندان با این اثر در هر دوره متفاوت بوده است که این پژوهش به بررسی این مواجهه پرداخته است. موارد مورد مطالعه در این پژوهش شاهنامه بایسنقری از نگارگری قدیم ایران و تطبیق نگاره های آن از لحاظ محتوایی و مضامین ادبی با آثاری از هنرمندان معاصر ایران می باشد. پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با رویکردی تطبیقی به انجام رسیده است و هدف اصلی آن چگونگی مواجهه نگارگری قدیم و معاصر ایران با مضامین شاهنامه فردوسی به عنوان پایه اصلی ادبیات حماسی ایران است. پژوهش حاضر ضمن بررسی وجوه شباهت و تمایز این مواجهه، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که علل و عوامل وجود این تفاوت ها و تغییرات چیست؟ از نتایج این پژوهش می توان به وابستگی بیشتر نگارگری قدیم به متن، مرکزیت قرار گرفتن پادشاهان و اعمال آن ها، پرداختن به جزییات اشاره کرد. در دوران معاصر از آن جا که طیف مخاطبین گسترده شده است، در آثار هم از وابستگی صرف به متن کاسته شده است و مخاطب جایگاه ویژه ای یافته است؛ ه مچنین از پرداختن به جزییات کاسته شده و موضوع اصلی را غالباً پهلوانان ملی و اعمال پهلوانی آ نها تشکیل م یدهد.
۱۹۱۵۵.

روش مرمت منظر مناظر طبیعی بر مبنای رویکرد اکولوژی منظر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۷۵۷
بیان مسئله : مداخلات ناآگاهانه در مناظر طبیعی موجبات تنزل کیفی و اختلال در فرآیندهای اکولوژیکی این بسترها را فراهم آورده است. از این رو بازیابی و ایجاد شرایط مناسب در مناظری طبیعی که دچار آشفتگی (اعم از طبیعی و غیر طبیعی) شده اند. در جهت بازیابی ارزش های والای بستر و مرمت جامع امری ضروری است. رویکرد اکولوژی منظر از متأخرترین دیدگاه ها در زمینه چگونگی و فرآیند مداخلات انسان در مناظر طبیعی است و به دنبال ارایه راهکارهای حفظ و احیای تمامی ارزش ها و سرمایه های طبیعی این مناظر در قالب مرمت جامع منظر است. هدف : هدف اصلی در پژوهش حاضر، ارایه روش مرمت منظر در مقیاس منظر بر مبنای رویکرد اکولوژی منظر در مناظر طبیعی است. روش پژوهش : در راستای دست یابی به هدف، پژوهش حاضر در سه مرحله تبیین، تدقیق و ارزیابی با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در بستری پیمایشی شکل گرفته است. در مرحله تبیین، به تعاریف پایه و رویکردهای نظری و تحلیل و بررسی اطلاعات به دست آمده از مرور متون، اسناد کتابخانه ای و منابع اینترنتی پرداخته شده است. سپس در مرحله تدقیق و ارزیابی با بررسی روش های ارایه شده در حوزه مرمت و اکولوژی منظر در بستر پیمایشی با استفاده از پرسش نامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها، به ارایه روش جامع مرمت منظر بر مبانی رویکرد اکولوژی منظر پرداخته شده است. نتیجه گیری : نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که روش مرمت منظر بر پایه مراحل پنج گانه : 1. پیمایش و مشاهده دقیق، 2. ارزیابی در مقیاس منظر، 3. شناخت و ادراک اکولوژیکی، 4. طراحی و اقدام و در نهایت 5. مدیریت و کنترل صورت می پذیرد. این روش که با عنوان روش SARDM نام گذاری شده، بر حضور طراح به عنوان فرد مقیم در مناظر مطالعاتی جهت ادراک صحیح از روابط و سیرکولاسیون فضایی عناصر ساختاری منظر تأکید دارد و امکان تحلیل و ارزیابی منظر در بعد فضایی و توالی زمانی، تطبیق ارزیابی ها با نتایج حاصل از پیمایش و در نهایت ادراک اکولوژیکی طراح از پویایی و پیچیدگی های موجود در مناظر را فراهم می آورد. این روش مرمتی که در قالب مرمت مقیاسی منظر تجلی می یابد، بر ارزیابی ویژگی های فیزیکی و اکولوژیکی بستر تأکید دارد. 
۱۹۱۵۶.

تأثیر مؤلفه های معماری در مدارس هوشمند، بر میزان حس تعلق مکانی در کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۳۹
در اواخر قرن بیستم و همچنین قرن حاضر در بسیاری از محافل علمی پژوهشی بحث درباره ی تکنولوژی و فناوری اطلاعات جایگاه ویژه ای دارد. مدارس هوشمند با هدف آماده سازی دانش آموزان برای آینده ایجاد می شود و به عنوان یکی از رویکردهای نوین در امر ساخت مدارس محسوب می شود اما سؤالی که در ذهن انسان به وجود می آید این است که آیا امر هوشمندسازی در ساخت مدارس باعث ارتقای حس مکانی کودک به محیط مدرسه می شود یا برعکس موجب خشک و بی روح شدن فضای مدرسه و در نهایت بیزاری او از مدرسه می گردد؟ چرا که مدرسه از ارزش اجتماعی بالایی نزد کودکان برخوردار است اهمیت برخی از فضاها و تأثیر آن در معماری مدارس، تهی بودن مدارس از فضاهای دنج و دوستانه، شفافیت و ... مباحث مورد توجه است. در این پژوهش پس از شناخت کلی مدارس هوشمند و آشنایی با اهداف و اصول طراحی آن، اهمیت ذهنی ادراکی شخصیتی و اجتماعی مکان برای کودکان بررسی شده است. پس از عنوان معیارهایی که حس مکان را در کودکان به وجود می آورند، تأثیر مؤلفه های کالبدی در مدارس هوشمند در ایجاد حس مکان در کودکان در قالب جدولی ارائه شده است.
۱۹۱۵۷.

زندگی، در حاشیه ی زندگی: تاثیر چگونگی گذران اوقات فراغت، در فرهنگ و زندگی شهری شهروندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۹ تعداد دانلود : ۹۶۹
معماری از مهمترین مصادیق حکمت است. چرا که حکیم کسی است که به درمان دردها می پردازد، مسئله و مشکل را می یابد، علت آن را تشخیص می دهد و راه حل آن را ارائه می کند. به دنبال چنین اعتقادی و جستجوی حکمت در معماری، ضعف نشاط اجتماعی از عدم برنامه های مناسب اوقات فراغت شهروندان، که منشا بسیاری از معضلات اجتماعی است، نظرم را جلب کرد. مقاله حاضر در پی دست یافتن به اصول راهنما و رهنمودهای اجرایی، جهت استفاده مدیران و مسئولان متصدی به منظور برنامه ریزی و سیاست گذاری های صحیح و موثر می باشد. روش تحقیق کیفی است و از نوع تحلیل گفتمان می باشد. حتی تحقیق های اولیه نیز که با تکیه بر منابع و اسناد کتابخانه ای و موجود تهیه شده اند به گونه ای تحلیلی و مقایسه ای با آنها برخورد می شود و در نهایت به راهکارها و رهنمودهای مناسب می پردازیم. در پی آن با اشاره به هر یک از شاخص های تاثیرگذار در تعریف اوقات فراغت و اهمیت آن در زندگی شهری، به مثابه ی زمانی برای فرهنگ سازی تاکید گردیده و به رهنمودهایی در جهت چگونگی کیفیت گذران هنگام فراغت می رسیم.
۱۹۱۵۸.

پژوهشی پیرامون وصف معمار در هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۴۰۲
در کمبود منابع فارسی برای شناخت معمار و معماری در تاریخ ایران ناگزیر باید به ادبیات روی آورد. در این میان اشعار نظامی گنجه ای از قرن ششم قمری منبع مهم و شاخصی است. هدف این پژوهش بازشناسی وصف معمار در هفت پیکر نظامی است که یکی از مهم ترین آثار ادب فارسی به شمار می رود. در این پژوهش نام و نشان معماران، خصوصیات اخلاقی و صفت های معرّف مهارت ها و توانایی هایی آن ها بررسی شده است. برای این کار در راهبردی کیفی با بهره گیری از تحلیل محتوا، ابیات موردنظر مشخص و در ابتدا صفت های هر معمار استخراج شده اند. سپس با تجمیع صفات مشترک در یک گروه، دسته کلانی شکل یافته که معرف خصوصیاتی مشترک از صفات هستند. یافته های پژوهش نام سه معمار به نام های «سنمار»، «شیده» و «بانوی حصاری» را آشکار کردند. نسبت همه آن ها در متن روایت نشان می دهد که هریک به نوعی باهم مرتبط اند. سنمار رومی، استادی چیره دست و بیش از همه در دانش مهندسی و نجوم از او یاد شده است. شیده، شاگرد سنمار، بیش از همه در هنر و هنرورزی مقام داشته است. از خلق وخوی و ویژگی های اخلاقی بانوی حصاری روسی نیز بیش از دیگران در متن هفت پیکر توصیف آمده است. درنهایت می توان گفت که روایت معمار در اندیشه نظامی نوعی جامعیت را نشان می دهد که هم در علوم هندسی و مساحی و فنون ساخت و هم در علم نجوم و شناخت طالع و اختر مهارت داشته است. افزون بر این، معمار در موضوعات هنری نیز نازک اندیش و ظریف کار بوده است. هر معمار به فراخور جایگاه و نقشی که در روایت هفت پیکر دارد، بهره ای از این صفات یافته است.
۱۹۱۵۹.

ورودی شهر، به مثابه عنصری جهت ایجاد هویت مستقل برای منظرشهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۶۶۲
بیان مسئله : ورودی شهرهای معاصر، جدا از ساختار شهر و نحوه چیدمان فضاهای شهری، تبدیل به بافت مرده شهر شده است و از ساختار نظام مند خود در شهرهای قدیمی، فاصله گرفته است. بدیهی است ورودی شهرهای معاصر، نمی تواند تقلیدی از نظام ورودی در شهرهای باستانی باشد چرا که، اگر شهر را سیستمی، متشکل از لایه های مختلف تاریخی، طبیعی، زیست محیطی، فرهنگی و اقتصادی و... تعریف کنیم متوجه می شویم که ورودی این شهر نمی تواند جدا از لایه های ساختاریش تعریف شود. درساختار نظام مند شهرهای معاصر، ورودی هویت خود را در همنشینی مناسب با لایه های ساختاری شهر می تواند بازیابد. این همنشینی در گرو شناسایی قابلیت های ورودی و میزان تأثیرآن در خوانایی فضاهای شهری است. هدف : بررسی ورودی شهرهای معاصر به منظور دستیابی به ماهیت ورودی به عنوان یک مکان منظرین، چیستی آن و تدقیق در هویتش برای باز تعریف مفهوم آن در شهرسازی نوین، ضروری است. نگاه به ورودی شهر به عنوان جزیی از یک مجموعه کلی، نیازمند باز تعریف جایگاه ورودی در سیستم شهر است. تحقیق حاضر، درصدد تفهیم معیارهای منظرین ورودی شهرهای معاصر است. روش تحقیق : این پژوهش، با روش توصیفی_تحلیلی ارایه شده و ابزار جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است. این مقاله، با باور به مکانیزم لایه ای شهر، مفهوم ورودی شهر را به عنوان یک مکان منظرین بررسی کرده، نهایتاً معیارهای منظرین ورودی شهرهای معاصر را ارایه کرده است. نتیجه گیری : ورودی، دریچه ای برای ادراک منظر شهر است و عنصری جهت ایجاد هویت مستقل برای منظر شهری. ادراک ورودی، نیاز به توجه به بعد معنایی حضور در کنار بعد فیزیکی دارد. شاخص بودن ورودی شهر، فارغ از تشخص کالبدی آن بیشتر در تشخص معنایی آن نهفته است چرا که ورودی شهر هویتی مستقل از شهر ندارد بلکه ورودی به عنوان عنصری جهت ایجاد هویت مستقل برای منظر شهری است ورودی، منظر امروزی متراکم از شهر است، که بیانی امروزی از شهر دارد. با این تعریف ورودی، مفصل نیست زیرا مفصل یک هویت مستقل است فارغ از بیرون و درون اما ورودی هویت مستقل نیست بلکه تلفیق هویت هاست.
۱۹۱۶۰.

بازخوانی نقش مناظر آیینی در هویت بخشی به شهرهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۶۱
بیان مسأله: از دیرباز فضاهای آیینی نقش مهمی در شکل دهی به منظر شهرها و پایه های اعتقادی و فرهنگی جوامع بشری ایفا می کرده اند. به گونه ای که برخی از تاریخ دانان یکی از علل اصلی تشکیل شهر را معطوف به عملکرد آیینی و معنوی آن می دانند. فضاهای آیینی به واسطه تجربه مشارکت و هم حسی فضایی یکی از قوی ترین تجربه های فضای جمعی هستند که در فرهنگ ما ایرانیان با داشتن مناسبات نزدیک با عوامل طبیعی چون آب و درخت و بهره مندی از ماهیت جمعی و آیینی، کیفیت مثبت محیطی را برای تقویت تعاملات و روابط اجتماعی فراهم کرده و به تبع آن امکان شکل گیری ذهنیت واحد ساکنان از شهرشان را ایجادکرده اند. با آغاز دوران اسلامی مناظر آیینی به شیوه ای خاص در منظر شهرهای ایرانی تداوم یافته و زمینه ساز شکل گیری تحولاتی در کالبد شهرها، حیات اجتماعی شان، ادراکات شهروندان از آنها و به طور کلی هویت شهر ایرانی شدند. هدف: هدف اصلی در پژوهش حاضر واکاوی چرایی و چگونگی تأثیر مناظر آیینی بر هویت شهرهای ایرانی، به واسطه ادغام محتوای شکلی (طبیعی) و ذهنی (اجتماعی) مشترک آنها است. روش تحقیق: ابتدا به منظور تبیین چرایی و علت اثرگذاری مناظر آیینی، الگوی شکلی و معنایی مشترکِ طبیعت گرایانه و اجتماعی این مناظر مورد مطالعه قرار گرفته و اثرگذاری آنها بر هویت شهرها به صورت نقاط عطف اجتماعی و معنایی بررسی شد. سپس برای مشخص ساختن نحوه و چگونگی این تأثیرگذاری، مطابق با مفهوم سازمان فضایی شهر که مفهومی ذهنی و مبتنی بر ارتباطات دو جزء اصلی مرکزیت و کل های کوچک (محلات) است، حوزه اثرگذاری این مناظر بر هویت شهر در سه سطح مرکزیت شهر در شهرهای آیینی (کلان)، شبکه ای از مراکز محلات آیینی در سطح شهر (میانی) و مرکز محلات آیینیِ مستقل (خرد) مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه گیری: در بسیاری از شهرهای ایرانی، الگوی شکلی مشابه مناظرآیینی، سبب توسعه شهر و محلات آن در اطراف آنها شده و سپس با دارا بودن مشخصه ها و آثار ذهنی مشترک ناشی از ماهیت آیینی، اجتماعی و معنایی شان نقش برجسته ای را در زمینه ادراک منظر توسط ساکنین در محلات و شهرها بر عهده گرفته اند و به بخشی از وجه ممیزه شکلی و ذهنی شهر تبدیل شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان