از آنجا که در حفاظت از شهر ها و بنا های فرهنگی تاریخی، پاسخ به نیاز های جدید شهروندان و حفظ هویت تاریخی شهر ها هم زمان مدنظر است، پاسخ گویی به این دو رویکرد به ظاهر متضاد که یکی معطوف به حال و آینده و دیگری وفادار به گذشته است اهمیت دارد. هویت شهری دارای دو بعد اصلی است؛ بعد اول، حقیقتی است که دیده نمی شود و بعد دوم، منظر و کالبدی است که در برابر دیدگان قرار دارد. نوسازی بافت های تاریخی باید مبنای نظری و چارچوبی داشته باشد که در آن کالبد و ساختاری که دیده می شود همراه با جنبه های فرهنگی اجتماعی، به صورت توأمان مورد توجه قرار گیرد، به طوری که این بافت ها هویت و اصالت خود را از دست ندهند. نویسندگان این مقاله بر این باورند که حل چالش بین هویت و نوسازی بافت های تاریخی، بدون در نظر گرفتن فرایند هویت سازی و لایه های معنایی آن امکان پذیر نیست. به منظور دست یابی به چارچوب هویت بخشی به محیط، از نظرات «ژاک لاکان1» (1981-1901) روانکاو، نظریه پرداز، مدرس و یکی از تأثیرگذار ترین روشنفکران فرانسوی قرن بیستم، استفاده شده که دیدگاه هایش، دریچه جدیدی در مطالعات اجتماعی گشوده است. این مقاله نشان می دهد چطور سطوح اولیه هویت مکان، ""ادبیات طراحی و برنامه ریزی در سطح جهانی"" را شکل می دهد و سپس در سطوح بالاتر با عمیق تر شدن هویت مکان، ""زبان طراحی و برنامه ریزی محلی"" شکل می گیرد. درنهایت به منظور انجام فرایند نوسازی در بافت های تاریخی، با توجه به ارزش هر اثر به لحاظ کالبدی، عملکردی و معنایی، باید تصمیم گرفت کدام یک از این سطوح، باید بدون تغییر بماند، کدام یک قابلیت تغییر دارد و این قابلیت به چه میزان است.
در گذشته، اغلب شهرها و روستاهای ایران دارای فضاهای گردهمایی نظیر شربتخانه ها بودند که مردم برای گفتگو و استراحت موقت در این اماکن گرد هم می آمدند، شربتی می آشامیدند و در باب موضوعات محلی روز مذاکره می کردند. در همین اماکن بود که ایرانیان با ذوق و اشتیاق وافر به اشعار و داستان های شاهنامه گوش فرامیدادند.
در خصوص قدمت و اینکه از چه زمانی شربتخانه ها در ایران آغاز به کار کردند اطلاعات درستی در دست نیست. با این حال، گمان می رود نخستین شربتخانه ها پس از ظهور اسلام و منع مذهبی نوشیدن شراب، در دوره سلطنت تیمور در شهر سمرقند پدید آمد و در زمان شاه اسماعیل صفوی به اوج رسید و در نهایت در همان دوره با آمدن قهوه رو به زوال رفت. همراه با رسم شربتنوشی در دربار صفوی، شغل شربتدارباشی نیز پدید آمد و از مناصب مهم درباری شد. دگرگونی های فرهنگی در جامعه کنونی ما سبب به فراموشی سپرده شدن سنتها و آداب و رسوم گذشتگان شده است. از این رو پژوهش در خصوص جامعه سنتی و شناخت ارزشهای اجتماعیـ فرهنگی آن اهمیت چشمگیری دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی ـ تطبیقی، ضمن بیان تاریخچه و نقش شربت خانه در زندگی اجتماعی ایرانیان، معماری این نهاد اجتماعی و فرهنگی معرفی و در آخر مقایسهای میان ویژگی های معماری فضاهای تعاملی همچون شربتخانه ها و قهوهخانه ها از سویی و از سوی دیگر میان معماری شربتخانه های موجود انجام شده است. یافته ها بیانگر آن است که شربتخانه ها و قهوه خانه ها معمولاً برای انجام فعالیت های جمعی به صورت مرکزگرا؛ و بنا بر نوع استفاده و کاربری حکومتی یا مردمی آن، دارای معماری برونگرا یا درونگرا بودهاند.
پیدایش پدیدة شهرنشینی، ظهور شهرها و تبعات ناشی از آن سبب جلب توجه اندیشمندان علوم مختلف شده است. در این میان نقش محققان حوزه فرهنگ اسلامی همچون فارابی در پژوهش های تاریخی مربوط به شهر، شهرنشینی و شهروندی بسیار پررنگ است. این پژوهش قصد دارد به بررسی آرای مربوط به مقوله ""شهر و شهرنشینی"" از دیدگاه معلم ثانی و کاربرد آن در دانش برنامه ریزی به خصوص در امر مشارکت شهروندان بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس روش توصیفی ـ تحلیلی بوده است که از منابع اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. با بررسی های به عمل آمده به این نتیجه می توان رسید که دیدگاه های مطرح شده این اندیشمند اسلامی با دیدگاه های معاصر اندیشمندان امروزی قرابت و تشابه زیادی داشته است. به عبارت دیگر، می توان گفت که ما با انسانی جمع گرا و البته شهرگرا روبرو هستیم که آینده نگری خاصی نسبت به امور شهری داشته است. به نظر می رسد نظریات وی به بحث مشارکت شهروندی نزدیک است که یکی از مسایل مهم در برنامه ریزی انسان گرا به شمار می رود. نتایج این پژوهش می تواند نقش دیدگاه های بومی را در رشته های علوم انسانی به خصوص علوم شهری به نحو کاربردی تری ارتقا بخشد.
ایجاد فضاهای عمومی شهری در دهه های اخیر تلاشی در جهت رفع نیاز اجتماعی انسان به فضاهای عمومی بوده است. از این لحاظ شناسایی معیارهای ایجادکننده و ارتقاء دهنده اجتماع پذیری در فضاهای عمومی ضرورتی است در این جهت که مانع از خاموشی و از رونق افتادن فضاهای عمومی شهری مختلف باشد. سؤالات مطرح در این خصوص عبارتند از : 1) چه رابطه ای بین فضاهای باز شهری و سطح تعاملات اجتماعی شهروندان وجود دارد؟ 2) چه شاخص هایی از طراحی شهری می توانند موجب ارتقای سطح تعاملات اجتماعی شوند؟ هدف از تحقیق پیش رو تبیین شاخص های طراحی شهری مؤثر در ایجاد و ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضاهای عمومی شهری می باشد که به عنوان نمونه شهرستان گرگان مورد بررسی قرار گرفته است. جهت پاسخگویی به هدف بیان شده ابتدا مفهوم طراحی شهری، فضاهای عمومی، اجتماع پذیری، اجتماع پذیری در فضاهای عمومی مورد مطالعه قرارگرفته است. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه ی کاربران فضا یعنی گردشگران داخلی و خارجی شهر گرگان هستند که به صورت تصادفی 150 نفر به عنوان نمونه مورد پرسش قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پژوهش از روش های آماری توصیفی(جداول و نمودارها و...) و همچنین به منظور مطالعه عمیق و دستیابی به متغیرها و روابط موجود بین آنها، از روش آماره های استنباطی(تحلیل عاملی و آزمون های آماری"KMO" و آزمون بارتلت) در قالب نرم افزار spss و Excel در راستای سنجش معیارها و پاسخگویی به فرضیه و سؤالات تحقیق بوده است، بهره گرفته شده است. آنالیز انجام شده از طریق آماره های استنباطی نشان داده که بین متغیرهای طراحی شهری و تعاملات اجتماعی و بین مؤلفه های فردی و تعاملات اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد به طوریکه با توجه کردن به معیارهای اجتماع پذیری و بالا بردن کیفیت های شهری در حین برنامه ریزی و طراحی فضاها موجب می شود آنها در کنار یکدیگر و در بخش های مختلف به حیات خود ادامه دهند و سبب افزایش هر چه بیشتر تعاملات اجتماعی بین شهروندان شوند.
هنر فعالیتی آگاهانه است که در آن هنرمند به وسیله ی بعضی نشانه های خارجی، احساساتی را که در زندگی خویش داشته است، به دیگران منتقل کرده، چنان که دیگران نیز از آن احساسات متاثر شده و آن ها را تجربه نمایند. این بحث از آن جا با مقوله مورد نظر ما در ارتباط است که این دریافت مشترک میان بیننده آثار هنری، به جز ارزش های فیزیکی و ساختاری آثار، با ارزش های روان شناختی هم در ارتباط می باشد، ارزش هایی که از هم دردی ها و علائق مشترک، تاریخ و پیشینه ی یکسان و بالاتر از این مشترکات فلسفی و فکری انسان ها به وجود می آیند. وقتی به این اشتراکات در دریافت های انسانی می رسیم، دقیقاً به تاریخ و پیشینه و علائق مشترک تاکید داریم، چیزی که گروهی آن را «هویت» می نامند. هنرمند حساس به هویت، سعی دارد آثاری خلق کند که در قالب و صورت ویژگی هایی داشته باشد که بتوان آن را از هنر دیگر ملل تفکیک نمود. این ویژگی ها می تواند مبتنی بر اصالت های بومی، دینی و فرهنگی هر کشور و قومیتی باشد. گذشته ی تاریخی، حماسه های آبا و اجدادی سرزمین نیاکان ما، اصلاً جغرافیای زبان مادری ما، باورها و سنت های طایفه ای، مفاخر ملی مان و به طور کلی همه ی این ها جزء هویت فرهنگی ماست. شعر و ادبیات فارسی در ایجاد غیرت ملی و دلبستگی نیاکانمان در درک عظمت تاریخی و فرهنگی این سرزمین تاثیر مستقیم دارد. نگارش و مصورسازی نسخ خطی و از این میان شاهنامه همواره مورد توجه حاکمان و هنرمندان نگاره گر بوده، چرا که نگارش و تهیه نسخه شاهنامه یکی از سنت های ادبی– هنری ایران در طی قرون متمادی بوده است. بر این اساس تعداد زیادی نسخه خطی از شاهنامه مربوط به دوران ایلخانان تا اواسط دوره قاجاریه به جای مانده است. در این مقاله که به ارزش و اهمیت شاهنامه به عنوان یک اثر شاخص ملی و مصورسازی آن در دوره های مختلف اشاره شده به معرفی و تبیین نمونه هایی از نگاره های شاهنامه دوران ایلخانی تا قاجاریه با تاکید بر هویت جویی ایرانی می پردازد. شایان ذکر است، نحوه چیدمان مطالب و تصاویر بر مبنای توالی تاریخی شاهنامه های مصور دوران مذکور می باشد. سوالات: 1- هویت جویی ایرانی چگونه در داستان ها و مضامین شاهنامه انعکاس پیدا می کند؟2- تعامل شاهنامه و نگارگری در هویت یابی ایرانی چگونه در مضامین و پردازش نگاره ها انعکاس یافته است؟اهداف مقاله نیز شامل موارد زیر است: 1- شناخت شاخصه های هویتی ایرانی- اسلامی در نسخه های مصور شاهنامه دوران ایلخانی تا اواسط صفویه2- دستیابی به عوامل تاثیرگذار بر نوع شاخصه های هویتی ایرانی- اسلامی در شاهنامه فردوسی کلیدواژگان: شاهنامه فردوسی ، هویت ایرانی ، نگارگری ایرانی ، مضمون
نگارگری ایران، در طول اعصار از جلوه های بارز تمدن ایرانی و اسلامی بوده است. از ویژگی های نگارگری ایران در سده های پس از اسلام، پیوستگی اش با ادبیات فارسی است. نسخه های خطی بسیار زیادی برگرفته از اشعار شاعران گوناگون در دوران هنری مختلف مصورسازی شده اند، موضوع پژوهش حاضر نیز بررسی نگاره های یکی از این نسخه ای زیبا است، و آن نسخه هفت اورنگ جامی موزه فریر واشنگتن است. این نسخه برجسته در کارگاه ابراهیم میرزا مصور گردیده است. کتاب هفت اورنگ جامی را باید واپسین نسخه مصور ممتاز با معیارهای سلطنتی به شمار آورد. مطالب این مقاله به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و تدوین آن ها به شیوه توصیفی است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که نگارگران هفت اورنگ جامی از آزادی عمل بیشتری در اجرای نگاره ها برخوردار بوده اند و در اغلب نگاره ها گرایشی نو به چشم می خورد. برخی نگاره ها دارای ویژگی هایی از قبیل تأکیدهای رنگی و ریتم متنوع خطوط می باشند که حالتی پرتحرک به صحنه داده است. استفاده از این موارد و همچنین مجموعه عوامل از قبیل ساختار باز و گسترده و کاربرد عناصر تازه منجر به پویایی طرح شده است. نسخه مصور هفت اورنگ جامی از مهم ترین نسخ و معرف سبک نقاشی مشهد در دوره صفوی است.
کشور فرانسه در دهه 1980 میلادى در پاسخ به توسعه و رشد کنترل نشده صنایع در شهرها که کیفیت زیست محیطى و حیات
اجتماعى شهروندان را مخدوش کرده بود، سیاستى براى نوسازى شهرى در نظر گرفت که جنبه هاى کالبدى، اقتصادى و اجتماعى را به طور هم زمان در بر میگرفت. پارک آندره سیتروئن نتیجه این سیاست و نقطه آغازى براى این بازسازی ها بود. هدف طرح تبدیل فضاى آلوده و رها شده شهرى به یک فضاى سالم و اجتماعى بود.
امروز این پروژه در قلب پاریس به عنوان نمادى از طراحى پست مدرن در دنیا شناخته می شود و مکانى مناسب براى درک کانسپت هاى اکولوژیک ژیل کلمان به ویژه ایده ""باغ در حرکت"" اوست. ژیل کلمان به عنوان طراح قسمت شمالى پارک سیتروئن، ایده هاى ناب طراحى منظرش را در قسمت هاى مختلف پارک شامل : باغ سفید و باغ سیاه، باغ حواس، باغ در حرکت و دوگلخانه بزرگ به نمایش گذارد. برخورد اکولوژیک کلمان با پارک در تضاد با رویکرد سخت معمارانه «آندره پرووست»، اثرى ماندگار را در تاریخ معمارى منظر بر جاى گذارد.
این نوشتار تلاش می کند در کنار معرفى و نقد فضاهاى مختلف پارک سیتروئن رویکردهاى طراح در ساخت این فضاها را نیز مورد بررسى قرار داده و از وراى آن، نظریه هاى کلمان در برخورد با طبیعت را معرفى نماید.