نوشتار حاضر درباره یکى از بحث هاى مهم فلسفه حق است و آن اینکه آیا «حق» در کاربرد «حق داشتن» از نظر علامه طباطبائى امرى تکوینى است یا اعتبارى؟ به این معنا که وقتى حق داشتن در سیاست و حقوق و اخلاق به کار مى رود، با قطع نظر از جعل جاعل آیا واقعیت نفس الامرى دارد یا امرى اعتبارى است؟ با توجه به اینکه علامه طباطبائى از شخصیت هاى برجسته و صاحب نظر در علوم انسانى بوده و نظرش در مسئله حق تأثیرگذار است، نوشتار حاضر به بررسى نظر ایشان در این زمینه مى پردازد و درصدد اثبات این مدعاست که طبق مبانى و اندیشه هاى ایشان در تفسیر شریف المیزان، چنین نیست که حق فقط ماهیتى اعتبارى داشته باشد؛ بلکه ایشان براى حق ماهیتى دوگانه (اعتبارى و تکوینى) قایل است. تبیین اطلاعات در این پژوهش به روش تحلیل عقلى و انتقادى بوده و جمع آورى اطلاعات به صورت مطالعه اسنادى انجام شده است.
مسئله مهدویت و اندیشه ظهور مهدی موعود(عج) در آخرالزمان، در دین مبین اسلام مسئله ای اصیل، ریشه دار و باسابقه است که هرگز با گذشت زمان، کهنه و فرسوده نمی شود. با توجه به لزوم شناخت امام عصر(عج) در مذهب شیعه و به ویژه در کشور ما، پژوهش حاضر به بررسی میزان انتظار فرج، حیطه های مختلف آن و رابطه اش با ویژگی های جمعیت شناختی در دانشجویان دانشگاه های پیام نور استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است.
روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است و برای نمونه گیری از روش خوشه ای چندمرحله ای استفاده شده است. به این ترتیب که با انتخاب تصادفیِ پنج دانشگاه پیام نور شهرکرد، بروجن، فارسان، فرخ شهر و گندمان _ که تعداد دانشجویان آن ها در مجموع 15175 نفرند _ به تناسب تعداد دانشجویان آن ها 362 نفر را برگزیدیم. ابزار اندازه گیری، شامل پرسش نامه سنجش انتظار فرج و پرسش نامه مشخصات جمعیت شناختی شامل جنسیت، وضعیت تأهل، سن، رشته تحصیلی، وضعیت اقتصادی و دانشگاه است. پایایی پرسش های سنجش انتظار فرج از طریق ضریب آلفای کرونباخ 86/0 برآورد شده است. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون نرمال استاندارد، تی مستقل زوجی و آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل گردیده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد انتظار ظهور در بین دانشجویان از سطح متوسط بالاتر است و آن ها منتظر ظهور حضرت هستند. در میان حیطه های گوناگون انتظار فرج، بیشترین درصد پاسخ های موافق و کاملاً موافق دانشجویان به اهمیت داشتن سلامتی و آرامش حضرت اختصاص دارد. از میان متغیرهای جمعیت شناختی دانشجویان، تنها جنسیت، سن و دانشگاه با میزان انتظار فرج آن ها دارای رابطه ای معنادار است.
یکی از موضوعات اساسی در شناخت حقیقت ایمان، تبیین چگونگی علم و معرفتی است که شایستگی مبنا یا مقوّم بودن برای ایمان به خدا و سایر متعلَّقات ایمان دینی را دارا است. هدف این نوشتار بررسی نسبتِ میان معرفت فلسفی و ایمان و عدم کفایت این دو نوع معرفت در مقایسه با معرفت شهودی، در تحقق و کمال ایمان حقیقی از منظر شبستری است که با استناد به آثار ا و به ویژه منظومه ی معروف گلشن راز، انجام می گیرد. در این پژوهش دلایل نارسایی ها و محدودیت های معرفت فلسفی در ارائه ی معرفتی تام و ایجابی از خدا، که مبنا یا مقوّم ایمانی شاهدانه به او است، و تفاوت میان معرفت بسیط و مرکّب، و مفهوم دقیق ایمان از منظر این عارف بررسی می شود. سپس ساحت های فراسوی ایمان و کفر، یعنی منزل فنا و سکر و دلال، از منظر وی، مورد کنکاش قرار می گیرد. نتیجه ای که از این بررسی به دست می آید، این است که ایمان حقیقی و شاهدانه، تنها از راه معرفت شهودی و طریقه ی تصفیه و تزکیه ی نفس امکان پذیر است و با سلوک در این طریقه است که عقل از شکوک و اوهام و خودخواهی ها و شوائب خیال و وهم رها می شود.