این مقاله به بررسی رابطه بین ترجمه و متن اصلی در ترجمه ژان ژیونو با مشارکت لوسین ژاک و جان اسمیت از اثر معروف انگلیسی زبان موبی دیک می پردازد. در این مقاله می بینیم که به هنگام برگردان یک نوشته به زبان دیگر چگونه میل به نوشتار در مترجم ظهور می کند. آیا یک مترجم خود را در افق دید نویسنده اصلی قرار می دهد یا افق دید خود را بر متن ترجمه شده تحمیل می کند؟ ژیونو خود معتقد است که به هنگام ترجمه این کتاب به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. در حالیکه افق دید این کتاب کاملاً متفاوت از افق دید ژیونوست و به عکس تاثیر خود را در آثار لوسین ژاک به جا گذاشته و در آثاری چون نبرد کوهستان، درود بر ملویل، پاره هایی از بهشت، رنگ و فضای کتاب موبی دیک را می بینیم.
ادبیات به عنوان جزئی از یک نظام کلان به نام فرهنگ، درگیر انتظام های گوناگون است و درنظام زبان شکل می گیرد، در نظام ادبیات تعین می یابد، و در نظام اجتماعی- فرهنگی هویت پیدا می کند . تعامل این نظامها متن ادبی را وارد فرایندی از تقید- آزادی می کند و باعث می شود که ادبیات در عین پذیرش نوعی انتظام، میل به فرا رفتن ازآن را داشته باشد، و از این رو موجودیتی سیال و متغیر بیابد.
جابجایی گروه اسمی به اصطلاح «سنگین» هنگامی اتفاق می افتد که افراد ترجیح می دهند تا گروه اسمی مفعولی مستقیم را که طویل یا سنگین باشد در جایگاه انتهایی شبه جمله در درون جمله قرار دهند تا اینکه آن را در جایگاه پسا فعلی قرار دهند. در این مطالعه دو آزمایش مورد استفاده قرار گرفت که نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که وجود گروه اسمی طویل موجب تغییر در ترتیب گذاری سازه ها (گروه اسمی و گروه حرف اضافه) در جمله توسط فراگیران پیشرفته ایرانی زبان انگلیسی می شود. در آزمایش اول، با افزایش طول گروه اسمی مفعولی با اضافه کردن اطلاعات به آن ترجیح شرکت کنندگان بر آن بود تا بیشتر جملاتی با ساختاری که در آن ترتیب عادی سازه ها تغییر کرده است بسازند و کمتر جملات را با ساختار عادی زبان انگلیسی شکل دهند. نتایج آزمون قضاوت دستوری که در آزمایش دوم مورد استفاده قرار گرفت نشان داد که شرکت کنندگان جملاتی را که دارای ساختار متغیر هستند بیشتر از لحاظ دستوری درست فرض کرده اند تا اینکه آنها را نادرست فرض کنند. یافته های موجود این نظر را تایید می کند که فراگیران پیشرفته زبان انگلیسی همانند افرادی که انگلیسی برای آنها زبان مادری محسوب می شود تمایل دارند هنگامی که طول گروه اسمی مفعولی افزایش می یابد جملات را با ساختار متغیر شکل دهند. از نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان در تهیه مطالب برای زبان آموزان در سطوح مختلف استفاده کرد. همچنین، مدرسین زبان می توانند از نتایج حاصل در تطبیق دادن نحوه ی تدریس این ساختار با سطح زبان آموزان با در نظر گرفتن احتمال وجود مشکل در پردازش این ساختار استفاده کنند.
هدف این مطالعه بررسی تاثیر آموزش مهارت خواندن منتقدانه بربه یاد سپاری لغات زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی می باشد. بدین منظور 72 زبان آموز مونث و مذکر در سطح متوسط بین سنین 17 تا 32 سال از میان 114 زبان آموز شرکت کننده ازآموزشگاههای فرزان و فرزانگان تهران بر اساس نمره آنان به ترتیب در آزمون بازبینی شده PETو آزمون بازبینی شده لغت برگرفته از متون مورد تدریس، انتخاب شده و بطور تصادفی به دو گروه 36 نفره، آزمایش (تجربی) و شاهد تقسیم شدند. در طول 19 جلسه آموزشی، 8 متن به هردو گروه تدریس شد با این تفاوت که در گروه شاهد روش متداول آموزش خواندن و درک مطلب اجرا شد، حال آنکه در گروه آزمایش (تجربی) آموزش مهارت خواندن منتقدانه اعمال شد. در نهایت دو هفته پس از پایان دوره آموزشی هر دو گروه در آزمون پایا و بازبینی شده لغت، مشابه آزمون لغت همگون سازی در ابتدای تحقیق، شرکت کرده وبه منظور مقایسه میانگین نمرات دو گروه روش آزمون تی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که تدریس مهارت خواندن منتقدانه تاثیر معناداری بربه یادسپاری لغات زبان آموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی دارد.
از کار گروهی کوچک و دو نفره در یادگیری انگلیسی به خاطر اینکه زبان آموزان در انجام آن از زبان اول استفاده می کنند، به ندرت استقبال می شود. اما از نقطه نظر چارچوب فکری فرهنگی- اجتماعی زبان اول زبان آموزان نقش یک ابزار مهم روانشناختی را ایفا کرده و می تواند فرایند یادگیری را تسهیل کند. از این رو، تحقیق حاضر تاثیر استفاده از زبان اول در تعامل زبانی از نوع همکاری، به ویژه بر ساخت بخش های زبان- محور مکالمه هنگام تکمیل تکالیف گرامر- محور ویرایشی به صورت گروه های دو نفره را بررسی می کند. نتایج بدست آمده نشان می دهند زبان اول زبان آموزان می تواند بر کلام تعاملی آنها اثر بگذارد و نقش های شناختی- اجتماعی خاصی را به شرح زیر ایفا کند: ارایه فرصت توضیح برای پیشنهاد داده شده در گروه، کمک به درک عبارت ها، اشتراک نظرها به جای ارایه راه حل های یک جانبه برای مشکلات زبانی و کمک به هم گروهی در دستیابی به راه حلی برای مشکلات زبانی. نتایج نشان داد که تمامی این رویکردها در بهبود زبان دوم افراد گروه موثر واقع شدند.
در طول تاریخ شعر و ادب فارسی کمتر شاعری را می بینیم که از دریای بی کران معارف و مفاهیم قرآنی و دینی در اشعار خود بهره نبرده باشد. اکثر شاعران ادب فارسی به دلیل آشنایی با قرآن و سنت و عترت به انحای مختلف ازاین گونه مفاهیم در اشعار خود بهره برده اند. صائب تبریزی ازجمله این شعرا است که در اشعارش تحت تأثیر زبان قرآن قرارگرفته به شیوه های گوناگون مفاهیم قرآنی و اخلاقی را در ضمن اشعار خود آورده است. از توحید و خداشناسی گرفته تا بهشت و دوزخ و قیامت و قصص پیامبران و اخلاقیات و...گاهی اوقات از تلمیح استفاده کرده گاهی آیه ای یا قسمتی از آیه را در ضمن اشعار خود می آورد. هدف این مقاله بررسی تأثیرپذیری صائب از زبان قرآنی است. شیوه ی تحقیق به صورت تحلیل و توصیفی و کتابخانه ای است.
هدف این تحقیق, تحلیل استعارى عقاید زبان آموزان در مورد شرایط کنونى و ایده آل تدریس و یادگیرى زبان انگلیسى در مدارس و مؤسسات زبان و تاثیر این شرایط در چگونگى یادگیرى آنهاست. به منظور بررسى کیفى از زبان آموزان مؤسسات و مدارس خواسته شده که نظرات خود درباره شرایط کنونى و ایده آل تدریس و یادگیرى زبان را در قالب استعاره با کامل کردن جملات ناتمام، بیان کنند. بررسى و تقسیم بندى استعاره هاى بدست آمده توسط دستورالعمل ارایه شده مارتینز (2001) نشانگر اجراى شیوه هاى تدریس و یادگیرى رفتارگرایی در مدارس بود، در حالیکه زبان آموزان آنها به شیوه هاى شناخت گرایی گرایش نشان دادند. نتایج همچنین حاکی از این عقیده زبان آموزان مؤسسات است که در حال حاضر در کلاسهاى آنها از شیوه هاى شناخت گرایی استفاده می شود در حالی که آنها به شیوه هاى نوین تدریس موقعیتى تمایل دارند. در مجموع نتیجه گیرى می شود که زبان آموزان مؤسسات از نقطه نظر استفاده از شیوه هاى تدریس و یادگیری یک گام فراتر از زبان آموزان مدارس هستند که تأیید این نکته مى تواند دلیلی بر موفقیت بیشتر آنها به شمار آید. در پایان، کاربرد این یافته ها در موقعیت انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران مورد بررسى قرار گرفته است.