ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۳۰۱.

الرابط فی الجمل الاسمیة العربیة(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۴۱
بعض الجمل فی اللغة العربیة لیس لها فعل خلافاً لکثیر من اللغات الحیة فی العالم، وقد سماها النحاة الجملة الاسمیة، وهی مکوّنة من المسند إلیه والمسند. والمسند یمکن أن یکون على أحد الوجوه الخمسة التالیة: الاسم، الجارّ والمجرور، الظرف، الجملة الاسمیة التی خبرها اسم أو جارّ ومجرور أو ظرف وأخیراً الفعل المؤول إلى المصدر. ویصعب فهم جمل کهذه وتعلمها للذین یعرفون الجملة عادة بفعلها ولو کان مقدراً، وفقاً للغتهم الأم غیر العربیة. والنحاة الأوائل الذین کان غالبهم من أصول فارسیة اعتبروا فعلا محذوفا أو اسما مقدرا أو مذکورا لهذا النوع من الجمل کرابط بین المبتدإ والخبر. ویتخلص المؤلف بعد دراسة واسعة واستقصاء شامل لهذا النوع من الجمل فی القرآن البالغ عددها أکثر من خمسة آلاف جملة، وکذلک بدراستها فی النصوص العربیة وتنویع جملها من حیث البنیة النحویة یتخلص بأن فکرة وجود الرابط بین المبتدإ والخبر هی من صنع النحاة الذین إما کانوا متأثرین ببنیة اللغات غیر العربیة کالفارسیة أو متأثرین بتقسیمات المنطق الیونانی، والحال أن هذه الجمل لا تحتاج إلى رابط مقدراً کان أو مذکوراً لأن العرب الذین لا یتقنون النحو یمیزون بین هذه الجمل والبنیه النحویة الأخرى بالنظر إلى البنیة النحویة الخاصة للجمل الاسمیة، لا على أساس فکرة وجود رابط لم یجد ولا یوجد فی لغتهم ، کما اختلقها النحاة.
۱۳۰۲.

شبهة حجم نهج البلاغة والإسهاب فی کلام الإمام علی (ع) والرد علیها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۱۰۰۸
لایشک أحد أن نهج البلاغة من أعظم الکتب الدینیة بعد القرآن الکریم، ولیست الخطب والرسائل والمواعظ والحکم المتوافرة فیه إلّا نبراساً منهاجاً منیراً یستهدی به البشر ویأخذ منه النور ویهدی به إلی سبیل الرشاد، ذلک لأن ما ورد فیه، المضامین القرآنیة وخلاصة سنن النبی وقد أبان الإمام عن فصاحته وبلاغته بأجمل وأروع ما یمکن أن یقوله البشر. وبمرور الزمن قام الحاقدون والمشککون بطرح بعض الشکوک والشبهات فی مدی أصالته ودقة محتواه. من هذا المنطلق فإن من أهم الشبهات اللفظیة أو الشکلیة الواردة علی نهج البلاغة، هی شبهة حجم نهج البلاغة والإسهاب فی کلام الإمام، کما قال بعض المشککین فی نهج البلاغة إنّ فیه إطناب وتطویل کالقاصعة والأشباح وعهد مالک الأشتر؛ بید أن هذا لم یکن مألوفاً من قبل ولم یعهد إلیه. ففی هذا المقال یتناول الباحث هذه الشبهة ویسعی إلی الرد علیها وفقاً للمنهج الوصفی التحلیلی، مشیرا إلی کثیر من الخطب الطویلة التی سبقت عهد الإمام وأنه هو الذی کان یحدد مدی الإطناب أو الإیجاز فی الخطب وفقاً للمرسِل أو المخاطَب أو الأمکنة التی تُلقی فیها؛ کما أن الطول والقصر لیس معیاراً مناسباً لتحدید مصداقیة الخطب، بل الأثر الذی یترکه علی المتلقی هو ما ینبنی علیه إلقاء الخطب، وفیما یخص عهد مالک والإطناب فیه، توصل الباحث إلی أن شخصیة مالک والمتلقی الخاص ما کان یقتضی الإطناب فی العهد، بل المتلقی العام لهذا العهد والظروف الحاکمة علی فحوی النص، هو السبب الرئیسی فی الإطناب والإسهاب فیه.
۱۳۰۳.

زیبایی شناسی کارکرد «آب و باد» در تشبیهات تمثیلی قرآن با تکیه بر نظریه بافت زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۷ تعداد دانلود : ۸۶۵
«تشبیه تمثیل» یکی از اسلوب های بیانی قرآن کریم است که خداوند متعال برای محسوس کردن مفاهیم عقلی و پرده بردای از تندیس معانی ماورایی از آن بهره گرفته است. عناصر طبیعت از جمله (باران و باد) به دلیل ارتباط مستقیم انسان با آنها، در تمثیل های قرآنی کاربردی پر رنگ دارد. این مقاله در پی آن است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی  و با تکیه بر نظریه بافت زبانی(سطح صوتی، صرفی، نحوی، معناشناختی) به بررسی کارکرد مثبت یا منفی این عناصر در تشبیهات تمثیلی قرآن پرداخته و به این سؤال پاسخ دهد که این دو عنصر در انتقال تصویر وجه شبهِ برخاسته از این تمثیل ها، چه نقشی ایفا می کنند و بافت زبانی قرآن چه تأثیری بر تبیین کارکرد این دو عنصر در انتقال وجه شبه می گذارد؟ نتایج بررسی در این مقاله حاکی از آن است که دو عنصر باد و باران در تشبیهات تمثیلی قرآن کارکردی مثبت دارد و چنانچه در جملاتی به کار رفته باشد که به ظاهر بار معنایی منفی دارند؛ اما بافت زبانی قرآن به گونه ای است که سبب می شود این دو عنصر به صورت غیر مستقیم در تفهیم وجه شبه و روشنگری مفاهیم ناپایداری دنیا، تباهی اعمال کافران و مشرکان، نتیجه انفاق در راه خدا و همچنین نابودی اجر انفاق کنندگانِ منت گذار و آزار دهنده، کارکردی مثبت داشته باشند.
۱۳۰۴.

التثلیث للجذر اللغوی فی الأسماء الخمسة بحث مقارن فی اللغات السامیة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۴۱۱
یُعنى هذا البحث بمسألة تحدید الجذور فی ضوء المقارنات التی تظهر أهمیة مثل هذه الدراسات اللغویة المقارنة، مع الأخذ بالقوانین الصوتیة؛ فالبحث الحدیث ارتضى تطبیقها لتحدید أصالة الکلمة أو عدم أصالتها من الناحیة الاشتقاقیة. کما یسهم التحلیل والشرح اللغوی والمقارنة فی تتبع الأبنیة الصرفیة برصد التغیرات والتحولات التی طرأت على اللغة العربیة عبر الأزمنة. فالدراسة تأصیلیة لبنیة الجذر العربی فی الأسماء الخمسة، بالمقارنة مع اللغات السامیة، وفی نتائجها تفسیرات علمیة لظاهرة لغویة طالما دَرَسَها اللغویون العرب القدامى، فَذُکِرَتْ فی کتبهم ومصنفاتهم آراؤهم، وعلى فکرة المیزان الصرفی بَنَوا معاجمهم؛ فدرسوا الظواهر اللغویة، مثل: الاشتقاق، والإعراب. إن البحث یقوم على منهج التحلیل المقارن، فیعمل على فحص التکوین الثنائی المعجمی، ووصف العلاقات الصوتیة والصرفیة والنحویة الخاصة بالأسماء الخمسة، وبالأبنیة والصیغ التی تفتح علیها فی مدونة المعجم العربی، وفی معاجم اللغات الأکادیة والأوغاریتیة والفینیقیة والآرامیة والعبریة. لقد کشف البحث عن العلاقات الصوتیة والصرفیة والنحویة فی الأسماء الخمسة، وذهب إلى تطبیق القوانین الصوتیة، وتتبع الأبنیة والصیغ فی المعاجم العربیة والأکادیة والفینیقیة والآرامیة والأوغاریتیة، فنبه البحث لأهمیة رصد التغیر اللغوی؛ لأن لغتنا العربیة بعیدة العهد، مرت بمراحل زمنیة متعاقبة، لذلک فالحاجة شدیدة إلى معجم تاریخی، تؤرخ فیه الألفاظ وفق استعمالاتها خلال العصور المختلفة بدءاً من الأصل الأقدم.
۱۳۰۵.

لمحة عن الکسائی و خصائصه القرائیة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نحو
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب کلیات ادباء
تعداد بازدید : ۱۴۳۴ تعداد دانلود : ۹۲۲
علی بن حمزة الکسائی أحد القراء السبعة و رئیس مدرسة الکوفة النحویة. هو أدرک أکثر من خمسة و عشرین من الشیوخ فی النحو و القراءة و لم یسعد شیخ بکثرة تلامیذه کما سعد الکسائی. و یرجع کثیر من إختلافاته مع سائر القراء إلی أصول لفظیة لیس لها دخل فی تغییر معنی الآیة کالإمالة و الوقف علی هاء التأنیث و ترک الهمزة و قطع ها و فی أکثر مواضع الإختلاف بین الکسائی و الباقین، کانت قراءته وفق قراءة أستاذه حمزه الزیات. و نحاول فی هذه المقالة من خلال استقراء موارد قراءته، رسم ملامح شخصیة الکسائی العلمیة و هو یعلّل و یوجّه القراءات أو یردّها مستعیناً بالصرف و النحو و اللغة و البلاغة و رسم الخط و المأثور من القراءات.
۱۳۰۶.

دراسة تناسب السیاق فی التقابلات الدلالیة فی الجزء الثلاثین من القرآن الکریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر قرآن، ادبیات و هنر
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب شعر
تعداد بازدید : ۱۰۰۶ تعداد دانلود : ۶۷۲
یتناول هذا المقال موضوع التقابل الدلالی فی الجزء الثلاثین من القرآن الکریم من خلال أبعاده الوظیفیة، وتناسبه مع السیاقات المختلفة التی أحاطت به؛ بما أنّ القرآن الکریم منزل من الله لهدایة الناس، وأنّ الهدایة تتطلب تنویع الخطاب، واستخدام الأسالیب البیانیة، وفقاً لمقتضیات أحوال المخاطبین، والظروف الزمکانیة.ولما کان اسلوب التقابل الدلالی نوعاً من الأسالیب البیانیة، وله القدح الأوفى فی التأثیر على المتلقی، والدور الفعّال فی عرض المفاهیم؛ تعویلاً على قول المحققین «الأشیاء تُعرف بأضدادها» ونظراً لاستخدامه فی أغلب السور المبارکة جاء هذا البحث لیکشف عن مدى استخدامه فی الجزء الثلاثین، وتناسبه مع السیاقات التی اشتملت علیه؛ وللإجابة على الأسئلة المتعلقة بأنواعه المستخدمة، وتناسبه السیاقی، ومعطیاته الدلالیة. ومن النتائج التی أفرزها البحث: أنّ هذا الجزء المبارک، قد اشتمل على التقابل الدلالی، و احتوى على عدد من أنواعه، کما خلّص إلى أنّ جمال التقابل الدلالی لا یقف علی الصورة اللفظیة بل له قیمته المعنویة فی النص و أنّ هذا الأسلوب یتناسب مع حاجة الإنسان إلى معرفة الحقائق بأجلى صورها، لأن التقابل الدلالی یعرض الأمر بصورتین مختلفتین أمام البصر والبصیرة ، وکان للتناسب السیاقی سهم وافر فی ذلک.أیضا تشیر نتائج هذا البحث أنّ التقابل لیس فنا تجریدیا لذاته وإنما جزء من بناء النص له أهدافه و دلالاته و فاعلیته و لا سیّما فی النص القرآنی حیث وظّف لخلق الصور و الموسیقی و تداعی المعانی و اغراء المتلقی.
۱۳۰۸.

بررسی و نقد کتاب البلاغه و تحلیل الخطاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۵۱۵
ظهور دانش هرمنوتیک یا تأویل متن در دو سده اخیر باز بودن قرآن کریم را در برابر تفسیرهای نو بیش از پیش به میدان بحث آورده و چالش میان محافظه کاران و اصلاح طلبان را در فهم اسرار آن دو چندان کرده است. از دستاوردهای این تحقیق، گذار از جمله محوری در تحلیل استعاره های زبانی و گشودن چشم انداز متن در فضای استعاره و مجاز است. این دستاورد نتیجه ژرف نگری دوره معاصر در پژوهش های زبان شناختی با رویکرد متن محوری است. همچنین، بر اساس نتایج به دست آمده، استعاره نه فقط آرایه ای ادبی، بلکه فرایندی است که تمام ابعاد زندگی بشر را فرا گرفته و آدمی در استعاره به زندگی خود ادامه می دهد و به آن معنا می بخشد. فکر، رؤیا، بازی و ... همه استعاره اند و با استعاره است که موجودیت آدمی معنا پیدا می کند. کتاب البلاغه وتحلیل الخطاب اثر حسین خالفی، که در این کتاب در صدد بررسی و نقد آن هستیم،در تلاش است، با استفاده از شگرد گفتمان کاوی، عدم تقابل مجاز با حقیقت را اثبات کند و دیدگاه تأویلی را در خدمت فهم بهتر قرآن کریم و سایر متون مقدس قرار دهد.
۱۳۰۹.

کاوشی در پیدایش و پژواک شعر انقلاب یمن (ما بین سال های 1340 تا 1360 میلادی) (مطالعه موردی شعر محمد عبده غانم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۵۸۸
چکیده انقلاب سال های 48 و 62 میلادی و حضور بیش از یک سده ای استعمار انگلیس در خلیج عدن، تحولات عمیقی در امور سیاسی و اجتماعی یمن ایجاد کرد که بازتاب آن را می توان در شعر و ادبیات این کشور جست. شعر پایداری یمن پس از این حوادث تا اعلام حکومت جمهوری و خروج استعمار و اتحاد یمن شمالی و جنوبی، از نظر مضمون و محتوی دگرگونی های زیادی را پشت سر گذاشت. این پژوهش در صدد است به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی شعر پایداری یمن و مطالعه ی عوامل شکل گیری این ادبیات و مولفه های آن بپردازد. آنچه ضرورت انجام این تحقیق را تبیین می سازد، دور ماندن این مقوله از نگاه پژوهشگران و عدم توجه شایسته ی محققان محترم به این موضوع می باشد و شاید شرایط کنونی حاکم بر کشور یمن ضرورت انجام جستار حاضر را نمایان تر سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد: شعر پایداری یمن متأثر از افکار و اندیشه های اندیشمندانی همچون سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده و ... و در نتیجه ی مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی شکل گرفته است و رهیافت آن را می توان انقلاب سال های 1948 و 1962 م.، تشکیل حکومت جمهوری یمن، خروج استعمار و اتحاد یمن شمالی و جنوبی دانست.
۱۳۱۰.

التوظیف السیاسی والاجتماعی للفکاهة فی العصر المملوکی (دراسة وتحلیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۲ تعداد دانلود : ۷۶۵
لیس الأدب الفکاهی حکراً علی العصر المملوکی، إذ إنّه لایکاد یخلو عصرٌ من هذا الغرض الشعری، ولکنّ الفکاهة فی تلک الفترة بالذات لقیت رواجاً لم یسبق له نظیرٌ حتی أصبحت سمةً بارزةً من سمات العصر. ثم أنها خرجت فی ذلک العصر من إطارها الضیّق ودَخلت فی معترَک الحیاة واحتکّت بالواقع الذی عاشه المجتمع المملوکی. ومن هذا المنطلق أخذت الفکاهة فی تلک الآونة طابعاَ شعبیاً یعکس ما عاناه الشعب من آلامٍ ومحنٍ مصوّراً الظروف المعیشیة القاسیة التی خیّمت علی المجتمع المملوکی. عُنِیَ شعراء الفکاهة فی العصر المملوکی بالقضایا السیاسیّة والاجتماعیة عنایةً بالغة حیث کانوا یسعون من وراءها إلی إصلاح السیاسات الظالمة وتقویم المسارات الخاطئة وتحسین أوضاع المجتمع. ومن أبرز المضامین التی یحویها الشعر الفکاهی فی العصر المملوکی هی ظلم الحکام وفساد القضاة وتدنّی الأخلاق العامة والفقر المدقع الذی یعیشه الشعب وأوضاع المجتمع المتردیة والمصائب والأوبئة وما إلی ذلک من المظاهر الاجتماعیة العصیبة. أمّا هذا البحث فإنّه یرمی إلی دراسة مضمونیة للشعر الفکاهی فی العصر المملوکی وإلقاء الضوء علی ما یجری فی ساحات المجتمع المملوکی من قضایا سیاسیّة واجتماعیّة. ومن أهمّ النتائج التی توصّلنا إلیها من خلال البحث هو: أنّ للفکاهة فی ذلک العصر مکانة فریدة لا تُضاهی، ووظیفة اجتماعیّة وسیاسیّة هامّة قامت بتأدیتها فی أحسن وجهٍ ممکن. والمنهج الذی اعتمدناه فی هذا البحث هو المنهج الوصفی -التحلیلی الذی یتمّ التعویل علیه فی الموضوعات الأدبیة.
۱۳۱۱.

الإیقاع الصوتی فی قصیدة ""بلقیس"" لنزار قبّانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۵ تعداد دانلود : ۳۴۱۶
تقوم القصیدة الحدیثة فی تشکیل بنیتها الموسیقیة على عنصرین أساسیین هما الإیقاع والوزن. والإیقاع الصوتی أداة لغویة للشعراء تترجم أحاسیسهم ومشاعرهم المتنوعة وتساعد علی تحقیق الغایة من التأثیر ونقل المشاعر والأحاسیس. نزار قبّانی الشاعر السوری احتفی بهذا النمط التعبیری فی شعره خاصّة فی قصیدته الرثائیة المسمّاة ب ""بلقیس"" الذی أنشدها تأبیناً لذکری زوجته التی قتلت فی حادث انفجار السفارة العراقیة فی بیروت حیث تبرز الإیقاعات الصوتیة فی هذه القصیدة بکثرة. فلذلک وقفنا بالمنهج الوصفی التحلیلی عند أهمّ ملامح تلک الظاهرة. وأهمّ نتیجة حصلت علیها الدراسة تتمثّل فیما یلی: حاول قبّانی أن یطوّر المستوى الصوتی فی تجربته الشعریة فی قصیدة بلقیس؛ فنجد فی قصیدته إیقاعا خاصا لم یقف عند الإطار الخارجی کالوزن، بل نجد ترکیزا قویّا للإیقاع الداخلی تتکثّف فیه القوافی، وتتناغم فیه الحروف فضلا عن تکرار الکلمات، واجتماع الألفاظ التی یشکل حضورها جرسا خاصا، ولا سیما إذا تحقّق فیها التوازی الصوتی بأنماطه المتنوعة. استطاع الشاعر رغم طول قصیدته فی موضوع واحد وهو الرثاء بتنوع القوافی وعناصرها الموسیقائیة أن یعطی إیقاعات صوتیة مریحة للقصیدة وأن یخرجها من رتابتها التی جاءت من بنیتها علی بحر أحادی التفعیلة.
۱۳۱۲.

بنیة القصیدة فی شعر جارالله الزمخشری؛ دراسة تحلیلیة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب شعر
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب کلیات ادباء
تعداد بازدید : ۱۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۷۰۵
القصیدة فی الأدب العربی منذ العصر الجاهلی لها بنیتها الخاصة وجعل الشعراء والنقاد هذه البنیة المحددة قوام أعمالهم. والقصیدة العربیة تتشکل من عدة أقسام وکل قسم مقدمة للقسم التالی؛ فالبیت الأول فی القصیدة یسمى المطلع وفی معظم الأحیان یأتی بعد المطلع التشبیب (ذکر أیام الشباب) أو النسیب والتخلص (انتقال الشاعر من الغزل الى الغرض الرئیس للقصیدة) ثم الغرض الرئیس (المدح، والفخر، والرثاء، و..) والمقطع (الدعاء، وطلب الخلود للشخص الذی نظم الشعر من أجله). وهذه الأقسام غالبا ما التزم بها الشعراء الأقدمون وألزم النقاد بها الشعراء المتأخرین، علی أن یعدلوا بینها ولا یخرجوا علیها. یعتبر جارالله الزمخشری واحدا منهم. إن هذه الدراسة تعالج حیاة الزمخشری وأغراضه الشعریة کما تتطرق إلی بنیة القصائد والأسالیب التی یستخدمها هذا الشاعر فی افتتاح قصائده للوصول إلی الغرض المنشود وتحقیق ما کان یأمله ویرجوه فی قصیدته، والربط بین ذلک الافتتاح والغرض الذی یهدف إلی تحقیقه وحسن ختامه وأخیرا یدرس المقال القصائد ذوات الموضوع الواحد أو الموضوعات المتعددة مرکزا علی اتباع الشاعر بنیة القصیدة العربیة الجاهلیة ومحافظته علیها.
۱۳۱۳.

تحلیل چند انگاره در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۱ تعداد دانلود : ۶۵۱
«انگاره» یا «تصویر هنری» نمایانگر یک فرایند ترکیب تخیّلی است؛ فرایندی که به سخن، مفهومی هنری می بخشد. انگاره رسانه ای است که نمایش معانی پنهان را بر عهده دارد و در انتقال گنجینه های ذهنی به مخاطب و عمق بخشیدن به معانی مراد کارآمد است. تبلور این هنر در چکامه های بلیغ کهن ادب عربی و بسامد آن در آیات شریفه قرآن و نهج البلاغه، نشانه دیرینگی و جایگاه و نقش این هنر در رسایی زبان عربی است. در این مقاله، به منظور شناسایی ابعادی از جمالیات بلاغی و معانی انگاره های نهج البلاغه، با روش توصیفی تحلیلی نمونه هایی مانند «التَّقْوَی مَطَایا ذُلُلٌ»، «یخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَه الْإِبِلِ»، «فِتَنٍ انْجَذَمَ فی ها حَبْلُ الدِّینِ» واکاوی و تحلیل شده اند. برآیند این پژوهش نشان می دهد استخدام انگاره ها برای رسایی بیشتر سخن است و در سبک گروهی ادب جاهلی و صدر اسلام رایج بود. امیر مؤمنان امام علی (ع) نیز در سخن خویش، سبک گروهی ادیبان صدر اسلام دارد. آن حضرت متناسب با موضوع سخن، از عناصر طبیعت ساکن و متحرک و نام اشیای شناخته شده وام گرفته است. در اکثر انگاره های نهج البلاغه از رهگذر انواع تشبیهات، امور معنوی، محسوس .گشته اند
۱۳۱۴.

بلاغت اسلوب ""تکرار"" درمضامین طنز جواهری وتحلیل معانی ثانویة آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۸۱
«تکرار» به عنوان یک عنصر بلاغی و شگرد زبانی از عوامل برجسته سازی معنا در سخن و ایجاد موسیقی دل نشین در کلام است. کاربرد تکرار در شعر توسط شاعر هدفمند است و شاعر با به کارگیری این هنر سعی در جهت دهی فکری مخاطب دارد. جواهری یکی از مؤثرترین و بارزترین شاعران معاصر عراق است که فساد و بی عدالتی جامعه خویش را به صورت عمیق درک کرده و در راه اصلاح آن گام برداشته است. او از هر فنّ زبانی و تمهیدات هنری در جهت نفوذ سخن خویش در مخاطب بهره برده است، و قالب طنز را به منظور آگاهی بخشی و تنبیه جامعه برگزیده است. یکی از اصلی ترین عناصر بلاغی در طنز او «تکرار» است. جواهری با بهره گیری از این شگرد توانسته به صورت ماهرانه علاوه بر پیوندی ناگسستنی که میان لفظ و معنا ایجاد کرده رابطه ای قوی میان تکرار و طنزش برقرار کند. بیشترین «تکرار» در طنزش، در سطح جمله است. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل «تکرار» و میزان توانمندی شاعر جهت تأثیربخشی کلام و رساندن آن به مخاطب است.
۱۳۱۵.

الطّبع والصّنعة فی نقد أبی حیّان التّوحیدیّ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۰ تعداد دانلود : ۹۲۰
وثّق أبو حیّان التّوحیدیّ الروابط بین ثنائیات تعامل معها الدّرس النقدیّ العربیّ القدیم بوصفها ثنائیات مُتباعدة الطرفین، کثنائیّة الفکر والحسّ، وثنائیة العلم والأدب، وثنائیّة القدیم والمُحدث، وثنائیّة الطّبع والصّنعة، التی یتّخذُها هذا البحثُ محوراً لاهتمامه؛ فقد انقسم النّقاد فی دراستهم لقضیة الطّبع والصّنعة بین قائل بانفصال طرفیها، وآخر قائل باتّحادهما، والتّوحیدیّ واحدٌ من أبرز النّقاد القائلین بتلازم طرفی هذه الثنائیة، وتفاعلهما، واتّحادهما فی الإبداع الأدبیّ؛ إذ تأتی الأفکار والمعانی لابِسة ألفاظها؛ فالإبداع تعبیر باللغة ،وتوشیة اللغة بالصنعة، والطّبع فِطرة، وفیض إلهیّ للأفکار والمعانی، یُوهب للمبدع، فیخلُف فِطرته الإلهیّة بقُدرة بشریّة على الصّیاغة اللّغویّة، وصولاً إلى الصّنعة الفنیّة؛ فالطّبع المُبتکِر هو السَابق والصّنعة المُحترِفة هی التّالیة، والصّنعة متمّمة للطّبع، على صعید الإبداع الأدبیّ، بما تُمارِسه من تدقیق وتأمّل.
۱۳۱۶.

الحریة الوجودیة فی الروایة العربیة المعاصرة؛ دراسة فی ""أصابعنا التی تحترق"" لسهیل إدریس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب کلیات مفاهیم
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نثر
تعداد بازدید : ۱۶۱۷ تعداد دانلود : ۶۲۵۹
تعتبر الحریة من أهمّ المبادئ التی ارتکزت علیها الوجودیة؛ فهی توحّد بین الإنسان والحریة، وتعتقد أن لا إنسان بلا حریة، فتجعل منه ذا حریة مطلقة، دون أن تؤدّی إلی الفوضویة. إنّ روایات سهیل إدریس، والذی یعدّ من أبرز مروّجی الوجودیة فی الأدب العربی، قد عکست کثیرا من المبادئ الوجودیة، بحیث تعتبر منطلقا هامّا لنشر الوجودیة کفلسفة ذات لغة معقدّة بین الناس عن طریق لغة أدبیة. وروایة ""أصابعنا التی تحترق"" - کآخر حلقة فی ثلاثیته - قد قدّمت نموذجا عن البطل الوجودی الذی ینادی بأهمّ الشعار الوجودی نتیجة حاجة الإنسان العربی الماسة إلیه وهو الحریة. والحریة الوجودیة قد شغلت مساحة واسعة من هذه الروایة. إنّ هذه الدراسة قد تولّت من خلال المنهج الوصفی – التحلیلی مهمة دراسة الحریة الوجودیة ومیزاتها فی هذه الروایة. فالنتائج تدلّ علی أنّ هذه الحریة توصف دائما بالمطلقة، والبطل یرفض کلّ ما یخالف هذا الإطلاق، ویصاحبه القلق نتیجة ممارسته للحریة المطلقة، والمسؤولیة هی التی تحول دون أن تنتهی هذه الحریة المطلقة إلی الفوضویة.
۱۳۱۷.

استدعاء التراث فی مسرحیّة ""عنتر بن شدّاد"" لأبی خلیل القبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۳ تعداد دانلود : ۸۱۳
إنّ استدعاء التراث یُعتبر من أبرز المظاهر التی یمکن إیجادها فی النصوص الأدبیّة والفنّیة والمسرحیّة الحدیثة، وقد عُرفت شخصیّة البطل فی کلّ الحضارات القدیمة ودخلت إلى الآداب والفنون وعلى الأخصّ الأساطیر والملاحم والسیر الشعبیّة والأدب الشفهیّ، والنصوص المسرحیّة. وعنترة من أشهر أبطال العرب الذی یمکن اعتباره بطلاً ملحمیًّا، إذ یصارع القوى فتغلبه. کتب أبو خلیل القبّانی، الرائد المسرحیّ فی سوریا وأحد روّاد المسرح فی العالم العربی والمشرق بشکل عامّ، مسرحیّات عدیدة، واقتبس حکایات بعض من مسرحیّاته من القصص الشعبیّة، منها مسرحیة ""عنتر بن شدّاد"". وبالرغم من أنّ هناک نصوصاً مسرحیّة أخرى کُتبت فی اللغة العربیّة عن عنترة بن شدّاد، إلاّ أنّ أهمّیّة مسرحیة القبّانی، قبل کلّ شیء تکمن فی أنّها الأولى فی العالم العربیّ بنیت على هذه الشخصیة التراثیة. یتمحور البحث حول کیفیّة استدعاء التراث فی مسرحیة القبانی، من خلال دراسة شخصیّة البطل بین السیرة الأصیلة کنصّ أدبیّ والمسرحیّة الحدیثة کفنّ للعرض، وذلک من خلال المنهج الوصفی التحلیلی. ویتبیّن لنا أنّ القبّانی، -وإن کان لا یعتمد على قصّة عنترة کحدث تاریخیّ- إلاّ أنّه یستدعی حکایة هذا البطل لیعالج أوضاع الفترة التی عاش فیها، وظروفها الاجتماعیّة، إذ کان مجتمعه بحاجة للتذکیر بشخصیّة بطل شجاع ذی أخلاق حمیدة یتمتّع بفتوّة یجسدها عنترة.
۱۳۱۸.

ملامح المقاومة فی شعر عبدالرحیم محمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب کلیات مفاهیم
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب کلیات ادباء
تعداد بازدید : ۲۹۸۵ تعداد دانلود : ۹۳۶
إنّ شعر المقاومة من أوسع میادین الأدب العربی، والشعراء الفلسطینیون کثیراً ما یتمحور شعرهم حول هذا الأدب. فالشاعر المقاوم علیه أن یشحن الأمل إلى التحریر فی عروق الشعب ویحثّهم حتّى یدخلوا میادین الصراع. وإن دقّقنا فی الشعر الفلسطینی نرى الشاعر الشهید عبدالرحیم محمود جزءاً من هذا الأدب فکان مسایراً لشعبه وأبناء قومه، ومجابهاً للظّلم یرتفع صوته فی وجه الغزاة الطغاة ولا یهدأ حتّى یکتب عنهم بقوة، وینخفض صوته عند الترنم بحبّ الوطن والحنین إلیه. فیقترب شعره إلى صدق التجربة والإصالة لأنّه لم یترک وطنه وشعبه أبداً فله روح متحمّسة وثوریة قلّما نجدها لدى شاعر آخر ممّا دفعته کی یضحّی بنفسه فی سبیل الوطن فمات شهیداً. یهدف هذا البحث وفقاً للمنهج الوصفی التحلیلی إلى دراسة ملامح المقاومة فی شعر عبدالرحیم محمود، وسنحاول أن نبیّن روحه المتحمّسة ومظاهر المقاومة التی غلبت على شعر هذا الشاعر الشهید. وقد توصّلنا إلى أنّ هذا الشاعر یعتقد بأنّ الحل الوحید للوصول إلى الحرّیة هو المقاومة لاغیر فالصهاینة الغاصبون لا یعرفون معنىً للوفاء حتى یتفاوض معهم. فیستعرض عبدالرحیم الماضی الذی یفتخر به العرب جمیعاً لتحریک حمیة الشعب وتحریضهم نحو العمل والجهاد؛کما یدعو النساء للمشارکة فی ساحة النضال لما لهنّ من نصیب وافر فی تحریر البلد.
۱۳۱۹.

ملامح المقاومة فی أشعار سعدی یوسف وسلمان هراتی دراسة مقارنة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۲ تعداد دانلود : ۸۶۰
شهدت کلٌ من إیران والعراق أحداثاً سیاسیة مختلفة على مدى التاریخ، ومن أهمّ هذه الأحداث المعاصرة هی الحرب فی البلدین. والصراع المتمثّل بظاهرة الحرب المشؤومة بین الشعبین کان السبب فی تشکیل نهج مماثل تقریباً فی حضارة البلدین. وإحدى هذه المناهج هی تشکیل ثقافة المقاومة، والتی یمکن ملاحظتها فی آداب الشعبین. الدراسة المقارنة الوصفیة لقصائد شاعرین من إیران والعراق، أی سلمان هراتی (1959-1986م) وسعدی یوسف (1934م)، توحی مواضیع مشترکة کحبّ الوطن والتحدّی والنقد الإعلامی وفلسطین والنزعة العالمیة فی المقاومة وتعزیز فکرة الاستشهاد. کما تشیر نتائج هذه الدراسة إلى بعض الفوارق الطفیفة فی مواضیع وأسالیب هذین الشاعرین.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان