فریقین دربارة مفاد آیة وعد (نور: 55) و تعیین مصداق قوم موعود، در این آیه اختلاف نظر دارند. هرچند هیچیک از دو فریق، با توجه به عموم الفاظ آیه نمیتوانند تطبیق قوم موعود در این آیه را بر امام مهدى و یارانشان دستکم به مثابة یکى از مصادیق انکار کنند؛ دلیلى هم بر این انکار نیست. این پژوهش که به شیوة تحلیلى ـ انتقادى انجام یافته، بر این باور است که با درک ویژگى هاى قوم موعود و اطلاق تعابیر آیه ـ به ویژه تمکین و استقرار کامل دین و برقراری امنیتی فراگیرـ و با توجه به روایات فریقین و نیز پیوند مفاد این آیه با آیة سیطرة دین (توبه: 33) مى توان بر تطبیق آن بر عصر ظهور به عنوان یگانه مصداق، تأکید کرد.
فهم آیات قرآن و رسیدن به مراد خداوند مستلزم به کارگیری روش هایی است که بر مبانی استواری بنا شده باشند. شناخت بهتر این مبانی می تواند ما را در یافتن سر اقوال مفسران یاری رساند. از سوی دیگر، هرمنوتیک کلاسیک با هدف تنقیح مبانی و روش های فهم متن به وجود آمده و زمینه ساز تحولات فکری گسترده ای شده است. وجود دغدغه ها و رهیافت های مشابه، بهره گیری این دو حوزه از تجربیات مشترک یکدیگر را ضروری ساخته است. پژوهش حاضر با این هدف به بررسی اهم مبانی مشترک این دو دانش می پردازد
تفسیر علمی همزمان با آشنایی مسلمانان با معارف و دانش های دیگر جوامع و رشد و شکوفایی علمی در قرون سوم و چهارم رونق زیادی داشته است. استفاده از دستاوردهای علمی بشری با هدف اثبات اعجاز قرآن و نیز فهم بهتر آیات الهی در میان مسلمانان امری پذیرفته شده بود و بسیاری از دانشمندان و مفسران مسلمان به همین شیوه عمل کرده اند. سید مرتضی(۳۵۵- ۴۳۵هـ .ق) یکی از قله های فقه و کلام و تفسیر و ادب شیعی است. او دانشمندی عقل گرا و پیرو مکتب اصالت عقل است. در نظر او عقل مبنا و ملاک معرفت و شناخت جهان است.پایبندی سید مرتضی به رویکرد عقلی به دین چنان است که در طرد هر گزاره یا عقیده دینی مغایر با دلیل مسلم عقلی تردیدی به خود راه نمی دهد. درنظر او عقل مقامی همچون وحی دارد تا آنجا که می توان گفت که خداوند به وسیله دلایل عقلی با ما سخن می گوید و به حقایق رهنمون می سازد. یکی از نتایج عقل گرایی سید مرتضی، التزام به دستاوردهای مسلم و قطعی علم تجربی در فهم آیات قرآن است.او را می توان یکی از معتقدان به تفسیر علمی به معنای معتدل آن دانست که از دستاوردهای علمی زمان خود در فهم آیات و روایات بهره برده است. اساساً یکی از ملاک های او در ضرورت تاویل یک روایت یا یک آیه، عدم انطباق آن با قواعدی بوده که از نظر عقل و دانش زمان خویش مسلم انگاشته می شده است.
مقاله حاضر تفسیر آیات 25 تا 29 سورة بقره است که در آنها ویژگیهای بهشت، تمثیل به پشه، ویژگیهای فاسقان، معاد و آفرینش زمین و آسمان بیان شده است. حاصل تفسیر آیات مزبور عبارت است از:
آیة 25: بهشت محیطی مفرح برای زندگی میباشد و در آن انواع میوه ها آماده و نیاز جنسی بهشتیان تأمین است و اینان در آن جاودانه خواهند بود.
آیة 26: تمثیل برای رفع ابهام، امری قبیح نیست تا خدا ترکش کند. مؤمنان تمثیل خدا به پشه و غیر آن را حکیمانه میدانند و با آن هدایت میشوند، ولی کافران با نگاه منفی به آن گمراه تر میشوند.
آیة 27: دارندگان سه ویژگیِ نقض عهد الهی، قطع اموری که خداوند به وصل آنها امر کرده است و نفع نرساندن به افراد جامعه، زیانکاراند.
آیة 28: این آیه همة مردم را از کفر به خدا باز میدارد، با این استدلال که انسان موجودی بیجان بود که خداوند وی را زنده کرد، سپس میمیراند و زنده میکند.
آیة 29: تمام آنچه در زمین است برای بهره مندی انسان خلق شده و این، نشان ارزش والای انسان است که توجه به آن باعث میشود او خود را ارزان نفروشد.
گرایش تفسیری، تاثیر عقاید، نیازها، ذوق و تخصص مفسران در تفسیر قرآن است. مفسران شیعه نیز همچون دیگر مفسران قرآن، دارای گرایش های فقهی، کلامی، فلسفی، اجتماعی و ادبی بوده اند؛ هرچند مفسران شیعه همه این گرایش ها را در چارچوب مذهب اهل بیت‰ تعریف کرده اند. در این نوشتار به صورت مبسوط تاریخچه، ویژگیها، موضوعات گرایش های تفسیری و مهم ترین تفاسیر شیعه در هر مورد، معرفی شده است.
نیز یادآوری شده است: گرایش های تفسیری دیگری مثل گرایش عرفانی، حدیثی و علمی در میان شیعه وجود داشته است. در دهه اخیر نیز گرایش های میان رشته ای در تفاسیر، مثل تفسیر تربیتی، مدیریتی، سیاسی و... در مورد قرآن مطرح شده است.
قرآن،معجزه جاوید پیامبر خاتم(ص)،کتاب هدایت و رحمت،وسیله تشخیص حق از باطل(فرقان)،برهان و نور مبین و شفا است. از همین رو،در میان منابع اجتهاد و استنباط،قرآن معتبرترین و مقدس ترین معیار برای منابع دیگر است.از منظر امامیه،از نظر اعتبار و اهمیت،پس از قرآن،در حدیث؛ کتب اربعه:کافی،من لا یحضره الفقیه،تهذیب و استبصار،و در خطبه ها؛ نهج البلاغه،و در ادعیه؛صحیفه سجادیه است.اما،همه این ها فرع بر قرآن بوده و هیچ کدام از آن ها به اندازه قرآن قطعیت صدور ندارند.یعنی،اعتبارروایت کافی به سازگاری با قرآن بوده و هر حدیثِ ناسازگار با قرآن،بی اعتبار است.
موضوع این مقال دیدگاه ملاصدرا در عرفان و در نتیجه جایگاه ملاصدرا در بین فیلسوفان، متکلمان و عارفان است.حاصل این پژوهش اینست که حکمت صدرالمتألهین نه فلسفه» بحثی محض، نه کلام یا الهیات گذشتگان و نه عرفان بمعنای سنتی است و در نتیجه ملاصدرا نه یک فیلسوف بحثی محض، نه یک عارف بیاعتنا به مباحث فلسفی و نه متکلمی است که از نقل و جدل فراتر نمیرود، بلکه معرفت و حکمت کامل نزد او آنست که از همه» منابع اصیل معرفت، یعنی عقل، وحی و شهود عرفانی بهرمند باشد. عقلی که مؤید به وحی و شهود عرفانی نباشد ره بجایی نمیبرد و شهودی که بریده از وحی و تأملات عقلانی باشد مصون از شوائب نتواند بود و اتکا بنقل صرف نیز چیزی فراتر از علم تقلیدی نیست. حاصل بهرمندی از همة این منابع معرفت، حکمت متعالیه است که در بردارنده فلسفة متعالیه، الهیات متعالیه و عرفان متعالی است. او میکوشد یافته های فلسفی را شهودی و مشهودات عرفانی را برهانی کند و برای هردو، مؤید وحیانی بیابد. در این راه وی اصالت و وحدت وجود را برهانی میکند و فلسفه و عرفان را در اساسیترین مسئله مشترکشان به وحدت میرساند. غایت این حکمت نیل به سعادت است. و سعادت و کمال نهایی در تحصیل معرفة الله است که جز با تعقل، تهذیب نفس و پیروی از شریعت بدست نمیآید. بر این مبنا، وی ضمن رد مجادلات کلامی و فلسفی بیحاصل، به نقد عارف نمایانی میپردازد که یا در بُعد معرفتی و یا در بُعد سلوکی و رفتاری و یا در هر دو جهت دچار لغزشند. بدینسان او هم منتقد کلام، فلسفه و عرفان است و هم احیاگر کلام، فلسفه و عرفان و آن نقد مقدمه این احیاست.