فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
نگرشی بر سبک ناییف: «نقاشان روزهای یکشنبه»
منبع:
فصلنامه هنر ۱۳۶۳ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
هنر سفالگری و بررسی نقوش آن در ادوار اسلامی
منبع:
مدرس هنر ۱۳۸۲ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
تصویرسازی تبلیغاتی
حوزههای تخصصی:
بن مایه های کهن اسطوره ضحاک در ایران بر اساس نقوش روی مهر دوره عیلامی(هزاره سوم قبل از میلاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم بهمن ۱۳۹۶ شماره ۵۶
43 - 56
حوزههای تخصصی:
هنر ایران از دیر باز متضمن نقش های ترکیبی فراوان از موجودات تخیلی بوده که در عین زیبایی به پشتوانه باورهای عمیقی شکل گرفته و بیان کننده اعتقادات آیینی، داستان ها و اساطیر ایرانی بوده اند. درطی قرن ها نه تنها خود نقش مایه بلکه بخش عمده ای از باورهای مؤثر در شکل گیری آن نقش مایه به این ترتیب دچار تغییرات متعددی شده است. شاهنامه فردوسی به عنوان مخزن بخش عمده ای از اساطیر ایران از اهمیت به سزایی برخوردار است. این نکته که داستان های شاهنامه بر اساس متون کهن شکل گرفته اند تقریباً مورد قبول اغلب محققان است. یکی از داستان های بسیار تأثیرگذار شاهنامه داستان ضحاک یا انسان ماردوش است. بر اساس مدارک موجود انسان ماردوش موجودی است که از گذشته های دور در باورهای مردم ایران شکل گرفته و نمونه های آن را می توان بر روی سه مهر به دست آمده از شوش، تپه یحیی و تپه شهداد مشاهده کرد. این نقش مایه که توسط باستان شناسان در حدود 2200-2400 قبل از میلاد تاریخ گذاری شده است در دو منطقه ایران و بین النهرین دارای نقاط اشتراک فراوانی بوده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش مطالعه اسنادی انجام شده است و با بررسی نقش کهن انسان ماردوش روی این سه مهر به بررسی ارتباط آنها با داستان ضحاک در شاهنامه می پردازد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که گونه هایی از داستان انسان ماردوش در دوران کهن رایج بوده و در طول زمان با اساطیر دیگر تلفیق شده به داستان ضحاک ماردوش در شاهنامه تبدیل شده است. می توان نشانه هایی از خدایان جهان مردگان در بین النهرین و همچنین اینشوشیناک، خدای عیلامی را در شخصیت انسان ماردوش پیدا کرد. ضحاک نیز با روایت دگرگون شده ای برخی این نشانه های کهن را با خود دارد : همچون خشم و خرابی، بدعهدی و فرمانروای مردگان بودن را.
آموزش نقوش ختایی در طراحی هنرهای سنتی
حوزههای تخصصی:
استاد قوام الدین شیرازی: معمار افسانه
حوزههای تخصصی:
تعریف و چیستی هنر
حوزههای تخصصی:
بررسی اصول صفحه آرایی قرآن های دوره ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور کلام وحی، هنر کتابت قرآن، در قرون اولیه هجری قمری آغاز شد. به علت ارزش و اهمیت موضوع، این هنر درمیان دیگر هنرهای اسلامی از جایگاه والایی برخوردار است و جزء متعالی ترین و شریف ترین هنرها نزد مسلمانان به شمار می آید. کتابت دوران اسلامی معنای گسترده ای دارد و تنها معطوف به هنر خط و خوشنویسی نمی باشد بلکه مجموعه ای از هنرها شامل خط و خوشنویسی، تذهیب و رنگ، کاغذ، صحافی و تجلید و… است و درحقیقت هنر صفحه آرایی امروز پایه در هنر کتابت دوران گذشته دارد. در این میان قرآن های دوره ایلخانی در کنار ارزش نسخه شناسی، به خاطر ویژگی های خاص صفحه آرایی، تذهیب و نقوش به کار رفته در آنها جزء بی نظیرترین و نفیس ترین آثار هنری دوره اسلامی محسوب می شوند، اما تا به امروز با دیدی گرافیکی مورد بررسی قرار نگرفته اند و پژوهش در مورد آنها می تواند باعث شناخت اصول صفحه آرایی در هنر اسلامی گردد. در همین راستا ابتدا پیشینه صفحه آرایی در ایران وتعریفی از آن بیان گردیده واجزاء و عناصر به کار رفته در صفحه آرایی قرآن های دوره ایلخانی شامل عناصر صفحه آرایی قرآن ها مانند خط و خوشنویسی، تذهیب وتزیینات، نقش و رنگ، تقسیم و تناسبات صفحه، به صورت تخصصی و بر طبق تحقیقات آماری مورد بررسی قرار گرفته و ساختار صفحه آرایی قرآن ها بیان گردیده است تا با توجه به این پژوهش بتوان کارکردهایی برای صفحه آرایی امروز پیدا کرد.
نقش تزیینی و پیامرسانی کتیبه در معماری اسلامی
حوزههای تخصصی:
نگره مؤلف و آثار کمال الدین بهزاد و رضا عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار نگارگری ایران عرصة پرباری جهت انجام پژوهش های معاصر است. در میان نشانه های پراهمیت در آثار نگارگری ایران موضوع امضا و نام هنرمند را میتوان مطرح کرد. امضا و نوشتن نام مؤلف به نوعی صحه بر ثبت نگاره به دست هنرمندی خاص است. این سنت به نوعی اثر را شناسنامه دار و به عبارتی اصل و نسبدار میکند. نام هنرمند که بر سینة اثر بدرخشد رابطة خویشاوندی آن درست از کار در میآید و راه بر انتساب آن به هر هنرمند یا هنرمندان دیگر بسته میشود. بحث مؤلف، امضا و روش به کارگیری آن توسط هنرمندان ایرانی مانند رضا عباسی و کمال الدین بهزاد در دورة صفوی و تیموری با توجه به نظریه های انتقادی معاصر هدف مهم این پژوهش تلقی میشود. نیل به این هدف با روشی تطبیقی ـ تحلیلی تحقق پیدا میکند تا پاسخی بر این سؤال باشد که نظریه مؤلف را چگونه میتوان دسته بندی کرد و در آثار رضا عباسی و بهزاد چگونه مقولة مؤلف/ پدیدآورنده و رقم زدن را میتوان تحلیل کرد؟
به منظور فراهمساختن پاسخ مسئله پیشگفته، در بخش اول، بحث مؤلف در حوزه نقد ادبی بررسی میشود. سپس به طور تطبیقی بحث مؤلف در نگارههای دو هنرمند مذکور از دوره صفوی و تیموری مقایسه میشود. نتیجه حاصل این است که بسیاری از هنرمندان ایرانی و سرآمد آنها «رضا عباسی» و «کمالالدین بهزاد»، به صورت عملی نظریه هایی دربارة مؤلف مطابق نظریه های انتقادی معاصر را در آثارشان به مرحلة اجرا درآوردهاند. در سدة دهم به دلیل تحولات خاص، مفهوم جدیدی از هنرمند به میان می آید. تا پیش از این زمان، اثر هنری از بقیه وجوه شرایط تحقق یک اثر (مانند مخاطب و هنرمند) با اهمیت تر بود. با تنومند شدن رو به فزونی وجه هنرمند و مؤلف، یافتن ردپای مؤلف در اثر هنری ویژگی برجسته ای شد. جدا از مضامین سنتی مربوط به هنرمند و مؤلف، اعتقاد به حضور غایب مؤلف در آثار بهزاد و کاربرد آن به مثابه مؤلفه ای کارکردی در آثار رضا عباسی مناسب ترین نتیجه همخوانی با نظریه های معاصر است.
گذری بر جدال اژدها در هنر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اژدها جانور افسانه ای بزرگی است که معمولاً به شکل سوسمار یا مار غول پیکر تصویر شده است. اژدها، افسانه ها و داستان های زیادی را در ادبیات و فرهنگ ایران به خود اختصاص داده است و نقش آن در بسیاری از آثار هنری دیده می شود. جدال اژدها با قهرمان و موجوداتی همچون شیر و سیمرغ از موضوعاتی است که بیش از همه در هنر ایران دیده می شود. در بیشتر این نقش ها، جنبة اهریمنی و دیوخوییِ اژدها مشاهده می شود. اژدها در جدال با قهرمان مغلوب او می شود؛ ولی در مبارزه با شیر و سیمرغ به لحاظ قدرت با آن ها برابری می کند.
هدف از این مقاله، بررسی جنبه های تزئینی و نمادین این جدال است. ضمن اینکه به این سؤال نیز پاسخ داده ایم: آیا تصاویر جدال اژدها با موجودات دیگر، فقط جنبة تزئینی داشته یا هنرمند با توجه به مفاهیم نمادین، آن ها را تصویر کرده است؟ در این نوشتار بعد از ذکر توضیحاتی در مورد اژدها، به نمادشناسی آن و حضورش در هنر ایران پرداخته ایم و در پایان، چند نقش از جدال اژدها در هنرهای مختلف را بررسی کرده ایم.
عوامل مؤثر بر شکل گیری و پیدایش نقوش گلیم قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گلجام ۱۳۸۵ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی در طراحی محصول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر سعی در تعریف زبان وبیان درمحصولات تولید شده توسط هنرمندان و صنعتگران با کمک ابزار های نشانه شناسی و تکنولوژی فنی پیشرفته دارد در این راستا به چگونگی کاربرد این زبان در مراحل طراحی محصول اشاره نموده است. در ابتدا کلیاتی در مورد نظریات نشانه شناسی از نشانه شناسان بنام (پیرس1 و سوسور2) مطرح نموده و سپس به نشانه شناسی در طراحی محصول پرداخته است و اینکه چگونه این عناصر جهت فهم جنبه هایی از ارتباطات در تولید محصول استفاده می شود. و با ذکر چند محصول صنعتی و انطباق عناصر نشانه شناختی با خواص آن محصولات، ارتباط اجتناب ناپذیر آنها را با نشانه شناسی بیان داشته است. سپس به زبان محصولات و اینکه چطور می توانند هویت و ساختار خود را از طریق مواد اولیه، فرم، ساختار و بافت به اجتماع تفهیم نمایند پرداخته می شود. زیبایی شناسی در واقع مطالعه تأثیر گشتالت محصول بر احساس انسان و شامل این است که چطور مردم قسمت یا تمامی محصولات را می خوانند و می فهمند. با این ملاحظه کاربر در محصول آنچه را که می بیند، می بوید، می چشد، می شنود و حس می کند، مربوط به گشتالت، نشانه های محصول وعلم نشانه شناسی است.
بازنمایی گفتمان سنت اسلامی از تجربه دینی در سینمای ایران؛ تحلیل گفتمان فیلم زیر نور ماه
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با استفاده از نظریه بازنمایی و رویکرد تحلیل گفتمانی، به بازنمایی گفتمان سنت اسلامی در رابطه با تجربه دینی در سینمای ایران میپردازد. در واقع، سنت تنها گفتمانی است که دین و آموزه های وحیانی را به طور متقن میپذیرد و “عقل قدسی” نیز معیار داوری گفتمان سنت اسلامی در باب مسائل شناختی، هستیشناختی و اخلاقی است و در هیچ نقطه ای با آموزه های وحیانی در تقابل قرار نمیگیرد. تجربه دینی هم که تابعی از اصول موضوعه این گفتمان است به شیوه خاصی از رابطه انسان با ماوراء طبیعت اشاره دارد. این شیوه خاص رابطه در دو زمینه قابل مشاهده است: اول، در زمینه زندگی واقعی که تنها توسط فردی که چنین تجربه ای را کسب میکند قابل مشاهده است. دوم، در زمینه زندگی تخیلی فیلم و سینما که بازنمایی تجربیات فردی میباشد که توسط مخاطبان سینما قابل مشاهده است. سینمای استعلاگرای ایران به مثابه یکی از مهم ترین “رسانه های تصویری”، به بازنمایی گفتمان های مختلف شکل گرفته در رابطه با تجربه دینی پرداخته است. از میان سه گفتمان عمده روشنفکری، روشنفکری دینی و سنت اسلامی، در این مقاله به گفتمان سوم میپردازیم و فیلم سینمایی زیر نور ماه را که با این رویکرد قابل تبیین است، مورد توجه و تحلیل قرار میدهیم.
نقد معناشناختی در مطالعه تطبیقی ادبیات و نقاشی با تکیه بر داستان لیلی و مجنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه و تعمق در نگاره ها، کشف نشانه های تصویری و مطالعه تطبیقی آن با نشانه های متنی از یک سو و بررسی برخی از اصولی ترین نظریات معناشناختی (به ویژه در حوزه مطالعات زبان شناسی و نشانه شناسی جدید) در نقد تصاویر از سوی دیگر، باعث دست یابی به نتایج بسیار راهگشا و نوینی در مطالعات نگارگری ایرانی خواهد شد. در این مقاله، ابتدا در نگاهی کلی ارتباط متقابل ادبیات و نقاشی در سنت هنری ایران مطرح، و سپس تاریخچه داستان لیلی و مجنون، پیشینه های داستان و چگونگی شکل گیری تراژدی بزرگ نظامی بررسی شده است. در ادامه و ضمن مطالعه موردی، به بررسی تطبیقی ادبیات و نقاشی با رویکردی به نظریات معناشناختی و نشانه شناسی در تعدادی از نگاره های داستان لیلی و مجنون پرداخته شده است. نگاره های برگزیده بر اساس بخش هایی از داستان (مکتب خانه، دیدار از مجنون در بیابان و از هوش رفتن لیلی و مجنون) انتخاب شده است. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی متن و تصویر در این نگاره ها می کوشد وجوه معنایی نهفته در این آثار را کشف کند و برخی از خطاهای پژوهشگران غربی را در تفسیر تصاویر تصحیح کند؛ این اشتباه ها به سبب عدم دست یابی کامل محققان غربی به متن داستان و ناآگاهی آنان از محتوای عرفانی آن است. درواقع نویسنده در این مقاله ضمن بیان برخی معانی ادبی مؤثر بر این نگاره ها، شناخت و درک ابعاد معناشناختی نمادهای بصری آن تصاویر را ارائه می کند.