هدف از این تحقیق مقایسه پاسخ های فیبرینولیزی جودوکاران به فعالیت هوازی حاد در صبح و عصر بود. برای این منظور 15 نفر جودوکار با میانگین سنی 37/1 ± 9/24 سال، دو جلسه فعالیت ورزشی زیر بیشینه با شدت 70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) را روی دوچرخه کارسنج و به مدت 30 دقیقه در صبح و عصر و با فاصله حداقل 4 روز از یکدیگر اجرا کردند. نمونه های خونی برای اندازه گیری فعالیت فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (tPA) و مهارکننده فعال کننده پلاسمینوژن نوع 1(PAI-1) در حالت استراحت، بلافاصله بعد از فعالیت و بعد از 30 دقیقه برگشت به حالت اولیه جمع آوری شد. فعالیتtPA به دنبال فعالیت ورزشی در هر دو نوبت صبح و عصر افزایش یافت (001/0 ≥P) و بعد از دوره برگشت به حالت اولیه، به مقادیر پایه بازگشت (05/0 <p نسبت به مقادیر پایه). فعالیت tPA تنها در مرحله بلافاصله بعد از فعالیت ورزشی در نوبت عصر بیشتر از نوبت صبح بود (05/0 ≥P). فعالیت PAI-1 در اثر اجرای ورزشی تغییر نکرد (05/0 <p)؛ اما میزان فعالیت آن در هر سه مرحله استراحت، بلافاصله بعد از فعالیت و بعد از 30 دقیقه برگشت به حالت اولیه در نوبت صبح به طور معنی داری بیشتر از نوبت عصر بود (05/0 ≥P). نتایج مطالعه حاضر نشان داد فعالیت هوازی حاد می تواند باعث فعال سازی دستگاه فیبرینولیز شود. اما این افزایش در طول دوره برگشت به حالت اولیه سریعاً به مقادیر استراحتی افت می کند. بعلاوه، فعالیت خالص دستگاه فیبرینولیز در طول جلسه ورزشی نوبت عصر بیشتر از نوبت صبح بود.
اجرای یک تکلیف حرکتی و تصویرسازی آن خصیصه های موازی متعددی را نشان می دهند. در این تحقیق، تأثیر تغییر ارادی سرعت تصاویر ذهنی یک توالی دشوار و پیچیده از تکنیک های کاراته بر عملکرد حرکتی متعاقب ارزیابی شد. 24 داوطلب مرد (میانگین سنی: 27/5±58/24 سال) از کاراته کاهایی که در انجام حرکات توالی خبره بودند، در پیش آزمون شرکت کرده و سپس طی دوره تمرینی تکلیف حرکتی را در سه گروه زمان حقیقی، سریع و آهسته به ترتیب با سرعت طبیعی، سریع تر و آهسته تر تصویرسازی کردند. پس آزمون نیز همانند پیش آزمون انجام گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون هایt استفاده شد. نتایج مشخص کرد، تفاوت زمانی بین مدت تصویرسازی حرکتی و اجرای جسمانیِ گروه زمان حقیقی وجود نداشته (05/0P>) و درحالی که کاهش سرعت تصویرسازی گروه آهسته نسبت به اجرای عملی پیش آزمون خودشان معنا دار نبوده (05/0P>)، گروه سریع به تصاویر ذهنی خود در دوره تمرینی شتاب داده است (05/0P<). مقایسه پیش آزمون و پس آزمون توسط آزمون t همبسته نشان داد، کاراته کاها پس از تصویرسازی زمان حقیقی و سریع، زمان عملکرد خود را بهبود داده (05/0P<) و تصویرسازی آهسته تأثیری بر اجرای پس آزمون نداشته است (05/0P>). همچنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد، اختلاف معناداری بین اثر تصویرسازی زمان حقیقی و سریع وجود نداشت (05/0P>). به نظر می رسد، تصویرسازی با سرعت اعمال حقیقی و تصویرسازی سریع نسبت به تصویرسازی آهسته دارای مزیت در بهبود مدت زمان عملکرد هستند. می توان نتیجه گرفت، سرعت تصاویر ذهنی در تصویرسازی حرکتی عامل مهمی است و پیشنهاد می شود توسط ورزشکاران کنترل شود.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه رشد مهارت های حرکتی درشت در دو بخش مهارت های جابجایی و مهارت های کنترل شیء در کودکان سالم و تالاسمی ماژور بود. شرکت کنندگان این مطالعه 28 کودک با میانگین سنی 813/0± 07/9 سال بودند. 14 کودک سالم و 14 کودک تالاسمی ماژور که در مدارس ابتدایی تحصیل می کردند برای نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون رشد حرکتی درشت اولریخ (2000) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین نمره جابجایی (001.0=P) و نمره کنترل شیء (001.0=P) در دو گروه سالم و تالاسمی ماژور تفاوت معنا داری وجود دارد. همچنین کودکان تالاسمی ماژور در هر دو دسته حرکات درشت ، عملکرد کیفی کمتری از کودکان سالم داشتند؛ بنابراین، با توجه به این که مهارت های بنیادی، پایه و اساس مهارت های حرکتی و رفتار حرکتی آینده این کودکان را تشکیل می دهند و کودکان تالاسمی ماژور نسبت به همسالان در سطح پایین تری قرار دارند، نیاز به برنامه ریزی برای بهبود این مهارت ها مهم می نماید.
هدف کلی تحقیق حاضر، برآورد سهم نسبی رفتار شهروندی سازمانی از عدالت سازمانی در ورزشکاران مرد نخبة کشور بود. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بود که به صورت پیمایشی انجام گرفت. جامعة آماری تحقیق شامل ورزشکاران شاغل در لیگ های ورزشی کشور بود (هندبال، بسکتبال، والیبال، تکواندو، کاراته، بدمینتون و کشتی) که از طریق مطالعة مقدماتی از بین این افراد 179 نفر (94 نفر از ورزشهای اجتماعی و 85 نفر از ورزشهای انفرادی) به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. باتوجه به محدودیت دسترسی به نمونه ها، نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه های محقق ساختة رفتار شهروندی سازمانی براساس نظریة ارگان و وینر (1983) و هویی، لام (2000) و پرسشنامة عدالت سازمانی براساس نظریة نیهوف و مورمن (1993) بود. به منظور پایایی پرسشنامه ها از روش آلفای کرونباخ در یک مطالعة مقدماتی انجام پذیرفت که ضریب پایایی به
دست آمده برای عدالت سازمانی 89 درصد و رفتار شهروندی سازمانی برابر با 83 درصد بود و برای تأیید روایی پرسشنامه از نظر متخصصان مدیریت ورزشی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (ضریب همبستگی، رگرسیون، آنالیز واریانس، آزمون t) استفاده شد. نتایج حاصل به وسیلة نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه وجود دارد (001/0 P≤). بین ابعاد عدالت سازمانی عدالت تعاملی با رفتار شهروندی سازمانی (03/0 P≤) همبستگی مشاهده شد، اما بین دو بعد دیگر رابطة معناداری نشان داده نشد.
هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر هشت هفته تمرین یوگا بر اضطراب والدین و کودکان دارای نقص توجه/ بیش فعالی بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 20 کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه در رده سنی 6 الی 11 سال و 40 نفر از والدین آن ها بودند که پس از یکسان سازی براساس متغیرهای سن، جنسیت و میزان اختلال بیش فعالی/ نقص توجه در کودکان در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. پدران و مادران گروه تجربی به صورت جداگانه توسط یک مربی یوگا به مدت هشت هفته (دو روز در هفته و طی 16 جلسه) تحت آموزش تکنیک های یوگا قرار گرفتند. اضطراب کودکان و والدین، پیش و پس از مداخله با استفاده از پرسش نامه آخن باخ برای کودکان و اضطراب کتل برای والدین اندازه گیری گردید. به منظور تحلیل داده ها نیز از آزمون های آماری تحلیل واریانس مختلط دو عاملی استفاده گشت. نتایج نشان می دهد که تمرین یوگا توسط والدین کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی منجر به کاهش معنادار اضطراب کودکان و مادران شده است؛ اما در اضطراب پدران تغییری مشاهده نمی شود. بر مبنای یافته ها می توان گفت که یوگا می تواند به عنوان یک متغیر واسطه ای برای کاهش اضطراب کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی به کار رود.
هدف از پژوهش حاضر توصیف و تعیین رابطه بین رضایت مندی با وفاداری و تبلیغات دهان به دهان مشتریان باشگاه های بدنسازی زنجان بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مشتریان باشگاه های بدنسازی شهرستان زنجان، با دست کم یک سال سابقه فعالیت ورزشی، بودند. بدین منظور 280 مشتری از باشگاه های بدنسازی به صورت تصادفی انتخاب شدند و اطلاعات لازم در زمینه ویژگی های فردی از طریق چک لیست و پرسشنامه تمایل رضایت مندی (چن، 2008) و 84/0=α، پرسشنامه وفاداری (لیم، 2006) و 92/0=α، پرسشنامه تبلیغات دهان به دهان (کیم، 2008) و 89/0=α، جمع آوری شد. روش تحقیق همبستگی بود و از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی برای تحلیل داده ها استفاده شد. به طور کلی یافته های پژوهش نشان داد که ارتباط متوسطی (550/0r=) بین مؤلفه های رضایت مندی با وفاداری مشتریان باشگاه های بدنسازی زنجان وجود دارد. همچنین ارتباط متوسطی (462/0r=) بین رضایت مندی با تبلیغات دهان به دهان مشتریان باشگاه های بدنسازی زنجان به دست آمد. نتایج نشان داد که رضایت مندی می تواند بر وفاداری مشتریان و تبلیغات دهان به دهان مشتریان باشگاه های بدنسازی زنجان اثر داشته باشد و رضایت مندی پیش بین مناسبی برای وفاداری و تبلیغات دهان به دهان مشتریان باشگاه های بدنسازی زنجان است.
هدف از انجام تحقیق حاضر - مطالعه تاثیر هشت هفته تمرینات هوازی و بی هوازی بر میزان تغییرات هورمون استروژن - LH و درصد چربی دانشجویان دختر غیر ورزشکاران دانشگاه شهید چمران اهواز است . به همین منظور 30 نفر از دانشجویان دختر غیرورزشکار از دانشکده های مختلف با دامنه سنی 25-18 سال انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه هوازی - بی هوازی - کنترل تقسیم شدند . تاثیر تمرینات هوازی و بی هوازی بر روی تعدادی از متغیرها مثل هورمون های استروژن - LH و در صد چربی محاسبه شد . بعد از 8 هفته تمرینات هوازی با شدت 65 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه و تمرینات بی هوازی با شدت 80 تا 90 درصد ضربان قلب بیشینه مجددا متغیرها اندازه گیری شدند . نتایج تحقیق افزایش معنی دار استروژن ( 0/001 < P ) را هم پس از تمرینات هوازی و هم پس از تمرینات بی هوازی نشان داد که این افزایش در گروه هوازی بیشتر بود . تفاوت معنی داری بین هورمون LH گروه های مختلف مجود نداشت . (0/278
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامة تصویرسازی ورزشی در ورزشکاران تیم های ملی بود. بدین منظور، 355 ورزشکار مرد و زن از تیم های ملی، نسخة فارسی پرسش نامة تصویرسازی ورزشی را تکمیل نمودند؛ این پرسش نامه شامل: 30 سؤال و پنج مؤلفه تصویرسازی اختصاصی انگیزشی، تصویرسازی تبحر عمومی انگیزشی، تصویرسازی انگیختگی عمومی انگیزشی، تصویرسازی اختصاصی شناختی و تصویرسازی عمومی شناختی می باشد. در این پژوهش جهت بررسی روایی سازه عاملی از تحلیل عاملی تأییدی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری استفاده شد ؛ برای تعیین هم سانی درونی، ضریب آلفای کرونباخ به کار رفت؛ به منظور تعیین پایایی زمانی (با فاصله دو هفته) از ضریب هم بستگی درون طبقه ای بهره گرفته شد. نتایج نشان دهندة برازش مطلوب نسخه فارسی پرسش نامه تصویرسازی ورزشی در ورزشکاران تیم های ملی (شاخص های C.F.I=0.97، T.L.I=0.96، P.G.F.I=0.68 وP.N.F.I=0.72 و RMSEA=0.071) است. همچنین براساس نتایج، هم سانی درونی و پایایی زمانی از مقادیر قابل قبولی (0.79 تا 0.88) برخوردار می باشد؛ بنابراین، نسخه فارسی پرسش نامه تصویرسازی ورزشی از روایی و پایایی قابل قبولی در ورزشکاران تیم های ملی برخوردار بوده و ورزشکاران، مربیان و پژوهشگران می توانند از این پرسش نامه استفاده نمایند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ترکیب روش های تمرینی مشاهدة عمل، تصویرسازی حرکتی و تمرین جسمانی بر استواری حرکات درون مرحله و برون مرحله بود. نمونة آماری پژوهش حاضر را 64 دانشجوی دختر رشته تربیت بدنی با دامنة سنی 28 20 سال تشکیل دادند که به صورت تصادفی به چهار گروه 16 نفری (گروه تمرین جسمانی، گروه تمرین جسمانی مشاهده عمل، گروه تمرین جسمانی تصویرسازی حرکتی و گروه مشاهده عمل تصویرسازی حرکتی) تقسیم شدند. پروتکل اجرای پژوهش شامل: سه مرحله پیش از تمرین (پیش آزمون)، مرحله تمرین و مرحله آزمون (پس آزمون) بود. در این پژوهش، الگوی درون مرحله ترکیبی از چرخش داخلی و خارجی ساق پای راست و چپ به طور هم زمان بود، به صورتی که هر دو پا روی سطح افقی و حول محور عمودی بدن، هم زمان به سمت داخل و خارج بدن (نسبت به مرکز بدن) حرکت می کردند. الگوی هماهنگی برون مرحله نیز شامل حرکت دورانی هر یک از پاها روی سطح سهمی و حول محور عرضی بود. به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح P<0.05 استفاده شد. نتایج نشان می دهد که روش ترکیبی مشاهدة عمل تمرین جسمانی در هر دو حرکات درون مرحله و برون مرحله، دارای عملکرد بهتر و معناداری نسبت به گروه های دیگر می باشد (P<0.001). همچنین، گروه ترکیبی تمرین جسمانی تصویرسازی حرکتی نیز عملکرد بهتر و معناداری نسبت به گروه های تمرین جسمانی و مشاهدة عمل تصویرسازی حرکتی دارد (P<0.05). براساس نتایج پژوهش حاضر به مربیان پیشنهاد می شود جهت یادگیری این نوع مهارت های حرکتی و صرفه جویی در وقت و هزینه، از روش ترکیبی تمرین جسمانی مشاهدة عمل بهره گیرند.
سرمایه فکری یکی از قابلیت های مهم سازمانی است که می تواند به سازمان ها درخلق و تسهیم دانش، بسیار کمک کند و در مقایسه با سازمان های دیگر، مزیت سازمانی پایداری را برای آن ها ایجاد نماید؛ لذا، هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای سرمایه فکری در وزارت ورزش و جوانان می باشد. شایان ذکر است که این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی هم بستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان وزارت ورزش و جوانان (745 نفر) تشکیل دادند. حجم نمونه نیز بر اساس جدول مورگان، 254 نفر تعیین گردید. یافته ها نشان می دهد که سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای تأثیر معناداری بر سرمایه فکری دارند..
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی به منظور تعیین و تحلیل سرانه اماکن ورزشی بر مبنای توزیع شبکه های تیسنی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بود. به منظور پیاده سازی مدل، محدوده مطالعاتی پژوهش سه منطقه 5، 6، و 13 شهر اصفهان، و مکان ورزشی نمونه نیز استخرهای سرپوشیده در نظر گرفته شد. نقشه های با فرمت DWG از محدوده و همچنین بلوک های جمعیتی آن، اطلاعات مکانی و مختصات دقیق جغرافیایی استخرهای سرپوشیده، و اطلاعات جمعیتی بلوک ها، اطلاعات زیربنایی اجرای تحقیق بود. پس از تقسیم بندی و توزیع شبکه ای محدوده به وسیله تابع تیسن در محیط Arc GIS، با استفاده از فرمول ارائه شده و جمعیت بلوک های مرتبط، سرانه هر پلیگون به صورت مجزا محاسبه شد. در نهایت با کیفی سازی سرانه های حاصل شده در مرحله پیش، محدوده مطالعاتی براساس نیاز به توسعه استخرهای سرپوشیده، به سه طیف برخوردار، نیمه برخوردار، و محروم طبقه بندی شد.
تقریباً همة ما به نقش پررنگ فعالیت ورزشی در بسیاری از جنبه های زندگی روزمره و تا حدودی عملکردهای شناختی آگاهیم، ولی مسئله ای که اخیراً ذهن محققان را درگیر کرده، بررسی تأثیر انواع مختلف فعالیت های ورزشی بر عملکردهای شناختی و از طرف دیگر سازوکارهای واسطه ای این اثر است. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر دو نوع فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومتی بر میزان توجه و عامل رشد عصبی مشتق شده از مغز (BDNF) دانشجویان کم تحرک بود. به این منظور از میان دانشجویان دانشگاه تهران، 46 دانشجوی کم تحرک (میانگین سنی 8/1 ± 3/24)، براساس پیش آزمون استروپ در سه گروه استقامتی، مقاومتی و کنترل توزیع شدند و بعد از نمونه گیری خونی، تمرینات خود را براساس پروتکل تمرین استقامتی و مقاومتی مخصوص به خود، به مدت 5 هفته ادامه دادند. در پایان، آزمون استروپ و نمونه گیری خونی، به منظور حذف آثار موقت تمرین، حداقل 48 ساعت پس از آخرین جلسة تمرین به عمل آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های کلوموگروف – اسمیرنوف برای تعیین طبیعی بودن توزیع داده ها، از تی زوجی، تحلیل واریانس یکراهه، تحلیل واریانس چندمتغیره، آزمون تعقیبی دانت و ضریب همبستگی پیرسون، در سطح معناداری 05/0 P≤ استفاده شد. نتایج نشان داد پیشرفت معناداری در زمان پاسخ به آزمون استروپ در هر دو گروه استقامتی و مقاومتی رخ داده است، ولی بیان BDNF فقط در گروه استقامتی به صورت معناداری افزایش یافت (05/0 P<). در مورد هیچ یک از متغیرها، گروه کنترل پیشرفتی از خود نشان نداد (05/0 P>). همچنین نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین اثرگذاری دو فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومتی، بر زمان پاسخ به آزمون استروپ و همچنین بیان BDNF وجود نداشت (05/0 P<). همبستگی بین تغییرات زمان پاسخ به آزمون استروپ و بیان BDNF نیز از نظر آماری معنادار نبود (05/0 P>). به طور کلی یافته های این تحقیق نشان داد که فعالیت ورزشی می تواند به بهبود عملکردهای شناختی منجر شود، ولی در پاسخ به اینکه چه فعالیتی مثمرثمرتر است، تفاوت معناداری بین فعالیت استقامتی و مقاومتی مشاهده نشد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی با شدت بالا با تحمل وزن و بدون تحمل وزن بر عوامل التهابی TNF-α, IL-6، CRP و نیمرخ لیپیدی به عنوان عوامل پیشگیری احتمال ابتلا به بیماری قلبی- عروقی در زنان دارای اضافه وزن بود. شانزده زن غیرورزشکار (سن 5±30 سال، وزن11/13±48/75کیلوگرم، قد 59/2±50/165سانتی متر و شاخص توده بدنی20/4±73/27 کیلوگرم بر متر مربع) داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها در دو گروه تمرین تناوبی با شدت بالا (آزمون بی هوازی رست) و آزمون بی هوازی وینگیت به صورت تصادفی تقسیم شدند، و به مدت 4 هفته و هفته ای 3 جلسه (بین 3 تا 6 آزمون رست یا وینگیت در هر جلسه) تمرینات خود را انجام دادند. 24ساعت قبل و 24 ساعت پس از پایان تمرینات نمونه های خونی از آزمودنی ها گرفته شد و نتایج با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، تحلیل کوواریانس و t وابسته در سطح معنا داری 05/0P< تجزیه وتحلیل شد. نتایج کاهش معنا دار میزان پلاسمایی TNF-α، IL-6 و CRP و بهبود نیمرخ لیپیدی (به جز HDL-C) را در هر دو گروه تمرینی نسبت به قبل از شروع تمرینات نشان داد( 05/0(P<. هرچند پس از دوازده جلسه تمرین، تفاوت معنا داری بین دو گروه تمرینی در عوامل التهابی و نیمرخ لیپیدی اندازه گیری شده مشاهده نشد (05/0<P)، نتایج بیانگر آن است که حتی دوره های کوتاه مدت تمرینات تناوبی با شدت بالا می تواند مقادیر عوامل التهابی مرتبط با بیماری های قلبی- عروقی را کاهش دهد، هرچند نوع تمرینات از منظر تحمل وزن یا بدون تحمل وزن تفاوت معنا داری را ایجاد نمی کند.
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تغییر پذیری فاصله کانون توجه از طریق خودگویی آموزشی بر یادگیری فورهند تنیس روی میز بود. شرکت کننده ها پس از پیش آزمون، طی شش جلسه به تمرین 180 ضربه فورهند با تکرار کلمات نشانه ""کمی چرخش"" در مورد دست (ساعد را کمی به سمت بیرون بچرخانند) در گروه کانون توجه درونی، ""کمی باز"" در مورد حرکت راکت (صفحه راکت هنگام ضربه کمی باز باشد) در گروه کانون توجه بیرونی نزدیک، ""بالای تور"" در مورد حرکت توپ (توپ را روی تور بفرستند) در گروه توجه بیرونی دور پرداختند. گروه کنترل طی دوره اکتساب، بدون خودگویی تمرین کرد. دو روز پس از آزمون اکتساب، آزمون یادداری در شرایط مشابه و بعد از استراحت آزمون انتقال با تغییر جهت هدف (فورهند موازی) و هر دو بدون خودگویی انجام گرفت. دقت اجرای فورهند تنیس روی میز با یک مقیاس پنج ارزشی (لیائو و مسترز، 2001) و الگوی ضربه با استفاده از مقیاسی محقق ساخته سنجیده شد . نتایج تحلیل واریانس پنج گروه در شش جلسه با تکرار سنجش عامل جلسه و همچنین تحلیل واریانس یکطرفه، اکتساب، یادداری و انتقال دقت فورهند گروه کانون توجه درونی به طور معناداری کمتر از سایر گروه ها بود (05/0P<). علاوه بر این، اثر افزایش فاصله کانون توجه بر اکتساب و یادداری الگوی فورهند معنا دار بود. اثر کانون توجه بیرونی نزدیک بر یادداری الگو نیز معنا دار بود، ولی انتقال الگوی ضربه در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر از کانون توجه بیرونی دور بود (05/0P <). بنابراین برای آموزش فورهند به نوجوانان مبتدی استفاده از خودگویی با افزایش فاصله کانون توجه و کانون توجه بیرونی نزدیک و عدم استفاده از کانون توجه درونی توصیه می شود.
هدف از پژوهش حاضر، آزمون مدل اثربخشی حمایت از لیگ برتر فوتبال ایران بود. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی پیمایشی می باشد. جهت انجام پژوهش، 515 نفر از تماشاچیان لیگ برتر فوتبال ایران با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده و در آن شرکت نمودند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی (با اصلاحاتی جزئی) از نکویی برازش برخوردار می باشد و حمایت از لیگ برتر فوتبال موجب افزایش آگاهی از محصول، بهبود وجهه حامی، مسئولیت پذیری اجتماعی و تمایل به خرید از حامی می شود. همچنین، آگاهی از حامی، وجهه حامی، مسئولیت پذیری اجتماعی و سازگاری، تأثیر مثبتی بر تمایل به خرید از حامی دارد؛ اما تأثیر رفتار منفی و بازاریابی کمین بر تمایل به خرید از حامی منفی می باشد. به طور کلی، می توان گفت که حمایت از لیگ برتر فوتبال، تأثیر مثبتی بر نگرش جامعه هدف نسبت به حامی دارد و از اثربخشی برخوردار می باشد.
امروزه، پیچیدگی و محیط متغیر، لزوم به روز بودن و آشنایی مدیران با فرایندها و رویه های نوین مدیریت در سازمان ها را بیش از پیش نمایان می سازد؛ ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش فرانوگرایی در مدیریت و اثر آن در توسعه ورزش انجام گرفت. روش پژوهش، هم بستگی بوده وبه شکل میدانی صورت گرفته است. جامعه این پژوهش را متخصصان و صاحب نظران حوزه مدیریت و ورزش تشکیل دادند. محقق از روش نمونه گیری نظری در این تحقیق با توجه به جامعه تحقیق استفاده نمود (160= N) که در نهایت 112 پرسش نامه دریافت گردید. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های محقق ساخته برگرفته از ابزار مدیریت فرانوگرای شعبانی (1392) و توسعه ورزش پورکیانی (1393) استفاده گردید. از آزمون های کالموگروف اسمیرنف و همبستگی اسپیرمن در نرم افزار اس.پی.اس.اس نسخه 22 و روایی سازه و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل نسخه 8.8 استفاده شد. نتایج نشان می دهد که بین مدیریت فرانوگرا و توسعه ورزشی و مؤلفه های آن رابطه وجود دارد. همچنین، ضرایب رگرسیونی و مقادیر تی، مدل ارتباطی را تأیید می کند. براساس یافته ها مشخص می شود که لزوم توجه ویژه به تعاملات سازمانی مناسب تر و نیز رویه های کاری و مناسبات در سازمان، به ویژه در سازمان های ورزشی، بیش از پیش به توسعه ورزش در سطح قهرمانی، همگانی و تعلیم و تربیتی کمک خواهد نمود.