مقاله پیش رو نظر به چالش هایی که ثبت «کنیه» با کارکردهای متنوعش در فرایند ترجمه متون روایی به همراه دارد نگاشته شده است. هدف در این پژوهش، اولا طرح این چالش ها و ثانیا یافتن راهکارهایی عملی برای حل آن هاست. در این راستا چندی از این چالش ها که در طول تجربه نگارندگان در ترجمه متون روایی نمایان شده اند طرح می شوند و به لحاظ نظری تحلیل می شوند. سپس سه نمونه به نمایندگی از مواردی که هر چالش را در بر دارند از کتاب ارجمند بحار الأنوار نقل می شوند تا چالش به طور تطبیقی بازخوانی شود. سپس راهکارهایی برای حل هر چالش، نظر به نمونه های مذکور، به دست داده می شود. کارکرد کنیه به مثابه یک اسم خاص، دلالت مجازیِ کنیه به عنوان یک وصفِ فرهنگی، ارجاع کنیه به پدیده های غیر انسانی و نیز مفاهیم انتزاعی، کارکرد «ابن» و «بنت» و «بنی» در ساخت های شبیه به کنیه، سیالیت نوشتاریِ «أب» در ساخت کنیه نظر به نقش های نحویِ آن، و کاربست پربسامد کنیه های معصومین علیهم السلام، قضایایی هستند که در طول این پژوهش به عنوان مسائل چالش انگیز در ترجمه متون روایی به فارسی طرح شد اند و راهکارهایی برای حلشان به دست داده شده است.
سِرُّالإسراء تألیف استاد عرفان و اخلاق معاصر، مرحوم آیت الله سعادت پرور; است که با روش های اجتهادی به استنباط معارف عرفانی و آموزه های اخلاقی از کتاب و سنت پرداخته است. این تحقیق، به تدوین قوانین عامی می پردازد که در پسْ زمینه روش مؤلف کتاب سِرُّالإسراء برای فهم آیات و روایات عرفانی و اخلاقی و یا در صدور توصیه های تربیتی بر اساس کتاب و سنت به کار رفته است. این قواعد، هم وزن قواعد فقهی در دانش فقه و دارای همان کاربرد و کارکرد در حوزه عرفان و اخلاق اسلامی است؛ و برای نخستین بار، در این تحقیق، به عنوان حوزه ای نو در عرفان و اخلاق اسلامی معرفی می شود. تحقیق حاضر با روش کتابخانه ای و بر اساس شیوه استقرائی (تحلیل تماتیک) با بررسی صدها نمونه از روش استاد فقید، در استنباط از آیات و روایات اخلاقی در این کتاب، توانسته نُه قاعده کلی حاکم بر روش ایشان را استخراج کند و مصادیق و کارکردهای این قواعد را نیز نشان دهد.
همان گونه که قران کریم رسول گرامی خود را توصیف می کند آن حضرت انسانی با ویژگی هایی متعالی بود. شخصیتی که شاسته دریافت مدال (إنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم) از سوی پروردگار هستی گردید. قرآن در تبیین سیره اخلاقی پیامبر، به عشق و علاقه ایشان به هدایت مردم و نجاتشان از گمراهی سخن می گوید، این علاقه به حدی بود که خداوند به پیامبرش خطاب می کند «لَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک أَلاّ یکونُوا مُومِنِینَ» (شعراء، 3) و در فرازی دیگر از دلسوزی فراوان و حرص شدید آن حضرت بر هدایت مردم سخن گفته و می فرماید: «لَقَدْ جَاءَکمْ رَسولٌ مِّنْ أَنفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ» (توبه، ۱۲۸)
رحمت جهانیان بودنِ پیامبر اکرم (ص) در همه رفتارهای پیامبر موج می زند. از برخورد با مخالفان در عفو و گذشت گرفته، تا احترام به مردم عادی به ویژه تکریم مومنین و یاران و اصحاب خود، همه و همه جلوه ای از خلق عظیم الهی بود؛ که در سیمای نورانی و اعمال و رفتار پیامبر خود را نشان می داد.
در گذر زمان، برخی از احادیث، دچار آسیب هایی شده اند که از جمله آنها، نقل به معنا بدون رعایت شرایط آن، تحریف و نیز تطبیق غیر دقیق با آیات قرآن است. این آسیب ها مانع از فهم صحیح و پذیرش بدون بررسی احادیث می شوند. بنابر این لازم است برای پذیرش یک حدیث یا نفی صدور آن و در صورت پذیرش، دست یابی به فهم صحیح از آن، نخست به کنکاش از مصدر و اعتبار آن پرداخت. از جمله احادیثی که بعضی از مفسران ادعا کرده اند جعلی است، حدیث بعوضه در تفسیر قمی از امام صادق (ع) است که در آن گفته شده مراد از بعوضه در آیه 26 سوره بقره، امیرالمؤمنین است. حدیث دیگری در تفسیر امام عسکری (ع) نقل شده که برخی آن را نشان جعلی بودن حدیث بعوضه دانسته اند، در برابر برخی تلاش کرده اند تا راه حلی برای جمع میان این دو حدیث بیابند. در این مقاله با بررسی علمی و روشمند سند و متن روایت بعوضه و نقد فنی آن، از جمله تشکیل خانواده حدیثی و تحلیل متنی احادیث مرتبط، بررسی امکان جمع دلالی یا ترجیح هر یک از احادیث، مشخص شده که حدیث بعوضه دچار آسیب نقل به معنای بدون رعایت شرایط شده که زمینه ساز آسیب فهم نادرست از تفسیر آیه است و نیز آسیب های تحریف در متن و تدلیس در سند روایت بعوضه قابل ریشه یابی است و نیز ثابت شده که تطبیق واژه ""بعوضه"" بر امام (ع) به عنوان بطن آیه 26 سوره بقره نادرست می باشد.