ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۰۸۱ تا ۸٬۱۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۸۰۸۱.

تأثیر شادابی اجتماعی در رابطه بین جهت گیری مذهبی و تمایل به اشتراک گذاری دانش در میان معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه و اهداف : جهت گیری مذهبی می تواند موجب قبول مسئولیت اجتماعی شود. از طرفی قبول مسئولیت اجتماعی می تواند موجب شکل گیری شادابی اجتماعی شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر این است که به مطالعه رابطه بین جهت گیری مذهبی، شادابی اجتماعی و تمایل به اشتراک گذاری دانش در میان معلمان شاغل در آموزش وپرورش استان البرز بپردازد. روش ها : پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به شیوه توصیفی پیمایشی صورت گرفته است؛ زیرا در این پژوهش روابط میان متغیرها در قالب مدل علی مورد بحث قرار گرفت. جامعه پژوهش شامل معلمان شاغل در آموزش وپرورش استان البرز در سال 1403 بودند. به کمک نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران از میان 25300 معلم شاغل، 379 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت و رز، پرسشنامه شادابی لیندنبرگ و پرسشنامه اشترا ک گذاری دانش جین و دیگران است. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای سنجش پایی ابزارهای مزبور به ترتیب 81/0، 82/0، و 71/0 محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر به کمک نرم افزار لیزرل استفاده گردید. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که جهت گیری مذهبی درونی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش اثر مستقیم و مثبت دارد؛ اما جهت گیری مذهبی بیرونی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش تأثیر معنا داری ندارد. همچنین جهت گیری مذهبی درونی بر همه ابعاد شادابی اجتماعی اثر مستقیم و مثبت دارد. درحالی که جهت گیری مذهبی بیرونی بر همه ابعاد شادابی اجتماعی اثر مستقیم و منفی دارد. همچنین همه ابعاد شادابی اجتماعی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش معلمان دارای اثر مستقیم و معنادار است. همچنین در بررسی مدل علی ارائه شده پژوهش مشاهده می شود که میزان واریانس تبیین شده تمایل به اشتراک گذاری دانش برابر با 48/0 است که نشان می دهد 48 درصد از تغییرات تمایل به اشتراک گذاری دانش توسط متغیرهای درون زا و برون زای موجود در مدل تبیین می شود. بحث و نتیجه گیری : جهت گیری مذهبی درونی از طریق شادابی اجتماعی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش معلمان دارای اثر غیرمستقیم و مثبت است. برخلاف جهت گیری مذهبی درونی، جهت گیری بیرونی از طریق شادابی اجتماعی بر تمایل به اشتراک گذاری دانش معلمان اثر غیرمستقیم و منفی دارد. اصالت : رابطه بین جهت گیری مذهبی، شادابی اجتماعی و اشتراک گذاری دانش در میان معلمان آموزش و پرورش استان البرز برای نخستین بار مورد بررسی قرار گرفته است. از این حیث نتایج این پژوهش می تواند مورد توجه مدیران آموزش و پرورش استان البرز قرار گیرد.
۸۰۸۲.

نقش کیفیت و اعتبار اطلاعات دهان به دهان الکترونیکی در شکل گیری تمایل به خرید: اثرات میانجی مفید بودن و پذیرش اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
امروزه رسانه های اجتماعی به دلیل سرعت و سهولت در انتشار اطلاعات و نیز حضور آنی شان در همه جا به عنوان یکی از بهترین گزینه های بازاریابان و مدیران فروش، جهت معرفی محصولات و خدمات محسوب می شوند. زیرا سرعت و سهولت انتشار اطلاعات باعث می شود تا مشتریان در کسری از ثانیه با انبوهی از اطلاعات و پیشنهاد ها مواجه شوند. اگرچه این امر نیز می تواند رقابت را در این عرصه برای شرکت ها سخت تر کند و باعث کاهش بازخورد تبلیغات آن ها، نسبت به روش های سنتی شود. با گسترش فناوری های اینترنتی و رشد شبکه های اجتماعی، ارتباطات دهان به دهان الکترونیکی به یکی از مهم ترین ابزارهای بازاریابی و تأثیرگذاری بر رفتار خرید مصرف کنندگان تبدیل شده است. هدف از این پژوهش، مطالعه و بررسی عواملی است که می تواند در انتشار اطلاعات دهان به دهان الکترونیکی و پذیرش این اطلاعات از سوی کاربران مؤثر بوده و نهایتاً ممکن است منجر به تمایل به خرید کاربران شود. در این تحقیق علاوه بر بررسی ماهیت اطلاعات دهان به دهان الکترونیکی و تاثیر آن بر تمایل به خرید، تاثیر ویژگی های کاربران نیز بر تمایل به خرید مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. بدین منظور ارتباط بین سه مؤلفه مربوط به ماهیت اطلاعات دهان به دهان الکترونیکی یعنی کیفیت، اعتبار و جذابیت اطلاعات و دو مؤلفه مربوط به ویژگی های کاربران یعنی نیاز به اطلاعات و نگرش نسبت به اطلاعات - به عنوان متغیرهای مستقل و به صورت غیرمستقیم- بر تمایل به خرید بررسی شد. اطلاعات به صورت پرسشنامه و از 390 نفر از کاربرانی که قصد خرید آنلاین را داشتند جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق پرسشنامه، با استفاده از روش معادلات ساختاری(SEM) برای تأثیر متغیرهای موجود بر روی تمایل به خرید کاربران، بررسی شد. نتایج نشان داد که متغیرهای کیفیت و اعتبار اطلاعات و نگرش نسبت به اطلاعات به عنوان عوامل کلیدی بر تمایل به خرید کاربران تأثیرگذار است. همچنین، مفید بودن و پذیرش اطلاعات نقش میانجی مهمی در این فرآیند ایفا می کنند؛ به این معنا که هرچه اطلاعات ارائه شده از دید کاربران مفیدتر و قابل پذیرش تر باشد، احتمال تبدیل شدن آن به رفتار خرید افزایش می یابد. یافته ها حاکی از آن است که کاربران برای تصمیم گیری خرید، به اطلاعات غیررسمی و تجربیات سایر مصرف کنندگان اعتماد بیشتری دارند و نظرات مثبت و معتبر می تواند تصویر برند را بهبود بخشد و تمایل به خرید را تقویت کند.
۸۰۸۳.

تبیین چارچوب گسترش عملکرد کیفیت(QFD) رابط کاربری وب سایت دانشگاهی (مطالعه موردی: دانشگاه هنر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه و اهداف : این پژوهش بر گسترش عملکرد کیفیت رابط کاربری وب سایت دانشگاه هنر اصفهان با تأکید بر نیازهای کاربران تمرکز دارد. بهره گیری از روش های مناسب و کاربرمحور در توسعه کیفیت وب سایت ها، قابلیت استفاده را افزایش می دهد و تعامل راحت تر و تجربه بهتری برای کاربران دانشگاهی فراهم می کند. مرور پیشینه این پژوهش نشان می دهد که وب سایت دانشگاه ها در ارائه کیفیت خدمات رضایت بخش و همسو با نیازهای کاربران خود، با مشکلاتی مواجه هستند. این پژوهش با مطالعه موردی دانشگاه هنر اصفهان، تلاش می کند، با هدف در نظر داشتن خواسته ها و مشکلات کاربران، اولویت های بهبود کیفیت وب سایت را از دیدگاه و رفتار آن ها استخراج کند. روش ها: تلفیق روش های تجربه کاربری «UX» از دیدگاه کاربرپژوهی، گسترش عملکرد کیفیت «QFD» و کانو «KANO» به ایجاد روشی نوآورانه کمک می کند. ترکیب مکمل این رویکردها، ضمن شناسایی و اندازه گیری خواسته های کاربران، سعی در لحاظ نمودن آن ها در تمامی مراحل پژوهش دارد. جمع آوری داده ها با مشاهده وب سایت دانشگاه هنر اصفهان و انجام مصاحبه انفرادی و گروهی و روش تست کاربردپذیری با 60 نفر از کاربران واقعی دانشگاه هنر اصفهان براساس نظرات متخصصان جمع آوری شده است. با ایجاد ماتریس QFD به استخراج الزامات کیفی کاربران در 5 دسته اصلی: استفاده پذیری، اطمینان پذیری، کاربردپذیری، دسترس پذیری و محتواپذیری با 20 بُعد فرعی پرداخته است. سپس براساس وزن هریک، خواسته های کاربران به ویژگی های فنی قابل اجرا و کمی با وزن مشخص تبدیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو بُعد: کاربردپذیری (وزن نسبی 2/27 درصد) و اطمینان پذیری (وزن نسبی 9/24 درصد) دارای بیش ترین اهمیت از سوی دانشجویان است. بر این اساس الزامات طراحی شامل: معماری اطلاعات و جریان کاربری کارآمد (وزن نسبی 9/7 درصد)، پشتیبانی فنی و اصلاح خطاها (وزن نسبی 5/7 درصد) و طراحی رابط کاربری مناسب (وزن نسبی 1/7 درصد) از مهم ترین الزامات فنی برای بهبود وب سایت دانشگاه هنر اصفهان، و دارای همبستگی بالایی با نیازهای کاربران آن هستند. همچنین معیارهای مهم تر براساس رویکرد کانو بیش تر در طبقه الزامات عملکردی (تجربه کاربری) و الزامات اساسی (پایایی و فنی) قرار می گیرند. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که در بهینه سازی وب سایت ها ترکیب روش های تجربه کاربری با گسترش عملکرد کیفیت و کانو می تواند به عنوان رویکرد بهینه مؤثر با هزینه کم تر و سرعت بیش تر مورد استفاده دانشگاه ها قرار بگیرد. چهارچوب گسترش عملکرد کیفیت می تواند راهنمای قابل قبولی برای مدیران دانشگاهی و طراحان باشد تا دانشجویان بتوانند به راحتی تجربه کاربری مناسبی در وب سایت دانشگاه داشته باشند. اصالت: این پژوهش با بهره گیری از روش گسترش عملکرد کیفیت، می تواند به طراحی وب سایت دانشگاه های ایران کمک کند و از دیدگاه کاربران زمینه را برای ارتقای عملکرد آن ها فراهم آورد.
۸۰۸۴.

شناسایی و اعتبارسنجی پیامدهای پیوستن ایران به معاهدات بین المللی حق مؤلف: رویکرد دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۷
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتبارسنجی پیامدهای پیوستن ایران به معاهدات بین المللی حق مؤلف انجام شد. روش پژوهش : این پژوهش کاربردی و کیفی است. با روش فراترکیب (الگوی سندلوسکی و باروسو)، ۵۱ منبع شناسایی شد. یافته ها با کدگذاری باز استخراج، سپس به مفاهیم دسته بندی و در نهایت در قالب مقوله ها سازمان دهی شدند. از فراترکیب برای شناسایی مفاهیم ومقوله ها و از روش دلفی برای اعتبارسنجی آنها استفاده گردید. اعتبارسنجی پیامدها با دلفی در دو دور انجام شد. جامعه پژوهش۲۳ نفر از ناشران، متخصصان کپی رایت، تولیدکنندگان نرم افزار، طراحان بازی، توسعه دهندگان وب و فعالان هنری بود و داده ها با میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات تحلیل شدند. یافته ها : با روش فراترکیب، ۳۶ مفهوم در ۱۰ مقوله اقتصادی، ۸۱ مفهوم در ۱۹ مقوله فرهنگی، ۱۶ مفهوم در ۵ مقوله سیاسی و ۱۴ مفهوم در ۲ مقوله حقوقی استخراج شد. دور نخست دلفی نشان داد که اکثر مقوله ها میانگین بالای 4 و ضریب تغییرات پایین داشتند. مقوله های «وابستگی اقتصاد فرهنگ به آثار بین المللی رایگان»، «تقویت سلطه فرهنگی غرب»، «آسیب های اقتصادی به صنایع خلاقه»و «کاهش آثار ترجمه ای» کم اهمیت و «فراهم شدن مقدمات پیوستن به سازمان تجارت جهانی»، «حضور در بازارهای جهانی»و «حمایت قضایی و حقوقی از حقوق پدیدآورندگان» بیشترین اجماع را داشتند. در دور دوم، اکثر مقوله ها به آستانه اجماع رسیدند، اما مقوله های «تقویت سلطه فرهنگی غرب»، «افت کیفیت آثار تولیدی به علت کاهش دسترسی به آثار بین المللی»، «کاهش آثار ترجمه ای» و «الزام کشور به حمایت از آثار خارجی» رد شدند. نتیجه گیری : الحاق ایران به معاهدات بین المللی حق مؤلف فرصت هایی مانند رشد اقتصادی، تقویت صنایع فرهنگی و ارتقای روابط بین المللی ایجاد می کند، هرچند چالش هایی همچون افزایش هزینه ها و سلطه فرهنگی نیز محتمل است. بهره برداری مؤثر نیازمند سیاست گذاری هوشمندانه و توجه به ملاحظات بومی است.
۸۰۸۵.

Statistically Constrained Economic Design of a VSSI X-bar Control Chart Considering Taguchi Loss Function

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۰
In the economic design of control charts, traditional approaches often assume that quality loss remains constant once the quality characteristic surpasses the specification limits. This simplification overlooks the nuanced relationship between deviation magnitude and associated costs. With the increasing adoption of Taguchi’s quality loss function in product design, which quantifies loss as a continuous function of deviation from target values, there is a compelling need to integrate this perspective into control chart methodologies. This paper addresses this gap by developing an economic design framework for control charts that incorporates variable sample sizes and sampling intervals, guided by Taguchi’s quality loss function. The objective is to optimize control chart parameters to minimize the total quality-related costs, including sampling and quality loss costs. To efficiently determine the optimal parameters, a genetic algorithm is employed, with its settings fine-tuned using Taguchi’s orthogonal arrays to enhance convergence and solution quality. The proposed model is rigorously evaluated against traditional fixed sampling interval approaches. Results demonstrate that the variable sampling strategy, informed by Taguchi’s loss function, significantly improves cost efficiency and quality control effectiveness. This integration offers a more realistic and economically sound approach to control chart design, accommodating the continuous nature of quality loss and enabling dynamic sampling adjustments. The findings underscore the potential of combining advanced optimization techniques with robust quality loss modeling to advance statistical process control practices in manufacturing and service industries.
۸۰۸۶.

پیامدهای شغلی سواد اطلاعاتی کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی رابطه بین سواد اطلاعاتی با اخلاق حرفه ای، میزان تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی به تعداد 370 نفر در سال 1397 بودند که 250 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از 4 پرسش نامه استاندارد استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سواد اطلاعاتی، اخلاق حرفه ای و تسهیم دانش در کتابداران در حد بالا و سرمایه اجتماعی در حد متوسط است. همچنین بین سواد اطلاعاتی با اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و این بدان معنی است که سواد اطلاعاتی بر اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی اثر مستقیم دارد. تقویت سطح سواد اطلاعاتی موجب ارتقای سطح اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه های عمومی می شود؛ بنابراین مدیران کتابخانه های عمومی باید برای تقویت میزان اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران سعی در افزایش سواد اطلاعاتی آنان داشته باشند.
۸۰۸۷.

تحلیل عملکرد و بهبود فرایندهای انتشار مقاله با رویکرد فرایندکاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه:در سال های اخیر، انتشار مقالات علمی در ایران روند رو به رشدی داشته است. این رشد به دلایلی همچون توسعه دوره های تحصیلات تکمیلی، الزام دانشجویان و اعضای هیئت علمی به انتشار مقالات علمی پژوهشی، و تأثیرگذاری میزان مقالات بر ارتقای رتبه دانشگاه ها و اعضای هیئت علمی صورت گرفته است. عواملی مانند ارزیابی استادان و رتبه بندی دانشگاه ها، پذیرش دانشجویان دکتری، و تبدیل وضعیت استخدامی اعضای هیئت علمی نیز تأثیر قابل توجهی در این روند دارند. از سوی دیگر، فرایند انتشار مقاله شامل چندین مرحله مهم از جمله نگارش، داوری، بازنگری، و در نهایت انتشار است که هر کدام با چالش ها و زمان بر بودن مراحل مواجه اند. از این رو، بهره گیری از روش های نوین مانند فرایندکاوی برای تحلیل و بهبود این فرایندها می تواند به کاهش زمان، بهبود کارایی، و افزایش کیفیت مقالات کمک کند.هدف:هدف اصلی این پژوهش تحلیل عملکرد و بهبود فرایندهای انتشار مقالات علمی با استفاده از رویکرد فرایندکاوی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به دو سوال کلیدی است: 1) مدل فرایند انتشار مقاله به چه شکل است؟ و 2) گلوگاه ها و فعالیت هایی که بیشترین زمان یا تکرار را در فرایند انتشار دارند کدام اند؟ علاوه بر این، این پژوهش بر اهمیت بهبود کیفیت فرایندهای نشر و افزایش کارایی آن ها تمرکز دارد، تا بدین وسیله زمان لازم برای انتشار مقالات کاهش یابد و تأثیرگذاری علمی مقالات افزایش پیدا کند.روش شناسی:پژوهش حاضر از رویکرد فرایندکاوی به عنوان یک روش کارآمد برای تحلیل، بهبود و طراحی مجدد فرایندهای سازمانی استفاده می کند. فرایندکاوی روشی است که با تحلیل داده های ثبت شده در سیستم های اطلاعاتی، به کشف مدل های فرآیندی و شناسایی ناکارآمدی ها کمک می کند. این رویکرد شامل سه فاز اصلی است: 1) کشف، 2) انطباق، و 3) بهبود. در فاز کشف، بدون استفاده از هرگونه اطلاعات اولیه (a-priori)، داده های ثبت شده به منظور تولید مدل فرایند مورد استفاده قرار می گیرند. این مدل به ما کمک می کند تا بفهمیم فرایندها به چه صورت در واقعیت اجرا می شوند. فاز انطباق شامل مقایسه مدل فرایند با داده های واقعی است تا هرگونه عدم انطباق بین فرایند برنامه ریزی شده و رفتار واقعی مشخص شود. در نهایت، فاز بهبود با شناسایی گلوگاه ها و ناکارآمدی های موجود، به طراحی و پیاده سازی تغییرات به منظور بهینه سازی فرآیندها می پردازد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که فرآیند انتشار مقاله علمی شامل مراحل متعددی است که هر یک زمان و منابع مختلفی را به خود اختصاص می دهند. مهم ترین مراحل این فرآیند شامل دریافت مقاله از طریق سامانه نشریه، ارزیابی اولیه مطابق با شاخص های اصلی، بررسی مشابهت یابی، ارسال مقاله به داوران متخصص، پیگیری اصلاحات نویسندگان، و در نهایت تأیید نهایی برای انتشار است. این مراحل در نشریات مختلف ممکن است با تغییرات جزئی همراه باشند، اما روند کلی مشابه است.یکی از اصلی ترین گلوگاه های شناسایی شده در این تحقیق، زمان بر بودن فرآیند داوری و بازنگری مقالات است. این بخش از فرآیند بیشترین تأخیر را ایجاد می کند و گاهی تا چندین ماه به طول می انجامد. به عنوان مثال، مدت زمانی که صرف ارزیابی اولیه مقالات، بررسی مشابهت یابی، و اعلام نظر داوران می شود، معمولاً بیشتر از حد انتظار است. تحلیل داده های فرایندکاوی نشان داد که برخی از این تأخیرها را می توان با بهره گیری از ابزارهای خودکارسازی کاهش داد. به ویژه، استفاده از سیستم های مشابهت یابی خودکار می تواند زمان صرف شده برای ارزیابی اولیه مقالات را کاهش دهد و باعث تسریع در فرآیند شود.یافته های دیگر پژوهش نشان داد که فرایند داوری مقالات علمی در نشریات با سطح بالاتر علمی، معمولاً پیچیده تر و زمان برتر است. این پیچیدگی به دلیل تعداد زیاد مقالات ارسالی و نیاز به داوری تخصصی است. از سوی دیگر، پژوهشگران دریافتند که بهبود زمان بندی مراحل مختلف فرایند نشر و استفاده از ابزارهای پیشرفته نظیر سیستم های اطلاعاتی می تواند به کاهش تأخیرها کمک کند. همچنین، با بهبود هماهنگی بین اعضای هیئت تحریریه و داوران، فرایند بازنگری و اصلاحات تسریع می شود.نتیجه گیری:این پژوهش با استفاده از رویکرد فرایندکاوی به تحلیل و بهبود فرایندهای انتشار مقاله در نشریات علمی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که یکی از اصلی ترین چالش های موجود در این فرآیند، زمان بر بودن مراحل داوری و بازنگری مقالات است. از این رو، بهره گیری از ابزارهای خودکارسازی و بهینه سازی فرایندها می تواند به کاهش زمان صرف شده برای انتشار مقالات کمک کند. علاوه بر این، شناسایی گلوگاه ها و نقاط ضعف در فرآیند می تواند به بهبود کیفیت مقالات و افزایش کارایی نشریات علمی منجر شود. پیشنهاد می شود نشریات علمی از رویکردهای پیشرفته مانند فرایندکاوی و ابزارهای اطلاعاتی مدرن برای تحلیل و بهبود فرآیندهای خود استفاده کنند تا ضمن ارتقای کیفیت، زمان لازم برای انتشار مقالات را کاهش دهند.در نهایت، این پژوهش بر اهمیت نقش نشریات علمی در تبادل دانش و ارتقای سطح علمی جامعه تأکید می کند. بهبود فرایندهای نشر می تواند به ارتقای کیفیت مقالات علمی و افزایش تأثیرگذاری آن ها در سطح ملی و بین المللی منجر شود.
۸۰۸۸.

پیوند انسان و ماشین: تأملی حقوقی بر کاشت تراشه های مغزی هوشمند (تراشه های مغزی هوشمند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
تحقق فناوری کاشت تراشه‌های مغزی هوشمند، تحولی بنیادین در تعامل انسان و ماشین ایجاد می‌کند که مرزهای سنتی میان انسان و فناوری را دگرگون می‌سازد. این پیشرفت فناورانه، به‌رغم ظرفیت‌های قابل ‌توجه، چالش‌های حقوقی پیچیده و چندوجهی به‌ همراه دارد و نظام‌های حقوقی را با پرسش‌های بنیادین متعددی مواجه می‌سازد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف شناسایی دقیق چالش‌های حقوقی ناشی از این فناوری و ارائه راهکارهای حقوقی مناسب به بررسی تعامل این فناوری با حقوق بنیادین انسان پرداخته است. محورهای اصلی این بررسی شامل حریم خصوصی اطلاعاتی و حفاظت از داده‌، مسئولیت‌های مدنی و کیفری و حقوق مالکیت معنوی است که هر یک با چالش‌های نوظهور و پیچیده‌ای در بستر کاشت تراشه‌های مغزی هوشمند مواجه شده‌اند. در این مسیر پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بهره‌مندی از روش تطبیقی به گردآوری و تحلیل داده‌های کیفی از تجربه نظام‌های حقوقی مختلف پرداخته است. به موجب یافته‌های پژوهش، نظارت و بهره‌برداری فراگیر از داده‌های شخصی، خطر نقض حریم خصوصی اطلاعاتی و امنیت داده‌ها از طریق هک زیستی، ابهام در تعیین ماهیت حقوقی تراشه‌ها (به‌عنوان شیء یا بخشی از بدن انسان) و مسئله انتساب مسئولیت‌های مدنی و کیفری نسبت به اقدامات کاربران دارای تراشه، از مهم‌ترین چالش‌های این حوزه هستند. همچنین، چالش‌هایی در جریان مفاهیم متعارف پدیدآورنده و مخترع در حوزه مالکیت معنوی نیز مشاهده می‌شود. برای مواجهه با این چالش‌ها، در این پژوهش دو راهکار اصلی پیشنهاد شده ‌است. نخست، بهره‌مندی از چارچوب‌های قانونی موجود (مانند قوانین تجهیزات پزشکی، رباتیک، هوش مصنوعی و حفاظت از داده‌های شخصی) و دیگری ضرورت قانون‌گذاری جدید است که بتواند به‌طور مؤثر حقوق اشخاص را در جنبه‌های مختلف مربوط به این فناوریِ نوظهور تضمین نماید. نتایج این پژوهش، ضمن ارائه راهکارهای عملی برای چالش‌های پیشِ ‌رو، ارتباط نزدیکی با هدف اصلی (شناسایی و حل مسائل حقوقی ناشی از این فناوری‌های نوین) دارد. اهمیت این یافته‌ها در سطح نظری، کمک به توسعه ادبیات حقوقی نسبت به تعامل انسان و فناوری است و در سطح عملی، بستری را برای قانون‌گذاری مؤثر و حفاظت از حقوق افراد در برابر پیامدهای پیچیده این فناوری فراهم می‌آورد.
۸۰۸۹.

شناسایی رویکردهای پژوهشی مرتبط با تحول دیجیتالِ کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
تحول دیجیتال یک رویکرد راهبردی در سطح سازمان است که افراد، فرایندها، و فناوری را گرد هم می‌آورد تا نوآوری و اثربخشی ایجاد کند. شناخت رویکردهای پژوهشیِ تحول دیجیتال در کتابخانه‌های عمومی برای بهره‌برداری از آن ضروری است. هدف این پژوهش شناسایی رویکردهای پژوهشی مرتبط با تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی است. مسئله پژوهش این است که با توجه به پژوهش‌های گذشته در حوزه تحول دیجیتالِ کتابخانه‌های عمومی چه رویکردهای پژوهشی وجود دارد؟ پژوهش حاضر، از نظر نوع، کاربردی، از نظر روش، کیفی و توصیفی و به ‌لحاظ رویکردی، مبتنی ‌بر مرور روایی سندمحور است. نوع استدلال به‌کاررفته در این پژوهش استقرایی است. دلیل اتخاذ چنین رویکردی نیاز به آگاهی و شناسایی رویکردهای پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه متون و اسناد معتبر پایگاه‌های داخلی و خارجی مبتنی ‌بر راهبرد جست‌وجویِ عبارت دقیق «تحول دیجیتال و کتابخانه عمومی» و پنج عبارت پیرامون آن در بازه زمانی 1393 تا 1403 شمسی و عبارت دقیق‌Digital Transformation and Public Library و پنج عبارت پیرامون آن در بازه زمانی 2015 تا 2024 میلادی بود. در این پژوهش سه رویکرد پژوهشی اصلی در حوزه تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی شناسایی شد. این رویکردها عبارت بودند از: الف) رویکردهای آینده‌محور: منظور پژوهش‌های مبتنی ‌بر مطالعات آینده، روندها و ارائه الگوهای مفهومی تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی است، ب) رویکردهای حال‌محور: منظور پژوهش‌های مبتنی ‌بر بررسی و شناخت وضع موجود و آمادگی‌سنجی تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی است، و ج) رویکردهای گذار‌محور: منظور پژوهش‌های مبتنی ‌بر بهبود وضع موجود، اجرای طرح‌های تحولی و بررسی نتایج اجرای تحول دیجیتال در کتابخانه‌های عمومی است. به نظر می‌رسد که پژوهش حاضر از دو جنبه، تلاشی نوآورانه محسوب می‌شود: الف) در این پژوهش تلاش شده است در حوزه تلاش‌های علمی انجام‌شده برای تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی یک سازماندهی معنادار صورت پذیرد و برای نخستین‌بار رویکردهای پژوهشی مربوط شناسایی شوند، ضمن اینکه، ب) ارائه دسته‌بندی کلان از پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه تحول دیجیتال کتابخانه‌های عمومی و تشخیص نقاط مشترک آن‌ها یکی از ابتکارات این پژوهش است.
۸۰۹۰.

بررسی میزان آشنایی اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول با نقش فراداده (متادیتا) در رؤیت پذیری مقالات در محیط وب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: در میان خروجی های متعدد پژوهشی دانشگاه ها، توجه بیشتری معطوف مقالات منتشر شده است. در دانشگاه های اروپا و آمریکا، تعداد مقالات منتشر شده در یک سال توسط یک عضو هیئت علمی، نشانه موفقیت حرفه ای او به شمار می آید. هدف از این مطالعه، بررسی میزان آشنایی اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول با نقش فراداده (متادیتا) در رؤیت پذیری مقالات در محیط وب است.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به روش پیمایشی و با رویکرد توصیفی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول که 82 عضو می باشند، است که به دلیل حجم کم جامعه، روش سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است که شامل اطلاعات جمعیت شناختی و 53 گویه در سه بخش می باشد. بخش نخست، که مربوط به فراداده است، برگرفته از پرسشنامه متادیتا 2020 (کایزر و همکاران، 2021)؛ بخش دوم که مربوط به رؤیت پذیری است و نیز بخش سوم که مربوط به استفاده از فراداده و عناصر فراداده ای در نرم افزار Word است، محقق ساخته است که سؤالاتی را در راستای پاسخ به پرسش های پژوهش دربرمی گیرد. روایی پرسشنامه، با سنجش روایی صوری و محتوایی، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون پایایی پرسشنامه، با استفاده از آلفای کرونباخ در هر بخش به ترتیب 86/0، 81/0 و 77/0 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. برخی از گویه ها، بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت؛ برخی گویه ها دارای گزینه هایی جهت اولویت دهی؛ و برخی گویه ها دارای پاسخ بله و خیر هستند. داده ها به نرم افزار اکسل منتقل شد و با استفاده از آمار توصیفی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته ها نشان داد حدوداً نیمی از اعضای هیئت علمی، کلمات فراداده، اَبَرداده و متادیتا را ندیده یا نشنیده اند و مفهوم این کلمات برای بیشتر اعضای هیئت علمی، واضح و روشن نیست. همچنین یافته ها حاکی از این است اکثر اعضای هیئت علمی (حدود 75 درصد)، ذهنیت صحیحی از مفهوم فراداده نداشتند و فقط حدود 25 درصد از آن ها با مفهوم فراداده، آشنایی نسبی داشتند. همچنین نتایج نشان داد مهم ترین فقره های اطلاعاتی از نظر اعضای هیئت علمی جهت دسترس پذیر ساختن مقالات یا به هنگام جستجوی مقالات و یا تصمیم گیری در مورد مطالعه یا دانلود یک مقاله، به ترتیب عنوان، نویسنده، وابستگی سازمانی، چکیده و تاریخ نشر مقاله است. اعضای هیئت علمی قبل از استفاده از یک اثر تحقیقاتی، به منظور درک و پذیرش و یا عدم پذیرش آن اثر، به عنوان، فرمت و اندازه و حجم آن اثر، اهمیت زیادی می دهند و تصمیم به استفاده یا عدم استفاده از آن می گیرند. نتایج نشان می دهد که میزان تمایل و علاقه ی اعضای هیئت علمی نسبت به انتشار مقالات خود و همکاری با محققین داخلی و خارجی در تالیفات خود، در سطح بالایی است و نیز آشنایی بالایی را با پایگاه های اطلاعاتی علمی گوگل اسکالر، ریسرچ گیت و اُرکید اظهار داشتند. همچنین مواردی که استفاده و به کارگیری آن ها منجر به رؤیت پذیری بیشتر می شود توسط نیمی از اعضای هیئت علمی به کار گرفته می شود و نیمی از آن ها با عدم برخورداری از پروفایل کاربری یا شناسه در پایگاه های اطلاعاتی و شبکه های اجتماعی علمی، رؤیت پذیری خود را کاهش می دهند. مشخص شد که بیشتر اعضای هیئت علمی جهت نگارش مقالات خود، به صورت روزانه و متناوب از نرم افزار وُرد استفاده می کنند. همچنین، تعداد زیادی از اعضای هیئت علمی در نگارش مقالات خود با استفاده از نرم افزار وُرد، از انواع مختلف فراداده ها (توصیفی، ساختاری، اجرایی یا مدیریتی)، استفاده نمی کنند یا آن ها را بسیار کم به کار می برند که این منجر به عدم نمایه سازی صحیح مقاله در موتورهای جستجو و پایگاه های اطلاعاتی و در نهایت، کاهش رؤیت پذیری می شود. در پایان مشاهده شد که بیشتر اعضای هیئت علمی، با عناصر اصلی تولید فراداده در این نرم افزار آشنا نیستند و آن ها را به کار نمی برند.نتیجه گیری: آن چه از یافته ها، نتیجه می شود این است که عدم آشنایی اعضای هیئت علمی با مفهوم فراداده و نیز عدم به کارگیری آن در نگارش مقالات خود و انتشار آن در محیط وب منجر به عدم نمایه سازی صحیح مقالات در موتورها و پایگاه های جستجو و در نتیجه کاهش رؤیت پذیری مقاله و پدیدآور آن می شود. پیشنهاد می شود با برگزاری کارگاهی برای اعضای هیئت علمی، در مورد فراداده و مفهوم و انواع آن و نیز تشریح مفهوم فراداده به عنوان یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در افزایش رؤیت پذیری، و همچنین نحوه به کارگیری آن در نرم افزار وُرد، با این واژه و کاربرد آن، بیشتر آشنا شوند.
۸۰۹۱.

بررسی تاثیر قابلیت های هوش مصنوعی بر بهره وری کتابداران: نقش میانجی تسهیم دانش (کتابداران کتابخانه های علوم پزشکی دانشگاه های تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر قابلیت های هوش مصنوعی بر بهره وری کتابداران، با تأکید بر نقش میانجی تسهیم دانش، در میان کتابداران کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی مستقر در تهران انجام شده است. روش ها: روش پژوهش از نوع پیمایش همبستگی و از منظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابداران شاغل در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران که در مجموع 214 نفر بودند، با استفاده از فرمول کوکران و در نظر گرفتن پارامترهای آماری استاندارد، حجم نمونه پژوهش 137 نفر تعیین گردید. برای سنجش متغیرهای پژوهش از ابزارهای معتبر و استاندارد بهره گرفته شد. میزان استفاده از هوش مصنوعی از طریق پرسشنامه ای ۲۲ گویه ای در پنج بعد (مدیریت هوش مصنوعی، تصمیم گیری مبتنی بر هوش مصنوعی، زیرساخت هوش مصنوعی، آمادگی برای هوش مصنوعی، و مهارت های مرتبط با هوش مصنوعی)، بهره وری با ابزار ۱۷ گویه در چهار بُعد (کارایی، اثربخشی، تعهد و توانایی حل مسئله) و شاخص تسهیم دانش که شامل ۱۲ گویه بود، ارزیابی شد. تمامی ابزارها براساس طیف پنج درجه ای لیکرت طراحی شدند. روایی ابزارها از طریق تحلیل روایی همگرا و واگرا و پایایی آن ها با محاسبه آلفای کرونباخ تأیید شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین هوش مصنوعی و بهره وری کتابداران رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. همچنین، هوش مصنوعی اثر مثبت و معناداری بر تسهیم دانش داشت. از سوی دیگر، تسهیم دانش با بهره وری کتابداران رابطه مثبت و معناداری برقرار کرد. بحث و نتیجه گیری: تحلیل ها بیانگر آن است که تسهیم دانش به عنوان یک متغیر میانجی کامل، نقش مهمی در پیوند میان قابلیت های هوش مصنوعی و بهره وری کتابداران ایفا می کند. اصالت: این پژوهش به غنای ادبیات مرتبط با هوش مصنوعی در حوزه کتابداری کمک کرده و خلأهای موجود در فهم روابط میان فناوری های نوین و بهره وری منابع انسانی در کتابخانه ها را آشکار می سازد.
۸۰۹۲.

تحلیل و مصورسازی تولیدات علمی حوزه هوش مصنوعی توضیح پذیر و گراف دانش در پایگاه استنادی وب آو ساینس در بازه زمانی 2024-2020(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
سابقه و هدف: هوش مصنوعی توضیح پذیر به عنوان یکی از حوزه های نوظهور و راهبردی در پژوهش های مرتبط با هوش مصنوعی مطرح است که هدف آن افزایش شفافیت، اعتماد و توضیح پذیری سامانه های هوشمند است. در همین راستا، گراف دانش با فراهم سازی چارچوبی ساختاریافته برای نمایش و سازماندهی روابط پیچیده میان موجودیت های داده ای، نقش مهمی در ارتقای درک مفهومی از داده ها ایفا می کند. همگرایی دو حوزه هوش مصنوعی و گراف دانش می تواند موجب بهبود عملکرد کیفی و افزایش قابلیت توضیح پذیری سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی شود؛ به ویژه در کاربردهای حیاتی نظیر سامانه های هوافضا، فناوری هسته ای و پزشکی که نیازمند دقت عملیاتی و اعتماد بالا هستند. با وجود ظرفیت های چشمگیر این رویکرد تلفیقی، تاکنون مطالعات اندکی به بررسی نظام مند و جامع آن پرداخته اند. هدف این پژوهش، تحلیل روندها و ساختار علمی موجود در حوزه های هوش مصنوعی توضیح پذیر و گراف دانش با بهره گیری از روش های علم سنجی است.مواد و روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با استفاده از ابزارهای علم سنجی از جمله ووس-ویور و یوسینت انجام شده است. پژوهش شامل کلیه رکوردهای اطلاعاتی نمایه شده مرتبط با گراف دانش و هوش مصنوعی توضیح پذیر طی سال های 2020-2024 با تعداد 13818 رکورد اطلاعاتی شامل مقاله، کتاب، چکیده و... تجزیه و تحلیل می کند تا روندهای پژوهشی جهانی، نویسندگان برجسته، مؤسسات و خوشه های پژوهشی را شناسایی کند.یافته ها: تحلیل داده های علمی نشان می دهد کشور چین با ثبت ۶۰۲۷ مدرک پژوهشی، پیشتاز تحقیقات در این حوزه بوده و سهمی چشمگیر از تولیدات علمی را به خود اختصاص داده است. ایالات متحده آمریکا و آلمان به ترتیب در رده های بعدی قرار دارند که نشان دهنده تمرکز اصلی پژوهش های جهانی در این سه کشور است. از منظر موضوعی، کلیدواژه های گراف دانش، هوش مصنوعی توضیح پذیر و یادگیری ماشین بیشترین تکرار را در مقالات داشته اند که حاکی از اهمیت این مفاهیم در تحقیقات اخیر است. نتایج تحلیل خوشه ای نشان می دهد که پژوهش های این حوزه عمدتاً در چهار جهت اصلی توسعه یافته اند: (1) مدل سازی مبتنی بر گراف که به بررسی روابط ساختاری داده ها می پردازد، (2) کاربردهای معنایی که بر جنبه های کاربردی تأکید دارد، (3) قابلیت توضیح در یادگیری ماشین که به شفاف سازی مدل ها مربوط می شود و نهایتاً (4) استخراج ویژگی و مدل سازی پیش بینی که بر بهبود عملکرد سیستم ها متمرکز است. این یافته ها نشان می دهد که جامعه علمی به صورت نظام مند به جنبه های نظری و عملی این حوزه پرداخته است.نتیجه گیری: تحلیل داده ها نشان می دهد که حوزه های گراف دانش و هوش مصنوعی توضیح پذیر درکشورهای پیشگام عرصه هوش مصنوعی مورد توجه بالاتری بوده و منجر به افزایش تعداد تولیدات علمی این حوزه ها در این کشورها شده است. پژوهش حاضر می تواند یک نمای کلی جامع از چشم انداز پژوهش ارائه دهد و بینش های ارزشمندی را برای محققان و سیاست گذاران به منظور پیشبرد توسعه هوش مصنوعی توضیح پذیر و گراف دانش و در نتیجه رفع شکاف های موجود در شفافیت و توضیح پذیری در سیستم های هوش مصنوعی ارائه می کند.
۸۰۹۳.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر نیازهای اطلاعاتی زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: دنیای امروز، دنیایی مملو از پدیده های ناشناخته است. افراد به منظور افزایش آگاهی نسبت به چنین پدیده هایی و نیز درک جهان پیرامون خود نیازمند اطلاعات هستند، اطلاعاتی که دستیابی به آنها جز از راه جستجو و کاوش میسر نمی شود. مروری بر پ ژوهش ه ای ح وزه نی از اطلاعاتی و رفتار اطلاع یابی، توجه بیشتر به گروه های خاص کاربران طی سالیان اخی ر را نش ان م ی ده د. یک ی از ای ن گروه ها که بررسی رفتار اط لاع ی ابی آن ان از اهمی ت بس یار برخوردار است، «زنان» یا به تعبیر دیگر «م ادران» هس تند؛ که سلامت آنان و ارتقا س طح آگ اهی و دان ش آنه ا ت أثیر شگرف بر جامعه دارد. بارداری و پدیده پدر و مادر شدن، یکی از مهم ترین و تغییر دهنده ترین رویدادهای زندگی است که به ویژه برای زنان، دوره ای حساس و پرچالش به شمار می آید. در این دوران، زنان به مراقبت ها و اطلاعات ویژه ای نیاز دارند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر نیازهای اطلاعاتی زنان باردار است.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع آوری داده ها، یک پژوهش میدانی محسوب می شود. روش شناسی این پژوهش کمی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از فنون دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. جامعه آماری شامل اساتید متخصص در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی است. نمونه گیری بر اساس تخصص خبرگان در حوزه نیاز اطلاعاتی (مربوط به زنان باردار) انجام شده و 9 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. حجم نمونه در این مطالعه براساس اصل اشباع تئوریک تعیین شده است. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مصاحبه و دو نوع پرسشنامه (پرسشنامه خبره سنجی و پرسشنامه اولویت سنجی مارکوس) هستند. میزان اهمیت عوامل پژوهش از طریق نظر خبرگان تعیین شد. پرسشنامه خبره سنجی بر پایه مرور پیشینه انجام شده و دارای روایی محتوا است. همچنین با استفاده از ضریب محتوایی لاوشه و اخذ نظر از خبرگان، اعتبار و روایی محتوایی عوامل پژوهش تأیید گردید. پرسشنامه دوم، که به روش مارکوس طراحی شده، استاندارد است و روایی آن به طور قطعی تأمین شده است. برای ارزیابی عوامل پژوهش، سه شاخص اصلی شامل میزان تأثیرگذاری بر رفتار اطلاعاتی، میزان کنترل پذیری و منابع مورد نیاز برای مدیریت عوامل به کار گرفته شد. این شاخص ها از طریق پرکردن پرسشنامه توسط خبرگان به دست آمد. تعداد خبرگان (9 نفر) و تعداد عوامل نهایی (21 عامل) برای این پژوهش مناسب بوده و پرسشنامه اولویت سنجی مارکوس از لحاظ سازگاری و پایایی دارای اعتبار است.یافته ها: عوامل موثر بر نیاز اطلاعاتی زنان باردار براساس مرورپیشینه ها و در قالب پرسشنامه در 9 مؤلفه و 33 گویه دسته بندی شد و در اختیار خبرگان قرار گرفت. 33 عامل مورد نظر در ادامه با کاربست روش دلفی فازی غربال شدند . عواملی که عدد دیفازی آن ها بیشتر از 7/0 است برای اولویت بندی نهایی با مارکوس انتخاب شدند. 21 عامل دارای عدد دیفازی بالاتر از 7/0 بودند و برای تحلیل نهایی در نظر گرفته شدند. بر اساس امتیازات هر عامل در جدول شماره 7، عوامل حمایت های اجتماعی: اطلاعات در مورد برنامه های حمایتی و مالی دولتی، اطلاعات در مورد سرویس های بهداشتی و پزشکی، اطلاعات در مورد بهداشت نوزاد ، اطلاعات در مورد تغذیه مناسب دوران بارداری، اطلاعات در مورد آموزش های پیش از زایمان، اطلاعات در مورد عوارض بارداری به ترتیب دارای بیشترین اولویت هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تحلیل عوامل موثر نیاز اطلاعاتی زنان باردار نشان دهنده ی اهمیت بالای حمایت های اجتماعی در دوران بارداری است. نیاز به اطلاعات در این زمینه ها، به ویژه در دوران بارداری، در واقع به طور مستقیم با سلامت و رفاه زنان باردار و نوزادان در ارتباط است. هر یک از این عوامل، ابعاد مختلفی از حمایت اجتماعی را در نظر می گیرد که در بهبود کیفیت زندگی و سلامت این گروه از افراد مؤثر است. بنابراین، فراهم سازی و انتشار اطلاعات دقیق و جامع در این زمینه ها می تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی زنان باردار و نوزادان ایفا کند.
۸۰۹۴.

Modelling the Barriers to Blockchain Adoption in Tourism Industry based on ISM and Fuzzy DEMATEL Approach

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۲
This study aims to identify and rank the key barriers hindering the adoption of Blockchain technology in the tourism industry, given its transformative potential and strategic relevance. The research utilized a mixed-method approach. First, barriers were identified through a comprehensive literature review and expert interviews. A sample of 22 experts in Blockchain and tourism was selected, and data were collected using a structured questionnaire. The Interpretive Structural Modeling (ISM) technique was employed to prioritize the barriers, and Decision-Making Trial and Evaluation Laboratory (DEMATEL) method was used to analyze the causal relationships among them. The study identified 11 critical barriers to Blockchain adoption in tourism. Among these, "lack of knowledge, expertise, and human capital", "lack of standardization", "absence of government regulations", and "inadequate employee training and customer awareness" emerged as the most significant. Furthermore, "resistance to change and non-acceptance by companies" was found to have the highest level of interaction with other barriers, indicating its central role in the adoption process. This research contributes to the limited body of knowledge on Blockchain implementation in tourism by offering a systematic prioritization and relational mapping of adoption barriers. The findings provide strategic insights for policymakers, tourism stakeholders, and technology developers aiming to facilitate Blockchain integration in this sector.
۸۰۹۵.

سیاست های حمایتی دولت از صنعت نشر در ایران: تحلیل محتوای قوانین و مقررات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۸
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی، طبقه بندی و تحلیل حمایت های دولتی از صنعت نشر ایران، شامل ناشران، توزیع کنندگان و کتاب فروشان، بر اساس قوانین و مقررات مصوب تا 1403 شمسی انجام شده است. این مطالعه به دنبال درک عمق و گستره این حمایت ها در طول زمان است. روش : این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی نظام مند برای دستیابی به هدف پژوهش بهره گرفته است. جامعه آماری شامل 37 قانون و مقرره مرتبط با صنعت نشر است که در بازه زمانی مورد مطالعه تصویب شده اند. داده ها (متن کامل قوانین و مقررات) با استفاده از نرم افزار «مکس.کیو.دی.ای.» و طی فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، و انتخابی) تحلیل شدند. این فرایند منجر به استخراج 232 کد اولیه و سپس دسته بندی آنها در حوزه های فراگیر گردید. یافته ها : یافته ها نشان داد که حمایت های دولتی از صنعت نشر ایران به هشت حوزه فراگیر تقسیم می شوند: مالی و زیرساختی، خلق محتوا، دسترسی و توزیع، ترویج و عمومی سازی، تنظیم گری، سازمانی و نهادی، شبکه سازی و آموزشی، و نهادسازی و مدیریتی. حوزه دسترسی و توزیع با اشاره در 17 قانون/مقرره و مالی و زیرساختی با 15 قانون/مقرره، بیشترین فراوانی را داشتند. تحلیل تاریخی نشان داد که رشد قابل توجهی در قوانین حمایتی بین سال های 1371 تا 1390 شمسی رخ داده است. حمایت های دولتی از صنعت نشر ایران جامع و چندوجهی است، اما نوساناتی را در طول زمان تجربه کرده است. کتابخانه ها نقش محوری در این حمایت ها دارند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاد اصلی متولی است. تأکید بر محتوای منطبق با ارزش های اسلامی/ایرانی، حمایت از مالکیت فکری، و توجه فزاینده به دیجیتال سازی و گروه های خاص از ویژگی های بارز این حمایت هاست. نتیجه گیری : این پژوهش با ارائه یک تحلیل جامع، نظام مند، و تاریخی از حمایت های دولتی، خلأ موجود در ادبیات پژوهشی را پر می کند و چارچوبی نوین برای طبقه بندی این حمایت ها ارائه می دهد. نتایج این مطالعه برای سیاست گذاران، فعالان صنعت نشر و پژوهشگران دانشگاهی در جهت تدوین استراتژی های آتی، ارزیابی اثربخشی سیاست ها و انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه، کاربردی و ارزشمند هستند.
۸۰۹۶.

نقش متاورس در بازتعریف کتابخانه ها: فرصتی برای نوآوری یا تهدیدی برای سنت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه و اهداف: متاورس محیط مجازی سه بُعدی و تعاملی است که از ترکیب فناوری های واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، اینترنت و فضای دیجیتال ایجاد می شود. در این فضا، کاربران می توانند از طریق آواتار های دیجیتالی خود با دیگران تعامل داشته باشند، در رویداد ها شرکت کنند، اطلاعات را به صورت پویا مبادله نمایند و حتی فعالیت های اقتصادی و آموزشی انجام دهند. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی کاربردها، چالش ها و محدودیت های فناوری متاورس در حوزه کتابخانه ها انجام شده است. روش ها: این پژوهش به روش مرور نظام مند انجام شد. جامعه آماری شامل ۹ مقاله علمی و پژوهشی معتبر بود که براساس معیارهای انتخاب مشخص از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و و بین المللی  در بازه زمانی ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ (۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵) بازیابی شدند. جستجوی مقالات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با متاورس و کتابخانه به دو زبان فارسی و انگلیسی انجام گرفت. معیارهای انتخاب شامل ارتباط موضوعی مقاله با متاورس و کتابخانه، انتشار در بازه زمانی مذکور، در برگرفتن حداقل پنج صفحه متن کامل، برخورداری از چکیده و متن کامل، و عدم تکرار مقالات بود. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که متاورس می تواند نقشی مؤثری در بهبود خدمات کتابخانه ای ایفا کند. اما، پیاده سازی این فناوری با چالش ها و محدودیت هایی همراه است.. از مهم ترین کاربردهای متاورس در کتابخانه ها می توان به تعاملات پیشرفته کاربران، ایجاد محیط های یادگیری و همکاری برخط، افزایش دسترسی جهانی به اطلاعات و کاهش هزینه ها اشاره کرد. چالش های اصلی شامل حفظ حریم خصوصی و امنیت داده ها، هزینه های بالای زیرساخت، نیاز به آموزش کاربران و شکاف دیجیتال بود. راهبردهای پیشنهادی برای رفع این چالش ها شامل توسعه زیرساخت های فنی و تأمین مالی، ارائه آموزش های تخصصی، تدوین سیاست های امنیتی و کاهش شکاف دیجیتال است. بحث و نتیجه گیری: ظهور متاورس منجر به تحول عمیق در کتابخانه ها شده و فرصت ها و چالش های متعددی را به همراه داشته است. یکی از چالش های اصلی کاهش مراجعات حضوری کاربران به دلیل دسترسی گسترده به منابع دیجیتال است. بااین حال، متاورس امکان ایجاد محیط های تعاملی و مجازی را فراهم کرده و به افزایش مشارکت کاربران در رویدادهای علمی و فرهنگی کمک می کند. اما مسائلی همچون حریم خصوصی و امنیت داده ها نیازمند سیاست گذاری دقیق و تدوین قوانین جدید هستند. توسعه زیرساخت های فنی، مالی و آموزشی برای ادغام موفق متاورس در کتابخانه ها ضروری است و  در نهایت، ترکیب رویکردهای سنتی کتابخانه ها با فناوری های نوین، موجب ارتقای نقش آن ها به عنوان مراکز دانش در عصر دیجیتال خواهد شد. اصالت: کاربرد متاورس در حوزه کتابخانه ها به عنوان موضوعی نوپا، به ویژه در کشور های درحال توسعه، ازجمله زمینه های پژوهشی کمتر بررسی شده محسوب می شود. با توجه به محدودیت مطالعات انجام گرفته در این حوزه و به صورت خاص در بستر جغرافیایی ایران، پژوهش حاضر می تواند گامی مؤثر در راستای تکمیل ادبیات موجود و رفع بخشی از خلأ پژوهشی این عرصه باشد. نتایج حاصل از این پژوهش قابلیت کاربست به عنوان پایه ای نظری برای پژوهش های آتی و همچنین مبنایی عملیاتی برای پیاده سازی این فناوری در محیط کتابخانه ها را دارا می باشد.
۸۰۹۷.

An Ensemble Learning Framework for Credit Card Fraud Detection Using Machine Learning and Deep Learning

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۴
The rapid growth of digital payment systems has heightened the need for accurate and scalable methods to detect credit card fraud. This study evaluates a range of machine learning and deep learning algorithms, including Logistic Regression, Decision Tree, Random Forest, K-Nearest Neighbors (KNN), XGBoost, Convolutional Neural Networks (CNN), Baseline MLP (Multi-Layer Perceptron), and Long Short-Term Memory (LSTM), to identify effective approaches for detecting fraudulent transactions. Based on comparative analysis, Random Forest and LSTM achieved the strongest individual performance, with accuracies exceeding 96%. Building on these findings, a stacking ensemble model was constructed by integrating Random Forest and LSTM as base learners and Logistic Regression as the meta-classifier. The framework incorporates Convolutional Autoencoder (CAE) for feature extraction and Random Undersampling (RUS) with three resampling ratios (1:1, 1:5, and 1:10) to address class imbalance. Experimental results show that the ensemble model provides improved predictive accuracy compared with individual algorithms, achieving an accuracy of 99.98%, precision of 99.86%, and recall of 99.89% under a 1:10 resampling ratio. Rather than proposing a new algorithmic architecture, this study contributes a systematic and unified evaluation of widely used ML and DL approaches and demonstrates the effectiveness of integrating CAE, RUS, and a Random Forest–LSTM stacking ensemble in enhancing fraud detection performance.
۸۰۹۸.

Revolutionizing Energy Management and Smart City Development with Artificial Intelligence and Blockchain

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۰
Smart cities leverage advanced technologies such as the Internet of Things (IoT), big data analytics, and automation systems to enhance the quality of life, improve resource efficiency, and reduce operational costs. Effective management of critical infrastructures, including power and energy networks, intelligent transportation, urban services, and data security, remains a significant challenge in the development of these cities. Artificial Intelligence (AI), with its extensive capabilities in big data analysis, energy consumption forecasting, power distribution optimization, and intelligent transportation management, plays a pivotal role in facilitating decision-making processes and enhancing the efficiency of urban systems. Meanwhile, blockchain technology provides a decentralized infrastructure, ensuring transaction transparency and enabling the execution of smart contracts, thereby guaranteeing security and trust in energy data and urban service management. This paper presents a comprehensive review of AI and blockchain applications in power systems and smart cities, analyzing their benefits and limitations, and identifying future research directions. The findings indicate that integrating these emerging technologies can substantially improve network efficiency, reduce operational costs, enhance security, and support sustainable energy management, ultimately contributing to the achievement of sustainable development goals in smart cities. Additionally, challenges related to scalability, interoperability between technologies, and legal and regulatory issues are discussed to provide a clear outlook for future research endeavors.
۸۰۹۹.

The Application of Artificial Intelligence in Human Resource Performance Appraisal: A Conceptual Framework for Responsible Implementation

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۸۴
This research investigates the fundamental challenges inherent in traditional performance appraisal systems, such as human cognitive biases and a lack of scalability, and analyzes the application of artificial intelligence (AI) as a solution to optimize these processes. The primary objective is to present a practical framework for the responsible implementation of AI, aimed at establishing more objective, equitable, and effective appraisal systems. This study employs an integrative review methodology (searching the Scopus database from 2019 onwards) combined with qualitative thematic analysis. Based on specific inclusion criteria (i.e., a focus on socio-technical challenges), 9 specialized articles were selected for final analysis. The analysis of this corpus achieved thematic saturation. The thematic analysis led to the identification of four primary themes: (1) limitations of traditional systems; (2) key AI-driven opportunities, such as enhanced objectivity and continuous feedback; (3) critical risks (e.g., Algorithmic Bias and the Black Box Problem); and (4) implementation imperatives (e.g., the necessity of Human-in-the-Loop (HITL) Oversight and transparency). Ultimately, the study concludes that success is contingent upon human-machine synergy and proposes a three-stage Integrated Socio-Technical Systems (ISTS) Framework. This framework emphasizes Explainable AI (XAI) (XAI) and the preservation of human judgment. This study is conceptual in nature. The proposed framework offers a pathway for the sustainable and human-centric utilization of this technology, which necessitates empirical validation in future research.
۸۱۰۰.

نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران در بین مدیران، کارکنان اداری و رؤسای کتابخانه های عمومی کشور است. روش: پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی- همبستگی است که از یک رویکرد پژوهشی کمی برای بررسی نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران استفاده کرده است. جامعه آماری این پژوهش شامل مجموعه مدیران، کارکنان اداری، رؤسا و مسئولان شاغل در نهاد کتابخانه های عمومی کشور بودند که با توجه به محدودیت دسترسی به این افراد در سراسر کشور و به منظور دسترسی به دیدگاه های آن ها از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد. نمونه آماری پژوهش 310 نفر است که از هر خوشه به شکل تصادفی انتخاب شده بودند. در بخش کمی پژوهش، به منظور بررسی نقش میانجی خلاقیت در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران از پرسش نامه استاندارد برای جمع آوری داده استفاده شد. به منظور سنجش هوش مصنوعی از پرسش نامه چِن و همکاران حاوی 22 گویه، برای سنجش خلاقیت کارکنان از پرسش نامه بر و اولدمن که حاوی 10 گویه، همچنین در سنجش رفتارِ کاری نوآورانه از پرسش نامه رفتارِ کاری نوآورانه دیجانگ و دنهارتگ که حاوی 12 گویه است، استفاده شد. برای اندازه گیری شاخص ها در پرسش نامه از طیف پنج گزینه ای لیکرت از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم استفاده شد. از روایی همگرا و روایی واگرا برای تائید روایی ابزار اندازه گیری استفاده شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی بر رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران با مقدار ضریب مسیر 0/422 تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، هوش مصنوعی با مقدار ضریب مسیر 0/509 تأثیر مثبتی بر خلاقیت کتابداران دارد و آن ها را در ایجاد ایده های جدید و حل مشکلات به شیوه های خلاقانه ترغیب می کند. درنهایت، خلاقیت کتابداران به طور مستقیم با مقدار ضریب مسیر 0/514 بر رفتارِ کاری نوآورانه آن ها اثرگذار است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که خلاقیت نقش میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و رفتارِ کاری نوآورانه کتابداران ایفا می کند؛ به این معنا که هوش مصنوعی به تنهایی تأثیر مستقیمی بر رفتار نوآورانه ندارد، مگر آنکه منجر به ارتقاء خلاقیت در میان کتابداران شود. این یافته بیانگر آن است که صرف استفاده از ابزارها و فناوری های هوش مصنوعی بدون تقویت جنبه های خلاقیت فردی و سازمانی نمی تواند به نوآوری در رفتارهای کاری بینجامد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان