بافت تاریخی شهر یزد به مثابه میراثی شهری واجد آثار ارزشمند تاریخی فرهنگی است. تاکنون به منظور حفاظت از این میراث فرهنگی، اقدامات متعددی توأم با رویکرد احیا صورت گرفته که به احیای برخی از ابنیه این بافت تاریخی به صورت واحدهای اقامتی - گردشگری منجر شده است. ارزیابی کیفیت احیا در این تجارب زمینه ساز بستری مناسب جهت ارتقای سطح کیفی فرآیند احیای میراث های معماری در نمونه های آتی خواهد بود. تحقیق حاضر با این هدف به سنجش کیفیت تجارب احیای میراث معماری با کاربری اقامتی- گردشگری از نگاه کاربران گردشگر پرداخته و مؤلفه های کیفی که در تحلیل این تجارب می توانند تأثیرگذار باشند را بررسی نموده است. این تحقیق مبتنی بر نگرش سنجی بوده است و با استفاده از پرسشگری ساختاریافته از کاربران گردشگر مقیم در 26 نمونه شناسایی شده، در دو مقیاس بنا و محیط پیرامونی صورت پذیرفته است. سنجش میزان رضایتمندی کاربران گردشگر از مؤلفه های تأثیرگذار بر حوزه های کیفی احیا به عنوان مبنای ارزیابی و شاخصه تحلیل کیفیت تجارب در نظر گرفته شده است. بر این اساس، رضایتمندی کاربران گردشگر از کیفیت های «فرهنگی و ارزشی»، «تشخص بخشی به مخاطب»، «اجتماعی»، «ایمنی و آرامش بخشی روانی» و «عملکردی» در احیا در مراتب اول تا پنجم قرار گرفته اند. میزان رضایتمندی کلی کاربران گردشگر از احیاهای صورت پذیرفته بیش از 60 درصد و نشان دهنده موفقیت نسبی احیای میراث معماری با کاربری اقامتی- گردشگری در بافت تاریخی یزد است.
استفاده از نمونه ها توسط دانشجویان در طراحی معماری رواج دارد، اما مرز کپی برداری و برداشت صحیح روشن نیست. سوال این است که برداشت صحیح چیست و چگونه می توان رابطه بین ایده طراحی را با نمونه ارزیابی نمود؟ در این پژوهش با هدف کشف تعریف برداشت صحیح، ابتدا ساختاری به عنوان سطوح بهره گیری از آثار بر اساس طبقه بندی سطوح اندیشه از به یادآوردن، فهمیدن، بهکاربستن، تحلیل کردن، ارزیابی کردن تا آفریدن تدوین می شود. بر اساس این ساختار، تحلیل می شود که الگوهای برداشت صحیح موجود در ادبیات کدام سطح را دربردارند. با بررسی کلیه روشهای ارزیابی برداشت، چهار تعریف از برداشت صحیح بر اساس چهار رویکرد فرآیند برداشت، خلاقیت ایده، اجتناب از درجازدن و برداشت ساختاری ارائه میشود و برای هر تعریف روشی برای ارزیابی رابطه بین ایده و نمونه معرفی میشود. نتایج پژوهش نشان می دهد برداشت صحیح فراتر رفتن از سایر سطوح مواجهه با اثر و رسیدن به سطح آفریدن است که نتیجه آن شباهت ساختاری با نمونه، تکرار نشدن ویژگی های نامطلوب و ارتقای بداعت و کیفیت ایده طراحی است. ارزیابی بداعت و کیفیت ایده طراحی و نوع شباهت بین ایده و نمونه توسط داوران خبره به عنوان روش ارزیابی پیشنهاد می شود.
طراحی گرافیک از آغاز حیاتش تا کنون دارای سرشتی اجتماعی بوده تا بدان حد که ارتقاء و سیر تکوینی این شاخه از هنرهای تجسمی پیوندی مستقیم و غیر مستقیم با عوامل گوناگون اجتماعی داشته است.عواملی که در ساخت این هنر نمودی مؤثر داشته و پیش شرط های لازم و ضروری در شکل گیری مرحله مدرن آن می باشد از جمله ورود و رواج صنعت چاپ به ایران که نقشی بنیادی در گذار طراحی گرافیک از مرحله سنتی به مرحله مدرن بر عهده داشت . سوال اصلی این مقاله آن است که چه عوامل اجتماعی در شکلگیری طراحی گرافیک مدرن ایران اثر گذار بوده و هر یک چه پیامدهایی در این رابطه داشته است؟ این مقاله به لحاظ نظری به حوزه جامعه شناسی هنر مربوط می شود و بر شکلگیری مرحله مدرن طراحی گرافیک ایران تاکید دارد.روش آن از نوع تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعاتش مبتنی بر داده های کتابخانه ای می باشد.رویکرد این مقاله ترکیبی از نظریه جانت ولف در خصوص تاثیر گذاری عوامل متعدد اجتماعی در تولید هنر است. متناسب با نظریه ولف عوامل گوناگون اجتماعی چون فن،نهادهای اجتماعی،اشتغال هنر، پرورش هنرمندان و نظام های حمایتی در تولید هنر موثر هستند. بر این اساس هدف اصلی این مقاله بیان آن است که طراحی گرافیک مدرن ایران در دوران قاجار هرگز به یکباره و یا در خلاء شکل نگرفت بلکه بر پایه عوامل متعدد اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، صنعتی و تحولات وابسته به آن شکل گرفت . آن گونه که می توان تاثیر این تحولات را مکمل نقش گرافیک سنتی و نیز تلاش هنرمندان پیشرو در سیر تکوینی این شاخه از هنرهای تجسمی دانست . تحولات صنعتی از جمله ورود و رواج صنعت چاپ و یا تغییرات عمده فرهنگی به ویژه تغییر نظام آموزشی کشور و سایر دگرگونی ها هر یک در شکل گیری طراحی گرافیک مدرن ایران در این دوران موثر بوده اند. خلاصه دستاورد این مقاله دلالت گر آن است که هرچند به دنبال تغییرات شرایط اجتماعی کشور، طراحان گرافیک ظاهرا رها از قید تولید اجتماعی هنر از جمله فعالیت در کتاب خانه های سلطنتی شدند اما ایشان هیچ گاه به طور کامل از تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم عوامل اجتماعی به ویژه فرهنگی ، صنعتی و حتی سیاسی رها نشدند بنابراین تصور هنرمند در مقام آفریننده یگانه اثر بر این واقعیت سایه می افکند که طراحی گرافیک همچنان یک فرآورده جمعی و متاثر از ساختارهای اجتماعی جامعه خویش بوده ساختارهایی که در تولید آن نمودی با واسطه و یا بی واسطه داشته و پیش شرط لازم و ضروری برای تولیدش می باشند .
کودکان بزرگ ترین سرمایه های آینده جامعه هر کشوری هستند و مراقبت از آن ها برعهده خانواده ها و نظام آموزشی و دیگر نهادها می باشد. همچنین دوران کودکی سال های مهم و حیاتی برای رشد جسمی و فکری کودکان محسوب می شود. بنابراین آموزش های عمومی باید از همین سنین آغاز شود. هنر در آموزش و انتقال اطلاعات به کودکان نقش مهمی را ایفا می کند. بروز رخدادهای طبیعی در دنیا، مانند زلزله، سیل و... آسیب های مالی و جانی زیادی را در سال های اخیر به بشر وارد کرده است. امروزه اهمیت آموزش بلایا در برنامه های عملیاتی با رویکرد کاهش خطر و بلایا، ایجاد تاب آوری که می تواند سطح آسیب پذیری و اثرات ناگوار و مخرب حوادث را کاهش دهد، بسیار تأکید شده است. بنابراین کسب مهارت جهت پیشگیری عوارض ناشی از حوادث و بلایای طبیعی که جامعه بشریت را قرن ها تهدید می کند، امری ضروری است. همچنین نیازمند آموزش و انتقال دانش به کودکان، به عنوان گروه آسیب پذیر است. در این بین، هنر به عنوان ابزار سودمند در آموزش و پیشگیری می تواند مؤثر بوده و نقش آفرینی کند. بنابراین در این پژوهش، به بررسی نقش هنر در پیشگیری از حوادث و بلایا برای آموزش کودکان 6 تا 12 سال پرداخته شده است.
پراکنده رویی پدیده ای است که در نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفته و امروزه به عنوان یکی از موضوعات محوری در بسیاری از کشورها مطرح است. پراکنده رویی پیامدهای مثبت و منفی فراوانی را به همراه داشته است و می توان گفت که با توجه به ساختارهای گوناگون و ویژگی های متفاوت جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و جز اینها، دلایل پراکنده رویی از شهری به شهر دیگر متفاوت است. ارومیه از شهرهایی است که در سال های اخیر با سرعتی شتابان گسترش یافته است. به منظور بررسی میزان پراکنده رویی در ارومیه، پس از مروری بر متون نظری و تجربی مرتبط، بر اساس تلفیقی از نظریات اوینگ و دیگران (2002)، تورنس (2008) و فرنکل و اشکنازی (2007)، با استفاده از 19 متغیر نشانگر پراکنده رویی و انجام تحلیل عاملی در 30 ناحیه ارومیه، در نهایت این شش عامل، که پراکنده رویی را در این شهر تبیین می کنند، معرفی شده اند: اختلاط کاربری، تراکم، بی قاعدگی نواحی ساخته شده، مرکزیت، دسترسی، و فضای فعالیت. مقایسه پراکنده رویی با روند گسترش کالبدی ارومیه در سال های مختلف، نشان می دهد نواحی ای که در دوران آغازین شکل گیری شهر به وجود آمده اند، پایین ترین میزان پراکنده رویی را دارند؛ و با هرچه نزدیک تر شدن به نواحی ساخته شده در سال های اخیر، می توان دید که عمدتاً روند گسترش شهر به سمت پراکنده رویی بیشتری میل می کند. همچنین بررسی ساختار تک مرکزی شعاعی ارومیه و مقایسه آن با پدیده پراکنده رویی، مشخص می سازد که گسستگی ایجادشده در ساختار فضایی ارومیه باعث شده است که عمدتاً در نواحی خارج از ساختار شهر پراکنده روییِ زیادی مشاهده شود.
از مارتا گراهام می توان به عنوان یکی از پایه گذاران رقص مدرن یاد ک رد. او از باله کلاسیک فاصله گرفت، رقص مدرن را به عنوان انقلابی علیه آن صورت بندی کرد و همچنین با خلق زبانی نوین از حرکات، عواطف ژرف انسانی را به نمایش گذاشت. گراهام شیوه اش را به گونه ای طراحی کرد که بدن رقصندگان را بیانگر و نمایشی تر جلوه دهد و همچنین با کمک گرفتن از عبارات شاعرانه دست به خلق تصاویر بص ری زد. او ایده هایش را از حرکات حیوانات، سفرهایش به شرق، مطالعات بسیار در حوزه موسیقی، فلسفه، روانشناسی و اسطوره های یونانی وام می گرفت. گراهام در پی آن بود که از مسیر رقص به ضمیر انسان راهی بگشاید. پیش از شکل گیری ایده های گراهام، آنتونن آرتو ایده طاعون را طرح ریزی کرده بود که با الهام از رقص بالی، کلیدواژه خودانگیختگی را پیشنهاد می کرد. مفهوم خودانگیختگی به رویدادی آنی در اجرا اشاره دارد. یعنی بازیگر در لحظه و به صورت آنی به هر چیز واکنش نشان می دهد به شکلی که گویی اولین رویارویی او با رویداد است. آرتو ریشه این در لحظه بودن و آنی واکنش نش ان دادن را در ضمیر ناخودآگاه انسان جستجو می ک رد و در صدد آن بود تا با حمله به حواس تماشاگر به ناخودآگاه او دسترسی یابد و مخاطب را با خود حقیقی اش مواجه کند تا بتواند به کاتارسیسِ مطلوب نظرش برسد. به نظر می رسد آرتو بازیگری را یک 43 بخش پژوهش 1 . این مقاله مستخرج از پایا ننامه کارشناسی ارشد نگارنده اول، تحت همین عنوان است. 2 . کارشناسی ارشد بازیگری، پردیس فارابی، دانشگاه هنر، تهران. 3استادیار، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران. . 4 کارشناس ارشد کارگردانی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران. پست الکترونیک: . ساحت شهودی و غریزی قلمداد کرده است. در این پژوهش با بررسی دیدگاه آرتو و با تمرکز بر مفهوم خودانگیختگی او، به زمینه های شکل گیری رقص گراهام، ویژگی ها، تکنیک ها و الهامات رقص او پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهند که میان ایده های رقص مدرن و مسئله خودانگیختگی بازیگر، شباهت هایی وجود دارد. در همین راستا اثری از گراهام با نام سوگواری را با تمرکز بر ایده خودانگیختگی آرتو بررسی کرده ایم. به نظر می رسد می توان چنین گفت که اجراهای گراهام خودانگیخته و آنی هستن د و او در تلاش است تا با زبان بدن، مفاهیم را به مخاطب انتق ال داده و از طریق غلیان احساسات به ضمیر ناخودآگاه آن ها راه یابد. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.
شهرها امروزه با چالش های پیچیده و به هم پیوسته ای چون رشد فزاینده ی شهرنشینی و جمعیت شهری، عدم توازن در هرم سنی، کمبود مسکن، نارسایی زیرساختهای شهری و خدماتی، معضلات زیست محیطی و قطبی شدن رشد اقتصادی مواجه هستند. یکی از مفاهیم جدید جهت مقابله با چالش های کنونی شهرها در عرصه برنامه ریزی شهری، توسعه شهر هوشمند است که قابلیت های فیزیکی و مجازی را با هم یکپارچه می کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی -تحلیلی در صدد مشخص کردن وضعیت مناطق هشت گانه شهر کرمانشاه از لحاظ بهره مندی از ابعاد و شاخص های شهر هوشمند بر اساس 5 بٌعد پویایی هوشمند، مردم هوشمند، زندگی هوشمند، محیط هوشمند و حکمرانی هوشمند است که هر کدام از این ابعاد نیز شامل 6 گویه می شوند. از کل جامعه آماری پژوهش، 384 نفر به عنوان حجم نمونه به تفکیک مناطق در نظر گرفته شد و برای تجزیه و تحلیل یافته ها، از آزمون های T-test، Anova، آزمون تعقیبی Tuky HSD، و برای ترسیم نقشه های توزیع فضایی ابعاد و شاخص ها در سطح مناطق، از GIS استفاده شده است. نتایج کلی پژوهش بیانگر وضعیت نسبتاً مطلوب شهر کرمانشاه به لحاظ بهره مندی از ابعاد و شاخص های شهر هوشمند است؛ ولی منطقه 1 به لحاظ مجموع ابعاد مورد بررسی با کسب رتبه اول و وضعیتِ مطلوبیتِ مناسب، انطباق بیشتری با شاخص های شهر هوشمند دارد. در مقابل، مناطق 2 و 5 در رتبه های آخر و وضعیت مطلوبیت پایین - نامطلوب، با شاخص های شهر هوشمند فاصله دارند؛ لذا در یک اولویت بندی، به عنوان مناطق محروم از نظر شاخص ها و ابعاد شهر هوشمند برای توسعه معرفی می گردند.
با توجه به اینکه اکثر پروژه های عمرانی با سیستم اجرای متعارف به پیمانکاران واگذار می شود، لازم است که توجه خاصی در تهیه اسناد این نوع قراردادها و تخصیص ریسک های مرتبط با آنها مبذول گردد. از این رو هدف از این تحقیق شناسایی، ارزیابی و تخصیص بهینه ریسک های مهم پروژه های راهسازی میان طرفین قرارداد (کارفرما و پیمانکار) می باشد. به طوریکه یک چارچوب کاربردی برای تخصیص صحیح ریسک مهیا کنیم تا مسئولیت ها و ریسک های طرفین این نوع قراردادها تحت عنوان ماتریس تخصیص ریسک به وضوح بیان شود. این تحقیق به روش توصیفی- میدانی انجام شده است که در آن پس از بررسی پیشینه تحقیق، تعداد 36 ریسک در پروژه های راهسازی که با قراردادهای سه عاملی به پیمانکار واگذار می شوند شناسایی و بر اساس نظر خبرگان اولویت بندی و تخصیص بهینه آنها انجام گرفته است. طبق نتایج پیمایش، از 36 ریسک شناسایی شده، تخصیص22 ریسک به کارفرما، 8 ریسک به پیمانکار، 6 ریسک به کارفرما و پیمانکار مشترکاً پیشنهاد شد. همچنین با مقایسه تطبیقی ریسک های تخصیص داده شده در مفاد شرایط عمومی پیمان با نتایج پیمایش معلوم شد که شرایط عمومی پیمان نیاز به اصلاحات اساسی دارد. که در این مورد "ماتریس تخصیص ریسک" به عنوان راهکار ارائه شد.
حرفه معماری و به تبع آن آموزش معماری فرایندی است که به شدت متأثر از عوامل فرهنگی هر سرزمین است. از آنجا که دوره پایه طراحی معماری بخش مهمی از دوره آموزش را در بر می گیرد نقش مهمی در شکل گیری شخصیت دانشجویان و رویکرد ایشان در رابطه با معماری و موضوعات مرتبط با آن از جمله فرهنگ دارد. در این مقاله از یک سو با مقایسه برنامه های دوره پایه طراحی در سه دانشگاه اصلی کشور سرفصل های آموزش پایه جمع بندی شده است و از سوی دیگر به روش دلفی مؤلفه های فرهنگ و موضوعات تاثیرگذار بر معماری در حوزه مؤلفه های فرهنگی تدوین شده است. در مرحله نهایی به روش دلفی و استنتاج منطقی، امکان توجه به مؤلفه های فرهنگی در سرفصل های مختلف دوره پایه ارزیابی شده است. این بررسی نشان می دهد در چارچوب آموزش فعلی نیز با لحاظ موضوعات فرهنگی مرتبط با معماری در سرفصل های آموزش پایه امکان توجه به مؤلفه های فرهنگی وجود دارد.
نشانه های فرهنگی، فرم های گرافیکی انتزاعی هستند؛ انباشتی از فرهنگ غنی ملت ها، نمایی از داشته های صوری و مفهومی کشورها در قالبی کوچک و بازتابی از اندوخته های کهن الگویی یک ملت. کهن الگوها، الگوی اصلی و پایدار ذهنی و محصول تجربه جمعی بشر در طی هزاران سال هستند. آنها، خود را در نمودهای انسانی از جمله نشانه های تصویری، نشان می دهند. در این مقاله به کمک نگرش اسطوره ای و کهن الگویی، نشانه های فرهنگی مرتبط با حوزه دانش؛ اعم از دانشگاه ها، انتشارات و مؤسسه های پژوهشی (حداقل ده نمونه مطرح بین المللی و ملی)، مورد بررسی قرار می گیرند. هدف از این امر، درک بینش کهن الگویی است که تمدن های مختلف به مفهوم دانش داشته اند و تبلور دوباره آن در شکل های ساده شده نشانه های کنونی دیده می شود. برای دست یابی به ارتباطی منطقی و استدلالی متقن، بیش از صد نشانه دانش بنیاد بین المللی و ملی مشاهده شدند؛ اکثریت نشانه ها، زبان مستقیم را برگزیده و به نمادهای تصویری سرراست چون کتاب و سردر دانشگاه اکتفا کرده اند، اکثر طراحان، از نمادهای ملی در طراحی نشانه دانشگاه بهره برده و برداشتی مستقیم از مفهوم دانش داشته اند، برخی که مورد پژوهش این مقاله بوده، از نمودهای ضمنی و نهفته در کهن الگوها بهره برده اند. اکثر نشانه هایی که مفاهیم ثانویه را القا نموده ، در فرهنگ های مختلف به صورت یکسان استفاده شده اند؛ کهن الگوهایی که در فرهنگ های مختلف مشترک بوده و خواستگاه های اساطیری داشته و فرم های درخت، خورشید، آتش (شمع، مشعل) و آب، که نمادهای معرفت در کهن الگوی جهانی هستند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به واکاوی معنای دانش و معرفت در کهن الگوهای جهانی پرداخته و بازتاب آنها را در نشانه های مطرح مؤسسه های دانش بنیاد، معرفی می کند.
یکی از بناهایی که پس از اسلام اهمیت ویژه ای پیدا کرد، مدارس می باشد. این گونه فضایی از دوره سلجوقی با نظامیه ها آغاز و پس از طی مراحل تکامل خود، در دوره قاجار به شکل مسجد مدرسه ها گسترش یافت. با ورود مدرنیته به ایران و تحول نوع آموزش، کاربرد این گونه فضایی محدودتر شده و مدارس مدرن، شکل دیگری به خود گرفتند.با توجه به ویژگیهای مسجد مدرسه ها و اهمیت کالبدی کارکردی و مفهومی آنها در ایران اسلامی، در این مقاله تلاش شده با بررسی مهمترین مسجد مدرسه های دوره قاجار، به تحلیل نمونه های شهر تبریز پرداخته شود. در این تحقیق که به روش توصیفی - تحلیلی و تاریخی و با مطالعات کتابخانه ای و میدانی به انجام رسیده است، بررسی ویژگیهای فضایی مسجد مدرسه های شهر تبریز در دوره قاجار و مقایسه آن با خصوصیات سایر مسجد مدرسه ها، به عنوان الگوهای معماری مدارس این دوران، انجام شده تا به پرسش درباره ساختار و ویژگیهای فضایی و تأثیرات نوع ساماندهی فضاها در پیدایش الگوها، پاسخ داده شود. نتایج نشان داد که علیرغم وجود شباهت در خصوصیات فضایی اصلی، نمونه های مطالعاتی، تفاوتهای ماهوی با الگوهای مسجد مدرسه های این دوران دارد و معماران این بناها تلاش نموده اند با بهره گیری از ساختارهای اصلی، با انجام تغییراتی مناسب ترین پاسخ را به شرایط محیطی منطقه دهند.
فرهنگ اسلامی یکی از غنی ترین حوزه های فکری بشر در طول تاریخ می باشد که جنبه های مختلف جامعه اسلامی را شکل و سامان داده است. هنر اسلامی از حکمت الهی و معانی عمیق عرفانی تشکیل شده است، چون این هنر ریشه در تفکرات معنوی و الهی دارد. به نظر می رسد معماری اسلامی چهره جمال و حقیقت صورت را؛ در شکل به منصه ظهور می رساند. آن تجلی یقین انسانی در عملکردهای مادی بوده و سرچشمه هایی در درون معمار داشته است. هنر مقدسی اساسی ترین وجه هنر سنتی است که بقای آن مستقیماً در گرو بقای دین است و این پیوند حتی پس از تضعیف و زوال ساختار جامعه سنتی نیز پابرجاست. احکام مقدس تجلی عوالم برتر در عالم نفسانی و مادی هستی است. مبدأ صدور امر مقدس، عالم معنوی است که بالاتر و فراتر از قلمروهای ذهنی یا نفسانی است، چنان که در تعالیم اسلامی اولی مربوط به «روح» و دومی مربوط به «انیت» است. معماری قدسی به عنوان یکی از حاملان اصلی هنرهای معنوی از جایگاه و جایگاه مشخصی در جامعه برخوردار است. سوالات تحقیق بر این قرار هستند که؛ کدام ارزش ها معرف تجلی الهی یا مقدس در معماری هستند و آن را متعالی می کنند؟ هنرهای مقدس و دلایل وجودی آن ها در معماری اسلامی ایرانی چیست؟ بررسی اصول و ویژگی ها، همراه با شناسایی الگوهای سودمند در جایگاه هنر مقدسی، هدف این پژوهش است. روش شناسی این تحقیق عمدتاً مقطعی بوده و اساساً مبتنی بر اسناد و مدارک پیشینه است. همچنین مصاحبه با متخصصان این حوزه نیز به نفع ما بوده است. سؤالی که در صدد یافتن پاسخ آن هستیم این است که کدام ارزش ها و ویژگی ها جلوه الهی بر معماری نهاده و آن را متعالی کرده است. در نتیجه می توان ادعا کرد که همین رابطه انسان، جهان و معماری، ضرورت موعود شناخت معماری اسلامی است.
آیین باران خواهی هدرسه در ایران، در زمره مراسم هایی است که برای تمنای باران در برابر خشم طبیعت به صورت گروهی یا انفرادی اجرا می شود. از آنجا که یکی از سازوکارهای موثر و کارآمد در حفظ و ترویج آیین های سنتی، بازآفرینی آنها در قالب اشکال هنری نوین است این مقاله به وجوه اشتراک عناصر اجرایی آیین هدرسه که در استان های فارس، کهگلویه و بویراحمد و بوشهر اجرا می شده با پرفورمنس می پردازد. الگوی غالب در این مقاله نظریه ی شکنر پیرامون اجرا و رابطه آن با آیین است. براساس این نظریه، تئاتر و آیین بازتاب یک فعالیت مشترک بشری هستند. هنر اجرا با این قصد که هنر و زندگی نباید از هم جدا باشند تمامی هدفش را بر مشارکتی گذاشته است که تماشاگر برای تکمیل یک اجرا باید انجام دهد تا آن را بیافریند و تکمیلش کند. اجرا رجعت دوباره و امروزی ما به آیین هایی می باشد که هنر را با زندگی و مراسم و اداب و رسوم پیوند می دهد و تعامل طبیعت و انسان را برقرار می نماید. شکنر معتقد است در صورت ترکیب یک آیین با یک رویداد واقعی می توان بیشترین استفاده را از یک اجرای گروهی برد. هنر اجرا اهداف و مقاصد آیین ها را در دوران ما به عهده گرفته است. روش پژوهش حاضر توصیفی -تحلیلی بوده و برای گردآوری اطلاعات از دو شیوه «کتابخانه ای» و «تحقیق میدانی» استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که بین آیین باران خواهی هدرسه و هنر اجرا در عناصری چون اجراگر، تماشاگر، زمان، فضا، اشیاء و موسیقی اشتراکاتی وجود دارد.
S trategic planning, as the las t s tage of the development of urban planning, s trives to create consensus among citizens regarding urban development adaptability and participative techniques. Urban residents are recognized as s takeholders in the planning process and will take part in its final formulation. In addition to discussing issues like reducing poverty, city planning, and environmental problems, the CDS prioritizes increasing economic competitiveness. This s tudy measured good urban governance, livability, bankability, and competitiveness indicators for Mallard. A descriptive-analytical approach has been used to accomplish this. The mos t crucial feature of this s trategy is that it views cities as the engine of economic growth and directly affects governance, local economic growth, and poverty alleviation.The purpose of this article is to review and evaluate the components of the city development s trategy in Mallard. The data were processed using SPSS and AMOS software, one-sample T-tes ts, and other tools. The results show that while the components of bankability (2.20) and competitiveness (2.42) are in a somewhat better position than the other components, the components of livability (1.70) and good urban governance (18.82) are in a much poorer position.
پیشینه ی کاربرد رنگ در مجسمه سازی قدمتی بس طولانی دارد. از نخستین تندیس های الهه های مزین به سنگ های قیمتی و رنگین و نقوش درون غارها با رنگ های طبیعی تا مجسمه های معاصر. پیکرک های مادینه و غالبآ در حالت نشسته، بیشترین پیکرک های دوره ی نوسنگی را تشکیل می دهند که در مواردی نه چندان زیاد به صورت رنگی دیده شده اند. در ایران این پیکرک های رنگی بیشتر در مناطقی چون تپه ی حاجی فیروز، یانیک تپه و شهر سوخته پیدا شده اند که گاه وجوه مشترکی با پیکرک های رنگی دیگر مناطق باستانی دنیا چون چتل هویوک در ترکیه دارند. رنگ در این پیکرک ها در قالب نقوش مختلفی چون خطوط زیگزاگی، جناغی و مواج و یا نقوش شناخته شده ای که بیشتر نمادین هستند استفاده شده است. استفاده از رنگ و نقوش تزئینی نه تنها به هر چه زیباتر شدن اشیا و ظروف منجر می شد بلکه بستر مناسبی را برای انتقال مفاهیم فراهم می نمود. رنگ در پیکرک های دوران نوسنگی نیز زبانی نمادین به شمار می آید که مفاهیم، باورها و عقاید خاص هر فرهنگ را نمایش می دهد. جایگاه مهم رنگ در زندگی، عقاید و باورها و نهایتاً در هنر انسان دوره ی نوسنگی که بیشتر از خصوصیتی نمادین برخوردار است، محتوای اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد.
نظریه رشد اریکسون بیانگر اهمیت محیط زندگی و نقش بازی در دوران رشد کودک م یباشد. این درصورتی است که فضاهای مسکونی امروز ما توانایی پاسخگویی به نیازهای طبیعی کودکانمان را ندارند. این پژوهش که با هدف تدارک محی طها و فضاهای مسکونی کارآمدتر و سالم تر و به تبع آن رضایتمندی ساکنان از مجموع ههای زیستی انجامشده، به بررسی اثر ویژگ یهای فضایباز مجموع ههای مسکونی به عنوان یکی از عوامل محیطی، بر روی چگونگی رشد کودک م یپردازد. با توجه به رویکرد بینرشته ای تحقیق، زمینه روان شناسیمحیطی برای تبیین فرضیه و آزمون آن مناسب تشخیص داده شد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که؛ آیا مجتم عهای مسکونی آپارتمانی می توانند فضای مناسبی برای رشد کودکان فراهم کنند؟ روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی از نوع علی مقایس های می باشد. نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک راهه و ضریب همبستگی پیرسون نشان م یدهد که بین اضطراب کودکان و رضایت از فضای باز مجتم عهای مسکونی به لحاظ آماری رابطه معنادار وجود ندارد.
شیوه صفوی مکتب شیراز تابعی از جریان های هنری پایتخت صفویان در تبریز، قزوین و اصفهان بود. این شیوه که می توان بدان شیوه قزلباشی مکتب شیراز اطلاق کرد، اندکی پس از استقرار امیران طایفه ذوالقدر در فارس پدید آمد و هنرمندی چون قاسم بن علی (ملک قاسم شیرازی) در پدیداری آن سهمی در خور داشت و همو بود که ویژگی های شیوه قزلباشی پایتخت صفویان را در نسخه نگاره های شیراز وارد کرد و هنرمندان دیگر به تبعیت از او، این شیوه را ادامه دادند و آن را جایگزین شیوه ترکمانی مکتب شیراز کردند. تأکید بر عناصر معماری، حضور جامه های صفوی و از جمله تاج حیدری پیکره ها، ورود جلو ه هایی از زندگی روزمره مردم که بازتابی از مشارکت مردم در آداب و سنن مذهبی و اجتماعی عصر صفوی بود، وجود تذهیبی پرمایه به ویژه در سرلوح ها و بخش های تزئینی نسخه ها و حواشی و تشعیرهای غنی از خصوصیات شیوه صفوی مکتب شیراز بود. بیشتر نسخه ها را شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، یوسف و زلیخای جامی، ظفرنامه علی یزدی، کلیات سعدی، دیوان حافظ و در نیمه دوم قرن دهم هجری نسخه های مجالس العشاق در برمی گرفت. انتخاب این نسخه ها با توجه به تحولات هنری پایتخت صورت می گرفت. مثلاً با کناره گیری شاه طهماسب از حمایت هنری و پرداختن به امور مذهبی و اخلاقی، در شیراز کتاب آرایی نسخه های مجالس العشاق که متنی عارفانه و اخلاقی بود، رواج یافت. به نظر می رسد که امیران طایفه ذوالقدر چندان علاقه ای به حمایت هنری نشان ندادند چون نامی از آنها در کتابت نسخه ها دیده نمی شود. در این مقاله، شکل گیری و فراز و فرود شیوه صفوی مکتب شیراز فحص می شود و عوامل پدیدآور آن از نسخه نگاره ها تا مذهبان، نقاشان و کاتبان با روش توصیفی و تحلیلی که برآمده از روش استقرایی است، تتبع شده است.
مرقد منور امام هشتم (ع)، محل ارادت خیل بسیاری از هنرمندان؛ از جمله نجاران و نقاران بوده است. آثار چوبی پنجره، دَر، منبر و بخشی از ضریح در این مکان، از دوره ایلخانی تا معاصر محفوظ هستند. هنوز بر گذرگاه ها، تعدادی از دَرها نصب بوده و تعدادی دیگر، در موزه مرکزی آستان قدس نگهداری می شوند. هدف مقاله، بررسی تطبیقی مضمون و ساختار بصری آثار چوبی کتیبه دار مجموعه، به ویژه مضمون و محتوای آثار است. بنابراین، سؤالی که مطرح شده این است که محتوای کتیبه های چوبی چگونه دسته بندی می شود و ویژگی های بصری آثار چوبی کتیبه دار حرم چه هستند؟ نوع تحقیق، بنیادی بوده و روش آن، توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است. اطلاعات، بر مبنای داده های کتابخانه ای و به ویژه مطالعات میدانی استوار هستند و جامعه آماری به دلیل محدود بودن آثار، تمام شماری شده است. یافته ها نشان داده در مجموع، سی و چهار اثر کتیبه دار چوبی موجود هستند. کتیبه ها، بر بخش های مختلف آثار به خطوط رقاع، ثلث جلی و خفی، کوفی بنایی و نستعلیق، کتابت شده اند. محتوای کتیبه ها در هفت قالب؛ کتیبه های تاریخی، واقفان و سازندگان، قرآنی، مدح و نعت، اسمای متبرکه الهی و نام های امامان، شهادتین و روایات، مورد تحلیل قرار گرفته است. غنای هنری و محتوایی این آثار، سیر تکوین قابلی از هنر منبت و معرق را در تاریخ هنرهای سنتی ایرانی اسلامی عیان ساخته است.
حوزه رسانه نوین به گفتمانی اشاره دارد که با تکنولوژی و رسانه های معاصر پوشیده شده است. امروزه بسیاری از هنرمندان با تکنولوژی دیجیتال به مثابه رسانه هنری سروکار دارند. واقعیت افزوده، فنّ روی هم گذاری نگاره های کامپیوتری بر نمای زنده جهان واقعی است. هنر واقعیت افزوده، به آثار هنری نمایش داده شده در محیط واقعی گفته می شود که از واقعیت افزوده به مثابه رسانه هنری استفاده می کنند. به دلیل تعاملی بودنِ هنر واقعیت افزوده، مخاطب آن به کمک کنش بدنی خود به تجربه زیباشناختی می پردازد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش بدن در تجربه هنر واقعیت افزوده است. نمونه های مورد مطالعه، برگرفته از آثار هنر واقعیت افزوده در دوسالانه های ونیز و استانبول در سال 2011 است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، استفاده از سنجه های غیرواکنشی شامل عکس و تصاویر ویدئویی برگرفته از اینترنت است. در این پژوهش با تبیین تمایز میان دو مفهوم تصویر بدن و شاکله بدن نزد موریس مرلوپونتی، مشاهده می شود که در هنر واقعیت افزوده با استفاده از شاکله بدنی، عاملیت مخاطب اثر هنری به عنوان هستی تن یافته افزایش یافته است و التفات سوژه متجسد در مقابل رسانه، به شیء افزوده شده معطوف می شود.