بررسی علمی دیدهای شهری به دلیل متغیرهای زیاد دخیل در آنها از پیچیدگی زیادی برخوردار است. انواع دیدهای مختلف شهری، زاویه های متنوع دید، روش های مختلف تحلیل و ابزارهای متفاوت برای انجام تحلیل دیدهای شهری باعث شده در بسیاری مواقع منظور از دیدهای شهری مبهم باشد. در رابطه با دیدهای شهری و کیفیت آنها تا کنون تحقیقات زیادی انجام شده که برخی از آنها بسیار فنی و کمی و برخی کیفی است. علیرغم انجام تحقیقات زیاد در رابطه با دیدهای شهر و کیفیت آنها هنوز چارچوب مشخصی که بتواند مطالعات مربوط به این حوزه از مسایل شهری را قاعده مند سازد، اندک است. این تحقیق با هدف دسته بندی انواع دیدهای شهری و شیوه های تجزیه و تحلیل آنها جهت تدوین چارچوبی برای انجام تحقیقات بعدی به صورت علمی در این زمینه تدوین شده است. در ابتدا رویکردهای عمده ای که در ارتباط با بررسی دیدهای شهری وجود دارد مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. جهت دستیابی به رویکردهای موجود به مطالعات پیشین رجوع شده و سپس بر اساس اهدافی متفاوتی که این مطالعات انجام گرفته اند، رویکردهای مختلف دسته بندی شده اند. در این تحقیق هفت رویکرد اصلی در رابطه با دیدهای شهری شامل رویکرد مکانی، تصویری، ذهنی، کالبدی، سازمانی، رؤیت پذیری و رفتاری معرفی شده اند. بر اساس رویکردهای ذکر شده، روش های متفاوت برای تحلیل بصری شهر شامل روش شبکه تصویری، قاب ایستا، تحلیل سازمان بصری شهر، تحلیل فرم بصری شهر، رؤیت پذیری، ارزیابی تأثیر بصری، مدل سازی کیفیت بصری، مدل سازی اثر بصری، تحلیل دید مبتنی بر سه بعد و روش تبدیل هاف شرح داده شده است. در ادامه ابزارهای اصلی برای تحلیل بصری شامل تصاویر فتومونتاژ، نرم افزارها و تصاویر دیجیتالی و همچنین شیوه های تجزیه و تحلیل آنها شرح داده شده است.
نتیجه این مقاله مشخص کننده یک چارچوب برای دسته بندی روش های موجود برای تحلیل دیدهای شهری بر اساس رویکرد، هدف، مقیاس تحلیل، ابزار و تکنیک های تجزیه و تحلیل دیدهای شهری است که می تواند تحقیقی پایه برای مطالعات بعدی در زمینه دیدهای شهری مرتبط با موضوعات معماری، طراحی شهری، برنامه ریزی شهری و یا سایر موارد مرتبط با مطالعات شهری باشد.
این مقاله از سویی با انگیزه توجه به طبیعت و قابلیتهای نهفته در آن و از سوی دیگر با توجه به جایگاه مهم خانه در شکلگیری کیفیت معنایی زندگی تلاش دارد :
1- جایگاه طبیعت در معنادهی و ایجاد حس تعلق به مکان را بررسی کند.
2- به بررسی عوامل و شرایط نتیجه بخشی حضور طبیعت بر تحقق تعلق مکانی در خانههای سنتی ایران بپردازد. در این راستا با توجه به ادبیات روانشناسی محیطی به بررسی مؤلفههای مؤثر در ادراک مکان پرداخته میشود. با بهرهمندی از شاخصهای مذکور نشان داده میشود که طبیعت و عناصر طبیعی با قابلیت فعالسازی تمامی حواس و پاسخگویی به فعالیتهای عملی و نیز به لحاظ وجود وجوه معنایی عاطفی در پیشینه ذهنی ادراکی انسان از متغیرهای مهم در ادراک و تعلق مکانی است.
از آنجا که ادراک مکانی ماحصل تعامل انسان با عناصر درونمحیطی در بستر ساختار فضایی است، به ویژگیهای ساختاری خانههای سنتی، چگونگی حضور طبیعت و نگاه ذهنی معنایی ساکنین این خانهها پرداخته میشود. بررسی عینی تجربی نشان میدهد که در خانههای سنتی ایران به واسطه حضور مجموعهای از شرایط و زمینههای خاص به صورت 1- حضور متنوع و مستمر مجموعهای از عناصر طبیعی در تعاملات حسی و فعالیتی ساکنین 2- وجود ویژگیهای خاص در ساختار خانههای سنتی 3- وجود زمینهها و توصیههای مذهبی در نگاه به طبیعت، ادراک و تعلق ساکنین نسبت به طبیعت و نهایتاٌ نسبت به مکان خانه افزایش مییافته است.
این مقاله درباره ی ارزش های تربیتی تئاتر کودک است و در آن کوشش شده ویژگی های پرورشی و آموزشی تئاتر کودک در مدارس بررسی و پژوهش گردد. در ابتدا تعاریفی از تربیت و تئاتر کودک و نظرات برخی صاحب نظران در این رابطه آورده شده و تأثیرات عمیق این نوع تئاتر که منشاء و زمینه اش نمایش بازی ها و بازی های نمایشی می باشد بر کودکان مطرح گردیده و انواع تئاتر کودک از نظر شکل و محتوی و ویژگی های آن که از هر نظر می بایستی خوب باشد و تعریف خوب، بد، ارزش ها و ضد ارزرش ها مطرح گردیده . همچنین دو بازی نمایشی به نام های هل هل گرگ چمبری و شاه دزد بازی معرفی شده و نیز به علت جنبه های پرورشی و آموزشی تئاتر کودک که شکل تکامل یافته نمایش بازی ها و بازی های نمایشی است این سؤال مطرح گردیده که جهت رشد و پرورش شخصیت کودکان در مهد کودک ها و مدارس ابتدایی و راهنمایی از این بضاعت تئاتر کودک استفاده می شود یا خیر. با توجه به پیگیری و مطالعات پژوهشگر، این نتیجه حاصل شده که: - به اثرات ارزشمند تربیتی تئاتر کودک و استفاده از آن توجه لازم صورت نگرفته است. - نهایتاً پیشنهاد شده است که بخشی از برنامه های مهد کودک ها و مدارس ابتدایی و راهنمایی به این مهم ( تئاتر کودک ) اختصاص یابد.
نقاشی اسلامی از قرن شانزدهم/ دهم به بعد به شدت تحت تاثیر جابجاییهای نقاشان قرار دارد. در دوران حکمرانی سلاطین عثمانی مرزهای این کشور به روی هنرمندان و دانشمندان، به ویژه ایرانیان باز بود و از آن جا که عثمانیها و ایرانیها در آن زمان دارای یک زبان مشترک درباری بودند، این مسئله سهولت بیشتری مییافت. بنابراین عثمانیها در جهت جذب شاعران، نویسندگان و هنرمندان توانا کوشا بودند و در زمانی که ایران در تلاطم و ناآرامیهای سیاسی غوطهور بود، بسیاری از هنرمندان ایرانی در پی یافتن حمایت و پشتیبانی هنری کشور را به سوی کارگاههای هنری عثمانی ترک گفتند. این هنرمندان نه تنها با خود تجربیات و تواناییشان را همراه بردند، بلکه بسیاری از نسخ خطی را هم به آن کشورها منتقل کردند.اما در خود دربار عثمانی و در مکتب بغداد نیز نسخ خطی بسیاری مصور شده است که به ویژه نسخ خطی مذهبی را در بر می گیرد. این نسخ عموماً شرح سرگذشت و وقایع زندگی پیامبر اسلام و امامان را بازگو میکنند.یکی از نسخ خطی ترکی که زندگی پیامبر و ائمه را به تصویر میکشد، «سیر النبی» است که از نسخهی اصلی «عربی» آن اقتباس یافته است. این نسخه در سال 1003/981 توسط احمد بن نور بن مصطفی برای مراد سوم از نسخه ی قدیمی تری به تاریخ 1364/766تدوین یافت.این نسخه در آغاز شامل شش مجلد می شد، اما اکنون چهار جلد از آن باقی مانده است.این مقاله با اهداف: دستیابی به نوع مضامین نگاره های نسخه خطی سیر النبی شناسایی بستر ها و زمینه های ایجاد این نسخه به بررسی موضوعی نگاره های آن با استفاده از اسناد و مدارک و با روش توصیفی و تاریخی - تحلیلی می پردازد. سوالات این مقاله شامل موارد زیر میباشد: نسخه خطی سیر النبی دارای چه ویژگیهایی است؟بستر ها و زمینه های تهیه نسخه خطی سیر النبی کدامند؟ نگارههای این نسخه چه موضوعاتی را در بر میگیرند؟
مازندران سرزمینی است که از جمله خاستگاه های اولیه شیعیان علوی می باشد و نیز بناهای ارزشمند ایرانی ـ اسلامی را در خود به یادگار دارد و از این منظر شُهره گشته است. سَقانِفارها گونه ای از معماری بومی و مذهبی منطقه شمالی دریای مازندران می باشند که پس از مسجد، در کنار تکیه از اهمیت و اعتبار فرهنگی تاریخی برخوردار می باشند. بیشتر این بناهای مذهبی در دوره قاجار تصویرگری شده اند. این پژوهش با توجه به ماهیت آن؛ به بررسی و شناختِ مضامین نمادهای آیینی و نقوش به کار رفته در سقف های پنج سقانفار بابل (شامل: کیجا تکیه، شیاده، کبودکلا، چمازکلا، کبریا کلا)پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که این نقوش از دو منبع مهم دینی و اسطوره ای نشأت می گیرند و از تصویرگری برای انتقال و ثبت آموزه های دینی و مضامین اسطوره ای- آفرینش انسان؛ نقوش خیالی از نخستین پیش نمونه های گیتی، نخستین زوج انسانی (مشی و مشیانه)، تقسیم بندی مضامین خیر و شر (اورمزدی و اهریمنی)، ضحاک مار دوش، نبرد رستم و دیوسفید، اژدها و پهلوان اژدهاکش و نیز صور فلکی- بهره گرفته اند. این نقوش اگر چه از مضامین اعتقادی قبل از اسلام نشأت می گیرد اما در حال حاضر فقط ازجنبه موتیفی و تزیینی در هنر اسلامی برخوردار می باشند.
با انقلاب صنعتی ماشین بر زندگی انسان غلبه کرد. در آغاز انسان شیفته ماشین شد. شیفته نظم، اتوماسیون و کارآیی آن . سپس سعی کرد این نظم ماشین وار را بر زندگی خود منطبق کند و محیطی کاملاً منظم، پاکیزه و پیش بینی شده بسازد. بدین ترتیب شهرسازی مدرن پا به عرصه گذاشت. در مقایسه با محیط بی نور، بی هوا و آلوده ی دوران صنعتی شدن، شهرسازی مدرن نوید محیطی بهداشتی، ایمن و عادلانه را می داد. اما انسان بتدریج احساس کرد این محیط تمیز و منظم، ساختگی، غیر صمیمی و حتی تهدید کننده است. انسان کم کم خود به مهره ای بدل می شد که میبایست به عنوان جزئی از یک ماشین عظیم که شهر مدرن نامیده می شد، عمل کند. ازخودبیگانگی اولین دستاورد این محیط بودکه یگانگی هر انسان را زیر سئوال می برد. سپس انسان در واکنشی اعتراضی شروع به تحسین عدم توازن، ناسازگاری و زشتی کرد. بتدریج زشتی معنای متعارف خود را از دست داد و بدین ترتیب زیبایی شناسی زشتی پدید آمد. این مقاله درصدد است آثار و نتایج شهرسازی مدرنیستی را در ادبیات معاصر بررسی کرده و جستجوی راه حل را در سبک های اواخر قرن بیستم ردیابی نماید.
«تشبّه» یکی از مفاهیم بحث انگیز در فرایند نمایشی شدن وقایع کربلا است. این مفهوم با در نظر داشتنِ پیشینه ای که در علم کلام، عرفان و به خصوص فقه دارد، از سه بُعد در تعزیه شایان توجه و قابل بررسی است: 1- تشبّه، پیوندِ عمیقی با نهادنِ نام «شبیه خوانی» بر تعزیه دارد. 2- تشبه به امامان (ع)؛ تشبّه به کفار و دشمنان ائمه و تشبّه مردان به زنان؛ از مسائل مناقشه برانگیزِ فقهی هستند که شاهدِ حضورِ آنها در تعزیه نیز هستیم. 3- اهمیتِ مسأل? تشبّه نزد فقها، منجر به صدور فتاوی گوناگون از سویِ آنها میشود. این فتاوی از سویِ دیگر، تأثیرِ آشکاری نیز بر شیو? شبیه خوانی دارند. هدفِ این مقاله، بررسی سه مورد فوق با توجه به دانش و فرهنگی بومی است که هم شبیه خوانی و هم مفهوم تشبّه بر آمده از آن است. پس رویکردِ مقال? حاضر در نقط? مقابلِ آن رویکردهایی قرار خواهد گرفت که تعزیه را با قراردادهای تئاتر و درام غربی فهم و تحلیل میکنند. یکی از این مفاهیم که با آن تعزیه را بررسی میکنند، واژ? یونانی «میمسیس» است. این مقاله نشان میدهد که چرا این مفهوم در شناخت تعزیه کارایی ندارند و نمیتوان با اتکا به آن تحقق تشبّه در تعزیه را فهم کرد.
وجود آثار ارزشمند معماری گذشته ایران، نشان از ساخته شدن آنها به دست هنرمندانی است که از توانمندی های بالای هنری، فنی و فرهنگی برخوردار بوده اند؛ چنین توانمندی هایی به خودی خود نشان دهنده وجود دانش معماری مناسب در میان آنهاست. بدیهی است که برخورداری از این توانمندها علیرغم عدم وجود نظام آموزشی دانشگاهی در میان معماران سنتی، صرفاً از طریق تجربههای شخصی و بدون بهرهگیری از آموزش های حرفه ای مناسب نمیتواند صورت پذیرفته باشد. نظام آموزشی فعلی در ایران صرفاً با الگوبرداری از برخی سیستم های آموزشی غربی و برخی تغییرات در آن بنیان نهاده شده و با چشمپوشی از تجربیات مثبت گذشته، خود را از استفاده از آنها محروم کرده است، بنابراین شناخت تجربههایی که پیشینیان برای پرورش معماران از آن بهره می بردند و تلفیق جنبه های مثبت آن با نظام های فعلی آموزشی، می تواند در ارتقای این نظام ها مفید واقع گردد. نگارنده این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که عناصر اصلی در شکلدهی به آموزش معماران در معماری گذشته چه بوده است؟ پژوهش مورد نظر، نوعی پژوهش کیفی است که با استفاده از روش تئوری مفهومسازی بنیادی به مطالعه نظام سنتی آموزش معماری در ایران و بررسی مباحث و روش های آموزشی در آن پرداخته، و نظام آموزش سنتی معماری را بر اساس نظریه های آموزشی مبتنی بر نظریه های یادگیری مبتنی بر مغز با هدف شناخت ویژگی های مثبت در نظام آموزش سنتی معماری ارزیابی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، برخلاف آنچه غالباً تصور می شود، نظام سنتی آموزش معماری در ایران صرفاً شامل آموزش های عملی نبوده و آموزش مباحث نظری و مبانی فکری، بخش دیگری از آموخته های معماران را تشکیل می دادهاند.