با تأمل در منابع اصیل اسلامی درمیی ابیم اسلام به کار و تلاش بهای زیادی م یدهد، تأثیر و نقش آن را در زندگی مادی و معنوی بشر جدی م یداند و آن را رکنی از ارکان حیات م یشمارد که اگر مختل شود در سایر شئون نیز اثر م یگذارد. به عبارت دیگر، اسلام تلاش برای امرار معاش و نیز کار در راه تولید برای رفع نیاز خود و دیگران را وظیفه های م یشمارد که موجب قرب خداوند و از عوامل مهم تأمی نکننده سعادت در دنیا و آخرت است و سیره معصومان و تمامی انبیا، اولیا و صالحان نیز مؤید آن است.
آیه 33 سوره مائده مبنای تبیین موضوع و حکم محاربه با خدا و رسول و افساد فی الارض است. با توجه به تفاسیر و روایات وارده در این خصوص فقهای شیعه محاربه را بر کشیدن سلاح برای ترسانیدن مردم تعریف کرده اند، اما از تعریف امام خمینی شرط سومی نیز برای آن به دست می آید که عبارت است از قصد افساد در زمین. مجازات محاربه کنندگان با خدا و رسول نیز در آیه مذکور چهار نوع تعیین شده است که عبارت اند از کشتن، بر دار زدن، بریدن دست و پای مخالف و تبعید از محل زندگی. در روایات برای تعیین حد محارب، سه روشِ ترتیب، تخییر و تخییر ترتیبی بیان شده که قول مشهور فقهای شیعه و به تبع آن در قانون مجازات اسلامی قول به تخییر است و انتخاب هر یک از حدود چهارگانه به اختیار حاکم واگذار شده است.
جدایی علم و دین در قرون وسطا و ابتدای رنسانس مطرح نبود، چرا که در آن اعصار بسیاری از دانشمندان علوم طبیعی، همزمان متکلمان و عالمان دینی جوامع خود نیز بودند. با ظهور علوم تجربی در قرن هفدهم، کم کم احساس استغنای از دین در دانشمندان علوم به وجود آمد و منجر به پیدایش خداباوری فارغ از وحی و سپس جریان روشنگری فرانسوی و در نهایت ماتریالیسم علمی شد. در قرن های هجدهم و نوزدهم به نظر رسید که علوم به پایان راه خود رسیده اند و به زودی جای دین را خواهند گرفت. چنین برداشتی تا نیمه اول قرن بیستم نیز ادامه داشت. در این بین فیلسوفان، متکلمان و حتی دانشمندان بر آن شدند تا با ارائه راه حل هایی، مشکل تعارض علم و دین را حل کنند. این نوشتار پس از مرور جریان های عمده فکری مرتبط با موضوع، راه حل های ارائه شده برای رفع تعارض علم و دین را نقد و بررسی می کند.
قاعده وزر یکی از قواعد فقهی استنتاجی است که می توان مفهوم آن را با اصل شخصی بودن مجازات ها در حقوق جزای عرفی منطبق دانست. از جمله آیه هایی که زیر بنای این قاعده را تشکیل می دهند آیه«ولاتزر وازره وزر اُخری» است به این مفهوم که «هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد». بر اساس اصل شخصی بودن مجازات ها تنها کسی را می توان تعقیب و مجازات کرد که مرتکب قتل مادی جرم شده باشد یا در تحقق اعمال مجرمانه همکاری کرده باشد و بستگان و نزدیکان مجرم از تحمل کیفر و تعقیب دستگاه قضایی در امان اند. قاعده وزر در حقوق اسلام و اصل شخصی بودن مجازات ها استثناهایی نیز داند.
جعل الله الصوم طهاره للقلوب، وسلامه للأبدان. و إذا تترتب علی الصوم کل هذه الفوائد، فبالطبع إنه کان موجودا لدی الشرائع السماویه الأخری، لأن الله لا یأمر عباده بشیء إلا وفیه فوائد روحیه، وجسدیه، ووجود الصوم فی الأدیان الأخری لا یحتاج إلی إقامه دلائل تاریخیه کثیره، لأن الله صرّح بهذه الظاهره الطیبه المبارکه فی الکتاب المبین إذا قال فی محکم آیات: یَا أیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ(البقره:183). یرید هذا المقال أن یدرس هذا المکتوب فی القرآن الکریم وفی الشّریعه الإسلامیه الغرّاء من ناحیه، وفی الأدب العربی من ناحیه أخری، لیبین أنه کان له تأثیره الواضح فی هذا الأدب الذی استمد مضامینه لدی کثیر من الشعراء مت القرآن و الإسلام. ومن الملاحظ أن هناک شعراء کثیرین ذکروا هذه العباده الإلهیه فی قصائدهم، إلا أننا اکتفینا بنماذج قلیقه جدا.
جامعه بشری برای اجرای قوانین و حفظ نظم و آرامش نیاز به نظام مدیریتی دارد. دین اسلام برای سعادت مسلمانان و اجرای صحیح قوانین آن به این موضوع توجه کرده و ولایت و امامت را قرار داده است. در قرآن متون دینی نیز مطالب زیادی در این باره ذکر شده است. پیامبر (ص) در غدیر خم تکلیف خلافت را روشن کردند تا زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نباشد. ادبیات شیعه نیز حق مطلب را ادا کرده و شاعرانی در این زمینه هنرنمایی کرده اند که ذکر اشعارشان خالی از لطف نیست.
شیعه برای دوازده نفر از اهل بیت پیامبر (دوازده امام معصوم بعد از ایشان) معتقد به منزلت تفسیری ویژه ای است و آنان را همانند رسول خدا مفسران برگزیده خدا، آگاه به همه معانی قرآن و مصون از خطا در فهم آن و علم کامل قرآن می داند؛ ولی اهل تسنن چنین شناختی ندارند و از آن دوازده نفر، فقط امیرالمؤمنین علی را از مفسران صحابی به شمار میآورند و سایر آنان را حتی از مفسران صحابی و تابعی نیز به شمار نیاورده اند. این مقاله مستندات این اعتقاد شیعه را بیان میکند و در آن برای اثبات اینکه اهل بیت پیامبر مفسران برگزیده خدا بوده اند، به حکمت خدا و نصوص امامت، حدیث ثقلین و برخی روایات صریح استدلال می کند و دلالت آیات «... وَمَا یَعْلَمُ تَاْوِیلَهُ إِلاَ اللهُ وَالرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ...» و «... وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ» بر اختصاص علم کامل قرآن به آنان را به گونه ای جدید تبیین می نماید.
فقیه، اصولی و مفسر گران قدر معاصر، آیت الله خویی، در کتاب البیان، نظریاتی جامع درباره-ی نسخ ارائه کرده و با استفاده از شروطی برای نسخ اصطلاحی، جز در یک مورد، ادعای نسخ سایر آیات را قابل مناقشه برشمرده اند. با توجه به این که مفهوم نسخ در زمره ی جعل اصطلاح نبوده و دارای آثار شرعی است؛ توسعه یا تضییق مفهوم آن، تنها در پرتو مبانی و ادله ی معتبر، قابل انجام است. در این مقاله، شروط متعددی که ایشان برای صدق نسخ قائل شده اند، استخراج شده است. سپس سه مبنای «صدق معنای لغوی»، «کاربردهای روایی و قرآنی» و «لوازم عقلی کلامی»، به عنوان مبانی لازم برای داوری درباره ی شروط تعیین شده است. در نهایت، «وجود تعارض مستقر» و «هم زمان نبودن تشریع و نسخ حکم»، به عنوان شروط اصلی و در رده ی بعد، انشاء بودن آیه ی منسوخ، شروط قابل قبول خواهند بود. با این فرض، بین آراء قرآنی، روایات و فتاوای فقهی تلائم برقرار خواهد شد؛ نیز باید تصریح کرد که منسوخ نبودن برخی آیات، در آثار فقهی این اندیشمند، انعکاس نیافته است