هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هم زمان محدودیت کالری و تمرین هوازی بر سطح آپلین36 پلاسما و مقاومت به انسولین می باشد. بدین منظور، 20 مرد داوطلب دارای اضافه وزن (با میانگین سنی 3/6 ± 5/31 سال، قد 4/4 ± 5/179 سانتی متر، وزن 13 ± 7/97 کیلوگرم، درصد چربی 9/3 ± 5/36 درصد و شاخص توده بدن 7/3 ± 3/30)به طور تصادفی به دو گروه محدودیت کالری (8=n) و ترکیب محدودیت کالری و تمرین هوازی (12=n) تقسیم شدند. کسر کالری در گروه محدودیت کالری، 500 و در گروه ترکیبی، 350 کیلو کالری در روز بود. تمرین هوازی به مدت 12 هفته و سه روز در هفته با شدت 65 60 درصد اوج اکسیژن مصرفی اجرا شد. ترکیب بدن، غلظت آپلین36 پلاسما، انسولین و قند خون ناشتا و TNF-α پیش از مداخله و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین اندازه گیری گردید. سطح معناداری نیز (PP)، توده چربی شکمی، انسولین ناشتا و آپلین 36 (0.05>P)در هر دو گروه می باشد. با این وجود، درصد چربی (0.001>P)، غلظت TNF-α پلاسما (0.005≥P) و شاخص مقاومت به انسولین (0.002≥P)، تنها در گروه ترکیبی کاهش یافته است. علاوه بر این، نتایج آزمون تی مستقل حاکی از این است که میزان کاهش درصد چربی، توده چربی شکمی، TNF-α، انسولین ناشتا، گلوکز ناشتا و شاخص مقاومت به انسولین در گروه ترکیبی، بیشتر از گروه محدودیت کالری است. قابل ذکر است که کاهش آپلین 36 در هر دو گروه مشابه می باشد. به طور کلی، یافته ها بیانگر این است که ترکیب تمرین هوازی و محدودیت کالری، روش مؤثرتری برای بهبود مقاومت به انسولین و کاهش التهاب سیستمیک می باشد، اما تأثیر آن بر آپلین 36، مشابه با محدودیت کالری تنها است.
این پژوهش به منظور بررسی مقایسه سواد رسانه ای در متخصصان گرایش های تربیت بدنی انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی –تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 75 نفر از متخصصان تربیت بدنی شهرستان بیرجند بود که نمونه آماری به صورت کل شمار و تعداد 15 نفر از هر گرایش تربیت بدنی انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسش نامه اطلاعات فردی، پرسش نامه محقق ساخته سواد رسانه ای استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، آزمون تعقیبی شفه و آزمونT مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متخصصان تربیت بدنی در گرایش های مختلف در سواد رسانه ای تفاوت معناداری وجود ندارد. لزوم بهره بردن از سواد رسانه با توجه به مقتضیات زمان حال برای کلیه متخصصین ضروری بوده و نوعی مزیت رقابتی و برند شخصی برای فرد محسوب می گردد.
در سالهای اخیر وب سایت ها به یکی از اصلی ترین ابزار سازمانها برای ارتباط و ارائه خدمات مناسب به سازمانها ، کاربران و ذینفعان خود تبدیل شده است. که مهترین هدف آنها ارائه اطلاعات به آنهاست.وب سایت نقش مهمی در پیشبرد اهداف دولت الترونیک دارد. با توجه به این مطلب باید اذعان داشت که علی رغم صرف هزینه های زیاد برای طراحی و پیاده سازی وب سایت از طرف سازمانها توجه بسیار کمی بر ارزیابی عمکرد وب سایت ها ی طراحی شده است. با توجه به نقش خطیر وزارت ورزش و جوانان در همین راستا هدف این پژوهش ارزیابی کیفیت وب سایت وزارت ورزش و جوانان است. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید خبره در مدیریت رسانه های ورزشی بودند که تعدادشان 31 نفر بود. به علت کم بودن تعداد جامعه آماری از نمونه گیری کل شمار استفاده گردید. ابزار اندازه گیری در این تحقیق، پرسشنامه استاندارد ارزیابی حقیقی نسب (1387) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار Expert Choice12استفاده گردید. نتایج نشان میدهد که قابلیت استفاده 62/0 و جذابیت 38/0 بوده و انسجام 3/14 بیشترین و تعامل 5/2 کمترین وزن را به خود اختصاص داده است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر سطح مهارت و موقعیت های قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی بر زمان بندی تکواندوکاران می باشد. بدین منظور، 23 نفر از تکواندوکاران نخبه حاضر در اردوی تیم ملی و 23 نفر از تکواندوکاران غیر نخبه از سطح باشگاه های موجود در سطح شهر تهران به ترتیب به شیوه نمونه گیری در دسترس و تصادفی انتخاب گردیدند و در آزمایشگاه روان شناسی دانشگاه تربیت مدرس تهران آزمون شدند. به منظور سنجش دقت زمان بندی، از تکلیف رایانه ای زمان بندی در موقعیت های قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی استفاده شد. جهت تحلیل داده ها نیز آزمون مانووا مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که بین دقت زمان بندی تکواندوکاران نخبهوغیر نخبه، نه تنها در موقعیت های مذکور، بلکه در بازه های زمانی موقعیت قابل پیش بینی نیز تفاوت معناداری وجود دارد(سطح معناداری بازه های موقعیت قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی به ترتیب عبارت هستند از: P=0.00001، P=0.019، P=0.005؛ لذا، می توان نتیجه گرفت چناچه تکواندوکاران از دقت پردازش زمانی دقیقی برخوردار باشند، در اجرای مهارت های حرکتی و پاسخ به محرک هایی که نیازمند پیش بینی زمانی هستند موفق تر عمل خواهند نمود؛ بنابر این، می توان زمان بندی را به عنوان یکی از توانایی های ادراکی حرکتی دخیل در نخبگی و گزینش تکواندوکاران برتر لحاظ نمود.
هدف از این پژوهش، تدوین استراتژی های توسعه سلامت با رویکرد فعالیت های بدنی و ورزشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد و کارشناسان مرتبط وزارت ورزش، وزارت بهداشت و استادان آشنا به موضوع بود. روش تحقیق از نوع آمیخته (ترکیب کیفی و کمی) بود، به این صورت که پس از مطالعات کتابخانه ای، از طریق مصاحبه با خبرگان آگاه از موضوع و توزیع پرسشنامه های نیمه باز، قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای نظام سلامت با رویکرد تربیت بدنی و مشخص شد. در مرحله کمی، پاسخگویان با تعیین ضریب اهمیت و رتبه هر عامل، موقعیت راهبردی نظام سلامت با رویکرد فعالیت بدنی را مشخص کردند که در منطقه WT (تدافعی) قرار داشت. سپس با تشکیل شورای راهبری و با استفاده از روش توفان مغزی، راهبردها مشخص شد. دانش افزایی عمومی از طریق رسانه ها، حمایت محیط های کاری از ورزش، تشویق پزشکان به تجویز فعالیت های ورزشی، ارائه تسهیلات به سرمایه گذاران ورزشی، رعایت استانداردهای ورزشی مدراس و دانشگاه ها، توسعه مراکز پایش و مشاوره سلامت شهروندان، به کارگیری نیروی متخصص ورزشی در مراکز و خانه های سلامت شهر و روستاها، تعیین نقش هر یک از ارگان های دولتی در حوزه ورزش، تعیین سهم ورزش از اعتبارات مالی طرح تحول نظام سلامت، طراحی شهری با رویکرد شهر سالم، جلوگیری از جهت گیری مدیریت ورزش ارگان های دولتی به ورزش قهرمانی و حرفه ای، تشکیل معاونت سلامت در وزارت ورزش و به کارگیری نظام اطلاعاتی و نظارتی از جمله راهبرد های توسعه سلامت با رویکرد فعالیت های بدنی و ورزشی بود.
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی ویژگی های روان سنجی نسخة فارسی پرسش نامة تصویرسازی حرکتی-3 بود. در مرحلة اول، پرسش نامة مورد نظر با رعایت قواعد ساختاری ترجمه به زبان فارسی برگردانده شد. در مرحلة دوم، با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی عوامل این پرسش نامه مورد آزمون قرار گرفتند (164 مرد و 155 زن)؛ در همین مرحله روایی همزمان با استفاده از نسخة فارسی پرسش نامة وضوح تصویرسازی حرکتی-2 به دست آمد (61 مرد و 43 زن). در مرحلة سوم، پایایی پرسش نامه با استفاده از روش همسانی درونی و ثبات زمانی مورد بررسی قرار گرفت که در آن، 53 مرد و 42 زن با فاصلة زمانی 14 تا 30 روز پرسش نامه را تکمیل کردند. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که این پرسش نامه دارای روایی سازه، روایی همزمان و همسانی درونی مناسب در جامعة ایرانی است و می تواند ابزار مناسبی برای سنجش توانایی تصویرسازی در سه بعد تصویرسازی حرکتی، تصویرسازی دیداری درونی و تصویرسازی دیداری بیرونی باشد.
هدف از اجرای پژوهش حاضر مقایسة اثر دو روش تمرینی ایروبیک و پیلاتس بر تصور بدنی و اختلالات خوردن در دانشجویان دختر بود. بعد از تکمیل پرسشنامه تصوربدنی و اختلالات خوردن توسط شرکت کنند گان دردسترس،60 نفر به صورت هدفمند انتخاب، و در چهار گروه همگن قرار گرفتند. سپس گروه های تجربی به مدت هشت هفته با شدت متوسط و سه جلسه در هفته و به مدت 45 دقیقه برنامه های تمرینی ایروبیک و پیلاتس را اجرا کردند. نتایج نشان داد دو روش تمرینی ایروبیک و پیلاتس بر کاهش خطراختلال خوردن و تصور بدنی مطلوب، اثر گذار بوده است؛ وبین اثر تمرین پیلاتس وایروبیک برتصوربدنی واختلال خوردن،بین دوروش تمرینی تفاوت معناداری وجود نداشت. استفاده از این دو روش تمرینی می تواند در ایجاد تصور ذهنی مطلوب از بدن و کاهش خطر اختلال خوردن در دانشجویان دختر مفید باشد.
هدف اصلی این تحقیق، بررسی رابطه بین خلاقیت مربیان با عملکرد تیم های ورزشی فوتسال و والیبال می باشد. جامعه آماری این تحقیق را، مربیان تیم های ورزشی والیبال و فوتسال (خانم ها و آقایان) شرکت کننده در مسابقات سراسری دانشجویان وزارت علوم و تحقیقات و فناوری تشکیل داده است که براساس جدول مورگان و کرجسای72 نفر از آنها به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق پرسشنامه و ثبت نتایج مسابقات جمع آوری گردیده است. ابزار اندازه گیری این تحقیق شامل: پرسشنامه های خلاقیت (رندسیپ)، برگه نتایج عملکردورزشکاران (محقق ساخته) و متغیرهای زمینه ای می باشد
نتایج بیانگر این است که 11/3% از مربیان از سطح خلاقیت بالا و بسیار بالا برخوردارند و بقیه در سطح متوسط و پایین خلاقیت قرار دارند. 28/65% از مربیان نمونه آماری دارای مدرک کارشناسی بودند. یافته های تحقیق نشان داد که بین میزان خلاقیت مربیان و عملکرد تیم های ورزشی آنها رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد (01/0 > P، 39/0 = r). از مجموع متغیرهای زمینه ای تنها متغیر سن، ارتباط معکوس و معنادار با خلاقیت مربیان دارد (01/0 > P، 39/0 = r). همچنین متغیرهای سابقه مربیگری مربیان ودرجه مدرک مربیگری آنها ارتباط مستقیم و معناداری با عملکرد تیم های ورزشی مربیان دارد(01/0 > P، 39/0 = r). با توجه به یافته های تحقیق می توان اذعان داشت: مربیانی که از خلاقیت خوبی بهره مند هستند از عملکرد بهتری برخوردار بوده، ضمن اینکه سابقه مربیگری بیشتر و شرکت در کلاس های مربیگری بالاتر در بهبود عملکرد مربیان تیم های ورزشی مفید بوده است.
پژوهش حاضر به بررسی خودکارامدی مربیان و ورزشکاران جوان می پردازد و در ادامه نیز لذت بخشی ورزشکاران جوان از فعالیت ورزشی بررسی شده است. در نهایت هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر خودکارامدی بر لذت فعالیت بدنی در ورزشکاران جوان با بهره گیری از روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل بوده است. یافته ها حاکی از عدم تأثیر معنادار خودکارامدی مربیان بر خودکارامدی دانش آموزان، تأثیر مثبت و معنادار خودکارامدی جسمانی بر لذت بخشی فعالیت بدنی دانش آموزان و همچنین عدم تأثیر معنادار خودکارامدی مربیان بر لذت بخشی فعالیت بدنی دانش آموزان بود. ازاین رو با توجه به تأثیر خودکارامدی بر لذت بخشی ورزشکاران جوان به مربیان و دست اندرکاران تیم ها و مدارس ورزشی پیشنهاد می شود تا با برگزاری دوره ها و کلاس های کوتاه مدت روان شناسی، به تقویت مهارت های روانی و افزایش میزان خودکارامدی ورزشکاران بپردازند. همچنین پیشنهاد می شود بر میزان لذت بخشی ورزشکاران به خصوص ورزشکاران جوان و نوجوان توجه شود، زیرا لذت بخشی حاصل از فعالیت جسمانی به عنوان منبع مهم مشارکت و همچنین ادامه مشارکت ورزشکاران در نظر گرفته می شود.
مایکل فلپس، برترین شناگر المپیک، توانست در رقابتهای جهانی، گوی سبقت را از دیگران برباید. خودش بر این باور است که 5 اصل را رعایت کرده است.
آیا می توان این 5 اصل را به مدیران معرفی کرد تا در صحنه ی رقابت کسب و کارها پیروز میدان باشند؟ برای پاسخگویی به این پرسش، 5 اصل موفقیت آمیز مایکل فلپس آمده است.
جالب است بدایند که فلپس در دوران کودکی با اختلالی در رفتار مواجه بود که توانست از آن نقطه ضعف، در پیروزی اش حداکثر استفاده را بکند. خواهید گفت آن اختلال چه بوده، و او توانسته چگونه ضعف را به قوت تبدیل سازد؟ این اثر، جوابگوی پرسشهای شما خواهد بود.
هدف از این تحقیق، بررسی نقش بسته بندی کفش های ورزشی در ترغیب گروه های مختلف ورزشکاران به خرید کفش های ورزشی بود. روش تحقیق، توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش 1800 نفر از ورزشکاران باشگاهی شهرستان پلدختر بودند که براساس جدول مورگان، حجم نمونه 320 نفر تعیین شد. اعضای جامعه نمونه تحقیق به روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی در باشگاه ها انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصان و روایی ساختاری آن با روش تحلیل عاملی بررسی شد و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (آلفا= 89/0) محاسبه شد.
یافته ها نشان داد که بین ویژگی های بسته بندی، مهم ترین ویژگی، طراحی بسته بندی کفش های ورزشی است که در ترغیب ورزشکاران به خرید کفش نقش دارد، درحالی که ویژگی اطلاع رسانی، کمترین اهمیت را دارد. در بین گروه های مختلف ورزشکاران، ویژگی های طراحی و حفظ و نگهداری در زنان بیش از مردان و در ورزشکاران دارای تحصیلات زیر دیپلم بیش از ورزشکاران لیسانس در ترغیب آنها به خرید کفش ورزشی اهمیت دارد.
هدف مطالعه حاضر تعیین اثر مکمل پروتئین-کربوهیدرات پس از تخلیه گلیکوژن بر پاسخ انسولین و گلوکز
پلاسما و عملکرد استقامتی دانشجویان فعال بود. 30 نفر از دانشجویان پسر کارشناسی رشته تربیت بدنی
174 سانتیمتر) که حداقل 4 نیمسال /05±5/ 70 کیلوگرم و قد 41 /13±9/ 22 سال، وزن 56 /53±1/ (سن 5
واحدهای عملی خود را گذرانده و به دلیل عضویت در تیمهای دانشگاه، یک رشته ورزشی اختصاصی را
بهطور منظم تمرین میکردند، بهطور تصادفی در چهار گروه مکمل پروتئین-کربوهیدرات ( 8 نفر)، مکمل
کربوهیدرات ( 8 نفر)، مکمل پروتئین ( 7 نفر) و دارونما ( 7 نفر) تقسیم شدند. هریک از آزمودنیها یک آزمون
و زمان رسیدن به واماندگی انجام دادند و 3 روز پس از تعیین Wmax فزاینده برای تعیین بازده توان بیشینه
و زمان رسیدن به واماندگی، پروتکل تخلیه گلیکوژن در ساعت 8:30 دقیقه صبح درحالیکه Wmax
آزمودنیها ناشتا بودند انجام شد. بلافاصله پس از انجام پروتکل تخلیه گلیکوژن از کلیه آزمودنیها مقدار
5 خون برای تعیین مقدار انسولین و گلوکز پلاسما گرفته شد. 10 دقیقه و دوباره 2 ساعت پس از تخلیه cc
گلیکوژن به آزمودنیها مکمل پروتئین -کربوهیدرات( 80 گرم کربوهیدرات، 28 گرم پروتئین، 6 گرم چربی)،
40 گرم پروتئین) و دارو نما (آب) داده شد / کربوهیدرات ( 108 گرم کربوهیدرات، 6 گرم چربی)، پروتئین ( 7
5 خون برای تعیین مقدار انسولین و گلوکز پلاسما cc و 30 دقیقه پس از دومین دوز مصرف مکمل مقدار
گرفته شد. همچنین 4 ساعت پس از انجام پروتکل تخلیه گلیکوژن و دریافت مکمل، زمان رسیدن به
وابسته و t واماندگی در یک آزمون استقامتی فزاینده تعیین شد. جهت تعیین اختلاف درونگروهی از آزمون
و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری ANOVA تعیین اختلاف بینگروهها از تحلیل واریانس
استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد پاسخ انسولین و گلوکز پلاسما و زمان رسیدن به واماندگی در P≤0.05
مکمل پروتئین -کربوهیدرات نسبت به کربوهیدرات و پروتئین، همچنین کربوهیدرات نسبت به پروتئین و
دارونما بیشتر بود. بنابراین پس از یک تمرین شدید، همراه با تخلیه گلیکوژن عضله، مکمل پروتئین -
و زمان P< کربوهیدرات نسبت به کربوهیدرات و پروتئین، بازیافت گلیکوژن عضله را سریعتر کرد 0.01
را برای نوبت بعدی تمرین یا مسابقه افزایش داد. P< رسیدن به واماندگی 0.01
هدف از این تحقیق بررسی نقش تعدیل کننده جنسیت بر رابطه بین بازاریابی رابطه مند با وفاداری مشتریان ورزشی بود. پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که تعداد 376 نفر (189زن، 187مرد) به روش تصادفی به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه وفاداری مشتریان و بازاریابی رابطه مند گردآوری شدند. روایی صوری پرسشنامه ها مورد تأیید 15 تن از اساتید و پایانی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 و 95/0 مورد تأیید قرار گرفت. داده ها با استفاده آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون Z فیشر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین تمامی مؤلفه های بازاریابی رابطه مند با وفاداری مشتریان مرد رابطه معنا داری وجود دارد (01/0p
زنان از دیرباز با مسائل و مشکلات اجتماعی زیادی مواجه بوده اند که ازجمله می توان به فقدان فرصت و امکان برای انجام فعالیت ورزشی یا ممنوعیت پرداختن به آن در تاریخی نه چندان دور، باورهای نادرست فرهنگی در جامعه، تبعیض رسانه ها در خصوص پوشش خبری ورزش زنان، عدم تمایل حامیان مالی از ورزش زنان و غیره اشاره کرد، همچنین با توجه به اهمیت ورزش زنان از جنبه های مختلف جسمانی، روحی، اجتماعی و سیاسی و نیز عدم گسترش یافتگی ورزش در میان این قشر مهم جامعه، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نقش رسانه بر دیدگاه زنان ایرانی نسبت به شرکت زنان مسلمان در مسابقات المپیک و جهانی پرداخته است. در این پژوهش روش تحقیق از نوع راهبرد تحقیقی گروه کانونی و ابزار آن مصاحبه است که به صورت میدانی انجام شده است، نمونه آماری این پژوهش تعداد 12 نفر از دانشجویان تربیت بدنی دختر مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا دانشگاه رازی بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد که زنان ایرانی با تماشای مسابقات و حضور ورزشکاران زن در مسابقات در هرسطحی باشد به خصوص در سطح جهانی و المپیک احساس غرور و خوشحالی دارند و باخت در این مسابقات باعث دلسردی و ناراحتی آن ها نمی شود. همچنین یافته ها نشان داد که بازتاب رسانه ای حضور زنان در مسابقات به نوعی باعث پیشرفت ورزش بانوان در کشور می شود و باعث تبلیغ برای ورزش زنان مسلمان می شود.