هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه وضعیت آمادگی جسمانی دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس دارای معلم تربیت بدنی با مدارس فاقد معلم تربیت بدنی بود هاست بدین منظور آمادگی جسمانی 128 دانش آموز پسر کلاس 5 ابتدایی که 64 نفر آنها دارای معلم تربیت بدنی و 64 نفر دیگر فاقد معلم تربیت بدنی بودند با استفاده از آزمون های دو 540 متر دراز و نشست کشش بارفیکس دو 9*4 متر وانعطاف پذیری مورد سنجش و مقایسه قرار گرفت میانگین سنی و قد و وزن دانش آموزان داری معلم تربیت بدنی به ترتیب 5/0+72/11 سال و 40/0+41/1 متر و 24/7+82/30 کیلوگرم ودانش اموزان فاقد معلم تربیت بدنی 61/0+41/11 سال متر و 27/0 +41/1 متر و 06/5 + 72/31 کیلو گرم بوده است نتایح بررسی حاکی است در خصوص متغیرهای استقامت عضلات شکم 005/0=p چابکی 035/0=p بین دانش اموزانی که از معلم ورزش برخوردار بودند و دانش آموزانی که معلم ورزش نداشتند اختلاف معنی داری وجود داشت در مورد سایر شاخص های مورد اندازه گیری مثل استقامت قلبی – تنفسی 472/0=p استقامت عضلات کمربند شانه ای 181/0=p و انعطاف پذیری 472/0=p این اختلاف بارز و معنی دار نبود با وجود این آمادگی عمومی بدنی دانش آموزان با معلم ورزش نسبت به دانش آموزان بدون معلم ورزش بهتر بود 028/0=p
مطالعه حاضر به بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات ثباتدهنده ستون فقرات بر میزان زاویه قوس کمری، با استفاده از دستگاه بیوفیدبک فشاری در دانشجویان دختر دانشگاه شهید باهنر کرمان میپردازد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر مبتلا به عارضه لوردوزکمری دانشگاه باهنر کرمان است. 24 نفر از دانشجویان مبتلا به قوس کمری افزایشیافته بهعنوان نمونه آماری انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل 12 نفری قرار داده شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق صفحه شطرنجی، اسپینال موس (سنجش قوس کمر)، قد سنج و ترازوی دیجیتال، گونیامتر (سنجش میزان انعطافپذیری عضلات سه سر رانی) و آزمون دراز و نشست (سنجش میزان استقامت عضله شکمی) جمعآوری گردید. آزمودنیهای گروه تجربی، به مدت هشت هفته، هفتهای سه جلسه و هر جلسه 60 دقیقه، با استفاده از دستگاه بیوفیدبک فشاری تمرین داده شدند. در آغاز و پایان دوره از آزمودنی ها پیش و پسآزمون به عمل آمد و میزان لوردوز کمر، انعطافپذیری عضلات سهسر رانی و استقامت عضلات شکم پیش و پس از آزمون سنجیده شد. اطلاعات جمعآوریشده، با استفاده از روش آماری تی مستقل و زوجی در سطح معنیداری 95 درصد تجزیه و تحلیل شدند. نتایج، کاهشی معنیدار در زاویه لوردوز کمری ( 001/0 P= ) ، افزایشی معنیدار در میزان انعطافپذیری عضلات سهسررانی (001/0 P= ) و افزایشی معنیدار در استقامت عضلات شکم (001/0 P= ) در گروه تمرینی نشان داد. همچنین نتایج تحقیق تفاوت معنیداری در میزان متغیرهای مذکور پیش و پس از آزمون در گروه کنترل نشان نداد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد انجام تمرینات ثباتدهنده ستون فقرات سبب کاهش زاویه لوردوز کمری، افزایش انعطافپذیری عضلات سهسررانی و همچنین افزایش میزان استقامت عضلات شکم میشود.
هدف از تحقیق حاضر عبارت است از بررسی میزان شیوع، نوع و سازوکار آسیبهای ورزشکاران تکواندوکار پسر نوجوان در رده ملی. جامعه آماری تحقیق حاضر 265 نفر از ورزشکارانی بودند که در مسابقات قهرمانی نوجوانان کشور در سال 1385 شرکت کردند...
کاربرد تمرینات ویبریشن کل بدن (WBVT ) به عنوان یک روش نسبتا جدید تمرین عصبی عضلانی مورد توجه می باشد و به عنوان عاملی برای تحریک مکانیکی قوی در سیستم عصبی عضلانی، بافت استخوانها و عضلات بطور وسیعی در حرفه های پزشکی، ارگونومی و آزمایشات حیوانی مورد مطالعه قرار گرفته است.هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی تاثیر 4 هفته تمرینات ویبریشن (WBV) بر توان بی هوازی و قدرت دانشجویان پسر ورزشکار بود. بدین منظور 20 نفر از دانشجویان پسر ورزشکار دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران ( میانگین : سن 4/1± 5/20 سال؛ وزن5/5 ± 5/69 کیلوگرم ؛ قد 5/5 ± 175سانتی متر ؛ 4/1± 57/22 = BMI ) که همگی سالم بودند داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تجربی (10 = n ) و کنترل (10 = n ) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت 4 هفته، هر هفته 3 جلسه و به مدت 5 دقیقه در حالت اسکات 110 درجه به تمرین با دستگاه ویبریشن با فرکانس 30 هرتز و دامنه 10 میلی متر پرداختند. از گروه کنترل خواسته شد که فعالیت بدنی و روزانه خود را در مدت زمان پروتکل تمرینی حفظ کنند و از کارهای قدرتی و تمرین با وزنه خودداری کنند. هر یک از متغیرهای وابسته مورد پژوهش در مراحل پیش و پس آزمون مورد سنجش قرار گرفت. برای تعیین همگن بودن گروه ها از لحاظ عملکردی از آزمون T مستقل در مرحله پیش آزمون استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش آماری T زوجی در سطح معناداری 05/ ≥α تجزیه و تحلیل شد. نتایج افزایش معنی داری در توان بی هوازی و قدرت گروه تجربی نشان داد (002/0 =P و 001/0 =P ). می توان نتیجه گرفت که WBVT باعث بهبود توان بی هوازی و قدرت می شود.
مزیت بازی خانگی به عنوان عامل موفقیت در بسیاری از ورزشها گزارش شده است. هدف از این تحقیق، بررسی مزیتهای بازیهای خانگی در لیگهای فوتبال کشورهای آسیایی است. به همین منظور، اطلاعات مربوط به تعداد برد، باخت، مساوی و تعداد امتیاز کسب شده در بازیهای خانگی و بازیهای خارج از خانه تیمهای حاضر در لیگهای 17 کشور آسیایی شامل دو منطقه غرب و جنوب غرب آسیا و شرق و جنوب شرق آسیا از طریق سایت اینترنتی www.soccerway.com به دست آمد و مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفت. نتایج نشان دادند که پدیده مزیت بازی خانگی در منطقه شرق و جنوب شرق آسیا 3.1 درصد بیش از منطقه غرب و جنوب غرب آسیا بوده (52.4 درصد در برابر 49.3 درصد). در کشورهای منطقه غرب و جنوب غرب آسیا، پدیده مزیت بازی خانگی در لیگ فوتبال عربستان بیشترین تاثیر (60.6 درصد) و در لیگ فوتبال بحرین کمترین تاثیر (50.3 درصد) را داشت. در کشورهای منطقه شرق و جنوب شرق آسیا بیشترین تاثیر این پدیده در لیگ فوتبال اندونزی (65.3 درصد) و کمترین تاثیر در لیگ فوتبال هنگ کنگ (55 درصد) مشاهده شد. از این رو، از مطالعه حاضر می توان نتیجه گیری کرد که پدیده مزیت بازی خانگی در کشورهای آسیایی چون سایر نقاط دنیا در عملکرد تیمها موثر بوده است.
با توجه به گسترش روزافزون اختلالات روانی در جوامع امروز که پیامدهای تاسف باری رانیز به دنبال دارد این پژوهش به بررسی ومقایسه ی سلامت روانی دانش آموزان پسرورزشکار وغیرورزشکار دبیرستان های شهرستان سنندج در سال تحصیلی 78-79 می پردازد.برای پاسخ به سوالات پژوهش ،محققان از پرسشنامه ی سلامت عمومی 28- GHQ برای اندازه گیری سلامت روانی دانش آموزان استفاده کردند وبرای مشخصات عمومی آنها ،پرسشنامه ای را که خود محقق تهیه کرده بود به کار بردند.این پژوهش برروی 406 نفر آزمودنی از جامعه ی آماری دانش آموزان پسر دبیرستان های شهرستان سنندجکه درسال تحصیلی 78-79 مشغول به تحصیل بودند صورت گرفته است. این پژوهش روش روش آماری مورد استفاده برای بررسی ومقایسه ی میانگین های دو جامعه ‹ورزشکار وغیرورزشکار یا رشته های انفرادی وگروهی ›،آزمون تی برای دو گروه مستقل بود وبرای تعیین میزان ارتباط بین سلامت روانی وسابقه ی ورزشی ،از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. نتایج تحقیق مؤید آن است که بین دانش آموزان ورزشکار وغیرورزشکاردر عوامل سلامت روانی شامل«علائم جسمانی»، «اضطراب واختلال خواب» ،« کارکرد اجتماعی » و«افسردگی» تفاوت معنی داری وجود دارد‹05/0 P?›ودر همه ی این موارد،برتری با دانش آموزان ورزکار بوده است،این دانش آموزان نسبت به دانش آموزان غیرورزشکار،وضعیت بهتری داشته اند.
تغییر در راستای مناسب سر بر روی بدن و متعاقباً مفاصل گردنی و بازو یکی از عوامل خطرزای گزارش شده در تحقیقات پیشین است. هدف از این تحقیق، بررسی اثر یک برنامه ی 12 هفته ای تمرینات اصلاحی در افراد مبتلا به ناهنجاری سر و شانه به جلو بود. به این منظور، 40 فرد (20 مرد و 20 زن) دارای ناهنجاری های سر به جلوی بزرگ تر از 46 درجه و شانه به جلوی بزرگ تر از 52 درجه با میانگین سنی 67/1±08/21 سال، وزن 70/12±23/63 کیلوگرم و قد 44/10±21/170 سانتی متر به صورت هدفمند انتخاب شدند. این افراد به طور تصادفی به دو گروه 20 نفره ی تجربی و کنترل تقسیم شدند. از روش عکس برداری از نمای نیمرخ برای اندازه گیری هم زمان زوایای سر و شانه به جلو استفاده شد. یافته های تحقیق با استفاده از روش های آمار توصیفی و مقایسه ای (آزمون آماری تی زوجی) تجزیه و تحلیل شد و نتایج حاکی از کاهش معنادار زوایای سر و شانه به جلو در افراد گروه تجربی و اندازه ی اثر بزرگ برنامه ی تمرینات اصلاحی مورد استفاده در تحقیق حاضر بود. در نتیجه، استفاده از این برنامه در افراد مبتلا به ناهنجاری های مذکور توصیه می شود.
ضایعات لیگامان متقاطع قدامی زانو از شایع¬ترین آسیب های ورزشی است (2). از آنجا که هدف اصلی بازتوانی، برگشت تدریجی به سطح فعالیت قبل از آسیب است (3)، هرچه زمان درمان پس از آسیب کوتاه¬تر باشد، نتایج بهتر خواهد بود و بیمار سریع تر به عملکرد خود باز خواهد گشت (4). در این پژوهش، تأثیر تمرینات تسریعی بر عملکرد حرکتی، تعادل دینامیکی و استاتیکی بیمارانی که بازسازی ACL داشته اند ارزیابی شده است. در این تحقیق 30 نفر که عمل بازسازی ACL از طریق BPTB داشتند (با میانگین سنی7/28 سال، قد 7/178 سانتی متر، وزن 97/80 کیلوگرم و سابقه ورزشی 8/14سال) انتخاب و به¬صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری کنترل و تجربی تقسیم بندی شدند. گروه تجربی پروتکل بازتوانی تسریعی (شروع زود هنگام تمرینات دامنه حرکتی، تحمل وزن و بازگشت به ورزش بعد از گذشت 4-6 ماه) (43) را به مدت 24 هفته و گروه کنترل دوره فیزیوتراپی معمول (روش محافظه کارانه) را اجرا کردند. در پایان ماه های سوم، چهارم، پنجم و ششم تعادل پویا با استفاده از آزمون ستاره، تعادل ایستا با آزمون لک لک و عملکرد زانو با لِی تک پا در حداکثر مسافت ارزیابی شد. از آزمون اندازه گیری مکرر و t مستقل برای تجزیه و تحلیل نتایج در سطح 05/0 استفاده شد. در هر دو گروه (بازتوانی تسریعی و فیزیوتراپی) عملکرد اندام جراحی شده ضعیف تر از اندام سالم بود. عملکرد زانوی جراحی شده در گروه تجربی به طور معنی¬داری بهتراز گروه کنترل بود. پایداری ایستا و پویای اندام تحتانی در گروه تجربی بیشتر از گروه کنترل بود (05/0=p). نتایج نشان داد بعد از عمل جراحی و برنامه بازتوانی تسریعی، نقص موجود در عملکرد و تعادل افراد به طور کامل از بین نمی¬رود. همچنین برنامه تمرینات عصبی-عضلانی باید بخش مهمی از برنامه بازتوانی تسریعی را برای بازتوانی بهتر افراد با ACL بازسازی شده، به خود اختصاص دهد.
هدف این پژوهش عبارت است از بررسی ویژگیهای بیوانرژیک و تواناییهای زیست حرکتی دختران 15-17 سال غیرورزشکار طی مراحل مختلف دوران قاعدگی. بدین منظور 23 دانش آموز دختر 15-17 سال آزمودنی این تحقیق انتخاب شدند و ویژگیهای بیوانرژیک، تواناییهای زیست حرکتی، و وزن بدن آنها طی 3 مرحله خونریزی، فولیکولی، و لوتئینی دوره قاعدگی بررسی شد. از ویژگیهای بیوانرژیک اکسیژن مصرفی بیشینه (دوی 1600 متر دویدن - پیاده روی) و توان بی هوازی (پرش عمودی)، و از ویژگیهای زیست حرکتی سرعت (دوی 20متر)، چابکی (دوی 9×4 متر)، قدرت و استقامت عضلانی (دراز و نشست و کشش بارفیکس)، و انعطاف پذیری (خم به جلو) بررسی شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده شد. بنا به یافته های این پژوهش، مقایسه میانگینهای وزن بدن، ویژگیهای بیوانرژیک، و تواناییهای زیست حرکتی دختران 15-17 سـال غیرورزشکار در مراحل مختلف قاعدگی تفاوت معناداری نداشت (05/0P>). نتیجه اینکه مراحل مختلف قاعدگی بر توان هوازی و بی هوازی دختران 15-17 سال غیرورزشکار تاثیری ندارد.
مداخلات ذهن آگاهی در سال های اخیر اثرهای معناداری را بر عملکرد ورزشکاران نشان داده است، با این حال در مورد اثرگذاری این مداخلات بر ویژگی های روان شناختی مهمی چون انگیزه و تحلیل رفتگی ورزشکاران تحقیقات محدود است. هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر مداخله ذهن آگاهی ورزشی (MPSE) بر انگیزه و تحلیل رفتگی ورزشکاران است. بدین منظور 40 دانشجوی ورزشکار دانشگاه چابهار به صورت در دسترس به عنوان نمونه تحقیق حاضر در دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه انگیزه ورزشی (SMS-6) و تحلیل رفتگی ورزشی (ABQ) بود. ورزشکاران شش هفته تحت مداخله ذهن آگاهی ورزشی قرار گرفتند. پرسشنامه ها پیش و پس از مداخله بین ورزشکاران توزیع شد و داده های حاصل از پرسشنامه توسط نرم افزار spss نسخه 20 و در قالب آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله ذهن آگاهی ورزشی موجب کاهش معنادار تحلیل رفتگی شد (05/0> P). همچنین این مداخلات موجب افزایش معنادار انگیزه درونی و کاهش معنادار بی انگیزگی و انگیزه بیرونی ورزشکاران شد (05/0> P). براساس نتایج تحقیق حاضر، مداخلات ذهن آگاهی ورزشی ابزاری مناسب برای افزایش خودمختاری در انگیزه ورزشی و کاهش تأثیرات زیانبار تحلیل رفتگی ورزشی است.
هدف از انجام این تحقیق مطالعه رابطه بین دامنه حرکتی شانه و ویژگیهای آنتروپومتریک با سندروم عضله تحت خاری در والیبالیستهای نخبه بود 12والیبالیست حاضر در سوپر لیگ باشگاههای کشور با میانگین سنی 3.3± 23.6 سال، قد 1.5 ± 193.5 سانتی متر، وزن 6.4 ± 87.3 کیلوگرم، سابقه فعالیت 3.5 ± 9.1 سال، و عضویت در تیم ملی 3.1± 4.3 سال مبتلا به سندروم عضله تحت خاری بررسی شدند. اختلاف شاخصه های ریشه دوم مجذور، میانگین و انتگرال الکترومیوگرافی یکسو شده و مربوط به عضله تحت خاری دو سمت اندازه گیری شد. همبستگی پارامترهای مذکور با دامنه حرکتی شانه و ویژگیهای آنتروپومتریک با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون (P<0.05) ارزیابی شد. بین میزان فلکشن، اکستنشن، آبداکشن، اینترنال و اکسترنال روتیشن، و وزن خالص بدن با سندروم عضله تحت خاری رابطه معناداری مشاهده شد. یافته های این تحقیق همبستگی بالا بین دامنه حرکتی شانه و وزن خالص بدن با سندروم عضله تحت خاری در والیبالیستها را نشان داده و از فرضی که کشش را عامل بروز این سندروم می داند حمایت کرد.
هدف از این تحقیق، تعیین رابطه بین سبک رهبری و هوش هیجانی در بین مربیان تیم های ورزشی گروهی شرکت کننده در نهمین المپیاد فرهنگی ورزشی دانشجویان پسر دانشگاه های سراسر کشور است. از میان کل مربیان، بر اساس جدول کرجسای و مورگان (1970) (1)، 56 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک رهبری لوتانز (1985)(2) و هوش هیجانی بار - اون (1997)(3) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. یافته ها نشان دادند که سبک رهبری بیشتر مربیان، وظیفه گرایی است. بین سبک رهبری انسان گرایی و هوش هیجانی، همبستگی مستقیم معنی داری مشاهده شد (05/0، P< 296/0r=). بین سابقه مربی گری با سبک رهبری انسان گرایی (05/0، P< 353/0r=) و سن مربیان با سبک رهبری انسان گرایی (05/0، P< 318/0r=) نیز همبستگی مستقیم معنی داری وجود دارد. یافته های تحقیق نشان دهنده سوق سبک رهبری مربیان، به سمت انسان گرایی با افزایش هوش هیجانی، سن و سابقه مربیگری آنان است.
این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه رضایتمندی مشتریان زن باشگاه های بدنسازی خصوصی و دولتی شهر تهران با روش توصیفی و از نوع پیمایشی و به شکل میدانی انجام شد. جامعه آماری، مشتریان زن باشگاه های بدنسازی شهر تهران بودند که دستِ کم شش ماه سابقه فعالیت ورزشی داشتند. براساس نمونه گیری خوشه ای پنج منطقه از شهر تهران انتخاب و سپس در این مناطق، 25 باشگاه خصوصی و 25 باشگاه دولتی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در نهایت نیز 10 نفر از مشتریان هر باشگاه با نمونه گیری تصادفی گزینش شدند و تجزیه وتحلیل آماری روی 475 پرسشنامه انجام. شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته با اعتبار 92% استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز با استفاده از آزمون t مستقل انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد، بین مؤلفه های رضایتمندی در باشگاه های خصوصی و دولتی اختلاف معنی داری وجود دارد که به جز مؤلفه رضایت از هزینه و شهریه که در آن میزان رضایتمندی در باشگاه های دولتی به طور معنی داری بالاتر بود (00/0 = P)، در دیگر مؤلفه ها، باشگاه های بدنسازی خصوصی به طور معنی داری مورد رضایت بیشتری بودند (05/0 >P). همچنین بین رضایت کلی مشتریان باشگاه های بدنسازی خصوصی و دولتی اختلاف معنی داری مشاهده شد (00/0 = P) و مشتریان باشگاه های خصوصی رضایت بیشتری را نشان دادند. مهم ترین عاملی که موجب بروز این تفاوت در باشگاه های خصوصی و دولتی می شود، رضایت از تاسیسات و محیط فیزیکی باشگاه و همچنین نحوه برخورد مدیریت، مربیان و کارکنان باشگاه های خصوصی است که ممکن است ناشی از جلب رضایت مشتریان و درآمدزایی بیشتر در باشگاه های خصوصی باشد.
هدف از اجرای این تحقیق بررسی تأثیر تمرینات قدرتی بر تعادل ایستا و پویای مردان سالمند سالم بود. 24 مرد سالمند که همگی از سلامت عمومی برخوردار بودند، بدون سابقة زمین خوردن، به دو گروه تمرین قدرتی (12 نفر با میانگین و انحراف استاندارد سنی 96/6± 2/59 سال، وزن 3/5± 5/74 کیلوگرم، قد 2/6 ± 41/172 سانتی متر) و کنترل (12 نفر با میانگین و انحراف استاندارد سنی 68/5 ± 6/63 سال، وزن 7 ± 6/77 کیلوگرم، قد 3/7 ± 4/173 سانتی متر) تقسیم شدند. تعادل ایستا با چشمان باز و بسته از طریق آزمون شارپند رومبرگ (پایایی با چشم باز 91/0 – 90/0 و چشم بسته 77/0 – 76/0) و تعادل پویا به وسیلة آزمون زمان برخاستن و رفتن (پایایی: 99/0) قبل و بعد از دوره تمرینی اندازه گیری شد. گروه تمرینی یک دورة تمرین قدرتی هشت هفته ای (هفته ای دو جلسه) از هشت گروه عضلانی را به انجام رساندند. در این مدت گروه کنترل به فعالیت های روزانة خود مشغول بود. برای تعیین اختلاف بین پیش آزمون و پس آزمون بین گروهی، از ANOVA با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 05/0 P≤ استفاده شد. تجزیه وتحلیل آماری از طریق نرم افزار 16 SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد با اینکه تعادل ایستا در وضعیت چشم باز از طریق تمرین قدرتی دستخوش تغییرات شد (06/0=P)، اما این تغییرات در سطح 05/0 P≤ معنادار نبود. تعادل ایستا در وضعیت چشم بسته و تعادل پویا نیز تغییرات معناداری نشان نداد (به ترتیب 287/0= P و 133/0=P). گروه کنترل نیز در بخش تعادل ایستا با چشمان باز و بسته و تعادل پویا تغییرات معناداری از خود نشان نداد (به ترتیب 932/0= P، 237/0 = P و 408/0 = P). نتایج این تحقیق نشان داد که تمرین قدرتی در مدت هشت هفته تأثیر معناداری بر تعادل ایستا و پویای سالمندان ندارد.