اگرچه امروزه معلمان در فراگیری وسایل موبایل در حوزه آموزش و یادگیری توافق ندارند، اما یادگیری به کمک این وسایل در حال از میان برداشتن موانع حاکم بر این حوزه است. این خود از ویژگی هایی همچون در دسترس بودن، قابل حمل بودن، راحتی و تطبیق پذیری آسان این وسایل نشات می گیرد. بنابراین، در این مطالعه با تلفیق نظریه های شناختی و یادگیری به کمک کامپیوتر های کیفی، روند یادگیری واژگان زبان انگلیسی در مورد فراگیران ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور 161 نفر از زبان آموزانی که بین 16 تا 19 سال داشتند انتخاب شدند. برای اطمینان از هم سطح بودن مهارت زبانی آنان آزمون تعیین سطح مهارت برگزار شد و با استفاده از آزمون های حافظه کوتاه مدت بصری و کلامی به 4 گروه تقسیم شدند. بعلاوه، واژگان جدید با ضمائم تصویری و نوشتاری از طریق ارسال بلوتوث انبوه در اختیارشان قرار گرفت. در نهایت آنان در آزمون های شناختی و یاد آوری شرکت کردند. بر اساس نتایج، مشخص شد فراگیران با حافظه های کوتاه مدت بصری و نوشتاری قوی در یادگیری واژگان همراه با ضمائم عملکرد خوبی دارند. همچنین فراگیران با حافظه کوتاه مدت بصری قوی، ولی حافظه کوتاه مدت کلامی ضعیف و فراگیران با حافظه کوتاه مدت بصری ضعیف و حافظه کوتاه مدت کلامی قوی عملکرد مشابهی دارند. اما فراگیران با حافظه های کوتاه مدت بصری و کلامی ضعیف در یادگیری واژگان بدون ضمائم را بهتر یاد می گیرند. نتایج این مطالعه از رابطه نزدیک بین نوع ارائه محتوای آموزشی و سطح شناختی فراگیران حکایت دارد.
Abstract: This study explores emotive language in lyrical nature writing from the perspective of ecolinguistics in four nature textbooks. In fact, embodied mind style is explored by considering emotive language as a linguistic phenomenon that can inject into the readers' minds the sensorial, emotional, and psychological experiences of the lyricist. The interrogation of emotive language is based on Attitude subsystem of Appraisal Analysis, which consists of Affect, Judgment, and Appreciation (Martin & White, 2005). The analyses of the linguistic portrayal of Affect -based on the modified Affect system sub-categories, including Un/Happiness, Dis/Satisfaction, In/Security, Dis/Inclination, and Surprise -revealed the prevalence of Insecurity in the textbooks by contemporary nature writers and Happiness in the textbooks by their predecessors. Moreover, the Judgement and Appreciation analyses suggest that moral sentiment and aesthetic emotion are indispensable parts of lyrical nature writing that can awaken humility and sympathy in the minds and hearts of the readers.
مطالعه کنونی تلاشی می باشد برای بررسی تاثیر کمک معلم و دانش آموز به دانش آموز در خواندن و درک مطلب زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی سطح متوسط در گروه هایی نامتقارن و متقارن. برای انجام آن شصت دانش آموز سطح متوسط به صورت هدفداراز بین 150 دانشجوی سطح متوسط از دانشگاه آزاد اسلامی همدان و موسسه کیش همدان انتخاب گردید. آن ها به سه گروه تقسیم شدند، دو گروه آزمایشی به ترتیب یکی شامل کمک معلم و نیز دانش آموز و دیگری تنها شامل کمک دانش آموز بود، و یک گروه شاهد. بعد از دو ماه دوره آموزشی و اعمال انکوا (ANCOVA) ، محققان تفاوت معناداری در پیشرفت خواندن و درک مطلب زیر گروه های متقارن و نامتقارن مشاهده نمودند. به علاوه، تفاوت معناداری در خواندن و درک مطلب زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در گروه آزمایشی 1 که کمک معلم و نیز کمک دانش آموز وجود داشت با اعمال تی تست همبسته (correlated t-test) مشاهده گردید. نتایج مطالعه حاکی از این بود که کمک معلم همراه با کمک دانش آموز، به جای داشتن تنها کمک دانش آموز، می تواند تاثیر مثبتی در خواندن و درک مطلب زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی داشته باشد.
به نظر می رسد که استعاره ها و تصاویر ذهنی، به منزله بخشی از نظام فکری فراگیرندگان، نقش مهمی در یادگیری زبان توسط آنها ایفا می کند (کرتازی و جین، 1999). از این رو آگاهی از این تصاویر می تواند کمک زیادی به معلمان در رفع مشکلات یادگیری فراگیرندگان زبان کند. در راستای افزایش این آگاهی، این مقاله به بررسی تصاویر ذهنی که فراگیرندگان زبان انگلیسی در رابطه با یادگیری دستور زبان دارند پرداخته است. برای دستیابی به این استعاره ها، پرسشنامه ای حاوی پرسشی باز به 350 فراگیرنده زبان انگلیسی که حداقل یک سال تجربه زبان آموزی جدی داشتند داده شد. این پرسشنامه از پاسخ دهندگان می خواست که تصویر یا تصاویر ذهنی را که در مورد یادگیری دستور زبان انگلیسی دارند بیان کنند. صدوسی نفر به این پرسشنامه پاسخ دادند. این پاسخ ها مورد بررسی قرار گرفته و تصاویر و استعاره های ارائه شده شناسایی و دسته بندی شد. علاوه بر ارائه این دسته ها و استعاره های مربوط به آنها، این مقاله آنها را در چارچوب آموزش و یادگیری دستور زبان مورد بحث قرار می دهد و به بیان واکنش ها و اقدامات مطلوب از جانب معلمان در قبال دارندگان این گونه استعاره ها و تصاویر ذهنی می پردازند.
یادگیری لغت یکی از مهم ترین بخش های آموزش زبان خارجی می باشد. ولی محققان در مورد بهترین روش تدریس و یادگیــــــری لغت اتفاق نظر ندارند. اخیرا محققانی مانند کیتینگ (2008 ) و کیم (2008) بر رویکرد آموزشی فعالیت – محور در مقایسه با روش سنتی ارائه، تمرین و تولید لغات (معروف به پی پی پی) تاکید نموده اند. بنابراین هدف این تحقیق، بررسی تاثیر فعالیت های آموزشی ( شنیداری-عملی وتکمیل چارت) در مقایسه با روش تدریس ارائه، تمرین و تولید در یادگیری لغات توسط زبان آموزان زبان انگلیسی می باشد. بدین منظور، 72 نفر زبان آموز در مرکز زبان جهاد دانشگاهی شهرکرد که از لحاظ مهارت زبانی در سطح متوسط بودند در این تحقیق شرکت نمودند. شرکت کنند گان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. دریکی از گــــــروهها لغات با روش ارائه، تمرین وتولید آموزش داده شد و در گروه دیگر آموزش لغات با فعالیت شنیداری-عملی و تکمیل چارت صورت گرفت. گروه فعالیت – محور خود به دو گروه مجزا تقسیم شد: گروه آموزشی شنیداری-عملی و گروه آموزشی تکمیل چارت. جهت جمع آوری داده ها، یک آزمون لغت که شامل 30 سوال چهار گزینه ای بود بصورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. تجزیه و تحلیل کوواریانس بر روی نمرات نشان داد که استفاده از فعالیت های آموزشی تاثیر مثبت قابل توجهی بر میانگین نمرات داشت که این امر حاکی از موثر بودن این روش در یادگیری لغات زبان دوم می باشد. نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که تفاوت معنا داری بین انجام فعالیت های آموزشی شنیداری-عملی و تکمیل چارت در یادگیری لغات نمی باشد.
مقاله به کشف و بررسی رابطه بین باورهای زبان خارجی، سطح مهارت زبانی، و استفاده از روش های یادگیری زبان می پردازد. تعداد 283 دانشجوی دختر ایرانی که در رشته زبان انگلیسی مشغول به تحصیل هستند در این مطالعه شرکت کردند. هدف اصلی این تحقیق بررسی :الف. رابطه باورهای مربوط به یادگیری زبان و سطح مهارت زبانی و تاثیر آن ها در اتخاذ روش های یادگیری زبان ب. چگونگی مشخص شدن باورهای زبانی توسط سطح مهارت زبانی، می باشد. موارد استفاده شده در این تحقیق شامل ترجمه فارسی SILL آکسفورد) پرسشنامه مربوط به روش های یادگیری زبان) و BALLI هورویتس (پرسشنامه مربوط به باورهای فراگیری زبان) به علاوه یک آزمون سطح، نتایج به دست آمده از این تحقیق گویای آن است که باورهای دانشجویان در مورد سختی یاد گیری زبان با روش های زبان آموزی که آن ها استفاده می کنند رابطه دارد. علاوه بر این، باورهای مربوط به انگیزه و انتظارات فراگیران با روش های حسی و فراذهنی آن ها رابطه دارد. همچنین یک رابطه مهم دیگری بین سطح مهارت زبانی و استفاده از روش های ذهنی، سازگاری و فراذهنی در این تحقیق مشاهده شده است. ضمنا، دانشجویان با مهارت زبانی بیشتر نظر منفی نسبت به روش های سنتی متداول مانند حفظ کردن یا یاد گیری گرامر داشتند.
تحقیق موجود بر آن است که با توجه به انتظار حاضر از معلم زبان مبنی بر داشتن دانش لازم جهت ایجاد تغییرات متناسب در تدریس مبتنی بر درک درست از شرایط مختلفی که در کلاسهای مختلف وجود دارد خصوصیاتی را که چنین معلمی باید دارا باشد تا به این مهم دست یابد را بررسی و ارائه نماید. به این منظور چنین خصوصیاتی که در این نوشته عملکردهای اصلی معلم نامیده می شود با نظر به مسائل مطروحه در رشته آموزش زبان انگلیسی تعیین و در معرض قضاوت زبان آموزان معلمین و مدیران موسسات آموزش زبان قرار داده شد و اطلاعات حاصله از این منابع و نیز بازدیدهای کلاسی که توسط افراد واجد شرایط انجام شد تجزیه تحلیل آماری گردید. نتایج حاصله نشان داد که از هفت عملکرد اصلی تدریس که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت یعنی (1) کنترل رفتار زبان آموزان (2) نحوه ارائه مطلب درسی (3) نظارت بر روند تدریس (4) گرفتن بازخورد آموزشی (5) سعی در تسهیل روند آموزش و فراگیری (6) ایجاد ارتباط با زبان آموزان و (7) انجام فعالیت های آموزشی مرتبط در خارج محیط کلاسی عملکرد ششم و هفتم به ترتیب از نظر کلیه شرکت کنندگان در این تحقیق با عملکردهای دیگر تفاوت معنی داری داشت. باید خاطر نشان ساخت که نتایج حاصله در این تحقیق با روند موجود در بحث های مربوط به تربیت معلم که در آن ها اهمیت زیادی به ایجاد ارتباط با زبان آموزان و بالا بردن دانش تئوریک و درایت معلم داده می شود هماهنگ است.
این تحقیق تاثیر آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی را بر نگارش ایجابی و خود کارایی فراگیران ایرانی زبان انگلیسی بررسی کرده و میزان تاثیر این نوع آموزش راهبردی را با آموزش غیرراهبردی (سنتی) مقایسه نموده است. در این تحقیق از مدل توسعه ی راهبردهای خودتنظیمی شامل نمودار کمک حافظه و جدول واژگان انتقالی، مقاله های نمونه ایجابی و سازمان دهنده تصویری استفاده شده است. برای بررسی اهداف تحقیق، 60 فراگیر ایرانی زبان انگلیسی در مقطع لیسانس از دو دانشگاه در این تحقیق شرکت کردند و از شیوه ی نیمه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد استفاده شد. تجزیه و تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو نوع آموزش راهبردی خودتنظیمی و آموزش غیرراهبردی تاثیر مثبتی بر نگارش ایجابی فراگیران داشت، لیکن تاثیر راهبردهای خودتنظیمی، بر توانش نگارش ایجابی فراگیران زبان انگلیسی در زمینه های فرم و محتوای نگارش، سازماندهی و انسجام، ساختار جمله و واژگان در مهارت نگارش به مراتب بیشتر و به لحاظ آماری معنادار بود. هم چنین خودکارایی فراگیرانی که آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی داشتند در نگارش بهبود یافت، ولیکن عملکرد بهتر آن ها نسبت به فراگیرانی که آموزش غیرراهبردی داشتند در پس آزمون به لحاظ آماری چندان معناداری نشان نداد. نتایج این تحقیق توجه مدرسان زبان را به بعد آگاهی فراشناختی نگارش و اهمیت تدریس راهبردهای خود تنظیمی به عنوان راهی برای کسب خود مختاری و خود کارایی در مهارت نگارش معطوف می دارد.
"اشتباه به معنی دور شدن از قواعد کلی پذیرفته شده در سطوح واژگان ‘ ترکیب کلمات و جملات می باشد. از آنجا که بررسی و مطالعه و مشاهده اشتباهات گفتاری زبان آموزان‘ امکان تعیین میزان سطح سختی مبحث مورد نظر در آموزش و ارائه راه کارهای مناسب جهت تکمیل روند آموزش را فراهم می سازد‘ در روش تدریس زبان های خارجی‘ دارای اهمیت خاصی می باشد. اشتباهات گفتاری(زبانی) ممکن است بر اثر تداخل زبانی (زبان مادری و زبان بیگانه) به وجود آیند. اشتباهات دستوری به معنی دور شدن از قوانین و قواعد دستوری در گفتار که عدم تناسب و هماهنگی در بیان مفهوم جمله را دربر دارد‘ می باشند. این گونه اشتباهات به اشتباهات صرفی و نحوی تقسیم می شوند. در اشتباهات نحوی می توان به نقض ترکیب کلمات‘ قواعد ساخت جملات و نقض نظم کلمات و در اشتباهات صرفی می توان به انتخاب اشتباه شکل(کلمه) اشاره کرد. بررسی اشتباهات دستوری زبان آموزان ایرانی برای اولین بار در ایران انجام می شود ونتایج حاصله از آن می تواند به زبان آموزان و اساتید زبان روسی در درک درست مطلب و ارائه روش تدریس مناسب تر و کارایی بیش تر کمک نماید.
"
هدف از مطالعة حاضر بررسی تأثیرات ترتیب/ سن اکتساب واژگان در زمان پاسخ تصمیم واژگانی در دو زبانه های فارسی- انگلیسی است. 40 دانشجوی سال اول دانشگاه که به لحاظ مهارت زبان دوم در سطح مبتدی بودند در این مطالعه شرکت کردند. 45 کلمة انگلیسی و تعدادی شبه کلمه، به عنوان محرک، انتخاب و با استفاده از نرم افزارDMDX ارائه شدند. این 45 واژه به سه گروه مجزا تقسیم شدند: 15 کلمه هم در فارسی و هم در انگلیسی به سرعت فرا گرفته شدند؛ 15 کلمه هم در فارسی و هم در انگلیسی به کندی فرا گرفته شدند و 15 کلمه در فارسی به کندی، ولی در انگلیسی به سرعت فرا گرفته شدند. هدف از این تقسیم بندی این بود که مشخص کنیم آیا پردازش و تصمیم واژگانی در زبان دوم تحت تأثیر سن اکتساب معادل های این کلمات در زبان اول می باشد یا این که واژگان در زبان دوم از الگوی سن اکتساب خود پیروی می کنند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس استفاده کردیم. نتایج نشان داد زمان پاسخ تصمیم واژگانی در لغاتی که در زبان دوم به سرعت فرا گرفته شده بودند، به طور معناداری از لغاتی که به کندی یاد گرفته شده بودند، کمتر است. به عبارت دیگر، سن/ ترتیب اکتساب لغات در زبان دوم، صرف نظر از سن اکتساب همان لغات در زبان اول، تأثیر معناداری در پردازش این لغات در زبان دوم داشت. نتایج این مطالعه اثرات سازنده ای را در روشن کردن سیستم واژگانی دوزبانه ها و نحوة بازنمایی و پردازش در این سیستم خواهد داشت.
نظر به اهمیت املای صحیح واژگان در نگارش به زبان فرانسه، این مطالعه به نوع شناسی خطاهای املائی دانشجویان ایرانی زبان فرانسه براساس طبقه بندی و کدهای پیشنهادی «مرکز ملی تحقیق و پژوهش فرانسه - شاخه مطالعات تاریخی و ساختاری املای زبان فرانسه » و تعیین فرکانس انواع خطا پرداخته است. نتیجه حاصله از مطالعه بر روی 85 دانشجوی ایرانی زبان فرانسه در سه دانشگاه شهر تهران نشان داد که خطاهای املائی دانشجویان ایرانی زبان فرانسه به پنج دسته خطاهای آوانگاری، تکواژنگاری، واژه نگاری، خطاهای مربوط به حروف ریشه ای-تاریخی و نقطه گذاری (ایده نگاری) تقسیم می شوند که در این بین بیشترین نوع خطا مربوط به خطاهای آوانگاری بوده و سایر خطاها از فرکانس کمتری برخوردارند. این موضوع در آزمونی که برروی 476 دانش آموز فرانسوی توسط مرکز ملی تحقیق و پژوهش فرانسه انجام شده در مورد یک واژه مشترک میان متن آزمون ما و متن آن آزمون نتیجه مشابهی را نشان می دهد
کتاب راه بردهای یادگیری، اثر پل سیر (Pau Cyr, 1998)، یکی از شناخته شده ترین نوشته های فرانسوی زبان دربارة راه بردهای یادگیری در حوزة آموزش زبان دوم است، که این مقاله به نقد و بررسی آن می پردازد. نوشتة حاضر شامل سه بخش است: نقد کتاب شناسی اثر مذکور، معرفی چهارچوب نظری نقد، و نقد محتوای اثر. در این مقاله ابتدا کیفیت کتاب شناسی اثر را ارزیابی کردیم؛ در ادامه موضع گیری نظری خود را در بررسی دیدگاه های مطرح در اثر تبیین کردیم؛ سپس تلاش کردیم محتوای اثر را به ترتیب ارائة مطالب بررسی کنیم. به نظر می رسد مؤلف می خواهد جریان پژوهشی ای را معرفی کند که در اواسط دهة 1970 میلادی در حوزة آموزش زبان دوم پیرامون مفهوم «راه برد یادگیری زبان آموز خوب» شکل گرفت. نشان دادیم که مؤلف تلاش می کند بدون اتکا به نظریه های شناخته شده، پدیدة راه بردهای یادگیری و آموزش آن ها را تبیین کند. همین رویکرد سبب شده است که مطالب ارائه شده متناقض و ناقص باشند. مؤلف به ندرت و به شکلی نارسا، از یافته های حوزه های پژوهشی تأثیرگذار روان شناسی شناختی و فراگیری زبان کم تر بهره می گیرد. طرح مسئله های متعدد اغلب پاسخ قانع کننده ای در پی ندارد. دلیل این امر هم عمدتاً نقص ابزار مطالعة تجربی و نظریه محور نبودن اغلب پژوهش های مورد استناد است. به طور کلی محدود شدن اثر به بررسی و معرفی یک جریان پژوهشی و نپرداختن به بررسی های انجام شده در حوزه های دیگر زمینة درگیر کردن ذهن مخاطب را بسیار محدود می کند.