در این پژوهش پس از تبیین معنای فلسفه در تربیت به تعیین نسبت حقیقت با ساخت معنا و ارتباط آنها با نسبی گرایی پرداخته، و میزان سازگاری و ناسازگاری این برنامه با تعلیم و تربیت اسلامی در بستر فلسفه صدرایی واکاوی می شود. طبق نظریه حرکت جوهری ملاصدرا، سیالیت هویت انسان برخلاف نگرش پست مدرنی که بستر ظهور برنامه فلسفه برای کودکان است، تغییرات متزلزل معقولیت و تنوع معرفت در حیطه امور قراردادی، بدون التزام به حقیقت قلمداد نمی شود، بلکه آن جوشش و کششی ذاتی، برخاسته از معیار وزین عقل و باور ایمانی در راستای کشف و درک حقیقت است و در مسیر استکمال نفس انسان قرار دارد. هدف این مقاله تبیین، تحلیل و تصحیح برنامه فلسفه برای کودکان متناسب با بسترهای فرهنگی جامعه ایرانی با روش توصیفی تحلیلی است. به نظر می رسد بهره گیری از نظام فلسفه صدرایی در تبیین چگونگی تکوین و به-کارگیری باورهای عقلی و ایمانی در زمینه تربیت بدرستی می تواند توان دیدگاه اسلام را در زمینه ایجاد و تقویت نظام آموزشی رسمی و غیر رسمی نشان دهد.
بحث و بررسی در زمینة چیستی الگو و نقش آن در تربیت، همواره دغدغة مهم فیلسوفان تعلیم و تربیت بوده است. بر این اساس، دربارة جایگاه الگو و اهمیت آن، سخنان نغز، بسیار گفته شده است؛ اما دربارة نقش الگو در انتقال ارزش ها و چگونگی اثرگذاری آن بر افرادِ تحت تربیت، به ویژه نسل جوان، کمتر سخن به میان آمده است.
پژوهش حاضر بررسی نقش الگو با رویکرد یاد شده را مطمح نظر خود قرار داده است. نویسنده در این نوشتار با تقسیم روش شناسی مرتبط با الگو و افراد هدف و بیان مؤلفه هایی در ذیل هریک، کوشیده است تا به دیدگاهی نو در این زمینه تقرب جوید. اهمیت و حساسیت الگوپذیری، برخوردار از فرایندی است که سرعت و سلامت آن، به دقت و توجه به این مؤلفه ها و رعایت عملی آنها وابسته است. این پژوهش با رویکرد درون دینی و به شیوة تحلیلی ـ منطقی انجام شده است.
از دیدگاه اسلام، تشکیل خانواده و تربیت صحیح فرزند، جایگاه ویژه داشته و نردبان صعود شمرده شده است. موفقیت در تربیت عبادی معنوی فرزند، به نبود عوامل آسیب زا در امر ازدواج و گزینش همسر بستگی دارد. ازاین رو، شناخت زمینه ها و عوامل آسیب زای این عرصه، هنگام ازدواج و پیش از آن، امری سرنوشت ساز می باشد. این پژوهش بر آن است که عوامل آسیب زا در تربیت معنوی عبادی فرزندان آینده خانواده را، هنگام ازدواج و پیش از آن، از دیدگاه منابع دینی و از منظر کارشناسان امر، بازکاوی کند تا برای کسانی که در مسئله ازدواج، نسبت به همسر و تربیت فرزندان آینده شان دغدغه دارند راهگشا باشد. این تحقیق با رویکرد توصیفی تحلیلی، عوامل آسیب زای تربیت معنوی عبادی را مورد ارزیابی قرار می دهد. مواردی همچون: عدم تدین همسر، نابرابری اعتقادی و فرهنگی داوطلبان ازدواج، بداخلاقی، شراب خواری، نابرابری فکری زوجین، و نیز برخی بیماری های ارثی، ازدواج های تحمیلی و... از یافته های این تحقیق و از عوامل آسیب زا به شمار می آیند.