تفسیر آیات الاحکام،به عنوان شاخه ای از علم تفسیر،هم زمان با نزول قرآن، مورد توجه پیامبر(ص)،صحابه و دیگر مفسران قرار گرفت.به گونه ای که می توان گفت،تاریخ تالیف در موضوع تفسیر آیات الاحکام،به سده دوم بر می گردد.تفسیر آیات الاحکام،همانند علم تفسیر،دارای روش و مبانی تفسیری است.با بررسی روش های تفسیری مشخص شد که روش تفسیری آیات الاحکام،»اجتهادی«است که مفسر،با تلاش علمی خودو نیز با تکیه بر معیار عقل و هم چنین با شناخت و رعایت مولفه ها و قواعد تفسیری و،فقهی به تفسیر آیات الاحکام می پردازد.بدون تردید،هر مفسری،با پذیرش مبانی فقهی و تفسیری خاصی،به تفسیر روی می آورد.در این جهت،مبانی تفسیر الاحکام را،می توان چنین برشمرد:پذیرش حجیت ظواهر،رعایت قواعد فقهی ـ تفسیری و نیزجواز فهم و تفسیر قرآن و…در این تحقیق،به توضیح موارد یاد شده پرداخته می شود.
بحث پیرامون تحریف و یا عدم تحریف قرآن کریم،از دیرباز توجه محدثین،اخباریون و مفسران شیعه و سنی،حتی علماء ادیان دیگر را به خود معطوف نموده است.هرگروه با استناد به دسته ای از روایات،در پی اثبات نظریه خود می باشد.البته قائلان به تحریف نیز،سخنی از زیادت به میان نیاورده اند و تنها از وقوع برخی نقیصه ها سخن رانده اند که علامه طباطبایی ـ طی هفت فصل ـ با استدلالات روشن و قطعی این دعا را رد نموده و عدم ایجاد هر گونه تحریفی درقرآن را به اثبات رسانده است.ما در این نوشته پس از تعریف واژه تحریف و بیان عوامل پیدایش نظریه تحریف،این هفت فصل را به طور مختصر می آوریم.
ستاد نشر رسانه ای مرکز فرهنگ و معارف قرآن
روایات تفسیری همواره به عنوان ثقل اصغر الهی مورد توصیه نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار بوده و بزرگان تفسیر نیز به آن ها تمسک جسته اند که علامه طباطبایی از جمله کسانی می باشد که مبانی و قواعد تفسیری را از روایات معصومین اتخاذ نموده و به کار بسته است و در این بین از مقوله روایات محکم و تشابه و تبیین معنایی آنان و تقیه ای بودن برخی و جعلی بودن برخی دیگر و نقل به معنایی روایات- بیان مفهوم به جای لفظ- و همچنین روایات بطنی غافل نبوده است.
قرآن به بخش وسیعی از ویژگی ها و مؤلفه های فرهنگ جاهلی ـ به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم ـ پرداخته است.در این مقاله،مواجهە قرآن را با فرهنگ جاهلی در موضوعاتی چون:خدا؛بت؛زن؛حج؛دختر؛وفرزند بررسی کرده ایم و این نتیجه حاصل شد که مواجهە قرآن کریم با فرهنگ جاهلی مواجهه ای اصلاحی بوده وخداوند دربیان احکام ومعارف مصلحت اندیشی کرده است.
شیخ محمد عبده (1323ـ1266هـ.ش)،یکی از برجسته ترین عالمان و مفسران و نیز،آغاز گر نهضت های اصلاحی در عالم اسلام است.اندیشه تابناک وی، سراسر عالم اسلام،از جمله،مصر و هند و ایران و مراکش و سایر سرزمین های اسلامی را تحت الشعاع خود قرار داده است.بسیاری از روشنفکران مسلمان، تحت تاثیر افکار عمیق و شخصیت نافذ او قرار گرفته اند.اصول و عقاید وی در نگاه کلی عبارت است از بازگشایی باب اجتهاد در مسائل اجتماعی،اعتقاد به اختیار در جهت ایجاب مسؤولیت اجتماعی،مقدم بودن اصلاحات فرهنگی بر اصلاحات سیاسی، علاقه مندی فراوان به تقریب بین مذاهب اسلامی به ویژه شیعه و سنی.تفسیر المنار،برجسته ترین اثر شیخ و در حقیقت آینه تمام نمای عقاید شیخ می باشد.در این مقاله،کوشیده ایم تا ضمن معرفی شیخ و آثار و افکار او،آرای تفسیری اش درباره مساله اعجاز را مورد کاوش قرار دهیم
دراین مقاله،آن چه بررسی شده،عبارت است از:1.قرآن،بشرعصر نزول وحی را از انحرافات و گمراهی نجات داده و زمینه رشد و کمال را فراهم کرد.2.بشرامروز نیز،نیازمند هدایت وحی است.زیرا،عقل وعلوم جدید،هراندازه پیشرفت کند،مارا ازهدایت قرآنی بی نیاز نمی کند.3.محتوای وحی قرآنی،مجموعه قوانین تشریعی الهی است که با نیازهای فطری و ثابت آدمی و نیز،بانیاز های متغییراو،در هر زمانی سازگاری داشته،به همین دلیل،پیام قرآن،جهانی وابدی است.
در این مقاله تفسیر المیزان که یکی از تفاسیر مهم شیعی عصر حاضر است، با تفسیر المنار که از تفاسیر معتبر قرن چهاردهم اهل سنت است، از نظر روش شناسی مورد مقایسه و تطبیق قرار گرفته است. از رهگذر این مقاله، جایگاه تفسیر المنار در تفسیر المیزان، و روش شناسی نقد آرای شیخ محمد عبده و رشیدرضا به وسیله محمدحسین طباطبایی روشن خواهد شد. گفتنی است مؤلف المیزان با تکیه بر دیدگاه شیعی و شاخص هایی که به وسیله اهل بیت ارائه شده است. آرای مورد اختلاف مؤلفان المنار را در این موضوع نقد و بررسی کرده است. بسیاری از اختلافات دو تفسیر، معلول باورهای مبنایی مؤلفان آن است؛ ولی بسیاری از اختلافات دیگر، به تفاوت روش آنان در تحقیق و عدم پژوهش کامل در یک موضوع بازمی گردد.
سخن گفتن، از نعمت های بزرگ الهی است که نقش تعیینکننده در ساختار شخصیتی انسان دارد.قرآن کریم علاوه بر تاکید بر اهمیت سخن، به گفتن «سخن نیکو» تاکید نموده است. این مقاله بارویکرد تحلیلی و نظری درصدد تبیین دیدگاه قرآن درباره سخن نیکو با بررسی اقوال مفسران وتکیه بر آراء دانشمندان لغت شناس است و نیم نگاهی نیز به برخی روایات در این زمینه دارد.درباره «سخن نیکو» چند تعبیر در قرآن به چشم میخورد: قول معروف، قول حَسَن، قول احسن،قول سدید، قول کریم.
قول معروف، سخن حقی است که مردم طبق فطرت پاک خود آن را میشناسند. قول حسنهمان گفتار نیکو است و قول احسن، سخنی است که در آن دعوت به سوی حق توام با عمل صالحو از سرِ تسلیم در برابر خداوند باشد.
قول سدید، گفتار محکم، استوار و خلل ناپذیر است. قول کریم، سخنی نفیس و ارزشمند و بهدور از لئامت و پستی است. از منظر قرآن، اصلاح اعمال و بخشایش گناهان از آثار قول سدید(محکم و خلل ناپذیر) است و قول احسن، زمینه اختلاف و فتنه شیطان را از بین میبرد. درروایات نیز آثار فراوانی برای سخن نیکو شمرده شده است که از جمله آنها میتوان به بسیاریِدوستان و فراوانی روزی، فزونی عمر و محبوب شدن نزد خانواده خویشان نام برد. سخن نیکومعیارها و آدابی نیز دارد، از جمله اینکه برخاسته از علم و به هنگام و به اندازه باشد.