ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۶۶۱ تا ۲۹٬۶۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۹۶۶۱.

مجموعه های معماری ساخته شده بر اساس الگوی جلوخان در دوران تیموریان، شیبانیان و اشترخانیان ازبک (نمونه های موردی: سلطان سعادت، آنو و چهاربکر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
جلوخان به محوطه ای گشاده در مقابل سردر ابنیه گفته می شود که استفاده از آن از عهد صفوی تا دوره معاصر بسیار فراگیر بوده است. با وجود این، شکل گیری و تحول الگوی جلوخان را نمی توان تنها منحصر به این دوران زمانی دانست. شواهد و نمونه های برجای مانده از عهد تیموری، گویای حضور این الگو در معماری این دوره است. پیروی از الگوی جلوخان در ساخت مجموعه های معماری در منطقه ماوراءالنهر و خراسان بزرگ، پس از دوره تیموریان و در عصر شیبانیان و اشترخانیان نیز تداوم یافته که گویای اهمیت الگوی فوق در طراحی مجموعه های معماری در این منطقه جغرافیایی و این دوران تاریخی است. این پژوهش قصد دارد تا با بررسی نمونه های اولیه و همچنین دو نمونه شاخص متعلق به عصر تیموری (مجموعه سلطان سعادت و آنو) و یک نمونه متعلق به دوره شیبانیان (مجموعه چهاربکر) و همچنین نمونه های متاخر دیگر در این منطقه جغرافیایی، ریشه های شکل گیری این فرم از مجموعه سازی که در معماری ایران حضوری موثر داشته را تبیین نماید. سوالات اصلی که این پژوهش در پی پاسخ به آن بوده این است که، ریشه های شکل گیری مجموعه جلوخان دار در منطقه ماوراءالنهر و خراسان بزرگ در طول دوران تیموری و ازبکان شیبانی و اشترخانی چه بوده است؟ بر اساس تحولات مجموعه های جلوخان دار در سه عصر تیموریان، شیبانیان و اشترخانیان، این مجموعه ها را در چند دسته از لحاظ ساختار قرارگیری ابنیه می توان دسته بندی کرد؟ این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی انجام گرفته و نتایج آن گویای آن است که مجموعه های جلوخان دار را می توان به دو دسته اصلی جلوخان دار سبک قاش و سبک جفت از لحاظ نحوه استقرار ابنیه تقسیم کرد. ریشه های جلوخان های سبک قاش را می توان در قاش سازی دو بنا که قدمتی طولانی در منطقه ماوراءالنهر داشته نسبت داد و ریشه جلوخان های جفت را نیز می توان حاصل عقب نشینی ابنیه از ردیف سایر بناها در کنار گذرها به منظور تقویت حس دعوت کنندگی دانست.
۲۹۶۶۲.

گفتمان های هنر مدرن و معاصر در پاکستان: از تاسیس این کشور تا دوره معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
در مقاله حاضر به مهم ترین تحولات هنر مدرن و معاصر پاکستان پرداخته شده و این پرسش ها دنبال گردیده که چگونه هنرمندان این کشور در فراز و فرود تحولات سیاسی، مدرنیته را تجربه کردند؟ چگونه آثاری در تلفیق هنر بومی و هنر مدرن پدید آوردند و بدین صورت تلاش کرده اند مدرنیته بومی را در هنر پاکستانی شکل دهند.هنر پاکستان از یک سو در پیوند با آموزه های شرقی، هندو و بودا، از سویی دیگر در پیوند با آموزه های اسلام و امروزه در پیوند با مؤلفه های هنر مدرن و غربی است. از این رو در مدت نه چندان طولانی شکل گرفتن این کشور جریان های هنری پرفراز و نشیبی تجربه شده است. در این مقاله با در پیش گرفتن رویکرد روش شناختی تحلیل گفتمان به درهم تنیدگی تحولات سیاسی و جریان های هنری می پردازیم. یافته های پژوهش شش گفتمان مؤثر بر روند تحولات هنر مدرن و معاصر پاکستان را مورد بحث قرار می دهد: (1) گفتمان هنر شرقی گرا و میراث هنر مینیاتور و مکتب بنگال، (2) گفتمان ملی گرا و شکل گیری مکتب لاهور پس از استقلال پاکستان، (3) درهم تنیدگی گفتمان هنر دینی با  فرمالیسم هنری و شکل گیری خوشنویسی مدرن، (4) گفتمان میراث و بازگشت به مینیاتور، (5) گفتمان معاصریت و تلفیق مینیاتور با مضامین انتقادی و سیاسی. جریان هنر معاصر پاکستان بیش از گذشته مورد توجه بازار هنر خاورمیانه و جنوب غرب آسیا است و هنرمندان بیشتری در حال توسعه هنر معاصر پاکستان هستند. 
۲۹۶۶۳.

ادبیات: واقعیت، خیال یا توهم- ایده های فلسفی در تصدیق صور خیال توسط مخاطبان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۸
ادبیات قلمروی است شامل شعر، قطعه ادبی، داستان و رُمان. شاعران و نویسندگان از طریق ژانرهای یاد شده مخاطبان شان را تحت تأثیر قرار می دهند و خبرهایی می دهند که مورد پذیرش مخاطبان قرار می گیرد. برای مثال «آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است» یک قطعه ادبی است که در آن ادعا شده، باران سفر می کند، سفرنامه می نویسد و از آنچه دیده گزارش می دهد. اینها صورت های خیالی است که مخاطبان آن را می پذیرند و آن را گزارشی از واقعیت تلقی می کنند. سوال این است: در دستگاه فلسفی مسلمانان، چه تلقی هایی درباره صور خیال وجود دارد؟ بر پایه کدام تلقی ها مخاطبان صور خیالی شاعران و نویسندگان را گزارش واقعیت می انگارند؟ فرآیند باور در مواجهه با این دست از گفتارهای انسانی چگونه شکل می گیرد؟ چهار تلقی می توان برای پاسخ به این پرسش در نظر گرفت: 1. تلقی عمده منطق دانان مسلمان که این گونه از گزاره ها را تخییل و تحریک می دانند و آنها را گزارش از واقع نمی دانند. 2. تلقی سکاکی که معتقد است شاعر توسعه در مصادیق می دهد. 3. تلقی علامه طباطبایی که در معنای نفس الأمر و پیرو آن، مطابقت توسعه می دهد تا بتواند این گزاره ها را گزارش از واقع و مطابق با واقع بداند. 3. تلقی نگارنده که محکی صور خیال را امری بین الاذهانی بین شاعر و مخاطب می داند که از نوعی قرارداد فرهنگی-هرمنوتیکی پیروی می کند. سنخ پرسش فلسفی-زیباشناختی، روش پاسخ به آن تحلیل و به غرض آنکه در مقام استدلال و اثبات است از گونه پرسش های تبیینی است.
۲۹۶۶۴.

رویکردهای خوانش منظر شهری؛ مرور نظام مند بر توسعۀ مدل های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
 منظر شهری به عنوان پدیده ای چندبُعدی (هولوگرافیک)، از ترکیب همزمان مجموعه کالبدی شهر و فهم ناظر (شهروند) از آن پدید می آید. خوانش منظر تخصصی وابسته به دانش منظر است که فهمی کلی از شهر را طلب می کند. این پژوهش با مروری نظام مند، به بررسی رویکردهای گوناگون خوانش منظر شهری می پردازد و آن ها را در طیفی از جزءنگر تا کل نگر تحلیل می کند. رویکردهای جزءنگر بر مطالعه دقیق اجزای تشکیل دهنده شهر و ویژگی های عینی یا ذهنی فضا تأکید دارند، درحالی که رویکردهای جامع نگر به تحلیل ترکیبی ابعاد عینی و ذهنی می پردازند و سعی در ایجاد درکی یکپارچه از محیط شهری دارند؛ رویکردهای کل نگر اما در فهم منظر شهر به مثابه حیثیتی واحد، حاصل ادراک انسان از فضا هستند. هدف این پژوهش بررسی رویکردهای مختلف در خوانش منظر شهری شامل مراحل مختلفی از جستجو، انتخاب، تحلیل و ارزشیابی منابع علمی است. این پژوهش به روش کیفی با شناسایی منابع مرتبط، از پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی استفاده و در نهایت از طریق تحلیل محتوا، رویکرد آن ها نسبت به مفاهیم کلیدی و مدل های خوانش منظر شهری بررسی و طبقه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که تکامل رویکردهای خوانش منظر شهری ارتباط مستقیمی با رشد دانش منظر داشته است و رویکردهای کل نگر، به ویژه با ترکیب روش های یکپارچه و سیستمی، کامل ترین چارچوب برای مطالعه این مفهوم ارائه می دهند. علاوه بر این، ارتباط میان رویکردها نشان دهنده ضرورت تحلیل چندبُعدی منظر شهری است. در نهایت، مطالعه منظر شهری به عنوان فرایندی چندلایه، نیازمند به کارگیری مدل ها و ابزارهای علمی دقیق است. ادغام روش های مختلف در چارچوبی کل نگر-سیستمی به شناختی معنادار، پایدار و در امتداد هویت شهر، کمک می کند که این امر لازمه هر نوع برنامه ریزی، مدیریت و مداخله مکان مند در فضای شهر است.
۲۹۶۶۵.

مرور نظام مند سامانه های سایه انداز در اقلیم های گوناگون چارچوبی چندمعیاره برای بهینه سازی انرژی و آسایش کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
۲۹۶۶۶.

نحوۀ حضور امر معنوی در شکل گیری معماری (معماری اسلامی: از نفی تا ایجاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
این مقاله به بررسی مفهوم معماری اسلامی و نقد نگرش های شرق شناسانه ای که در دویست سال اخیر شکل گرفته، می پردازد. هدف پژوهش، تحلیل ضرورت حضور امر معنوی در معماری به مثابه یک پدیده است که به جای تمرکز بر پاسخ ها و فرم های نهایی، به فرایند مسئله یابی و نیازهای بنیادین توجه دارد. چارچوب نظری مقاله، در راستای نقد گفتمان مرسوم در مورد معماری اسلامی است که با تفسیر و کاربرد ناقص آن، به از دست رفتن قابلیت این مفهوم به عنوان یک سنت فکری و تجربه زیستی تاریخی منجر شده است. این نگاه، به جای توجه به فرایند و مسیر، تنها بر محصول نهایی و مصداق تأکید می کند. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان معماری اسلامی را به مثابه یک فرایند معنوی و مسئله محور بازتعریف کرد که به توسعه بومی و خودآگاهی جمعی کمک کند؟ پژوهش حاضر، در تلاش است تا معانی صلب و ناکارآمدی که به مفهوم معماری اسلامی افزوده شده است را با رویکردی فلسفی و در قالب پارادایم تفسیری کنار بگذارد. روش این پژوهش پدیدارشناختی است و با تحلیل نشانه های ظاهری، در پی کشف معانی و باطن پدیده معماری اسلامی معنا پیدا می کند. یافته ها نشان می دهد که معماری به عنوان یکی از مظاهر تمدن، نیازمند احضار امر معنوی در جهت دهی به مسیر توسعه است؛ به ویژه برای خلق فضایی که بتواند نیازهای معنوی را در قالب ظرفی برای فعالیت های مبتنی بر معنا برآورده سازد.
۲۹۶۶۷.

بررسی نقش طراحی بسته بندی در حفظ و احیای صنایع دستی گیلان و افزایش ارزش افزوده سوغات سفر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
صنایع دستی و سوغات محلی گیلان به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و اقتصادی این استان، نیازمند توجه و حمایت هستند. از آنجا که بسته بندی به عنوان یکی از عناصر کلیدی در بازاریابی و فروش محصولات به شمار می رود، طراحی بسته بندی به عنوان یک ابزار قدرتمند، می تواند در حفظ و احیای این صنایع و افزایش ارزش افزوده محصولات نقش به سزایی ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی بسته بندی بر حفظ صنایع دستی و افزایش جذابیت سوغات گیلان انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی و مبتنی بر ترکیب رویکردهای کیفی و کمّی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صنعتگران، فروشندگان و گردشگران جمع آوری شده است. بر اساس تحلیل نظریه بنیانی، چالش های بسته بندی مانند هزینه های بالا و کمبود مواد اولیه، مانع از رقابت پذیری محصولات شده، اما بسته بندی مناسب می تواند ارزش افزوده محصولات را افزایش داده و به احیای صنایع دستی منطقه کمک کند. تحلیل آماری داده های مصاحبه شدگان نشان می دهد که گردشگران بیشترین اهمیت را به بسته بندی می دهند (میانگین امتیاز 4/7 از 5)، درحالی که صنعتگران به دلیل محدودیت های مالی کمتر بر این موضوع تمرکز دارند. مشکلات اصلی بسته بندی شامل هزینه های بالا (۳۵٪)، کمبود مواد اولیه (۲۵٪) و عدم آگاهی از طراحی بهینه (۲۰٪) است. از سوی دیگر، گردشگران، استحکام، زیبایی بصری و اطلاعات محصول را به عنوان مهم ترین ویژگی های بسته بندی ترجیح می دهند. همچنین، ۷۰٪ از فروشندگان افزایش فروش را به بسته بندی جذاب نسبت داده و ۴۸٪ تأثیر آن را بر افزایش قیمت محصول تأیید کرده اند. نتایج نشان می دهد که طراحی بسته بندی با استفاده از نمادهای الهام گرفته از فرهنگ بومی، مواد بوم آورد و فناوری های نوین، نه تنها به حفظ هویت فرهنگی کمک می کند، بلکه می تواند به عنوان یک ابزار بازاریابی مؤثر و تعاملی، ارزش افزوده محصولات را افزایش دهد و این چنین، زنجیره اقتصادی گردشگری گیلان را بیش از پیش شکوفا سازد.
۲۹۶۶۸.

ارزیابی نظریۀ هنر و معنویت اسلامی سید حسین نصر؛ با تکیه بر نگارگری ایرانی عصر صفوی (از آغاز تا دوران شاه عباس اول)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۱
نصر از معروف ترین چهره های سنت گرای معاصر به شمار می آید. نقش سنت برای وی تا حدی است که عمده آثار وی در دفاع از آن و نقد مدرنیته نگاشته شده است. به نظر وی، گستره سنت به گونه ای است که در تمدن های سنتی هیچ چیزی خارج از قلمروی آن قرار نمی گیرد. معنای این سخن آن است که هنر نیز از جمله مصادیقی که در زیر چتر سنت قرار می گیرد. نصر برای هنر سنتی ویژگی های متعددی برمی شمرد که معنویت یکی از آنهاست. اساساً وی کتاب هنر و معنویت اسلامی را به همین منظور  نوشته تا رابطه این دو را در هنرهای مختلف پیگیری کند. او، چه در این اثر و چه در برخی دیگر آثارش، نگارگری ایرانی را در پیوند با معنویت قلمداد می کند و در نتیجه، آن را پژواکی از عالم خیال می داند. حال، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که دیدگاه نصر درباره پیوند هنر و معنویت اسلامی، در خصوص نگارگری ایرانی تا چه حد قابل پیگیری است؟ ازآنجاکه گستره این ادعا و نظریه وسیع است، نویسندگان مقاله خود را به لحاظ زمانی صرفاً به عصر صفوی نخست مقید نموده و می کوشند تا با رویکردی تحلیلی تاریخی این رابطه را دنبال کنند؛ بنابراین، هدف تعیین ارتباط نگارگری با معنویت در عصر صفوی متقدم است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اسناد تاریخی در این باره نتایج یکدستی عرضه نمی کنند زیرا اگرچه ممکن است از شرح حال برخی نگارگران بتوان معنویت شخصی آنها را  اثبات کرد ولی در مقابل، سفرنامه ها دراین خصوص ساکت اند. از تحلیل محتوایی دیباچه مرقعات، قانون الصور و برخی منابع مهم تاریخ صفویه نتایج متفاوتی به دست آمد. روش این پژوهش  به صورت تحلیلی توصیفی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.
۲۹۶۶۹.

تحلیل تطبیقی استعاره کلاسیک: از محاکات ارسطویی تا نظریۀ تخیّل در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
چیستی و تعریف استعاره، همواره از مساِئل مهم در حوزه فلسفه ادبیات بوده است. ارسطو نخستین اندیشمندی است که در دو اثر ارزشمند خود، بوطیقا «فنّ شعر» و ریطورریقا «فنّ خطابه»، استعاره را از شیوه های متعارف زبان متمایز می کند و آن را از انواع محاکات برمی شمارد. وی پیوندی عمیق میان استعاره، لذّت و تخیّل برقرار می کند و در فنّ خطابه استفاده از استعاره را منجر به ایجاد لذّت در مخاطب می داند؛ بدین ترتیب که شنونده را به مشاهده امور وا می دارد. ابن سینا نیز با الهام از دیدگاه های ارسطو در فنّ شعر، نظریه شعری خود را ارائه داده است. او تحقّق شعر را در گرو اجتماع وزن و سخن مخیّل می داند با این تفاوت که سادگی کلام را اصل شمرده و استعاره های لطیف و غیر بعید را منشأ لذّت تلقی می کند. از منظر ارسطو، استعاره فاقد اعتبار معرفتی و صرفاً واجد ارزش زیبایی شناختی ست؛ دیدگاهی که ابن سینا نیز در پیوند استعاره با تخیّل برآن تأکید دارد. بااین حال، در ترکیب قیاس استعاری، استعاره می تواند کارکرد معرفت شناسانه بیابد. مقاله حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی در پی آن است تا ضمن معرفی چیستی و تعریف شعر از دیدگاه ابن سینا، دیدگا ه های او درباره شعر و محاکات را بررسی کرده، تعبیرات وی در باب اجزای سخن را تحلیل کند، میزان تطبیق و نزدیکی آرای او به نگره استعاری ارسطو را نشان دهد و جایگاه معرفتی استعاره در نسبت با حقیقت را در اندیشه این دو متفکّر روشن سازد.
۲۹۶۷۰.

تأملی بر مدل میدان های هنری پیر بوردیو و تطبیق آن با سیر تحول عکاسی در جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۹
پیر بوردیو در نظریه میدان های هنری خود از دو قطب مستقل و وابسته صحبت می کند. قطب مستقل بر ویژگی های منحصربه فرد و ناب اثر هنری تأکید دارد و قطب وابسته بر ارزش های مادی و دیدگاه های عامه پسند و عوامل خارجی تکیه دارد. قطب وابسته به روحیات طبقه بالای جامعه نزدیک است و خود به دو بخش دیگر که بورژوازی و صنعتی باشد تقسیم می شوند. در قطب وابسته بورژوازی شاهد رویکردهای هنری مآبانه از سوی هنرمند هستیم. هر   چند که سویه های مادی و عامیانه نیز در نظر گرفته شده است. اما در بخش صنعتی تنها چیزی که اهمیت دارد صرفاً بحث اقتصادی و جلب نظر مخاطب به هر شکل ممکن است. این اثر با   توجه   به گردش حالات اجتماع به یک سمت می تواند در برهه های مختلف تغییر و بسته به سلیقه مردم فرق کند. بنابراین پدیدآورنده اثر باید خودش را با آنچه جامعه می پسندد به روز کرده، اثری باب میل آنان به وجود آورد و به هر ترفندی دست بزند. عکاسی نیز در طول تاریخ خود   نزدیک به دو قرن   فرایندهای فنی و مضمون های مختلفی را اعم از سبک و ژانر را به خود دیده است. عکاسی در هر شرایطی با مخاطب سر و کار داشته است و این به خاطر ماهیت واقع گرایی، ارزان بودن، در دسترس بودن و نیز از سویی دیگر خوانش راحت معنای آن است. در تاریخ عکاسی، مولف و مخاطب دو قطب متقابل هم بودند که بر روی همدیگر همواره تأثیر گذارده اند. در نظریه میدان های هنری بوردیو، مخاطبان از لحاظ قطب وابستگی و مؤلفان از لحاظ قطب مستقل تأثیرگذار بوده اند. هدف این مقاله تطبیق نظریه میدان های هنری بوردیو با سیر تاریخی عکاسی است تا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه سویه های تاریخی عکاسی با نظریه میدان های هنری بوردیو قابل تطبیق است. مقاله حاضر از رویکردی تطبیقی بهره می برد و از نظر هدف بنیادی     نظری بوده و از نظر روش توصیفی     تحلیلی به شمار می رود. همچنین اطلاعات از منابع کتابخانه ای و تارنماهای گوناگون گردآوری شده و نهایتاً با رویکردی کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر انطباق و کارایی نظریه میدان های هنری بوردیو با سیر تحولات تاریخ عکاسی جهان است.
۲۹۶۷۱.

رهیافت فراترکیب در حوزه مطالعات مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و  نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به  سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله  فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری  و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
۲۹۶۷۲.

تبیین معیارهای توسعه فضایی شهر در راستای هم پیوندی شهر و نواحی منفصل شهری با تأکید بر رهیافت رشد هوشمند (مطالعه موردی: شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
نواحی منفصل شهری که جمعیت قابل توجهی را دارند، چالش های قابل توجهی را به وجود آورده اند؛ بنابراین اقدام به موقع ضروری بوده و فرصت بی سابقه ای را در اختیار ما قرار می دهد. ساکنان این مناطق با مشکلات جدی ترافیکی و حمل ونقل توزیع عادلانه خدمات مواجه هستند. نواحی منفصل در مجاورت شهر همدان، از این قاعده مستثنی نیستند؛ بنابراین این پژوهش دو عملکرد دسترسی و توزیع خدمات را در سه ناحیه منفصل مورد بررسی قرارداد، تحقیق جز تحقیقات کیفی کمی است، ۲۸ شاخص در دو بعد عملکردی و دسترسی در قالب ۲۰ عدد پرسشنامه بصورت طیف ۵ گانه لیکرت بین متخصصین شهری توزیع شد و جهت تجزیه و تحلیل از نرم افزار SPSS جهت داده های عملکردی و نرم افزار Depth map جهت داده های دسترسی استفاده شد، سپس ۹ معیار و ۳ آلترناتیو مطرح و با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی توسط نرم افزار Expert choice بهترین و کارآمدترین روش انتخاب گردید.
۲۹۶۷۳.

از گردشگری تا پژوهشگری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۱
مسئله مهمی که امروزه در مطالعات گردشگری می بایست مورد توجه قرار گیرد، فاصله میان تجربه زیسته گردشگر و تحلیل علمی پژوهشگر در فهم و واکاوی فرهنگ مقصد است. این موضوع به شکافی بالقوه میان نگاه تجربی و احساسی گردشگر و نگاه تحلیلی و مفهومی پژوهشگر اشاره دارد، و اینکه آیا امکان دارد تجربه زیسته گردشگر به داده ای معتبر برای پژوهش فرهنگی تبدیل شود؟ آیا پژوهشگر می تواند بدون تجربه مستقیم، به عمق معناهای فرهنگی سفر دست یابد؟ پژوهشگر گردشگری، کاشفی است که برای فهم بهتر و دستیابی به عمق شناخت، پابه پای گردشگران طی مسیر می کند و از مبدأ تا مقصد و از مقصد تا مقصود، در توقفگاه های اندیشه مکث می کند. تلاش دارد تا جامعه علمی را به گستردگی این اقیانوس میان رشته ای و فرارشته ای اقناع کند و اهمیت جایگاه آن را در نظام معرفتی عصر حاضر، برجسته سازد. تجربه سفر نخست با تماشا آغاز می شود. تماشا با چشم سر یا چشم دل و نظاره گر بودن مناظر، لمس فضاها و تجربه لحظه ها. اما آنگاه که نگاه گردشگرانه با نگاه پژوهشگرانه گره می خورد، سفر به تجربه ای عمیق تر از نظاره صرف بدل می-شود. به کاوشی در لایه های عمیق فرهنگ و هویت. و پژوهشگر پلی می شود از شور نگاه تا تأمل معنا، از جوشش احساس تا ژرفای اندیشه و از آستانه تجلیل تا عمق تحلیل. سفر نه تنها جابه جایی در بُعد مکان، که ورود تدریجی به جهان های معنایی و فرهنگی است. گردشگر با نگاه خیره کنجکاو، و پژوهشگر با ذهن تحلیل گر، هر دو در پی کشف این جهان های معنایی هستند؛ یکی با تجربه و دیگری با آزمون و تحلیل تجربه. گردشگر ممکن است تنها شیفته زیبایی و جذابیت های گذرا شود، اما پژوهشگر به لایه های پنهان فرهنگ که با تار و پود مکان و زمان درهم تنیده است، توجه دارد. این دو نگاه متفاوت، مکمل یکدیگرند؛ زیرا یکی تجربه می کند و دیگری معنا می بخشد. در این بین، بهره گیری از شیوه هایی همچون پدیدارشناسی، با پرداختن به تجربه زیسته فرد در مواجهه با جهان پیرامون، کمک می کند تا تجربه سفر نه تنها به عنوان جابجایی در مکان، بلکه به مثابه مواجهه با معنا و هویت درک شود، و اینجاست که تجربه گردشگر می تواند به عنوان یک داده فرهنگی و معرفتی برای تحلیل لایه های پنهان موضوع به کار گرفته شود. تجربه سفر به مثابه شناخت فرهنگی است و گردشگری فرهنگ، دعوتی است به آشتی این دو نگاه؛ آنجا که روایت های سفر با چاشنی تحلیل فرهنگی همراه می شود. دعوت به نگاهی ژرف تر به گردشگری، چرا که سفر نه تنها رسیدن به مقصد، که پیمودن مسیری است آراسته به منظرها و توقفگاه های معنایی که می بایست با گام-های کوتاه و آهسته و توأم با مکث و تأمل طی شود. سفر، در تمام اشکال خود، بستری است برای گردشگری آزادانه فرهنگ.
۲۹۶۷۴.

بازنمایی استعارۀ مفهومی «زندگی به مثابه سفر» در آثار کیارستمی؛ نمونۀ موردی: بررسی سه فیلم «خانۀ دوست کجاست»،«زندگی و دیگر هیچ» و«زیر درختان زیتون»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
استعاره مفهومی «زندگی به مثابه سفر» یکی از بنیادی ترین ابزارهای شناختی برای درک تجربیات انسانی است که در آثار هنری و ادبی ازجمله سینما به کار گرفته می شود. این پژوهش به بررسی نشانه های زبانی این استعاره و طرح واره های تصوری نظیر حرکتی، حجمی و قدرتی در سه فیلم برجسته عباس کیارستمی خانه دوست کجاست ، زندگی و دیگر هیچ ، و زیر درختان زیتون می پردازد. بدین منظور با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) نگاشت های استعاری مانند مقصد، مسیر، موانع، همراهان، راهنماها، بازگشت و سرگردانی در هر فیلم شناسایی و چگونگی ایفای نقش این الگوهای ذهنی در ساختار روایت و تصویرسازی فیلم ها بررسی شده اند. تحلیل متن زبانی فیلم های منتخب نشان می دهد استعاره «زندگی به مثابه سفر» نه تنها در ساختار داستانی و شخصیت پردازی حضور دارد، بلکه در عناصر بصری، فضاسازی و دیالوگ ها نیز به شکلی عمیق و تأثیرگذار بازنمایی شده است. همچنین فراوانی طرح واره حرکتی در مقایسه با طرح واره های حجمی و قدرتی در فیلم های منتخب می تواند نشانگر به کارگیری مفهوم حرکت و کنش فیزیکی به عنوان زبان سینمایی و استعاره ای برای جست وجوی معنای زندگی، مواجهه با واقعیت و عبور از بحران ها بوده و تماشاگر را با تجربه چندوجهی از زمان و فضا در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت قرار دهد که حاصل نگاه فلسفی و زیباشناسانه کیارستمی به روایت و سینماست  و مخاطب را وارد فرایند فعال مشارکت در تفسیر روایت و پیوند با واقع گرایی نموده و به بازاندیشی در مورد مسائل بنیادی مانند عشق، مرگ، بازسازی و جست وجوی معنا دعوت می کند.
۲۹۶۷۵.

زیبایی شناسی فارابی در تحلیل بصری و مفهومی نگارگری ایران ازبک در قرن دهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۸
نگارگری ایران ازبک معروف به مکتب بخارا با حضور هنرمندانی چون کمال الدین بهزاد و محمود مذهب به اوج رسیده و بر مکاتب بعد از خود تأثیرگذار بوده است. شناخت بیشتر اندیشه های فارابی، فیلسوف اسلامی، در حوزه هنر و زیبایی رویکردی جدید از مفاهیم هنر دینی را بر ما خواهد گشود که بر اساس آن بتوان با نگاهی متفاوت به هنر و خصوصاً هنر نگارگری بازنگریست. این پژوهش برآن است تا با مطالعه آراء فارابی در حیطه هنر دینی و زیبایی شناسی، به بررسی این رویکرد در نگارگری ایران ازبک بپردازد. پرسش مطروح در پژوهش حاضر عبارت است از؛ رویکرد دینی نگارگری ایران ازبک بر مبنای آراء زیبایی شناسی فارابی چه ویژگی هایی دارد؟ در راستای پاسخ به این پرسش، اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری حاوی 9 نگاره از مکتب بخارا است که به-طور هدفمند و از بین نگاره های معتبر و دسترس انتخاب شد. نتایج حاصل حاکی از آن است که مطالعه آراء وی در نگاره های منتخب از مکتب بخارا نشان می دهد که هنرمندان این مکتب، با اتکا به هر سه نوع صور خیالی فارابی، سودمندی و ایجاد لذت مفید، اقناع ذهن مخاطب، همراهی نطق و خیال در شکل گیری آثار و حفظ کمال در رنگ و شکل توانسته اند به اصول زیبایی شناسی بر اساس رویکرد دینی فارابی دست یابند.
۲۹۶۷۶.

بررسی تأثیر دیوارهای سبز بر خرداقلیم پیرامونی در فصل پاییز در اقلیم گرم و نیمه خشک شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۹
پژوهش حاضر به ارزیابی دقیق تأثیر دیوارهای سبز بر پارامترهای محیطی و شاخص های حرارتی در مقیاس واقعی می پردازد. علی رغم تمرکز تحقیقات پیشین بر تأثیر این سیستم ها در فصل های تابستان و زمستان، تحقیقات کمتری به تأثیر این سیستم ها در فصل پاییز پرداخته اند. این پژوهش، به تحلیل اثرات دیوارهای سبز بر خرداقلیم پیرامونی در فصل پاییز و مقایسه اثرات آن در فواصل مختلف از دیوار می پردازد. اندازه گیری های میدانی طی 10 روز، به صورت 24 ساعته و در فواصل مختلف از دیوارها، شامل یک دیوار سبز و یک دیوار عاری، به منزله نمونه کنترل، در فصل پاییز انجام شد. از شاخص های مرتبط با احساس حرارتی (شاخص گرما، شاخص رطوبت و شاخص احساس گرمای تابستانی) و استرس حرارتی (شاخص استرس گرمایی کشنده) با استفاده از زبان برنامه نویسی پایتون بهره گرفته شد. یافته ها نشان دادند که دیوار سبز در طول شبانه روز، به طور میانگین بیشترین اثرگذاری را در فاصله 0.5 متری بر کاهش شاخص های حرارتی تا °C2.1 داشته است. همچنین با تجزیه وتحلیل داده هایِ حاصل از محاسبه شاخص ها در ساعات اوج گرمای روز، مشخص گردید که دیوار سبز به طور میانگین، شاخص های حرارتی را تا °C3.9 بلافاصله بعداز دیوار کاهش می دهد. نتایج حاکی از آن است که دیوارهای سبز در فصل پاییز به طور مؤثری به بهبود شرایط خرداقلیم پیرامونی، به ویژه در ساعات اوج گرمای روز، در محیط های شهری واقع در اقلیم گرم و نیمه خشک کمک می کنند.
۲۹۶۷۷.

اکفراسیس در سینمای پست مدرن ایران با رویکرد نشانه شناسی اکو (مطالعۀ موردی: فیلم فروشنده ساخته فرهادی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
این پژوهش با بهره گیری از نشانه شناسی اومبرتو اکو، به تحلیل مفهوم اکفراسیس در سینمای پست مدرن ایران، با مطالعه موردی فیلم فروشنده اصغر فرهادی، می پردازد. مسئله اصلی، چگونگی کاربرد اکفراسیس به عنوان ابزاری نشانه شناختی برای تولید معانی چندلایه در سینمای پست مدرن است. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه اکفراسیس از طریق تعامل زبان، تصویر، و پیش تفسیرهای فرهنگی، معانی پیچیده را در فیلم های پست مدرن ایران شکل می دهد؟ اهداف پژوهش شامل بررسی نقش اکفراسیس در بازنمایی معنایی، تحلیل تعامل زبان و تصویر در فروشنده و شناسایی تأثیر پیش تفسیرهای فرهنگی بر تفسیر مخاطب است. روش تحقیق توصیفی   تحلیلی با رویکرد نظری - کاربردی است و داده ها از تحلیل رمزگان های بصری، شنیداری، و روایی فیلم، به ویژه ارجاعات بینامتنی به مرگ فروشنده آرتور میلر و گاو داریوش مهرجویی، گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که اکفراسیس در فروشنده نه تنها بازنمایی هنری آثار دیگر را تسهیل می کند، بلکه با فعال سازی پیش تفسیرهای فرهنگی، مخاطب را به مشارکت در معناسازی دعوت می کند. این تکنیک، لایه های معنایی پنهان، از جمله بحران هویت و زوال اخلاقی، را آشکار می سازد و درک عمیق تری از پیچیدگی های سینمای پست مدرن ایران ارائه می دهد. این پژوهش بر نقش فعال مخاطب در تفسیر و اهمیت رمزگان های فرهنگی تأکید دارد و راه را برای تحلیل های نشانه شناختی بیشتر در سینمای ایران هموار می کند.
۲۹۶۷۸.

نظام جاگذاری پیکره زن در نگارگری ایرانی (کتاب آرایی ها و تک برگی ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
یکی از مباحث مطرح در ساختار نگارگری ایرانی نظام جاگذاری پیکره انسان در اثر است که به چگونگی چینش و موقعیت قرارگیری این عنصر تجسمی در ترکیب می پردازد. در این میان، پیکره زن به عنوان یکی از دو جنسِ انسانی و نحوه جانمایی آن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها قابل ملاحظه است. هدف از این پژوهش بررسی شیوه جا گذاری پیکره زن در ساختار تجسمی نگاره هاست. سؤالات هم عبارت اند از: 1. چه تغییراتی در موقعیت مکانی پیکره زن در کتاب آرایی ها و تک برگی ها رخ داده است؟ 2. چه عواملی در دگرگونی ایجادشده مؤثر بوده است؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مشاهده مستقیم نگاره هاست و روش تجزیه وتحلیل هم کیفی است.این مطالعه نشان داد نوعی دگرگونی در نظام جاگذاری پیکره زن از کتاب آرایی ها به تک برگی ها رخ داده و این تحول در راستای حضور پُررنگ تر و بااهمیت تر پیکره زن در تک برگی هاست. در کتاب آرایی ها متن ادبی عامل تعیین کننده حضور و چگونگی حضور پیکره زن در ترکیب بندی هاست. ازاین رو، متناسب با متن ادبی یا بخشی از روایت که نگاره تصویرگر آن است، پیکره زن در چهار وضعیت «پیکره اصلی»، «پیکره مکمل»، «پیکره فرعی» و «پیکره پس زمینه یا سیاهی لشکر» تصویر شده است. در تک برگی های آغازین، پیکره زن حضور جدی ندارد و عموماً جنس مرد تصویر شده است، ولی در دوره صفوی پیکره زن به دو صورت زوج عشاق و تک پیکره نگاری رواج یافت. ساختار مرکزگریز در تصاویر زوج عشاق، پیکره زن و مرد را به یک درجه و اهمیتِ تجسمی ارائه می دهد و قرارگیری هر دو در نقاط پر تأکید قاب، نشان از برابری هر دو جنس دارد. در تک پیکره نگاری ها از جنس زن که مهم ترین تحول در این زمینه محسوب می شود، پیکره زن یگانه عنصر تجسمی در صفحه است و پیکره او به نقطه تمرکز اثر تبدیل می شود. احتمالاً این دگرگونی و حضور پُررنگ و گسترده پیکره زن در تک برگی ها، به ویژه در مکتب اصفهان، به سبب دو عامل موازی بوده است. عامل اول، هنری و زیبایی شناسی است و به دلیل تغییری است که در قالب یا گونه هنری رخ داده است. در تک برگی ها به دلیل عدم استفاده از منطق تعدّد پیکره ها و حذف پیکره های متفرقه، با ترسیم کردن پیکره زن در این قالب هنری، خواه ناخواه بر پیکره او تأکید تجسمی بیشتری می شود. عامل دوم، اجتماعی است که با ذائقه هنری حامیان جدید هنری مرتبط است. نگاره های تک برگی از وظیفه مصور کردن متون ادبی رهاشده و به تبعیت از شرایط زمانه، تحت تأثیر سلیقه و خواست حامیان قرار گرفتند. اعمال سلیقه آن ها در تک برگی ها که گاهی با تمایلات لذت جویانه همراه بود، زمینه ساز حضور متفاوت پیکره زن در تک برگی ها شد.
۲۹۶۷۹.

سادگی در بافت: پارچه های مینیمالیستی ایران در تطبیق با مینیمالیسم غربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۶
بیان مسئله : با این وجود، در میان پارچه های سنتی ایرانی، نمونه هایی با ویژگی های مینیمالیستی وجود دارد که سادگی در طراحی و عدم پیچیدگی در نقوش را نمایان می سازند. شناسایی این پارچه ها اثبات وجود طرح های مینیمال در پارچه بافی ایرانی پیش از ظهور هنر مینیمال در جهان مسئله تحقیق است. سؤالات پژوهش : در این پژوهش سؤالات زیر مطرح گریده اند: کدام یک از پارچه های سنتی ایرانی ویژگی های مینیمالیستی را دارند؟ چه ویژگی های طراحی و ظاهری در برخی پارچه های ایرانی وجود دارد که آن ها را در زمره پارچه های مینیمالیستی قرار می دهد؟ چه شباهت هایی در عناصر فرم و طراحی میان پارچه های سنتی ایرانی و نقاشی های مینیمالیستی وجود دارد؟ اهداف پژوهش : این پژوهش با هدف شناسایی و معرفی پارچه های سنتی ایرانی دارای ویژگی های مینیمالیستی، به بررسی نمونه هایی همچون کرباس بافی، برک، ارمک، شمد، فرت و تون بافی می پردازد که به عنوان دستباف های مینیمالیستی شناسایی شده اند. در ادامه، این پارچه ها با آثار نقاشی هنرمندان پیشگام مینیمالیسم غربی مقایسه می شوند تا وجود طراحی های مینیمالیستی در پارچه بافی سنتی ایرانی پیش از ظهور جهانی هنر مینیمالیسم و به کارگیری آن در طراحی لباس های مدرن را اثبات کنند. روش پژوهش: این پژوهش به صورت کتابخانه ای و با استفاده از منابع معتبر انجام شده و داده ها به صورت کیفی گردآوری و تحلیل شده اند. روش تحقیق توصیفی و تطبیقی است که به بررسی و تحلیل ابعاد مختلف موضوع می پردازد و هدف آن ارتقای درک علمی در حوزه طراحی پارچه و مینیمالیسم است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهند آنچه هنرمندان مینیمالیست به عنوان یک جنبش مدرن مطرح کردند، در سنت های بصری و هنری ایران، به ویژه در تولید منسوجات، به صورت ارگانیک و بر اساس نیازهای زیباشناختی و کارکردی، از قرن ها پیش وجود داشته است. در واقع میان آثار مینیمالیستی غربی و آثار هنرمندان پارچه باف ایرانی شباهت هایی فرمی وجود دارد.
۲۹۶۸۰.

تبیین مرزهای عصر مفرغ شمال شرق و شرق ایران براساس مطالعات باستان شناسی فرهنگ بلخی- مروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
تلاش برای ترسیم مرزها و سرحدات غربی فرهنگ بلخی- مروی در شمال شرق و شرق ایران یکی از راه های شناخت ساختار این دوره فرهنگی است. فرهنگ بلخی- مروی، فرهنگ غالب عصر مفرغ میانی و جدید در شرق خراسان است. این فرهنگ که به اختصار BMAC نامیده می شود، در اواسط هزاره سوم تا اواخر هزاره دوم قبل از میلاد در مناطق جغرافیایی شمال افغانستان، جنوب ترکمنستان، جنوب ازبکستان، شرق و شمال شرق ایران شکل گرفته و گسترش یافته است. ترسیم مرز این فرهنگ به ترسیم مرزهای جغرافیایی خراسان فرهنگی و مشخص کردن گستره فرهنگی، تفکیک و تمایز میان مواد و یافته های باستانی در مناطق تماس، نقش مهمی دارد. مسئله اصلی این پژوهش مشخص کردن مرزهای فرهنگ بلخی- مروی در استان های سه گانه خراسان (شمالی، رضوی و جنوبی) است. بر این اساس سؤالات این گونه مطرح می شود: 1- محدوده نفوذ فرهنگ بلخی- مروی در خراسان شامل چه مناطقی می شود؟ 2- چرایی وجود فرهنگ بلخی- مروی در خراسان به چه نحوی قابل تبیین است؟ روش این پژوهش به شکل توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای است. نتایج پژوهش بیانگر این است که این فرهنگ تا حدی در بخش هایی از خراسان به شکل استقرارها در خراسان شمالی و خراسان رضوی و به شکل گورستان هایی در خراسان جنوبی نفوذ یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان