فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۷٬۲۵۱ مورد.
خلافت انسان و مبانی قرآنی آن از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیاتی از قرآن کریم، انسان خلیفه خداوند معرفی شده است. از نظر ملاصدرا، آنچه موجب شده از میان مخلوقات الهی تنها انسان دارای چنین صفتی باشد، ضعف او در خلقت و ظلوم و جهول بودن اوست که این خصیصه در آیات کتاب الهی، دلیلِ اصلی استحقاق آدمی برای دریافتِ امانت الهی معرفی شده است. به باور ملاصدرا، این امانت نوری است که بر همه موجودات عرضه شد؛ اما فقط انسان توانست آن را حمل کند و به واسطه این نور، خلافت الهی به انسان اختصاص یافت. وی میان خلافت در زمین و خلافت در عالم تفاوت قائل است. خلیفه در زمین، نوع بشری (حضرت آدم× و اولاد او) است؛ اما خلیفه در تمام عالم حضرت محمد’ است که واسطه در خلقتِ کل عالم و مشکاتی است که تمام علوم و معارف از او دریافت میشود.
تأویل از دیدگاه فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تأویل» یکی از موضوعاتی است که فیض کاشانی در تفسیر قرآن و عرفان بدان پرداخته و در فهم درست آیات و روایات و حقایق هستی، برایش نقش کلیدی قایل است. هدف این پژوهش آن است که با روش توصیفی تحلیلی به بررسی دیدگاه ایشان درباره تأویل بپردازد و مؤلفه های اصلی آن را تبیین کند. یافته ها حاکی از آن است که وی تأویل را «تعمیم معنای متبادر از لفظ و حمل لفظ بر معنای غیرمتبادر» می داند. وی با تبیین پیوند عمیق لفظ و معنا، الفاظ را دارای حقیقت و روح واحدی می داند که ممکن است به لحاظ مصداقی، شکل ها و مصادیق متعددی داشته باشند. وی از این رهگذر، پرده از سرّ اختلاف تعابیر معصومان علیهم السلام در بیان معانی آیات قرآن برمی دارد. فیض کاشانی روایات متعددی را در مقام بیان امکان تأویل در آیات قرآن و نیازمندی آیات قرآن به تأویل یادآور می شود. از برخی روایات ذکرشده، می توان تعمیم تأویل را نسبت به ظواهر قرآن برداشت کرد. وی ملاک درستی تأویل را بهره مندی آن از پشتوانه نقلی و یا ضرورت عقلی دانسته و تأویل را مختص معصومان علیهم السلام می داند.
قصه های قرآنی و رویکردهای زبان دینی در تحلیل آنها (با تأکید بر قصه خلقت حضرت آدم علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازوکار گفتاری قرآن و دلالت های زبانی آن همواره از بحث های پرجاذبه و چالش برانگیز در میان مفسّران از یک سو، و متکلمان و سایر دین پژوهان از سوی دیگر بوده است. این بحث واجد مباحث مهمی است؛ از جمله اینکه آیا جملات و گزاره های قرآن همه ناظر به حقیقت است؟ اگر برخی تعابیر قرآنی مجازگونه، نمادین و تمثیلی است، آیا این مجازها تحویل پذیر به واقع و حقیقت است، یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ها، به ویژه در حوزه داستان های قرآنی، دو رویکرد عمده وجود دارد: دسته اول دیدگاه های غیرواقع گراست که تفاسیر و برداشت هایی را از قصه های قرآنی ارائه می نماید مبنی بر اینکه این داستان ها را از محتوای واقعی، که مدلول ظاهری الفاظ و کلمات آنهاست، تهی می نماید. دسته دوم شامل آرائی است که مضامین داستان های قرآن را حاکی از حوادث و رویدادهای رخ داده می داند.
در این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی، در ذیلِ دسته اول، پنج دیدگاه و در ذیل دسته دوم، دو دیدگاه بررسی و نقد شده است.
حکمت تفاوت اسلوب های بیانی در آیات مشابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بحث از تفاوت های بیانی آیات مشابه، این سؤال مطرح می شود که چه عواملی سبب ایجاد چنین تفاوت هایی شده است. چه چیز سبب می شود تا لفظی در یک آیه مقدم و در آیه مشابهش مؤخر شود و یا واژه ای از یک آیه حذف و در آیه مشابهش ذکر شود و.... به طور کلی می توان گفت این تفاوت اسلوب ها به سه عامل باز می گردد که عبارتند از: سیاق معنایی، سیاق لفظی و تفنن در کلام. سیاق معنایی و لفظی حکمت اختصاص هر لفظ به سوره را توضیح می دهد و تفنن در کلام، تنها وجود اختلاف در آیات را تبیین می کند.
بازکاوی اعتبار و کاربرد عقل در فهم قرآن از دیدگاه معصومان علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر با هدف بازکاویِ اعتبار و کاربرد عقل در حوزة فهم قرآن، از روایات معصومان علیهم السلام که وارثان و عالمان قرآن هستند، مدد می گیرد. این پژوهش، ابتدا گامی به سوی شناخت عقل برداشته، و از ماهیت عقل، و نیز ارزش آن در کلام اهل بیتعلیهم السلام سخن گفته است. آن هنگام، روایات معصومانعلیهم السلام را در حیطة ارتباط عقل و فهم قرآن مطرح نموده، و ثابت می کند که ایشان نه تنها مخالف ورود عقل به حوزة قرآن نبوده اند، بلکه به انحاء گوناگون بر این عمل صحّه گذاشته اند. پس از آن روایاتی که به نظر می رسد موهم عدم اعتبار عقل در زمینة فهم قرآن باشد، مورد بررسی قرار گرفته و از آنها رفع تعارض و ابهام می شود، بدین صورت که یا جهت صدور این گونه روایات، خاص است؛ و یا مخاطب آنها. در نهایت، اهمیت توجه به محدودة کار آیی عقل مورد تأکید قرار گرفته، و آفت های عقل گرایی افراطی، گزارش شده است. این پژوهش با دو حیثیت، می تواند از نوع «کاربردی» و یا «بنیادی» باشد.
عوامل و زمینه های گسترش روابط دختران و پسران با رویکرد به عوامل شخصیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران نوجوانی و جوانی در شکل گیری شخصیت هر فرد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اختلال در هریک از مؤلفه های شخصیتی (عقلانی، روانی، عاطفی، اخلاقی، رفتاری و...)، در سایر ابعاد وجودی فرد تأثیر منفی خواهد گذاشت. از این رو، روابط ویرانگر دختر و پسر، نشانه اختلال شخصیتی جوانان به شمار می رود. این پژوهش در نظر دارد عوامل و مؤلفه های شخصیتی روابط دختران و پسران را، با استفاده از قرآن کریم و روایات معصومان: و یافته های روان شناسی مورد بررسی قرار دهد. تحقیق حاضر، توصیفی تحلیلی از نوع تحقیق کیفی است. نتیجه این نوشتار این است که میان شخصیت و روابط مطلوب و نامطلوب دختران و پسران، رابطه مستقیمی وجود دارد؛ یعنی هم شخصیت فرد در رفتارها و عواطف و چگونگی عکس العمل های فرد در برخورد با جنس مخالف نقش اساسی دارد و هم رفتارهای غیرعقلانی دختران و پسران، به تدریج در شکل گیری عادات، اخلاق و خلاصه در شخصیت ناسالم آنان مؤثر است.
مهارت مسئله گشایی و نقش آن در زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ای که در این پژوهش مورد بحث قرار گرفته، مهارت مسئله گشایی است. بررسی دقیق مسئله و ابعاد آن و راه حل های مختلف برای حل مسئله، به انسان کمک می کند تا به بهترین راه برای نیل به اهداف خویش دست یابد. این مهارت برای انسان نگاه جامع و گسترده ای فراهم می آورد تا در برخورد با مسائل، خود را برنده احساس کند، بدون اینکه در این میان دیگری بازنده تلقّی شود. با به کارگیری این مهارت، هیچ یک از کسانی که با یکدیگر ارتباط دارند و به دنبال موفقیت هستند، احساس باخت نمی کنند. مراحل مختلف فرایند حل مسئله برای انسان آمادگی طبیعی ایجاد می کند تا با واقع بینی مسائل را بررسی کند و با استرس کمتری راه حل مسئله را بیابد.
این مقاله به روش تحلیل محتوا، از مبانی روان شناختی بهره گرفته و با استفاده از آیات و روایات، مراحل گوناگون مهارت مسئله گشایی را توضیح داده است. یافته ها نشان می دهد که ناتوانی در حل مسئله، پیامد ناآگاهی از خویشتن است. چنان که فرد نسبت به خویش و توانایی هایش آگاه باشد، می تواند با تعریف دقیق مسئله، راه های مختلفی که برای حل آن وجود دارد، فهرست کند و با تنظیم راه حل ها، تصمیم قطعی برای اجرای آن بگیرد و در نهایت، با بررسی و ارزیابی مجدد راه حل انتخابی، مسائل مختلف زندگی خویش را حل نماید.
چیستی و ماهیت شادی در قرآن و روایات و راهکارهایی برای شاد زیستن
حوزههای تخصصی:
شادی و نشاط و سرور، یکی از نیازهای روحی و فطری انسان است که در بسیاری از جنبه های حیاتی انسان نقش مؤثری ایفا می کند. دین اسلام که به تمام نیازهای روحی و جسمی انسان توجه داشته، این موضوع را نیز مورد توجه قرار داده است. وجود آیات متعدد در قرآن کریم، سخنان پیامبر(ص) و احادیث و روایات منقول از ائمه معصومان(ع) حاکی از اهمیت موضوع شادی در اسلام است. درباره اهمیت شور و نشاط و سرور و جایگاه آن در تعالیم دینی همین بس که مفهوم شادی ۲۵ بار با الفاظ مختلف در قرآن کریم آمده و یکی از اصول کتابهای روایی به باب «ادخال السرور» اختصاص داده شده و از کسانی که موجبات دلخوشی و شادکامی بندگان را فراهم می آورند، ستایش شده است. سؤال اصلی در این نوشتار، چیستی ماهیت شادی در قرآن و روایات و دیدگاههای پژوهشگران اجتماعی است؟ و اینکه راهکارهای عملی برای شاد زیستن چیست؟
عید فطر در نگاه فریقین
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا به مفهوم لغوی و اصطلاحی عید پرداخته و سپس جایگاه عید سعید فطر در قرآن و روایات بر اساس منابع فریقین (شیعه و سنی) تبیین گردیده است.
آن گاه به اعمال و آداب شب و روز این عید بزرگ از قبیل غسل، احیا شب عید، زکات فطره و برپایی نماز عید پرداخته و فلسفه تشریع این اعمال به ویژه نماز عید فطر توضیح داده شده است. در پایان، گفتاری از عالم بزرگ اسلامی در لزوم اهتمام بیشتر بندگان نسبت به روز عید فطر جهت جلب هرچه بیشتر رحمت الهی ذکر شده است.
انسان اقتصادی از دیدگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقصود از انسان اقتصادی، ابعادی از رفتارها و روحیات انسان است که در حیطة مطالعة اقتصاددان قرار دارد. از آنجا که خاستگاه این بحث، اقتصاد سرمایه داری است، بررسی آن در پرتو آموزه های اسلامی اهمیت مییابد. در نگاه مکتب سرمایه داری، انسان اقتصادی «حداکثرکنندة منفعت شخصی» تعریف میشود. نفع شخصی به سود مادی و این جهانی منحصر میگردد و پیجویی آن در کنار عقلانیت ابزاری، ویژگیهای مهم آن به شمار میرود. این تعریف و ویژگیها، مبتنی بر مبانی جهان بینی غرب از جمله اصول دئیسم، ناتورالیسم، فردگرایی و فایده گرایی است. از دیدگاه قرآن، ویژگیها و تعریف یادشده، در حقیقت «انسان اقتصادی مطرود» را شکل میدهد. بحرانهای اجتماعی و اقتصادی سده های نوزده و بیست و ادامة آنها در آغاز هزارة سوم نیز، گواه روشنی بر ناکارآمدی انسان اقتصادی مورد تأیید نظام سرمایه داری است. آنچه در این نوشتار میآید، بازخوانی و نقد اختصارگونة انسان اقتصادی غرب و مبانی آن و سپس بیان تعریف و ویژگیهای انسان اقتصادی مطلوب از دیدگاه قرآن است.
گسترة گرایشهای تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر یک از مفسران قرآن کریم به گونه ای به تفسیر قرآن پرداخته اند، به طوری که در کتابهای تفسیر و نوشته های آنان تنوع فراوانی ایجاد شده است. حال، پرسش این است که این تنوع در نوشتارها در چه محدوده ای از تفسیر جایز است و تا چه اندازه میتواند گسترش یابد؟
با توجه به تفکیک معنایی که میان روشها و گرایشهای تفسیری مطرح خواهد شد، به نظر میرسد امکان بسط و توسعة تفسیر در حوزة گرایشهای تفسیری بسیار گسترده تر از روشهای تفسیری است. در این زمینه مفسران نیز سخنان فراوانی گفته و تنوع قابل توجهی در نوشتارهای تفسیری پدید آورده اند. همچنین میتوان گفت که گسترة این تنوع نیز به نیازها و یافته های علمی مفسران و رعایت قواعد تفسیر بستگی دارد.
قرآن و زندگی مسالمت آمیز پیروان ادیان
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
در طول تاریخ زندگی بشر، ادیان فراوانی ظهور کرده و هر یک از آنها پیروانی داشته اند. از سویی تاریخ، نزاع های فراوانی را بین پیروان ادیان گزارش کرده است. قرآن، کتاب الهی جهان شمول و جاودانه، اصول و مبانی و راه کارهایی را ارائه می دهد که با عمل به آنها می توان به زندگی مسالمت آمیز و در نتیجه به صلح و امنیت دست یافت. آن اصول و مبانی عبارت اند از: باور به کرامت انسان، توجه به اصول مشترک بین ادیان، احترام به مقدسات پیروان دین، دعوت به حکمت و موعظه حسنه و... . این پژوهش در صدد بررسی این مؤلفه ها از منظر قرآن کریم است.
طبیعت شناسی؛ مبانی و لوازم تربیتی آن در قرآن کریم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«طبیعت» در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، از اساسی ترین منابع شناخت محسوب می شود که می توان به وسیله ابزار شناخت همچون حواس، عقل و قلب، عالی ترین مراتب شناخت یا معرفت را به دست آورد. بر این اساس، «طبیعت شناسی» یکی از مهم ترین مباحث، در کنار مباحثی همچون خداشناسی، انسان شناسی، دنیاشناسی و مرگ شناسی است که می توان از آن در موضوعات تربیتی بهره فراوان برد.
هدف این مقاله استخراج و تبیین برخی از مهم ترین ویژگی های «طبیعت» از متن قرآن کریم و نهج البلاغه، به عنوان «مبانی تعلیم و تربیت» است. بدین منظور از روش توصیفی تحلیلی در قالب پژوهشی نظری با مبانی کتابخانه ای استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که می توان ویژگی هایی نظیر نظام بودن طبیعت، هدفدار، برنامه ریزی شده و منظم بودن طبیعت، زیبا بودن و آیت الهی بودن طبیعت، را به عنوان مبانی تعلیم و تربیت از قرآن و نهج البلاغه استخراج نمود.
ماهیت و قلمرو علمالأسماء(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ماهیت و قلمرو دانشی می پردازد که در قرآن از آن به «علم الأسماء» تعبیر شده است. این تحقیق به شیوة توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. فراگیری این علم، علت برتری انسان بر فرشتگان و نشانة شایستگی او برای خلافت خداوند در زمین است. فرشتگان توان فراگیری کامل این دانش را نداشتند و بدین علت بر عظمت مقام حضرت آدم(ع) اعتراف کردند. دیدگاه های مختلفی در تبیین این دانش ارزشمند بیان شده است؛ اما این تحقیق به این نتیجه رسیده است که علم الأسماء، شناخت تمام اسماء و صفات حسنای خداوند متعال است؛ البته در محدوده ای که برای غیرخداوند میسر است. این دانش حضوری است و شامل حقایق ملکوتی و شناخت جهان مادی می شود؛ اما با توجه به اقتضائات جهان مادی، صاحب آن از وحی و دیگر شیوه های دریافت علوم الهی بی نیاز نیست. این علم به حضرت آدم(ع) اختصاص نداشته؛ بلکه پیامبران و ائمه(ع) نیز از آن برخوردار بوده اند.
نقدی بر مقالة تفسیر قطعی سوگندهای قرآن مجید و پاسخ آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
گفت وگو و نگارش دربارة مفاهیم و علوم قرآن، امری دشوار و نیازمند توجه جدی و بررسی ابعاد مختلف و آرای متفاوت است. مقالات علمی ـ پژوهشی باید مسئله محور، مستند و مستدل باشد و با تعمق در ابعاد و زوایای مختلف یک عنوان جزئی به تولید علم کمک کند. تحلیل و نقد این گونه نوشته ها نیز کاری دشوار و محتاج تکیه بر حقایق قطعی و مسلم است. مقالة «تفسیر قطعی سوگندهای قرآن مجید»، در کنار محسنات خود، نیازمند نقد اساسی است. این نوشتار از نوع پژوهش های بنیادی است و پس از توصیف برخی از نارسایی های مقالة مذکور به این حقیقت راه یافته است که فواصل آیات در خدمت مفاهیم ارزشمند و والای آن است و به صورت مستقل موضوعیت ندارد و بیان مصداق های گوناگون برای یک واژه نه تنها عامل سرگردانی نبوده، بلکه زمینة رشد و تعالی دانش تفسیر را فراهم آورده است.