موضوع پژوهش حاضر بررسى تأثیر عوامل چهارگانهى آموزشى، انگیزشى، فرهنگى و سیستم ارزشیابى در انطباق رفتار مدیران آموزشى با معیارهاى اخلاق اسلامى از دیدگاه استادان حوزه و دانشگاه است. نظرهاى استادان حوزه و دانشگاه بر حسب متغیرهاى تعدیلکنندهى: جنس، سن، سابقهى تدریس، محل تدریس، سابقهى مدیریتى و رشتهى تحصیلى مقایسه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعهى آمارىِ این پژوهش را کلیهى استادان دانشگاههاى آزاد اسلامى منطقهى چهار کشور و کلیهى استادان حوزهى علمیهى اصفهان تشکیل مىدهند. براى انتخاب استادان دانشگاه از روش نمونهگیرى تکمرحلهاى استفاده شد که نهایتا 233 نفر در دسترس قرار گرفتند. در انتخاب استادان حوزه از طریق مشورت با مدیریت حوزهى علمیه، 80 تن از استادان با تجربه برگزیده شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامهى محقّقساخته بود که با نظر متخصصان و استادان، روایى آن تأمین گردید. بر اساس ضریب آلفاى کرونباخ، اعتبار پرسشنامه برابر 9078/0=ò به دست آمده است.
به طور کلى نتایج تحقیق نشان مىدهد، بنابر معنادار بودن tمحاسبه شده در جدول در سطح 01/0P>، از نظر استادان حوزه و دانشگاه عوامل چهارگانهى یاد شده (آموزشى، انگیزشى، فرهنگى و سیستم ارزشیابى) در انطباق رفتار مدیران آموزشى با معیارهاى اخلاق اسلامى مؤثراند.
دین در ابعاد گوناگونى همچون پىریزى نظام ارزشى، فراهم آوردن ضمانت اجرایى و تقویت انگیزه درونى به یارى اخلاق مىشتابد و آدمیان را به تهذیب و تزکیه روحى فرا مىخواند . پیوند دین و اخلاق از زوایاى گوناگونى قابل بررسى است و نویسنده در این نوشتار به نقد دیدگاهى پرداخته که از تقابل دین و اخلاق سخن مىگوید و اخلاق دینى را تعبیرى خود متناقض مىخواند .