فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱٬۶۴۶ مورد.
ارائه مدلی برای ارزیابی کیفیت سود با استفاده از خصوصیات کیفی مفاهیم نظری گزارشگری ملی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کوچ سهام در بورس اوراق بهادار تهران (1377 - 1386)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بازار سهام، تغییر در ویژگیهای شرکت های مورد معامله منجر به تغییر در جریانات بازار و انتظارات سرمایه گذاران میشود. بنابراین تغییر در میزان متغیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، که تبیینکنندهی موقعیت ارزشی یا رشدی بودن سهام شرکت های مورد معامله است و نیز تغییر در اندازهی شرکت ها میتواند حایز اهمیت بسیار باشد. در مطالعات اخیر، از تغییر موقعیت شرکت ها بر اساس میزان متغیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و نیز تغییر اندازهی شرکت ها با عنوان «کوچ» یاد میشود (فاما و فرنچ، 2007). هدف این پژوهش، مطالعهی اثر پدیدهی کوچ بر بازدهی سهام شرکت های مورد معامله در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا با بهکارگیری مدل سه عاملی، افزایش ثروت سرمایه گذاران ناشی از پدیدهی کوچ تایید گردیده است.
آزمون رویکرد کارایی مدیریت سود و نقش آن در ارزش آفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو رویکرد متفاوت در خصوص مدیریت سود وجود دارد (رویکرد فرصت طلبانه، رویکرد کارایی). هدف از انجام این تحقیق، بررسی این است که کدام یک از رویکرد های مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران اعمال می شود. به عبارتی دیگر آیا مدیریت سود منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد شد یا اینکه برعکس، ارزش شرکت را کاهش می دهد؟ بدین منظور و براساس محدودیت های وضع شده تعداد 198 شرکت طی سال های 1385 تا 1390 (جمعا 1188 مشاهده) از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از بین صنایع مختلف انتخاب گردید. در این تحقیق، مدیریت سود به عنوان متغیر مستقل، اندازه، اهرم شرکت و میزان متغیر وابسته سال قبل به عنوان متغیرهای کنترلی و ارزش شرکت به عنوان متغیر وابسته می باشد. ارزش شرکت نیز با سه روش ROE، Qتوبین، و ROIC محاسبه گردید. سپس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16و Clementine نسخه 12 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که مدیریت سود که با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری محاسبه گردید در شرکت های مورد مطالعه بیشتر با رویکرد کارایی آن مطابقت دارد. یعنی، مدیریت سود باعث ارزش آفرینی می گردد. همچنین ملاحظه گردید که بین مدیریت سود و ROE رابطه ای وجود ندارد ولی بین مدیریت سود و Q توبین و ROIC رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
بررسی تجربی سازه های مهم در تعیین قراردادها، شاخصها و پارامترهای پاداش مدیران عامل شرکتها در ایران
حوزههای تخصصی:
این مقاله با استفاده از تئوری نمایندگی ( کارگزاری ) به بررسی دو موضوع مهم می پردازد : 1) ارتباط پاداش مدیران عامل شرکتها در ایران با سود حسابداری ، رشد سود و ارزش افزوده بازار ، 2) مطالعه سازه های مهم در تعیین پاداش مدیران عامل . در مورد اول ، از اطلاعات شرکتهای سوده پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در مقطع سالهای 1376 تا 1380 استفاده گردیده و از روش تحلیل واریانس و رگرسیون استفاده شده است . ...
پیش بینی جهت تغییرات بازده سهام بر اساس حجم معاملات با استفاده از مدل پرابیت برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
بازده سهام یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب بهترین سرمایه گذاری است، بنابراین پیش بینی و مقایسه بازده سهام شرکت های مختلف یکی از روش های بهبود فرآیند سرمایه گذاری است. در این پژوهش سعی بر آن است تا تحلیلی بر رابطه میان حجم معاملات سهام و جهت تغییرات بازده سهام (مثبت یا منفی بودن) ارائه گردد. برای بررسی فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های روزانه 76 شرکت در بازار بورس اوراق بهادار تهران، طی دور ه ای 4 ساله از 1386 لغایت 1389 الگوی پروبیت برآورد گردید. جهت بررسی دقیق تر موضوع، فرضیه ها برای طبقات مختلف شرکتهای نمونه از لحاظ حجم معاملات و نسبت بازده صفر بصورت مجزا مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان می دهد که حجم معاملات سهام تا حدودی دارای قدرت پیش بینی جهت تغییرات بازده در شرکتهای دارای حجم معاملات بالا و نیز شرکتهای با نسبت بازده صفر پایین است. اما برای شرکتهای با حجم معاملات پایین و نسبت بازده صفر بالا، حجم معاملات قدرت پیش بینی مشابه برای توضیح جهت تغییرات بازده های سهام را ندارد .
اقلام تعهدی غیرمنتظره، انحراف پایداری سود و بحران مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان برخی از ویژگی های برآمده از کیفیت سود با بحران مالی می پردازد. از این رو، برای محاسبة خصوصیت های کیفی سود از برخی از الگو های رایج در ادبیات موضوع بهره گرفته شد و به منظور بررسی احتمال بروز بحران مالی و ورشکستگی از سه معیار کلی و دو معیار بومی استفاده شد. در این راستا اطلاعات 3371 سال شرکت جمع آوری گردید و آزمون های آماری برآمده از فرضیه های پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که در اکثر موارد رابطة بحران مالی با خصوصیت های برآمده از ویژگی های کیفی سود معنادار بوده است. این ارتباط در خصوص تعریف خاص ورشکستگی در قانون تجارت جمهوری اسلامی ایران نیز معنادار بود. پژوهش حاضر با تقسیم بندی شرکت های مختلف در چهار پرتفوی بر حسب میزان سلامت مالی (دور بودن از احتمال ورشکستگی) به این نتیجه رسید که در اکثر موارد، ارتباط در پرتفوی آخر (شرکت های ناسالم از منظر بحران مالی) به مراتب دارای معناداری بیشتر نسبت به شرکت های موجود در سایر پرتفوی ها است. در ضمن، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که میزان استفاده از اقلام تعهدی در پرتفوهای متفاوت که نسبت به میزان احتمال ورشکستگی رتبه بندی شده بودند، به مراتب مختلف است. در نهایت با بررسی نحوة توزیع به کارگیری اقلام تعهدی در شرکت های گروه بندی شده بر اساس ماده 141 قانون تجارت نیز به نتایج مشابهی دست یافت. به نحوی که توزیع میزان استفاده از اقلام تعهدی در شرکت های ورشکسته دارای چولگی است.
بررسی واکنش نامتقارن سرعت تعدیل قیمت سهام به اطلاعات جدید در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر، این فرضیه که سرعت تعدیل قیمت سهام واکنش نامتقارنی به اخبار خوب و بد از خود نشان میدهد، برای بورس اوراق بهادار تهران مورد آزمون قرار گرفته است. برای بررسی این موضوع از مدل تعدیل جزئی قیمت که امکان مشاهده رفتار نامتقارن تعدیل قیمتها را فرآهم می آورد، استفاده شده است. مدل فوق با استفاده از داده های شاخص قیمت روزانه هشت صنعت منتخب در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1387 تا 1391 تخمین زده شده است. نتایج بدست آمده نشان میدهد که سرعت قیمت ها واکنش نامتقارنی به اطلاعات گذشته از خود نشان می دهند بطوری که درجه ماندگاری بازدهی های مثبت در بازار بیش از سه برابر اخبار منفی است. به عبارتی دیگر، تأثیر اخبار منفی (بازدهی های منفی) در مقایسه با اخبار مثبت (بازدهی های مثبت)، با سرعت بیشتری در قیمت های بازار جذب شده و در آن انعکاس می یابد. یکی از دلایل این موضوع می تواند این باشد که سرمایه گذاران تصور می کنند در صورت عدم واکنش به اخبار منفی، هزینه های بیشتری در مقایسه با اخبار مثبت به آن ها تحمیل می گردد. نتایج بدست آمده می تواند تأییدی بر تئوری دورنمای کانمن و تروسکی در خصوص رفتار ریسک گریزی افراد باشد. به طور کلی با توجه به پیش بینی پذیری بازده، فرضیه بازارهای کارا در خصوص بازار سهام ایران رد می گردد.
بنا نهادن تئوری حسابداری
حوزههای تخصصی:
روش اصول متعارف راهی است برای استفاده روشن وصریح از روش استدلال قیاسی. در این روش ابتدا گزاره هایی به عنوان اصول متعارف معرفی می شود و سپس با استفاده از قواعد استدلال منطقی معلومات دیگری بدست می آید. ویژگی اصول متعارف این است که مقبولیت عام دارد یا حداقل در یک چارچوب استدلالی به خصوص نیازی به اثبات ندارد. با کاربست صحیح قواعد استدلال در مورد اصول متعارف می توان معلومات جدیدی بدست آورد که صحت آن به درستی اصول متعارف بستگی دارد. در این مقاله ابتدا نحوه مفهومی کردن یک موضوع در قالب روش اصول متعارف بیان می شود و سپس برخی از تعاریف رایج در ادبیات حسابداری به شکل منطق نمادین ارائه می گردد. با استفاده از تعاریف و بدیهیات معرفی شده در این مقاله و بکاربستن قواعد استدلال منطقی قضایایی (نتایجی) بدست می آید که برخی از گزاره های اساسی در تئوری حسابداری می باشد. سیستمی که در این مقاله ارائه می شود ثابت می کند که بخش عمده ای از واژه های حسابداری از تعداد کمی از تصورات اولیه (بدیهیات) بدست می آید و نیز بساری از گزاره های مهم در این رشته از سایر گزاره ها بدست می آید و نیز بسیاری از گزاره های مهم در این رشته از سایر گزاره ها بدست می آید. آنچه که در اینجا ارائه می شود مدل غیرکاملی برای ایجاد تئوری حسابداری است. برای کامل کردن سیستم باید قضایای بیشتری اقتباس شود. روش اصول متعارف ویژگیهایی دارد که بالقوه می تواند در تحقیقات حسابداری مفید واقع شود. این ویژگی ها عبارت است از: 1- این روش به وضوح و اختصار ارتباط منطقی را در یک نظام بخصوص نشان می دهد. 2- این روش قدرت زیادی در ارتباط دادن واژه های مختلف و مفاهیم یک رشته به سایر واژه ها و مفاهیم در آن رشته دارد. 3- این سیستم بی ثمری مطالب ضد و نقیض را که عمدتاً ناشی از مغالطه ها و یا سردرگمی های زبانی است‘ نشان می دهد. 4- با استفاده از این روش می توان هر مشکل یا مسئله را به صورت مفهومی یا نظری در آورد. 5- اگر این روش توسط طرف های دیگر در یک بحث و مناظره پذیرفته شود ارتباط بین آنها را هرچه بیشتر تسهیل می کند.
بررسی همزمان عوامل موثر بر ساختار سرمایه و بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی هم زمان عوامل موثر بر ساختار سرمایه و بازده سهام می باشد. در راستای این هدف، اطلاعات مالی مربوط به 97 شرکت بورسی که اطلاعات آن ها در طی دوره ی زمانی پژوهش (1380-1389) در دسترس بود، با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مدل سازی معادلات ساختاری این امکان را به پژوهشگر می دهد که معادلات رگرسیونی را به طور هم زمان آزمون نمود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که بازده سهام، سودآوری، ساختار دارایی ها، رشد مورد انتظار، اندازه ی شرکت و نوع صنعت بر ساختار سرمایه تأثیرگذار می باشد و عوامل موثر بر بازده سهام شامل ساختار سرمایه، سودآوری، تکانه ی قیمت سهام و ارزش شرکت است. همچنین یافته های پژوهش حاکی از وجود ارتباط متقابل بین ساختار سرمایه و بازده سهام است؛ به گونه ای که بازده سهام طبق تئوری زمان بندی بازار بر ساختار سرمایه تأثیر منفی و ساختار سرمایه طبق رابطه ی مستقیم ریسک و بازده بر بازده سهام تأثیر مثبت داشته است.
حسابداری سبز به عنوان یک سیستم اطلاعاتی
منبع:
حسابدار ۱۳۸۴ شماره ۱۶۸
حوزههای تخصصی:
سرمایه فکری: در مسیر گذر از تئوری به عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اقتصاد دانش محور ، از سرمایه فکری به منظور ایجاد ارزش برای سازمان استفاده می شود و در دنیای امروز ، موفقیت هر سازمان به توانایی مدیریت این دارایی ها بستگی دارد. امروزه شاهد رشد اهمیت سرمایه های فکری ، به عنوان یک ابزار موثر برای افزایش رقابت شرکت ها هستیم . اندازه گیری سرمایه فکری به منظور مقایسه شرکت های مختلف ، تعیین ارزش واقعی آنها و حتی بهبود کنترل های آنها ضروری است .
سرمایه فکری بعنوان یک الگوی جایگزین با هدف شناسایی، اندازه گیری، گزارش دهی و مدیریت دارایی های دانشی ظاهر شده است . در حالی که نیاز به چهارچوب های منظم برای در نظر گرفتن دارایی های دانشی و منابع نامشهود ( نهان ) در محیط اقتصاد جدید وجود دارد، این الگو هنوز یک راه حل غالب برای تئوریسین های حسابداری، متخصصین شرکت ها و ناظران قانونی پیدا نکرده است .
این مقاله به تحلیل سرمایه فکری بعنوان ابزاری برای برآورده کردن نیازهای واقعی شرکت ها و اهمیت و نقش آن در حسابداری و مدیریت مبتنی بر دانش می پردازد . در این مقاله ، مباحثی مطرح می شود که می تواند تائید کننده جایگزینی سرمایه فکری به جای حسابداری مدیریت در شرکت ها باشد.
مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی وچولگی بازده سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه ی ارتباط مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی با چولگی بازده سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. اطلاعات مورد نیاز برای این پژوهش از صورت های مالی 81 شرکت در دوره ی زمانی 1393-1389 گردآوری شده است. در این پژوهش مسئولیت اجتماعی شرکت ها از طریق معیارهای برنامه های حمایت از آموزش، لگاریتم اعضای هیأت مدیره و نسبت دارایی های ثابت به کل دارایی استفاده شده است و چولگی بازده سهام به دو بخش چولگی مثبت بازده سهام و چولگی منفی بازده سهام طبقه بندی شد. یافته های حاصل از آزمون فرضیه ی اول پژوهش نشان می دهد که بین متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت و چولگی مثبت بازده سهام ارتباط مستقیم و معنی داری وجود دارد. به عبارتی با افزایش مسئولیت اجتماعی در شرکت های مورد مطالعه، چولگی مثبت بازده سهام افزایش می یابد و رشد در قیمت های سهام افزایش می یابد ولی یافته های حاصل از آزمون فرضیه ی دوم پژوهش نشان می دهد که بین متغیر مسئولیت اجتماعی شرکت و چولگی منفی بازده سهام ارتباط معکوس و معنی داری وجود دارد. به عبارتی با افزایش مسئولیت اجتماعی در شرکت های مورد مطالعه، چولگی منفی بازده سهام کاهش می یابد و ریزش در قیمت های سهام کاهش می یابد.
حسابداری ساختگی
حوزههای تخصصی:
بر اساس تئوری نمایندگی، مدیران به عنوان نمایندگان صاحبان اصلی شرکت، در قبال پذیرش مسئولیت مباشرت، از برخی مزایای مستقیم و غیرمستقیم برخوردار میشوند که اغلب آن ها در ارتباط با ارقامی است که در صورتهای مالی ارائه میشوند. ارتباط این مزایا با صورتهای مالی است که ممکن است منجر به ایجاد انگیزههایی در مدیران برای اعمال دستکاری در صورتهای مالی شود؛ چرا که آن ها خود، مسئول تهیه صورتهای مالی بوده و در این راستا، اختیاراتی نیز دارند. از جمله مواردی که در سیر ادبیات مربوط به خود، به عنوان عملی منفی و گمراه کننده مطرح شده است، حسابداری ساختگی است. به این معنی که مدیران با استفاده از دانش و تجربه خود در رابطه با حسابداری و استانداردهای آن، به گونهای از اختیارات خود استفاده نمایند که در نهایت، صورتهای مالی، نشانگر آن چیزی باشند که آن ها میخواهند. هر چند، ممکن است این خواسته مدیران منجر به گمراهی استفادهکنندگان صورتهای مالی شود. در این مقاله، سعی بر آن است تا با مرور ادبیات مربوط به حسابداری ساختگی، به جوانب گوناگون آن از جمله بیان تعاریف و دیدگاههای مختلف در رابطه با حسابداری ساختگی، شیوههای انجام آن و علل و انگیزههای پیدایش آن پرداخته شود. همچنین، در پایان، مباحثی در زمینه ارتباط حسابداری ساختگی با اصول اخلاقی، و خلاقیت و نوآوری در حسابداری مطرح میشود
بررسی هموارسازی سود از طریق فروش دارایی های شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی هموارسازی سود از طریق فروش دارایی های شرکت می پردازد. برای آزمون هموارسازی سطح سود عملیاتی انتخاب شده است. آزمون با بهره گیری از رگرسیون چندگانه خطی برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی دوره زمانی 1381 تا 1385 صورت پذیرفت. نتایج تحقیق حاکی از تأیید هموارسازی است، چنان که سود فروش دارایی ها تغییرات موقتی سود را هموار می سازد. همچنین میزان اثر هموارسازی سود در شرکت های دارای کاهش سود عملیاتی بیشتر از شرکت هایی است که افزایش سود عملیاتی را تجربه می کنند.
محیط کنترلی را ارزیابی کنید
حوزههای تخصصی:
نظری اجمالی بر سیستمهای اطلاعاتی حسابداری
منبع:
حسابدار ۱۳۷۹ شماره ۱۴۰
حوزههای تخصصی:
تحلیل نظری و تجربی تأثیر توان رقابتی بازار محصول بر بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازده سهام یکی از معیارهای اساسی برای تصمیم گیری در بورس اوراق بهادار است. بازده سهام خود به تنهایی محتوایی اطلاعاتی دارد که بیشتر سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه در تجزیه و تحلیل مالی و پیش بینی های خود از آن استفاده می کنند. مطالعات متعددی در مورد بازده سهام انجام گرفته است که نشان می دهد بازده سهام تحت تأثیر متغیرهای گوناگون قرار می گیرد. توان رقابتی بازار محصول از جمله این عوامل است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر توان رقابتی بازار محصول بر بازده سهام است. معیارهای رقابت بازار محصول در این پژوهش، شامل شاخص های تمرکز در صنعت، قابلیت جانشینی کالا، اندازه بازار، شاخص Q توبین و موانع ورود (شدت سرمایه گذاری) هستند. برای این منظور، نمونه ای شامل 87 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی سال های 1382 تا 1391 به روش داده های تابلویی ارزیابی شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد از میان شاخص های معرفی شده، تمرکز صنعت، قابلیت جانشینی کالا، اندازه بازار و شاخص Q توبین بر بازده سهام شرکت های مذکور، تأثیر منفی و معنادار داشته است؛ ولی موانع ورود بر بازده سهام تأثیر معناداری نداشته است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت شرکت های با توان رقابتی بالا، بازده پایینی کسب کرده اند.