ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۸۱ تا ۴٬۷۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۴۶۸۱.

ابن طفیل: الگوی هنر فاضله فارابی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۳۳۲
ابن طفیل دیدگاه های فلسفی خویش را به شیوه هنری در قالب یک رمان ارایه داده است. اینکه چرا یک فیلسوف، آن هم فیلسوفی که آثار اندکی نوشته زبان هنر را برای بیان آرای حکمی و فلسفی برمیگزیند نیاز به تبیین دارد. چنین تبیینی در رهیافت هنر فاضله فارابی امکان پذیر است. بخش اول این مقاله به تحلیل رهیافت هنر فاضله و بخش دوم به گزارش تحلیلی رساله ابن طفیل در پرتو رهیافت هنر فاضله اختصاص دارد. فارابی برآن است هنر فاضله باید معقولات را در لباس خیال تعلیم و ترویج کند. زیرا مردم بدینوسیله معارف عقلی را بهتر ادراک و در مقام پیروی نیز سعادت عقلی را بیشتر دنبال میکنند. نمونه تمام عیار هنر فاضله فارابی، شاهکار ابن طفیل است. ابن طفیل در رساله حی بن یقظان کودکی را تصویر میکند که در جزیره ای خالی از انسان در میان حیوانات وحشی به رشد جسمی، فکری و عرفانی میرسد.
۴۶۸۲.

زمان دیرشی و گونه شناسی آن در روایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۳۳
زمان روایی با زمان واقعی و خطی تفاوتهای بنیادینی دارد و آزادیهای زیادی برای انسان قائل است. روایت پرداز با دستکاریهای ممکن زمان را در مهار خود دارد در صورتیکه در جهان واقعی انسان محکوم به یک زمان خطی است. شیوه های دستکاری در زمان روایت به سه دسته و گونه بزرگ تقسیم بندی می شوند: نظم، دیرشی و بسامد زمانی. دیرش زمانی که موضوع اصلی این نوشتار است با تمایز و نسبت میان دیرش داستان و دیرش روایت تعریف می گردد. نسبت مدت زمان روایت و داستان در یک اثر می تواند به سه شکل کلی بروز نماید: کاهشی، افزایشی و تفارنی. این سه به چهار گونه اصلی ارجاع می دهند که عبارتند از : حذف، تلخیص، صحنه و درنگ. روایت پرداز به واسطه این چهار گونه دیرشی به دستکاری زمان روایت می پردازد تا بتوان معنا را زیباتر و موثرتر انتقال دهد. مقاله حاضر نقش این چهار گونه را در سرعت، شتاب، ضرب آهنگ روایت و تاثیرگذاری آن در معناپردازی بررسی می کند.
۴۶۸۳.

هنر روزنه ای به امر معنوی در تفکر هایدگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۴ تعداد دانلود : ۴۰۲
در جهان جدید، تفکر متافیزیکی، یعنی تفکر مفهومی، گزاره محور، منطق سالار و به منزله ی امری تکنیکی، قابل انتقال و بین الاذهانی، در سراسر کره ی زمین سیطره ای تام یافته است، تا آنجا که بشر متافیزیک زده ی روزگار ما اُنس و آشنایی خویش را با هرگونه معرفت معنوی، غیرعلمی، غیرنظری، غیرعینی و غیرروشمند، که در سنن نظری تاریخی به منزله ی بخشی بنیادی از تجربیات بشری تلقی می شد، از دست داده است. این در حالی است که معرفتِ علمی یعنی شناختِ عینی و روشمند، یگانه صورتِ آگاهی نبوده و تنها بخشی از کل تجربه ی بشری را شکل می دهد. در کنار معرفت علمی، آنچنان که در همه ی سننِ تاریخیِ غیرمتافیزیکی تأکید شده است، معرفت معنوی بخشی بنیادی و اجتناب ناپذیر از تجربیات انسانی را تشکیل می دهد.از منظر هایدگر، سوبژکتیویسم متافیزیکی منجر به «بی خانمانی» انسانِ مدرن شده است. او به منظورِ نقدِ  سوبژکتیویسمِ متافیزیکی و گسست از آن و به قصد نشان دادن اینکه برخلاف تفکر متافیزیکی نه می توان انسان را به یک سوبژه (فاعل شناسای علمی و نظری) تقلیل داد و نه می توان جهان را تنها یک ابژه برای سوبژه جهت شناسایی در نظر گرفت و نه می توان رابطه ی سوبژه ابژه، یعنی رابطه ی نظری و علمی را مهم ترین رابطه و بنیادِ هرگونه رابطه ی میان انسان و جهان دانست، به هنر و تجربه ی هنری ارجاع داده است.این پژوهش می کوشد تا نشان دهد که در اندیشه ی هایدگر، هنرمندان با اجازه دادن به حضور یافتنِ «عدم» در کار هنری، نه تنها صحنه را برای رخدادِ حقیقتِ وجود آماده می کنند، بلکه با آگاه کردن ما به تمایز میان «وجود» و «موجود»، موجب گسست ما از سوبژکتیویسم شده و در نتیجه موجب گشایش روزنه ای به امر معنوی می شوند.
۴۶۸۴.

مطالعه نمادین نقش قندیل در محراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۳۱۴
قندیل ابزاری جهت ایجاد روشنایی است که در هنر و معماری اسلامی کاربرد های وسیعی از جمله آویخته شدن در فضاهای مذهبی مانند مساجد و آرامگاه ها به ویژه در محراب داشته است. از آنجایی که امروزه قندیل کاربرد خود را با حضور وسایل روشنایی مدرن از دست داده است، اما بازنمایی نقش آن در محراب ها و همچنین برخی دست ساخته های آیینی مانند سنگ قبرها و فرش های سجاده ای که طرحی مشابه محراب دارند، بیانگر ارتباط محراب با قندیل و نیز اهمیت این چراغدان  به عنوان یک چراغدان آیینی است. این مقاله با هدف شناخت معنای نمادین قندیل در محراب با روش توصیفی تحلیلی در پی دستیابی به این سؤال است که چرا قندیل در محراب ها بازنمایی شده و کاربرد آن در محراب و طرح های محرابی بر چه مؤلفه های نمادینی دلالت داشته است. یافته های پژوهش با توجه به پیشینه کهن محراب در معابد ایران باستان بیانگر ارتباط بین معنا، نور و روشنایی بوده که در پی آن محراب مکانی جهت قرارگیری مظاهر، نشانه های نور و روشنایی مانند جایگاه ایزد مهر در مهرابه ها و نیز آتش آیینی در آتشکده ها بوده است. تجسم قندیل در محراب های اسلامی هم یادآور سنت های پیشااسلامی و همبستگی بین معنا و کاربرد محراب در ایران باستان بوده است که با فلسفه اسلامی به ویژه مبحث نور درآمیخت و منجر شد تا قندیل مطابق با ارزش های اسلامی به عنوان تجلی نور الهی و چراغی نمادین در محراب ها معرفی گردد.
۴۶۸۵.

بازتاب تفکّر اسطوره ای در شخصیت پردازی نگاره های نسخه مصّور البّلهان با تاکید بررقعه «القول علی التاوبعه واعوانها» بازنمایانگر شخصیت «آل»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
با گذشت زمان، اساطیرکهن به عنوان جلوه های متفاوت فرهنگ و هنر، حیات و بقای خود را از طریق قالب های هنریِ گوناگون ازجمله نقاشی، تصویرگری، حجاری و مجسمه سازی حفظ کرده اند. نسخه ی مصور البُلهان، ضمن تصویرسازی های بدیعی که اغلب نگارگر از انبان ناخودآگاهی خویش برای به تصویر کشیدن نگاره ها استفاده کرده، منبعی ارزشمند در جهت بازخوانی وشناساییِ فرهنگ و هنر ایرانیان در نیمه ی دوم قرن هشتم هجری به شمار می آید. هدف این پژوهش ضمن معرفی نسخه ی ارزشمند و مهجور البلهان به عنوان بخشی از فرهنگ مکتوب مشترک (ایرانی_اسلامی)، تحلیل اسطوره شناختی شخصیت های کتاب البلهان با تمرکز بر نگاره ی «آل» می باشد. در این پژوهش علاوه بر شناسایی شخصیت های اساطیری در کتاب البلهان، چگونگی تصویرسازی شخصیت«آل» به عنوان نمادی از شرارت در اسطوره ها و فرهنگ عامیانه نیز مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت های نسخه البلهان در گروه های انسانی، حیوانی، طبیعی، اساطیری، طلسم و اوراد جادویی قابل تفکیک هستند. ذهنیت و ناخودآگاه «حسن بن علی ابن اصفهانی» تصویرگرِ کتاب البلهان وی را برآن داشته که با در نظرگرفتن نوع خاصی از ترکیب بندی، انتخاب رنگها و فضاسازی نگاره ها به بیان تفکرات اسطوره ای در قالب نگاره و تصویر بپردازد. این تحقیق از حیث هدف، توسعه ای و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است.
۴۶۸۶.

اصالت تصویر یا جعل اصالت: عمر خیام در سیطره نظم نمایشگاهی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۱
این گفتار با نظر به جایگاه نسخه های مصور رباعیات عمرخیام به زبان انگلیسی در تاریخ تصویرگری و با توجه ویژه به «نظم نمایشگاهی» به عنوان پارادایم مسلط بر دوره ای که نسخه های مصور از ترجمه های رباعیات خیام به زبان انگلیسی در آمریکا و اروپا تهیه می شد، ظرفیت های معرفت شناسانه این پارادایم را در اصالت دادن به تصاویری که ضرورتاً نسبت مشخصی با رباعیات فارسی حکیم عمر خیام ندارند به بحث می گذارد. همچنین گفتمان اورینتالیستی را که بر کل فرآیند تصویرگری رباعیات در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی تا دهه های نخست قرن بیستم مسلط بوده است، به عنوان شاخص و معرف ویژگی های تصویری این نسخه ها بررسی و نسبت آن را با نظم نمایشگاهی نشان می دهد. در مرحله بعد به نقش گفتمان اورینتالیستی و اورینتالیست ها در شکل دادن به سنت تصویرگری رباعیات در ایران پرداخته، و آن را یکبار در مقام سنتی جعلی نقد کرده و بار دیگر، ظرفیت های آن را به مثابه رویکردی تازه در نقاشی و تصویرگری ایرانی به بحث می گذارد. در این گفتار بیش از آنکه به جزئیات تصویرگری های رباعیات خیام به تفکیک نسخه ها و جریان های هنری بپردازم، متوجه آن نظام معرفتی کلی و پارادایم حاکم بر دوره ای که سنت تصویرگری رباعیات خیام شکل می گیرد هستم.
۴۶۸۷.

مقایسه ی نقش گرز گاوسر در نگاره ی صحنه ی به دار آویختن ضحاک در شاهنامه ی طهماسبی و نمونه ی فلزی موزه ی متروپولیتن (به شماره 36.25.1882)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۶
بیان مسئلهگرز گاوسر یکی از ابزارهای جنگی نمادین در داستان های اساطیری و وسیلهٔ دستگیری ضحاک در شاهنامهٔ فردوسی است. تصویر این اثر در نگاره های شاهنامهٔ طهماسبی ترسیم شده است و صحنه ای به دار آویختن ضحاک توسط فریدون یکی از نگاره هایی است که نقش گرز گاوسر در آن دیده می شود. همچنین گرز گاوسری با مشخصاتی مشابه در موزهٔ متروپولیتن نیویورک وجود دارد که نمونه ای عینی از این ابزار جنگی است. وجود شباهت فرم و ظاهری نمونهٔ گرز گاوسر فلزی و تصویر نقش شده در نگارهٔ به دار آویختن ضحاک در شاهنامهٔ طهماسبی ضرورت انجام پژوهش حاضر را ایجاب کرده است. هدف پژوهشهدف پژوهش حاضر شناسایی وجوه اشتراک و افتراق گرز گاوسر در نگارهٔ شاهنامهٔ طهماسبی و نمونهٔ موجود در موزهٔ متروپولیتن است.  سؤال پژوهشپرسش مطرح شده در پژوهش حاضر این است: نقش گرز گاوسر فریدون در نگارهٔ به دار آویختن ضحاک (شاهنامهٔ طهماسبی) و نمونهٔ شماره 1882.25.36 موجود در موزهٔ متروپولیتن نیویورک چه وجوه اشتراک و افتراقی دارند؟  روش پژوهشپژوهش پیشرو با تجزیه و تحلیل اطلاعات کتابخانه ای و داده های اسنادی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی انجام شده است. نمونه های مورد بررسی نیز شامل نقش گرز گاوسر در نگارهٔ به دار آویختن ضحاک از شاهنامهٔ طهماسبی و گرز فلزی موجود در موزهٔ متروپولیتن است. نتیجه گیرینتایج نشان می دهد نمونهٔ گرز گاوسر موزهٔ متروپولیتن دارای فرمی مشابه با نقش گرز فریدون در نگارهٔ موردنظر است و دارای رنگ و جنس آهنی است و تزئینات طلایی و زراندود دارد، در حالی که گرز ترسیم شده در نگاره به رنگ طلایی است.
۴۶۸۸.

تئاتر تخطی مجاز: بررسی تئاتر به مثابه آیینی رهایی بخش تحکیم کننده در جامعه با تکیه بر آراء ویکتور ترنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۰۲
این مقاله پژوهشی است پیرامون ماهیت شناسی و چیستی تئاتر. بر این مبنا بر خاستگاه آیینی تئاترها مبتنی بر دیدگاه های ویکتور ترنر تأکید می شود. مقاله بر این فرض استوار است که تئاترهایی که در یک بستر فرهنگی تولید و عرضه می شوند به این دلیل که ماهیتاً آیینی هستند، به عنوان مقوم و نگهدارنده آن نظام فرهنگی عمل می کنند حتی اگر مؤلفه های ضد ساختاری یا انتقادی داشته باشند. برای اثبات فرضیه خود به ویژگی های شبه آیینی، شبه آستانه ای و مکالمه ای تئاترها تأکید می شود. و درنهایت مقاله به این نتیجه می رسد که به واسطه حداقل همین سه ویژگی، کنترل تئاترها امری بی مورد ، تماشای تئاترها امری رهایی بخش و طرح مسائل سیاسی توسط هنرمندان امری تداوم بخش است. تئاترها به واسطه دارا بودن این سه ویژگی دارای مشخصه برجسته ای به نام: «تخطی مجاز» هستند. یافته ها نشان داده است که تئاترهای مدرن شبه آیین هایی هستند که در مقطعی کوتاه جامعه می تواند خودش را و مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی اش را از بیرون ببیند، ارزیابی کند و درباره خودش تأمل کند. نمونه ای از آن تخت حوضی ها هستند که در آنها تندترین انتقادات از سردرمداران هژمونی صورت می گرفت اما نظام فرهنگی، استوارترین وضعیت خودش را داشته است. این تصور غلطی است و ریشه در دیدگاه های افلاطون دارد که طرح مسائل انتقادی در تئاترها به بدنه فرهنگی و سیاسی جامعه لطمه وارد می کند. بلکه هنرمندان با طرح مسائل انتقادی در تئاترها-که ریشه در دیدگاه های ارسطو دارد خواسته یا ناخواسته اقدام به آزاد سازی انرژی های نهفته مردمان و از طریق تخلیه و درمانگری، ستون های فرهنگی جامعه را استوارتر می کنند. دیدگاه های ویکتور ترنر مردم شناس و اجراپژوهش که نگاهی آیینی به تئاترها دارد به عنوان میانی نظری بحث انتخاب شده است.
۴۶۸۹.

مطالعه باز توزیع محسوسات در آثار ژان ژنه با تکیه بر آرای ژاک رانسیر ؛ مطالعه موردی: نمایشنامه سیاهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۲۸
از هنگامی که نظریه پردازان مطالعه هنر را به عنوان حوزه ای مستقل آغاز کرده اند، آرای متعددی درباره نسبت هنر با زندگی واقعی به وجود آمده است که طیفی وسیع مابین خودآیینی هنر و دگرآیینی آن را شامل می شود. این نسبت به تعبیری نسبت بین امر محسوس و امر معقول است. بر اساس نظریات رانسیر، دسترسی به قلمروی معنا و انتقال پیام از طریق اثر هنری امکان پذیر نیست. چراکه معنا در ذهن هر کس و با ترجمه تجربه حسی ای که نظام توزیع محسوسات به او عرضه می کند، ساخته می شود. کارکرد این نظام اختصاص هویت ها، نقش ها و جایگاه ها به افراد است و مقابله با آن که به بازتوزیع محسوسات منجر می شود، سیاست ورزی نام دارد. رژیم استتیک روش تفکر و صورت بندی ویژه ای از هنر است که محسوسات هنری را به مثابه اسباب تفکر در نظر می گیرد. از منظر رانسیر، این رژیم از طریق بازتوزیع محسوسات با سیاست در ارتباط است و از همین طریق است که به رهایی مخاطب منجر می شود.در پژوهش پیش رو ابتدا تعریفی از رژیم های هنری اخلاقی، بازنمایی و استتیک از دیدگاه رانسیر ارائه خواهد شد. سپس رابطه بین استتیک و سیاست بیان می شود و این نسبت درباره تئاتر مورد واکاوی قرار می گیرد. در آخر به شیوه توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به داده های کتابخانه ای، بررسی می شود که نمایشنامه سیاهان اثر ژان ژنه در کدام یک از رژیم های هنری رانسیر قرار می گیرد. همان طورکه نتایج پژوهش نشان می دهد، ژنه در این نمایشنامه با ایجاد شکاف در منطق اجماع، شکستن دوگانه پنداری های مرسوم، شکستن اصول بازنمایی و عرضه ابژه های نامعمول، به سیاست ورزی و بازتوزیع نقش ها و هویت ها می پردازد و بدین ترتیب می توان این نمایشنامه را متعلق به رژیم استتیک دانست.پژوهش پیش رو به شیوه ی توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به داده های کتابخانه ای، بررسی می کند که نمایشنامه ی «سیاهان» اثر ژان ژنه در کدام یک از رژیم های هنری رانسیر قرار می گیرد. همان طور که نتایج پژوهش نشان می دهد، ژنه در این نمایشنامه با شکستن اصول درام، عرضه ی ابژه های نامعمول، فراتر رفتن از چهارچوب منطق بازنمایانه و شکستن دوگانه پنداری های مرسوم، به سیاست ورزی و بازتوزیع نقش ها و هویت ها می پردازد و بدین ترتیب می توان این نمایشنامه را متعلق به رژیم زیبایی شناسی هنر دانست.
۴۶۹۰.

بررسی ساختار میکروسکوپی سفال های قلی درویش از دوره مفرغ قدیم تا عصر آهن I(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۴
مطالعات سنگ نگاری (پتروگرافی) با کمک به شناخت ویژگی های ساختاری و ترکیبات آثار سفالین، نقش مهمی در شناخت تحولات و مبادلات فرهنگی، مبتنی بر تغییرات فنی این آثار دارد؛ از این رو به عنوان یکی از روش های مطالعه اصلی برای نمونه های با قابلیت نمونه برداری از این آثار، همواره در دستور کار قرار می گیرد. محوطه باستانی قلی درویش در 3 کیلومتری حاشیه جنوبی شهر قم، در محدوده ای بالغ بر 30 هکتار عرصه بقایای باستانی ارزشمندی در بردارنده گونه های شاخص سفال های مربوط به عصر برنز قدیم تا عصر آهن I است. در این مطالعه که با هدف یررسی بافت، اجزا سازنده و دسته بندی سفال های مورد نظر انجام شد، تعداد 37 قطعه از یافته های سفالی منطقه قلی درویش بدست آمده از کاوش های سال 1394 مورد بررسی قرار گرفتند. به این منظور، از روش مطالعه مقطع نازک یا سنگ نگاری با تکیه بر شناسایی ساختار میکروسکوپی و کانی های موجود استفاده شد. نتایج نشان داد که در نمونه سفال های مورد نظر سه نوع بافت متفاوت شامل بافت درشت دانه ناهمگن یا پورفیری، بافت ریز دانه یا سیلتی، و بافت آواری وجود دارد. خمیره این سفا ل ها دارای کمترین جورشدگی در اجزا سازنده، دربردارنده شاموت و پرکننده های درشت است؛.. به طوری که قطعات مختلف سنگ آذرین و چرت (بقایای سیلت، رس و یا سفال های خرد شده)، کلسیت و کوارتز در آن ها قابل مشاهده است. براساس یافته ها می توان گفت که عموماً مواد به کار رفته در ساخت این سفال ها محلی و مربوط به خود منطقه است.
۴۶۹۱.

گونه شناسی کاشی های محوطه میراث جهانی تخت سلیمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۲
حفاظت از آثار تاریخی دو وجه دارد، وجهی که بعد مادی اثر را مدنظر قرار می دهد و وجهی که ارزش های معنوی، هنری، تاریخی و زیبایی شناسی آن ها را لحاظ می کند. بنابراین، معرفی، مستندسازی و ثبت آثار مختلف تاریخی به عنوان بخشی از فرایند حفاظت و مرمت، علاوه بر اینکه با نقش ترویجی که در فراهم کردن درک و شناخت از ارزش های هنر و فرهنگ برعهده دارد و موجب حفاظت و کمک به احیاء آن ها نیز می شود. در این پژوهش تلاش شده است که با معرفی مجموعه کاشی های پایگاه میراث جهانی تخت سلیمان به عنوان یکی از مجموعه های ارزشمند هنر ایرانی که از قدمت و تنوع بالایی برخوردار است، این نیاز حفاظتی را پوشش داده شود. برای دنبال کردن این هدف از روش توصیفی و تحلیلی، و بررسی و گردآوری مستندات میدانی و مطالعات کتابخانه ای بهره گرفته شد. در نتیجه این مطالعه بیش از 5400 کاشی شامل انواع کاشی های نفیس زرین فام در اشکال و نقوش متنوع، کاشی لاجوردی، فیروزه ای، طلا چسبان با نقوش برجسته، کاشی های هندسی، نمونه های کاشی های تک رنگ و برخی آجر کاشی ها شناسایی شد.
۴۶۹۲.

در آمدی بر مبانی اسلامی حفظ و مرمت سنگ قبور تاریخی بر اساس به احکام و مقتضیات شرعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
سنگ قبرها از تکه های سنگ با آرایه ها و تزئینات مختلف تشکیل شده و نقش آن در اسلام و فرهنگ ایرانی با توجه به زندگی پس از مرگ و نقش تربیتی آن در تنبّه زندگان به مفهوم مرگ و دیار باقی از دیرباز از آثار فرهنگی به شمار می رود. در جوامع گذشته، سنگ ها به عنوان جایگاه ارواح شناخته می شدند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه ای می کوشد ضمن مطالعه انواع سنگ قبرها و آرایه های مختلف مزارها در دوره های مختلف اسلامی و روش های حفاظت و مرمت سنگ قبور، دیدگاه اسلام دراین باره را مورد واکاوی قرار دهد. اقدام مرمت در رابطه با قبور اسلامی و سنگ قبر اقدامی علمی- عملی است و بررسی منابع اسلامی نشان می دهد حفظ و مرمت قبور اولیاء الهی من جمله ائمه معصومین به عنوان مصداق روشنی از تعظیم شعائر، امری ممدوح و مورد تأکید در اسلام است. همچنین مرمت قبور درگذشتگان از مردم عادی نیز به دلیل نقش تربیتی بارز آن در یادآوری مفهوم مرگ و آمادگی برای هجرت به سرای باقی در میان بازماندگان، فی نفسه امری موجه است.
۴۶۹۳.

تبیین حقوق عناصر زیست محیطی و انعکاس آن در تصاویر طبیعت شاهنامه شاه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸
طبیعت و محیط زیست در ادیان و آیین های گوناگون بشر به دلیل اهمیت حیاتی و جایگاه قدسی آن، همواره مورد تکریم و تقدیس بوده است. در ادیان غربی: جهان مسیحی و یهودی و در ادیان و آیین های شرقی: اسلام، بودیسم، آیین کنفوسیوس و جین، حفظ نظم طبیعت و الهیات محیط زیست همواره مورد توجه و تامل بوه است. حق بر محیط زیست سالم، یکی از حقوق بنیادین بشر در دنیای امروز است که حساسیت و توجه به ان، با توجه به پیشرفت علم و فناوری از رشد بی رویه صنایع و فعالیت های توسعه ای کنترل نشده، افزایش جمعیت کره ی زمین و تغییر الگوی مصرف در جهان نشات گرفته است، تا آنجا که حفاظت از آن یکی از مهم ترین مسائل اواخر قرن بیستم به شمار می آید. طبق آموزه های اسلام نیز، حفظ طبیعت و تخریب نکردن آن یک وظیفه ی الهی است. نتایج نشان می دهد حفظ محیط زیست به عنوان یک حق بشری در آموزه های اسلامی و حقوق بشری به کررات دیده شده و تحقق این حق یک مسؤولیت جمعی در قالب مسؤولیت حقوقی برای حفظ آن ایجاد می کند. سوال پژوهش: 1-چگونگی حفظ محیط زیست به عنوان یک حق بشری در آموزه های اسلامی و حقوق بشری 2- چگونگی به کارگیری حقوق عناصر زیست محیطی و انعکاس تصاویر طبیعت هدف پژوهش: 1-بررسی حفظ محیط زیست به عنوان یک حق بشری در آموزه های اسلامی و حقوق بشری 2- بررسی حقوق عناصر زیست محیطی در تصاویر طبیعت
۴۶۹۴.

تحلیل عناصر ساختاری و زیباشناختی قالی های ساروق مجموعه کِلرمونت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۳۴۱
بیان مسئله: قالی های ساروق، از مهمترین برندهای قالی ایران و از مشهورترین قالی ها نزد مخاطبان جهانی است که از اواسط قرن نوزدهم میلادی تا آغاز جنگ جهانی دوم با مدیریت کمپانی های فرنگی خاصه زیگلر، تولید می شد. نمونه هایی از این قالی ها با طرح لچک و ترنج با ساختاری منحصربه فرد در مجموعه کلرمونت وجود دارد که از منظر نوع نقشه، با نمونه های رایج، متفاوت است. محدودیت منابع پژوهشی جامع و شاخص در مورد قالی ساروق و نمونه های نفیس و صادراتی آن که در گذشته تولید می شد، ضرورت تحقیق در باب این موضوع را بیش از پیش آشکار می کند. پرسش اصلی تحقیق چیستی ویژگی ها و کیفیات بصری و عناصر ساختاری قالی های مجموعه کلرمونت، است. هدف: در پژوهش پیش رو، عناصر ساختاری قالی های ساروقِ بافت ربع آخر قرن نوزدهم میلادی که در مجموعه کلرمونت، نگهداری می گردد، بررسی و تحلیل خواهد شد. عناصر ساختاری و زیباشناختی در این مقاله شامل فضای زمینه، ترنج و سرترنج، لچک، حاشیه و رنگ های به کار رفته است. روش پژوهش: این تحقیق از نوع پژوهش های کیفی و بنیادین و روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای و جستجو در وب سایت هاست. یافته ها: قالی های تولید اواخر قرن نوزدهم ساروق که با هدف صادرات بافته می شد، تماماً از نوع طرح لچک و ترنج بوده و از منظر نقش و رنگ، منحصربه فرد، اغلب بزرگ پارچه و دارای رنگ های گیاهی اما محدود است. رنگ حاشیه و زمینه بین سه رنگ قرمز، سرمه ای و کِرِم، در حال تغییر است. در برخی از قالی ها رنگ ترنج مرکزی با رنگ حاشیه و لچک یکی است. همه این قالی ها از نوع طرح لچک و ترنج و فرم ترنج مرکزی از تنوع برخودار است. ساختار و هویت نقوش شاخه شکسته (شکسته-منحنی) است. ساختار نقشه و رنگ بندی منطقی و نظم دیداری نقوش، از تفاوت های قالی ساروق با سایر قالی های ایران است.
۴۶۹۵.

سنجش قرارگاه های رفتاری در قلمرو اماکن مقدس مورد پژوهی: بافت پیرامون حرم مطهر حضرت معصومه (س)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۳۶۶
بیان مسئله : زائران در مسیر تشرف به اماکن زیارتی با گذر از مدارهای رفتاری، تحت تأثیرات عینی و ذهنی نظام محیط-رفتار قرار می گیرند که الگوهای رفتاری آنها را تحت الشعاع قرار می دهد. توجه به اصل همساختی و تناسب ساختارهای کالبدی با الگوهای رفتاری در قالب مکان–رفتار یا قرارگاه های رفتاری، موضوع مهمی در کیفیت بخشی به قلمروهای معنوی با نقش زیارتی است که کمتر به آن پرداخته شده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف شناسایی و سنجشِ میزان همساختی قرارگاه های رفتاری در قلمرو اماکن مقدس در عرصه های تشرفِ پیاده مدار حرم مطهر حضرت معصومه (س) انجام گرفته است. روش پژوهش: تحقیق حاضر، کاربردی با نظام پژوهش آمیخته (کمی و کیفی) و روش تحقیق توصیفی-ارزیابانه انجام شده است. در گردآوری اطلاعات، روش های کتابخانه ای و میدانی در پنج دوره زمانی و در یک بازه شش ماهه با استفاده از ابزارهای مشاهده منفعلانه ناظر تعلیم دیده، نقشه برداری رفتاری، ردگیری، عکس برداری و پرسشنامه به کار گرفته شده است. تدابیر و روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات با کمک استدلال قیاسی-استقرایی انجام شده است. نتیجه گیری: یافته های تحقیق حاکی از آن است که قرارگاه های رفتاری پیرامون حرم مطهر با ارائه برنامه و کارکردهای متنوع، طیفی از سازوکارهای رفتاری سازگار و ناسازگار با زمینه را ارائه می دهند. سیاست ایجاد عرصه های پیاده مدار در سال های اخیر، موجبات هم افزاییِ همساختی کالبد با برپایی مناسک و مناسبات مذهبی به عنوان مهم ترین الگوی جاری در قرارگاه های مذهبی این قلمرو گردیده است؛ با این حال، ضعف در پاسخگویی و انعطاف ساختار کالبدی در مقابل برخی از الگوهای رفتاری ایستا در ایام عادی و مناسبتی، نشانگر این است که ساختار کالبدی این قرارگاه های رفتاری با تمام نیازها و فعالیت های زائران، همساختی کافی را ندارد. ازاین رو، بازتعریف مجدد قرارگاه های رفتاری مذکور به عنوان زنجیره ای از عرصه های پیوند دهنده که طی طریق تشرف را بسامان می نمایند،تابع ملاحظات طراحانه در کیفیت بخشی، متناسب با اصل همساختیِ محیط-رفتار و منطبق برفرهنگ زیارتی این قلمرو است.
۴۶۹۶.

تدوین مدلی برای ارزیابی عمومیت فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۶۵
فضاهای عمومی شهری به عنوان یکی از عناصر مهم در ساختار شهری شامل میدان ها، خیابان ها، پلازاها، پارک ها و ... هستند و همواره میزان عمومیت آن ها مورد بحث بوده است. اخیرا گرایش به سمت فضاهای نیمه عمومی و توجه کم تر به فضاهای عمومی شهری موجب کاهش میزان عمومیت و کارکرد و جایگاه پیشین این فضاها شده است و فضاهایی با کیفیت نامطلوب عمومیت شکل گرفته اند. هدف از این مطالعه، کاوش مفهوم عمومیت و مدل های ارزیابی آن، ارائه چارچوب مفهومی و سپس مدلی برای ارزیابی عمومیت فضاهای شهری است. جهت تدوین چارچوب مفهومی، مدل های ارزیابی صاحب نظران بومی و جهانی بررسی شد و مدل پیشنهادی ارزیابی عمومیت فضای شهری متشکل از چهار مؤلفه، هفت زیرمؤلفه و 30 نشانگر شکل گرفت. به منظور سنجش روایی و وزن دهی به مدل از نظرات 12 نفر از صاحب نظران و حرفه مندان حوزه ی شهری با بکارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. در گام بعد ابتدا به دلیل امکان مقایسه صحیح تر و قراردادن داده ها در یک بازه یکسان، داده ها نرمال شده و سپس وزن دهی گروه خبرگان به صورت میانگین هر مولفه، زیرمولفه و نشانگر در بازه صفر تا یک مشخص شده است. نتایج وزن دهی خبرگان و تعیین ضریب اهمیت نهایی هر نشانگر به تدوین مدل نهایی ارزیابی عمومیت فضای شهری با چهار مؤلفه، هفت زیرمؤلفه و 26 نشانگر انجامید. سه نشانگر از مؤلفه ی پیکربندی کالبدی شامل « انعطاف پذیری مبلمان»، « عناصر سبز-آبی» و «تسهیلات دوچرخه»، همچنین نشانگر «دوربین های مداربسته» از مؤلفه ی مدیریت کنار گذاشته شدند. بر این اساس چهار مولفه پیکربندی کالبدی (0.33)، زندگی شهری (0.31)، مدیریت(0.2) و مالکیت(0.16) عمومیت فضای شهری را تبیین می کنند. این مدل می تواند به عنوان ابزاری در کنار سایر روش های متداول برای ارزیابی عمومیت فضای شهری از منظر تجربه زیسته کاربران و طراحان آن به کار رود.
۴۶۹۷.

خوانش متن و شناسایی خوشنویس کتیبه طوماری از دست رفته جلوخان مسجد شیخ لطف الله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۳۵
این مقاله به شناسایی متن و خوشنویس کتیبه ای از دست رفته از مسجد شیخ لطف الله اختصاص دارد. این کتیبه طوماری یکی از عناصر مهم جلوخان مسجد شیخ بوده و چون نواری کل این جلوخان را قاب می گرفته است. بخش عمده این کتیبه پیش از برداشته شدن اولین عکس ها از این بنا آسیب دیده و از بین رفته بوده است. پس از آن جای این کتیبه تخریب شده را گچ می کشند و در طی مرمت های بعدی کاشی هایی با طرح گیاهی به جای آن می نشانند. از این رو، امروز متن و خوشنویس آن بر ما معلوم نیست. در این تحقیق تلاش کرده اند با بازسازی تصویری این کتیبه از دست رفته از روی تصاویر معدود تاریخی ای که به دست رسیده است، متن آن را بازخوانی و خوشنویس آن را شناسایی کنند. روش این تحقیق سندپژوهی باستان شناسانه است و بر محور مطالعه کتابخانه ای و بررسی میدانی و بازسازی رقومی به پیش می رود. این تحقیق نشان می دهد که متن این کتیبه حدیثی است مشهور به حدیث جابر. با توجه به اختلاف ها در روایت حدیث جابر، در این تحقیق متن این کتیبه را به دقت خوانده و همه کلمات آن را روشن کرده اند. همچنین این تحقیق نشان می دهد که خوشنویس این کتیبه علی رضا عباسی، خوشنویس برجسته و بنام عهد شاه عباس اول، بوده است.
۴۶۹۸.

ظاهر فرمالیسم (صورت و فرم) در ادبیات و نگارگری (با تاکید بر آثار یدالله رویایی و نسخه همای و همایون جلایری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۳۴۱
هنرمندانی که در مباحث هنری و ادبی به «صورت» و «فُرم» توجّه دارند صورت گرا خوانده می شوند. به تعبیر شفیعی کدکنی «اصحاب فُرم یا فُرمالیست»؛ در نگاه صورت گرایان روس یک اثر ادبی عبارت است از یک نشانه و این نشانه یا نظام نشانه ای، متن را شکل می دهد. یدالله رؤیایی شاعری صورت گراست و همانند فُرمالیست های روس تکیه را در آفرینش شعر بر فُرم و صورت نهاده است. فرمالیسم در هنر نگارگری ایرانی نیز حضور پررنگی داشته است. بررسی فرمالیسم در  نسخه همای و همایون جلایری می تواند مختصاتی را از این فرمالیسم آشکار سازد. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که نگاه رؤیایی به صورت و فُرم شعر نگاه ویژه ایست؛ او شعر حجم را یک فاصله فضایی می داند؛ تکّه ای از فضا. درواقع  شعر برای رؤیایی مجرایی برای استنشاق هوای تازه است و صورت شعر، حُکم نجات فکر را دارد از قُبح تکرار. با اینکه رؤیایی همانند صورت گرایان، کارش خلق قطعه و آفرینش صورت است و در دفاع از این شعر، سماجت و یک دندگی ویژهای خود را دارد، امّا از معنا و پیام هم غافل نبوده است. یدالله رؤیایی از شاعران صورت گرایی است که علاوه بر صورت شعر، به معنا و جریان فکر و اندیشه بی اعتنا نیست. در نسخه مصور همای و همایون جلایری نیز نمادهای متعددی دیده می شود.اهداف پژوهش:بررسی مظاهر فُرمالیستی اشعار یدالله رؤیایی.بررسی فرمالیسم در همای و همایون جلایری.سؤالات پژوهش:مظاهر فُرمالیستی اشعار یدالله رؤیایی چگونه می باشد؟فرمالیسم در نسخه همای و همایون جلایری چه بازتابی یافته است؟
۴۶۹۹.

بازآفرینی نقشمایه های هندسی معماری ایرانی-اسلامی در طراحی الگوریتمیک مبتنی بر آراء سنتگرایان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۲۷۷
معماری، به مثابه فضایی گفتمانی، میراث دارِ دانش، فرهنگ، هنر و زبان گویایی برای بیان گفتمان های مسلط تاریخی است. ابنیه شاخص تاریخی، تجلی گاه فرهنگ و سنت های جاری، و معرف بستر خلق خویش اند. یکی از مهم ترین بن مایه های پُر سخن در معماری ایرانی، هندسه مکنون و جلی در آثار شاخص تاریخی است. هندسه به عنوان صورتی از ماهیت قدسی، هم در آفرینش ساختار ابنیه و هم در صورت بندی تزئینات معماری ایرانی   اسلامی، نقشی اساسی ایفا می کند. نظر به تحولات و رشد فناوری در ابزار طراحی و دگرگونی شیوه اندیشیدن در فرایندهای طراحی دیجیتال، بررسی شیوه های بازنمایی سنت ها به طور عام و بازآفرینی هندسه به طور خاص، از منظر ساختار و صورت، ضرورت دارد. در این پژوهش در جست وجوی پاسخ این پرسش هستیم که چگونه می توان با تکیه بر آراء سنت گرایان، در طراحی معماری بناهایِ امروزین، با به کارگیری روش های طراحی رایانشی و الگوریتمیک به بازنمایی تاریخ و تعامل با سنت پرداخت؟ و آیا می توان با رویکرد بازآفرینی نقش مایه های هندسی معماری ایرانی   اسلامی، بر بستر روش های طراحی رایانشی، به بناهای امروزی، هویت بخشید؟ در این راستا با بهره گیری از روش کتابخانه ای و تحلیل نمونه های قابل توجه معماری با رویکرد بازآفرینی نقش مایه های هندسی الگوی هنر سنتی، تلاش می شود از بستر هندسه جاری معماری ایرانی   اسلامی، از آرای سنت گرایان، بهره جست. بنا بر پژوهش صورت گرفته، ساختار هندسی نقش مایه های هندسی هنر و معماری ایرانی   اسلامی، با تکیه هنرمند   ریاضیدانِ مسلمان، بر هندسه اقلیدسی و فیثاغوری و بنیان های حکمی و علمی، نمود تام و تمامی از هماهنگی معنا و صورت است. از طرفی طراحی پارامتریک و الگوریتمیک که مفاهیم هماهنگی جزء و کل، تکثیر، پیچیدگی، ریتم و فرم های توسعه و تکامل یافته، از ویژگی های زیباشناختی آن است، تناسب بسیاری با زیبایی شناسی نقشمایه های هندسی ایرانی   اسلامی دارد که مبنای آن، تأکید بر مفاهیم کثرت در وحدت، پیچیدگی، تکرار و فرم های هندسیِ استحاله یافته نظام مند است. ماهیت انتزاعی و ویژگی های صوری و زیبایی شاختی نقش مایه های هندسی هنر و معماری ایرانی   اسلامی، بنیان و ساختاری غنی و قابل توسعه است و شناخت، تحلیل، توسعه و بازآفرینی آن که در گذشته کاری دشوار و پیچیده بود، امروزه به واسطه ابزار نوین طراحی برای تولید فرم هایی با تفکر الگوریتمی و طراحی رایانشی تسهیل شده است.
۴۷۰۰.

رسانه، روشی برای تغییر منظر شهری؛ تبیین مدل مفهومی اثرگذاری بر منظر شهری بدون مداخله فیزیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۰ تعداد دانلود : ۳۵۵
منظر شهری به عنوان یکی از گونه های منظر، د انشی نوین است که محصول تفسیر جد ید انسان معاصر از مقوله فضاست که د ر آن فضا نه موجود یتی فیزیکی بلکه پد ید ه ای با ابعاد د رهم تنید ه عینی-ذهنی است. مطابق این تعریف هرگاه ساماند هی منظر مورد نظر باشد مقصود اثرگذاری بر کلیت این رابطه است با علم بر این موضوع که هرکد ام از این د و وجه بر د یگری اثر می گذارند . بااین حال بررسی اد بیات منظر شهری نشان می د هد که هنگامی که از ساماند هی منظر -تحول رابطه متعامل منظر- سخن به میان می آید ، تنها به اقد امات کمّی که همراه با مد اخله کالبد ی بر وجه عینی منظر اثر می گذارد اشاره می شود ، د ر صورتی که اگر منظر محصول رابطه متعامل د و وجه عینی و ذهنی تصور شود ، د ست کم د ر تئوری باید بتوان با اثرگذاری بر وجه ذهنی منظر نیز این رابطه را متحول کرد . این پژوهش د ر پی پاسخ د اد ن به این پرسش است که «چگونه می توان از طریق مد اخله ذهنی -بد ون مد اخله فیزیکی- بر منظر شهر اثر گذاشت؟» و نیز ارائه د اد ن یک مد ل مفهومی به صورت تئوریک که سازوکار تغییر منظر شهر را از طریق اثرگذاری بر ذهن شهروند ان توضیح د هد . این جستار به د نبال تد وین مد لی مفهومی با استعانت از مفاهیم پذیرفته شد ه موجود د ر سه حوزه د انش منظر، روانشناسی و رسانه است و از شیوه استد لال منطقی برای بیان وجود ارتباط میان گزاره های منطقی این حوزه ها بهره می برد . یافته های پژوهش نشان می د هد که مطابق تئوری پرورش چنانچه پیام های شرطی سازی با هد ف تغییر د ر منظر شهر ارسال شود که بر احساس و رفتار مخاطب اثر گذارد می تواند د ر صورت تد اوم بر نگرش و ذهنیت آن نیز اثرگذار باشد . از آنجا که با تغییر ذهنیت، یکی از د و مؤلفه متعامل منظر تحول می یابد ، د ر تئوری می توان انتظار د اشت منظر شهر، به عنوان محصول این رابطه، نیز متحمل تغییر شود .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان