ورود تعلیم و تربیت جدید به ایران و ظهور پیشدرآمدهاى اجتماعى و اقتصادى مقتضى آموزش و پرورش نوین که مشتمل بر نقد و خردهگیرى بر تربیت سنتى و از جمله تربیت اسلامى بود، تردیدهایى را در باب ضرورت، امکان و کارآمدى تربیت اسلامى برانگیخت. این امر بررسى تربیت اسلامى به عنوان یک موضوع سیاسى ـ فرهنگى مستقل را در محافل دینى موجب گردید. با پیروزى انقلاب اسلامى این مبحث به صورت جدىترى در محافل علمى مطرح شد و چالشها و تردیدهایى در مورد کارآمدى آن بروز یافت. مهمترین ریشههاى این تردید را مىتوان در غفلت از تعارض مبانى تربیت اسلامى با تربیت فنآورانه، فقر بنیادین در حوزهى تئورىپردازى در باب تربیت اسلامى، کمتوجهى به تحقیقات فلسفى ـ نظرى، و اقدامات عجولانه و بىبنیاد، جستوجو کرد. با این همه، مىتوان ادعا کرد که مهمترین مسأله ـ که بنیاد دیگر مباحث است ـ «تبیین مفهومى تربیت اسلامى» است که تاکنون توجه چندانى به آن نشده است؛ ضرورت طرح این مسأله آنگاه بیشتر هویدا مىشود که بدانیم تربیت داراى ماهیتى هنجارین است و با متصف شدن آن با وصف اسلامى به دلیل گوناگونى معنایى اسلام، قرائتها و تفاسیر متعددى مىپذیرد و انضمام راهبردها و توصیههاى متفکران مسلمان بر دیگر حوزههاى زندگى بشر، چالشهاى جدى، در پى خواهد داشت.
شخصیت یکى از مسائل برخى از رشتههاى علوم انسانى مانند روانشناسى و جامعهشناسى است. مهمترین سؤال در این زمینه آن است که عوامل مؤثر بر شخصیت کدام است و سهم هر یک از آنها به چه میزان است.
برخى از اندیشمندان مسلمان فطرت را عاملى تاثیرگذار بر شخصیت مىدانند. این مقاله در پى اثبات این نکته است که همه انسانها از فطرت بهرهمندند، هرچند سهم هر یک از آن متفاوت است .
خانواده همیشه و همه جا و در بین تمامی جوامع بشری به عنوان اساسی ترین نهاد اجتماعی زیربنای جوامع و منشاء فرهنگ ها، تمدّن ها و تاریخ بشر بوده است. پرداختن به این بنای مقدّس بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی خود، همواره سبب اصلاح خانوادة بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطة هلاکت و ضلالت بوده است. انسان ها در زندگی خود، از دیگران تأثیر می پذیرند و بر آنها تأثیر می گذارند. در یک خانواده، از والدین گرفته تا فرزندان، در شکل گیری شخصیّت و خُلق و خوی یکدیگر مؤثّر واقع می شوند. محیط اجتماعی جامعه، رسانه ها، مطبوعات و همة اعضا و عناصر حاضر در صحنة اجتماع که در ارتباط با فردند، در پرورش روحیّه و شخصیّت وی تأثیر دارند. خلاصه آنکه جریان مزبور در تمام ابعاد زندگی انسان ها مشهود است، هرچند که نحوه و چگونگی این فرآیند در بسیاری از موارد مستور است. عوامل بسیاری در تحکیم بنیان خانواده و سرزندگی آن مؤثّرند که در این مقاله به مهم ترین آنها پرداخته شده است؛ از جمله حُسن معاشرت در خانواده، نظم و انظباط، وجود روحیة مشورت در خانواده، صبر و پایداری زندگی، روحیة عفو و گذشت، حاکمیّت صداقت در فضای خانواده ، پرهیز از سوء ظن، آفت حسد، رازداری و وفاداری، مشی با آرامش و بی تکبّر، حلم و بردباری، ترس از کیفر الهی، دوری از افراط و تفریط، تواضع، دوری از سختگیری و اسراف و نیز احسان به پدر و مادر، همگی از عوامل تحکیم خانواده اند. این مقاله عوامل تحکیم خانواده را در نظام فرهنگ اسلامی با استفاده از منابع اسلام و آثار متفکّران تربیتی را مورد بررسی، تحلیل و نقد قرار داده است.
سبک زندگی اسلامی، به مجموعه موضوعات و مسائل مورد قبول اسلام در عرصه زندگی اشاره دارد. برای فهم اینکه سبک زندگی ما، اسلامی است یا خیر، باید معیار سنجش داشته باشیم. اما پیش از این باید سبک زندگی اسلامی را به درستی بشناسیم. معیار رفتار ما در جامعه اسلامی باید مبتنی بر اسلام و آموزه های اسلامی باشد. خدامحوری، حاکمیت ارزش های اسلامی در زندگی از مهم ترین معیار اسلامی بودن سبک زندگی اسلامی است. باید زندگی فردی و اجتماعی ما مبتنی بر اسلام و رهنمودهای قرآنی باشد. در این صورت، می توان امیدوار بود که زندگی ما به سبک و شیوه اسلامی است.