آیات مربوط به آسمانها در قران حتی صرفنظر از جنبه اماری وعددی آن بسیار متنوع جالب و شکفت انگیز است ودر بسیاری موارد نمایانگر جنبه اعجاز علمی قران کریم می باشد شمارگان بالای آیاتی که واژه سما در انها بکار رفته خود گوئی امری معنی دار است در برخی ایات این مجموعه سما به معنی آسمان قابل مشاهده و محسوس تعریف شده است که در انها ساختار فیزیکی و پدیده های طبیعی مربوط به آسمان تبیین گردیده است و در دسته دیگری از آیات بعنوان آسمان که از دیده ما پنهان ودر عوالم غیب است و تدبیر امور و مقدرات این عالم در آن جا شکل می گیرد مورد عنایت واقع شده است.
«قسط» یکی از مفاهیم کلیدی در قرآن کریم و ناظر به انگاره عدالت است. این انگاره در حوزه های مختلف علوم انسانی نظیر علوم سیاسی، اقتصاد، حقوق و مطالعات اجتماعی مورد توجه است. گرچه عالمان مسلمان - و از جمله لغت شناسان- درباره مفهوم قسط مطالعه کرده و درنهایت مؤلفه های معنایی «عدالت» و «سهم و نصیب» را برای آن برشمرده اند، اما ازآنجاکه مفهوم عدالت، خود تیرگی معنایی دارد و مؤلفه هایش روشن نیستند، همچنان جای یک مطالعه معناشناختی درباره این مفهوم کلیدی قرآنی حس می شود. نگارنده در این مقاله قصد دارد با بهره گیری از نظریات مختلف در حوزه معناشناسی، نظیر روابط هم نشینی، حوزه های معنایی و مؤلفه های معنایی و نیز استفاده از روش های متنوع زبان شناسی تاریخی مانند ریشه شناسی، گونه شناسی و مطالعات زبان های سامی، تحلیلی معناشناختی از واژه قرآنی «قسط» ارائه دهد. در قدم اول مؤلفه های معنایی واژه قسط براساس ریشه شناسی این واژه کشف می شوند. در قدم بعد نیز با استخراج حوزه های معنایی کاربرد قسط در قرآن کریم، حضور این مؤلفه های معنایی در بافت کاربرد آیات سنجیده خواهد شد. نتیجه آنکه قسط دارای مؤلفه های معنایی «قانون»، «حق و نصیب» و «حق و راستی» است و در قرآن کریم، در حوزه های احکام حقوقی، احکام قضایی، احکام معاملات اقتصادی و عدالت در کنش های اجتماعی به کار رفته است.
بخش فراوانی از آیات قرآن کریم را بیان داستان های پیشینیان تشکیل می دهد. خداوند در این داستان ها از روش ها و اسلوب های خاصی برای بیان رویدادهای تاریخی و سرگذشت پیشینیان بهره برده است که در سایه آنها تصاویر زیبایی را می آفریند و حوادث و رویدادهای تاریخی را به بهترین شکل بیان می نماید، و از این طریق پیام های قرآن در دل و جان مخاطب نفوذ می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به مطالعه علمی این روش ها در داستان های قرآن می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد خداوند از روش های متعددی برای بیان داستان ها بهره برده است، برخی از مهم ترین این روش ها عبارتند از: تکرار برخی فرازهای داستان ها، معرفی و شناساندن اسوه ها در داستان های قرآن، بهره گیری از روش تبلیغ غیر مستقیم، بهره گیری از روش شخصیت پردازی در داستان های قرآن، بهره گیری از روش گفتگو در ارائه هر چه بهتر مقصود، بهره گیری از اسلوب استفهام، بارز کردن نقش توده مردم در سازندگی و جهت دهی به جامعه از طریق داستان و برخی موارد دیگر.
مسأله «تحدی» یکی از اصلی ترین مسائل حوزه اعجاز و به ویژه اعجاز قرآن کریم است که در تعریف معجزه نقشی بنیادی دارد. قرآن در آیات متعددی به صراحت همگان را بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی به مبارزه طلبیده است، لیکن در مراتب و دامنه تحدی و اوصاف کیفی و کمّی متن معارض، اختلاف نظرهای اساسی رخ داده و شبهاتی طرح شده که لازم است با رفع برخی ابهام ها و اتخاذ مبانی دقیق بر پایه مفاهیم آیات تحدی، شبهات رفع و دفع شود.
نگارنده در پژوهشی تازه در آیات تحدی می کوشد با تحلیلی بر پایه قراین پیوسته آیات، مراتب و دامنه تحدی را باز شناسد. با این رویکرد پرسش های زیر تعقیب می شود:
1. کمّیت مورد نظر قرآن در تحدی ثابت یا متغیر و در هر فرض چگونه است؟
2. با توجه به قراین پیوسته آیات تحدی، آیا منطق تنزّلی قابل طرح است؟
3. نسبت سیر تنزیلی آیات تحدی با منطق تنزّلی مراتب تحدی چیست؟
4. آیا ملاک مورد نظر در تحدی با گذر زمان تغییر می پذیرد یا خیر، و بر پایه هر یک، چه نتایجی به دست می آید؟
5. دلیل استفاده از ملاک های متفاوت برای تحدی در آیات تحدی چیست؟
روایات و آثار منقول معاصرانِ نزول، بخشی از واقعیت تفسیر قرآن را به خود اختصاص داده و قرآن پژوهان همواره توجه ویژه ای به این روایات داشته اند. این در حالی است که علّامه طباطبائی در تفسیر «المیزان»، منهج تفسیر قرآن به قرآن و بی نیازی آن از روایات تفسیری را مطرح کرده است.
این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی درصدد بررسی مبنای مرحوم علّامه در مورد جایگاه روایات تفسیری و میزان و کیفیت کاربرد روایات تفسیری در تفسیر «المیزان» است. بنا بر تصریح علّامه، تفسیر برخی از الفاظ مبهم آیات یا دستیابی به تفسیر برخی از آیات مشکل، نیازمند مراجعه به تفسیر پیامبر است. از دیگر سو، مرحوم علّامه در بیان روش صحیح تفسیر، استفاده از روایات در موارد ممکن را لازم می شمارد. افزون بر این مبانی، علّامه در تفسیر خود، ذیل بسیاری از آیات، به گونه های مختلف، از روایات تفسیری بهره جسته است.