"درگیرشدگی مدنی ازجمله ملزومات بنیادین مردمسالاری و شهروندی است. از ربع پایانی سده 20 به بعد با پدیدهای به نام «انفجار اطلاعات و آگاهی سیارهای» روبهرو بودهایم. اینترنت از یکسو، اطلاعات و نگرشهای دموکراتیک را گسترش داده و از سوی دیگر نوعی مشارکت سیاسی جدید برخط (اینترنتی) را موجب شده است. در این نوشتار با بررسی نتایج برخی از مهمترین مطالعات کمّی انجام شده، این نظریه برجسته شده است که اینترنت بر درگیرشدگی سیاسی جوانان و بزرگسالان تحصیلکردهتر در دو نوع یادشده (برخط و غیر برخط) تا حد به نسبت خوبی (نه قوی و زیاد) تأثیرگذار بوده است. براساس این مطالعات، نویسنده در پایان مدلی زمینهگرا در زمینه تأثیر اینترنت بر مشارکت سیاسی ارائه داده است.
" "اطلاعات سیاسی، اینترنت، برخط و خارج از خط، شهروندان
"
هدف اصلی تحقیق حاضر «بررسی نقش وبلاگ ها در شکل گیری آگاهی های سیاسی- اجتماعی دانشجویان کارشناسی ارشد رشتة علوم ارتباطات اجتماعی» است. روش این تحقیق پیمایشی و ابزار اندازهگیری آن پرسش نامه بوده است. جامعة آماری این مطالعه را دانشجویان کارشناسی ارشد رشتة علوم ارتباطات اجتماعی ورودی سال های 1390 و 1391 تشکیل می دهند که تعداد آنها 140 نفر است. در این تحقیق به دلیل کم بودن جامعة آماری، کل جامعة آماری بررسی شد و لذا روش نمونه گیری آن، تمام شماری است.
براساس یافته های این تحقیق، مشخص شد اکثریت پاسخگویان 3 تا 6 سال است که از اخبار و بلاگ ها استفاده می کنند و تاحدّی با وبلاگ ها و وبلاگ های معتبر آشنایی دارند. اغلب پاسخگویان با کاربرد وبلاگ آشنایی زیادی دارند. آنها برای کسب اطلاعات بیشتر و معتبرتر در مورد یک فرد مشهور به سایت ها و شبکه های اجتماعی رجوع می کنند. افراد معتقدند که دسترسی آنها به اینترنت برای مطالعة وبلاگ ها زیاد است، اما آنها چندان زمان خود را به مطالعة وبلاگ اختصاص نمی دهند. از نظر آنها فیلترینگ وب در دسترسی آنها به وبلاگ ها نقش داشته است. بیشتر افراد تاحدّی به مطالب وبلاگ ها اعتماد دارند و تاحدّی اخباری را که از وبلاگ ها کسب کرده اند برای ارائه به دیگران معتبر می دانند؛ لذا چندان مطالب وبلاگ ها را ملاک تصمیم گیری های خود قرار نمی دهند و از نظرشان وبلاگ ها منابع چندان مناسبی برای دست یافتن به جزئیات رویدادها و اخبار نیستند.
رهنگ ورسانه واژه هاییی هستند کهاز لحاظ کاربردی مرتبط و از بعد مفهومی از یکدیگر مستقل هستند. آنچه از این دو واژه به ذهن متبادر می شود ، افکار عمومی است و آنچه این مقالهدر پی تحقق آن است نقش وکانالهای ارتباطی در تقویت ایستارها و نگرشها و تاحدی ابداع آنها در افکار عمومی مردم است.
این تحقیق با هدف مطالعه تطبیقی نقش شبکه های اجتماعی در سبک زندگی اسلامی ایرانی از دیدگاه شهروندان و مدیران فرهنگی شهر تهران انجام شد. روش تحقیق پیمایشی بود. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان منطقه ۶ شهر تهران و مدیران فرهنگی شهر تهران بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۱۵۱نفر از مدیران و ۳۸۳ نفر از شهروندان تعین شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون تی مستقل تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که بین نقش شبکه های اجتماعی مجازی بر سبک زندگی اسلامی _ ایرانی ، الگوهای مصرف شهروندان، روابط بین شخصی، مدیریت بدن، اوقات فراغت، سلایق، عادات اجتماعی و گرایش های شهروندان از دیدگاه شهروندان و مدیران فرهنگی شهر تهران تفاوت معناداری وجود دارد.
امروزه با توسعه و تنوع شیوه های اطلاع رسانی در اخبار تلویزیونی، استفاده از نرم خبرها، چینش گفتمانی، ایدئولوژی های مستتر و چارچوب بندی نوظهور در خبر اهمیت فراوان تری یافته است. یک رویداد واحد می تواند به چندین شکل رمزگذاری و از تلویزیون پخش شود و همواره این امکان وجود دارد که مخاطبان به اشکال مختلفی پیام ها را رمزگشایی کنند. مسئلة محوری این مقاله حول این موضوع قرار دارد که اگرچه متون خبری را دست اندرکاران رسانه ای تولید می کنند، اما آنچه مهم تلقی می شود این است که فهم و درک مخاطبان از آنها چگونه است؟ چطور آن را می فهمند و دست به رمزگشایی می زنند؟ پژوهش حاضر بر اساس چارچوب نظری استوارت هال و نظریة لاکلائو و موفه تدوین شده و برای آزمون ایدة مورد نظر از روش پژوهش ترکیبی استفاده شده است. برای شناخت چگونگی مواجهة مخاطبان با برنامة خبری 20:30 از مصاحبة عمیق و برای سنجش نگرش سیاسی آنان از پرسش نامة محقق ساخته استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مخاطبانی که دسترسی فراخ تری به گفتمان های متفاوت دارند، رمزگشایی متفاوتی از برنامة خبری 20:30 می کنند. آنان بر اساس نوع نگرش سیاسی متمایل به محافظه کاری و لیبرال و همچنین متغیرهایی نظیر سرمایة فرهنگی، موقعیت ساختاری و موقعیت سوژه ای که در آن قرار می گیرند، دست به رمزگشایی متفاوتی می زنند.
طراحی پیام های سلامت مقوله ای میان رشته ای است که از حوزه ارتباطات سلامت سرچشمه گرفته است. آنچه در این مقاله بدان پرداخته ایم، سنجش میزان تأثیر الگوهای مختلف ارائه پیام های سلامت بر مخاطبان تلویزیون است. پرسش مهم مقاله این است که چگونه رسانه ای مانند تلویزیون از طریق الگوهای متفاوت ساختاری تولید و پخش پیام ها و اطلاعات سلامت محور، منجر به تغییر رفتار در فرد می شود؟ پیام های سلامت در این پژوهش به پیام هایی اطلاق می شوند که به بحث سلامت فردی و اجتماعی می پردازند. الگوهای ارائه پیام نیز شامل پیام های یک و دوطرفه و همچنین الگوهای سلبی و ایجابی ارائه پیام می شود. برای سنجش تأثیر این دسته از پیام ها بر مخاطبان، نمونه آماری با حجم 600 نفر از میان شهروندان بالای 15 سال تهرانی انتخاب شده است. روش این پژوهش پیمایش است. از مهم ترین یافته های پژوهش این است که برنامه های مستند و گزارش های تصویری، بیشترین نقش را ازنظر میزان جلب توجه مخاطبان کسب کرده اند. همچنین منبعی که بیشترین تأثیر را ازنظر مخاطبان دارد، متخصصان، کارشناسان، صاحب نظران و استادان باتجربه گزارش شده است، که می توان نتیجه گرفت که بهترین الگو برای ارائه پیام های سلامت در تلویزیون، برنامه هایی در قالب مستند و گزارش های تصویری و با حضور، متخصصان، کارشناسان، صاحب نظران و استادان باتجربه است.
هدف اساسی این پژوهش بررسی نقش انواع رسانه های جمعی در احساس امنیت اجتماعی شهروندان شهر تهران است .جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان 18 سال به بالای شهر تهران می باشد که با استفاده از جدول کرجسی ومورگان به تعداد 384 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ناحیه ای انتخاب شدند پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی است و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع پیمایشی است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است. به منظور روایی ابزار سنجش گویه های مناسبی برای هر یک از متغیرهای تحقیق از مبانی نظری تدوین گردید و پایایی پرسشنامه نیز با روش آلفای کرونباخ 84% به دست آمد.و برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چند گانه استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بین میزان استفاده از تلویزیون و احساس امنیت اجتماعی همبستگی مثبت و معنی دار (p