فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه مشتری در هیچ صنعتی صرفاً به دنبال محصول نیست و دریافت سرویس شخصی سازی شده مبتنی بر نیازمندی های خود و خلق یک تجربه متفاوت را از سازمان انتظار دارد؛ از نگاه دیگر طراحی سرویس های متناسب با نیاز مشتری مستلزم بررسی موشکافانه داده های مرتبط با مشتری و در ابعاد مختلف خواهد بود. لذا شناخت مشتری نیازمند نگرشی نظامند است تا اهداف، فاکتورهای تاثیر گذار و الگوریتم ها و متد های مناسب این حوزه مورد توجه واقع شود. روش شناسی: در راستا هدف این پژوهش، پژوهش پیشرو با رویکرد فراترکیب، ابعاد حوزه شناخت مشتری صنعت بانکی و ملاحظات آن را با رویکرد داده محور و به کارگیری یادگیری ماشین تحلیل نموده است .از این رو، روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب گردآوری اطلاعات فراترکب است. برای انتخاب مقاله ها با جست و جو در پایگاه داده های معتبر وب آو ساینس و اسکوپوس 43 سند که در فاصله زمانی 2016- 2022 منتشر شده است، به عنوان اسناد مرتبط و معتبر شناسایی و در ادامه نیز با رویکرد فراترکیب، اسناد منتخب بررسی و کدگذاری شده اند. نتایج : نتایج حاصل از فراترکیب منجر به شناسایی سه مقوله اصلی: اهداف شناسایی مشتری: درک بینش نسبت به مشتری، شناسایی ریسک مشتری، اهداف سازمانی، تعیین ارزش طول عمر مشتری و مدیریت محصول، فاکتورهای شناسایی مشتری: جمعیت شناختی، مالی و رفتاری و الگوریتم های یادگیری ماشین: Probabilistic، Neural Networks ،Ensemble ، Regularization ، Regression ، Bayesian، Decision Tree ، Dimensionality Reduction ، Instanced Based و Clustering گردید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش جاری، متناسب با هدف شناسایی مشتری، داده های موجود و فاکتورهای انتخابی، الگوریتم های پایه و ترکیبی می تواند راهگشا باشد اما نکته مهم پیش پردازش دقیق داده ها می باشد. همچنین این مهم با توجه به عدم تاکید بانک ها به شعب مبنی بر لزوم تکمیل اطلاعات مندرج در فرم ها توسط مشتری در زمان افتتاح حساب یا عدم طراحی سرویس مناسب جهت تکمیل اطلاعات در بسترهای الکترونیک نیازمند بازبینی کامل می باشد.
تبیین مفهوم و مدل های ادغام اطلاعات و کاربست آن در سیستم های مدیریت اطلاعات اصطلاحنامه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش های مختلفی برای تجمیع، تلفیق و ادغام اطلاعات به عنوان فرایندی حیاتی در سیستم های مدیریت اطلاعات وجود دارد، اما رویکرد و الگوی مشخصی در حوزه سیستم های مدیریت اطلاعات مبتنی بر روابط (اصطلاحنامه ای) ارائه نشده است. هدف پژوهش حاضر تبیین مفهوم و مدل های مناسب ادغام اطلاعات و کاربست آن در سیستم های مدیریت اطلاعات مبتنی بر رابطه (اصطلاحنامه ای) است. پژوهش حاضر از نوع مفهومی با رویکرد تحلیلی است. جامعه پژوهش، متون و بروندادهای حوزه ادغام اطلاعات در پایگاه های اطلاعاتی مختلف بود. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای بود که به صورت هدفمند انتخاب گردید. یافته ها نشان داد که ادغام، تلفیق و ترکیب اطلاعات در سیستم های مدیریت اطلاعات اصطلاحنامه ای، نتایج و تأثیرات متفاوتی ایجاد می کنند. مدل های ادغام اطلاعات در چهار دسته کلی مدل های مبتنی بر گردش اطلاعات، گردش کار و فعالیت، نقش ها و عملکرد موجودیت ها، و درک مفاهیم قرار دارند. مدل گردش کار و فعالیت Omnibus و مدل مبتنی بر نقش ها و عملکرد موجودیت Endsley's به عنوان مدل های انتخابی با توجه به مدل پایه JDL جهت به کارگیری در سیستم های مدیریت اطلاعات مبتنی بر روابط نظیر اصطلاحنامه ها و هستی شناسی ها مناسب است و این قابلیت را دارند که با برخی تغییرات استفاده شوند. عیب اصلی مدل های ادغام اطلاعات، عدم توجه به ویژگی های ساختارهای اطلاعاتی مشخص نظیر اصطلاحنامه هاست. کم توجهی به کاربران خبره در سیستم های اطلاعاتی مبتنی بر تصمیمات کاربری که وظیفه استخراج اطلاعات تخصصی را دارند و نادیده گرفتن سیستم مشارکت جمعی برای حل مسائل پیچیده از جمله تشابه یابی و رفع آن در حجم انبوه اطلاعاتی، عدم شرح ریز عملکردهای مورد نیاز برای حل مسائل، مدیریت تأثیرات در صورت بروز اشتباهات سیستمی یا کاربری و بازگردانی اطلاعات تجمیعی و تلفیق، و همچنین عدم اجرای روش ها با نمونه های عملیاتی در چنین ساختارهایی را می توان از جمله این مشکلات برشمرد. به طور کلی، باید در هر مدل ادغام اطلاعات در سیستم های مدیریت اطلاعات اصطلاحنامه ای، فرایندهای کلی تشابه یابی، بررسی تشابهات، تجمیع پارامترها و ادغام اطلاعات و مدیریت تأثیرپذیری زیرسیستم ها مورد توجه قرار گیرد. بر خلاف روش های سنتی ادغام اطلاعات که بیشتر بر ترکیب داده ها تمرکز دارند، ادغام اطلاعات معنایی به جای ترکیب داده ها و اطلاعات، بر ترکیب دانش های مرتبط و مفاهیم ذخیره شده در اصطلاحنامه ها تأکید دارد. از این رو، توجه به رویکردهای معنایی در فرایند ترکیب و ادغام مدل های جدید پیشنهاد می گردد.
طراحی مدل روابط علّی شاخص های زنجیره تأمین لارج با استفاده از روش دیمتل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
431 - 468
حوزههای تخصصی:
هدف: برای رقابت در محیط جهانی، استفاده هم زمان از چهار پارادایم ناب، چابک، تاب آور و سبز که هریک مزایایی را برای مدیریت زنجیره تأمین به همراه دارند، می تواند موجب دستیابی به مزیت رقابتی برای سازمان ها گردد. اما باید توجه داشت که به دلیل وجود اشتراکات و تضادهایی که این پارادایم ها با هم دارند، ادغام همزمان اقدامات(شاخص های) آنها در فرآیندهای زنجیره تأمین، چالش های مدیریتی قابل توجهی در این زمینه ایجاد خواهد کرد. هر چند این موضوع در برخی تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است، اما همچنان شکاف های پژوهشی در آن قابل ردیابی است. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل روابط علّی میان مجموعه شاخص ها به عنوان مبنایی جهت برنامه ریزی مناسب و بکارگیری مرحله به مرحله آنها می باشد. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و از نظر هدف نیز کاربردی می باشد. جامعه پژوهش، کارشناسان و مدیران صنعت فولاد آلیاژی ایران-یزد در بخش های مرتبط با پژوهش در سال 1401-1400 هستند که از این میان خبرگان پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه محقق ساخته است. پرسشنامه اول جهت تأیید شاخص ها و پرسشنامه دوم (پرسشنامه روش دیمتل سلسله مراتبی)، برای تعیین روابط علّی میان شاخص ها مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی روایی ابزار گردآوری داده ها نیز از شیوه روایی محتوا بهره گیری شد. جهت تکمیل پرسشنامه روش دیمتل سلسله مراتبی، از خبرگان خواسته شد تا جداول مقایسات را برای دسته ها و همچنین شاخص های هر دسته براساس شدت اثرگذاری هریک از عوامل، به صورت زوجی و براساس طیف لیکرت پنج تایی تعیین کنند. در ادامه جهت تحلیل داده ها از تکنیک دیمتل سلسله مراتبی استفاده شد که روشی جدید بوده و توسعه یافته دیمتل کلاسیک است. این تکنیک تعداد مقایسات زوجی در مسائل با تعداد عوامل زیاد را با درنظر گرفتن ساختار سلسله مراتبی میان آنها کاهش می دهد. در این تکنیک جداول مقایسات با یکدیگر تلفیق شده و سوپر ماتریس تأثیر مستقیم بدست آمده و مبنای تحلیل ها قرار می گیرد. یافته ها: ابتدا شاخص های چهار پارادایم ناب، چابک، تاب آور و سبز از طریق مرور پیشینه پژوهش شناسایی شده و براساس دسته بندی انجام شده در تحقیقات پیشین، در 10 بُعد دسته بندی شدند. سپس روابط علّی میان این شاخص ها با استفاده از روش دیمتل سلسله مراتبی بررسی شد. از میان مجموعه شاخص ها، تعداد 18 شاخص در دسته علت ها و بقیه شاخص ها در دسته معلول ها قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که شاخص های بُعد دانش و تکنولوژی تأثیرگذارترین شاخص ها برای رسیدن به اجرای همزمان این چهار پارادایم هستند؛ که بیانگر توجه روزافزون و انکارناپذیر فرآیندهای سازمانی و تولیدی به دانش و تکنولوژی می باشد. براساس نتایج پژوهش، شاخص گنجاندن استراتژی در فناوری مهم ترین و همچنین تأثیرگذارترین شاخص بوده و رضایت مشتری تأثیرپذیرترین شاخص می باشد. از نظر اهمیت، پس از شاخص لحاظ کردن فناوری در استراتژی، شاخص مدیریت تأمین کنندگان و مشارکت با آنها در جایگاه دوم قرار می گیرد. از نظر تأثیرگذاری نیز شاخص فناوری اطلاعات سبز رتبه دوم را به خود اختصاص داده است؛ که این امر علاوه بر بیان اهمیت توجه به فناوری اطلاعات، اهمیت در نظر داشتن ملاحظات زیست محیطی را نیز نشان می دهد. رضایتمندی مشتری تأثیرپذیرترین شاخص درمجموعه شاخص های مربوط به زنجیره تأمین لارج بوده و از بسیاری از شاخص های دیگر تأثیر می پذیرد و از نظر اهمیت نیز در جایگاه هفتم قرار دارد. پس از آن ارائه محصولات جدید و کیفیت محصول در رتبه های بعدی تأثیرپذیری قرار دارند. نتیجه گیری: تعیین روابط علّی میان شاخص های زنجیره تأمین لارج، به مدیران کمک می کند تا باتوجه به اشتراکات و تضادهایی که در اصول و عملکرد شاخص های این چهار پارادایم وجود دارد، منابع محدود مالی، زمانی و انسانی خود را به پیاده سازی شاخص های دارای اولویت اختصاص داده و برنامه ریزی مناسبی جهت پیاده سازی دیگر شاخص ها داشته باشند. همچنین استفاده از تکنیک جدید دیمتل سلسله مراتبی، موجب آشنایی بیشتر پژوهشگران با این روش، جهت تحلیل روابط علّی میان عوامل، در مسائل دارای عوامل زیاد می گردد.
شناسایی نقش کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصادی جامعه از دیدگاه متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی نقش کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصادی جامعه از دیدگاه متخصصان، کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی کشور است. روش : پژوهش حاضر از نوع اکتشافی-کاربردی است و با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. در این پژوهش، 26 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، کتابداران، مدیران کتابخانه های عمومی مراکز استان کشور به صورت هدفمند مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. برای تحلیل داده های مصاحبه از روش استروس کوربین که شامل سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی است استفاده شد. یافته ها: بر اساس داده های حاصل از این پژوهش، 6 مقوله اصلی و 36 مقوله فرعی با توجه به ماهیت و پتانسیل های موجود در کتابخانه های عمومی کشور به عنوان راهبردهایی که منجر به توسعه اقتصادی در جامعه خواهد شد مفهوم سازی شدند. این راهبردها به عنوان مؤلفه های توسعه اقتصادی شاملِ ایجاد شغل، کیفیت زندگی، توسعه نیروی انسانی، قدرت خرید، توسعه پایدار و توسعه گردشگری بودند. اصالت/ارزش: از طریق مؤلفه های شناسایی شده در این پژوهش می توان شاهد «جامعه دانش محور»، «رشد مشاغل موجود»، «شکوفایی کارآفرینان جدید»، «کمک به غنا و نشاط جامعه»، «توسعه اقتصاد دانش محور»، «توسعه اقتصاد محلی»، «آموزش مادام العمر»، «صرفه جویی اقتصادی» و «توسعه ساخت وساز کتابخانه های عمومی» که نشان دهنده توسعه یافتگی جامعه است بود.
فرمول بندی پرسش جستجو در کودکان و نوجوانان: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در موضوع رفتارهای فرمول بندی پرسش جستجو در کودکان و نوجوانان به منظور شناسایی موانع و راهکارهای فرمول بندی جستجو است. روش : این پژوهش با روش مرور نظام مند براساس سیاهه ارائه شده در پژوهش خو، کانگ و سانگ (2015) انجام شد. بدین منظور، پژوهش های حوزه فرمول بندی پرسش در کودکان و نوجوانان در پایگاه های اطلاعاتی فارسی زبان و پایگاه های معتبر انگلیسی زبان شناسایی شد. در نهایت، 2 پژوهش فارسی و 45 پژوهش انگلیسی جهت بررسی نهایی و پاسخ به پرسش های پژوهش انتخاب شد. یافته ها: نتایج نشان داد در فرایند فرمول بندی پرسش جستجوی کودکان و نوجوانان، ضعف املایی، مهارت نداشتن در تایپ، دانش کم دامنه، محدودیت واژگانی، توانایی شناختی کم، نداشتن مهارت ارزیابی و انتخاب نتایج بازیابی شده، اتکاء به جستجوی مروری، استفاده از کلیدواژه های زبان طبیعی، ناتوانی در استفاده از عملگرهای منطقی، ضعف در فرمول بندی مجدد پرسش، و توان کم در وظایف پیچیده مهم ترین موانع و مشکلات پیش روی کودکان و نوجوانان در فرمول بندی پرسش جستجو است. طراحی رابط کاربر مناسب برای کودکان و نوجوانان با به کارگیری رابط های دیداری و شنیداری، ابزار کنترل املاء و پیشنهاد پرسش و آموزش استفاده از رابط کاربری و فرمول بندی پرسش جستجو به کودکان و نوجوانان، به عنوان راه حل هایی برای رفع موانع فرمول بندی پرسش جستجو ارائه شده است. نتیجه گیری: با توجه به پژوهش های گسترده ای که در سطح جهان در حوزه فرمول بندی پرسش جستجو در کودکان و نوجوانان انجام شده است و با توجه به تفاوت های زبانی، فرهنگی و سواد رسانه ای کودکان و نوجوانان ایرانی، جای این نوع پژوهش ها در بافت ایران خالی است. به نظر می رسد پیش از آموزش استفاده از رابط های کاربری و سواد رسانه های دیجیتالی به این قشر، شناخت رفتارهای فرمول بندی پرسش کودکان ایرانی ضرورت داشته باشد.
طراحی و تبیین معیارهای نقشه ملی جغرافیای نوستالژی براساس مدیریت اطلاعات شبکه های اجتماعی با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: خاطرات نوستالژیک در شبکه های اجتماعی، با یادآوری اینکه زندگی همیشه هم دشوار نبوده است، حس ثبات و توانایی گذر از دشواری ها را به انسان القاء می نماید. هدف تحقیق حاضر طراحی و تبیین معیارهای نقشه جغرافیای نوستالژی براساس مدیریت اطلاعات شبکه های اجتماعی با رویکرد کیفی، براساس سازه های مشخصه های شبکه های اجتماعی برای نوستالژی دیجیتال، عناصر بازیابی اطلاعات گذشته برای یادآوری خاطرات، ویژگی های فردی کاربران شبکه های اجتماعی، طبقه بندی محوری تجربه نوستالژیک و نوستالژی براساس موقعیت جغرافیایی کاربر است. روش: روش تحقیق، تحلیل کیفی براساس تحلیل محتوا و با بهره گیری از نرم افزار مکس.کیو.دی.ای. است. تحلیل محتوا در اینجا، روشی برای برداشت و درک مناسب از اطلاعات ظاهراً نامرتبط و مشاهده نظام مند اشخاص، تعاملات و موقعیت ها است. جامعه مورد مطالعه این تحقیق شامل سه گروه است: گروه اول، اساتید دانشگاهی صاحب نظر در حوزه مورد بررسی (خبرگان آکادمیک)، گروه دوم، متخصصان شاغل در کسب وکارهای فعال در حوزه بازاریابی مبتنی بر شبکه های اجتماعی (خبرگان صنعت)، و گروه سوم، کاربران ایرانی در شبکه های اجتماعی اینستاگرام، فیس بوک و توییتر (ذی نفعان مردمی) . روش نمونه گیری در این تحقیق، تکنیک گلوله برفی است. جهت اجرای بخش کیفی پژوهش، نظرات 15 نفر از خبرگان، در قالب مصاحبه، در فاصله زمانی بهار 1400 گرد آوری شد. یافته ها: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، معیارهای نقشه ملی جغرافیای نوستالژی براساس مدیریت اطلاعات شبکه های اجتماعی عبارتند از: مشخصه های شبکه های اجتماعی برای نوستالژی دیجیتال، عناصر بازیابی اطلاعات گذشته برای یادآوری خاطرات، ویژگی های فردی کاربران شبکه های اجتماعی، و نوستالژی براساس موقعیت جغرافیایی کاربر و طبقه بندی محوری تجربه نوستالژیک. مهم ترین یافته پژوهش حاضر تعداد به اشتراک گذاری محتوای نوستالژی، با بیشترین فراوانی در مشخصه های شبکه های اجتماعی برای نوستالژی دیجیتال؛ بازیابی اطلاعات گذشته براساس تکرار، دارای بیشترین فراوانی در عناصر بازیابی اطلاعات گذشته برای یادآوری خاطرات؛ و عامل سن کاربر دارای بیشترین فراوانی در ویژگی های فردی کاربران شبکه های اجتماعی، تعیین شدند. نتیجه گیری: با توجه به محتوای نوستالژیک در شبکه های اجتماعی، می توان گفت که جغرافیای نوستالژی، یکی از مباحث اصلی حوزه جامعه شناسی و شناخت علایق و عادات مردم است. مفهوم جغرافیای نوستالژی تأثیرات مهمی بر رفتار و دانش عاطفی و تجربی انسان داشته و بسیاری از پژوهشگران علوم بر این باورند که این مفهوم در الگو های شناخت شناسی جوامع نیز تأثیرهای غیرقابل اغماضی دارد. بسیاری از احساس های بشری که در قالب مفاهیمی چون دلتنگی، نوستالژی و دلتنگ شدن بر انسان عارض می شود، با مفهوم جغرافیای نوستالژی و هویت جغرافیایی رابطه خاصی دارد. اینکه هویت جغرافیایی چگونه می تواند در این عرصه ها رفتار و احساس های بشری را کنترل کند، از نتایج اصلی اجرای این تحقیق است. در نهایت، یکی از بحث های اصلی در این تحقیق، تقسیم بندی نوستالژیا در جامعه کاربران ایرانی است، که در قالب نسل های فرهنگی ایران تدوین شده است.
ارائه و ارزیابی مدل مدیریت دانش طب بومی در منطقه مکران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
381 - 414
حوزههای تخصصی:
هدف: حوزه طب بومی یکی از مهم ترین حوزه های دانش بومی است که با وجود کاربرد بسیار بالای آن و تمایل بالای مردم بومی به بهره گیری از آن، در معرض نابودی قرار دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای مدیریت دانش طب بومی است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با رویکرد ترکیبی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش کارشناسان و صاحب نظران آشنا با دانش بومی منطقه مکران بودند که اعضای نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های کیفی با انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. جامعه آماری بخش کمّی پژوهش نیز ترکیبی از کارشناسان حوزه طب بومی و استادان و دانشجویان دانشکده های پزشکی از جمله دانشکده طب سنتی بودند که اعضای نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای گردآوری داده های کمّی نیز از پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شد که کار تحلیل داده های کمّی و بررسی برازش مدل پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار آموس انجام گرفت. یافته ها: با تحلیل داده های کیفی، 64 کد اولیه برای مؤلفه های مدل مدیریت دانش طب بومی شناسایی شدند که این کدها در قالب 14مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی دسته بندی گردیدند. برازش مدل اولیه پژوهش با کمک روش معادلات ساختاری نشان داد، مدل مدیریت دانش طب بومی منطقه مکران از برازش بالایی برخوردار است. بر این اساس، 5 بُعد تولید دانش، کسب دانش، توسعه و تسهیم دانش، انتقال دانش و ثبت و ضبط دانش به عنوان ابعاد مدل مدیریت دانش طب بومی منطقه مکران ارائه شدند. نتیجه گیری: با توجه به ظرفیت بسیار بالای منطقه مکران در حوزه دانش طب بومی، پژوهش حاضر با ارائه مدلی برای مدیریت آن، زمینه مدیریت کارآمدتر این دانش را فراهم نموده است. افزون بر آن، پژوهش حاضر می تواند مبنایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه باشد و باعث توسعه دانش نظری این حوزه به ویژه در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی شود.
مدل مبتنی بر بازی وارسازی در بستر شبکه های اجتماعی به منظور شناخت تفکر افراد: مورد مطالعه تاکسی های اینترنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: جمع آوری داده از کاربران با استفاده از روش های سنتی مرسوم، به جهت رسیدن به یک مقصود خاص، غالباً امری پرهزینه، زمان بر و همراه با معایبی اثرگذار بر نتایج تحقیق است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی بر پایه بازی وارسازی جهت جمع آوری داده، به منظور دستیابی به نحوه تفکر افراد، با مطالعه موردی سه اپلیکیشن تاکسی های اینترنتی در ایران (اسنپ، تپسی و کارپینو) می باشد.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی است. گردآوری داده ها به وسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام شد که روایی و پایایی آن، براساس نظر خبرگان و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری، شامل کلیه کاربران اپلیکیشن های مذکور و عضو در شبکه اجتماعی تلگرام بود که با نمونه گیری طبقه ای، تعداد ۱۸۰ نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردید.
یافته ها: مقایسه نتایج حاصل برای تعیین محبوبیت برندها در دو روش حضوری و بازی وارسازی تقریباً یکسان بود که نشان دهنده قابل اتکاء بودن روش ارائه شده می باشد، ضمن اینکه هزینه و زمان استفاده از روش پیشنهادی بطور قابل ملاحظه ای کم تر و درصد مشارکت پرسش شونده ها به شدت در این روش افزایش یافت.
نتیجه گیری: با ارائه مدل پیشنهادی، محدودیت های روش های رایج جمع آوری داده برطرف شده و از داده های دقیق تر و با کیفیت بالاتر جهت شناخت تفکر افراد استفاده گردید. همچنین قابلیت استفاده از این روش برای تمامی محققین و پژوهشگران وجود دارد.
توسعه یک روش انتخاب مشخصه مبتنی بر نظریه اطلاعات و الگوریتم ژنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در مواجهه با مجموعه داده های با ابعاد بالا، کاهش بُعد یک گام پیش پردازشی مهم برای حصول دقت بالا، کارایی و مقیاس پذیری در مسائل کلاسبندی است. هدف تحقیق حاضر ارائه یک روش انتخاب مشخصه در مواجهه با مجموعه داده های با ابعاد بالا، با استفاده از کاهش بُعد و الگوریتم ژنتیک است. روش: در این تحقیق یک الگوریتم ابتکاری توسعه یافته است که با استفاده از یک معیار جدید، اطلاعات متقابل بین ویژگی ها و کلاس هدف را مشخص می کند. در این روش مشخصه های جدید براساس ترکیب یا تبدیل مشخصه های اصلی تولید می شود و به این ترتیب فضای چند بُعدی، به فضایی جدید با ابعاد کمتر نگاشت پیدا می کند. همچنین علاوه بر در نظر گرفتن معیار جدید اطلاعات متقابل، از الگوریتم ژنتیک به منظور بهبود سرعت روش پیشنهادی استفاده شده است. یافته ها: عملکرد این روش بر روی مجموعه داده هایی با ابعاد مختلف، که تعداد مشخصه ها در آن ها از 13 تا 60 متفاوت بوده، ارزیابی شده است. ارزیابی روش پیشنهادی در مقایسه با روش های مشابه، از لحاظ دقت کلاسبند بررسی شده و نتایج نویدبخشی بدست آمد. نتیجه گیری: روش پیشنهادی با روش های MRMR, DISR, JMI, NJMIM در مجموعه داده های متفاوت اعمال شده است. متوسط دقت های به دست آمده از روش پیشنهادی 65.32، 74.51، 70.88 و 58.2 درصد می باشد، که حاکی از کارآمدی روش پیشنهادی است. طبق نتایج بدست آمده، به جز در مورد مجموعه داده sonar که نتیجه ای بهتر از روش پیشنهادی داشته است، متوسط عملکرد روش پیشنهادی بهتر از DISR, JMI, NJMIM و MRMR بوده است.
بررسی کمی و کیفی محیطی و بیولوژیک در مخازن و فضاهای کتاب خانه ای در مرکز اسناد و کتاب خانه پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۶)
101 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از مشکلات عمده کتاب خانه ها و مراکز اسناد در سراسر جهان، مربوط به آسیب های بیولوژیکی مواد کتاب خانه ای است. شناخت کمی و کیفی عوامل بیولوژیک و عوامل محیطی مؤثر بر بقا و رشد میکروارگانیسم ها از بخش های اصلی حفاظت پیشگیرانه به شمار می آید. در این مطالعه در راستای حفاظت پیشگیرانه از تخریب آثار کاغذی و نسخ خطی موجود در مرکز اسناد و کتاب خانه پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ایران، به بررسی آلودگی های بیولوژیک مخازن و بخش های مختلف این مرکز و ارزیابی فاکتورهای محیطی (دما، رطوبت نسبی) پرداخته ایم. روش/ رویکرد پژوهش: در این مطالعه بررسی کمی و کیفی آلودگی های بیولوژیک (باکتریایی و قارچی) با کمک روش رسوبی (غیرفعال) انجام شده است. هم چنین از فاکتورهای محیطی (دما و رطوبت نسبی) در دو مخزن اصلی این مرکز شامل مخزن دیداری شنیداری و مخزن اسناد نمونه برداری انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: میزان نوسانات دما و رطوبت نسبی در مخزن اسناد و دیداری شنیداری زیاد و خارج از محدوده استاندارد بود. هم چنین در بررسی های بیولوژیک مخازن، میزان آلودگی باکتریایی و قارچیِ مخزن کتاب خانه بالاتر از سطح هشدار بود. سویه های غالب باکتریایی جداسازی شده در این مطالعه به جنس های باسیلوس و استافیلوکوکوس و سویه های غالب قارچی جداسازی شده به جنس های آسپرژیلوس، پنی سیلیوم، آلترناریا، کلادوسپوریوم تعلق داشتند که اغلب آن ها ظرفیت زیادی برای تولید آنزیم های تجزیه کننده کاغذ دارند.
ارائه یک روش ساختارمند در اندازه گیری و تحلیل کیفیت اطلاعات پایان نامه ها و رساله های درون کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، اندازه گیری کیفیت داده یکی از مهم ترین راهبردها در بهبود فرایندهای کسب وکارهای داده محور به حساب می آید. هرگونه تصمیم درست برای بهبود سیستم ها در این دسته از سازمان ها به یک تحلیل مناسب از کیفیت داده ها وابسته است. داده های پژوهشی و به ویژه، پایان نامه/ رساله ها (پارساها)ی دانش آموختگان کل کشور بر پایه همین اصل از جنبه های گوناگون کیفیت داده نیازمند بررسی و ارزیابی است. در فرایند ثبت «پارسا»ها کنترل کیفیت فراداده ها یکی از مهم ترین بخش هاست که به بررسی اقلام اطلاعاتی مدارک (مانند نام پژوهشگر، استادان راهنما و مشاور، چکیده، فهرست و ...) می پردازد. در وضعیت موجود، مدارک ناهمخوان در فرایند کنترل کیفیت شناسایی شده و مدرک مربوطه پس از درج در سامانه (به صورت متن) به صورت سیستمی به پژوهشگر برگردانده می شود. استاندارد نبودن ناهمخوان های شناسایی شده و نبودِ دسته بندی مناسب برای مدارک ناهمخوان به اطلاع رسانی سلیقه ای به پژوهشگران منجر شده، تحلیل های آماری از مشکلات کیفی فراداده ها را با دشواری روبه رو ساخته، و تحلیل ریشه ای خطاهای مشاهده شده را ناممکن می سازد. از این رو، در این پژوهش ساختار ناهمخوان های مشاهده شده پس از استاندارد شدن به صورت آزمایشی در دوره های دوماهه استفاده شده و نتایج آن ارائه شده است. ناهمخوانی در تاریخ دفاع، صفحه عنوان (فارسی و انگلیسی) و وجود صفحه های سفید در فایل «پارسا» از جمله مهم ترین دلایل بازگرداندن مدارک به کاربران بوده است. همچنین، تحلیل همه داده ها نشان داد که ۵۹ درصد از ناهمخوانی ها به فایل های ضمیمه شده و ۴۱ درصد به اطلاعات ثبت شده در سامانه مربوط می شود. در نهایت، بر پایه تحلیل های انجام شده، رهنمودهایی به منظور بهبود کیفیت داده ها به تفکیک حوزه های تخصصی برای کاربران سامانه ارائه شده است
تجزیه متون استنادی در زبان فارسی با استفاده از ماشین بُردار پشتیبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یک متن استنادی را می توان به عنوان مجموعه ای از مولفه ها مانند نام نویسندگان، عنوان، محل نشر، سال نشر، شماره صفحات و ... در نظر گرفت. در حالیکه تجزیه متون استنادی موجود در انتهای یک مدرک علمی توسط کاربر انسانی به راحتی انجام پذیر است، تنوع موجود در شیوه های استناددهی در کنار اشتباهات رخ داده توسط نویسندگان در نگارش این متون، خودکارسازی انجام این عملیات را دشوار نموده است. روش های زیادی برای خودکارسازی تجزیه متون استنادی ارائه شده اما، این روش ها وابسته به زبان بوده و امکان استفاده از یک روش ارائه شده برای یک زبان در زبانی دیگر منجر به نتایجی اشتباه می شود. تحقیقات صورت گرفته بیان گر این است که تاکنون هیچ روشی برای خودکارسازی تجزیه متون استنادی در زبان فارسی ارائه نشده است. با توجه به این مهم و نقش گسترده این مسئله در ساخت خودکار شبکه های استنادی مدارک علمی و فرایندهای بازیابی اطلاعات، در این مقاله به این مسئله پرداخته شده و با استفاده از روش یادگیری ماشین بردار پشتیبان به عنوان یک دسته بند چند دسته ای، یک روش هوشمند برای مسئله تجزیه متون استنادی در زبان فارسی ارائه شده است. با توجه به اهمیت انتخاب ویژگی های مناسب برای استفاده در دسته بند ماشین بردار پشتیبان، در این پژوهش این مهم با توجه به ویژگی های استفاده شده در زبان انگلیسی و ویژگی های زبان فارسی و ارجاع دهی در این زبان انجام شده است. نتایج پیاده سازی و آزمایش روش پیشنهادی با استفاده از مجموعه داده ای ایجاد شده در این پژوهش نشانگر مقدار ۰.۹۵ برای پارامترهای دقت، فراخوانی و اف-۱ است.
برنامه هسته ای دولت پهلوی دوم و اهمیت آرشیوهای دیجیتال آنلاین در شناخت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۶)
26 - 50
حوزههای تخصصی:
برنامه عظیم و پرهزینه هسته ای ایران در دهه 1340 و 1350ش/ 1960 و 1970م، یکی از نمادهای اصلی اقتصادی و دیپلماسی خارجی دوران پهلوی دوم بود. بخش عمده ای از این طرح ازجمله ساخت نیروگاه اتمی شماره 1 و 2 بوشهر، آموزش نیروی انسانی و کشف معادن اورانیوم -که با نظارت مستقیم شاه انجام می شد- تا فروپاشی نظام شاهنشاهی به نتیجه رسیده بود. در شناخت این فرایند کاملاً محرمانه، اسناد نقش مهمی را ایفاء می کنند. انتشار آنلاین اسناد کم یاب در آرشیوهای جهان غرب، نقطه عطفی در مطالعات تاریخ فعالیت های هسته ای در این برهه از تاریخ ایران است. هدف : در این پژوهش نگارنده با تکیه بر منابع دست اول سعی دارد به پرسش های زیر پاسخ دهد: تحولات صنعت هسته ای دولت پهلوی دوم چگونه شکل گرفت؟ آرشیوهای آنلاین اسناد لاتین چه نقشی در تدوین صحیح و علمی این فرایند دارند؟ روش / رویکرد پژوهش : روش پژوهش توصیفی-تحلیلی براساس مطالعه داده های اسنادی بایگانی های متعدد داخلی، آرشیوهای آنلاین خارجی، آمار رسمی سازمان انرژی اتمی و نشریات گوناگون ایران در این دوره است. یافته ها و نتیجه گیری : مطالعه اسناد و مدارک مکتوب و دیجیتال گوناگون نشان می دهد که صنعت اتمی ایران تا اواخر دهه 1960م/1340ش به صورت آرام ولی مستمر ادامه داشت و از آغاز دهه 1970م/1350ش با اهداف درازمدت و فعالیت های عمرانی عظیم، حرکتی شتابان یافت و نمادی از دوران نوین تاریخ و صنعت ایران شد. باتوجه به سرّی بودن این برنامه و ابهامات متعدد، اسناد آنلاین لاتین در بازشناسایی این بخش از تاریخ معاصر ایران نقشی بسیار مهم دارند.
بررسی ارتباط بین نوآوری سازمانی و هوش هیجانی با تعهد سازمانی در کتابداران کتابخانه های عمومی شهرستان رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۰
139 - 157
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین نوآوری سازمانی و هوش هیجانی بر تعهد سازمانی در کتابداران کتابخانه های عمومی شهرستان رشت است. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه مورد مطالعه را تمامی کتابداران کتابخانه های عمومی شهر رشت در سال 1398 تشکیل می دادند که از میان آن ها 70 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه های جو سازمانی نوآورانه سیگل و کایم (1978) ، هوش هیجانی شرینگ(1996) و تعهد سازمانی آلن و مایر(1991) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون نشان داد که بین نوآوری سازمانی و تعهد سازمانی همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد (01/0>P). همچنین بین هوش هیجانی و تعهد سازمانی همبستگی مثبت و معنی دار وجود دارد (01/0>P). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون نشان داد که نوآوری سازمانی پیش بینی کننده مثبت و معنی دار تعهد سازمانی(01/0>P) و نیز هوش هیجانی پیش بینی کننده مثبت و معنی دار تعهد سازمانی است(01/0>P). با توجه به یافته های به دست آمده طراحی و برگزاری برنامه ها و کارگاه های آموزش کتابداران کتابخانه ها در زمینه آگاه سازی آنها در جهت ارتقا نوآوری سازمانی و هوش هیجانی بسیار ضروری است تا از این طریق بتوان با ارتقا میزان نوآوری سازمانی و هوش هیجانی کتابداران کتابخانه ها، میزان تعهد سازمانی این افراد را بهبود بخشید.
آفرینش سرمایه نمادین از گنجینه های نسخ خطی با ایجاد موزه های روایت مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش پیش رو به بررسی ظرفیت های پنهان و آشکار گنجینه های نسخ خطی برای آفرینش سرمایه های نمادین تازه، با بهره گیری از نسخ، در قالب موزه هایی روایت مند، از گونه علمی تاریخی می پردازد. روش: در پژوهش پیش رو با روش تحلیلی توصیفی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، برداشتی اساطیری از معنای واژگانی موزه ارائه می شود و ضمن ارائه طرحی نو برای چیدمان و معماری موزه ها با بهره گیری از الگوهای معابد و آیین های اسطوره ای، ضرورت ایجاد موزه های روایت مند متکی بر نسخ خطی تبیین می گردد. یافته ها: گنجینه های نسخ خطی، سرمایه هایی نهفته هستند که روایت مندساختن آن ها در قالب موزه های علمی تاریخی می تواند به آفرینش سرمایه های نمادین تازه برای جامعه بیانجامد. موزه، پیوندگاه میدان آموزش، میدان گردشگری و میدان هنر است که نسخه های خطی در این میدان مشترک، با بهره گیری از یک روایت ویژه، می تواند به سرمایه نمادین مبدل شود. نتیجه گیری: تجسم تاریخ تطور علوم و مفاهیم علمی در قالب موزه هایی روایت مند، افزون بر کارکردهایی چون آموزش، هویت بخشی و آفرینش سرمایه های نمادین، می توانند پیامدهایی شبیه پیامدهای آیین های اساطیری برای بازدیدکننده داشته باشند. الگوبرداری از نیایش گاه ها و آیین های اساطیری در اجرای موزه، می تواند تصاویر کهن الگویی ضمیر ناخودآگاه جمعی بازدیدکننده را برانگیزاند و او را در فضایی شبه اساطیری قرار دهد؛ فضایی شبه اساطیری که بازدیدکننده در آن ضمن بازگشت به دوره های تاریخی پیشین، رهایی از زمان خطی و احساس نو شدن بر پایه حضور در زمان قدسی اساطیری را تجربه کند.
شناسایی عوامل تحولات آینده فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) موثر بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
251 - 270
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) و تاثیر آن بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان می باشد. با توجه به اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات، این پژوهش در چارچوب مهندسی دانش بر مبنای نگرش سیستمی انجام شد. روش: روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و توسعه ای و به لحاظ نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت های دانش بنیان در سطح ارشد می باشد. روش نمونه گیری نظری بوده و بر همین اساس با تعداد 15 نفر از پژوهشگران حوزه علوم انسانی مصاحبه باز و ساختارنیافته به عمل آمد که از این تعداد 9 نفر به صورت خاص در حوزه مدیریت اطلاعات و ارتباطات مشغول تحقیق و پژوهش بودند. مصاحبه ها به مدت 45 تا 90 دقیقه با هرکدام از پژوهشگران به طول انجامید. روایی و پایایی ابزار سنجش با رعایت شرایطی از جمله تعریف اصطلاحات، توجیه پاسخ دهندگان، تجانس و همگونی پاسخ گویان و برقراری شرایط و زمینه های اجرای پرسش گری مورد توجه و اعتبار قرار گرفته است. با به کارگیری روش های تحلیل تماتیک و نظریه زمینه ای به طبقه بندی، شاخص بندی و سنخ بندی داده ها پرداخته شده است. با توجه به هدف پژوهش، محقق تلاش کرد با انجام مطالعات میدانی و مشارکت در فرآیندهای مربوط به موضوع پژوهش، به درک و فهم چالش های فراروی فناوری های اطلاعات و ارتباطات و تاثیر آن بر مهندسی دانش و مدیریت اطلاعات و ارتباطات بپردازد. یافته ها: عوامل مؤثر بر ارائه مدل مفهومی از تحولات آینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات و تاثیر آن بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان شرایط علّی (با شاخص های سیاست گذاری های کلان کشور، نوسانات سیاسی و اقتصادی، پتانسیل منابع انسانی، کمبود منابع اطلاعاتی و ارتباطی، بالا بودن هزینه فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشکل مالی و همکاری شرکت های دارای فناوری)، شرایط زمینه ای (سرمایه فکری، عملکرد نیروی کار، اثربخشی و کیفیت کاری، تعهد مدیران، نوسانات مدیریتی و استراتژی مدیریت)، شرایط مداخله گر (ساختار سازمانی، مدیریت کاربران، بلوغ دانشی، تجربه شخصی، مشارکت کاربران و فرهنگ سازمانی)، فرآیند / تعاملات (تعداد واحدهای سازمانی، کیفی سازی دانش سازمانی، سرعت فرایند، برآورد دقیق حجم کار، شفافیت اهداف، تخمین صحیح زمان و تخمین صحیح بودجه) و پیامدها (ارتباطات سازمانی، مدیریت مشارکتی، کیفی سازی دانش سازمانی، بهسازی منابع انسانی و ارتباط صنعت با سازمان) هستند. نتیجه گیری: فناوری اطلاعات به عنوان مهم ترین عامل تواناساز فرایند مهندسی دانش با سرعت و دقت بالا است. مولفه ها و شاخصه های تحولات این فناوری که در پژوهش حاضر به عنوان عوامل تاثیرگذار بر مهندسی دانش سازمانی در سازمان های دانش بنیان شناسایی شده است؛ شامل شاخص های مهمی بوده که ضروری است جهت بررسی این تحولات و به کارگیری آن ها در معماری دانش سازمانی مورد توجه قرار داده شوند.
بررسی عوامل تسهیلگر در پیاده سازی مدیریت دانش با توجه به نقش متغیر میانجی ساختار سازمانی (نمونه پژوهی: کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش عوامل تسهیلگر در پیاده سازی مدیریت دانش با توجه به نقش متغیر میانجی ساختار سازمانی در کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه بررسی شد و بر مبنای آن مدل ساختاری برآورد شده ارائه گردید. روش شناسی: روش پژوهش بر اساس هدف پژوهش از نوع کاربردی است. براساس نحوه گردآوری داده ها روش پژوهش پیمایشی از نوع طرح های همبستگی به شیوه تحلیل مسیر و الگوی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی تشکیل داد. برای برآورد حجم نمونه از فرمول کرجسی و مورگان با سطح خطای 05/0 استفاده شد. حجم نمونه 109 نفر برآورد شد. 92 نفر (5/84) به پرسشنامه پاسخ دادند. در این پژوهش از پرسشنامه جهت گردآوری داده ها استفاده شد. برای بررسی اعتبار محتوایی از نظرات کارشناسان و خبرگان مدیریت دانش استفاده شد. برای بررسی پایایی گویه ها و سازه ها از آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراج شده استفاده گردید. برای توصیف داده ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 26 و برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی مسیری ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart PLS 3.3) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین دیدگاه های کتابداران زن و مرد در مورد عوامل تسهیل کننده پیاده سازی مدیریت دانش تفاوت معناداری وجود داشت. نتایج آزمون حداقل مربعات جزئی حکایت از تأیید فرضیه های پژوهش داشت و بر این اساس مدل های اندازه گیری و ساختاری از نظر آماری برازش مناسبی داشتند. نتایج نشان داد راهبرد مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات و منابع انسانی اثر مثبت و معناداری بر پیاده سازی مدیریت دانش داشتند. استراتژی مدیریت دانش بالاترین (310/0) و فناوری اطلاعات (261/0) کمترین ضریب تأثیر را بر پیاده سازی مدیریت دانش داشتند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد ساختار سازمانی به عنوان متغیر میانجی در تعدیل روابط بین عوامل تسهیل کننده و پیاده سازی مدیریت دانش نقشی نداشت. نتیجه گیری : نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها اثرات عوامل تسهیل کننده بر پیاده سازی مدیریت دانش را تأیید کرد. بنابراین می توان به مدل طراحی شده و عوامل تسهیلگر پیاده سازی مدیریت دانش تکیه کرد و نتایج به دست آمده را برای پیاده سازی مدیریت دانش به کتابخانه ها تعمیم داد.
ارائه مدل مفهومی پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجوی کاربران براساس شناسایی موقعیت های نیازمند پشتیبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی موقعیت های نیازمند پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجوی کاربران و پیشنهاد ویژگی هایی در نظام طلاعاتی به منظور بهبود جستجو از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر شناسایی موقعیت های نیازمند پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجوی کاربران و ارائه مدل مفهومی پژوهش در قالب چرخه جستجوی کاربران است. روش پژوهش حاضر دارای رویکرد ترکیبی است که براساس داده های کمی و کیفی گردآوری شده است. داده های کمی از طریق داده های برگرفته شده از پرسشنامه،و اطلاعات اخذ شده از پروتکل بلنداندیشی برگرفته از نرم افزار مورائه، داده های کیفی را تشکیل می دهند. با توجه به معیارهای ورود به پژوهش، نمونه پژوهش ۳۵ نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی (دانشجویان دکتری و دانشجویان ترم آخر کارشناسی ارشد) از دو حوزه علوم انسانی و فنی و مهندسی شهر تهران انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه با ۱۷ گویه برای سنجش قضاوت کاربران در خصوص میزان اهمیت مولفه های موثر در پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجو به کار رفت. همچنین ۴ وظیفه و سناریوی جستجو براساس طرح طبقه بندی شناختی آندرسون و کراسوول تدوین و به منظور انجام جستجو در اختیار جستجوگران قرار گرفت. اطلاعات برگرفته از نرم افزار مورائه که شامل جستجو در اختیار جستجوگران قرار گرفت. اطلاعات برگرفته از نرم افزار مورائه که شامل داده های حاصل از پروتکل بلنداندیشی به دو شیوه همزمان و گذشته نگر بود، برای شناسایی مقوله ها و زیرمقوله ها و مفاهیم استفاده شد. نتایج نشان داد بیشترین موقعیت نیازمند پشتیبانی از دیدگاه جستجوگران در مرحله بکارگیری تاکتیک ایجاد و اصلاح پرسش اولیه، پشتیبانی از تاکتیک ارزیابی نتایج و ارزیابی موردهای اطلاعاتی قرار دارد. تحلیل محتوای کیفی داده های برگرفته از پروتکل بلنداندیشی گذشته نگر که در قالب مفاهیم استخراج شد، نشان داد که جستجوگران نیازمند کمک نظام اطلاعاتی در مراحل مختلف جستجو هستند. کمک در انتخاب کلیدواژه های مناسب برای جستجو، ارائه لینک منابع مرجع الکترونیکی (همچون اصطلاحنامه های برخط و دایره المعارف ها) برای تعیین حدود و ثغور موضوع، پیشنهاد استفاده از عملگرها از سوی نظام اطلاعاتی، پیشنهاد معادل ها و مترادف های کلیدواژه ها، پشتیبانی در شناسایی اعتبار نتایج بازیابی شده، ارائه نتایج به صورت دسته بندی و خوشه بندی شده، نشان دادن محدوده موضوعات و روابط حاکم بر موضوعات جهت آشنا شدن با دامنه آنها، رنگی و برجسته کردن اطلاعات مرتبط در متن بازیابی شده، مشخص کردن زیربخش ها و زیر مجموعه های محتوا، آشنا کردن کاربر با قابلیت های موتورهای جستجو و طراحی رابط کاربر برای ثبت نظرات دیگر جستجوگران در خصوص عبارت های جستجو جهت کمک به جستجوگران مبتدی کمک کننده خواهد بود. در نهایت مدل مفهومی پژوهش ارائه شده است. باتوجه به مطالعات اندک در حوزه پشتیبانی نظام اطلاعاتی از بکارگیری تاکتیک های جستجو، یافته های این پژوهش در روشن ساختن آنچه در فرایند جستجو روی می دهد و موقعیت هایی که کاربر نیازمند پشتیبانی ازسوی نظام اطلاعاتی است، کمک کننده بوده و برای طراحان پایگاه های اطلاعاتی اطلاعات مفیدی در اختیار قرار می دهد.
الگوی ساختاری تأثیر روابط حرفه ای و رهبری بر اشتراک دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اشتراک دانش یکی از فرایندهای اصلی مدیریت دانش در سازمان ها بوده و متأثر از عناصر مختلف انسانی، فنی و زمینه ای است. پژوهش حاضر با تمرکز بر عناصر انسانی-بین فردی، درصدد شناسایی تأثیر روابط حرفه ای و رهبری زهرآگین بر اشتراک دانش است. روش: از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی و از منظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی تلقی می شود. داده های مطالعه از نمونه ای به تعداد 313 نفر از کارکنان مؤسسات آموزشی که با توجه جدول کرجسی-مورگان و به روش دسترس انتخاب شده بودند، جمع آوری گردید. علاوه بر این، سهم نسبی طبقات در انتخاب نمونه در نظر گرفته شده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد تسهیم دانش دیکسون، مقیاس مربی گری (منتورینگ) نوئه و مقیاس رهبری زهرآگین اشمیت و هنگنز استفاده شد. بعد از حذف داده های پرت با استفاده از روش های متعارف، تعداد نمونه به 248 نفر رسید. 235 نفر از این کارکنان، آموزشی-فرهنگی بودند و تحلیل ها داده های مربوط به آنها، با بهره گیری از آزمون همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS 26 و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار LISREL 8.8 انجام گرفت. یافته ها: نتایج گویای برازش مطلوب مدل مفهومی و تأیید تمامی فرضیه ها از جمله تأثیر مستقیم و مثبت روابط حرفه ای بر تسهیم دانش و همچنین تأیید اثر غیرمستقیم آن با میانجی گری رهبری زهرآگین بر تسهیم دانش در سطح اطمینان ۹۵ درصد است. اثر منفی و معنادار روابط حرفه ای بر رهبری زهرآگین و نیز اثر منفی و معنادار رهبری زهرآگین بر تسهیم دانش نیز مورد تأیید قرار گرفت. نتیجه گیری: برای جلوگیری از اثر کاهشی رهبری زهرآگین بر اشتراک دانش و همچنین ممانعت از اثر کاهشی آن در اثرگذاری روابط حرفه ای بر اشتراک دانش، کارکنان آموزشی-فرهنگی این مؤسسات نباید به دلیل بیم از تاوان دادن به رهبران و مدیران، از ارائه دیدگاه ها و نقطه نظرات خود امتناع ورزند؛ چرا که همین اقدام آنها می تواند زمینه را برای یکه تازی رهبران زهرآگین فراهم سازد.
بهبود سئوی فهرست های کتابخانه ای با بهره گیری از کنسول جستجوی گوگل: اقدام پژوهی در اپک سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه فهرست های کتابخانه ای در وب پنهان قرار دارند، این پژوهش با هدف افزایش یافت پذیری و رؤیت پذیری رکوردهای کتابشناختی فهرست برخط دسترسی همگانی (اپک) «سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران» انجام شد. در این پژوهش «اپک» از منظر مؤلفه های «سئو» (رؤیت پذیری، رتبه بندی و نرخ کلیک) در «گوگل» قبل و بعد از بهره گیری از ابزار جست وجوی «گوگل» سنجیده شد. روش پژوهش اقدام پژوهی است. جامعه پژوهش رکوردهای کتابشناختی «کتابخانه ملی ایران» است. این رکوردها در قالب نقشه سایت به ابزار کنسول جست وجوی «گوگل» ارسال شد. در این روش از مراحل سه گانه «لوین» (برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی) برای طراحی مراحل اقدام پژوهی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در مدت کمتر از چهار ماه از ارسال اولین نقشه سایت به ابزار «گوگل»، افزایش پنج برابری رکوردهای نمایه سازی از ۱۷۹۴۸ به ۹۰۳۳۰ مشاهده شد. در این مدت ۴ درصد از «یوآراِل» های نقشه های سایت ارسال شده به کنسول جست وجوی «گوگل» نمایه سازی شده بود که این تعداد روزانه رو به افزایش است. از منظر سایر مؤلفه های «سئو» (رتبه بندی و نرخ کلیک) تنزل رتبه از ۷/۸ به ۸/۶ و نیز نرخ کلیک از ۱۲/۵درصد به ۱۱/۱درصد مشاهده شد. بالاترین نرخ کلیک مربوط به کامپیوتر رومیزی با ۱۹/۳درصد است. نرخ کلیک از تقسیم تعداد کلیک ها بر تعداد نمایش ها به درصد بیان می شود. با افزایش تعداد نمایش «اپک» در نتایج جست وجو که ناشی از نمایه سازی رکوردهاست، تعداد کلیک ها نیز باید افزایش یابد تا سرانجام، نرخ کلیک بالایی به دست آید. بنابراین، آنچه که می تواند نرخ کلیک را با توجه به نمایه شدن رکوردهای «اپک» افزایش دهد، بالا آوردن رتبه «اپک» از هشتم به سه رتبه اول است. تغییرات زیرساخت و پرداختن به تگ ها و متاتگ ها می تواند این رتبه را افزایش دهد. افزایش دوبرابری نرخ کلیک در کامپیوتر رومیزی نسبت به موبایل نیز هشداری به «کتابخانه ملی ایران» است که معماری «اپک» پانزده سال پیش خود را تغییر اساسی دهد. امروزه، سازگاری با موبایل یکی از مؤلفه های مهم در رتبه بندی «گوگل» است. «اپک کتابخانه ملی ایران» همانند سایر «اپک» های دنیا نیاز به برنامه ریزی استراتژیک و مداوم برای رؤیت پذیری و رتبه بندی بالا در وب دارد.