ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۴٬۴۸۶ مورد.
۴۴۶۱.

بررسی و نقد جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی و بازخوانی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به منظور تبیین اصل اختیار و دست یابی به اصول و مولفه های تربیت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۶
هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریه ی اعتباریات علامه طباطبایی، به منظور نفی جبر طبیعت و تکوین مد نظر نظام های سلطه و تبیین اراده و اختیار انسان است که در ضمن آن اصول ومولفه های تربیت سیاسی بر مبنای نظریه اعتباریات اخذ می گردد. بدین منظور ابتدا نفوذ جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی به روش توصیفی و تحلیل مفهومی بررسی و با رویکرد انتقادی نقد گردید. در ادامه نظریه اعتباریات علامه جهت تبیین اختیار توصیف وتحلیل شد. سپس با روش استنتاجی پیش رونده هدف غایی و مبانی انسان شناسی علامه از نظریه اعتباریات مشخص شد. در نهایت اصول و مولفه های تربیت سیاسی از آنها استنتاج گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظام های سیاسی سوسیالیستی و لیبرالیستی با مبانی اومانیستی، بر جبر طبیعت و تکوین تاکید و جبر سیستمی را به بشر تحمیل نموده اند. در مقابل نظریه اعتباریات تحلیلی از نفس آدمی و نحوه کنشگری آن به دست می دهد که توهم جبر تکوینی را توجیه می کند زیرا شخصی که مورد جبر واقع شده از فکر(نکردن) افتاده و تنها در برابر خود یک فکر می بیند و آن فکر( کردن) که آن را اختیار کرده در غیر این صورت فعل محقق نمی شد و حرکتی ایجاد نمی شد. در دیدگاه علامه غایت والای سیاسی توحیدمحوری است. اصل اختیار به عنوان مفهوم میانی در یک ارتباط پیچیده با مبانی، اصول و مولفه ها مرتبط است و مانند روح بر پیکره آن دمیده شده است.
۴۴۶۲.

نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه و اهداف: در تاریخ تمدن اسلامی، تفکیک نهادی میان علم دینی و علم بشری سابقه ای طولانی ندارد و تا قرون متمادی، مراکز آموزشی دینی متولی آموزش طیف وسیعی از دانش ها، اعم از علوم نقلی، عقلی و تجربی بوده اند. در ایران نیز، حوزه های علمیه و مدارس دینی نقش محوری در آموزش عمومی و عالی ایفا می کردند و بسیاری از دانشمندان بزرگ، هم زمان صاحب نظر در دین و علوم گوناگون بودند. با این حال، از اواخر دوره قاجار و به ویژه در عصر پهلوی، به تدریج فرایند تفکیک نهاد دین از نظام رسمی آموزش و پرورش شکل گرفت و الگوی آموزشی غرب محور جایگزین الگوی سنتی شد. این تحول، اگرچه موجب گسترش آموزش نوین گردید، اما به تضعیف حضور دین و ارزش های دینی در نظام تعلیم و تربیت انجامید. در چنین بستری، حوزه علمیه قم به عنوان مهم ترین مرکز علمی شیعه، همواره تلاش کرده است نقش تاریخی و تمدنی خود را در عرصه تعلیم و تربیت حفظ و بازتعریف کند. اهمیت بررسی این نقش از آن جهت است که آموزش و پرورش یکی از اصلی ترین عرصه های تحقق تربیت دینی و انتقال ارزش های اسلامی به نسل جدید به شمار می آید. هدف اصلی این پژوهش، ترسیم تصویری جامع و تحلیلی از نقش آفرینی حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش ایران در سده اخیر و تبیین سیر تحول این نقش در دوره های مختلف تاریخی است. پژوهش می کوشد نشان دهد که این نقش آفرینی چگونه از فعالیت های پراکنده و فردمحور به تعاملات ساختارمند و نهادمند تبدیل شده و چه فراز و نشیب هایی را تجربه کرده است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و تاریخی است. داده های تحقیق از طریق بررسی اسناد رسمی، تفاهم نامه ها، گزارش های نهادی، مصوبات قانونی، آثار مکتوب، خاطرات و تحلیل های مرتبط با تعامل حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش گردآوری شده است. در این پژوهش، با رویکرد تاریخی-تحلیلی، تحولات نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر در قالب پنج دوره زمانی متمایز بررسی شده است. این دوره بندی براساس نقاط عطف نهادی، تغییرات ساختاری، و تحولات سیاست گذاری در هر مقطع صورت گرفته است. در مرحله توصیف، مهم ترین اقدامات، نهادها، افراد تأثیرگذار و برنامه های مشترک حوزه و آموزش و پرورش در هر دوره شناسایی و گزارش شده و در مرحله تحلیل، میزان اثرگذاری، سطح نهادمندی، و جهت گیری کلان این تعاملات مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش تحلیل داده ها، تحلیل کیفی و مقایسه ای بوده و تلاش شده است ضمن پرهیز از نگاه صرفاً گزارش محور، الگوهای غالب، روندهای صعودی یا نزولی و چالش های پایدار تعامل حوزه و آموزش و پرورش استخراج شود. این روش امکان ارائه تصویری کلان از سیر تطور نقش حوزه علمیه قم و ارزیابی جایگاه کنونی آن در نظام آموزش و پرورش کشور را فراهم ساخته است. نتایج : یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش طی سده اخیر را می توان در پنج دوره اصلی تبیین کرد. دوره نخست، دوران پیش از انقلاب اسلامی است که نقش حوزه عمدتاً به صورت پراکنده و فردمحور و در واکنش به گسترش نظام آموزشی سکولار شکل گرفت؛ هرچند در سال های پایانی این دوره، با فعالیت های شهیدان بهشتی، باهنر و مطهری، همکاری های مؤثرتری در حوزه تألیف کتاب های درسی و تأسیس مدارس دینی-نوین پدید آمد. دوره دوم، از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۱۳۸۵، دوره همگرایی ارزشی و تلاش برای اسلامی سازی آموزش و پرورش است. در این مقطع، دین مسئولیت اجتماعی آشکارتری یافت و حضور حوزویان در بازنگری محتوای درسی، ساختارهای تربیتی و نهادهای تصمیم ساز افزایش یافت، هرچند این تعاملات هنوز فاقد انسجام نهادی کامل بود. دوره سوم، با تشکیل ستاد همکاری های حوزه های علمیه و آموزش و پرورش از سال ۱۳۸۵، نقطه عطفی در ساختارمند شدن این تعاملات محسوب می شود. در این دوره، همکاری ها در قالب کمیته های تخصصی، تفاهم نامه ها، همایش ها و برنامه های مشترک در حوزه های نیروی انسانی، پژوهش، تألیف کتب درسی و فعالیت های پرورشی توسعه یافت. دوره چهارم، دوره تثبیت نسبی و تلاش برای نهادینه سازی همکاری ها در سطوح استانی و ملی است و دوره پنجم، از سال ۱۳۹۵ تاکنون، دوره گسترش سیاست گذاری ها و اجرای گسترده طرح های مشترک با رویکرد راهبردی و کلان محسوب می شود. بحث و نتیجه گیری : تحلیل سیر تاریخی نقش حوزه علمیه قم در آموزش و پرورش نشان می دهد که این نقش آفرینی، روندی تدریجی و عمدتاً صعودی داشته است. حوزه علمیه قم توانسته است از جایگاه کنشگری واکنشی و محدود، به یک بازیگر نهادی و اثرگذار در سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای بخشی از فعالیت های تربیتی نظام آموزش و پرورش ارتقا یابد. شکل گیری ستاد همکاری ها و تدوین اسناد راهبردی را می توان از مهم ترین دستاوردهای این فرایند دانست. با این حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علی رغم دستاوردهای قابل توجه، فاصله معناداری میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب تعامل حوزه و آموزش و پرورش وجود دارد. چالش هایی همچون محدودیت ظرفیت های اجرایی، ناهماهنگی های نهادی، تغییرات مدیریتی، و عدم بهره برداری کامل از توان علمی و پژوهشی حوزه، مانع از تحقق حداکثری اهداف شده است. بر این اساس، تقویت پیش نیازهای نهادی، بالفعل سازی ظرفیت های بالقوه حوزه های علمیه، تربیت نیروی انسانی متخصص و متناسب با نیازهای آموزش و پرورش، و رفع موانع ساختاری و فرهنگی، از مهم ترین الزامات ارتقای نقش حوزه علمیه قم در این عرصه به شمار می آید. تحقق این اهداف می تواند به تعمیق تربیت اسلامی و ارتقای کیفیت نظام تعلیم و تربیت کشور منجر شود. تقدیر و تشکر: نویسنده بر خود لازم می داند از کلیه اندیشمندان، پژوهشگران و مدیران حوزه علمیه قم و وزارت آموزش و پرورش که اسناد، تجربیات و دیدگاه های آنان در انجام این پژوهش مؤثر بوده است، قدردانی نمایند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می دارند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع شخصی یا سازمانی وجود نداشته است.
۴۴۶۳.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی تحمل پریشانی بر اساس آموزه های دین اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف: تحمل پریشانی ، توانایی تجربه و کنار آمدن با حالات روانی پریشان کننده است که می تواند ثمره فرایندهای شناختی و جسمانی فرد باشد که به شکل یک حالت هیجانی به یاد آورده شود و در بیشتر اوقات با گرایش به انجام یک رفتار جهت تسکین تجربه هیجانی منفی فرد شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی تحمل پریشانی بر اساس آموزه های دین اسلام بود. روش: ای ن پ ژوهش ب ه روش آمیخت ه اکتش افی انج ام ش ده اس ت. در بخ ش کیف ی پ ژوهش از روش تحلیل محتوا، ب رای شناس ایی مولفه های تحمل پریشانی بر اساس آموزه های اسلام اس تفاده ش د. جامع ه آم اری در بخش کیفی ، ش امل قرآن کریم و روایات و احادیث معتبر و قابل استناد بوده است. مضامین منتخب، ب ا اس تفاده از روش کدگ ذاری تجزی ه وتحلیل ش دند. پای ایی کدگ ذاری ه ا ب ا اس تفاده از ض ریب تواف ق کاپ ا در ن رم اف زار spss23 به مقدار 773/0 تأیید ش د و روای ی آن نی ز ب ه تأیی د پ نج نف ر از اس اتید دانشگاه اصفهان رس ید. بخ ش کمّ ی پ ژوهش، ب رای اعتبارس نجی الگ وی تحمل پریشانی بر اساس آموزه های دین اسلام ب ه روش همبس تگی مبتن ی ب ر م دل مع ادلات س اختاری انج ام ش د. جامع ه آم اری بخ ش کمّ ی، ش امل دانشجویان زن دانشگاه اصفهان بود که تعداد 366 نفر از آنها ب ه روش نمون ه گیری در دسترس به عنوان نمون ه انتخ اب ش دند. اب زار گ ردآوری داده ه ای کمّ ی، پرس شنامه پژوهشگ رس اخته بود ک ه روای ی آن از ط رف اس اتید ص احبنظر تأیی د و پای ایی آن نی ز ب ه روش آلف ای کرونب اخ 78/0محاس به ش د. یافت ه ه ا: یافت ه ه ای پ ژوهش نش ان دادن د ک ه تحمل پریشانی بر اساس آموزه های اسلام دارای 5 مؤلف ه اص لی و 15 مؤلف ه فرع ی اس ت ک ه عبارتن د از : آرامگری و بازسازی (توکل به خدا، اعتقاد با آزمایشات الهی و امید به زندگی)، ذهن آگاهی (بخشش، پرهیز از غفلت و نسیان، مراقبه )، خود مدیریتی (صبر ، مهارت عفو و گذشت ، استقامت) ، مدیریت هیجان (تسلیم در برابر خداوند ، فروبردن خشم، توبه) و درگیری در فعالیت ها (سفر، صله رحم، ورزش). نتیجه گیری: استفاده از آموزه های قرآنی ، می تواند جایگزین های مناسبی برای افکار پریشانی در افراد باشد. رویکرد درمانی در تفسیر آیات و ق رآن مح ور ب ودن آموزه های درمانگر، رهاوردی نو در حوزه ای تفسیر و علم روانشناسی بالینی و مشاوره است.
۴۴۶۴.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سنجش سلامت سازمانی مدرسه با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سلامت سازمانی مدارس بر اساس رویکرد اسلامی انجام شد. روش: این مطالعه در دو مرحله اصلی و به روش ترکیبی انجام شد. در مرحله اول، با استفاده از روش های تحقیق کیفی مانند روش مصاحبه و استفاده از گروه های متمرکز با مدیران، معلمان و صاحب نظران، مصادیق سلامت سازمانی بر اساس رویکرد اسلامی و مصادیق آن طبق تعریف پژوهشگر، استخراج شد و به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. در مرحله دوم و به روش توصیفی از نوع پیمایشی، پرسشنامه ای 109 سؤالی طراحی شد که پس از اصلاحات، به 79 سؤال کاهش یافت. داده های جمع آوری شده از نمونه آماری با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: تحلیل عاملی منجر به شناسایی 10 عامل اصلی شامل نفوذ مدیر، تعهد و احساس مسئولیت معلمان، پاسداشت ارزش های اسلامی، حمایت از منابع انسانی، تأکید بر خلاقیت، احترام و اعتماد متقابل، همفکری، تلاش دانش آموزان، امکانات مدرسه و تأکید بر کیفیت شد که 65.40 درصد واریانس کل را تبیین کردند. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان (روایی محتوایی) و تحلیل عاملی اکتشافی (روایی سازه) مورد تأیید قرار گرفت. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 98/0 و برای عوامل مختلف بین 75/0 تا 95/0 محاسبه شد که نشان دهنده پایایی و همسانی درونی بالای ابزار است. نتیجه گیری: پرسشنامه طراحی شده ابزاری معتبر و قابل اعتماد برای سنجش سلامت سازمانی مدارس با رویکرد اسلامی است. این ابزار می تواند در شناسایی نقاط قوت و ضعف مدارس، برنامه ریزی برای بهبود کیفیت آموزش و ایجاد محیطی مؤثر و حمایتگر نقش اساسی ایفا کند.
۴۴۶۵.

تبیین مؤلفه های مدرسه کرامت مدار با تأکید بر رویکرد اسلامی عمل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بازتعریف کرامت با نظر به رویکرد اسلامی عمل و تبیین اهداف و اصول مدرسه کرامت مدار با نظر به آن است. روش: رویکرد روشی پژوهش حاضر، مفهوم پردازی و استنتاجی است. در گام نخست، تلاش خواهیم کرد تا کرامت را با مفروض انگاشتن رویکرد اسلامی عمل و در پهنه زندگی آدمی تحلیل و معنا کنیم. در گام دوم با نظر به این مفهوم و مؤلفه های آن و با نگاه به اهداف تربیت از منظر رویکرد اسلامی عمل، اهداف مدرسه کرامت مدار را تبیین می کنیم. در نهایت نیز با رویکرد استنتاجی و با ترکیب اهداف مدرسه کرامت مدار و مبانی تربیت، اصولی در چهار حوزه تشکیل دهنده اتمسفر مدرسه استنتاج خواهند شد. یافته: بر أساس بیان های قرآن می توان گفت همه انسان ها در خلقت انسانی خویش با هم برابر بوده و دارای کرامت ذاتی هستند. از سوی دیگر، از نوعی دیگر از کرامت می توان سخن گفت و آن را کرامت ثانویه و یا اکتسابی نام نهاد. این سطح از کرامت، سطحی است که آدمی با اعمالش آن را به وجود می آورد. بر این اساس، مدرسه کرامت مدار دارای سه هدف عمده حفظ کرامت ذاتی دانش آموزان، تعدیل واقع گرایانه نگاه دانش آموزان نسبت به خویش و نیز ایجاد و تقویت بسترهای کرامت ثانویه دانش آموزان است. تحقق این اهداف مستلزم رعایت اصولی در چهار بخش سازنده اتمسفر مدرسه است. در حوزه بینش معلمان و مربیان، محبت و احترام بلاشرط فراگیر به جای محبت و احترام مشروط و انتخابی، همراهی همدلانه و هدایتگرایانه به جای مچ گیری کنترل گرایانه و نگاه وجودی به دانش آموز به جای نگاه شیء گونه باید مد نظر قرار گیرد. در حوزه قوانین و رویه های مدرسه، اصولی چون اطلاع رسانی پیشینی، دقیق و فراگیر قوانین و رویه ها به دانش آموزان، در نظر داشتن معیار عدالت در تدوین و اجرای قوانین و رویه ها، تغافل تشکیکی، مشارکت در تدوین و اجرای قوانین و وجود سازوکارهیا جبران باید مد نظر قرار گیرد. در بخش ویژگیهای شخصیتی معلمان باید به اصولی چون ادب و احترام و صبر و تامل توجه کرد و در بخش کالبد مدرسه باید به اصولی چون تمییزی، نظم و آراستگی مدرسه و نیز مدیریت تناسب امکانات مدرسه با تعداد و شرایط دانش آموزان توجه کرد. نتیجه: از منظر نظریه اسلامی عمل، عاملیت دانش آموز در گرو به رسمیت شناخت دوگانه «اختیار و مسئولیت» است. این پژوهش نشان می دهد که قوانین مدرسه اگر با عدالت، شفافیت و مشارکت دانش آموزان همراه باشد می تواند عاملیت آنان را به سمت انتخاب های اخلاقی سوق دهد. از سوی دیگر، نگاه وجودی معلمان به جای نگاه ابزاری، نه تنها کرامت ذاتی دانش آموزان را پاس می دارد، بلکه با ایجاد فضایی امن برای خطا و اصلاح، زمینه تقویت کرامت اکتسابی را فراهم می کند. نکته حائز اهمیت، تعامل دیالکتیکی بین ساختار و عاملیت در مدرسه است. ساختار فیزیکی و قوانین مدرسه اگر مبتنی بر اصولی چون نظم، عدالت و احترام باشد به عاملیت دانش آموزان جهت می دهد و هم زمان، عاملیت آنان می تواند ساختارهای نامناسب را به چالش بکشد.
۴۴۶۶.

مدل یابی نقش میانجی یادگیری سازمانی در رابطه بین رهبری اخلاقی و رهبری خدمتگزارانه با رفتار کاری نوآورانه در مدیران مدارس ابتدایی اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی یادگیری سازمانی در رابطه بین رهبری اخلاقی و خدمتگزارانه با رفتار کاری نوآورانه در مدارس ابتدایی شهر اهواز انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف توصیفی بر اساس آزمون معادلات ساختاری، از نظر بعد زمان یک پژوهش پیمایشی (مقطعی) و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران مدارس ابتدایی شهر اهواز به تعداد (597) در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده ازجدول مورگان برابر با 234 نفر تعیین شد. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش، پرسشنامه استاندارد رفتارکاری نوآورانه هولمن و همکاران (2012) ، پرسشنامه رهبری اخلاقی کارلشون و همکاران (2011)، پرسشنامه یادگیری سازمانی جرزگومز و همکاران (۲۰۰۵) و پرسشنامه رهبری خدمتگزارانه قلی پور و حضرتی (1388) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و PLS انجام شد. روش های آماری به کاررفته شامل آزمون همبستگی پیرسون، ارزیابی پایایی ترکیبی، شاخص های برازش مدل و مدل سازی معادلات ساختاری بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رهبری اخلاقی بر رفتار کاری نوآورانه مدیران، به صورت مستقیم (β = 0.77, t = 6.26, p < 0.01) و همچنین به واسطه نقش میانجی یادگیری سازمانی(β = 0.58, t = 9.31, p < 0.01) اثر معناداری دارد. همچنین، رهبری خدمتگزارانه نیز به صورت مستقیم (β = 0.85, t = 8.96, p < 0.01) و به واسطه یادگیری سازمانی (β = 0.62, t = 9.29, p < 0.01) با رفتار کاری نوآورانه مدیران ارتباط معناداری نشان داد. نتیجه گیری: بنابرای، یادگیری سازمانی موجب تقویت اثر سبک های رهبری اخلاقی و خدمتگزارانه بر نوآوری کاری مدیران می شود. پیشنهاد می شود مدیران مدارس با تقویت فرهنگ یادگیری سازمانی و به کارگیری سبک های رهبری اخلاقی و خدمتگزارانه، بستر توسعه نوآوری را در مدارس فراهم کنند.
۴۴۶۷.

بررسی رابطه سه گانه تاریک شخصیت و ایده آل گرایی اخلاقی با بدرفتاری تحصیلی در دانشجویان: نقش میانجی با وجدان بودن و صداقت-تواضع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سه گانه تاریک شخصیت (ماکیاولیسم، خودشیفتگی و جامعه ستیزی) و ایده آل گرایی اخلاقی با تقلب تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی ویژگی های شخصیتی باوجدان بودن و صداقت-تواضع در دانشجویان انجام شده است. روش: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه ارومیه (12000 =N) در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل می دادند. از میان دانشجویان دانشگاه ارومیه 384 نفر با استفاده با توجه به فرمول کوکران با در نظر گرفتن خطای 05/0 ، و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسشنامه سه گانه های تاریک شخصیت جانسون و وبستر (۲۰۱۰)، پرسشنامه ایدئولوژی های اخلاقی فورسیث (1980)، فرم کوتاه پرسشنامه صفات شخصیت (NEO) مک کری و کاستا (1985)، پرسشنامه تقلب تحصیلی مک کابی و تروینیو (1996) و پرسشنامه شخصیتی هگزاکو (2004) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار AMOS 24 استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که تمامی مسیرهای مدل تحقیق، بر اساس آماره های T و ضرایب مسیر، در سطح اطمینان 95 درصد معنادار هستند. این نتایج تأثیرات مثبت و منفی متغیرهای شخصیتی (خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و ایده آل گرایی اخلاقی) را بر متغیرهای میانجی (باوجدان بودن و صداقت) و در نهایت بر تقلب تحصیلی نشان می دهد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از تحلیل ها و ارتباط مستقیم صفات تاریک شخصیت و تقلب تحصیلی، ضرورت ارتقای فضایل اخلاقی در محیط های دانشگاهی با استناد به آموزه های اسلامی پیشنهاد می گردد.
۴۴۶۸.

رابطه منش اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان: نقش واسطه ای کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: بی صداقتی تحصیلی یکی از چالش های مهم نظام های آموزشی معاصر است. این پدیده نه تنها اعتبار آموزشی و سلامت علمی را خدشه دار می کند، بلکه اصول اخلاقی و ارزش های اجتماعی را نیز تضعیف می سازد. منش اخلاقی به عنوان یکی از ویژگی های بنیادین شخصیت، می تواند در پیشگیری از رفتارهای غیراخلاقی نقش تعیین کننده ای داشته باشد. بااین حال، ویژگی های شخصیتی دیگری مانند کمال گرایی ممکن است این رابطه را تقویت یا تضعیف کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه منش اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی با نقش واسطه ای کمال گرایی در میان دانش آموزان انجام گرفت. روش : د. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر رویکرد کمی و از نظر ماهیت توصیفی–همبستگی (مقطعی) بود و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری اجرا شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر رودان در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود که ۳۵۲ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس های منش اخلاقی، کمال گرایی و بی صداقتی تحصیلی گردآوری و با نرم افزار AMOS-24 تحلیل شدند. اصول اخلاقی پژوهش شامل رضایت آگاهانه، اختیار شرکت در پژوهش و محرمانگی اطلاعات رعایت گردید. یافته ها: نتایج نشان داد منش اخلاقی به صورت مستقیم و منفی بی صداقتی تحصیلی را پیش بینی می کند. همچنین کمال گرایی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین منش اخلاقی و بی صداقتی تحصیلی دارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد تقویت منش اخلاقی و تعدیل جنبه های نابهنجار کمال گرایی می تواند در کاهش بی صداقتی تحصیلی مؤثر باشد. بنابراین، مداخلات آموزشی مبتنی بر پرورش منش اخلاقی و مدیریت کمال گرایی نابهنجار می تواند به ارتقای سلامت اخلاقی و تحصیلی دانش آموزان منجر شود.
۴۴۶۹.

دینداری در کودکان پیش دبستانی: یک مطالعه تکوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: تربیت دینی و آموزش دینداری به دانش آموزان و همچنین برنامه ریزی درسی متناسب با سطح رشد شناخت دینی آنان مستلزم دانش کافی از چگونگی دینداری در هر دوره رشدی است. بنابراین شناسایی مؤلفه هایی که دینداری هر گروه سنی را شکل می دهد، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. هدف این پژوهش هستارشناسی دینداری کودکان پیش دبستانی بود. روش: روش پژوهش نیمه تجربی تکوینی از نوع هستارنگاری توصیفی استنتاجی است. مشارکت کنندگان در این پژوهش 9 کودک پیش دبستانی (4 پسر و 5 دختر) شهر کرمان بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع نمونه گیری معرف که نشان دهنده سطح گویا، عادی و معمول نشانگرهای دینداری بود، انتخاب شدند و از طریق مصاحبه مدبرانه و تحلیل محتوای جهت مند نشانگرهای دینداری در این گروه سنی شناسایی، طبقه بندی، توصیف و تعریف شدند. یافته ها: یافته های پژوهش 21 مؤلفه شکل دهنده هستار دینداری در این گروه سنی را مورد شناسایی قرار داد که در این میان مؤلفه های آزار نرساندن، کمک کردن، نماز خواندن، دعا خواندن و مهربان بودن وضوح و ظهور بیشتری داشته است. نتیجه گیری: نمود این نشانگرهای به عنوان مؤلفه های هستار دینداری کودکی تلویحات مهمی در شناخت تکوینی و تحول دینداری در این دوره سنی و همچنین برنامه ریزی جهت تربیت دینی کودکان دارد.
۴۴۷۰.

واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه به منظور ارائه ی استلزامات تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۱
هدف :پژوهش حاضر با هدف واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه به منظور ارائه ی استلزامات تربیتی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی با نظام مقوله بندی قیاسی بود. حوزه پژوهش شامل متون مرتبط با نهج البلاغه با استفاده از رویکرد هدفمند بود. ابزار گردآوری اطلاعات شامل فیش برداری مرتبط با مفاهیم مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه بود. در مرحله اول متون مرتبط با نهج البلاغه و جملات مرتبط با هدف اصلی پژوهش انتخاب شدند. در مرحله دوم متون مورد مطالعه قرار گرفتند و پاراگراف های مرتبط با سوالات پژوهش انتخاب گردید. در مرحله سوم کدمفاهیم مرتبط با موضوع از هر پاراگراف مستخرج و در مرحله چهارم کدمفاهیم استخراج شده در دسته های هم مفهوم قرار گرفتند و در مرحله پنجم برای دسته های هم مفهوم، نام و عنوان مناسب که بیانگر مقوله اصلی پژوهش است تبیین شدند. روش کدگذاری و پارگراف به عنوان واحد تحلیل، جهت تجزیه و تحلیل متون استفاده گردید. یافته ها: یافته ها در بحث واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه شامل 43 کدمفهوم و 3 مقوله محوری امید، آینده نگری و دوراندیشی و تعقل گری مثبت بود. همچنین استلزامات تربیتی مثبت اندیشی و مثبت نگری در نهج البلاغه شامل 3 مقوله محوری و 15 استلزام تربیتی بود. نتیجه گیری: واکاوی مفهومی مثبت اندیشی و مثبت نگری بر اساس نهج البلاغه امروزه از دغدغه های علما و متولیان تربیتی در حوزه تعلیم و تربیت می باشد.
۴۴۷۱.

اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق علمی در پژوهش های دانش آموزی بر اساس دیدگاه صاحب نظران و دبیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: هدف پژوهش، اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق علمی در پژوهش های دانش آموزی دوره متوسطه بوده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است که در دو مرحله انجام شده است. در مرحله کیفی، الگوی برنامه درسی اخلاق علمی توسط همت یار و همکاران (1403) با استفاده از رویکرد سنتزپژوهی تدوین گردیده است. مرحله کمی (مد نظر این مقاله) به اعتباریابی الگوی طراحی شده اختصاص یافته است. در این مرحله، جامعه آماری شامل متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی شاغل به تدریس در مراکز دانشگاهی و دبیران دوره اول و دوم آموزش متوسطه استان آذربایجان غربی بودند که از بین آنها نمونه ای به حجم 200 نفر (53 نفر متخصص برنامه درسی و 147 نفر دبیر دوره متوسطه) به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده های لازم از طریق پرسشنامه محقق ساخته بر اساس نتایج بخش کیفی جمع آوری و پس از بررسی روایی محتوایی و تعیین روایی سازه و ضریب پایایی آلفا 822/0 با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحت نرم افزار Smart pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مدل اندازه گیری با روایی همگرای (5/0AVE >) و پایایی مرکب7/0CR> و (542/0 = R2) مورد قبول بوده و در نهایت، برازش مدل کلی پژوهش مورد تأیید قرار گرفت ( 559/0= GOF). با توجه به مقادیر حاصل برای شاخص های برازش، الگوی برنامه درسی اخلاق علمی از اعتبار لازم برخوردار است. نتیجه گیری: با بکارگیری صحیح این الگوی برنامه درسی در آموزش مدرسه ای، بستر مناسب برای ایجاد و رشد اخلاق علمی دانش آموزان برای انجام پژوهش های علمی فراهم می آید.
۴۴۷۲.

راهکارهای تربیتی پیشگیرانه و مقابله ای با وسواس؛ بر اساس دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: وسواس یکی از مشکلاتی است که عملکردهای انسان را دچار اختلال می کند. تحقیق حاضر، به بررسی این مسئله با رویکرد پیشگیرانه و تربیتی بر اساس نظرات آیت الله مجتبی تهرانی پرداخته است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1) عوامل وسواس از دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی چیست؟ و 2) براین اساس، چه راهکارهای تربیتی برای رهایی از وسواس می توان ارائه داد؟ روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. جامعه تحلیلی پژوهش شامل کلیه آثار دست اول آیت الله مجتبی تهرانی در ارتباط با نفس و کارکرد قوای نفس است. در این تحقیق تمام آثار فوق الذکر با نظر به سوالات تحقیق، موردبررسی دقیق قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها فیش بود. سپس فیش ها به صورت نظام مند دسته بندی، کدگذاری و تحلیل شدند و عوامل وسواس به دست آمد. سپس باتوجه به عوامل به دست آمده، راهکارهایی برای پیشگیری و مقابله با وسواس پیشنهاد شد. یافته ها: آیت الله تهرانی وسواس را بر اساس قوای نفس تحلیل کرده اند و عامل وسواس غلبه قوه واهمه بر قوه عاقله؛ و در نتیجه، خطورات قلبی بی فایده و گاه شرآمیز، اغوا در برابر فریب های شیطان و پیروی از هواهای نفسانی است. براین اساس، 12راهکار تربیتی شامل هفت راهکار پیشگیرانه(اجتناب از مرور افراطی گذشته، محدودکردن آرزوهای دورودراز، اجتناب از توجه افراطی بر نداشته های دنیوی، اجتناب از انباشتگی درونی احساسات و افکار منفی، خوش بینی منطقی نسبت به آینده، خوش بینی معقول نسبت به دیگران و تقویت رابطه با خدا) و پنج راهکار مقابله ای و اصلاحی(تفکر در عواقب وسواس، زدودن رذایل نفسانی و بستن راه های نفوذ شیطان، بی اعتنایی به محتوای وسوسه و اجتناب از عمل به مقتضای آن، ذکر خدا و پناه بردن به خدا و ایجاد ملکه تقوا) پیشنهاد شد. نتیجه گیری: باتوجه به تأکید اسناد بالادستی نظام آموزش وپرورش بر ارتقای سلامت جسمی-روانی دانش آموزان و مقابله با عوامل بیماری زا در مدارس، توجه جدی تر نظام تربیتی به ساحت تربیت زیستی بدنی، توجه بیشتر به پرورش قوه عاقله به جهت اهداف سلامت روان، و به کاربستن راهکارهای پیشنهادی، به معلمان و مربیان مدارس پیشنهاد می شود.
۴۴۷۳.

تبیین الگوی معماری تربیت محورِ مقاومتی با تأکید بر آراء شهیدچمران: طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: با گسترش مخاطرات طبیعی و اجتماعی، ضرورت ایجاد فضاهایی که ضمن ایفای نقش آموزشی، قابلیت عملکرد اضطراری در بحران ها را داشته باشند بیش از پیش احساس می شود. فضاهای آموزشی به دلیل ماهیت اجتماعی، گستردگی کالبدی و نقش فرهنگی خود، می توانند بستر مؤثری برای ارتقای تاب آوری جامعه باشند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین و ارائه الگویی از «معماری تربیت محور مقاومتی» بر اساس اندیشه های شهیدچمران است؛ الگویی که طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی را با رویکردی انسان محور و تاب آور در شرایط بحران دنبال می کند. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی–تفسیری انجام شده است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی و تحلیل محتوا گردآوری شده اند. سپس مؤلفه های کلیدی در زمینه های تربیت، خودسازی و مقاومت شناسایی و با اصول معماری تطبیق داده شده اند. یافته ها: مؤلفه هایی همچون خودسازی، پیوند علم و عمل، ساده زیستی، بومی گرایی و روحیه جهادی از ارکان اندیشه تربیتی و مقاومتی شهیدچمران به شمار می روند. این مؤلفه ها در حوزه معماری به اصولی مانند انعطاف پذیری کالبدی، خودکفایی زیرساختی، پایداری زیست محیطی و شکل گیری فضاهای مشارکتی ترجمه شده اند. نتیجه گیری: الگوی مفهومی «معماری تربیت محور مقاومتی» طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی را به گونه ای ممکن می سازد که این فضاها ضمن ایفای نقش آموزشی در شرایط عادی، در زمان بحران نیز به عنوان پناهگاه، مرکز امدادرسانی یا محل فرماندهی بحران عمل کنند. بدین ترتیب، مفهوم پدافند غیرعامل از حوزه ای صرفاً فنی و نظامی به سطحی فرهنگی، اجتماعی و تربیتی در معماری ارتقا می یابد. این الگو نه تنها پاسخگوی نیازهای فیزیکی جامعه است، بلکه زمینه ساز پرورش انسان های مقاوم، مسئولیت پذیر و خوداتکا خواهد بود.
۴۴۷۴.

شکاف بین نسلی و نقش آن بر پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: در دهه های اخیر، شکاف بین نسلی به یکی از چالش های اساسی فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در جوامع اسلامی، از جمله ایران، تبدیل شده است. این شکاف، به ویژه در زمینه پایبندی نسل نوجوان به الگوی زندگی اسلامی، موجب بروز پیامدهایی چون بحران هویت، تضعیف ارزش ها و تغییر در سبک های زندگی دینی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد شکاف بین نسلی و تبیین نقش آن در پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی انجام شده است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل مدیران، معاونین آموزشی و پرورشی، مشاوران و دبیران الهیات دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهرستان آزادشهر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه مورد نظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مشارکت کنندگان بدست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکن استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که (تحول نگرش دینی و استقلال فکری، جابجایی مرجعیت فکری و اعتماد، تغییر نظام ارزش ها و تحلیل انتقادی، تعارض میان سنت و مدرنیته، ناکارآمدی آموزش و یادگیری دینی، تعارضات خانوادگی و سبک زندگی) به عنوان مقوله های اصلی و شرایط علی (ضعف نهاد خانواده در تربیت دینی و تأثیرپذیری نوجوانان از رسانه های نوین)؛ شرایط مداخله گر (اختلال در نقش تربیتی مدرسه و سلطه فضای مجازی بر نظام ارزشی نوجوانان)؛ شرایط زمینه ای (ناتوانی نظام آموزشی در انطباق با تحولات نسلی، بحران هویتی نوجوانان و گسست گفت وگو میان نسل ها)؛ راهبرد (تحول در آموزش دینی، ارتقای نقش خانواده، گفت وگوی بین نسلی و بهره گیری از ظرفیت های مشارکتی دانش آموزان) و پیامد (کاهش اعتماد به نهادهای سنتی، هویت پریشی و سردرگمی نسل جدید، دگرگونی در دینداری و ارزش ها، پیامدهای روانی و اجتماعی) سازمان یافت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مقابله با شکاف بین نسلی در حوزه تربیت دینی نیازمند رویکردی نوین، چندبُعدی و بومی گرایانه است. بازنگری در سیاست های آموزشی، توانمندسازی خانواده، طراحی محتوای دینی متناسب با اقتضائات نسلی و تقویت نقش رسانه های بومی از جمله پیشنهادهایی است که می تواند به تقویت دینداری و بازسازی پیوند نسلی کمک کند.
۴۴۷۵.

از فکر تن تا فکر قلب: تحلیلِ نقطه افتراقِ نگاه مثبت گرای مولوی ازگفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال و تبیین راهکارهای تربیتی بارورکننده فکر قلب در اندیشه تربیتی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: این پژوهش با هدفِ شناسایی نقطه تمایز گفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال از اندیشه های تربیتی مولوی انجام شده است. روش: روش پژوهش تحلیلی-تطبیقی بوده و به لحاظ هدف از آن جهت که گامی در راستای شکوفایی هدف غایی تربیت اسلامی می باشد، کاربردی محسوب می گردد. جامعه مورد مطالعه، گفتمان مثو دستیابی به آن را برای مسئولان قابل برنامه ریزی می نماید.؛ چرا که انطباقِ تعاریف قرآنی حاصل از این مفهوم با اشعار تربیتی مولوی نشان می دهد که بارور شدنِ فکر قلب، همان رسیدن به حیات طیبه قرب است. بت اندیشی آکادمیک و غیرآکادمیکی است که بر قدرت ذهن در خلق واقعیت بیرونی تاکید می کند. کلیدواژه های نمونه، شادی و ذهن هستند که به مقایسه دو دیدگاه در باب این کلیدواژه ها پرداخته شد. یافته ها: تمایز اصلی مثبت اندیشی نئولیبرال و آموزه های مولوی، تفاوت در دو دستگاه ادارکی ذهن و قلب است. مولوی از ذهن با عنوان ظلمت یاد می کند و معتقد است که ماندن در ظلمات ذهن و متولد نشدن از آن، عامل اصلی تیره روزی و غم در عالم است. او به دو نوع فکر، یعنی فکر تن و فکر قلب اشاره کرده و معتقد است برای رسیدن به شادی غیرآمیخته با غم، لازم است با صبر بر درد هوشیارانه پرهیز از دستورات فکر تن(ذهن) به شرح صدر یا فکر قلب مجهز شد. نتیجه گیری: آموزه های مولوی در باب توجه به قلب و پروش فکر آن، فارغ از آنکه راهکاری بدیع و جدی در رسیدنِ به شادی اصیل می باشد، ایهام مفهومی حیاتِ طیبه به عنوانِ هدف غایی تربیت اسلامی را نیز از بین برده
۴۴۷۶.

نقش میانجی تربیت شهروندی در رابطه بین فعالیت های پرورشی با تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی تربیت شهروندی در رابطه بین فعالیت های پرورشی با تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان شهریار در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل مدیران، دبیران و دانش آموزان بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۱۱۴ مدیر، ۲۹۷ دبیر و ۳۸۴ دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های محقق ساخته فعالیت های پرورشی، تربیت دینی، تربیت اجتماعی و تربیت شهروندی بود که روایی محتوایی آنها با شاخص های CVR و CVI و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام گرفت. یافته ها: براساس یافته ها، میان فعالیت های پرورشی با تربیت دینی (530/0r=)، تربیت اجتماعی (408/0 r=) و تربیت شهروندی (524/0r=) در سطح 01/0 p= رابطه مثبت، مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین، تأثیر غیرمستقیم فعالیت های پرورشی بر تربیت اجتماعی(501/0r=) از طریق تربیت شهروندی بیش از تأثیر مستقیم آن بود؛ درحالی که تأثیر غیرمستقیم فعالیت های پرورشی بر تربیت دینی از طریق تربیت شهروندی کمتر از تأثیر مستقیم آن بر تربیت دینی گزارش شد (353/0r=). نتیجه گیری: فعالیت های پرورشی مدارس نقش مؤثری در تقویت تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان دارند؛ با این حال، تربیت شهروندی به عنوان متغیر میانجی، تأثیر برجسته تری بر ارتقای تربیت اجتماعی ایفا می کند. ازاین رو، توجه هدفمند به تربیت شهروندی در برنامه های پرورشی مدارس ضروری است.
۴۴۷۷.

پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان براساس احساس تنهایی و نگرش مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، بر اساس نقش احساس تنهایی و نگرش مذهبی بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 1958 نفر بودند که از میان آنان 283 نفر (طبق جدول کرجسی و مورگان) به روش نمونه گیری طبقه ای-تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس تنهایی راسل و همکاران (1978)، اضطراب اجتماعی لایبویتز و همکاران (1987) و نگرش سنج مذهبی خدایاری فرد و همکاران (1392) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد احساس تنهایی با اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارد (66/0=r) و نگرش مذهبی رابطه منفی و معناداری (45/0-=r) با اضطراب اجتماعی دارد. همچنین، احساس تنهایی و نگرش مذهبی نیز با هم رابطه منفی معناداری (25/0-=r) دارند(01/0>P). در تحلیل رگرسیون همزمان، هر دو متغیر احساس تنهایی و نگرش مذهبی به طور هم زمان وارد مدل شدند. نتایج نشان داد که این دو متغیر به طور مشترک توانستند حدود ۵۲ درصد از واریانس اضطراب اجتماعی دانشجویان را تبیین کنند (01/0>P). در این مدل، احساس تنهایی دارای رابطه مثبت و معنادار با اضطراب اجتماعی بود، در حالی که نگرش مذهبی رابطه ای منفی و معنادار با آن نشان داد؛ به این معنا که افزایش احساس تنهایی موجب افزایش اضطراب اجتماعی و نگرش مذهبی بالاتر سبب کاهش آن می شود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد احساس تنهایی اضطراب اجتماعی دانشجویان را افزایش می دهد، در حالی که نگرش مذهبی بالاتر موجب کاهش آن می شود. بر این اساس، پیشنهاد می شود دانشگاه ها با برگزاری کارگاه های تعامل اجتماعی و برنامه های معنوی گروهی، زمینه کاهش احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی را فراهم کنند.
۴۴۷۸.

شناسایی و تبیین ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: هدف پژوهش شناسایی و تبیین ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. روش: این پژوهش دارای رویکردی کیفی و کمی) است که از نظر هدف، توسعه ای -کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه، کارشناسان برنامه ریزی درسی، کارشناسان آموزش وپرورش و مدیران و معلمان با سابقه دوره ابتدایی می باشد حجم نمونه 18 نفر بوده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی از نرم افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی با استفاده از نرم افزارهای Excel ویراست 2019 و Expert Choice ویراست 11 استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاصل از کدگذاری باز داده های کیفی نشان داد کدهای استخراج شده مربوط به الگوی برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی شامل 85 کُد باز، 29 کدمحوری و 12 کد انتخابی می باشد که تشکیل دهنده الگوی ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی هستند. همچنین نتایج تحلیل وزن کدهای انتخابی نشان می دهد که «هدف گذاری موثر» با وزن نسبی (100/0) در رتبه اول، «تعامل موثر و سازنده» با وزن نسبی (096/0) در رتبه دوم و «تقویت مهارت های اجتماعی» با وزن نسبی (095/0) در رتبه سوم اهمیت قرار دارند. نتیجه گیری: آموزش وپرورش زمانی در رسیدن به اهداف و آرمان هایش موفق خواهد بود که بتواند شهروندانی آگاه، مسئول و خلاق بپرورد و این امر میسر نیست مگر از طریق آموزش بهینه شهروندی و نیز ارتقاء فرهنگ شهروندی. بنابراین بهتر است که این آموزش ها در برنامه های درسی مقاطع پایین تر تحصیلی به ویژه مقطع ابتدایی لحاظ شود و جزو اولویت های نظام آموزش وپرورش قرار گیرد.
۴۴۷۹.

نقش استفاده از شبکه های اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان با واسطه گری آموزه های مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان با واسطه گری آموزه های دینی در دانشجویان دانشگاه ملایر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه ملایر به تعداد 6400 در سال تحصیلی 1404-1403 بود که حجم نمونه 362 نفر به روش طبقه ای- نسبتی تعیین شد. به منظور گردآوری اطلاعات تعداد 400 پرسشنامه در میان نمونه آماری توزیع و در نهایت تعداد 357 پرسشنامه تکمیل شده و قابل تحلیل وارد مرحله تحلیل گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه های هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390)، آموزه های دینی شوقی بنا (1392) و پیامدهای استفاده از شبکه های اجتماعی موسسه ایپسوس (2024) گردآوری شد. یافته ها: استفاده از شبکه های اجتماعی به میزان 426/0- بر هویت اجتماعی تأثیر منفی و معنادار دارد (01/0P<). آموزه های دینی به میزان 305/0 بر هویت اجتماعی تأثیر مثبت و معنادار دارد (01/0P<). همچنین اثر میانجی آموزه های دینی به میزان 141/0 در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و هویت اجتماعی معنادار است (01/0P<). نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های دینی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و هویت اجتماعی عمل می کند. تحلیل مسیر و آزمون سوبل نشان داد که این متغیر نه تنها نقش واسطه گری معنادار دارد، بلکه به صورت یک مکانیزم تعدیل گر، اثرات شبکه های اجتماعی بر هویت اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد. این یافته بر اهمیت تقویت بنیان های دینی به عنوان عاملی مؤثر در حفظ و تعالی هویت اجتماعی در عصر دیجیتال تأکید می کند.
۴۴۸۰.

بررسی نقش استفاده آسیب زای والدین از اینترنت در تفکر انتقادی و هویت دینی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه: استفاده آسیب زا از اینترنت ممکن است موجب بروز اختلالاتی در تعاملات والد-فرزند شود و مشکلاتی را در روند تکاملی فکری نوجوانان ایجاد کند؛ در خصوص بررسی این تأثیرات، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش استفاده آسیب زای والدین از اینترنت در تفکر انتقادی و هویت دینی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری را نوجوانان شهر اصفهان به همراه والدینشان (پدران و مادران) در سال 1402 تشکیل دادند. بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 260 نوجوان-والدین به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد تا پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003)، پرسشنامه هویت دینی خوشاوی (1390) و استفاده آسیب زا از اینترنت کالوو-فرانسیس (2016) را تکمیل نمایند. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد استفاده آسیب زای پدران از اینترنت 4/45 و استفاده آسیب زای مادران از اینترنت 2/1 درصد از تفکر انتقادی نوجوانان را پیش بینی می کنند (05/0>P). همچنین استفاده آسیب زای پدران از اینترنت 1/47 و آسیب زای مادران از اینترنت 3/2 درصد از هویت دینی نوجوانان را پیش بینی می کنند (05/0>P). نتیجه گیری: بنابراین بر اساس نتایج استفاده آسیب زای پدران و مادران از اینترنت مانعی برای رشد تفکر انتقادی و شکل گیری هویت دینی نوجوانان است و نقش استفاده آسیب زای پدران از اینترنت در تفکر انتقادی نوجوانان پررنگ تر از مادران است. به این ترتیب شناسایی والدین درگیر با استفاده آسیب زا از اینترنت و ارائه مداخلات مبتنی بر سواد رسانه ای کمک می کند تا رشد تفکر انتقادی و شکل گیری هویت دینی نوجوانان تسهیل گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان