براساس آیات و روایات، عصمت پیامبران و محبّت هاى الهى از ضرورت هاى هدایت است. برخى از مفسّران، ذیل آیه (سَنُقْرِئُکَ فَلاَ تَنْسَى) مطالبى را ذکر کرده اند که با عصمت پیامبر 9 منافات دارد ازجمله نگرانى پیامبر از فراموش کردن وحى و نگرانى و اضطراب ایشان در زمان آغاز بعثت.
با توجّه به مفهوم و حقیقت وحى براساس آیات قرآن و اعطاى معرفت و هدایت به واسطه روح قدسى از طرف خداوند، پیامبران در دریافت و ابلاغ وحى، از هرگونه خطا و لغزش و تردید مصون مى باشند.
برخى از مفسّران، پیامبر 9 را در دریافت وحى و در ابلاغ وحى از القاى شیطان در امان نمى دانند و افسانه غرانیق که طبرى مطرح کرده است، براساس همین اعتقاد به لغزش در ابلاغ وحى است.
آیت الله ملکى میانجى در تفسیر مناهج البیان، پس از نقل و نقد برخى از اقوال مفسّران ذیل آیه، تفسیر صحیح آیه را بیان مى کند.
از نشانه های خداوند، که در آیه بیست و دوم سوره مبارکه روم به آن اشاره شده، اختلاف درالوان و السنه انسان هاست. تفاوت در الوان انسانی، با توجه به معنای لغوی «لون» و نیز براساس سایر کاربردهای این واژه در قرآن و دیدگاه های تفسیری، منحصر به اختلاف دررنگ پوست آدمیان نیست، بلکه اختلافات در چهره و شکل قیافه آنان را نیز دربر میگیرد.این تفاوت های چهره ای، در عین ایجاد اشتراکات و مشابهت هایی میان دسته های مختلفانسانی، شگفتی خلقت و تصویرگری خداوند را نمایان میسازد. در خصوص اختلاف السنهنیز، مفسران متعددی آن را شامل تفاوت های موجود در آوای صدای انسان ها دانسته اند کهبه لحاظ تفاوت در عین مشابهت میان آهنگ صداها، عظمت خلقت، آشکار میگردد.اشتراکات در چهره و صدا، زمینه ساز شناخت، ارتباط و محبت و اختلافات در این دو،عامل جداسازی و شناسایی انسان ها محسوب میشود.
تفسیر»اضواءالبیان فی ایضاح القرآن بالقرآن« ،از تفاسیری است که به روش قرآن به قرآن در سدە اخیر نگاشته شده است.پدید آورندە این تفسیر،تا سوره حشر، »محمد امین شنقیطی«بوده و ادامه تفسیر،ازسوی شاگرد وی،»عطیه محمد سالم« با توجه به درس های استاد تکمیل شده است.اگرچه روش اصلی این تفسیر،»قرآن به قرآن«می باشد،اما مفسر درکنار این روش،از روش تفسیر روایی نیز بهره برده است.گفتنی است که وی،از روش تفسیر عقلی،باطنی،علمی،هیچ استفاده ای نکرده است. در زمینه گرایش باید گفت که گرایش فقهی،کلامی و ادبی،مهم ترین گرایش هایی است که در این تفسیربدان پرداخته شده و نسبت به گرایش های اجتماعی و فلسفی بی اعتنا بوده است.
صراط مستقیم،در حدود 45 آیه قرآن به کار رفته و یکی از این آیات،آیه ششم سوره فاتحه الکتاب:»اهدنا الصراط المستقیم«است که مسلمانان،آن را روزانه حداقل 10بار در نمازهای خود قرائت می کنند.این تعبیر در قرآن،به چه معنا،به کار رفته است؟ویژگی های آن چیست؟مصادیق آن کدامند؟آرای دانشمندان مسلمان در این باره چیست؟نهایت آن که اصطلاح صراط مستقیم مسلمانان را به چه نوع رفتاری نسبت به دیگر ادیان رهنمون می سازد؟ در مقاله پیش رو سعی شده تا حد امکان،به پرسش های بالا و هم چنین برخی ابهامات در مورد صراط مستقیم،با تکیه بر مطالعه کتابخانه ای پرداخته شود.
اسراییلیات اصطلاحی است که علمای اسلامی به عقاید و داستان های خرافی که از ناحیه علمای اهل کتاب از قرن اول هجری میان مسلمانان رواج یافت، اطلاق کرده اند. این افسانه های دروغین، ضمن رخنه در تفسیرهای قرآن، تاریخ نویسان و محققان بزرگی چون طبری، یعقوبی، مسعودی و ... را تحت تاثیر خود قرار داده است. به علت هماهنگی قرآن کریم با برخی از موضوع های تورات و انجیل و گرویدن جمعی از علمای اهل کتاب نظیر وهب بن منبه به اسلام، سبب شده است که مفسران و تاریخ نگاران به منابع اهل کتاب و گفته های آنان توجه ویژه نمایند و از اینجاست که داستان های مجعول و ساختگی آنان در حوزه متون تفسیری، تاریخی و عرفانی رخنه کرد. از میان پیامبران، حضرت آدم (ع) بیش از دیگران در معرض این اتهام ها قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده است با بیان ریشه این خرافه ها و افسانه ها ساحت مقدس انبیا به ویژه حضرت آدم (ع) از این شایبه ها مبرا گردد.
حکمت موهبتی الهی است که خدای سبحان آن را به هر کسی که بخواهد اعطا می کند. حقیقت حکمت، معرفت متقن و برهانی و عمل صائب و درست است که اگر کسی از آن بهره مند شود، به خیر کثیر دست می یابد. از آنجایی که اعطای حکمت از سوی خداوند گزاف نیست، افرادی می توانند از آن برخوردار شوند که زمینه های آن را در خود فراهم نمایند. از این رو انسان هایی چون انبیا و اولیای الهی و کسانی که رهرو راه آنها باشند، این شایستگی دریافت حکمت را پیدا می کنند.