هدف از این تحقیق بررسی تاثیر دو کشش متفاوت ایستا و پویا بر عملکرد دو سرعت 20 متر بود. بدین منظور 97 بازیکن مرد فوتبال باشگاه های تبریز به صورت تصادفی در 4 گروه کشش ایستای غیر فعال (PSS) (28 = n) ، کشش پویای فعال (ADS) (22 = n) ، کشش ایستای فعال (ASS) (24 = n) و کشش ایستای پویا (SDS) (23 = n) قرار گرفتند. هر چهار گروه پس از گرم کردن با دو استاندارد 10 دقیقه ای جاگینگ، 2 بار دو سرعت 20 متر را اجرا کردند. پس از اجرای آزمودنی ها پروتکل های کششی متفاوت ، دو سرعت 20 متر را دوباره اجرا کردند. پس از تجزیه و تحلیل آماری براساس تحلیل واریانس افزایش معنی داری در زمان دو سرعت در گروه های ASS و PSS (P?0.05) و کاهش معنی داری در زمان دو سرعت در گروه های ADS و (P?0.05) SDSمشاهده شد. بنابراین محقق نتیجه گرفت که کشش ایستا به عنوان بخشی ازبرنامه گرم کردن، عملکرد دو سرعت 20 متر را کاهش می دهد در حالی که کشش پویای فعال عملکرد دو سرعت 20 متر را افزایش می دهد.
هدف این پژوهش ،مقایسه ی دوروش تمرین انتخابی ‹مختلط وهوازی› وانتخاب وش بهتر جهت استفاده در کلاس های تربیت بدنی عمومی است. دراین پژوهش،تعداد342 دانشجوی دختر شرکت داشتند که این آزمودنی ها به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه تحت تمرینات هوازی وگروه دیگر تحت تمریانت مختلط ‹ هوازی - بی هوازی› قرار گرفتند .یش آزمونی که هر دو گروه در آن شرکت نمودند، شامل اندازه گیری استقامت عضلات کمربند شانه ‹آزمون بارفیکس›،استقامت موضعی عضلات شکم ‹آزمون دراز ونشست ›، چابکی ‹آزمون 4?15 متر›، استقامت قلبی – عروقی‹آزمون 600 مترونیمه کوپر ›،توان بی هوازی ونیروی عضلانی ‹آزمون پرش جفت›و تست ایستگاهی بود.پس از ده جلسه تمرین آزمون نهایی که اندازه گیری مجدد آزمون های اولیه بود،تکرار شد.نتایج پیش آزمون وآزمون نهایی به وسیله ی آزمون t وابسته وغیر وابسته مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .محاسبات آماری ومقایسه ی نتایج پیش آزمون وآزمون نهایی نشان داد اختلاف ومعنی داری بین آزمون نهایی چابکی ،توان بی هوازی واستقامت قلبی - عروقی ‹دو نیمه کوپر› روش تمرین مختلط نسبت به روش تمرین هوازی وجود دارد.همچنین اختلاف معنی داری بین آزمون نهایی استقامت عضلانی عضلات کمربند شانه ،استقامت موضعی عضلات شکم واستقامت قلبی – عروقی ‹دو 600 متر› وروش تمرین هوازی نسبت به روش تمرینی مختلط مشاهده شد،درصورتی که معنی داری بین آزمون ایستگاهی دوگروه وجود ندارد.
هدف این پژوهش بررسی رابطة بین نوآوری و کارآفرینی در فدراسیون های موفق است. در این پژوهش که از نوع مطالعات توصیفی - پیمایشی است، پنج فدراسیون موفق که هر سال از طرف سازمان تربیت بدنی انتخاب میشوند، بررسی شده اند. جامعة آماری پژوهش 40 نفر است که اعضای هیئت رئیسه (5 نفر) و 3 نفر کارشناس از هر فدراسیون (جمعاً 8 نفر از هر فدراسیون) را در بر میگیرد. در این پژوهش رابطة بین نوآوری و کارآفرینی در فدراسیون های موفق بررسی شد و نتایج پژوهش نشان داد بین نوآوری و کارآفرینی در مدیران و کارشناسان فدراسیون های موفق رابطة مثبت و معنیداری وجود ندارد. این فدراسیون های موفق عبارتند از: فدراسیون کبدی، فدراسیون جانبازان و معلولین، فدراسیون بدن سازی و پرورش اندام، فدراسیون دو و میدانی و فدراسیون دوچرخه سواری.
دیابت، اختلال متابولیکی است که به وسیله هیپرگلیسمی به دنبال نقص در ترشح انسولین، مقاومت به انسولین یا هر دو مشخص می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر سطوح آدیپونکتین سرمی و مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو بود. به همین منظور 35 نفر از زنان دیابتی نوع دو دارای اضافه وزن (BMI بین 30-25 کیلوگرم بر متر مربع) با دامنه سنی 45 تا 60 سال داوطلبانه در تحقیق حاضر شدند و در دو گروه تمرین HIIT (17n=) و کنترل (18n=) قرار گرفتند. گروه HIIT به مدت هشت هفته (سه جلسه در هفته، 6-4 تکرار 30 ثانیه ای با حداکثر تلاش با شدت 250 درصد و استراحت 4 دقیقه ای بین تکرارها) تمرینات چرخ کارسنج را انجام دادند. نتایج تی وابسته نشان داد بین میانگین داده های پیش آزمون و پس آزمون مقاومت به انسولین و درصد چربی بدن گروه HIIT کاهش معنا دار و بین میانگین سطوح آدیپونکتین سرمی و حداکثر اکسیژن مصرفی افزایش معناداری مشاهده شد (05/0P<). همچنین نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معنا داری را بین گروه های تمرینی در میزان آدیپونکتین (026/0P= و 21/3F=)، مقاومت به انسولین (007/0P= و 28/5F=) و درصد چربی (041/0P= و 60/2F=) نسبت به گروه کنترل نشان داد. از طرفی میزان وزن و شاخص توده بدنی آزمودنی ها تغییر معناداری نداشت (05/0< P). احتمالاً می توان گفت که انجام هشت هفته تمرینات سرعتی شدید (HIIT) بدون تغییر در مقدار وزن و شاخص توده بدنی می تواند تأثیرات مثبتی بر مقاومت به انسولین، درصد چربی و سطوح آدیپونکتین زنان مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد.
هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه جامع گرم کردن فیفا +11 بر پیشگیری از بروز آسیب بازیکنان فوتبال مرد جوان ایران بود.سی وپنج تیم رده سنی جوانان فوتبال ایران در این تحقیق شرکت کردند. این تیم ها به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. تیم هایی که در گروه مداخله قرار گرفتندبه مدت30هفته برنامه جامع گرم کردن فیفا +11 را انجام دادند.تعدادساعات فعالیت تیم های گروه کنترل و مداخله به همراه آسیب های بازیکنان در طول مدت مطالعه به صورت آینده نگر توسط مربیان و کادر پزشکی تیم ها ثبت گردید. در طول مطالعه 1220 آسیب رخ داد. نتایج آزمون پواسون نشان داد بازیکنان گروه مداخله به طور معنی داری کمتر از بازیکنان گروه کنترل آسیب دیده اند.از یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که برنامه تمرینی جامع گرم کردن +11 می تواند سبب کاهش آسیب های بازیکنان جوانان فوتبال شود. بنابراین پیشنهاد می گردد مربیان وبازیکنان فوتبال نوجوان از این برنامه تمرینی به جای برنامه گرم کردن عادی جهت کاهش آسیب ها استفاده نمایند.
هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین استقامتی با مدت های مختلف بر سطوح 27HSP هیپوکامپ در موش های صحرایی نر نژاد ویستار بود. بدین منظور 50 سر موش نر 8 هفته ای با میانگین وزن 10 ± 189 گرم به طور تصادفی به گروه های کنترل، شم و سه گروه تمرینی تقسیم شدند. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته، هر هفته 5 روز با شدت 20 متر بر دقیقه با مدت های 30، 60 و 90 دقیقه و شیب صفر درجه روی نوارگردان ویژه جوندگان به تمرین پرداختند. پس از 8 هفته تمرین و 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، نمونه های هیپوکامپ جمع آوری گردید. غلظت 27HSP هیپوکامپ با استفاده از کیت EIAو به روش آنزیم لینک ایمنواسی (ELISA) و بر اساس دستورالعمل کارخانه سازنده کیت (Wuhan، چین) تعیین گردید. نتایج آزمایش توسط دستگاه reader-ELISA بررسی شد. داده ها به روش آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی LSD تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سطوح 27HSP هیپوکامپ در گروه تمرینی 90 دقیقه در مقایسه با گروه های کنترل، شم، تمرین 30 دقیقه، و 60 دقیقه، به طور معناداری افزایش یافت (05/0< P). نتایج این تحقیق نشان داد که اجرای تمرین های ورزشی طولانی مدت در بالاتر از یک آستانه مدت مشخص، می توانند موجب افزایش تحریکات استرس زا در بافت مغز (هیپوکامپ) شوند و 27HSP را به میزان قابل توجهی افزایش دهند.
بیماریAS ،با رشد تدریجی دردهای ریشه ی عصبی تبدر قسمت های مختلف ستون مهره ها شروع می شود وسبب افزایش محدودیت حرکتی وتغییر شکل ستون مهره ها می گردد که این امر موجب کاهش قابلیت انبساط پذیری قفسه ی سینه ونیز توان هوازی در بیماران می شود. در راستایدرمان این بیماری،روش های مختلفی پیشنهاد گردیده است .حرکت درمانی از جمله ی این روش هاست که ممکن است جریان روند پاتولوژیکی بیماران را از طریق تسهیل وضعیت عملکرد دستگاه حرکتی ،قلبی ،عروقی ونیز تنفسی،کاهش دهد. اما اتخاذ یک روش حرکت درمانی مؤثر،کاری است بسیار مهم ودقیق که به عواملی چون روند بیماری ، وجود علائم درد،نوع تغییر شکل ستون مهره ها ونیز وضعیت سیستم تنفسی وقلبی عروقی بستگی دارد. بررسی حاضر،در پی یافتن یک روش حرکت درمانی به منظور کمک به این گونه بیماران جهت بهبودی وامکان بازگشت آنها به فعالیت های حرفه ای شغلی سابق خود است.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین اجرای برنامه خصوصیسازی و توسعه ورزشهای همگانی از دیدگاه کارشناسان انجام گرفت.
مواد و روشها: روش تحقیق از نظر هدف کاربردی، از نظر استراتژی توصیفی و از نظر مسیر اجرا همبستگی بود که به روش میدانی انجام گرفت. ابزار اندازهگیری، پرسشنامه محقق ساخته بود که با توجه به تحقیقات مختلف و اهداف خصوصیسازی و توسعه ورزش همگانی تهیه شد.
روایی پرسشنامه بهوسیله تعدادی از اساتید مجرب تایید شد و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 89/. گزارش شد. جامعه آماری تحقیق را تمامی اساتید دانشگاههای سطح شهر تهران در رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی با گرایش مدیریت و برنامهریزی تشکیل دادند(N=42 ) که پرسشنامه بین همه به شکل حضوری توزیع شد و از این بین 33 نفر پرسشنامه را برگشت دادند.
در این پژوهش از آمار توصیفی به منظور طبقه بندی نمرات، بررسی فراوانی و شاخصهای گرایش به مرکز و از آمار استنباطی برای محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره بهمنظور آزمون فرضیهها استفاده گردید.
نتایج : نتایج تحقیق نشان داد که بین اجرای برنامه خصوصیسازی و توسعه ورزشهای همگانی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که بین مولفههای خصوصیسازی و میزان مشارکت عمومی، اصلاح ساختار ورزشهای همگانی، بهینه سازی و کارایی واحدهای مدیریتی رابطه معنیداری وجود دارد ولی بین مولفههای خصوصیسازی و کیفیت خدمات و بهبود وضعیت اشتغال رابطه معنیداری وجود ندارد
مسیر حرکت مرکز فشار، طی فاز استقرار راه رفتن، پارامتری مهم در بررسی تعادل پویا، عملکرد پا و مچ پا، اثربخشی کفش و کفی است. هدف این تحقیق تعیین مسیر حرکت مرکز فشار طی فاز استقرار راه رفتن مردان و زنان سالم با استفاده از دستگاه اندازه گیری توزیع فشار کف پایی پدار بود. در این تحقیق نیمه تجربی، 20 زن و مرد بالغ سالم به منزله آزمودنی مشارکت کردند. مختصات مرکز فشار آزمودنی ها، در محور های عمودی و افقی با استفاده از دستگاه اندازه گیری توزیع فشار کف پایی پدار (Pedar-X) اندازه گیری شد. ازطریق نقاط کلیدی مختصات و بردار شتاب مرکز فشار در محور عمودی (Y)، فاز استقرار راه رفتن به چهار قسمت تقسیم و موقعیت، سرعت و شتاب مرکز فشار در این قسمت ها محاسبه شد. از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد)، ضریب همبستگی پیرسون و ضریب پایایی ICC برای تحلیل آماری اطلاعات استفاده شد (P≤0.05). نتایج نشان داد که مرکز فشار در طی فاز استقرار راه رفتن در محور عمودی به سمت جلو و در محور افقی به سمت داخل تغییر می کند. ضریب همبستگی پیرسون رابطه معکوس و معناداری را بین مختصات مرکز فشار در جهات افقی و عمودی به نمایش گذاشت (P<0.05). نتایج ICC پایایی بالایی را بین تکرارهای مختصات مرکز فشار در محور های افقی و عمودی نشان داد. نتایج این تحقیق می تواند به مثابه هنجار مسیر حرکت مرکز فشار و پارامترهای کینماتیکی مرتبط با آن در افراد سالم و معیاری برای مقایسه مورد استفاده قرار گیرد
تأثیر مثبت ورزش و فعالیت های جسمانی - حرکتی در ایجاد و حفظ سلامت جسمی و روانی انسان به اثبات رسیده، و این امر یکی از دلایل توجه روزافزون جامعه پزشکی به امر ورزش و فعالیت های جسمانی - حرکتی شده است. با توجه به اینکه یکی از وظایف اصلی مسئولان بخش های پزشکی و بهداشت اجتماعی کشور ترویج فرهنگ پرداختن به ورزش های عمومی منظم برای کسب و ارتقاء سلامت است، بنابراین در این زمینه اطلاع داشتن از وضعیت پایه ای موجود برای برنامه ریزیهای آینده یک نیاز ضروری است.
با توجه به این مسئله، در این مطالعه با تهیه یک پرسشنامه کامل، در 6 گروه از اقشار اجتماعی شهر مشهد شامل، فرهنگیان، پزشکان، کارمندان دولت، دانشجویان، مشاغل آزاد و زنان خانه دار، وضعیت ورزش و فعالیت فیزیکی مورد بررسی قرار گرفت. در هر گروه تعداد 100 نفر و در مجموع 600 نفر مورد بررسی قرار گرفتند. انتخاب نمونه ها به صورت خوشه ای از نواحی مختلف شهر مشهد صورت گرفت. طبق نتایج حاصله، 7/41 درصد از افراد مورد مطالعه، دارای برنامه مشخص ورزشی در زندگی بودند (1/34درصدخانم ها و 48درصدآقایان). عمده ترین ورزش انتخاب شده پیاده روی و کمترین آن ورزش های توپی و رزمی بوده است. در 3/32درصد از موارد ورزش ها به صورت روزانه و در 8/20درصد، در فواصل بیش از یک هفته صورت گرفته است و. فقط 3/7درصد از مردم به صورت حرفه ای به انجام ورزش پرداخته اند. اکثریت افراد ترجیح میدادند به صورت انفرادی و دور از فضاهای عمومیورزش کنند و اصلیترین موانع برای پرداختن به ورزش منظم، محدودیت زمانی و نداشتن انگیزه عنوان شده است.
اجرای فعالیت مقاومتی با افزایش فشار اکسیداتیو همراه است. با وجود این به طور کامل مشخص نیست که چگونه شدت تمرین مقاومتی بر سطوح استراحتی شاخص های فشار اکسیداتیو تأثیر می گذارد. بنابراین هدف تحقیق حاضر بررسی تمرین مقاومتی با شدت متوسط و زیاد بر فشار اکسیداتیو بود. 20 آزمودنی مرد (7/.±6/20سال، 06/0±74/1 متر و 4±1/71 کیلوگرم) داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند و به طور تصادفی در دو گروه مقاومتی با شدت زیاد و متوسط قرار گرفتند. قبل و بعد از برنامه تمرینات مقاومتی نمونه گیری از خون صورت گرفت و فعالیت آنزیم کراتین کیناز (CK)، غلظت مالون دی آلدئید (MDA) و ظرفیت آنتی اکسیدان پلاسما (TAC) اندازه گیری شد. برنامه تمرینی سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته انجام گرفت. گروه مقاومتی با شدت زیاد و متوسط تمرینات را به ترتیب با شدت90- 85 و70-65 درصد یک تکرار بیشینه انجام دادند. مشاهده شد در تعامل گروه × زمان اجرای دو نوع تمرین مقاومتی بر کراتین کیناز، ظرفیت آنتی اکسیدان پلاسما و مالون دی آلدئید تفاوت معناداری ایجاد نکرد (05/0≤P ). با وجود این مقدار MDA بعد از دوره تمرینات در هر دو گروه به طور معناداری کاهش یافت (05/0≥P ). هرچند تغییرات معناداری نسبت به پیش آزمون در CKو TAC دیده نشد (05/0≤P ). می توان گفت تمرین مقاومتی با شدت متوسط تا زیاد می تواند موجب کاهش غلظت مالون دی آلدئید شود و فشار اکسیداتیو را کاهش دهد. به نظر می رسد این مسئله مستقل از شدت تمرینات مقاومتی است.
مطابق با نظریه خودمختاری دسی و ریان، هدف این پژوهش بررسی اثر رفتارهای حمایتی- استقلالی معلمان تربیتبدنی بر ارضای نیازهای روانی (شایستگی، پیوستگی)، انگیزش درونی و لذتبردن از فعالیت جسمانی در دختران نوجوان بود. همچنین فرضیه نقش میانجی نیازهای روانی و انگیزش درونی مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی (زمینهیابی) بود. در یک نمونه 283 نفری از دانشآموزان دبیرستانی (18-14) سال شهر کرمانشاه، شرکتکنندگان به پرسشنامه ادراک رفتارهای حمایتی– استقلالی در زمینه ورزش، پرسشنامه نیازهای روانی در ورزش، مقیاس انگیزش درونی و پرسشنامه لذت از فعالیت جسمانی پاسخ دادند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از ضریب همبستگی پیرسون و برای ارائه مدل، از حیطه معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان داد رفتارهای حمایتی- استقلالی با نیازهای روانی (شایستگی، پیوستگی)، انگیزش درونی و لذت ارتباط مثبت و معناداری داشت. نتایج مدل پیشنهادی را از این جهت میتوان تأیید نمود که رفتارهای حمایتی- استقلالی باعث تقویت ارضای نیازهای روانی و انگیزش درونی در تربیت بدنی میشود که به نوبه خود به افزایش لذت از فعالیت بدنی منجر میشود. همچنین نقش میانجی نیازهای روانی و انگیزش درونی در ارتباط بین رفتار حمایتی- استقلالی و لذت از فعالیت بدنی تأیید شد. این یافتهها اهمیت رفتارهای حمایتی- استقلالی از سوی معلمان تربیتبدنی را در ارتقاء بیشتر انگیزش درونی و لذت از فعالیت بدنی در دختران نوجوان برجسته مینماید.
هدف این پژوهش عبارت است از بررسی اثر افزایش بسامد بر ثبات نسبی الگوی هماهنگی نا متقارن دو دست. بدین منظور تعداد 20 نفر از دانشجویان پسر راست دست به صورت تصادفی به دو گروه خارج از مرحله و هم مرحله تقسیم شدندو طی پنج نوبت به تدریج با افزایس بسامد مواجه گردیدند...
فعالیت های زندگی روزانه از اساسی ترین اجزای زندگی و بازگوکنندة جنبة مهمی از استقلال کارکردی در سالمندان هستند. هدف این تحقیق، تدوین مقیاسی روزامد و متناسب با فرهنگ بومی برای سنجش فعالیت های زندگی روزانة سالمندان ایرانی بود. این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بود و جامعة آماری آن زنان و مردان سالمند (بالای 60 سال) ساکن شهرهای اراک و شازند در سال 91 بودند. نمونة آماری، دو گروه، شامل 297 آزمودنی (تحلیل عاملی اکتشافی) و 280 آزمودنی (تحلیل عاملی تأییدی) بودند که به طور داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، تحلیل مؤلفة اصلی با چرخش واریماکس استفاده شد. تمامی عملیات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS-16 وLESREL انجام گرفت. در نتیجة تحلیل عاملی اکتشافی، پنج زیرمقیاس شامل فعالیت های درشت (9 گویه)، فعالیت های شخصی (7 گویه)، فعالیت های اعتقادی و اجتماعی (8 گویه)، فعالیت های ظریف (4 گویه) و فعالیت های شست وشو با ماشین (2 گویه) استخراج شد. یافته های تحلیل عاملی تأییدی نیز این نتایج را تأیید کرد. این پنج عامل در مجموع 90/75 درصد کل واریانس را تبیین کرد، عامل اول 38/50 درصد، عامل دوم 06/11درصد، عامل سوم 30/6 درصد، عامل چهارم 675/4 درصد و عامل پنجم 485/3 درصد. این ابزار، مقیاس فعالیت های زندگی روزانة سالمندان نام گذاری شد. محاسبة ضریب همبستگی پیرسون بین دوبار تکمیل پرسشنامه توسط30 آزمودنی (50 درصد زن) با فاصلة 1 تا 2 هفته، برای زیرمقیاس های 1 تا 5، همبستگی بین 97/0 تا 76/0 و برای نمرة کل مقیاس 97/0 به دست آمد که نشان دهندة پایایی آزمون مجدد خوب تا عالی است. همچنین پایایی درونی به روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که ضریب 96/0 را به دست داد و نشان دهندة پایایی درونی عالی این مقیاس است. به طور کلی، این نتایج تأیید کرد که مقیاس فعالیت های زندگی روزانة سالمندان ابزاری روا و پایا برای اندازه گیری توانایی و معلولیت سالمندان است.
هدف کلی این پژوهش شناسایی موانع بازاریابی ورزشی ایران از دیدگاه مدیران ورزش کشور بود. جامعه آماری پژوهش را مسئولان ستادی وزارت ورزش و جوانان، مسئولان کمیتة ملی المپیک و رؤسای فدراسیون های ورزشی (80 نفر) تشکیل می دادند. نمونه با جامعه آماری برابر بود و 67 پرسشنامه به درستی برگشت داده شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه محقق ساخته بود که موانع بازاریابی ورزشی را با 40 سؤال در پنج حیطه موانع اقتصادی، حقوقی، مدیریتی، ساختاری و محیطی می سنجید. روایی پرسشنامه توسط 10 نفر از متخصصان تأیید شد و پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی 86/0 به دست آمد. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که موانع بازاریابی ورزشی به ترتیب حقوقی، ساختاری، مدیریتی، محیطی و اقتصادی بودند. سیاستگذارانصنعتورزشکشورمی توانندچنینموانعیرا قبلازتدوینراهبردهایتوسعهبازاریابی ورزشیو تعیین اولویت هایآنمدنظرقراردهند.
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی با تحلیل رفتگی شغلی مربیان بین المللی تنیس روی میز ایران بود. نمونه آماری تحقیق مربیان با مدرک مربیگری درجه بین المللی در رشته تنیس روی میز ایران به تعداد ۱۵٠ نفر بود. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ (۱٩٨٦)، مهارت های ارتباطی بارتون جی (1990) و تحلیل رفتگی مسلش (۱٩٩٦) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی با فراوانی تحلیل رفتگی در مربیان زن و مرد همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. بین مهارت های ارتباطی با شدت تحلیل رفتگی در مربیان زن همبستگی معنادار منفی مشاهده شد. از بین هوش هیجانی و مهارت های ارتباطی، بهترین متغیر پیش بین برای تحلیل رفتگی، هوش هیجانی است. بنابراین پیشنهاد می شود که دوره های آموزشی به منظور افزایش سطح مهارت های ارتباطی و ارتقای هوش هیجانی مربیان برگزار شود تا مربیان کمتر در معرض تحلیل رفتگی قرار گیرند.