ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۶۱ تا ۲٬۵۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۲۵۶۳.

تجلی تخیل مقدس در نقشمایه های سفال و سرامیک اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۷۰
نقوش سفال و سرامیک دوران اسلامی تداعی اشکال آشنایی است که ریشه در اساطیر باستانی و ادبیات ایران دارد و به کارگیری دوباره آنها و بعد از دوران باستان زنده کردن خاطره های ظاهرا فراموش شده ای است که در ناخودآگاه جمعی این ملت جای دارد....
۲۵۶۶.

حکمت آب و آینه در معماری اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲۰ تعداد دانلود : ۸۰۴
تهی کردن کالبد معماری اسلامی از معنا، به مسخ ماهیت معماری اسلامی منجر خواهد شد. فضایی که این معماری طراحی می کند، علاوه بر استفاده از عناصر و مواد در بهترین حالت کاربری خود، از هرآن چه که قابلیت انطباق با معانی رمزی و عمیق اسلامی دارد، به نحوی بهره می برد که این عناصر حامل مفاهیم عرفانی در کالبد معماری آید. آب و آینه با معماری اسلامی همراهی دیرین دارد. آیا آب و آینه را با توجه به نحوه حضور در معماری اسلامی و فضاهایی که از آن ها بهره برده شده است، می توان نشان از مفاهیم اسلامی دانست؟ آب به عنوان شریف ترین نعمتی که خداوند سبحان به انسان ارزانی کرده است، علاوه بر نقش خنک کنندگی و ایجاد طراوت در فضای معماری اسلامی، محمل معانی عمیق عرفانی می گردد و با آینه در ویژگی انعکاس نقوش و تصاویر  اشتراک می یابد. آینه نیز همچون آبی است که در درون بنا به کار می رود که تنها نقش آن انعکاس تصاویر و نقوش است. مفهوم آینه در عرفان اسلامی بسیار پردامنه طرح گردیده و نحوه به کارگیری آن در معماری اسلامی و معانی که این نوع کاربرد بر دوش می کشد نیز بسیار عمیق و قابل تأمل است. در این پژوهش، سعی بر این است تا حکمت کاربرد آب و آیینه در معماری طرح و تبیین شود.
۲۵۶۹.

حکمت خالده و جایگاه طبیعت در جهانبینی و معماری معابد ادیان مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۹ تعداد دانلود : ۳۰۷۶
ادیان در جهان سنتی به عنوان عنصر غالب در تعیین خط فکری و آداب و منشهای جوامع مطرح بوده و در شکلگیری و نحوة گسترش هنرها تأثیری ژرف داشته به طوری که در جهان سنتی، دین با فلسفة زندگی و هنرها همزاد و همراه است. طبیعت عنصری حائز اهمیت در ادیان و واجد جایگاهی متفاوت در ایدئولوژیها بوده است، به طوری که در جهانبینی جوامع سنتی علیرغم تشابهاتی که در آنها دیده میشود، جایگاه طبیعت از عنصری که خود خداوند یا جزئی از خداوند به شمار میرفته تا عنصری شرّ و جایگاه زندگی شیطان متغیر بوده است. با اینهمه وجود عناصر مشترک طبیعت در شکلدهی به معماری به عنوان شاخهای از هنرها که بیشترین قرابت با محیط و طبیعت را دارد، میتواند متأثر از ایدئولوژیهایی باشد که در ادیان با عنوان «حکمت خالده» مطرح است. در این راستا پژوهش درصدد پاسخگویی به سؤالات زیر است : آیا بینشهای دینی متفاوت در مورد طبیعت باعث تفاوتهایی تأثیرگذار در معماری ادیان شده است؟ چه مباحث و عناصر مشترکی در ارتباط با طبیعت در معماری معابد ادیان مختلف وجود دارد؟ آیا حکمت خالده یا جاویدان خرد در حوزه آثار هنری مرتبط با ادیان، به ویژه معماری قابل گسترش است؟ روش پژوهش، تحلیلی و تفسیری- تاریخی است. ابزار و روشهای گردآوری اطلاعات اسنادی، کتابخانهای، تهیه فیش، نقشهها و نمونههای آثار معماری هستند. روش تجزیه اطلاعات نیز استدلال قیاسی و استدلال استقرایی (استنتاجی) است.
۲۵۷۵.

چیدمان فرهنگ: موسیقیِ فرش (نگاهی به عناصر بصری موسیقی در هنرهای تجسمی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۶ تعداد دانلود : ۳۲۰۱
موسیقی، هنر اول و انتزاعی ترین هنریست که توسط اصوات شنیده می شود، اما آیا تنها موسیقی را می توان شنید؟ و آیا می توان نمودهای موسیقایی را در هنرهای بصری مشاهده کرد؟ در میان هنرهای تجسمی، هنر فرش در بسیاری از عناصر و ترکیباتی که دنبال می کند به دلیل وجه بکر بودن نقش و رنگ خود و تجریدی بودن به ویژه در بافته-های عشایری و روستایی قابلیت تطابق با عناصر موسیقایی را دارد. در میان همه ملت ها و حتی مذاهب، هنر، زبان مشترک است و شاخه های هنری نیز با وجود تفاوت هایی که با یکدیگر دارند اما به دلیل داشتن زبانی مشترک می توانند، وجه هنری شان را به زبان هم بازگو کنند؛ موسیقیِ فرش انکارناپذیر است به همان اندازه که تجسم نقوش و رنگ ها با شنیدن قطعه ای موسیقی در ذهن و جان آدمی، بی واسطه تجسم می یابد. این پژوهش نگاهی دارد به عناصری از موسیقی که قابلیت دیده شدن در هنرهای تجسمی به ویژه فرش دستبافت ایرانی را دارد. لازم به ذکر است پژوهش حاضر، ایده و نگرشی است که برای بررسی کاملاً علمی و جامع آن نیاز به مطالعات و بررسی های گسترده از سوی محققان، هنرمندان و آگاهان به موسیقی و فرش ایرانی است.
۲۵۷۶.

کتیبه های اسلامی آذربایجان در سده های پنجم و ششم هجری و تصحیح بازخوانی برخی از آن ها

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری تاریخ هنر تاریخ هنر ایران پس از اسلام از آغاز تا پیش از مغول
  2. حوزه‌های تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام سفال، کاشی و ...
تعداد بازدید : ۲۰۱۵ تعداد دانلود : ۲۴۸۰
سده های پنجم و ششم هجری مصادف با حکومت سلجوقیان در ایران، دوران شکوفایی کتیبه های اسلامی به خط تعلیق، نسخ و کوفی است. اما تعداد کتیبه های شناخته شده به خط کوفی یا خطوط دیگر در منطقه آذربایجان در این سده ها و پیش از آن بسیار اندک است. به طوری که مجموعاً تعداد 9 کتیبه در این پژوهش به صورت میدانی یا کتابخانه ای یافته و بازخوانی شده است. یافتن دلایل تعداد اندک این کتیبه ها در دوران شکوفایی و وفور کتیبه نویسی عربی و اسلامی یکی از سوالات اصلی این پژوهش بوده است. مقاله حاضر، در گام نخست به شناسایی و توصیف تنها نمونه های کتیبه نگاری بناهای تاریخی منطقه آذربایجان مربوط به پیش از سده ششم هجری پرداخته و پس از بازخوانی انتقادی این مجموعه، دو کتیبه مربوط به گنبد مدور و گنبد کبود مراغه که قبلاً توسط آندره گدار (1371) بازخوانی شده اند را با استفاده از مستندات تصحیح کرده است. در نهایت بررسی مجموع یافته ها نشان می دهد که کتیبه های اسلامی آذربایجان در شش سده اول هجری می توانسته بسیار بیش از این تعداد باشد و بررسی شواهد تاریخی و مستندات ارائه شده، به تأیید این فرضیه می رسد که اکثر این کتیبه ها در چند قرن بعدی به ویژه در اوایل دوره صفوی تخریب شده اند. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات آن چنانکه اشاره شد، به صورت میدانی و کتابخانه ای گردآوری شده است. با توجه به پراکندگی این کتیبه ها در سطح منطقه آذربایجان، معرفی و بازخوانی یکجای آن ها در یک مقاله گام مهمی در جهت تحلیل تحولات تاریخی دوره مذکور و دوره های بعدی از نظر کتیبه نویسی دارد؛ به ویژه آنکه چهار بنای آرامگاهیِ گنبد سرخ، گنبد مدور و گنبد کبود مراغه و بنای سه گنبد ارومیه، جزء منحصربه فردترین آثار این دوره اند.
۲۵۷۸.

اونجلیست ها، یازده سپتامبر و بازنمایی اسلام

۲۵۷۹.

مفهوم منظر فرهنگی؛ اصطلاحی ناکارآمد در فرهنگ شرق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۵ تعداد دانلود : ۹۳۵
یکی از عمیق ترین نیازهای ما، حس هویت و تعلق است. پیوستگی انسان به منظر و چگونگی پیداکردن هویت در منظر و مکان یک نیاز مشترک میان انسان ها است. لذا منظر آن چیزی که ما به سادگی می بینیم نیست، بلکه روش نگاه کردن است : ما با چشمانمان منظر را می بینیم ولی با ذهنمان آن را تفسیر می کنیم و ارزش ها را با دلایل ناملموس (معنوی) به آن (منظر) نسبت می دهیم. بدین جهت منظر می تواند به عنوان یک ساختار فرهنگی که در آن حس ما از مکان و خاطره ذاتی ماندگار شده است، دیده شود. توجه روزافزون به مطالعه منظر فرهنگی موجب به رسمیت شناخته شدن مناظر فرهنگی برجسته و قرارگرفتن آنها در فهرست میراث جهانی در 1992 شده است. این مقاله به بررسی برخی ایده های مرتبط با منظر و خاطره و ارتباط تنگاتنگ ""منظر"" و ""ذهن انسان"" و با تمرکز بر آسیا به عنوان زمینة اصلی شکل گیری ایدة مناظر فرهنگی که دارای امتیاز بیشتری است، می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان