ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۲۱ تا ۹٬۷۴۰ مورد از کل ۱۱٬۸۶۳ مورد.
۹۷۲۱.

اثر کوتاه مدت و طولانی مدت تمرین تداومی هوازی بر شاخص های قلبی- عروقی جدید و سُنتی موش های نر ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۲ تعداد دانلود : ۸۳۴
شواهد علمی نشان می دهند مولکول های چسبان سلولی و میانجی های التهابی که موجب افزایش فعالیت آندوتلیال عروقی می شوند و شاخص های قلبی- عروقی جدیدند که در مقایسه با شاخص های سنتی در پیشگویی بیماری های قلبی- عروقی حساسیت بیشتری دارند و در پاتوژنز آترواسکلروز نقش مهمی بر عهده دارند. هدف این پژوهش عبارت است از مطالعه اثر کوتاه مدت (یک جلسه) و طولانی مدت (24 و 36 جلسه) تمرین تداومی هوازی بر شاخص های قلبی- عروقی جدید و سنتی موش های نر ویستار. 36 سرموش نر 3 ماهه از نژاد ویستار به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (18 سرموش، با وزن 11±202 گرم) و کنترل (18 سرموش، با وزن 12±201 گرم) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 12 هفته و هفته ای 3 جلسه، با شدت 55 تا 85 درصد max2Vo (معادل دامنه سرعت 15 تا 30 متر در دقیقه) به مدت 15 تا 60 دقیقه اجرا شد. خون گیری پس از 14 ساعت ناشتایی در سه مرحله تمرین با شرایط مشابه انجام گرفت. برای اندازه گیری مقادیر 1sICAM- از کیت تجاری الایزای شرکت R&D و مقادیر β1IL- وTNF-α از کیت های تجاری الایزای شرکت Koma استفاده شد. مقادیر TC، TG، HDL-C، و LDL-C پلاسمایی با استفاده از کیت های شرکت پارس آزمون اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده از آزمون های اندازه گیری های مکرر، تعقیبی LSD، و t مستقل تحلیل شدند. نتایج نشان داد یک جلسه تمرین هوازی تغییر معناداری در مقادیر شاخص های قلبی- عروقی ایجاد نکرد. پس از 24 جلسه تمرین هوازی مقادیر متغیرهای 1 sICAM-(179/0=p)، β1IL- (072/0=p)، TNF-α (163/0=p)، TC (059/0=p)، TG (340/0=p)، و LDL-C (591/0=p) کاهش معناداری نداشتند، در حالی که تنها مقادیر HDL-C (035/0=p) با افزایش معناداری همراه بود. با ادامه تمرین تا 36 جلسه، 1sICAM- (001/0=p)، β1IL- (002/0=p)، TNF-α (016/0=p)، TC (001/0=p)، TG (024/0=p)، و LDL-C (031/0=p) کاهش معناداری پیدا کردند. تفاوت معنادار بین گروهی نیز در مقادیر 1sICAM- (001/0=p)، β1IL- (039/0=p)، TNF-α (028/0=p)، TC (000/0=p)، TG (001/0=p)، LDL-C (000/0=p)، و HDL-C (002/0=p) در انتهای پژوهش دیده شد. یافته های این پژوهش نشان داد، تمرین های تداومی هوازی با افزایش HDL-C و کاهش TC، TG، LDL-C (شاخص های سنتی)، 1sICAM-، β1IL- و TNF-α که شاخص های جدید بیماری های قلبی- عروقی محسوب می شوند افراد را در مقابل خطر بیماری های قلبی- عروقی ایمن می سازند و احتمالاً در پیشگیری و کنترل بیماری های قلبی- عروقی نقش مهمی دارند.
۹۷۲۲.

ارتباط پاسخ های عامل رشدی شبه انسولین و کراتین کیناز پس از یک جلسه و دوره شش هفته ای تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون در دختران غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۷ تعداد دانلود : ۹۲۶
هدف از انجام این مطالعه عبارت بود از تعیین ارتباط پاسخ های عامل رشد شبه انسولین و کراتین کیناز پس از یک نوبت و شش هفته تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون در دختران غیرورزشکار. پ ژوهش های زیادی به صورت جداگانه روی عامل رشد شبه انسولین و کراتین کیناز انجام گرفته است، اما با توجه به فرضیه تحریک عوامل رشد پس از آسیب سلولی (فرضیه آسیب سلولی)، ارتباط بین تغییرات عامل رشدی و آسیب سلولی به ویژه در آزمودنی های دختر در پرده ابهام است. آزمودنی های تحقیق را 27 دختر غیرورزشکار (سن 20/2±55/18 سال، وزن 86/9±56 کیلوگرم، و قد 33/5±162سانتی متر) تشکیل می دادند که به طور تصادفی در سه گروه تمرین هرمی (10 نفر)، تمرین هرمی واژگون (10نفر)، و کنترل (7 نفر) قرار گرفتند. گروه هرمی و هرمی واژگون به مدت شش هفته، هفته ای سه جلسه در شش ایستگاه تمرینی (جلوبازو، پشت بازو، کشش جانبی، جلوران، پشت ران، و پرس پا به تعداد سه نوبت و دو دقیقه استراحت بین نوبت ها) به تمرین پرداختند. گروه هرمی ست اول را با 50% ده تکرار بیشینه، ست دوم را با 75% ده تکرار بیشینه، و ست سوم را با 100% ده تکرار بیشینه اجرا کردند. گروه هرمی واژگون به صورت عکس عمل کردند. قبل و بلافاصله پس از جلسه اول، و قبل و بلافاصله پس از جلسه آخر تمرینات، غلظت عامل رشد شبه انسولین به روش الایزا، و کراتین کیناز به روش آنزیماتیک اندازه گیری شدند. قدرت حداکثر افراد نیز در پایان هفته سوم و ششم اندازه گیری شد. به منظور مقایسه داده های درون گروهی از روش تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و بین گروهی از ANOVA و t مستقل (05/0P<) استفاده شد. نتایج نشان داد قدرت حداکثر در دو گروه به طور یکسان افزایش دارد، به جز در حرکت جلوبازو که در گروه هرمی واژگون بیشتر بود. ترکیب بدن افراد نیز تغییر معناداری را پس از 6 هفته نشان نداد. همچنین IGF-1 متعاقب یک جلسه تمرین در هر یک از گروه ها کاهش غیر معنادار، و CK افزایش معناداری داشتند. به هرحال، پاسخ پس از شش هفته بدون تغییر بود. اما CK در هرمی واژگون افزایش داشت. نتایج نشان داد بین عامل رشد شبه انسولین و آسیب سلولی ارتباطی وجود ندارد. بنابراین، با توجه به افزایش کراتین کیناز و عدم تغییر معنادار عامل رشد شبه انسولین آسیب سلولی احتمالاً به صورت حاد پاسخ های ترمیمی رشدی را فعال نمی کند.
۹۷۲۳.

تاثیر راهکارهای مختلف توجه بر ادراک فشار و تحمل فشار در شدت های مختلف فعالیت استقامتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۷۴
هدف از این پژوهش عبارت است از مقایسه اثر راهکارهای مختلف توجه بر ادراک و تحمل فشار در شدت های مختلف فعالیت استقامتی. بر اساس مدل تننبام (2001)، توجه به محرک های نامرتبط با تکلیف در حال اجرا در شدت های پایین تمرینی، از ادراک فشار تمرین می کاهد، ولی در شدت های بالا به علت افزایش محرک های فشار و خستگی، توجه به سمت راهکارهای مرتبط متمایل می شود و امکان مداخله در آن وجود نخواهد داشت. همچنین، افزایش ادراک فشار، در تحمل فشار (عملکرد) اثر می گذارد و باعث کاهش آن می گردد که آزمون این مدل مورد نظر محقق بوده است. 30 دانشجوی دانشگاه الزهرا با میانگین سنی 9/0±1/20 سال و حداکثر اکسیژن مصرفی در دامنه 33 تا37 میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه (بر اساس آزمون بروس) که در دوی استقامت بی تجربه بودند به صورت هدف مند آزمودنی های طرح انتخاب شدند. شرکت کنندگان در چهار جلسه با چهار راهکار مختلف توجه و با سه شدت کم، متوسط، و زیاد (از طریق افزایش شیب و سرعت) به فعالیت دویدن روی نوارگردان تا حد واماندگی پرداختند. این راهکارها عبارت بودند از راهکار مرتبط (شمردن تعداد تنفس و گام)، نامرتبط غیر فعال (دیدن فیلم)، نامرتبط فعال (پاسخ به سؤالات ریاضی)، و کنترل (بدون راهکار مشخص). ادراک فشار آزمودنی ها در همه جلسات هنگام اجرای تکلیف بر اساس مقیاس بورگ و ضربان قلب آنان هر یک دقیقه، و نیز تحمل فشار آنان (رکورد دو) با کورنومتر ثبت شد. از روش آماری تحلیل واریانس تک عاملی و دوعاملی با سنجش های مکرر، و آزمون تعقیبی توکی برای تعیین محل معناداری استفاده شد. نتایج نشان داد با وجود اینکه تفاوت معناداری بین میانگین ضربان قلب آزمودنی ها در چهار جلسه آزمون وجود نداشت (یعنی، شرایط فیزیولوژیکی آزمودنی ها کنترل شده بود؛ 05/0 ≤P)، ولی تاثیر انواع راهکار توجه بر میانگین ادراک فشار معنادار بود و اثر متقابل بین راهکار توجه و شدت تمرین بر میزان ادراک فشار نیز معنادار بود (05/0≥P). راهکار نامرتبط فعال تاثیر معناداری در کاهش ادراک فشار داشت و این معناداری فقط در شدت های بالای تمرین (برخلاف مدل تننبام) دیده شد. همچنین، اثر راهکارهای مختلف توجه بر تحمل فشار معنادار نبود (05/0≤P). بنابراین، به کار بردن راهکار توجه نامرتبط فعال در شدت بالای تمرین از ادراک فشار در آن شرایط می کاهد، ولی به کار بردن راهکارهای توجه در تحمل فشار در تمرینات استقامتی نقشی ندارند.
۹۷۲۴.

روایی و پایایی روش های مقاومت بیوالکتریکی و لایه پوستی با روشن وزن سنجی زیر آب در برآورد درصد چربی بدن زنان تمرین کرده و تمرین نکرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۰۷
هدف مطالعه حاضر تعیین پایایی، روایی ملاکی و روایی هم زمان روش های مقاومت بیوالکتریکی و لایه چربی زیر پوستی(اسکین فولد) با روش وزن سنجی زیرآب، در برآورد درصد چربی زنان ورزشکار و غیرورزشکار بوده است. آزمودنی های این تحقیق شامل تعداد 98 زن ورزشکار با میانگین سن 5/1±4/21 سال، قد 7/4±2/163 سانتی متر، وزن 7/8±4/50 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 4/2±6/21 کیلوگرم بر مترمربع و تعداد 91 زن غیرورزشکار با میانگین سن 9/1±6/20 سال، قد 4/5±9/160 سانتی متر، وزن 4/9±3/56 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 1/3±6/21 کیلوگرم بر مترمربع، بدون دارا بودن سابقه بیماری های قلبی ریوی بودند. درصد چربی بدن با روش مقاومت بیوالکتریکی و لایه چربی زیر پوستی اندازه گیری شد. روش وزن سنجی زیرآب نیز به عنوان روش معیار برای تعیین درصد چربی بدن استفاده شد. ضریب درون طبقه ای(ICC) برای تعیین پایایی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل برای تعیین روایی ملاکی و رگرسیون خطی برای تعیین روایی هم زمان و خطای برآورد استاندارد استفاده شد. میزان پایایی روش لایه چربی زیر پوستی برای زنان ورزشکار در دامنه 991/0 تا 996/0 و برای زنان غیرورزشکار در دامنه 926/0تا 964/0 قرار داشت. همبستگی بین روش مقاومت بیوالکتریکی و روش وزن سنجی زیرآب، در برآورد درصد چربی به ترتیب برای زنان ورزشکار و غیرورزشکار 66/0 و 53/0 بود که بیشتر از میزان همبستگی روش لایه چربی زیر پوستی و معیار در هر دو گروه است. با این وجود، بین میانگین درصد چربی برآورد شده با هردو روش با روش معیار، تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0p≤). در پیش بینی درصد چربی بدن، روش مقاومت بیوالکتریکی در مقایسه با روش لایه چربی زیر پوستی از ضریب تعیین و بتای بیشتر و خطای استاندارد برآورد کمتری برخوردار بود (05/0p≤). یافته ها نشان می دهند روش مقاومت بیوالکتریکی دارای روایی ملاکی و هم زمان بالاتری است. بر اساس این مطالعه، به نظر می رسد برای برآورد درصد چربی زنان ورزشکار و غیرورزشکار، روش مقاومت بیوالکتریکی نسبت به روش لایه چربی زیر پوستی مناسب تر است.
۹۷۲۵.

مقایسه وضعیت پراکندگی گونه پیکری ورزشکاران زن و مرد استان مرکزی در 12 رشته ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۶ تعداد دانلود : ۹۷۸
هدف از اجرای این پژوهش، مقایسه وضعیت پراکندگی گونه پیکری ورزشکاران زن و مرد استان مرکزی در 12رشته ورزشی بود. بدین منظور از بین ورزشکار زن و مرد استان مرکزی (86-87) تعداد 480 نفر (240 زن و 240 مرد) با میانگین (سن= 52/2± 26/24 سال، قد=65/5 ± 82/176 سانتی متر، وزن=17/8± 03/69 کیلوگرم) برای مردان و میانگین (سن=31/2± 26/21 سال، قد=45/4± 82/163 سانتی متر، وزن=15/7± 03/56 کیلوگرم) برای زنان به صورت تصادفی انتخاب شدند و با استفاده از روش هیث-کارتر مورد آزمون قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از آمار توصیفی، آزمون t مستقل و F (تحلیل واریانس) استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که بین میانگین پراکندگی (SAD) گونه پیکری (نسبت به میانگین کلیه رشته ها در هر جنس) ورزشکاران مرد (35/0±82/0) و زن (45/0±00/1) در رشته های ورزشی مختلف تفاوت معنی داری در سطح 001/0≥P وجود دارد. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه-گیری کرد که زنان از در رابطه با یک رشته ورزشی خاص از همگنی بیشتری برخوردار بودند و این در حالی است که مردان همگنی بیشتری را در رابطه با تمام رشته های ورزشی داشتند.
۹۷۲۶.

تأثیر یک دوره تمرین استقامتی منتخب بر سایتوکاین ها و سلول های ایمنی پلاسمای خون زنان فعال پس از یک جلسه فعالیت وامانده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۴۰
این تحقیق به منظور بررسی تأثیر سازگاری یک دوره تمرین استقامتی منتخب بر سایتوکاین ها و سلول های ایمنی پلاسمای خون زنان فعال پس از یک جلسه فعالیت وامانده ساز انجام شده است. در این تحقیق یک برنامه تمرینی تا مرز واماندگی آزمایش شد تا تأثیر این فعالیت بر سایتوکاین ها و سلول های ایمنی بررسی شود. نمونه آماری20 نفر دانشجوی دختر تربیت بدنی بودند که در دو گروه تجربی وکنترل قرار گرفتند. گروه تجربی دارای میانگین وزن 99/6 ±25/57 کیلوگرم، قد 71/2 ± 45/161 سانتی متر و حداکثر اکسیژن مصرفی 75/2 ± 18/34 (میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه) بودند. گروه کنترل دارای میانگین وزن 82/3 ± 69/54 کیلوگرم، قد 86/4 ± 81/159 سانتی متر و حداکثر اکسیژن مصرفی 79/3 ± 1/34 (میلی لیتر بر کیلوگرم در دقیقه) بودند. ابتدا هر یک از آزمودنی ها فعالیت وامانده ساز را انجام دادند. سپس آزمودنی ها به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته یک دوره تمرین استقامتی دویدن فزاینده را انجام داد. پس از هشت هفته هر دو گروه بار دیگر فعالیت وامانده ساز را انجام دادند. قبل و پس از واماندگی در دو مرحله، از آزمودنی ها نمونه خون گرفته شد. در بخش آمار توصیفی از میانگین و جداول و در بخش آمار استنباطی از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد انجام یک دوره تمرین استقامتی، پس از فعالیت وامانده ساز سبب تغییر در غلظت IL1 و TNFα نمی شود، اما در تعداد و درصد سلول های ایمنی با آنتی ژن CD8 و CD4 تغییراتی ایجاد می کند. فعالیت استقامتی منتخب، باعث تقویت و سازگاری مثبت در بخش سلولی دستگاه ایمنی ذاتی گروه تجربی شده به طوری که کاهش تعداد سلول های ایمنی با آنتی ژن CD4 در گروه تجربی کمتر از گروه کنترل و افزایش سلول های ایمنی با آنتی ژن CD8، در گروه تجربی بیشتر از گروه کنترل بوده است.
۹۷۲۷.

تأثیر انواع خود الگودهی (پیش خوراند، مرورگری مثبت، مشاهده صرف) و تمرین بدنی بر یادگیری سرویس بلند بدمینتون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۳۰
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر انواع خود الگودهی (پیش خوراند، مرورگری مثبت، مشاهده صرف) و تمرین بدنی بر یادگیری سرویس بلند بدمینتون بود. 84 آزمودنی دختر راست دست و مبتدی با میانگین سنی 5/2 ± 24 سال انتخاب و به طور تصادفی در هفت گروه آزمایشی تقسیم شدند. همه آزمودنی ها بعد از شرکت در پیش آزمون، به مدت سه هفته و هفته ای دو جلسه مداخله ها را دریافت کردند و بعد از یک هفته، 10 سرویس بلند بدمینتون را در آزمون های یادداری و انتقال اجرا کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی دانکن تحلیل شد. نتایج نشان داد در آزمون یادداری، تفاوت معنی داری میان عملکرد گروه ها در شکل و نتیجه اجرا وجود داشت (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی دانکن نشان داد گروه های خود الگودهی پیش خوراند با تمرین بدنی، خود مرورگری مثبت با تمرین بدنی و خود مشاهده گری با تمرین بدنی، در نتیجه اجرا و گروه های خودالگودهی پیش خوراند با تمرین بدنی و خود مرورگری مثبت با تمرین بدنی، در شکل اجرا به طور معنی داری پیشرفت کردند و عملکرد گروه پیش خوراند با تمرین بدنی در نتیجه و شکل اجرا بهتر از سایر گروه ها بود. در آزمون انتقال نیز بین عملکرد گروه های آزمایشی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی دانکن نشان داد گروه خودالگودهی پیش خوراند با تمرین بدنی، در نتیجه اجرا به طور معنی داری عملکرد بهتری نسبت به سایر گروه ها داشت، اما تفاوت معنی داری در شکل اجرای هفت گروه آزمایشی در آزمون انتقال وجود نداشت.
۹۷۲۸.

تعیین روایی و پایایی نیم رخ خود ادراکی جسمانی دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹۳ تعداد دانلود : ۹۷۳
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین روایی و پایایی نیم رخ خود ادراکی جسمانی دانش-آموزان مقطع متوسطه شهر مشهد است. شرکت کننده ها شامل 920 نفر (460 دانش آموز پسر و 460 دانش آموز دختر مقطع متوسطه در دامنه سنی 15 تا 18 سال) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از نیم رخ خود ادراکی جسمانی فوکس و کوربین (1989) استفاده شد. برای تعیین اعتبار عاملی اکتشافی، از روش تحلیل عاملی مؤلفه های اصلی، برای تعیین اعتبار عاملی تأییدی از الگوی معادلات ساختاری و برای تعیین ثبات درونی و پایایی زمانی از روش های ضریب آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد نیم رخ خود ادراکی جسمانی با تعیین پنج مؤلفه (شاخص نیکویی برازش86/0) و عامل اصلی شایستگی ورزشی، وضعیت جسمانی، جذابیت بدنی، قدرت جسمانی و خود ارزشی جسمانی اعتبار سازه مطلوبی دارد. همچنین نتایج نشان داد ثبات درونی(87/0) و پایایی زمانی(82 /0) نیم رخ و خرده-مقیاس های آن در حد مطلوبی است. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان داد نسخه فارسی نیم رخ خود ادراکی جسمانی برای استفاده مربیان و معلمان به منظور مطالعه ادراک و خودپنداره بدنی دانش آموران مقطع متوسطه در محیط های آموزشی- ورزشی روایی و پایایی لازم را دارد.
۹۷۳۰.

برآورد درصد چربی بدن از طریق توزین زیر آب و اندازه های محیط بدن و ارائه معادلات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۶۰
هدف از پژوهش حاضر، برآورد درصد چربی بدن از طریق محیط بخش های مختلف بدن با استفاده از چگالی سنجی توزین زیر آب به عنوان روش معیار و ارائه معادلات مربوط به آن بود. به این منظور 158 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه اصفهان (سن 6/21 سال، قد 174 سانتی متر، وزن 69 کیلوگرم، 61/15 درصد چربی بدن و شاخص توده بدنی 5/22) به صورت تصادفی انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسشنامه سوابق پزشکی، آزمون های پژوهش را اجرا کردند. چگالی بدن از طریق توزین زیر آب به دست آمد. حجم باقی مانده از طریق معادله برآورد شد. قد، وزن و محیط اندام ها در هشت نقطه از بدن اندازه گیری شد. از طریق ضریب همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیون خطی و به روش گام به گام، پنج معادله توسعه ارائه شد. مقدار ضرایب همبستگی بین وزن و محیط اندام ها و آزمون معیار قابل قبول و زیاد و برای ترسیم معادله مناسب بود. دو معادله از پنج معادله ای که ضریب تعیین بالاتری داشتند، عبارتند از : متغیر وابسته معادله r r2 SEE مقدار توده بدون چربی بدن به کیلوگرم (HC * 197/) + (CC * 303/) + (LA * 490/) – (W* 655/) + 924/5 = TBF(kg) 901/0 812/0 60438/2 مقدار توده بدون چربی بدن به کیلوگرم 2 (LA) * 003/ - (W * 358/) + 413/2 = TBF(kg) 2(CC) * 001/ + (SCCAUA * 098/) + 904/0 818/0 52478/2 W= وزن ، LA= محیط پایین شکم، CC= محیط سینه، HC= محیط باسن، SCCAUA= جمع محیط سینه و بالای شکم
۹۷۳۲.

رابطه سبک های مربیگری با انسجام گروهی و موفقیت تیم های والیبال دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۷۸
در پژوهش حاضر، رابطه سبک رهبری و برخی از ویژگی های فردی مربیان با انسجام گروهی و موفقیت تیم های شرکت کننده در مسابقات والیبال قهرمانی دختران دانشگاه های آزاد کشور بررسی شده است. از 135 ورزشکار شرکت کننده در مسابقات، 116 نفر (86 درصد) پرسشنامه مقیاس رهبری در ورزش (LSS) و محیط گروهی (GEQ) را تکمیل کردند. به کمک پرسشنامه LSS با 40 سؤال پنج بعد سبک رهبری مربیان و به وسیله پرسشنامه GEQ با 18 سؤال، دو بعد انسجام تیمی اندازه گیری شد. ثبات درونی پرسشنامه ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0 و 71/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های پارامتریک در سطح معنی داری 05/0P? استفاده شد. نتایج نشان داد که انسجام گروهی با سبک های رهبری آموزش و تمرین، حمایت اجتماعی و بازخورد مثبت، رابطه مثبت و معنی داری دارد و با سبک رهبری آمرانه و دموکراتیک رابطه معنی داری ندارد. مقایسه سبک رهبری مربیان نشان داد که مربیان بیشتر از سبک رهبری آموزش و تمرین و کمتر از سبک رهبری آمرانه استفاده می کنند. علاوه بر این، نتایج نشان داد بین انسجام و موفقیت تیمی رابطه معنی داری وجود ندارد و مربیان تیم های موفق بیشتر از سبک رهبری آموزش و تمرین استفاده می کنند. همچنین بین سن مربیان و بازیکنان با سبک رهبری مربیان رابطه معنی داری مشاهده نشد. به طور خلاصه تاثیر سبک رهبری و رفتار مربیان بر انسجام گروهی و موفقیت تیمی، اهمیت استفاده مربیان از سبک رهبری مناسب را بیش از پیش نمایان می سازد.
۹۷۳۳.

نگرش ورزشکاران به پول به عنوان نظام پاداش دهی در دو گروه سنی مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۰ تعداد دانلود : ۹۴۸
هدف از مطالعة حاضر، تعیین نگرش ورزشکاران نسبت به پول در دو گروه سنی مختلف است. 140 نفر از ورزشکاران باشگاه ورزشی فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان در دو گروه سنی 21- 26 سال و 27- 39 سال، به صورت داوطلبانه، مقیاس استاندارد شدة نگرش به پول یاماچی و تمپلر (1992) را تکمیل کردند. این مقیاس شامل چهار زیر مقیاس اعتبار، صرفه جویی، تردید و اضطراب است (1). یافته های آزمون تحلیل واریانس چند متغیره MANOVA)) با سطح اطمینان 95 درصد نشان داد تفاوت معنیداری در چهار عامل مقیاس نگرش به پول بین دو گروه سنی وجود دارد. (Partial eta squared= 0/28, F(4,135)= 13/67, p<0/05, Wilks lambda= 0/71). متغیرهای اعتبار (2/15= (1,138)F و 05/0>P)، صرفه جویی (1/9 =F و 05/0>P) و اضطراب (7/10 = (1،138)F و 05/0>P) درون گروه ها نیز تفاوت معنیداری داشتند، اما تفاوت درون گروه ها در متغیر تردید (61/0= (1،138) Fو 05/0>P) معنیدار نبود. درمجموع، یافته ها نشان میدهد پول به عنوان نظام پاداش نزد این دو گروه سنی ورزشکاران اهمیت خاصی دارد، اما نحوة نگرش دو گروه به پول تا حدی با یکدیگر متفاوت است. برای گروه جوان تر پول ابزاری برای شأن و منزلت اجتماعی، قدرت و پرستیژ است در صورتی که گروه مسن تر به پس انداز پول برای آینده و برنامه ریزی مالی اهمیت بیشتری میدهد. همچنین پول ممکن است عاملی برای ایجاد اضطراب یا جلوگیری از آن در ورزشکاران مسن تر باشد.
۹۷۳۴.

نقش محتوای درسی و کمک درسی کارشناسی ارشد تربیت بدنی در تأمین مهارت های کارآفرینی دانش آموختگان از دیدگاه کار فرمایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۱ تعداد دانلود : ۸۸۵
هدف این پژوهش، مطالعة نقش سرفصل دروس کارشناسی ارشد تربیت بدنی در تأمین مهارت های کارآفرینی دانش آموختگان، از دیدگاه کارفرمایان است. جامعة آماری پژوهش، مدیران سازمان تربیت بدنی و مدیران ارشد تربیت بدنی در سایر سازمان های دولتی (حداقل در سطح مدیرکل) بودند. درنهایت، 72 نفر از کارفرمایان در پژوهش مشارکت کردند. ابزار این تحقیق، پرسشنامة محقق ساخته بود. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ (83/0=α) به دست آمد و روایی آن نیز توسط صاحب نظران تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون t تک نمونه ای، آزمون t، کولموگروف-اسمیرنوف و ضریب همبستگی استفاده شد. داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد بین سرفصل کارشناسی ارشد تربیت بدنی با مهارت های کارآفرینی، رابطة معنیداری وجود ندارد (05/0P> ,048/0 r=). بر اساس نتایج، سرفصل دروس کارشناسی ارشد تربیت بدنی، از نظر کارفرمایان، با مهارت های کارآفرینی دانش آموختگان مطابقت ندارد. بین سرفصل دروس کارشناسی ارشد تربیت بدنی با مهارت های شخصی کارآفرینی، رابطة معنیداری وجود دارد (0.01P< ,199/0r=). بین سرفصل کارشناسی دروس ارشد تربیت بدنی با مهارت های مدیریتی کارآفرینی، رابطة معنیداری وجود ندارد (05/0, P> 099/0 r=). بین سرفصل دروس کارشناسی ارشد تربیت بدنی با مهارت های فنی کارآفرینی، رابطة معنیداری وجود دارد (01/0P < ,273/0r= ). اگرچه طبق یافته های پژوهش، سرفصل ها با مهارت های شخصی و فنی دانش آموختگان مطابقت داشت؛ تطابق کمتری با مهارت های مدیریتی دیده شد. در عین حال باید اذعان کرد بیشتر دانش آموختگان، نمیتوانند به نحوی اثرگذار پاسخ گوی نیاز محیط های ورزش باشند و رضایت کارفرما را تأمین نمایند. به علاوه باید پذیرفت که امروزه وظیفة دانشگاه ها تنها آموزش و پژوهش نیست، بلکه تبدیل یافته های پژوهشی به کالا و کارآفرینی و بهره وری کیفی بیشتر است.
۹۷۳۵.

تأثیر 4 هفته تمرینات هوازی بر وضعیت اکسایشی تحریک شده با هموسیستئین در هیپوکمپ پشتی موش های صحرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۶۱
هرچند که تمرین منظم بدنی برای بدن مفید است، اما اطلاعات اندک و سردرگم کننده ای در خصوص این موضوع که آیا ورزش منظم می تواند باعث ایجاد استرس اکسایشی در مغز، به وی ژه در هیپوکمپ پشتی شود یا خیر وجود دارد. هدف این مطالعه، تعیین اثر 4 هفته تمرین هوازی بر سوپراکسید دیسموتاز و مالوندی آلدهید در هیپوکمپ پشتی موش های نر بود. در این خصوص تعداد 82 سر موش 3 ماهه با وزن 40 ±300 گرم به طور تصادفی به دو گروه شامل طرح مطالعه مقدماتی (برای تعیین دوز مؤثر هموسستئین یعنی 1/0، 2/0، 3/0 و 6/0 مولار بر تغییرات فرسایشی مغز واختلالات حافظه) و طرح مطالعه اصلی و زیر گروه های مربوطه دسته بندی شدند. موش های گروه تمرین هوازی به مدت 4 هفته، هفته ای 5 جلسه با سرعت 12 تا 14متر در دقیقه و به مدت 10 تا30 دقیقه روی نوارگردان دویدند. در پایان هفته چهارم، سوپر اکسیددیسموتاز و مالوندی آلدهید هیپوکمپ پشتی به ترتیب با روش های الایزا واسپکتروفتومتری اندازه گیری شدند. داده ها با استفاده ازمون های t مستقل و وابسته در سطح 05/0 p ≤ تحلیل شدند. نتایج نشان داد که القای هموسیستئین ( با دوز 6/0 مولار) به درون هیپوکمپ پشتی، باعث افزایش معنی دار مالوندی آلدهید در این ناحیه و اختلال حافظه در موش های صحرایی گردید. به علاوه، انجام 4 هفته تمرین هوازی باعث افزایش قابل توجه مقدار سوپر اکسید دیسموتاز وکاهش غیر معنی دار مقادیر مالوندی آلدهید در مقایسه با گروه کنترل با سن مشابه شد. این نتایج نقش انجام تمرین منظم بدنی در حفظ و بهبود عملکرد مغز را نشان می دهد و به نظر می رسد افزایش عوامل ضد اکسایشی و احتمالاً نوروژنز، به عنوان یک سازوکار فیزیولوژیک در بهبود حافظه ناشی از ورزش نقش دارند.
۹۷۳۶.

اثر حاد و مزمن دو نوع تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون بر عامل رشد شبه انسولین سرمی در دختران غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۶ تعداد دانلود : ۱۰۹۷
هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی اثر حاد و مزمن دو نوع تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون بر عامل رشد شبه انسولین (IGF-1) سرمی دختران غیرورزشکار است. آزمودنی-های تحقیق را 27 نفر از دختران غیرورزشکار (سن 20/2 55/18، وزن 86/9 56 کیلوگرم، قد 33/5 162سانتی متر) تشکیل می دادند که به طور تصادفی در سه گروه هرمی (10 نفر)، هرمی واژگون (10نفر) و کنترل (7 نفر) قرار گرفتند. گروه هرمی و هرمی واژگون به مدت شش هفته، هفته ای سه جلسه به تمرین پرداختند. حرکت هر ایستگاه در سه ست و دو دقیقه استراحت بین ست ها انجام می شد. در گروه هرمی، ست اول با 50% ده تکرار بیشینه و ست دوم با 75% ده تکرار بیشینه و ست سوم با 100% ده تکرار بیشینه و در گروه هرمی واژگون به صورت عکس اجرا شد. گروه کنترل نیز فعالیت عادی خود را انجام می دادند. از آزمودنی ها قبل و بلافاصله پس از جلسه اول و قبل و بلافاصله پس از جلسه آخر تمرینات نمونه خون گرفته شد و غلظت عامل رشد شبه انسولین با استفاده از روش الایزا ارزیابی شد. قدرت حداکثر آزمودنی ها نیز، در پایان هفته سوم و ششم اندازه گیری شد. برای مقایسه داده های درون گروهی از روش تجزیه و تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و برای داده های بین گروهی ازt مستقل و ANOVA استفاده شد. نتایج نشان داد IGF-1پس از یک جلسه تمرین، در هر یک از گروه ها کاهش داشت، اما معنی دار نبود (هرمی85/0p= و هرمی واژگون 1p=). IGF-1 بین گروه ها نیز تفاوت معنی داری نداشت (67/0P=). همچنین پس از یک دوره شش هفته ای نیز IGF-1 درون گروه ها (هرمی 1P=، هرمی واژگون 86/0P=) و بین گروه ها (58/0P=) تغییر معنی داری نداشت. قدرت حداکثر در تمامی حرکات دو گروه به طور یکسان و بدون تفاوت معنی دار، افزایش داشت، به جز در حرکت جلو بازو که در گروه هرمی واژگون افزایش بیشتری داشت (بین گروهی 009/0P=). ترکیب بدن افراد نیز پس از 6 هفته، تغییر معنی داری نداشت. نتایج تحقیق نشان می دهد تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون، در مدت شش هفته اثرات مشابهی دارند و با توجه به این که ترکیب بدن تغییر نکرده است، افزایش قدرت احتمالاً در اثر سازگاری عصبی رخ داده و به نظر می رسد میزان این سازگاری عصبی در اثر تمرین مقاومتی هرمی و هرمی واژگون یکسان است. همچنین با توجه به این که IGF-1 (محرک اصلی افزایش پروتئین عضله) تغییر معنی داری نداشته است، مدت زمان تمرین، به ویژه برای دختران، برای هایپرتروفی کافی نیست.
۹۷۳۷.

مقایسه سرعت، شتاب و سرعت دریبل کردن در فوتبالیست های آماتور با توجه به پست بازی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۴۶
برای سازمان دهی کارآمد تیم ها، لازم است توانایی های هر بازیکن با توجه به پست بازی وی، برای برتری بر حریف توسعه یابد. بدین ترتیب، پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که آیا بین سرعت، شتاب و سرعت دریبل کردن در فوتبالیست های آماتور، با توجه به پست های بازی آنها تفاوت معنی دار وجود دارد. 236 نفر با میانگین سن 05/4 ± 89/20 سال، قد 93/6 ± 66/177 سانتی متر، وزن 34/7 ± 94/71 کیلوگرم در پست های مختلف (22 نفر دروازه بان ، 80 نفر مدافع، 75 نفر هافبک و 59 نفر مهاجم) که هفته ای سه الی چهار جلسه تمرین منظم داشتند، پس از اطلاع رسانی، به صورت داوطلب در این تحقیق شرکت کردند. برای ارزیابی سرعت از آزمون 30 متر سرعت، شتاب از آزمون سرعت چهار خطه و مهارت دریبل از آزمون سرعت دریبلینگ استفاده شد. برای مقایسه آزمودنی ها در پست های مختلف از تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معنی داری 05/0p≤ استفاده شد. نتایج نشان داد سرعت (25/0 = p ،37/1= F) شتاب (16/0 =, p 73/1 = F) و سرعت دریبل زدن (50/0= p , 68/0=F) بین پست های دروازه بان، مدافع، هافبک و مهاجم تفاوت معنی داری با یکدیگر ندارند. در تحقیق حاضر بین فاکتورهای اندازه گیری شده تفاوت معنی داری مشاهده نشد که این موضوع نشان دهنده یکسان بودن برنامه تمرینی اعضای تیم می باشد در صورتی که مربیان باید به این موضوع توجه داشته باشند که هر پست دارای ویژگی های متفاوتی است و این حقیقت که هر پست هنگام مسابقه، نیازهای فیزیولوژیک و مهارتی خاص خود را می طلبد، ضرورت برنامه ریزی تخصصی برای هر پست در جلسات تمرینی را آشکار می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان