با ظهور اسلام هنر کتابت و کتاب آرایی جایگاه والایی نزد مسلمانان پیدا کرد. چرا که صفحات کتاب الهی همواره محمل غنی ترین هنرها و آرایه های هنری بودند که زیبایى شناسى آن بیانگر پیوند نظام مندی بین عناصر تصویری و متن قرآن می باشد. یکی از این ویژگی ها در نظمی موسوم به تقارن بازتابی نمود پیدا کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با هدف شناخت ویژگی های زیبایی شناسانه، تقارن بازتابی موجود در سوره بقره کتابت شده در قرآن 1529 آستان قدس رضوی را مورد تدقیق قرار می دهد. و سپس کانونِ قرارگرفتن حروف را در دیگر نسخ مشابه مطابقت می دهد. نتایج حاصل از مطالعات کتابخانه ای برپایه علم آمار نشانگر این مطلب است که کاتبان این مصاحف، بی آنکه تحت تأثیر مستقیم کار همدیگر باشند، توانسته اند به نظم هندسی و آهنگین واحدی در بطن آیات نزدیک شوند. چنین امری علاوه بر توصیف هنر زیبای ایرانی، بیانگر اعجاز مستتر در کلام الهی است که پیروان خویش را مفتون خویش ساخته است.
قرآن حکیم مصداق بارز جامع الکلم است. تکلیم این جامع از خدای سبحان و استماع و دریافت آن از حضرت ختمی نبوت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم) است، هوش و گوش پیروان آن حضرت از استماع و دریافت سروش آن جامع الکلم طرفی می بندد. معارف فراوان این جامع وحیانی به علوم قرآنی و معانی آن منقسم اند. گسترش این دو فنّ مایه تدوین جداگانه رشته قرآن شناسی و علم تفسیر قرآن است هرچند بخش مهم ادله قرآن شناسی را خود قرآن در مطاوی آیات خویش بیان نموده و فن تفسیر ضمن تبیین مفاهیم قرآنی آن ها را شکوفا می کند. جریان انزال و تنزیل و تفاوت نزول دفعی و تدریجی آن از مباحث روشن قرآن شناسی است و در بسیاری از کتاب های عهده دار فن علوم قرآنی مطرح شده است. آنچه در این نوشتار کوتاه ارائه می شود دو عنصر محوری قرآن شناسی است یکی تمایز بین انزال یا تنزیل به معنای به پایین انداختن و بین انزال یا تنزیل به معنای به پایین آویختن است و دیگری تبیین مسیر نزول و فرود و صراط تنزّل آن جامع الکلم است. با روشن شدن این دو عنصر محوری از عناصر علوم قرآنی فرق اساسی تجلّی و تجافی معلوم شده و قلمرو فراز و فرود معارف وحیانی روشن می شود. البته این دو عنصر محوری در ضمن چند عنوان ارائه می شود.
حدیث که یکی از منابع مهم و ارزشمند برای دستیابی به دین الهی است از بدو پیدایش خود تا به امروز با آسیب های متعددی چون جعل، از بین رفتن، نقل به معنا، تقطیع، تصحیف و اشتباهات نساخ روبه رو بوده است. با وجود اهمیت عین الفاظ و عبارات و ترتیب دعاها و اذکار و اوراد، حتی آنها نیز از گزند این آسیب ها در امان نمانده اند؛ از آنجا که لازم است حتی-المقدور ادعیه و اذکار به همان صورتی که از معصوم علیه السلام صادر شده است خوانده شوند تصحیح این متون ضرورت می-یابد. در این نوشتار از اختلافات موجود در یکی از تعقیبات نماز عصر و لزوم تصحیح متون روایی با روش علمی آن سخن خواهد رفت و به وجود فرازی نادرست در آن اشاره خواهد شد، سپس عبارت تصحیح شده را بیان خواهد کرد.
قرآن،کتابی آسمانی است که برای هدایت مردم نازل شده واز این هدایت،به خروج از تاریکی به سوی نور،تعبیر شده است.نگاهی اجمالی به قرآن کریم نشان می دهد که آیات قرآنی،سرشار از طرح موضوعات فرهنگی،عوامل اعتلا و انحطاط فرهنگی در جوامع می باشد. امروزه یکی از مسائلی که دامنگیر جوامع اسلامی و به ویژه جوانان می باشد تقلید های نسنجیده،از فرهنگ غربی،از خود بیگانگی و کم رنگ شدن هویت دینی است. با توجه به جایگاه بلند قرآن،واهمیت فرهنگ در اسلام،شناسایی عوامل،مظاهر و بازدارنده های انحطاط فرهنگی،از منظر قرآن اهمیت به سزایی دارد؛زیرا، حضور قرآن در عصر حاضر،جوامع اسلامی را از تهاجم فرهنگی در امان می دارد. پژوهش حاضر،در جهت ریشه یابی انحطاط جوامع بشری ، مصادیق آن چگونگی درمان از دیدگاه قر آن تدوین شده است.بی شک تصویر جامعه هایی ـ که در گذشته، مسیر انحطاط فرهنگی را پیموده و به سرانجام شوم آن دچار شده اند،ـ به منظور عبرت آموزی پیروان وحی الهی،صورت گرفته است. این مقاله،برپایە جست جوی کتابخانه ای،از منابعی هم چون قرآن کریم، نهج البلاغه،بحارالانوار،اصول کافی و…انجام گرفته است.هم چنین تلاش شده که با نگاهی تحلیلی،به موضوع پرداخته و در پایان،بتوان نتایج کاربردی از آن به دست آورد.
پروژه «پژوهشى* جامعهشناسانه در قرآن» در سه مرحله اجرایى، استخراج گزارههاى جامعهشناسى و طبقهبندى موضوعى و تبیین تفسیر نظرى موضوعات سامان یافته است که مرحله نخست آن در مدت هفت سال در دفتر تبلیغات اسلامى خراسان اجرا گردیده است. روش تحقیق این پژوهش در مراحل زیر ساماندهى گردیده است: 1- تشخیص آیات شریفهاى که به مباحث اجتماعى مىپردازد. 2- تجزیه و تفکیک مباحث تفسرى ذیل هر آیه شریفه (در چهار تفسیر راهنما، المیزان، نمونه و مجمع البیان) به عناصر و مفاهیم اصلى و فرعى و نیز عرصهها، موقعیتها، شرایط و نوع و چگونگى روابط بین مفاهیم. 3- تطبیق و معادل سازى عناصر و مفاهیم و روابط مشخص شده به زبان جامعهشناسى. 4- تنظیم و ارائه مطالب به دست آمده (در نتیجه تطبیق و ترجمه) در قالب گزارههاى منطقى (آگزیوماتیزه کرده مطالب به دست آمده). 5- مباحثه گروهى و نظارت و تأیید نهایى. پس از طى مراحل یاد شده گزارههاى به دست آمده در قالب طرحى دیگر، طبقه بندى موضوعى و سپس هر طبقه به صورت نظرى تبیین و تفسیر خواهد شد. . طرح مورد نظر تحت عنوان «مفاهیم اجتماعى در تفسیر راهنما» تعریف و اجرا گردیده است.