ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۷۲۱.

شناسایی و اولویت بندی معیارهای مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: مأموریت سازمان های پژوهشی و آموزشی، آن ها را به سازمانی دانش بنیان تبدیل کرده است که جهت عملکرد مؤثر و دستیابی به چشم انداز، نیازمند برخورداری از راهبرد مناسب و شفاف در این زمینه هستند. لذا، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی نیازمندی های مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی است. نیازمندی های مدیریت دانش مبتنی بر ادبیات پژوهش، از پیشینه های پژوهش و پرسشنامه های استاندارد و طوفان فکری، براساس دیدگاه خبرگان و مدیران موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی با روش دلفی فازی و کاربست تکنیک فاصله ای اولویت بندی شدند. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش پژوهش و گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی، از نظر مبنای نوع داده های گردآوری شده از نوع کمّی بوده و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. خبرگان مطالعه حاضر، مدیران موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی و متخصصان مدیریت دانش در سال 1400 هستند. شیوه نمونه گیری جامعه پژوهش قضاوتی بوده و نمونه ها براساس خبرگی بوده است. معیارهای پژوهش از بررسی مطالعات مدیریت دانش در مؤسسات استخراج شد. برای تحلیل معیارهای پژوهش، دو پرسشنامه خبره سنجی فازی و اولویت سنجی کداس بین خبرگان توزیع شد. پرسشنامه های خبره سنجی با تکنیک دلفی فازی، و پرسشنامه های اولویت سنجی با تکنیک کداس ارزیابی شدند. به دلیل اینکه مقوله های پرسشنامه از مرور پیشینه مقالات بین المللی و داخلی معتبر حوزه های مدیریت دانش در مؤسسات به دست آمد، هر دو پرسشنامه خبره سنجی و اولویت سنجی، از روایی مطلوبی برخوردار بودند. همچنین به دلیل انتخاب حجم مناسب نمونه (15 نفر) و غربال معیارها، پرسشنامه اولویت سنجی از پایایی برخوردار بود. حجم نمونه در این پژوهش برابر 15 نفر بود که برای روش های خبره محور دارای ماهیت قضاوتی، عدد مطلوبی است. یافته ها: بر مبنای تحلیل کداس، اولویت اول عوامل هم راستا کردن فعالیت های مدیریت دانش با چشم انداز و مأموریت سازمان، اولویت دوم فراهم بودن زمینه ارتباطی افراد سازمان از طریق تکنولوژی های ارتباطی (اینترنت، اینترانت، چت روم، وبینار و...)، اولویت سوم حمایت مدیران اجرایی سطح بالا از فعالیت های دانشی، اولویت چهارم وجود سیستم هایی برای جذب و انتقال ایده ها و تجارب جدید، اولویت پنجم پایگاهی برای آرشیو اطلاعات پروژه های انجام شده، اولویت ششم روزآمدسازی مداوم دانش تخصصی سازمان، اولویت هفتم ارتقای آگاهی کارکنان در زمینه مزایای به کارگیری دانش، اولویت هشتم زمینه وجود فرایند دریافت نیازهای بهره برداران از طریق واحدهای اجرایی و نیز مشارکت مستقیم آنها در اجرای طرح ها، به ترتیب 8 اولویت را در نیازمندی های مدیریت دانش در سازمان دارند. پیشنهاد های کاربردی پژوهش به این شرح است: انتصاب مدیر برنامه های دانشی برای توسعه دارایی های دانش سازمان؛ ایجاد تیم های کسب وکار مبتنی بر فناوری اطلاعات؛ توسعه و گسترش علت و هدف مدیریت دانش با کمک و حمایت مدیران ارشد جهت استقرار مدیریت دانش در موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی؛ موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی به جای اینکه مدیریت دانش را سیستمی برای نگهداری و ذخیره دانش خود تلقی کند، بایستی با ایجاد نقشه دانش، بانک های اطلاعاتی ایجاد نماید، تا تمامی پرسنل سازمان را شناسایی نموده و برحسب تخصص و دانش خاص، اطلاعات آن ها ذخیره گردد، تا در مواقع مورد نیاز جهت رفع نیاز سازمان به آن اطلاعات دسترسی داشته باشد. نتیجه گیری: شناسایی و اولویت بندی نیازمندی های مدیریت دانش در سازمان، به مدیران کمک می کند تا با توجه به حوزه گسترده و متنوع مباحث و موضوعات موجود در این حوزه، منابع محدود مالی، زمانی و انسانی خود را جهت پیاده سازی مدیریت دانش به موارد ارجح و اولویت دار اختصاص دهند.  
۷۲۲.

بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در نظام شهرهای دانش بنیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی فضای کسب و کار کلان شهرهای دانش بنیان برای استقرار و توسعه کارآفرینی است. روش پژوهش: روش انجام این پژوهش نیمه تجربی و از نوع کاربردی و بنیادی است. جامعه آماری پژوهش کلان شهرهای کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. لذا بر اساس روش پژوهش یک چارچوب چندبعدی با توجه به عناصر کالبدی کلان شهرها و دامنه ی فعالیت هر کسب وکار جدید بر اساس مؤلفه های دانش بنیان توسعه داده شد. در این راستا شاخص های ارزیابی مدل پیشنهادی در سنجه های مرتبط با کارآفرینی در فضای شهری تدوین گردید. برای بررسی نگرش کارآفرینی در سطوح ملی و منطقه ای، از داده های بزرگ کلان شهرهای عضو اتحادیه اروپا بهره گرفته شده است. ازاین رو داده های 70 کلان شهر مختلف اروپایی از پایگاه داده های مرتبط و نیز یوریواستات گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای Excel و SPSS تحلیل گردید. یافته ها: یافته های این تحقیق از طریق یک رویکرد ترکیبی امکان بررسی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در شهرهای دانش بنیان را فراهم نمود. برخی نتایج این پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از عناصر دانشی و غنی سازی ادبیات کارآفرینی در شهرهای دانش بنیان، مدیران و سیاست گذاران مدیریت شهری را برای اتخاذ تصمیمات بهتر و توسعه کسب و کارها یاری می دهد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ضرورت اهتمام به طراحی شاخص های جدید برای شناسایی و درک عوامل تأثیرگذار بر توسعه ی کارآفرینی در فضای شهرهای دانش بنیان و ارزیابی توسعه مؤلفه های کارآفرینی از طریق تدوین سنجه های بررسی، رابطه ویژگی های محیطی کلان شهرهای دانشی برای ارتقای کیفیت فرایندهای رهبری و مدیریتی می تواند بر توسعه کارآفرینی در نظام شهرهای دانش بنیان تأثیرگذار باشد.
۷۲۳.

اثرات سرپرستی توهین آمیز بر اشتراک گذاری و پنهان سازی دانش در دانشگاه: مطالعه ای درباره ارتباط اخلاق کار اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۹
هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات سرپرستی توهین آمیز بر اشتراک گذاری و پنهان سازی دانش با نقش میانجی اخلاق کار اسلامی است، پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه نتخاب شدند و تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفتو تجزیه و تحلیل داده ها به کمک معادلات ساختاری در نرم افزار وارپ انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد سرپرستی توهین آمیز از طریق اخلاق کار اسلامی بر اشتراک گذاری دانش تاثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 22/0 -است و سرپرستی توهین آمیز از طریق اخلاق کار اسلامی بر پنهان سازی دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 11/0 استهدف پژوهش حاضر تعیین اثرات سرپرستی توهین آمیز بر اشتراک گذاری و پنهان سازی دانش با نقش میانجی اخلاق کار اسلامی است، پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه نتخاب شدند و تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفتو تجزیه و تحلیل داده ها به کمک معادلات ساختاری در نرم افزار وارپ انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد سرپرستی توهین آمیز از طریق اخلاق کار اسلامی بر اشتراک گذاری دانش تاثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 22/0 -است و سرپرستی توهین آمیز از طریق اخلاق کار اسلامی بر پنهان سازی دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 11/0 استهدف پژوهش حاضر تعیین اثرات سرپرستی توهین آمیز بر اشتراک گذاری و پنهان سازی دانش با نقش میانجی اخلاق کار اسلامی است، پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه نتخاب شدند و تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفتو تجزیه و تحلیل داده ها به کمک معادلات ساختاری در نرم افزار وارپ انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد سرپرستی توهین آمیز از طریق اخلاق کار اسلامی بر اشتراک گذاری دانش تاثیر منفی و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 22/0 -است و سرپرستی توهین آمیز از طریق اخلاق کار اسلامی بر پنهان سازی دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تاثیر 11/0 است
۷۲۴.

بررسی عوامل موثر بر قصد رفتاری مشتریان در استفاده از واقعیت مجازی مبتنی بر نظریه های انتشار نوآوری، نظریه استفاده و رضامندی و مبانی ارزش درک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: امروزه به دلیل اهمیت استفاده از فناوری واقعیت مجازی، مشتریان محدودیت زمانی و مکانی در تجربه خرید خود ندارند. همچنین با دسترسی به دستگاه های واقعیت مجازی، تعداد فزاینده ای از خرده فروشان، از این تکنولوژی سه بعدی تعاملی، برای تجسّم محصولات خود استفاده می کنند. تجربیات شبیه سازی شده، موقعیت های واقعی و غیرواقعی را ایجاد کرده و منجربه پاسخ مثبت از سمت مشتریان شده و قصد خرید را تحت تاثیر قرار می دهند. در زمینه پذیرش واقعیت مجازی، مطالعات متعددی انجام گرفته است و تاثیر نظریه هایی نظیر انتشار نوآوری و استفاده و رضامندی بر روی قصد رفتاری مشتریان در استفاده از واقعیت مجازی، به ویژه در حوزه گردشگری، بررسی شده است، اما در اینگونه مطالعات، تاثیر عوامل منفی مهمی مانند هزینه درک شده، ریسک فیزیکی درک شده و پیچیدگی درک شده نادیده گرفته شده اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر قصد رفتاری مشتریان در استفاده از واقعیت مجازی با در نظر گرفتن عوامل مثبت و منفی موثر مبتنی بر نظریه های انتشار نوآوری، نظریه استفاده و رضامندی و مبانی ارزش درک شده است. روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش توصیفی- پیمایشی اجرا شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کاربران شبکه های مجازی مجهز به تکنولوژی واقعیت مجازی است که از این تکنولوژی حداقل یک بار استفاده نموده اند و تمرکز بر محصولاتی است که قبل از خرید به بررسی احتیاج دارند. ۲۵۰ نفر با روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها نیز از ابزار پرسشنامه استفاده شد که روایی آن توسط خبرگان مورد تایید قرار گرفت. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و نرم افزار Amos و روش های آماری کولموگروف اسمیرنوف، تی تک نمونه ای و تحلیل رگرسیون و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق، مدل مفهومی ارائه شده را تأیید نمود و نتایج معادلات ساختاری نیز نشان داد که نظریه های انتشار نوآوری، استفاده و رضامندی و ارزش درک شده بر قصد رفتاری مشتریان در استفاده از واقعیت مجازی رابطه مثبت و معناداری دارد. براساس نتایج به دست آمده از مدل مفهومی، بیشترین تاثیر مثبت را استفاده و رضامندی بر آسودگی ذهنی، با مقدار۰.۵۷ دارد. در بین روابط منفی به دست آمده، پیچیدگی درک شده، بیشترین تاثیر منفی را بر ارزش درک شده با مقدار ۰.۶۲- نشان داد. از میان متغیرهای موثر بر قصد رفتاری، ارزش ادراک شده، بیشترین تاثیر را بر قصد رفتاری داشته است. نتیجه گیری: ارزش ادراک شده مشتری، بیشترین تاثیر را بر قصد استفاده مشتریان در استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی دارد. در این راستا، افراد هرچه بیشتر احساس کنند که تکنولوژی واقعیت مجازی می تواند نیاز آنان را برآورده کند، احتمال اینکه این تکنولوژی را انتخاب کنند، بیشتر است؛ و زمانی که ارزش ادراک شده این تکنولوژی، فراتر از انتظارات مشتریان باشد و مشتریان درک کنند که نسبت به هزینه، زمان و تلاشی که انجام می دهند، ارزش بیشتری از حالت واقعی دریافت می کنند، تمایل بیشتری به استفاده از این تکنولوژی خواهند داشت. مبتنی بر این نتیجه پیشنهاد می شود که پیچیدگی تکنولوژی واقعیت مجازی کاهش یابد و انواع هزینه های مشتریان، اعم از ملموس و ناملموس و نیز ریسک فیزیکی محصول در طراحی و استفاده از این تکنولوژی مد نظر قرار گیرد تا ارزش ادراک شده مشتریان نسبت به این تکنولوژی، افزایش یابد. در نهایت به منظور طراحی تجربه قابل اعتماد، پیشنهاد می شود تدابیری نظیر پشتیبانی آنلاین در پاسخگویی سریع به پرسش ها و مشکلات مشتریان به منظور افزایش اعتماد مشتریان و بهبود تجربه خرید آنها اتخاذ شود.
۷۲۵.

بررسی نقش نگرش دانشجویان، کیفیت سیستم و مدیریت دانش در رفتار استفاده از یادگیری الکترونیکی با میانجی گری پذیرش یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش نگرش دانشجویان، کیفیت سیستم و مدیریت دانش در رفتار استفاده از یادگیری الکترونیکی با میانجی گری پذیرش یادگیری الکترونیکی در بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان فارس انجام شده است. روش : این پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان فارس در سال تحصیلی 1401-1400، به تعداد 4450 نفر تشکیل دادند که از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 351 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد نگرش دانشجویان نسبت به یادگیری الکترونیکی اکبر (2013)، پرسشنامه محقق ساخته کیفیت سیستم، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش شرون لاوسون (2003)، پرسشنامه محقق ساخته پذیرش یادگیری الکترونیکی و پرسشنامه استاندارد استفاده واقعی از سیستم یادگیری الکترونیکی اکبر (2013) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی محتوایی و سازه (تحلیل عاملی تأییدی) مورد تأیید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0، 79/0، 94/0، 82/0 و 86/0 برآورد شد و مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح توصیفی و استنباطی (مدل معادلات ساختاری) انجام گرفت که از طریق نرم افزارهایSPSS 24  و Lisrel 8.8 اجرا شد. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که بین متغیرهای نگرش دانشجویان نسبت به یادگیری الکترونیکی با پذیرش یادگیری الکترونیکی (52/0β=)،کیفیت سیستم با پذیرش یادگیری الکترونیکی (89/0β=)، مدیریت دانش با پذیرش یادگیری الکترونیکی (67/0β=) و پذیرش یادگیری الکترونیکی با استفاده واقعی از سیستم (17/0β=)، رابطه علّی مثبت و معنی داری وجود دارد. نگرش دانشجویان نسبت به یادگیری الکترونیکی، کیفیت سیستم و مدیریت دانش با میانجی گری پذیرش یادگیری الکترونیکی اثر غیرمستقیمی بر استفاده واقعی از سیستم یادگیری الکترونیکی دارد. بنابراین، اثر میانجی پذیرش یادگیری الکترونیکی در این پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان دریافت، افزایش در نمرات نگرش دانشجویان، کیفیت سیستم، مدیریت دانش و پذیرش یادگیری الکترونیکی با افزایش در رفتار استفاده از یادگیری الکترونیکی دانشجویان همراه خواهد بود. با توجه به یافته های پژوهش، به سیاست گذاران و مدیران دانشگاهی پیشنهاد می شود با برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی، ضمن توجه به متغیرهای پژوهش حاضر، زمینه را برای استفاده واقعی و پذیرش یادگیری الکترونیکی در فرآیند یادگیری دانشگاه فرهنگیان مهیاء کنند.  
۷۲۶.

تحلیل رابطه داد و ستد دانش و تدریس نوآورانه در دوره های درس پژوهی شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
مقدمه: مدیریت دانش مسأله یا مفهوم جدیدی نیست. صدها سال است که صاحبان مشاغل خانوادگی، دانشِ خود را به فرزندانشان انتقال می دهند؛ استادکارانِ حرفه ای، با شور و اشتیاق، حرفه خود را به شاگردانشان می آموزند و کارگران در محل کار، ایده ها و دانش خود را ردّوبدل می کنند. درواقع می توان گفت که مدت هاست که گزاره «دانش، قدرت است»، به گزاره «اشتراک دانش ، قدرت است»، تغییر یافته است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی دادوستد دانش در میان معلمان شرکت کننده در دوره های درس پژوهی و تأثیر آن بر تدریس نوآورانه در شهرستان خرم آباد است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی و از نوع معادلات ساختاری است. جامعه پژوهش شامل 180 شرکت کننده دوره های درس پژوهی آموزش وپرورش شهرستان خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 118 نفر از آن ها به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. به منظور پیمایش نظر پاسخگویان درباره دادوستد دانش، از پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش اواکوک و همکاران (2021)، و برای سنجش متغیر تدریس نوآورانه، از پرسشنامه علیزاده (1386) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و SmartPLS انجام شد. یافته ها: تحلیل شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش نشان داد که میانگین متغیرهای پذیرندگی گیرنده برای دریافت دانش، پذیرندگی گیرنده برای اشتراک دانش، رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده، استفاده از دانش گیرنده و تدریس نوآورانه به ترتیب برابر با 878/3، 725/3، 228/4، 975/3 و 384/4 است. نتایج معادلات ساختاری پژوهش نشان داد که میزان تأثیر پذیرندگی گیرنده برای دریافت دانش، بر رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده 292/0 به دست آمده است. مقدار آماره t نیز 428/2 است. بنابراین، با اطمینان 95% می توان گفت میزان پذیرندگی گیرنده برای دریافت دانش بر رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر پذیرندگی گیرنده برای اشتراک دانش بر رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده 407/0 به دست آمده است. مقدار آماره t نیز 808/3 است. بنابراین، با اطمینان 95% می توان گفت میزان پذیرندگی گیرنده برای اشتراک دانش، بر رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده بر استفاده از دانش گیرنده 504/0 به دست آمد. مقدار آماره t نیز 572/7 است. بنابراین، با اطمینان 95% می توان گفت رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده بر استفاده از دانش گیرنده تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده بر تدریس نوآورانه 397/0 به دست آمده است. مقدار آماره t نیز 011/4 است. بنابراین، با اطمینان 95% می توان گفت رفتار اشتراک دانش ارائه دهنده بر تدریس نوآورانه، تأثیر مثبت و معناداری دارد. میزان تأثیر استفاده از دانش بر تدریس نوآورانه 251/0 به دست آمده است. مقدار آماره t نیز 489/2 است. بنابراین، با اطمینان 95% می توان گفت استفاده از دانش، بر تدریس نوآورانه تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت دادوستد دانش و تدریس نوآورانه را تأیید کرد. سیاست گذاران نظام آموزش وپرورش کشور بایستی بدانند با توجه تغییر پارادایم از «نوآوری مبتنی بر کشف» به «نوآوری مبتنی بر یادگیری»؛ یکی از راه هایی مؤثر برای دستیابی به اهداف سند تحول بنیادین و ایجاد کیفیت و نوآوری در نظام آموزشی، ایجاد محیط های تعاملی برای خلق، اشتراک و استفاده از دانش کارکنان است. یکی از این محیط های تعاملی، دوره های درس پژوهی است که می تواند رفتار نوآورانه کارکنان را بهبود بخشد. در واقع کارکنان به عنوان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان دانش، تسهیل گر فرایند مدیریت دانش هستند و نقش مهمی در فرآیندهای اصلی دانش، یعنی ایجاد، اشتراک گذاری و استفاده دارند. کارکنان، سرمایه انسانی سازمان بوده و خالق سرمایه فکری آن هستند. از این رو، مدیران نه تنها باید کارکنان را به جمع آوری دانش موردنیاز برای نوآوری تشویق کنند؛ بلکه باید آن ها را تشویق نمایند تا دانش را به دیگران نیز منتقل کنند.
۷۲۷.

تاثیر مدیریت سایبرنتیک بر اثربخشی کارکنان دانشگاه تربیت مدرس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: مدیریت سایبرنتیک، رویکرد جدیدی در مدیریت سازمان ها است که وظیفه ی اصلی آن توجه به مسائل درون سازمانی است. از آنجایی که منابع انسانی در سازمان ها به عنوان سرمایه های واقعی و حیاتی سازمانی شناخته می شوند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر مدیریت سایبرنتیک بر اثربخشی کارکنان دانشگاه تربیت مدرس صورت گرفت.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی – پیمایشی است. جهت گردآوری داده ها از شیوه های کتابخانه ای- اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل 100 نفر ازکارکنان دانشگاه تربیت مدرس بود که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای استاندارد شده اثربخشی کارکنان و پرسشنامه استاندارد مدیریت سایبرنتیک که به صورت آنلاین طراحی و لینک آن در اختیار کارکنان قرار داده شد. برای روایی از روایی محتوا استفاده شد و برای بررسی پایایی روش آلفای کرونباخ مورد استفاده قرار گرفت که برابر با 74/0 گزارش شد. یافته ها: یافته ها نمایانگر آن است که با توجه به اینکه میانگین کسب شده برای مدیریت سایبرنتیک و همچنین اثربخشی کارکنان به ترتیب برابر با 25/4 و 45/4 است و این میانگین ها بالاتر از میانگین نظری (3) می باشد. بنابراین وضعیت مدیریت سایبرنتیک و وضعیت اثربخشی کارکنان در دانشگاه تربیت مدرس بالاتر از حد متوسط است و در سطح مطلوبی قرار دارد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با توجه به همبستگی های موجود بین متغیرها، بین مؤلفه های مدیریت سایبرنتیک (متغیر پیش بین) و اثربخشی کارکنان ( متغیر ملاک) همبستگی مثبت و معناداری حاکم است.
۷۲۸.

نقش کتابخانه ها و کتابداران در طراحی و ایجاد مخزن دانش سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: با توجه به هدف مخزن دانش سازمانی برای مدیریت و انتشار یافته های علمی جامعه دانشگاهی، نتایج پژوهش ها نشان می دهد طراحی و ایجاد مخازن دانش سازمانی حاصل کار و فعالیت بخش های مختلف یک سازمان است. کارکنان کتابخانه دانشگاه می توانند نقش مهمی در برقراری ارتباط با اعضای هیئت علمی ایفا کرده و با مشارکت خود، فرصت های جدیدی در تولید علم خلق نمایند. آنها می توانند همراه با متخصصان کامپیوتر و نرم افزار و مدیران مخازن دانش سازمانی، مسئول طراحی، ارزیابی و نگهداری فرآیندهای خروجی مجموعه های دیجیتالی باشند. به همین علت، یکی از وظایف و رسالت های اصلی کتابداران کتابخانه های دانشگاهی، مدیریت دانش و به طور اخص راه اندازی و مدیریت مخزن دانش سازمانی دانشگاهی است.  در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کتابخانه های دانشگاهی در طراحی و ایجاد مخزن دانش سازمانی است. روش: با استفاده از روش کتابخانه ای یا روش اسنادی، در ابتدا با مرور پژوهش های انجام شده درباره مخزن دانش سازمانی، پس از بیان تعریف و ضرورت های ایجاد آن در دانشگاه ها، با توجه به هدف پژوهش به نقش کتابخانه ها و کتابداران کتابخانه های دانشگاهی به عنوان کارکردی جدید، در ایجاد و گسترش مخزن دانش سازمانی پرداخته شده است. یافته ها: کتابخانه های دانشگاهی با توجه به ماهیت کارشان در سازماندهی اطلاعات، کاربرد فراداده، آشنایی با حق مولف و مجوزهای دسترسی آزاد، نقش مهمی در مدیریت دانش و اطلاعات دارند. همچنین کتابداران کتابخانه های دانشگاهی به دلیل ارتباط مستقیم با منابع تولید دانش در دانشگاه ها، همچون اساتید، دانشجویان و پژوهشگران، می توانند نقشی اساسی در جلب مساعدت نویسندگان برای ارائه مطالب خود به مخازن دانش داشته باشند. از طرفی، با کمک به برندسازی دانشگاه در بین متخصصان و افزایش رویت پذیری آثار پژوهشی و در نتیجه افزایش میزان استناد و ضریب تاثیر آثار پژوهشی، به عنوان دستاوردهای راه اندازی مخزن دانش سازمانی، نقشی اساسی در این موضوع داشته باشند. علاوه بر این، تعامل نزدیک کتابداران دانشگاهی با کاربران کتابخانه، به خصوص پژوهشگران، اساتید و دانشجویان در جستجوی اطلاعات، به تسهیل انتقال اطلاعات به مخزن دانش کمک خواهد کرد. نتیجه گیری: بنابراین، تجربیات کتابداران کتابخانه های دانشگاهی در جستجو و استفاده از طیف گسترده ای از پایگاه های داده، می تواند در طراحی رابط های کاربری برای نرم افزار های مخزن دانش سازمانی و همچنین آموزش پژوهشگران برای بارگذاری پژوهش های خود  در مخزن دانش سازمانی و جستجوی موثر و بازیابی آنها موثر باشد. هرچند بسیاری از دانشگاهیان و محققان، رغبت کمتری به سپردن آثار خود به مخازن دانش سازمانی دارند، اما لازم است ریشه این نوع عدم مشارکت ها مورد مطالعه دقیق قرار گرفته و با برقراری ارتباط با مسئولین دانشگاه ها، زمینه های لازم برای ایجاد اینگونه مخازن علمی فراهم گردد. راه اندازی اینگونه مخازن، دسترسی به دانش تولید شده در دانشگاه های کشور را آسان تر کرده و زمینه لازم را برای مخازن دانش سازمانی دانشگاه های سراسر کشور را فراهم می سازد.
۷۲۹.

الزامات توسعه شهرهای دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف: یکی از علل ناکامی در خصوص توسعه شهرهای دانش بنیان، درک ناقص از ابعاد و عوامل این نوع توسعه، همراه با ضعف اساسی در تعیین اولویت های راهبردی برنامه ها و تصمیمات تخصیص منابع می باشد. معرفی و تبیین الگوی توسعه دانش بنیان برای شهرها به صورت پویا و یکپارچه، یکی از دستاوردهای اصلی موضوع پژوهش حاضر می باشد که در آن ارکان توسعه دانش بنیان با رویکردی اثربخش و تاثیرگذار، با اتکاء بر اندیشه های متخصصان این حوزه تشریح و تبیین شده است. کاربرد دانش یکی از منابع کلیدی پایدار نمودن رشد و توسعه است و در مباحث رشد و توسعه کشورها، دانش به عنوان مزیت رقابتی برای مباحث اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شمار می آید. بنابراین، توسعه شهرهای دانش بنیان، رویکردی است که کاربرد دانش و اطلاعات در آن اهمیت بالایی داشته و اقتصاد، تولید، اشتغال و رشد همه جانبه مبتنی بر آن شکل گرفته و سرمایه گذاری در حوزه های مرتبط با دانش، مورد توجه کشورهای توسعه یافته قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی مولفه های توسعه شهرهای دانش بنیان انجام شده است. روش : واحد مطالعه این پژوهش شامل: متخصصین و کارشناسان مطلع نسبت به موضوع پژوهش می باشند که با روش نمونه گیری گلوله برفی یا زنجیره ای که یک روش نمونه گیری غیراحتمالی بوده، و برای مواقعی است که واحدهای مورد مطالعه به راحتی قابل شناسایی نباشند، انجام شده است. دلیل استفاده از این روش آن بود که واحدهای مورد مطالعه بسیار کمیاب بوده و بخش کوچکی از جامعه آماری را تشکیل می دادند. حجم نمونه با استفاده از نمونه گیری اشباعی یا قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند و محققین بعد از مصاحبه با 32 نفر، به اشباع نظری دست یافتند، اما برای اطمینان، مصاحبه را تا 38 نفر ادامه دادند. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه، در خصوص سوال اصلی پژوهش مبنی بر شناسایی ابعاد و مولفه های توسعه شهرهای دانش بنیان، بعد از مقوله بندی و کدگذاری، تحلیل مضمون شده و تعداد پنج مقوله برای توسعه شهرهای دانش بنیان استخراج شد که عبارتند از: اقتصاد دانش بنیان با پنج مولفه شامل: توسعه صنایع پیشرفته؛ نظام تشویقی و حمایتی؛ ایجاد بازار سرمایه دانشی؛ اقتصاد هوشمند؛ کسب وکارهای هوشمند؛ حکمرانی هوشمند با چهار مولفه شامل: ایجاد دولت توسعه گرا؛ آزادی های اطلاعاتی؛ توسعه دولت الکترونیکی؛ توسعه زیرساخت فناوری؛ جامعه دانش بنیان با چهار مولفه شامل: آگاهی های مدنی؛ مردم هوشمند؛ آموزش دانش بنیان؛ جامعه اطلاعاتی؛ ارتقای دانش مدیریت توسعه با چهار مولفه شامل: سازمان های دانش بنیان؛ توسعه شهرهای دانشی؛ توسعه پایدار؛ توسعه نظام فنی و اجرایی و سیاستگذاری دانش و فناوری با پنح مولفه شامل: تجاری سازی دانش؛ مراکز تحقیق و توسعه؛ ترویج علم و فناوری؛ نظام ملی نوآوری؛ توسعه مدیریت دانش. عوامل کلیدی موفقیت در ایجاد و توسعه شهرهای دانش بنیان شامل: توسعه مراکز تحقیق و توسعه و پارک های علم و فناوری؛ توجه به صنایع های تک؛ توجه به مدیریت دانش؛ تقویت سرمایه های انسانی دانشی؛ توسعه زیرساخت های فناوری؛ ایجاد الگوی ملی نوآوری؛ توسعه اقتصادهای هوشمند و دانش بنیان؛ توسعه زیرساخت حکمرانی هوشمند؛ توسعه کسب وکارهای شبکه ای می باشد. پیشنهاد می شود مدیران نسبت به، ایجاد قطب های دانش و فناوری؛ توسعه زیرساخت های فناوری؛ توسعه نظام های حمایتی؛ ایجاد و توسعه کارآفرینی دانش بنیان و مدیریت دانش بنیان، اقدامات لازم را انجام دهند. عوامل کلیدی موفقیت در ایجاد و توسعه شهرهای دانش بنیان شامل: توسعه مراکز تحقیق و توسعه؛ توسعه پارک های علم و فناوری؛ توجه به صنایع های تک (تکنولوژی بالا)؛ گسترش مدیریت دانش در امور مختلف؛ تقویت سرمایه های انسانی دانشی؛ گسترش و توسعه زیرساخت های فناوری های نوین ارتباطی و اطلاعاتی؛ ایجاد الگوی ملی نوآوری؛ توسعه شبکه های فنی و علمی ملی؛ توجه به توسعه زیرساخت لازم برای کسب وکارهای شبکه ای و هوشمند و موارد دیگر می باشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برای توسعه شهرهای دانش بنیان، توجه به مولفه های: مولفه های حکمرانی دانش و مدیریت آن، کارکنان متخصص دانشی، کسب وکارهای هوشمند؛ حکمرانی هوشمند و توسعه دولت توسعه گرا و ارتقای آزادی های اطلاعاتی؛ ایجاد جامعه دانش بنیان؛ ارتقای دانش مدیریت توسعه؛ تجاری سازی دانش؛ توسعه مدیریت دانش و ترویج علم و فناوری؛ و ایجاد بازارهای سرمایه دانشی، ضروری است.
۷۳۰.

بهبود الگوی رفتاری کارشناسان امنیت اطلاعات در مواجه با تهدیدات سایبری با رویکرد آینده پژوهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
هدف: بیشتر تحقیقاتی که در زمینه امنیت سیستم های اطلاعاتی صورت گرفته، بر عوامل فنی پرداخته شده ، ولی راه کارهای امنیت اطلاعات در مواجه با تهدیدات سایبری باید به گونه ای جامع و آینده نگرانه تبیین شود تا در مقابل تهدیدات نوظهور نیز کارایی لازم را داشته باشند. پژوهش کاربردی- توسعه ای حاضر با رویکرد آینده پژو هی پس از بررسی شاخص ها ، به بهبود الگوی رفتاری و صحیح کارشناسان امنیت اطلاعات در مواجه با تهدیدات سایبری نوظهور می پردازد. روش پژوهش : ابتدا در مرحله کیفی از روش فراترکیب ، جهت استخراج شاخص ها از منابع و سؤال های پژوهش استفاده شد و در مرحله کمی با کمک خبرگان و روش دلفی دو مرحله ای ، شاخص ها اعتبارسنجی، پالایش و خوشه بندی شد ، در مرحله پیمایشی پاسخ پرسشنامه ها پس از تجزیه و تحلیل آماری و تحلیل عاملی تأییدی، مورد بررسی قرار گرفت و با کمک نرم افزار بار عاملی مرتبه دوم و سوم هر بعد، مؤلفه ها و شاخص ها ، به دست آمد. یافته ها : از 112 منبع، 142 شاخص استخراج و با کمک خبرگان اعتبارسنجی و پالایش شد. در مرحله اول و دوم دلفی 17 شاخص به دلیل پایین بودن CVR/CVI حذف و در نهایت 125 شاخص نهایی گردید و به کمک نرم افزار و خوشه بندی طبقه ای، ابعاد و مؤلفه پژوهش تبیین شد. سپس در مرحله پیمایشی، پس از دریافت 111 پاسخنامه از سوی کارشناسان امنیت اطلاعات و بررسی پایایی آنها ، الگوی رفتاری مناسب پژوهش احصاء گردید. نتیجه گیری: براساس وزن بعد ها و مؤلفه های پژوهش، بعد «تهدیدات امنیتی» مؤلفه «خسارت های غیرعمدی» بیشترین وزن و بعد «عوامل فنی» مؤلفه «برنامه ریزی» و «پایش» کمترین وزن را داشته اند.
۷۳۱.

تسهیل گری و کمک به توسعه کسب وکارهای کوچک؛ آیا کتابخانه های عمومی استان خوزستان آماده اند؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۸۰
هدف: با توجه به اهمیت کسب وکارهای کوچک در اقتصاد و نقش و گستردگی کتابخانه های عمومی در ارائه خدمات، این پژوهش با هدف طراحی مدل و بررسی میزان آمادگی کتابخانه های عمومی استان خوزستان در تسهیل و توسعه کسب و کارهای کوچک است.روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ نحوه گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و به لحاظ ماهیت داده ها یک مطالعه آمیخته از نوع اکتشافی است که با تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. در بخش کیفی ابتدا با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی و انجام 14 مصاحبه عوامل شناسایی شدند. تأیید روایی این عوامل با شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR) و پایایی کیفی آن ها از طریق آزمون ضریب کاپای فلیس به تأیید رسید. در بخش کمی، پرسشنامه ای متشکل از عوامل کیفی استخراج شده در میان کتابداران کتابخانه های عمومی استان خوزستان به تعداد 173 نفر توزیع شد. سپس با کاربرد مدل تحلیل SWOT (تحلیل تکافت) عوامل در دو دسته درونی (نقاط قوت و نقاط ضعف) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها) دسته بندی شدند.یافته ها: این پژوهش نتایجی را در 4 بعد از عوامل درونی شامل «منابع و خدمات»، «نیروی انسانی»، «بازاریابی و تبلیغات» و «فناوری و فضا»؛ و 4 بعد از عوامل بیرونی شامل «قوانین و آیین نامه ها»، «نگرش های مدیریتی»، «آموزش» و «ارتباطات و تعاملات» ارائه می دهد. از مجموع 17 مؤلفه ای که در 4 بُعد از عوامل درونی مورد بررسی قرار گرفت، 1 نقطه قوت و 9 نقطه ضعف مشاهده و 7 عامل باقی مانده در وضعیت متوسط قرار داشتند که میانگین 2/389 به دست می آید. از سوی دیگر، کتابخانه های عمومی استان خوزستان از 19 عامل مورد بررسی در 4 بعد از عوامل بیرونی، با 2 فرصت مواجه و با 9 تهدید روبه رو هستند و 8 عامل دیگر نیز وضعیت متوسطی را دارا هستند و میانگین 2/482 برای عوامل بیرونی به دست می آید که وضعیت نسبتاً مطلوبی است و در کل میانگین به دست آمده برای تمامی مؤلفه ها و ابعاد مورد بررسی عدد 2/438 است که نشان از وضعیت نسبتاً مطلوبی دارد.نتیجه گیری: کسب وکارهای کوچک می توانند از خدمات کتابخانه های عمومی جهت شروع و توسعه استفاده کنند. با این حال، کتابخانه های عمومی خوزستان برای حمایت و تسهیل گیری از کسب وکارهای کوچک، در شرایط نسبتاً مطلوبی قرار دارند. به همین دلیل، برای حمایت از این کسب و کارها، پیش و بیش از هر چیز باید این امر جزئی از رسالت و هدف کتابخانه های عمومی خوزستان شوند. چنانچه حمایت و پشتیبانی از کسب و کارها جزئی از نظام ارزشی و رسالت کتابخانه های عمومی شود، بسیار محتمل است که در آن نظام و رسالت، کتابخانه ای پویا و حامی کسب و کار ایجاد شود.
۷۳۲.

سنجش سطح سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی بر اساس مدل هشت توانمندساز (مطالعۀ موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۲۲
هدف: ارزیابی و سنجش سطح سواد اطلاعاتی کاربران، پتانسیل بهبود و اثربخشی عملکرد آموزشی کتابخانه های عمومی را نمایان می سازد. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر سنجش سطح سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی بر اساس مدل هشت توانمندساز بود. این ارزیابی ممکن است به منظور برنامه ریزی هدفمند کتابخانه های عمومی برای ارتقاء سطح دانش و اطلاعات کاربران سودمند باشد.روش: این پژوهش از نوع کمّی و ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش پیمایشی بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقّق ساخته برگرفته از مدل هشت توانمندساز شامل 40 سؤال با طیف لیکرت بود. روایی محتوایی پرسشنامه به تأیید 20 نفر از استادان دانشگاه و کارشناسان و کتابداران متخصص در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی رسیده است. با توزیع تصادفی تعداد 40 پرسشنامه میان کاربران و گردآوری آن ها، با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه به میزان 92/0 محاسبه شد. روایی سازه نیز با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، به میزان 66/0 محاسبه شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 45582 نفر از کاربران فعّال کتابخانه های عمومی استان خوزستان در سال 1399 بود. برای برآورد نمونه، ابتدا با استفاده از فرمول کوکران 497 کاربر انتخاب شد. سپس با روش انتساب بهینه، متناسب با جمعیت کاربران 21 شهرستان استان خوزستان، انتساب نمونه مناسب انجام گرفت. برای برآورد نمرات و درصدها و تعیین سطح سواد اطلاعاتی کاربران از محاسبه نمره لیکرت استفاده شد. ابزار تجزیه وتحلیل داده ها نیز نرم افزار SPSS نسخه 20 بود.یافته ها: برآورد هشت مؤلفه سواد اطلاعاتی نشان داد که مهارت و توانایی کاربران کتابخانه های عمومی استان خوزستان در مؤلفه های «شناسایی دانش و اطلاعات»، «کاوش و جست وجوی اطلاعات»، «سازمان دهی اطلاعات» و «ارائه و اشتراک گذاری دانش» بیشتر از حد متوسط است. در مؤلفه های «انتخاب و گزینش اطلاعات»، «خلق و ایجاد دانش»، «ارزیابی دانش و اطلاعات» و «به کارگیری دانش و اطلاعات» کمتر از حد متوسط است. درمجموع، سطح سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه های عمومی استان خوزستان بیشتر از حد متوسط بوده است.نتیجه گیری: تحلیل یافته ها نشان داد که سطح سواد اطلاعاتی کاربران در پژوهش حاضر بالاتر از حد متوسط (57/54) است. بااین حال، این سطح، بازتاب وضعیت بسیار مطلوب سواد اطلاعاتی کاربران نیست بلکه حاکی از آن است که به میزان 43/45 درصد تا رسیدن به بهترین وضعیت فاصله وجود دارد. ازاین رو، کتابخانه های عمومی برای دستیابی به مهم ترین هدف وجودی خود یعنی توسعه قابلیت های دانشی و سواد اطلاعاتی افراد جامعه، نیازمند تدوین و طراحی و برنامه ریزی توسعه، در دو بُعد کاربران و کتابداران هستند. برای تحقق این هدف، نیازمند استفاده از ابزارهای کارآمدتر و البته در دسترس، استفاده از زیرساخت های فنّاوری اطلاعات و ارتباطات، استقرار شبکه آموزش الکترونیک بدون مرز با تأکید بر یادگیری آنلاین و یادگیری ترکیبی و یادگیری مجازی هستند. لازم است ابتدا به بازتعریف نقش های سنتی خود و روزآمد کردن عملکردها همسو با انتظارات جدید بپردازند.
۷۳۳.

تأثیر عوامل فردی و سازمانی با نگرش و قصد اشتراک دانش و نقش آن ها در ارتباطات علمی: مطالعه موردی اعضای هیئت علمی دانشگاه های غرب کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۱۴
مقدمه: اشتراک دانش و ارتباطات علمی در خلأ اتفاق نمی افتد. به نظر می رسد اشتراک دانش و ارتباطات علمی تحت تأثیر عوامل فردی و سازمانی قرار دارند که نقش مهمی در بقای دانشگاه دارند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل فردی و سازمانی با نگرش و قصد به اشتراک دانش و نقش آن ها در ارتباطات علمی در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های غرب کشور و ارائه مدل با استفاده از معادلات ساختاری است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی تحلیلی بود. حجم نمونه برابر با 270 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه، از آزمون کرونباخ استفاده شد. نتایج این آزمون با 41 سؤال، مقدار 745/0 به دست آمد که از پایایی مناسبی برخوردار بود. برای تحلیل داده ها از آماره توصیفی، رگرسیون چندگانه و مدل یابی معادلات ساختاری و از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 23 و آموس استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد متغیر اعتماد از طریق نگرش به اشتراک دانش و متغیر هنجار ذهنی از طریق قصد اشتراک دانش بر ارتباطات علمی اثر گذاشتند. متغیر فرهنگ سازمانی و نظام پاداش از طریق نگرش به اشتراک دانش و فرهنگ سازمانی فقط از طریق قصد اشتراک دانش بر ارتباطات علمی اثر گذاشتند. متغیر هنجارهای ذهنی علاوه بر اینکه به صورت غیرمستقیم بر ارتباطات علمی اثر گذاشت به طور مستقیم نیز بر ارتباطات علمی دارای تأثیر بود. همچنین یافته ها نشان داد بیشترین اثر رگرسیونی مربوط به متغیر اعتماد (394/0) بر روی نگرش به اشتراک دانش بود. از طرفی، نگرش به اشتراک دانش (114/0) کمترین اثر رگرسیونی بر ارتباطات علمی داشت. نتیجه: به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد اعتماد، فرهنگ سازمانی و نظام پاداش با میانجی گری نگرش به اشتراک دانش و قصد اشتراک دانش بر ارتباطات علمی تأثیر دارند. همچنین این عوامل عناصری مهمی در تعیین شیوه های اشتراک دانش در آموزش عالی هستند. بنابراین نقش این عوامل در توسعه ارتباطات علمی با حفظ نقش واسطه ای اشتراک دانش انکارناپذیر است.
۷۳۴.

شناسایی متغیرهای فرایند تعامل در بافت بازیابی اطلاعات با استفاده از چهارچوب نظام اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین به روش پدیدار شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۳۲۱
زمینه و هدف: یکی از مهم ترین چالش های نظام های اطلاعاتی مبتنی بر بافت با تأکید بر ساختارهای شناختی، فرموله کردن دریافت و نمایش دانش بازیگران شناختی به طور تجربی در فرایند تعامل بازیابی اطلاعات است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی متغیرهای ابعاد بافت بازیابی اطلاعات در فرایند تعامل با استفاده از چهارچوب نظام اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین است. روش: پژوهش حاضر، از نوع بنیادی و توسعه ای و به روش پدیدارشناسی کلایزی (1978) در 7 مرحله انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با 7 نفر از متخصصین حوزه بازیابی اطلاعات و دانش برای شناسایی متغیرها در فرایند تعامل بافت بازیابی اطلاعات بوده است. روایی ابزار گردآوری اطلاعات روایی محتوایی با استفاده از تجربه متخصصان بوده و پایایی بر اساس معیارهای لینکلن و گوبا (1988) بر مبنای قابلیت اعتبار، قابلیت اعتماد، تأیید پذیری است. توصیف و تحلیل اطلاعات با بهره گیری از نتایج مرور سیستماتیک و تجارب متخصصان در حوزه بازیابی اطلاعات، مقایسه شده است. یافته ها: تعداد 12 متغیر در بعد جامعیت؛ 4 متغیر در بعد مانعیت؛ 7 متغیر در بعد اثربخشی؛ 12 متغیر در بعد کیفیت اطلاعات/ فرایند به منظور تثبیت فرایند عبارت جستجو، بازیابی و دسترسی اطلاعات شناسایی شد که بازیگران شناختی به عنوان طراحان نظام بازیابی اطلاعات می توانند در نظر بگیرند. نتیجه گیری: درنتیجه با جستجوی معانی و جوهره های کنشگران شناختی در طول زمان برحسب تجربه، برای رسیدن به فهم مشترک در شناسایی، کشف و ایجاد درک عمیق تر منجر به توصیف و تحلیل ساختارهای شناختی چهارچوب نظام اطلاعات و بازیابی اینگورسن و یارولین شده و درنهایت طراحی و دسترسی اطلاعات به صورت شبکه ای و نظام مند را فراهم می کند. 
۷۳۵.

چارچوب های قواعد فقهی در بررسی حقوقی فعالیت های داوطلبانه در کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۵۲
هدف: جستار حاضر با هدف کنکاش چگونگی کاربست قواعد فقهی در بررسی‌های حقوقی (به‌ طور کلی) و در بررسی فعالیت‌های داوطلبانه در کتابخانه‌ها (به ‌طور ویژه)، به دنبال این است که نشان دهد قواعد فقهی را تنها با چارچوب خاصی می‌توان در این راستا مورد بهره‌برداری قرار داد. روش پژوهش: اطلاعات لازم با استفاده از روش کتابخانه‌ای گردآوری و با منطق فقهی و حقوقی و بهره‌گیری متعادلی از ادراکات عقلی، مورد تحلیل قرار گرفته است. دامنه مطالعات حقوقی، محدود به حقوق ایران و دامنه مطالعات فقهی، محدود به فقه امامیه است.یافته‌ها: «قاعده احسان» در باب فعالیت‌های داوطلبانه در کتابخانه‌ها، گویای این است که فردی که به چنین فعالیتی مبادرت می‌کند، به دلیل این که کارش محسنانه (خیرخواهانه) است، قابل ‌مؤاخذه نیست. «قاعده اقدام» نیز بیانگر این است که چون وی بااراده خود استحقاق دستمزد را زایل کرده، کتابخانه مسئولیتی در باب آن نخواهد داشت. نتیجه‌گیری: امکان کاربست دو قاعده فوق، مطلق نبوده و دارای دو چارچوب «شرعی» و «عقلی» است، چارچوب شرعی آن برگرفته از ادله روایی مربوطه است که به ‌موجب آن، اگر کاربست این دو قاعده موجب ضرر شود، آن منتسب به قانون‌گذار شرعی نیست. چارچوب عقلانی آن نیز محصول ادراکات عقلانی است که اجازه نمی‌دهد تطبیق این دو قاعده، نتیجه غیرعادلانه‌ای در برداشته باشد. بنابراین، نمی‌توان در بررسی حقوقی فعالیت‌های داوطلبانه در کتابخانه‌های ایران با استناد به قواعد فقهی مذکور، به شکل مطلق مسئولیتی برای فاعل فعالیت‌های داوطلبانه از یک‌سو و نهاد کتابخانه از سوی دیگر، قائل نشد.
۷۳۶.

ابعاد و مؤلفه های فرهنگ امنیت اطلاعات: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۷ تعداد دانلود : ۲۸۸
ایجاد فرهنگ امنیت اطلاعات در به حداقل رساندن تهدیدات خصوصا تهدیدات انسانی در جهت حفاظت از اطلاعات کمک می نماید و در نتیجه به کاهش نقض داده ها یا حوادث در سازمان ها منجر می شود. تاکنون مطالعه ای جهت شناسایی مولفه های فرهنگ امنیت اطلاعت در کشور صورت نگرفته است. براساس نظریه های مختلف، فرهنگ امنیت اطلاعات با رویکردهای مختلفی بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. هدف این مقاله بررسی تحقیقات موجود در حوزه فرهنگ امنیت اطلاعات جهت بررسی دانش حاصل یافته و شناسایی ابعاد و مولفه های فرهنگ امنیت اطلاعات و یکپارچه سازی ادبیات این حوزه انجام شده است.به منظور انجام این مرور سیستماتیک کلیه مطالعات انجام گرفته درحوزه فرهنگ امنیت اطلاعات با استفاده ازکلیدواژه های مرتبط، از پایگاه داده های معتبر استخراج شد، درنهایت تعداد 310 مقاله مرتبط از سال 2000 تا 2022 مورد بررسی قرار گرفته است.براساس نتایج پژوهش، مولفه ها و ابعاد فرهنگ امنیت اطلاعات شناسایی گردید و همچنین مشخص شد مجموعه ای از ابعاد و مولفه ها که بطور گسترده پذیرفته شده باشد وجود ندارد و محققان مختلف، ابعاد و مولفه های متفاوتی برای فرهنگ امنیت اطلاعات در نظر گرفته اند. محققان از 3 تئوری و مفهوم در مطالعات خود استفاده نموده اند و بیشترین تئوری مورد استفاده، مدل فرهنگ سازمانی شاین می باشد. پژوهش ها در سازمان ها و صنایع مختلفی انجام گرفته است و از لحاظ تفکیک جغرافیایی نیز بیشترین پژوهش ها به کشورهای در حال توسعه تعلق دارد. 
۷۳۷.

شناسایی ظرفیت کتابخانه های عمومی با محوریت ایجاد سرمایه اجتماعی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۳۶
مقدمه: هدف از این مطالعه شناسایی ظرفیت ها و پتانسیل های کتابخانه های عمومی در ایجاد سرمایه اجتماعی و شناسایی فعالیت های کتابخانه های عمومی با محوریت ایجاد سرمایه اجتماعی است. کتابخانه های عمومی به عنوان مکان های عمومی که از ظرفیت بالایی برای ایجاد ارتباط بین افراد برخوردارند در این بین سهم بسزایی دارند.روش شناسی: مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و مبتنی بر چارچوب مطالعه نظام مند پریسما است. برای جمع آوری متون اصیل پژوهشی مرتبط از پایگاه اطلاعاتی معتبر انگلیسی وب آوساینس و با کلیدواژه های تخصصی این حوزه جست وجو صورت گرفت و تعداد 152 مدرک به زبان انگلیسی شناسایی گردید. در مراحلی تکرارشونده با مطالعه و بررسی منابع، موارد تکراری و غیرمرتبط با موضوع حذف گردیدند. درنهایت با اعمال پالایش اولیه، معیارهای ورودو خروج از مطالعه و کنترل توسط پژوهشگر، تعداد 36 متن پژوهشی اصیل انگلیسی در قالب مقاله برای ورود به مرور نظام مند انتخاب شدند.یافته ها: مرور پژوهش ها نشان داد که اغلب پژوهش های مرتبط با ظرفیت کتابخانه های عمومی در ایجاد سرمایه اجتماعی، با روش پژوهش پیمایشی، مطالعه موردی و منابع گردآوری داده ها شامل ساکنان محلی، کاربران و غیرکاربران کتابخانه، منابع و متون منتشرشده، مدیران و کتابداران کتابخانه و مهاجران بوده است. همچنین ابزار مورداستفاده در اغلب پژوهش های صورت گرفته پرسشنامه و مصاحبه غیرساختاریافته بوده است. در مجموع 10 ظرفیت کتابخانه عمومی شامل؛ ایجاد دسترسی برابر به منابع اطلاعاتی، فراهم آوردن فرصت های یادگیری و کسب مهارت، مکان ملاقات و مکان جلسات، مکانی برای ارائه خدمت به افراد در حاشیه جامعه، مکانی با هدف برقراری عدالت اجتماعی و بی طرف و قابل استفاده برای همه گروه ها، مکانی برای ایجاد ارتباط بین افراد، مکانی برای افزایش مشارکت عمومی، محیط خوشایند کتابخانه، مکانی برای اوقات فراغت مردم برای ایجاد سرمایه اجتماعی شناسایی شد.نتیجه : توجه به کتابخانه به عنوان مکانی برای ملاقات و مکان جلسات افراد، تقویت مجموعه منابع اطلاعاتی کتابخانه های عمومی و افزایش برنامه های مربوط به یادگیری و مهارت آموزی، همچنین توجه به افراد در حاشیه جامعه در ارائه خدمات در کتابخانه های عمومی برای ایجاد سرمایه اجتماعی ضروری است. از سوی دیگر حفظ بی طرفی کتابخانه های عمومی در برخورد با افراد از گروه ها و نژادهای مختلف و توجه به کتابخانه عمومی به عنوان مکانی برای افزایش مشارکت عمومی و توجه به نقش کتابخانه های عمومی در ارتقای برنامه های اوقات فراغت می تواند به ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق کتابخانه های عمومی کمک کند. همچنین بررسی منابع اطلاعاتی داخلی و خارجی نشان داد تاکنون هیچ پژوهشی به مرور نظام مند پژوهش های کتابخانه های عمومی در ایجاد سرمایه اجتماعی نپرداخته است. لذا مرور منابع علمی و پژوهشی منتشرشده برای داشتن دیدی جامع نسبت به ظرفیت کتابخانه های عمومی در ایجاد سرمایه اجتماعی ضروری است. 
۷۳۸.

مطالعه علم سنجی اعضاء هیئت تحریریه و سردبیران مجلات نمایه شده ISC علوم بهداشت، علوم زیستی و هنر و علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۳۲۵
هدف: مطالعه علم سنجی اعضاء هیئت تحریریه و سردبیران مجلات نمایه شده ISC علوم بهداشت، علوم زیستی و علوم انسانی و هنر هدف اصلی پژوهش حاضر است.روش پژوهش: نوع پژوهش حاضر کاربردی است و با شاخص های علم سنجی از جمله شاخص «درهم تنیدگی اعضاء هیئت تحریریه» و نیز تحلیل شبکه اجتماعی انجام شده است. برای اجرای این پژوهش از شاخص های مرکزیت و از نرم افزارهای اکسل، پایتون، اس پی اس اس، نت درا و یوسی آی نت استفاده شد. جامعه پژوهش 200 مجله و 2813 عضو هیئت تحریریه و سردبیر است.یافته ها: 08/13 درصد از اعضاء هیئت تحریریه و 5/81 درصد از مجلات مورد مطالعه در این مقاله دارای «پدیده درهم تنیدگی» هستند. مرتبه علمی اغلب اعضاء هیئت تحریریه در مجلات مورد بررسی «استاد» هست و مردان تقریباً شش برابر زنان با مجلات جامعه پژوهش همکاری دارند. دانشگاه های تهران، فردوسی مشهد و شهید بهشتی و استان های تهران، قم و خراسان رضوی بیشترین سهم را در انتشار مجلات دارند. تفاوت آماری معنی داری بین «درهم تنیدگی اعضاء هیئت تحریریه» و جنسیت مشاهده نگردید. با این وجود بین مرتبه علمی و «درهم تنیدگی اعضاء هیئت تحریریه» رابطه معنی دار آماری وجود دارد.نتیجه گیری: درهم تنیدگی اعضاء هیئت تحریریه در مجلات فارسی مورد مطالعه وجود دارد. هر اندازه میزان این پدیده در مجله ای افزایش یابد به این معنی است که افراد دارای درهم تنیدگی در سیاستگذاری های کلان و برنامه ریزی راهبردی در مجلات از جمله انتشار مقالات، انتخاب داوران و بسیاری از موارد کلیدی دیگر نقش مهمی دارند.
۷۳۹.

امکان سنجی توسعه هستی شناسی به روش نیمه خودکار مبتنی بر تحلیل بسامد واژگان: مطالعه موردی بیماری «گلوکوم»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۳۶۴
تغییر رویکرد نظام های اطلاعاتی از پردازش واژه به پردازش مفهوم، موجب توجه به هستی شناسی ها شده است. در علوم پزشکی و بیماری های انسان، به لحاظ وجود تنوع در اصطلاحات و لزوم اشتراک اطلاعات از طریق نرم افزارهای مختلف مانند پرونده های پزشکی، سامانه های ثبت سوابق بهداشتی و...  بکارگیری هستی شناسی ها ضروری به نظر می رسد. در  پژوهش حاضر، رویکردی نیمه خودکار برای توسعه هستی شناسی پیشنهاد شده است که می تواند با استفاده از ابزارهای متن کاوی، شناسایی مولفه های ساختاری هستی شناسی و تعیین نسبی روابط را از متون علمی تسهیل کند. مدل پیشنهادی در قالب کد نرم افزاری با نام اختصاری «TmbOnt_Alfa[1]» ارائه شده است. این کد با استفاده از رابط کاربر، فایل متنی ورودی را فراخوانی کرده و پس از پردازش بر اساس تنظیمات، اصطلاحات کلیدی برای توسعه هستی شناسی را استخراج می کند. به منظور ارزیابی کارایی روش پیشنهادی، مطالعه موردی در حوزه بیماری «گلوکوم» با داده های متنی مشتمل بر10،000 چکیده مقاله از «PubMed[2]» برمبنای جستجوی واژگانی تهیه گردید. پس از مراحل پردازش، مفاهیم و ساختار سلسله مراتبی هستی شناسی حاصل در پروتژ وارد شد. سرانجام، سنجش قیاسی هستی شناسی توسعه یافته با سرعنوان پزشکی «MESH[3]»، «اصطلاح نامه وتوصیفگرهای پزشکی فارسی» و «هستی شناسی  بیماری ها» و «هستی شناسی BAO[4]» نشان داد که میانگین دقت مفاهیم و میانگین دقت مکانی مفاهیم بیش از 70 درصد با هستی شناسی های بازنمایی شده در پایگاه های معتبر هستی شناسی بیماری های انسانی «Bio-Ontologies» انطباق داشته و به طور میانگین بیش از 30 درصد واژگان جدید برای افزودن به دامنه را فراهم کرده است. [1]  Text miner for base ontology development, Alfa version[2]  https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/[3]   https://www.ncbi.nlm.nih.gov/mesh/[4]  https://bioportal.bioontology.org/ontologies/BAO
۷۴۰.

چگونگی پردازش داده ی شخصی خاص در حقوق اتحادیه اروپا و بررسی آن در نظام حقوقی ایران (پردازش داده شخصی خاص)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۴۲
در راستای حمایت جامع از داده های شخصی و اشخاص موضوع داده، مقررات اروپایی مربوط به حفاظت از داده (GDPR) جنبه های مختلفی را موردتوجه قرار داده است. یکی از این حمایت ها، توجه ویژه به داده های شخصی است که به دلیل ماهیت حساسشان، نیازمند حفاظت بیشتری هستند (داده های شخصی خاص). این مقررات برای پردازش داده های شخصی خاص که شامل داده های شخصی حساس، داده ی شخصی مرتبط با امور کیفری و داده ی شخصی کودکان است، الزامات مختلفی را مقرر نموده است. این الزامات ازجمله اصل ممنوعیت پردازش داده های شخصی حساس است مگر اینکه استثنائی قانونی وجود داشته باشد. الزام دیگر، ضرورت وجود نظارت مرجع رسمی و جواز قانونی برای پردازش داده های شخصی مرتبط با امور کیفری است. هم چنین تعیین سن معین برای رضایت به پردازش نیز از الزامات پیش گفته برای حمایت از داده های شخصی کودکان است. این پژوهش با تبیین تفصیلی الزامات پیش گفته و شفاف سازی چگونگی پردازش داده ی شخصی خاص در حقوق اتحادیه اروپا؛ حمایت از داده ی شخصی خاص در حقوق ایران را نیز مورد بررسی قرار داده است. بررسی های انجام شده حکایت از این دارد که گرچه حقوق ایران در خصوص داده های شخصی قانونی مستقل ندارد تا برای حمایت از داده های شخصی خاص به آن استناد شود؛ لیکن می توان با توجه به قوانین و مقررات موجود، نظریات دکترین، مبانی حقوق ایران، بسیاری از الزاماتِ پردازش داده ی شخصی خاص موجود در مقررات اروپایی را در حقوق ایران نیز جاری دانست. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان