این مقاله برگرفته از پژوهشی است که در زمینه نظرکودکان و نوجوانان 7 تا 15 ساله تهرانی، درباره مجموعه های کارتونی و غیرکارتونی برنامه های کودک و نوجوان تلویزیون، در امور سنجش برنامهای«مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیما» صورت گرفته است.
هدف کلی آن دستیابی به دیدگاه مخاطبان اصلی این مجموعه ها در مورد کم و کیف آن، در دوره زمانی قبل از اجرای پژوهش(11/4/76)، یعنی بهار سال 76 بوده است.
زمینه و هدف: نزاع های فردی همانند بسیاری از جرایم دیگر معلول عوامل گوناگونی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر محتوای رسانه های جمعی بر وقوع و گسترش نزاع های فردی و به عبارت دیگر تعیین سهم رسانه های ارتباط جمعی در میان سایر عوامل اجتماعی اثرگذار (مانند خانواده، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، محل و محیط زندگی) بر وقوع و گسترش نزاع های فردی است. روش: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایش بر روی 210 نفر از مراجعه کنندگان به کلانتری ابوذر (فلاح) مورد بررسی قرار گرفت. روش گردآوری اطلاعات میدانی و ابزار آن پرسش نامه محقق ساخته است. برای سنجش روایی پرسش نامه، از روش منطقی و برای سنجش پایایی آن از روش آلفای کرونباخ، استفاده شد. آلفای کل برابر با 89/0 بوده است. یافته ها: ضریب همبستگی پیرسون با اطمینان 99/. نشان داد که سطح معناداری متغیر «رسانه های جمعی» با مقدار آماره ضریب آزمون تی برابر 714/. و سطح معناداری 000/. معنادار بوده و ضریب بتای متغیر یادشده 412/. است. نتایج: پژوهش حاضر با تأکید بر همبستگی عوامل مؤثر با نزاع های فردی مشخص کرد که «رسانه های جمعی» به عنوان متغیر مستقل بر وقوع نزاع های فردی تا اندازه زیادی تأثیرگذار بوده است. این به این معناست که رسانه های جمعی بر مخاطبان هم تأثیرات مثبت (تولید و پخش برنامه هایی برای آگاهی مردم از پیامدهای منفی نزاع های فردی، دعوت از کارشناسان، ارائه گزارش های علمی و پخش فیلم های مستند از صحنه های نزاع های فردی) و هم تأثیرات منفی (ازطریق ذی حق جلوه دادن جوانان و نوجوانان و الگوسازی ازطریق رسانه ها) دارد.
با توجه به اهمیت آموزش سواد رسانه ای در تدوین خط مشی رسانه ای و فقدان مطالعات جدی در این زمینه، پژوهش حاضر که ماهیت توصیفی و استنباطی دارد، بر آن است تا با بررسی مفاهیم، ضرورت ها و الگو های سیاست گذاری رسانه ای و سواد رسانه ای که از مطالعات ادبیات این حوزه به دست آمده است، به یک الگوی جامع «سیاست گذاری رسانه ای متأثر از رویکرد ارتقای سواد رسانه ای» دست یابد. در این تحقیق به منظور دستیابی به هدف، میزان سواد رسانه ای جامعة مورد مطالعه (نوجوانان دانش آموز) با حجم نمونة 384 نفر که از طریق نمونه گیری خوشه ای و تصادفی به دست آمد، اندازه گیری شد. پس از استخراج عوامل مؤثر بر سواد رسانه ای مصاحبه هایی اکتشافی با ده نفر از اساتید علوم ارتباطات اجتماعی و مدیریت رسانه و مدیران و کارگزاران رسانه که با روش نمونه گیری هدفمند و گلولة برفی انتخاب شده بودند، انجام شد. همچنین به منظور ارزیابی صحت و روایی الگوی پیشنهادی و تبیین جایگاه سواد رسانه ای در سیاست گذاری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، بخشی از برنامه های صدا و سیمای ج.ا.ا.، بر پایة الگوی به دست آمده از مؤلفه های سواد رسانه ای مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و در نهایت استنتاج به عمل آمد.
رسانه های اجتماعی، فرصتی را در اختیار گروه های مختلف مردم قرار داده که بتوانند تجربه زندگی روزمره خود را بصری کنند. این بصری سازی زندگی روزمره توسط زنان اینفلئونسر در شبکه اجتماعی تصویرمحور اینستاگرام انجام می شود، در این مقاله، گفتمان غالب بازتولیدشده توسط این کاربران، موردمطالعه قرار گرفته است. با به کارگیری چارچوب مفهومی متشکل از نظریه تحلیل گفتمان فوکو، بازنمایی جنسیت باتلر و فرهنگ تصویری میروزئف، می توان با مطالعه تصاویر نمایش داده شده زنان توسط خودشان در اینستاگرام، به این سؤال پاسخ داد که آیا این تصاویر، برساخت و گفتمان متفاوتی از جنسیت ایجاد کرده است یا در چارچوب همان گفتمان های غالب گذشته قرار می گیرند؟ به این منظور، 27 صفحه اینستاگرامی زنان اینفلئونسر با دنبال کنندگان بالای 500 هزار نفر، انتخاب شد. در مجموع، 315 پست (تصویر و متن) نیز به عنوان نمونه، مورد استفاده قرار گرفت و با روش تحلیل گفتمان بصری، مضامین اصلی و فرعی گفتمان استخراج شد. تحلیل یافته ها نشان می دهد گفتمانی که توسط زنان اینفلئونسر بازتولید می شود، شامل گفتمان های مردسالاری و سرمایه داری است.
سینما و فیلم به عنوان محصول محتوایی آن، به عنوان یک ابزار فرهنگی انتقال پیام نقش قابل توجهی در برآوردن اهداف سیاست گذاران فرهنگی جامعه دارد. به تبع در جوامع دینی یکی از روش های حفظ و ارتقاء ارزش های دین، انتقال پیام های دینی از طریق ابزارهای فرهنگی از جمله فیلم است. در این نوشتار ابتدا ابعاد دین داری بر اساس مدل پنج بعدی گلاک و استار مشخص گردیده و میانگین دین داری مخاطبان بر اساس ابعاد پنج گانه این مدل مشخص شد. فیلم ها نیز بر اساس میزان تأثیرگذاری در هر یک از ابعاد دین داری بر مخاطب مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از پیمایش از 533 نفر از تماشاگران 1593 پرسشنامه حاصل گردید که مخاطبان در آن میزان دین داری خود و تأثیری که فیلم های جشنواره در هر یک ابعاد بر آن ها گذارده بود را نمره دهی کردند. بررسی نیم رخ دین داری مخاطبان نشان می دهد که میانگین دین داری آنان در همة ابعاد در حد متوسط بوده ولی در بعد دانش دینی قوی تر از سایر ابعاد و در بعد اعتقاد دینی ضعیف تر است. میانگین تأثیر پذیری آنان از فیلم ها نیز نشان می دهد که افراد بیشترین تأثیر را در ایجاد حس معنوی و افزایش معلومات دینی از فیلم ها گرفته اند، پس بیشترین تأثیر پذیری در گرایش به کاربست دین در زندگی روزمره، تقویت اعتقادات و در نهایت گرایش به انجام مناسک دینی بوده است.
شبکه های اجتماعی به دلیل کارکردها و تعاملات گسترده خود مورد توجه شمار زیادی از دانشگاهیان و محققان صنایع قرار گرفته اند. این شبکه ها، که عمدتاً با کارکردهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند، ساختارها و ویژگی های منحصر به فردی دارند که، بسته به هدف طراحی آنها، می تواند طیف وسیعی را در بر گیرد. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی نیازها، چالش ها، و عوامل اصلی اثرگذار بر شکل گیری شبکه اجتماعی کنش گران مدیریت فناوری و نوآوری ایران است. روش پژوهش در این تحقیق، توصیفی پیمایشی است، که در آن به توصیف و تحلیل نیازهای کنش گران جامعه مدیریت فناوری ایران به منظور تشکیل یک شبکه اجتماعی علمی پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که دست یابی به اطلاعات مورد نیاز، جستجوی مطالب، و اطلاع از وضعیت دوستان، از جمله مهم ترین علل عضویت در شبکه های اجتماعی است. با توجه به نتایج به دست آمده، از دیدگاه مخاطبان این حوزه دانشی، ضعف فرهنگی در ارتباط با گفتگو، نقد و تحلیل، و ضعف در زیرساخت های فناوری اطلاعات از اساسی ترین چالش های پیش روی شبکه کنش گران مدیریت فناوری و نوآوری است. مهم ترین مؤلفه های اثرگذار بر پایداری شبکه «ارائه و انتشار آخرین و معتبرترین منابع علمی اعم از مقالات، کتب و... در حوزه مدیریت فناوری»، «اعلام نیاز پروژه های پژوهشی مرتبط» و «ارائه خدمات آموزش مجازی» است.
این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با هدف بررسی تأثیرات تماشای فیلم های خشن بر انگیختگی فیزیولوژیک و احساسات پرخاشگرانه دانشجویان دانشگاه های تهران است. برای این منظور از یک طرح آزمایشی «گروه کنترل تنها با پس آزمون» استفاده شد. از میان دانشگاه های تهران به روش نمونه گیری دردسترس دانشگاه صداوسیما و از بین دانشجویان این دانشگاه به روش نمونه گیری تصادفی ساده 60 دانشجوی 18 تا 25 سال، شامل 30 دختر و 30 پسر انتخاب شدند. این 60 آزمودنی به دو گروه 30 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. برای گروه آزمون 15 دقیقه از بخش های از چند فیلم خشن و برای گروه کنترل 15 دقیقه از بخش هایی از یک مستند حیات وحش نمایش داده شد. همزمان با تماشا، شش شاخص انگیختگی فیزیولوژیک شامل تعداد ضربان قلب، تغییرات نرخ ضربان قلب، تعریق پوست، تنش عضلانی، تعداد تنفس و درجه حرارت پوست آزمودنی ها اندازه گیری و پس از پایان فیلم به کمک پرسشنامه مقیاس وضعیت خصومت، احساسات پرخاشگرانه ایشان سنجیده شد. مقایسه نتایج گروه آزمون و کنترل نشان داد تماشای فیلم های خشن باعث افزایش معنادار شاخص های تعداد تنفس، تنش عضلانی و تعریق پوست و همچنین افزایش جدی و معنادار احساسات پرخاشگرانه آزمودنی ها شده بود؛ اما شاخص های ضربان قلب، تغییرات نرخ ضربان قلب و درجه حرارت پوست تغییر معناداری را نشان ندادند.
"یکی از ویژگیهای نظامهای سیاسی مردمسالار، توانایی پاسخگویی آنها در قبال عملکرد خود است. البته در این خصوص نمیتوان انتظار داشت که حکومتی خود به تنهایی پاسخگوی عمل خود باشد بلکه چنین فرایندی از سازوکارهای اساسی برخوردار است که از آن میتوان به عنوان نهادهای جامعه مدنی یاد کرد. یک نظام سیاسی از سه جزء اصلی تشکیل میشود: مردم، جامعه مدنی و حکومت. جامعه مدنی شامل گروهها و رسانههاست که واسطه و میانجی خواستههای مردم و حکومتند. رسانهها به عنوان یکی از اجزای قدرتمند جامعه مدنی و تاثیرگذار بر افکار عمومی نقشهای سیاسی و غیرسیاسی مهمی برعهده دارند که یکی از عمدهترین آنها واداشتن حکومت به پاسخگویی است. این که از رسانهها به عنوان رکن چهارم مردم سالاری نام برده میشود بدان خاطر است که در کنار ارکان سه گانه دیگر یعنی افکار عمومی، فعالیت گروهها و انتخابات سهم عمدهای در مردمی ساختن حکومتها و ممانعت از فاصله میان جامعه و حکومت دارند. حکومت باسه قوة قانونگذاری، اجرایی و قضایی همراه با سازمانها و ارگانهای مختلف دیگر به دلیل تمرکز قدرت و ثروت با آسیبپذیری و چالشهای عمدهای مواجه است و از این رو در صورت فقدان کنترل و نظارت نهادمند، راه خطا خواهد پیمود. از این رو تلاشهای گستردهای در حوزههای ذهنی و عینی به عمل میآید تا زمینه پاسخگویی هر چه بیشتر حکومتها در قبال جامعه فراهم آورده شود در این نوشتار سعی شده است کارکرد رسانهها در سه حوزة هدایت و آموزش افکار عمومی، تجمیع خواستهها و نظارت بر عملکرد حکومت مورد بررسی قرار گیرد.
"
در دوران معاصر اینترنت نقش قابل ملاحظه ای در زندگی و روابط انسان ها یافته است. بخشی از این تأثیرات به قلمروی زندگی زناشویی معطوف است. در این پژوهش کوشیده ایم مهم ترین عرصه ها و ابعاد تأثیرگذاری اینترنت بر روابط همسران در تحقیقات پیشین را مورد واکاوی قرار دهیم. حدود چهل پژوهش که از 1995 تاکنون به موضوع اینترنت و روابط همسران مرتبط بودند شناسایی شده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، و با اتکا به منطق استقراء، بررسی شدند. در نتیجه، دو عرصه مهم تأثیر اینترنت بر روابط همسران به دست آمد که عبارت اند از: تأثیر در مناسبات زندگی روزمره، و در مرزها و حدود زناشویی. جمع بندی تحقیقات مورد بررسی بیشتر مؤید تأثیر منفی اینترنت بر این دو قلمرو در جوامع غربی است، هرچند پیچیدگی هایی دارد. ارتباط اینترنت با زندگی روزمره همسران به میزان، زمان و مکان مصرف، نوع استفاده و شرایط و برهه ای بستگی دارد که افراد تجربه می کنند. برخی امکانات اینترنتی نظیر محتوای جنسی و امکان برقراری روابط مجازی نیز بر مرزهای زناشویی بیشتر تأثیر منفی داشته است، هرچند مؤلفه هایی چون دلایل مصرف، جنسیت، زمینه های روانی و خانوادگی، و روابط عاطفی یا جنسی برقرار شده، حالات گوناگونی به آن می دهند.