ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۷۲۱.

تحلیل المنهح الثقافی لإلین شوالتر فی روایه « أصل وفصل» لسحر خلیفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۶
الاهتمام بقضایا المرأه ومرکزیتها فی الأعمال الأدبیه من المسائل التی أثارت اهتمام العدید من الباحثین فی مختلف المجالات الاجتماعیه، والثقافیه والأدبیه خلال القرنین الأخیرین. یقوم النقد النسوی بدراسه الأثار الأدبیه التی کتبت بید المرأه أو حول المرأه. إلین شوالتر من المنظِّرات فی هذا المجال اقرحت أربعه مناهج لدراسه النقد النسوی وهی المنهج البیولوژی، اللغوی، النفسی والثقافی. من بین المناهج التی اقترحتها إلین شوالتر یلعب المنهج الثقافی دوراً هاماً فی دراسه انعکاس القضایا الاجتماعیه، والسیاسیه والثقافیه فی الأدب والروایه. یهتم هذا المنهج بدراسه النظره السائده للمرأه فی المجتمع و دور المجتمع فی تشکیل عمل المرأه ونشاطها ومکانتها. نظراً لأهمیه المنهج الثقافی لإلین شوالتر فی دراسه الأدب القصصی والروایه، یقوم هذا المقال بدراسه روایه «اصل وفصل» لسحر خلیفه على أساس هذا المنهج على ضوء المنهج الوصفی-التحلیلی لکی یدرس کیفیه انعکاس القضایا الإجتماعیه فی الروایه ویسعى أن یجیب عن هذا السؤال: ماهو تأثیر المجتمع الفلسطینی فی الثلاثینیات والأربعینیات من القرن العشرین علی أفکار سحر خلیفه واتجاهاتها؟ وکیف یتجلی هذا التأثیر فی الروایه ویمکن دراسته من خلال المنهج الثقافی لإلین شوالتر؟ نتائج البحث تشیر إلی أنّ سحر خلیفه تحدت المجتمع الأبوی الفلسطینی فی النصف الأول من القرن العشرین والسنوات الأولی للاحتلال من خلال معالجه مقومات المنهج الثقافی لإلین شوالتر کالاهتمام بالحیاه والاستقلال الاقتصادی، کراهیه النسیان التاریخی للمرأه، اکتشاف الذات والتعبیر عن الواقع حول المرأه، الزواج القسری والتقلیدی للمرأه، قیود تعلیم المرأه، تحقیر المرأه وإهانتها و .... أدانت هیمنه الرجل علی المرأه. ولذلک فإن المجتمع التقلیدی الفلسطینی آنذاک أثّر فی کل أبعاد واتجاهات أفکار سحر خلیفه. بحیث تعتبر خلیفه سیطره الرجل علی المرأه کسیطره إسرائیل علی فلسطین وتدینها. وکما المرأه فی فکر خلیفه رمز للوطن والأرض.
۱۷۲۲.

التناص وتجلیاته في الخطاب السردي لقصص علی السباعي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۵۱
یعرف التناص بأنه الصوت المتعدد ذلک لأن کل نص هو فی کنهه لوحه فسیفسائیه مکونه من الاقتباسات عن نصوص أخرى. ومن هذا المنطلق یکون النص محض إعاده إنتاج لخبرات تراکمیه سابقه، جمعت والتحمت فی البناء النصی الجدید الذی نهض فی هیکلیته على أساس من نصوص سابقه متباینه ومتعدده ومتنوعه المشارب. ومن هنا یکون کل نص تناصا بصوره مطلقه، ذلک أن النص یبرز فی عالم یغص بالنصوص (نصوص قبلیه، ونصوص محیطه به، وأخرى حاضره فیه)، واستراتیجیته المحوریه هی الهدم والتفکیک بغرض إعاده البناء. یهدف هذا البحث دراسه تجلیات التناص فی الخطاب السردی لقصص مختاره عن القاص العراقی علی السباعی حتی یستنتج بان أبرز أنماط التناص التی یمکننا تمییزها فی خطاب السباعی السردی فی المجموعات القصصیه المختاره (عینه البحث) نمطان رئیسان؛ الأول تناص ذاتی حصل مع نصوص الکاتب عینه، والآخر خارجی تفاعل فیه خطاب الکاتب السردی مع نصوص خارج حدود إبداعه الشخصی.
۱۷۲۳.

دراسه اللغه الروائیه وأشکالها فی روایه الصبّار لسحر خلیفه علی ضوء تصنیف عبد الملک مرتاض(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۴
سحر خلیفه الروائیه المعاصره الفلسطینیه تعدّ إحدی الروائیات المتمیزات على الصعیدین العربی والعالمی؛ حیث لاقت روایاتها شهره واسعه فی العالم بأسره بسبب التزامها بالواقع الفلسطینی وخاصه المقاومه والقضایا الاجتماعیه وقضایا المرأه، وأیضاً توظیفها بناءاً لغویاً أخاذاً یحرّک مشاعر القارئ ویجعله مشدوداً بأحداث الرواِیه. وفی روایه الصبار (المنشوره بعد نکبه عام 1967م) التی نحن بصدد دراستها، عاجلت فیها سحر خلیفه القضایا التی واجهها المجتمع الفلسطینی بعد هذه النکبه، تقوم الروائیه بتوظیف بناء لغوی تختلف غالباً مستویاته فی أشکال سردها اختلافاً یجدر بنا أن ندرسه اعتماداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی، علی ضوء تصنیف الأدیب والناقد الجزائری عبد الملک مرتاض. ومن النتائج التی توصّلنا إلیها، هی: إنّ سحر خلیفه وظّفت جمیع الأشکال السردیه التی یذکرها عبد الملک مرتاض فی کتاب نظریه الروایه؛ أی: النسیج السردی، الحوار، والمناجاه، کما وظّفت جمیع الضمائر السردیه (ضمیر الغائب، ضمیر المخاطب وضمیر المتکلم) فی روایتها، وضمیر الغائب هو الأکثر استعمالاً فی سردها للأحداث. کما تعتمد سحر خلیفه غالباً فی سردها القائم علی ضمیر الغیاب، علی لغه فصیحه متوسطه المستوی، وعندما ترید أن تسلّط الأضواء علی أجواء الحوار الذی یجری بین الطرفین داخل السرد، هی تتأرجح بین توظیف اللهجه الدارجه واللغه الفصیحه البسیطه، وعندما تترک المجال للشخصیات أن یتحاوروا مع بعض، نجد أنّ الشخصیات الغیر مثقفه تستخدم أکثر الأحیان لغه سوقیه عامیه ملحونه، والشخصیات المثقّفه تستخدم لغه فصیحه مبسّطه.
۱۷۲۴.

البعد النفسی لمنظور عین السارد فی القصه القصیره السوریّه بین 1995 و2005م(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۳۰۸
عملت الدراسات السردیّه المرتبطه بالتبئیر على دراسه الراوی أو السارد، بوصفه عنصراً بنیویّاً مهمّاً فی بنیه السرد القصصی، دراسه وافیه مبیّنه موقعه مما یروی، ومعرفته الکلیّه أو الجزئیّه بالأحداث، وموقعه منها، ووعیه لها، وتحرّکت هذه الدراسات وفقاً لمحورین اثنین هما: المحور الفکری المعرفی، والمحور الفنّی الجمالی، وتحدّثت عن نوعین من التبئیر: (تبئیر داخلی، وتبئیر خارجی)، فکان بذلک مجالاً واسعاً للدراسات التقنیه التی لا تعنى بالجانب البشری للذات السارده وما یتعلق بها من الجوانب النفسیه والاجتماعیه والفکریه. فظل السارد تقنیه سردیه لا تعدو کونها وسیله لنقل وقائع السرد, ومنظور تصویر الأحداث. ویأتی هذا البحث لیقدّم قراءه فی بعد جدید من أبعاد السارد فی المستوى الداخلی، لا یلغی البعدین: الفکری، والفنی، ولا یستعاض بهما عنه، بل إنّه یکمّل مساعیهما ویعمّقها، وهذا البعد الجدید هو البعد النفسی الذی یُعنى بالأحوال العاطفیه والوجدانیه للذات السارده، ویتتبّع انفعالاتها من حیث هی عوامل مؤثره فی السیروره السردیّه وما یرتهن بها من تسویغ للأحداث وتعلیل للسلوک داخل المتن النصی، فلا یخفى أن العلاقه ما بین نفسیه السارد ولغته علاقه متجذّره فی مجال الإبداع الأدبی. وقد عمد البحث إلى تطبیق هذا المنظور على نصوص من القصه القصیره السوریه بین عامی 1995 – 2005م، نظراً لما بلغته من تطور فنّی ومعرفی. مما یعطی أنموذجاً تطبیقیاً یوضح أهمیه الأفکار الوارده فی هذا البحث ویسوّغ الجانب النظری الذی انطلق منه. وینتهی البحث إلى جمله من النتائج التی تغنی الدراسات السردیه.
۱۷۲۵.

تحلیل مؤلفه های کارناوالی در رمان « عزازیل» یوسف زیدان با تکیه بر نظریه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۱۱
میخائیل باختین نظریه پرداز مطرح قرن بیستم در حوزه نقد ادبی با نظریه منطق گفتگویی، فضای نوینی در حوزه های گوناگون از جمله ادبیّات پدید آورد. در این میان، «نظریه چندصدایی باختین» خوانش دیگری از متن را القا می کند و مخاطب را به کشف لایه های درونی، آواهای گوناگون و گاه پنهان و ناگفته های متن رهنمون می سازد. یکی از شاخصه های اصلی این نظریه، کارناوال است که بارزترین ویژگی آن، از بین بردن مرز بندی های رسمی پذیرفته شده، دگرگون ساختن و واژگونی مبادی غالب از سوی نهادها و گفتمانهای قدرت است. بدین معنا که کارناولیته فضای تک صدایی حاکم بر جامعه را بر هم زده، و جامعه ای چندآوائی همراه با گفتگوهای متنوع پدید می آورد. از این رو، جستار حاضر ضمن واکاوی مفاهیم کلیدی منطق مکالمه و چند صدایی باختین بر آن است تا به شیوه تحلیلی- توصیفی به تطبیق و تبیین موازین نظریه سخن کارناولی باختین در رمان عزازیل یوسف زیدان بپردازد. دستاورد پژوهش نشان می دهد بسیاری از این مؤلفه ها چون آمیختگی احساسات متناقض، بهره گیری از تاج گذاری و تاج برداری، پارودی و پارودی مقدّس، زبان کوچه بازاری، تقابل های دوگانه و نسبیت، مضمون مرگ، انگیزه ضیافت، مضمون نقاب، در هم شکستن ارزشهای رسمی و تحمیل شده به جامعه تک صدایی و ترویج چند صدایی در رمان عزازیل یوسف زیدان وجود دارد. ره آورد وجود چنین مولفه هایی سبب پویائی هر چه بیشتر رمان گشته و فضایی را خلق می کند که انسان مسیحی بتواند با وجود قواعد و قوانین سفت و سخت آئین مسیحیّت، آزادانه به انتقاد از فضای رسمی حاکم بر جامعه بپردازد.میخائیل باختین نظریه پرداز مطرح قرن بیستم در حوزه نقد ادبی با نظریه منطق گفتگویی، فضای نوینی در حوزه های گوناگون از جمله ادبیّات پدید آورد. در این میان، «نظریه چندصدایی باختین» خوانش دیگری از متن را القا می کند و مخاطب را به کشف لایه های درونی، آواهای گوناگون و گاه پنهان و ناگفته های متن رهنمون می سازد. یکی از شاخصه های اصلی این نظریه، کارناوال است که بارزترین ویژگی آن، از بین بردن مرز بندی های رسمی پذیرفته شده، دگرگون ساختن و واژگونی مبادی غالب از سوی نهادها و گفتمانهای قدرت است. بدین معنا که کارناولیته فضای تک صدایی حاکم بر جامعه را بر هم زده، و جامعه ای چندآوائی همراه با گفتگوهای متنوع پدید می آورد. از این رو، جستار حاضر ضمن واکاوی مفاهیم کلیدی منطق مکالمه و چند صدایی باختین بر آن است تا به شیوه تحلیلی- توصیفی به تطبیق و تبیین موازین نظریه سخن کارناولی باختین در رمان عزازیل یوسف زیدان بپردازد. دستاورد پژوهش نشان می دهد بسیاری از این مؤلفه ها چون آمیختگی احساسات متناقض، بهره گیری از تاج گذاری و تاج برداری، پارودی و پارودی مقدّس، زبان کوچه بازاری، تقابل های دوگانه و نسبیت، مضمون مرگ، انگیزه ضیافت، مضمون نقاب، در هم شکستن ارزشهای رسمی و تحمیل شده به جامعه تک صدایی و ترویج چند صدایی در رمان عزازیل یوسف زیدان وجود دارد. ره آورد وجود چنین مولفه هایی سبب پویائی هر چه بیشتر رمان گشته و فضایی را خلق می کند که انسان مسیحی بتواند با وجود قواعد و قوانین سفت و سخت آئین مسیحیّت، آزادانه به انتقاد از فضای رسمی حاکم بر جامعه بپردازد.میخائیل باختین نظریه پرداز مطرح قرن بیستم در حوزه نقد ادبی با نظریه منطق گفتگویی، فضای نوینی در حوزه های گوناگون از جمله ادبیّات پدید آورد. در این میان، «نظریه چندصدایی باختین» خوانش دیگری از متن را القا می کند و مخاطب را به کشف لایه های درونی، آواهای گوناگون و گاه پنهان و ناگفته های متن رهنمون می سازد. یکی از شاخصه های اصلی این نظریه، کارناوال است که بارزترین ویژگی آن، از بین بردن مرز بندی های رسمی پذیرفته شده، دگرگون ساختن و واژگونی مبادی غالب از سوی نهادها و گفتمانهای قدرت است. بدین معنا که کارناولیته فضای تک صدایی حاکم بر جامعه را بر هم زده، و جامعه ای چندآوائی همراه با گفتگوهای متنوع پدید می آورد. از این رو، جستار حاضر ضمن واکاوی مفاهیم کلیدی منطق مکالمه و چند صدایی باختین بر آن است تا به شیوه تحلیلی- توصیفی به تطبیق و تبیین موازین نظریه سخن کارناولی باختین در رمان عزازیل یوسف زیدان بپردازد. دستاورد پژوهش نشان می دهد بسیاری از این مؤلفه ها چون آمیختگی احساسات متناقض، بهره گیری از تاج گذاری و تاج برداری، پارودی و پارودی مقدّس، زبان کوچه بازاری، تقابل های دوگانه و نسبیت، مضمون مرگ، انگیزه ضیافت، مضمون نقاب، در هم شکستن ارزشهای رسمی و تحمیل شده به جامعه تک صدایی و ترویج چند صدایی در رمان عزازیل یوسف زیدان وجود دارد. ره آورد وجود چنین مولفه هایی سبب پویائی هر چه بیشتر رمان گشته و فضایی را خلق می کند که انسان مسیحی بتواند با وجود قواعد و قوانین سفت و سخت آئین مسیحیّت، آزادانه به انتقاد از فضای رسمی حاکم بر جامعه بپردازد.میخائیل باختین نظریه پرداز مطرح قرن بیستم در حوزه نقد ادبی با نظریه منطق گفتگویی، فضای نوینی در حوزه های گوناگون از جمله ادبیّات پدید آورد. در این میان، «نظریه چندصدایی باختین» خوانش دیگری از متن را القا می کند و مخاطب را به کشف لایه های درونی، آواهای گوناگون و گاه پنهان و ناگفته های متن رهنمون می سازد. یکی از شاخصه های اصلی این نظریه، کارناوال است که بارزترین ویژگی آن، از بین بردن مرز بندی های رسمی پذیرفته شده، دگرگون ساختن و واژگونی مبادی غالب از سوی نهادها و گفتمانهای قدرت است. بدین معنا که کارناولیته فضای تک صدایی حاکم بر جامعه را بر هم زده، و جامعه ای چندآوائی همراه با گفتگوهای متنوع پدید می آورد. از این رو، جستار حاضر ضمن واکاوی مفاهیم کلیدی منطق مکالمه و چند صدایی باختین بر آن است تا به شیوه تحلیلی- توصیفی به تطبیق و تبیین موازین نظریه سخن کارناولی باختین در رمان عزازیل یوسف زیدان بپردازد. دستاورد پژوهش نشان می دهد بسیاری از این مؤلفه ها چون آمیختگی احساسات متناقض، بهره گیری از تاج گذاری و تاج برداری، پارودی و پارودی مقدّس، زبان کوچه بازاری، تقابل های دوگانه و نسبیت، مضمون مرگ، انگیزه ضیافت، مضمون نقاب، در هم شکستن ارزشهای رسمی و تحمیل شده به جامعه تک صدایی و ترویج چند صدایی در رمان عزازیل یوسف زیدان وجود دارد. ره آورد وجود چنین مولفه هایی سبب پویائی هر چه بیشتر رمان گشته و فضایی را خلق می کند که انسان مسیحی بتواند با وجود قواعد و قوانین سفت و سخت آئین مسیحیّت، آزادانه به انتقاد از فضای رسمی حاکم بر جامعه بپردازد.
۱۷۲۶.

القصه القصیره جداً والآلیات التکثیفیه فی مجموعه "خیوط متشابکه" "ل محمد محقق"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۱۹۶
إنّ السرعه أصبحت تضع بصمتها على جمیع جوانب الحیاه البشریه بما فیها الجانب الأدبی، الذی یعدّ الصوره الکامله للمجتمع الإنسانی. ظهور القصه القصیره جدّاً لم یکن محض ظهور مباغت، وإنما کان بدافع متطلبات الحیاه الحدیثه التی ترید إنجاز الأمور بسرعه فائقه، فظهر هذا النوع القصصی القصیر جداً یحمل الأفکار المکثّفه والواسعه على أسس جوهریه لا غنى عنها. یعدّ التکثیف أحد هذه الأسس لبناء قصص حدیثه وقصیره ومکثفه کما یتضح من عنوانها، فالقاص ولکی یتوصل إلى التکثیف لا بدّ وأن یوظّف بعض الآلیات فی قصصه؛ لیتمکن من کتابه نص قصصی ممیز یجذب القارئ إلیه ویشدّه لقراءته. إنّ الاعتماد على المنهج البنیوی فی دراسه عیّنات قصصیه قصیره جداً أدّى إلى أنّ عدم اقتصار التکثیف على التقلیل من عدد الکلمات فحسب، وإنما شمل الفکره والشخصیه والزمکانیه، فضلًا عن التکثیف اللغوی والصوری والحدثی، فتمکن القاص محمد محقق باستخدام آلیات المفارقه وفعلیه الجمل أن یحقق نصوصاً قصصیه مکثفه، لکن الطرق التی اعتمدها القاص لم تختصر على هذه فحسب، بل إن التناص والرمزیه أیضاً یسجلان حضورهما کآلیتین تمکن القاص من خلالهما کتابه نصوص قصصیه مکثفه، ولکن بنسبه أقلّ عن المفارقه وفعلیه الجمل، وهذا ما یجعل الطرق المذکوره أکثر استخداماً فی المجموعه القصصیه موضع الدراسه، وذلک بإجاده وإتقان کبیرین.
۱۷۲۷.

"السبع المثانی" من منظور "نظریه فنّ البیان البلاغیه"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۳۲
صحیح أن عباره: "سبعاً من المثانی" لم ترد إلا مره واحده فی القرآن الکریم: ﴿وَلَقَدْ آتَیناک سَبْعاً مِنَ الْمَثانی وَالْقُرْآنَ الْعَظیمَ﴾ الحجر:87، لکنها جاءت مؤکده بالتأکیدین "ل" و"قد"، ومقدّمهً علی "القرآن العظیم"، وبصیغه النکره "سبعا"، مما یبرّر اعتبارها من أهمّ الکلمات المفتاحیه فی القرآن الکریم، ویوحی بأنها هدیه عظیمه جداً قدّمها الله تعالی لنبیّه الکریم (ص). وقد اختلفت آراء المفسرین الشیعه والسنّه فی تفسیرها اختلافا نابعا من صیغه "سبعا" بشکل نکره، ولذلک فتحت المجال للتنوع فی تفاسیر هذا المصطلح القرآنی. وقد استطاع هذا البحث بتوظیف المنهج الوصفیّ التحلیلیّ – بعد إلقاء نظره علی هذه الآراء – أن یکشف الستار عن ثلاثه مصادیق جدیده لحقیقه السبع المثانی، أحدها سبع التفاتات فی سوره الحمد، والثانی السبع المثانی فی القرآن الکریم، والثالث فی نظام الکون أولا، وفی نظام اللغه والأدب تبعا لنظام الخلق ثانیاً. توصّل البحث إلی نتائج، أهمّها أن السبع المثانی هو سرّ سوره الحمد وسوره الحمد ملخّص القرآن الکریم، والقرآن نسخه متناظره مع نظام الکون، مما یقتضی شمول السبع المثانی للنص القرآنی ولعالم الوجود فی نفس الوقت، ودلیل علی صدق نظریه فنّ البیان البلاغیّه فی تناظر نظام اللغه والأدب مع نظام الکون. 
۱۷۲۸.

تشکيل اللغظ الشّعريّه بين المعيار والاختيار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
یدرس هذا البحث العلاقه بین تشکیل المستوى الفنّیّ وترکیب الألفاظ، مبیناً الفارق المعنوی بین اللفظ المعجمی واللفظ فی الترکیب، وما یرتبط بذلک من تشکیل فنی، ثم ما یتضمنه من علاقه الترکیب النحوی بالمعنى، وکیفیه ظهور المعنى من خلال الترکیب، وصله أنواع الترکیب فی اللغه بأداء المعنى، وتأثیر الترکیبات المختلفه فی توجیه المعانی، کما یبحث فی الانزیاح الدلالی فی اللفظ، من خلال دراسه الفارق بین المعنى الکامن فی اللفظ مفرداً والمعنى الذی ینتج لدى ترکیب المفردات لدى الاستخدامات المختلفه، ویبحث أیضاً فی القرائن الداله وأثر هذه القرائن فی توجیه الدلاله وظهور المفهوم من اللفظ عموماً، ویتحدّث فی الاستخدام الفنی للألفاظ فیبیّن أنّ کیفیه استخدام اللفظ فی التّعبیر استخداماً لیس مألوفاً یُنتج دلاله جدیده. ویرکّز البحث أیضاً على مسأله الأغراض والمقاصد المتفرّعه من التّراکیب النّحْویّه، کأغراض التّقدیم والتّأخیر فی علاقات الإسناد، وما ینتج عنها من انحراف دلالیّ یلفت انتباه المتلقّی إلى معنى دلالیّ جدید. ویعتمد هذا الجانب حصول الفائده من خلال مراعاه حال المخاطَب؛ فلکلِّ بِنیه ترکیبیّه معناها ومقصدها وغایتها التّداولیّه، ولکلّ صیغه لفظیّه إبلاغیّه توجبها ملابسات الخطاب وأغراضه. ویبیّن البحث أنَّ اللّغه لفظ معیّن یؤدّیه متکلّم لغرض خاصّ فی مقام ومقال محدّدین، إلى مخاطب معلوم فی الذّهن. ویولی البحث الصّیغه الصّرفیّه اهتماماً، فللصّیغه الصّرفیّه دورٌ کبیر فی التّوجیه الدّلالیّ للکلمه؛ من حیث علاقه بِنیه الکلمه أو صیغتها الصّرفیّه بمعانیها الوظیفیّه.
۱۷۲۹.

نظریه روح معنا از نگاه دانشوران یکصد سال اخیر در حوزه علمیه قم (با تأکید بر دیدگاه های امام خمینی، علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
بر اساس نظریه وضع الفاظ بر ارواح معانی یا به اختصار، نظریه «روح معنا»، الفاظ بر روح معنای مشترک بین مصادیق گوناگون وضع شده اند و خصوصیات مصادیق در وضع الفاظ دخالتی ندارد. طبق این دیدگاه، مراد از الفاظ متشابهی چون عرش، کرسی، لوح، قلم و... در کتاب و سنت، نه معنای ظاهری آن هاست و نه معنای مجازی آن ها، بلکه معنای آن ها چنان گسترده است که شامل مصادیق غیرمادی هم می شود. نظریه روح معنا در اصل برای توجیه الفاظ متشابه قرآن مطرح شده است؛ ولی می توان آن را به طور کلی آن را در دسته نظریه های کلان در لغت شناسی طبقه بندی نمود. این دیدگاه را برای نخستین بار غزالی مطرح کرد و پس از او بسیاری از بزرگان اندیشه اسلامی آن را پذیرفته اند. این نظریه در سده اخیر و در حوزه علمیه قم مجال طرح مجددی یافته است و به این منظور، به طور ویژه دیدگاه سه عالم برجسته در حوزه علمیه قم یعنی امام خمینی، علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی درباره این نظریه، از منظرها و با رویکردهای گوناگون شایسته بررسی است. در این مقاله تقریر هر یک از این سه بزرگوار از این نظریه و شباهت ها و تفاوت های تقریر آنان و امتیاز و برجستگی دیدگاه آنان در طرح این نظریه مورد بررسی قرار گرفته است.
۱۷۳۰.

على ضوء نموذج 2× 2 للمحفزات الذاتية في اللغة الثانية دراسة دافعية تعلم اللغة العربية لدى طلبة البكالوريوس الإيرانيين(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
الدافعیه هی سبب اختیار عمل أو نشاط معین ومدى المثابره فی القیام بذلک، وهی تلعب دوراً فاعلاً فی تحقیق الغایات التعلمیه، ولاسیّما بما فیها تعلّم اللغات الأجنبیه، حیث لا یمکن الحدیث عن تعلم اللغه الثانیه فی غیابها. یعتمد نجاح أو فشل متعلمی اللغه فی إتقان اللغه الثانیه على دوافعهم؛ من منطلق ذلک، حاولت هذه الدراسه وصف ومناقشه دوافع تعلم اللغه العربیه، فی ضوء نموذج 2×2، لدى طلبه مرحله البکالوریوس بالجامعات الحکومیه فی إیران. انتهجت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی والمنهج المسحی واستخدمت الاستبانه التی صمّمها بابی والزملاء (2018)، کأداه لجمع البیانات. تکوّنت عینه الدراسه من 1107 طالبین وطالبات مرحله البکالوریوس، والذین دخلوا الجامعه خلال سنوات 2020 2017. وقد تمّت معالجه البیانات فی برنامج الحزم الإحصائیه (spss)، کما اعتمدت على برنامج AMOS))، لتصمیم نمذجه المعادله الهیکلیه بین المتغیرات. قد توصّلت الدراسه إلى أنّه وفقا للمعاملات التی تمّ الحصول علیها فی مصفوفه ارتباط بیرسون واسبیرمن، تتجلى علاقه وطیده إیجابیه بین العاملین الاتجاه الترویجی أولا، وذات اللغه الثانیه المثالیه / ذات ثانیا، مع السلوک التحفیزی. تلقّى السلوک التحفیزی أکبر تأثیر مباشر من متغیرات الاتجاه الترویجی وذات اللغه الثانیه المثالیه. فی ضوء هذه النتائج، یقترح الباحثون الاقتراحات التالیه: إجراء دراسه مماثله لدراسه حالیه على مقاطع الدراسات العلیا؛ إجراء دراسه لمعرفه دور السمات الشخصیه لمتعلمی اللغه العربیه فی إیران، مثل الجنس والطبقه الاجتماعیه وعادات ومهاره التعلم والموهبه فی العلاقه بین الدافعیه وتعلم اللغه العربیه؛ دراسه دور الدافعیه فی تعلم المهارات اللغویه المختلفه (الاستماع والقراءه والکتابه والتحدث)، بشکل منفصل ومقارنه بعضها مع البعض.  
۱۷۳۱.

مستویات النِّضال فی أدب المقاومة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۴۳
   لم یمنع العاملیین یومًا من طلب العلم حلّ بمنطقه جبل عامل زمن الجزار، وما بعده الاحتلال الفرنسیّ،، "وإن خبا نوره فی بعض الحقبات التی وُصفت بالقاسیه، لکنّه کان یعود ناشطًا مزدهرًا " ([1]) فی حالات الهدوء_خصوصًا_ فی العهود الأولى لهذا الجبل. وقد کان للعلم فی جبل عامل مراکز علمیه منذ حقبات بعیده، وکانت تعدُّ قواعد علمیّه.یضع هذا البحث یده على الحقبه التی تعود إلى القرن السّابع إذ عرقت المنطقه انتشارًا واسعًا للعلم، وفی مناطقه کافّه، وعُرِفت لاحقًا وکمراکز للعلم جزین ومشغره، وعیناثا، ووصل العلم إلى کلّ قریّه جنوبیّه وإلى کلّ بیت فیه، وأُنشئت المدارس فی کل منها، وقد کانت تهتم بالمرحله الأولى بتدریس العلوم الدّینیّه، والفقهیّه والفلسفیّه القدیمه، وکرّت السّبحه، وأصبحت المدارس فی مرحله لاحقه تهتم بتدریس" علم الهیئه والحساب، والجبر والطبّ، والهندسه والعلوم العربیّه، کالنحوّ والصّرف والبیان  واللغه" ([2]) ، وغیرها من العلوم.بعد انتشار الفوضى، والفساد والظلم وبدافع الخوف والضغط زمن الاحتلال العثمانیّ، هاجر علماء جبل عامل، إلى العراق والنجف وإیران، ولم یعودوا إلا بعد عوده الهدوء والأمان إلیه، لیکون لهم دورهم فی نهضه الحرکه الفکریه والثقافیّه فیه.عرف جبل عامل الإرسالیات، بعد حمله نابلیون على مصر، فکان لها مدارس عدّه فی "صور ومرجعیون، وفی جزین" ([3]) ...، ما تقدّم الحدیث به غیض من فیض مما زخر به هذا الجبل من علماء ومثقفین ومفکرین وباحثین، وفی أجواء فیها الکثیر من الظلم عاشوا، وعاینوه عن کثب، ما دفعهم فی حقبه لاحقه إلى الدّفع بالحرکه العلمیّه قُدُمًا من خلال مدارسهم ومکتباتهم العامّه والخاصه التی کانت مفتوحه أمام الطلبه.بناء على ما تقدّم نرى أنّ التاریخ  السیاسیّ لهذه المنطقه حافل بالحروب والثّورات، والفتن بدعم من الاستعمار، والدّول المتغصبه، الأمر الّذی انعکس على الوضع الاجتماعیّ، فعانى العاملییون فی ضوئه الکثیر.نضع یدنا فی هذا الإطار على الفکر الثقافیّ للعاملیین، فنرى أنّه على الرّغم من الفوضى التی مرّت بها المنطقه، فإنّ اهلها استطاعوا أن ینهضوا بأدبهم وبحیاتهن الاجتماعیّه وبشعرهم، وقد کان الأدب فی جبل عامل منذ أواخر القرن الحادی عشر حتى نهایه القرن الثالث عشر هجری(18-19م)  فی حرکه تجدید وتحرر من التقلید فی الفکر والعمل.ننطلق فی رحله الأدب المقاوم من جبل عامل الذّی لم یهدأ یومًا ولم یکلّ فی مقاومه المحتلّ والمغتضب بالسّلاح تاره، وبالعلم والثقافه تاره أخرى. بناء علیه  تنفتح أمامنا وجوه متنوعه للأدب، فنشارکه النّضال وفی مستویات متعدده منها " حرکه النّضال الإنسانیّ" ([4]) والثقافیّ والفکریّ ّوالسیاسی ّوالاجتماعیّ والقومیّ والحضاریّ، فی هذا السّیاق سیعرض البحث لمستویین من مستویات النّضال الأدبیّ ألا وهما: المستوى الإنسانیّ والمستوى الاجتماعیّ.
۱۷۳۲.

مقاربه لشعر محمد عبدالباري في ضوء نظریه بیرجیرو؛ قصیده «ما لم تقله زرقاء الیمامه» أنموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۳
تطوّرَت مناهج دراسه النصوص الشعریه وتحوّلت بفعل التطوّر الشامل فی الوعی النقدی المعاصر وصارت العلاقه مع النص الشعری هی العلاقه القائمه علی أساس الجدل والمشاکسه والتلقی المنهجی بغیه الوصول إلی المعنی الحقیقی للنص بعد سبر أغواره و تجاوز تضاریسه وهیکلیته الظاهراتیه ومن أهم المناهج حدیثه الظهور، المنهج السیمیائی ویستدعیه الوعی النقدی لإخراجه من حاله الغیاب إلی دائره الحضور فی مستوی المعنی والدلاله. ترمی هذه الورقه البحثیه إلی معالجه قصیده «ما لم تقله زرقاء الیمامه» فی ضوء السیمیائیه الجدیده التی تأخذ علی عاتقها فک شفرات النص وإزاله ما یمثّل فجوه ومسافه بین النص والمتلقی ومن أهم الأهداف الأساسیه التی یتوخی الباحثان الوصول إلیها، تأسیس الوعی بشعریه هذا الشاعر وفتح الآفاق الجدیده علی الشعر السودانی المعاصر وهکذا دراسه موقف الشاعر من واقع السلوک العربی فی عصر الحداثه وما ینجبه فی المستقبل من المأساه والویلات. تشیر النتائج إلی أنَّ هذه القصیده طافحه بالرموز والعلامات. القصیده تزخر بالحضور المعرفی للشخصیات ویستخدم الشاعر الرموز المختلفه للتعبیر عن الوضع المأساوی فی المستقبل وما یجلب الانتباه هو هیمنه التوجه الاستشرافی للشاعر علی القصیده. یکثر الشاعر فیها من الإشارات التی تقود إلی المستقبل وخاصه اللازمه التکراریه فی افتتاحیه المقاطع واستخدام الرمز التراثی. تتأتی الفاعلیه الجمالیه للقصیده من الانزیاحات والعلاقات المؤسسه علی المفارقه بین الألفاظ والمفردات ونلحظ  فی القصیده الفاعلیه العاطفیه المنبعثه من الرموز والإشارات النصیه التی تکتظ بالمعانی والدلالات والفاعلیه الإحالیه تتأتی من المزج بین الحاضر والماضی عبر الترکیز علی حضور الشخصیات التراثیه والدلالات والملامح المتعلقه بها التی یستأنسها الوعی الجماعی. نری الفاعلیه الکنائیه فی التمثیل الشعری للواقع العربی المتردی والمحاوله لفضح هذا الواقع المؤلم والمستقبل السلبی وتعریته من خلال الاستخدام الواعی لطریقه التعبیر الحکمی فی اللغه الشعریه غیر أن القصیده تخرج عن هذا المسار الدلالی ولا تقف حد تجسید الواقع المأساوی والمستقبل المأزوم بل تتجه عدسه الکامیرا الشعریه إلی المستقبل المنشود والمثالی والذی یتحقَّق بالوعی والمعرفه والرؤیه الجدیده بعیداً عن الجهل والتخلف والعقم المعرفی والفکری.
۱۷۳۳.

مبادئ الاستلزام الحواري في أشعار وليد سيف وفقاً لنظرية التداولية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
إن التداولیه فرع من السیمیائیه، وهی تهت م بالتواصل کوظیفه لغویه. وبما أ ن السیاق له دور مهم فی التداولیه، فهی تتطرق إلی أنواع السیاق، ومنه: سیاق المخاطبین، وهذا یشمل المتکلم والمخاطب. فالمتکلم یختار المفردات ویر تبها حسب قصد یتابعه فی الکلام، وإفاده المخاطب من الأهداف المه مه التی لا یمکن إهمالها. ظهر مصطلح الاستلزام فی حقل الدرس الفلسفی المرتبط بدراسه الجوانب الدلالیه والتداولیه المتعلقه باللغات الطبیعیه؛ فمعنی الاستلزام فی اللغه یدور حول مصاحبه الشیء وعدم مفارقته؛ وأما فی اصطلاح الدارسین، فهو علاقه منطقیه تربط قضیه أو جمله أو عده جمل بمسار استدلالی حجاجی. یرجع الفضل فی طرح ظاهره الاستلزام إلی غرایس الذی اصطلح علیها بالاستلزام الحواری أو التخاطبی، وجعل ک ل همه إیضاح الاختلاف بین ما یقال وما یقصد. هذه الدراسه تتمحور حول مبادئ الاستلزام الحواری فی أشعار ولید سیف الشاعر الفلسطینی وفقاً لنظریه التداولیه اعتماداً علی المنهج الوصفی  التحلیلی؛ وعزمنا أن یکون البحث فی أربعه محاور، هی: قاعده الکم، وقاعده الکیف، وقاعده المناسبه، وقاعده الطریقه. والدلیل الأساسی لاختیار هذا الشاعر أن قصائده قد اشتملت علی دلالات مستلزمه غیر مباشره، تُستنبط من خلال السیاق التداولی لهما. وتوصل البحث إلی أ ن الشاعر لم یستخدم الاستلزام النموذجی أو المعمم الذی یتطابق فیه معنی الخطاب مع قصد المرسل؛ إذ لم تسعفه المعانی الحرفیه فی التعبیر عن مکنون فؤاده؛ فخرج إلی المعانی الضمنیه المستلزمه، والتی خرق فیها قواعد مبدأ التعاون الأربع )الکم، والکیف، والمناسبه، والطریقه(.
۱۷۳۴.

المجتمع النسائی العمانی بین التقلید والحداثه فی روایه "سیدات القمر" لجوخه الحارثی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۳۱۵
قد عولجت القضایا الاجتماعیه والثقافیه والتاریخیه والسیاسیه فی الأدب المعاصر العربی، ومنها قضیه الصراع بین التقلید والحداثه. وتعد الروایه، من بین الأنواع الأدبیه، خیر ممثل لدارسه هذه القضایا. وإحدى هذه الروایات هی روایه "سیدات القمر" لجوخه الحارثی، وهی تنضم إلی الروایات الواقعیه - الاجتماعیه والتاریخیه التی تُصوَّر فیها حیاه الشخصیات بشکل رائع فی مداری التقلید والحداثه. تصف الروائیه المجتمع العمانی فی انتقاله من نظام تقلیدی إلى نظام حدیث قائم على تصویر عائلات من بینها شخصیات تقبل هذه الحداثه (خوله، لندن، نجیه) وتمثل عقلیه الحداثه وسلوکها، وشخصیات تبقى علی أفکارها التقلیدیه وهی لم ترحب بالحداثه (سالمه، عنکبوته، ظریفه). یتناول هذا البحث وفقاً للمنهج الوصفی-التحلیلی مواجهه الشخصیات النسائیه فی اختیار الزواج واسم الطفل ومکان الولاده والتسامح مع الزوج أو الطلاق وإلخ. تشیر نتائج الدراسه إلى أنه کانت تهیمن علی عُمان القدیمه التقالید المهیمنه والنظام الأبوی، وهی قضیه تلاشت فی عمان الحدیثه والمتطوره. تختلف ثقافه النساء ومعتقداتها وأخلاقها فی المجتمع العمانی التقلیدی اختلافاً کبیراً عن ثقافه النساء ومعتقداتها فی المجتمع الذی تراه عمان الحدیثه. علاوه علی أن فردیه المجتمع الحدیث قد طغت على المجتمع التقلیدی وأحسّ الإنسان الحدیث فی المجتمع العمانی بالهویه الفردیه واستقلال الشخصیه.
۱۷۳۵.

دراسه الجانب الأنثوی (الأنیما) والذکوری (الأنیموس) فی روایات عبد السلام العجیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
إن الحقائق النفسیه تعبر لنا عن ثنائیه الإنسان الجنسیه، فیری یونغ، وهو من علماء النفس الکبار، أن ثمه حس ذکوری یسکن کل أنثی ویدعی الأنیموس، وثمه حس أنثوی داخل کل رجل یسمی الأنیما، وهذان النموذجان اللذان قد وقعا وطُبعا فی أعماق لاشعور الإنسان الجمعی، لهما أثر کبیر فی تکوین شخصیه الإنسان وبالتالی تصرفاته فی حیاته. والأدب هو مهد واسع لظهور اللاشعور الجمعی ومحتویاته، ومن أحد الأدباء الذین تأثروا فی خلق أعمالهم الأدبیه بلاشعورهم الجمعی إلی جانب تأثرهم بلاشعورهم الفردی، هو عبدالسلام العجیلی. إنه من کبار کتاب سوریا والذی له دور بارز فی رقی الأدب الروائی السوری خاصه والعربی عامه. وفی بعض أعماله لا سیما "باسمه بین الدموع" و"رصیف العذراء السوداء"، و"قنادیل إشبیلیه"، و"قلوب على الأسلاک"، نتلمس وجوه الأنیما والأنیموس متجلیه فی شخصیاتها الثابته والنامیه. على هذا، إن هذا المقال یسعى، من خلال دراسه الأنیما والأنیموس فی الروایات المذکوره آنفا، واعتمادا على المنهج الوصفی التحلیلی، إلى الإجابه عن هذا السؤال الرئیسی علی أنه کیف یظهر هذان النموذجان فی روایات العجیلی، ومن هذا المنطلق، یهدف تسلیط الضوء علی دورٍ تلعبه الأنیما والأنیموس فی تکوین شخصیاته الروائیه. أما أبرز النتائج التی توصل إلیها البحث فتدل علی أن العجیلی حدد وظیفه محوریه لشخصیات روایاته بحیث تکشف لنا عن وجود العلاقه الجدلیه بین نموذج الأنیما والأنیموس، کما أنها تشیر إلی مرافقه الوجوه الإیجابیه والسلبیه لهذین النموذجین وکونهما معا فی روایات العجیلی، إلا أن سلبیاتهما المتمثله فی الدعاره والشهوه، والفتنه، والخیانه، والحسد، والاستسلام، والمیل إلی التمرد والعصیان، تنعکس فی هذه الروایات أوسع نطاقا، وللأنیما دور أکثر وضوحًا فی تکوین الشخصیات ومسار أحداث روایاته.
۱۷۳۶.

الخصائص الشکلیّه للغزلیّات العربیّه والفارسیّه: دراسه مقارنه إحصائیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۵۸
یعدّ الغزل من الأغراض والفنون الشعریّه المهمّه فی الأدبین العربیّ والفارسیّ، إذ أقبل علیه الشعراء العرب والفرس منذ القدیم واهتمّوا به شکلاً ومضموناً. وتکشف لنا الدراسه التاریخیّه والشکلیّه التأثّرات المتبادله بین الغزل العربیّ والفارسیّ فی أصولهما الشکلیه والإیقاعیّه. وهذا الأمر دفعنا إلى معالجه هیکلیّه هذا النوع من الشعر وأوزانه معتمدین على المنهج المقارن لکی یتضح لنا مدى التأثّر والتأثیر فی هذا الإطار. ونهدف بإنجاز هذه الدراسه إلى الکشف عن الاختلافات ووجوه الشبه الموجوده بینهما وکذلک التلاؤم والتناسب الموجودین بین المضمون والشکل الخارجی للغزل بین الأدبین. فحسب هذا نقسّم البحث إلى ثلاثه مباحث؛ أوّلاً نعالج البناء الفنی للغزل بین الأدبین ثمّ نقوم بدراسه أوزان الغزلیّات العربیّه والفارسیّه. وأخیراً نفرد مبحثاً خاصّاً بملاءمه أوزان الغزلیات مع المعنى فی الأدبین. على مستوى أوزان القصائد والمقطوعات الغزلیّه فی الأدب العربیّ نرى أنّ شعراءها أکثروا من نظمها فی الأوزان المعروفه بشکل عام، غیر أنّهم أهملوا الأوزان القصیره وقلّلوا من الأوزان المجزوءه، ورأینا الفرس قد استحسنوا نظم الغزلیّات فی الأوزان الطویله ذات المقاطع الکثیره (أکثر من 13 مقطعاً) لاسیّما فی القرنین السابع والثامن وما بعدهما، وهو ما نراه واضحاً فی غزلیّات سعدی وحافظ الشیرازی ولعلّه یکون من أهمّ العوامل الّتی أدّت إلى إقبال الناس على غزلیّاتهما، فلکلّ من الأوزان المستعمله فی الغزلیّات الفارسیّه والعربیّه خصائص ملاءمه لنفسیّه الشاعر فی نظمه الغزلیّه. فالشاعر یختار الأوزان الّتی أنِستها أذواق أصحاب اللغه.
۱۷۳۷.

تحليل الاستعارة الاتجاهية (فوق -تحت) في رواية فرانكشتاين في بغداد لأحمد السعداوي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۳۳
یعتبر علماء اللغه المعرفیون، مثل لایکوف وجونسون، الاستعاره لیس کحرفه أدبیه؛ ولکن کأداه مناسبه لکیفیه التفکیر والإشاره إلیها على أنها استعاره مفهومیه. من الأنواع المهمه من الاستعاره المفهومیه هی الاستعاره الاتجاهیه، ولها دور مهم فی نقل الدلالات الثقافیه والتعبیر عن موضوعات مجرده فی شکل أحاسیس وتجارب مادیه. یتناول هذا المقال الاستعاره الاتجاهیه (فوق تحت) فی روایه فرانکشتاین فی بغداد ، بطریقه وصفیه تحلیلیه. على الرغم من أن التخطیط (فوق تحت) فی الروایه، یستخدم فی الغالب للتعبیر عن الحالات الفیزیائیه الطبیعیه، إلا أن المؤلف فی بعض الحالات یشیر أیضا إلى نیته باستخدام التغریب والانزیاح واستخدام الاستعارات المضمونیه. فی هذه الروایه، یتم استخدام استعاره اتجاهیه (فوق) مع موضوع الهیمنه، والقوه، والصحه، والسعاده، والحیاه، والجبر، والوفره، والعقلانیه، والإیمان، والفهم، والفرج، والأمل، والمکانه الاجتماعیه الجیده، والمعرفه، والدفء، والفخر. ومن ناحیه أخرى، فقد ذکر المؤلف ضمن الاستعارات الاتجاهیه (تحت)، وهو ما یعنی السیطره، والضعف والعجز، والمرض، والحزن، وما إلى ذلک. وقد تصور المؤلف الحاله المادیه لهذه المواضیع، ولإدخالها فی ذهن المخاطب، استخدم کلمات، مثل "فوق"، و"علی"، و"تحت"، وأیضا الأفعال الماضیه والمضارعه. استخدم المؤلف المواقع الفیزیائیه والجسدیه للإنسان فی العالم والتجارب الموضوعیه له حتی یشیر إلی المیزات الثقافیه والفکریه ودلالاتها التی تحملها هذه الاستعارات. بعباره أخری، فهو باستخدامه لهذه الاستعارات، أعطی الکلمات معانی جدیده وجعل لبیانه قوه تمیزه عن سائر الکلام.
۱۷۳۸.

دراسة مقارنة لمبادئ فن الحکم في حکومة القراخطائية وآل مظفر (بناء على الشؤون السياسية والثقافية)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۴۶
الهدف من البحث الحالی هو دراسه مقارنه للتعرف على المبادئ فن الحکم فی حکم القراخطائیین وآل مظفر بناءً على الشؤون السیاسیه والثقافیه. تم استخدام منهج تحلیلی - تاریخی لهذا البحث. تظهر نتائج البحث ما یلی: قبل تشکیل الحکومه المحلیه، تعتبران جزئین من هیکلیه الحکومات السابقه مثل السلاله الغزنویه، الخوارزمشاهات والدَّولَه الإلخَانِیَّه ومن خلال تسربهما فی بنیه السیاسیه لهذه الحکومات، وبتقلیدهما للبنیه السیاسیه للحکومات المذکوره، کان لدیهما هیکل سیاسی من النوع الملکی قائم على الاستبداد ومن الناحیه النظریه، یمکن النظر فی جهودهما من أجل الحصول على أسس الشرعیه فی إطار نظریه الملکیه والخلافه الإسلامیه. هناک محاوله لتعرف مبادئ فن الحکم فی هاتین الحکومتین من خلال الاعتماد على وثائق ومصادر المکتبیه. تشیر نتائج البحث إلى أن الحکومتین حاولتا الحفاظ على العلاقات السیاسیه والدینیه مع حکومات المجاوره والخلفاء العباسیین فی البعد السیاسی والشرعیه الدینیه لحکومتهما. ومن وجهه نظر ثقافیه، أصبحت کرمان واحده من مراکز العلوم والأدب والعماره بعد إنشاء القراخاطئیین الأمن النسبی. وفیما یتعلق بالأداء الثقافی لآل مظفر، یمکن أن نذکر إحیاء الدوله الإیرانیه، وإحیاء الوحده الإسلامیه، وإرساء أسس الدین الشیعی وانتشاره فی إیران.
۱۷۳۹.

صورة البطلة الممیزة في روایة "فتاة الیاقة الزرقاء" على ضوء النظریة النسویة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
إنّ حقوق المرأه ومکانتها هما المحوران الرئیسان للعدید من الأعمال الأدبیه. وصوره المرأه فی الأدب لا تتأثر بالواقع الثقافی والاجتماعی للمجتمع فحسب، بل یمکنها أیضاً أن تؤثر وتغیر هذا الوضع. وهنا تتضح أهمیه البحث فی الروایات التی تتناول وضع المرأه. تروی روایه "فتاه الیاقه الزرقاء" قضیه جائحه عالمیه تقع فی المستقبل وتؤثر على النساء وتتسبّب فی تغییرات مهمه فی العالم. تجبر هذه التغییرات عدداً من النساء على قیود جدیده وتؤدی إلى حرمانهن العدید من الحقوق الأساسیه فی الحیاه، منها العیش مع العائله، التعلیم، العمل والزواج. یدرس هذا البحث، محوری التأکید على الظلم المستمر ومتعدد الأشکال على النساء والصوره الممیزه للمرأه فی هذه الروایه من أجل تقصی دور المرأه فی حریه المرأه وإنقاذها من الاضطهاد فی روایه "فتاه الیاقه الزرقاء" وذلک بالاعتماد علی النظریه النسویه. توصل البحث إلی أن هذه الروایه من خلال وصف المرأه فی دور البطل وتقدیم صوره مختلفه عنها وإعطاء سمات مثل الشجاعه والقوه والعمل الدؤوب والإنقاذ والاتکاء علی النفس وغیرها من الصفات الإیجابیه الأخری، تحاول تقدیم الصوره الحقیقیه لغالبیه النساء، وهی صوره قلّما یتمّ التطرّق إلیها عاده فی مجال السرد ویتمّ غض النظر عنها بصوره عامه فی السردیات. إنّ هذه الروایه وعن طریق البطله، تعمل على تحریر المرأه من الأسر والتعرض للقمع لیرد لها الحقوق التی سلبت منها، مؤکده علی أن کل من یسلک طریق الاستسلام، لن یستعید حقوقه المهزومه.
۱۷۴۰.

فاعلیه استخدام إستراتیجیات المراقبه الذاتیه فی الاستیعاب القرائی خاص بالمتعلمین الإیرانیین للغه العربیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
الاستیعاب القرائی عملیات معقده تقوم على الأسلوب التفاعلی بین النص ومکوناته والقارئ ومهاراته، مما یشکل الأساس لتعلم أی لغه. بأن ضعف الطلاب فی هذه المهاره ربما یکون أساس إخفاقه فی المواد الأخرى، حیث لا یمکن لمتعلمی اللغه الأجنبیه عادهً أن یتحدثوا جیدا، إذا لم یقرؤوا ویفهموا جیدا؛ فیسعی البحث الحالی أن یستخدم إستراتیجیات صحیحه وتطبیقیه بدل الإستراتیجیات التقلیدیه والاعتیادیه لتعزیز وتحسین هذه المهاره. بما أن إستراتیجیات المراقبه الذاتیه (ما وراء المعرفیه) مهارات ینظم بها الطلاب أنشطه التعلم وتوفر القدره على التفکیر الواعی فی أداء المتعلم، فتمّ اختیار 34 طالبا للغه العربیه من المستوى المتوسط فی جامعه فرهنکیان بقم، بصوره متاحه وعن قصد، ثمّ حذفت الإضافات. هذه المقاله تقوم بتقییم أداء المتعلمین خلال الاختبار التمهیدی – التدخل – الاختبار النهائی للقراءه واستیعاب النص قبل وبعد التدخل التعلیمی مستخدمه المنهج الشبه التجریبی وعبر برنامج SPSS واختبار t المزدوج. تشیر نتائج هذا البحث إلى أنّ إستراتیجیات المراقبه الذاتیه لها دور خاص وإیجابی فی تحسین أداء المتعلمین فی قراءه واستیعاب النص العربی؛ لأن الطلاب یتعلمون إستراتیجیات التنظیم الذاتی وحلّ المشکلات ضمن تعزیز الثقه بالنفس، ویکتسبون المزید من القدره على تفکیک رموز المعلومات النصیه والترکیز علیها وحفظها بشکل صریح.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان